WEBVTT

00:00.810 --> 00:03.230
‫و اون‌جا بود که بالأخره فهمیدم...

00:03.450 --> 00:06.360
‫که اون تقلیدگرِ جک قاتل بوده.

00:06.590 --> 00:14.410
‫که یعنی اگه قاتل رو ظرف 40 روز دستگیر نکنیم، ممکنه ناپدید بشه.

00:14.650 --> 00:18.780
‫یه اتفاق دیگه هم افتاده که منو نگران می‌کنه.

00:19.290 --> 00:23.500
‫اوئجی کِیجی بدون شک یکی از زندانی‌های خالکوبی‌داره.

00:23.500 --> 00:26.790
ساپورو

00:23.500 --> 00:26.790
آساهیکاوا

00:23.770 --> 00:26.790
اوتاشینای

00:24.460 --> 00:26.790
‫داره به ساپورو نزدیک و نزدیک‌تر می‌شه!

00:24.770 --> 00:26.790
ایوامیزاوا

00:25.770 --> 00:26.790
اِبِتسو

00:27.030 --> 00:30.180
‫قراره توی ساپورو چه اتفاقی بیفته؟

00:30.740 --> 00:33.710
‫همه‌ی شما لطفاً دنبالم بیاین!

00:31.110 --> 00:33.720
کامویی طلایی

00:33.710 --> 00:36.010
‫می‌ریم به ساپورو!

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:33.720 --> 00:36.010
کامویی طلایی

00:36.010 --> 00:41.040
ســـاپـــورو

00:37.850 --> 00:41.390
‫یه مغازه‌ای همین نزدیکیا هست که کاری‌های خوشمزه‌ای می‌فروشه.

00:41.830 --> 00:44.200
‫بریم با آبجوی ساپورو بزنیمش بر بدن که بشوره ببره؟

00:41.830 --> 00:46.670
<b>شهر تجدید دیدار</b>

00:41.830 --> 00:46.670
<b>شهر تجدید دیدار</b>

00:41.900 --> 00:46.670
<b>قسمت پنجاهم</b>

00:41.900 --> 00:46.670
<b>قسمت پنجاهم</b>

00:44.200 --> 00:46.730
‫با این لباسا جلب توجه می‌کنیم.

00:46.730 --> 00:49.650
‫آبنبات خوشمزه دارم!

00:51.150 --> 00:52.780
‫چی شده، تونی آنجی؟

00:53.000 --> 00:55.640
‫اون صدا برام آشنا بود.

00:55.640 --> 00:57.080
‫صدای کی بود؟

00:57.080 --> 00:58.160
‫اوئجی.

00:58.500 --> 01:02.910
‫عــــه؟ اون... شیطان.

01:03.350 --> 01:06.740
‫تارو! تارو!

01:06.740 --> 01:08.880
‫دنبال کی می‌گردی؟

01:10.780 --> 01:12.760
‫تارو سگمه.

01:12.760 --> 01:15.460
‫دیروز هم دنبالش می‌گشتی، مگه نه؟

01:15.460 --> 01:17.760
‫هوممم. یه سگ سفیدو ندیدی؟

01:18.170 --> 01:20.970
‫کنار دماغش یه لکه‌ی سیاه داره؟

01:20.970 --> 01:23.450
‫آره! سگی که می‌گی، تاروـه!

01:23.450 --> 01:25.730
‫یه‌کم پیش اون‌جا دیدمش!

01:26.170 --> 01:27.560
‫جـــدی؟!

01:28.440 --> 01:32.820
‫اولین باری که اوئجی کیجی توی
‫زندان اومد سراغم که باهام حرف بزنه رو یادمه.

01:33.210 --> 01:39.950
‫گفت بیرون از زندان که مشغول کار بوده، یکی که
‫ادعا می‌کرده عمه‌ی منه باهاش صحبت کرده.

01:40.420 --> 01:43.910
‫من روحمم خبر نداشت که یه عمه دارم.

01:44.450 --> 01:46.760
‫گویا گفته می‌خواد بیاد ملاقات من،

01:46.760 --> 01:50.250
‫ولی براش عار بود که بخواد بگه فامیل بوتاروی راهزنه.

01:50.250 --> 01:52.920
‫شوهرش یه ارتباطایی با دولت داشته.

01:53.420 --> 01:59.110
‫هرازگاهی که اوئجی از کارِ بیرون برمی‌گشت، می‌گفت که اون زنو دیده.

01:59.540 --> 02:03.930
‫سال‌ها ازم می‌پرسید که اومده ملاقاتم یا نه.

02:04.710 --> 02:06.750
‫منم منتظر عمه‌م موندم.

02:07.070 --> 02:09.850
‫آخه تنها فامیلِ زنده‌م بود.

02:10.410 --> 02:14.250
‫یه‌روزی با اوشیاما تاتسوما هم‌سلولی شدم،
‫که می‌گفت موقع کارای بیرون از زندان...

02:14.250 --> 02:16.360
‫با اوئجی جیک‌توجیک بوده.

02:16.780 --> 02:20.610
‫و بهم گفت هیچ‌وقت همچین زنی رو ندیده.

02:21.190 --> 02:25.080
‫درموردش از اوئجی سؤال کردم، اونم یه نگاه بهم انداخت و زد زیر خنده.

02:25.560 --> 02:28.930
‫اون خوشش میاد قیافه‌ی ناامید آدما رو ببینه.

02:29.460 --> 02:31.610
‫تارو کجاست؟

02:31.610 --> 02:33.300
‫این‌جا دیدیش؟

02:33.300 --> 02:40.970
‫من... خوشم میاد قیافه‌ی کسایی که الکی امیدوار
‫می‌شن و بعدش حسابی ناراحت می‌شن رو ببینم.

02:41.550 --> 02:46.810
‫بهترین قیافه‌ای که موقع ناامیدی دیدم، قیافه‌ی بابام بوده!

02:48.310 --> 02:51.310
‫واقعاً بهترینش بود!

02:53.140 --> 02:54.320
‫تارو کجاست؟

02:54.320 --> 03:00.030
‫هر روزِ خدا دعا می‌کنم که یه‌چیزی بهتر از اونو ببینم و حالی‌به‌حولی می‌شم.

03:00.030 --> 03:07.700
‫ولی یه چیز دیگه هم توی ذهنم هست که حالی‌به‌حولیم
‫ می‌کنه... اونم کشتن و خاک کردن پسرای همسن توـه!

03:08.120 --> 03:13.800
‫دلم می‌خواد آدم به‌دردنخوری که قبل از
‫انجام دادن این خالکوبی بودم رو بکشم... و خاکش کنم!

03:14.130 --> 03:15.960
‫تارو کجاست؟

03:15.960 --> 03:19.470
‫حسِ دیدن ناامیدی آدما...

03:19.470 --> 03:22.220
‫حس کشتن پسرای کوچیک...

03:22.590 --> 03:25.420
‫اینا دوتا احساسن که منو حالی‌به‌حولی می‌کنن.

03:25.420 --> 03:28.310
‫باید باهاشون چیکار کنم؟

03:28.780 --> 03:33.190
‫فکر کنم اگه پسری که قیافه‌ش پر از ناامیدی باشه رو بکشم،

03:33.190 --> 03:35.520
‫این احساساتم از بین می‌رن!

03:38.040 --> 03:43.320
‫پس بیا ببینیم اگه من بزنم کمر کوفتیت رو بشکنم قیافه‌ت چه شکلی می‌شه.

03:43.950 --> 03:45.000
‫اوهی...

03:45.210 --> 03:46.990
‫او ـ اوهیاما-سان؟

03:46.990 --> 03:51.540
‫اوووه! ممه‌های اون زنه این‌قدر گنده‌ست که دارن کشیده می‌شن روی زمین.

04:02.120 --> 04:04.640
‫قیافه‌تو می‌کنم شکل یه اختاپوس له‌شده.

04:07.640 --> 04:08.590
‫عه‌وا؟

04:09.690 --> 04:11.190
‫یه‌لحظه گوش کن!

04:11.190 --> 04:13.020
‫بهت یه چیز خفن نشون می‌دم!

04:13.500 --> 04:15.740
‫یه‌چیزی که خیلی فوق‌العاده‌س!

04:15.740 --> 04:19.030
‫یه ربطی به جایی که طلاها هستن داره!

04:19.030 --> 04:21.180
‫فهمیدم، فهمیدم.

04:24.530 --> 04:27.580
‫فقط همینو تو چنته داری؟

04:39.610 --> 04:41.920
‫اون الان... اوشیاما بود؟

04:44.970 --> 04:47.160
‫برنج با کاری خوشمزه‌ست هـــا.

04:48.540 --> 04:50.450
‫ای بابا...

04:50.450 --> 04:54.250
‫ببخشید، می‌شه یه قاشق دیگه بیارین؟

04:58.850 --> 05:00.020
‫چی شد؟

05:00.290 --> 05:02.340
‫دوباره همدیگه رو دیدیم، خانم.

05:02.340 --> 05:04.350
‫دودول-سنسه؟!

05:04.760 --> 05:05.720
‫اوشیاما؟!

05:27.580 --> 05:28.750
‫دیگه بس کنین.

05:28.750 --> 05:30.550
‫نمی‌خوام جفتتون بمیرین.

05:30.550 --> 05:33.960
‫راست می‌گه! آروم بگیرین!

05:33.960 --> 05:35.390
‫با حرف‌زدن حلش کنین!

05:56.510 --> 05:58.400
‫یکی جلوشونو بگیره!

05:58.400 --> 05:59.720
‫اوشیاما-سان؟

06:02.260 --> 06:03.550
‫یـــو، راهزن.

06:03.550 --> 06:04.840
‫مشتاق دیدار.

06:07.770 --> 06:09.010
‫فایده نداشت.

06:09.970 --> 06:12.010
‫بس کنین بچه‌ها!

06:15.110 --> 06:16.930
‫کادوکورا، خوبی؟

06:16.930 --> 06:18.900
‫فکر کنم یه‌جاییم پیج خورده.

06:18.900 --> 06:21.610
‫چرا شماها اومدین ساپورو؟

06:21.880 --> 06:23.950
‫اوشیاما، برو کنار.

06:31.480 --> 06:36.200
‫اگه جلوشونو نگیریم، سروکله‌ی پلیس و گردان هفتم پیدا می‌شه!

06:36.490 --> 06:40.090
‫کیراوشی، احتمالاً آریکو و اوگاتا همین اطرافن!

06:40.090 --> 06:41.330
‫برو بگیرشون!

06:41.710 --> 06:42.540
‫اوگاتا؟!

06:43.770 --> 06:45.590
‫اوگاتا این‌جاست؟

06:46.490 --> 06:48.800
‫نقاب‌پوش، اوگاتا این‌جاست!

06:49.230 --> 06:51.140
‫اوگاتا! نقاب‌پوش!

06:51.370 --> 06:53.930
‫او! گـــــا! تــــــا!

06:55.410 --> 06:58.540
‫گفت گربه‌ی وحشیم یه جایی همین نزدیکیه؟

06:55.410 --> 06:58.540
‫گفت گربه‌ی وحشیم یه جایی همین نزدیکیه؟

06:58.910 --> 07:02.920
‫ای وای! دیگه واسه فاصله گرفتن ازش دیره!

06:58.910 --> 07:02.920
‫ای وای! دیگه واسه فاصله گرفتن ازش دیره!

07:03.380 --> 07:05.750
‫یه‌کم صبر کن، گربه‌جون.

07:03.380 --> 07:05.750
‫یه‌کم صبر کن، گربه‌جون.

07:06.130 --> 07:09.130
‫من از دریاها رد شدم که به تو برسم.

07:06.130 --> 07:09.130
‫من از دریاها رد شدم که به تو برسم.

07:09.130 --> 07:10.610
‫اون تفنگ منه!

07:11.880 --> 07:14.100
‫آروم بگیر، نقاب‌پوش.

07:14.100 --> 07:15.830
‫قاشق لازم نداری.

07:16.350 --> 07:18.350
‫گربه‌م کجاست؟

07:16.350 --> 07:18.350
‫گربه‌م کجاست؟

07:22.710 --> 07:24.460
‫خب، خب...

07:25.110 --> 07:30.290
‫اگه الان شلیک کنم، قشقرقی به پا می‌شه که نگو.

07:38.390 --> 07:39.810
‫چی شد؟

07:40.180 --> 07:42.960
‫آشیریپا-سان، برو یه جای امن!

07:42.960 --> 07:45.230
‫بابت اتفاق زندان آباشیری، تقاص پس می‌دی؛ هیجیکاتا توشیزو!

07:45.590 --> 07:48.350
‫من و آشیریپا-سانو از هم جدا کردی!

07:48.350 --> 07:51.150
‫به‌خاطر همین قضیه، اوگاتا شلیک کرد توی سرم!

07:51.150 --> 07:53.030
‫عه؟ جدی می‌گی؟

07:53.280 --> 07:56.120
‫باید توی آباشیری می‌کشتمت.

07:56.120 --> 07:57.990
‫بیا بکش بینم، پیریِ گوزو!

07:58.290 --> 08:01.540
‫می‌دونستم میای سر راهم و مزاحمم می‌شی.

08:01.910 --> 08:03.710
‫معلومه که میام سر راهت!

08:04.130 --> 08:08.450
‫نوپّرابو و تو، هیجیکاتا توشیزو، می‌خواین
‫آشیریپا-سان تبدیل به خدایی واسه آینوها،

08:08.450 --> 08:11.970
‫و درعین‌حال یه جنگجو برای جدایی‌طلبیشون بشه. مگه نه؟

08:11.970 --> 08:15.010
‫افکار من یه‌کم متفاوتن.

08:15.470 --> 08:18.320
‫ما با سربازهای زن یا بچه احتیاجی نداریم.

08:18.320 --> 08:23.030
‫ولی اگه به آینده‌ی مردمشون اهمیت نمی‌دن،

08:23.030 --> 08:25.480
‫می‌تونن توی کوهستان‌ها با بی‌خیالی زندگی کنن.

08:25.720 --> 08:28.570
‫پس... لازم نکرده شما دوتا همو بکشین!

08:31.850 --> 08:33.000
‫بهم بگو...

08:33.380 --> 08:37.280
‫توی آینده‌ای که تو می‌بینی، چه اتفاقی
‫واسه آینوها میفته، هیجیکاتا توشیزو؟

08:39.290 --> 08:43.620
‫با این سرعت، منابع چوب هوکایدو خشک می‌شن.

08:43.620 --> 08:47.420
‫من ‫استخراج زغال‌سنگ رو پایه‌ی اقتصادی جمهوری اِزو می‌کنم.

08:43.620 --> 08:47.420
‫جمهوری اِزو: هوکایدو

08:48.350 --> 08:54.300
‫افرادی رو از خارج از کشور میارم تا معدن‌ها
‫رو توسعه بدن و سرزمین‌مون قدرتمند شه.

08:54.560 --> 08:58.710
‫مردم یاماتو همیشه به‌تنهایی توی سرزمین اصلی زندگی کرده‌ن.

08:58.710 --> 09:01.650
‫اما آینوها نسل‌هاست که در کنار اقلیت‌های خاور دور،

09:01.650 --> 09:05.410
‫و همین‌طور روس‌ها، زندگی کرده‌ان.

09:05.410 --> 09:08.020
‫اونا می‌تونن رابطی باشن که سرزمینی متشکل از قومیت‌های مختلف رو می‌سازن.

09:08.470 --> 09:11.090
‫آینوهای هوکایدو و آینوهای کارافتو.

09:11.090 --> 09:16.310
‫و لهستانی‌های چشم آبی که تزارهای روسی بهشون ظلم کرده‌ان.

09:16.310 --> 09:19.780
‫آشیریپا، تویی که خون اونا رو توی رگت داری؛

09:20.020 --> 09:25.040
‫مناسب‌ترین فرد برای حکومت به این سرزمین چندفرهنگی هستی.

09:27.070 --> 09:28.540
‫جمهوری اِزو؟

09:28.540 --> 09:31.610
‫بهتر از هدف ستوان تسورومیه، ولی نه خیلی...

09:32.820 --> 09:37.650
‫هیچ‌جوره دلم نمی‌خواد گردان هفتم، طلاهای آینو رو بگیرن.

09:37.650 --> 09:42.180
‫ستوان تسورومی همه‌ی پوست‌های خالکوبی‌شده‌ای که سوگیموتو داشت رو ازش گرفت.

09:42.550 --> 09:50.230
‫ولی ما پوست‌هایی داریم که نه تسورومی، و نه تو هیجیکاتا، ازشون خبر ندارین.

09:50.850 --> 09:52.860
‫ما باید باهم همکاری کنیم.

09:54.810 --> 09:57.140
‫اون دختر... آشیریپاست؟

09:57.140 --> 09:59.990
‫نسبت به آخرین باری که دیدمش، عوض شده.

10:00.500 --> 10:02.740
‫جلوی اون جنگجوهای پرغرور، با قدرت وایساده.

10:04.490 --> 10:07.410
‫آه... اوئجی رو یادم رفت.

10:15.540 --> 10:18.470
‫پوست بوتارو و ماتسودا هِیدا رو نشونت می‌دم.

10:18.730 --> 10:22.120
‫پس ازت می‌خوام تو هم پوستایی که داری رو نشونم بدی.

10:22.550 --> 10:26.270
‫ما هنوز همه‌شونو نداریم واسه همین نمی‌تونیم کد رو رمزگشایی کنیم.

10:26.270 --> 10:27.750
‫ولی می‌خوام ببینمشون.

10:29.210 --> 10:31.770
‫اگه فقط تو ببینی‌شون، اجازه‌شو می‌دم.

10:34.200 --> 10:35.630
<i>‫وایِ من...</i>

10:37.380 --> 10:40.570
<i>‫«هوروکه اوشکُنی» نیست؟</i>

10:37.380 --> 10:40.570
‫رمزی که روی پوست‌ها هست احتمالا حروف مختلف «هوروکه اوشکُنی» هست

10:41.970 --> 10:46.040
کامویی طلایی

10:41.970 --> 10:46.040
کامویی طلایی

10:46.660 --> 10:51.250
<i>‫فهمیدم که همه‌ی کلمات روی پوست‌ها از یه قانون خاص پیروی می‌کنن.</i>

10:51.700 --> 10:56.900
<i>‫خالکوبی‌های کپی‌شده از پوست شیرایشی،
‫ماتسودا هِیتا، بوتارو و گانسوکو رو چک کردم.</i>

10:56.900 --> 10:59.930
<i>‫همه‌ی اون 4تا پوست از قانون پیروی می‌کردن.</i>

11:00.760 --> 11:02.680
‫کدومش مال تاکسیدرمیست هست؟

11:00.760 --> 11:02.680
‫همون یارو توی فصل 2 که پوستِ الکی می‌ساخت

11:02.960 --> 11:04.130
‫این یکیه.

11:04.460 --> 11:07.640
‫خیلی احتمالش هست که تقلبی باشه.

11:08.280 --> 11:11.310
<i>‫هومم، الحق که از قانون پیروی نمی‌کنه.</i>

11:12.220 --> 11:14.150
‫و مطمئنی که این یکی، واقعیه؟

11:14.430 --> 11:18.070
‫خودم پوست سِکیا و یوئیچیرو رو کَندم.

11:18.760 --> 11:20.540
<i>‫اینا از قانون پیروی می‌کنن.</i>

11:22.500 --> 11:23.670
‫این یکی چی؟

11:23.670 --> 11:27.270
‫اوگاتا اینو توی سالن شرط‌بندیِ باراتو گیر آورد.

11:27.270 --> 11:28.650
‫اوگاتا، ها؟

11:28.650 --> 11:29.710
‫مشکوکه.

11:30.740 --> 11:33.260
‫می‌دونی این پوست مال کدوم زندانی بوده؟

11:33.260 --> 11:34.000
‫نه.

11:34.670 --> 11:38.990
<i>‫معلوم نیست از کجا گیرش آورده، ولی از قانون پیروی می‌کنه.</i>

11:39.610 --> 11:42.660
<i>‫مشکلم... این یکیه.</i>

11:42.660 --> 11:45.300
‫این پوست رو از کجا آوردی؟

11:45.570 --> 11:49.280
‫کانتارو اینو از یه عمده‌فروش روغن گرفت.

11:49.280 --> 11:52.840
‫به‌نظرم که اون واقعیه.

11:52.840 --> 11:53.710
‫چرا؟

11:53.710 --> 11:56.980
‫چون ستوان تسورومی هم دنبالش بود.

11:58.030 --> 12:01.320
<i>‫ولی این پوست، از قانون پیروی نمی‌کنه.</i>

12:02.140 --> 12:04.990
‫این کانجی، «ها» خونده می‌شه دیگه.

12:05.420 --> 12:07.120
‫«او» هم می‌شه خوندش.

12:09.080 --> 12:14.000
‫همین یه دلیل دیگه‌س که باور کنی جفتشون واقعی‌ان.

12:14.000 --> 12:17.130
‫تاکسیدرمیست، 6تا پوست تقلبی ساخت.

12:17.130 --> 12:21.960
‫اگه اون پوستی که گربه‌ی تاکسدرمیست پیداش کرد تقلبی باشه،

12:21.960 --> 12:23.220
‫بازم 5تا می‌مونه.

12:23.480 --> 12:28.220
‫آریکو ایپوپته این 5تا رو از تسورومی دزدید.

12:28.570 --> 12:30.350
‫هرچند می‌تونیم این‌جوری فرض کنیم که...

12:30.350 --> 12:36.980
‫ستوان تسورومی بهش این اجازه رو داده بوده
‫چون می‌خواسته پوست‌های تقلبی بیفته دست ما.

12:36.980 --> 12:42.630
‫که به این معناست هر 6تا پوست تقلبی، این‌جان.

12:43.080 --> 12:48.160
‫و تو هم هیچ شکی نداری که اون 
‫تا پوستی که اون مرد آورد، تقلبی بودن؟

12:48.160 --> 12:50.990
‫احتمالش خیلی زیاده.

12:51.650 --> 12:56.240
<i>‫از بین 5تا تقلبی، این 3تا از قانون پیروی نمی‌کنن.</i>

12:56.240 --> 12:57.320
<i>‫همینم خوبه.</i>

12:57.890 --> 13:01.490
<i>‫ولی این دوتا...</i>

13:01.960 --> 13:03.480
<i>‫اشتباه می‌کنم.</i>

13:04.230 --> 13:07.900
<i>‫کلید رمزگشایی پوست‌ها، اسم آچا نیست؟</i>

13:07.900 --> 13:14.100
‫آشیریپا، اوگاتا بهم گفت تو کلید رمزگشایی پوستا رو داری.

13:14.390 --> 13:15.720
‫راست می‌گه؟

13:18.010 --> 13:19.440
‫بهم بگو لطفاً.

13:20.070 --> 13:23.420
‫همین الان و همین‌جا، بهم بگو.

13:24.620 --> 13:25.860
‫نمی‌دونم.

13:26.780 --> 13:29.780
<i>‫بدون همه‌ی پوستا نمی‌تونم مطمئن بشم.</i>

13:30.460 --> 13:36.020
<i>‫حتی اگه همه‌ی پوستا رو هم پیدا کنیم، بدون اینکه بفهمیم کدومشون جعلیه؛</i>

13:36.020 --> 13:37.500
<i>‫نمی‌تونیم رمزگشایی کنیم.</i>

13:41.900 --> 13:47.930
<i>‫من پوستای واقعی رو با اونایی که دادم به آریکو قاطی کردم.</i>

13:47.930 --> 13:51.510
<i>‫خالکوبی‌ها باید از قانونی چیزی پیروی کنن.</i>

13:52.410 --> 13:54.990
<i>‫اگه پوستایی که فکر می‌کردن واقعیه، تقلبی باشه؛</i>

13:54.990 --> 13:58.140
<i>‫و پوستایی که فکر می‌کردن تقلبیه، واقعی باشه...</i>

13:58.140 --> 14:01.730
<i>‫به‌حدی گیجشون می‌کنه که بتونم جلوی رمزگشایی کردنشون رو بگیرم.</i>

14:02.410 --> 14:03.930
‫نقاب‌پوش کو؟

14:03.930 --> 14:05.210
‫یه جایی قایم شده.

14:05.640 --> 14:08.950
‫حتی اگه اوگاتا نزدیک بشه، گربه رو ازمون دور می‌کنه.

14:11.170 --> 14:16.390
‫کادوکورا، مردک... تو می‌دونستی اون نوپّرابو تقلبی بود!

14:16.390 --> 14:19.240
‫بابا کی اهمیت می‌ده دیگه؟ خفه شو.

14:19.240 --> 14:21.080
‫حق نداری با من این‌جوری حرف بزنی.

14:23.500 --> 14:26.010
‫عین سگ ترسیدم خب، مرتیکه!

14:26.230 --> 14:33.130
‫اوشیاما-سان، اگه طلاها رو پیدا کنیم با سهمت چیکار می‌کنی؟

14:33.130 --> 14:35.520
‫هوممم... خب...

14:35.870 --> 14:39.130
‫شاید ازش به‌عنوان جایزه استفاده کنم تا قوی‌ترین‌های دنیا رو بکشونم این‌جا،

14:39.130 --> 14:43.230
‫و با یه نبرد مشخص کنیم قوی‌ترین کیه.

14:44.210 --> 14:47.030
‫قشنگ سبکِ آرزوهای خودته، اوشیاما-سان.

14:47.510 --> 14:49.150
‫شیرایشی، آرزوی تو چیه؟

14:49.150 --> 14:50.650
‫آرزوی من؟

14:52.040 --> 14:55.000
‫برم یه فاحشه‌خونه و غذای خوب بخورم.

14:55.000 --> 14:57.770
‫اینو که همیشه انجام می‌دی.

15:00.740 --> 15:01.700
‫ایپوپته.

15:03.580 --> 15:08.740
‫پدرت یکی از 7تا آینویی بود که توی توماکومایی کشته شدن، مگه نه؟

15:08.740 --> 15:13.820
‫من اصلاً متوجه نشده بودم که پدرم سعی
‫داشته از طلاها برای خرید سلاح استفاده کنه...

15:13.820 --> 15:15.060
‫تا آینوها شورش کنن.

15:15.870 --> 15:20.030
‫اون همیشه یه مرد آروم و صلح‌طلب بود. فکرشم
‫نمی‌کردم داشته به همچین چیزی فکر می‌کرده...

15:20.420 --> 15:25.260
‫می‌گن که پدر من -ویلک- پدر تو و بقیه رو کشته.

15:25.260 --> 15:29.060
‫ولی... من به همچین چیزی باور ندارم.

15:29.060 --> 15:35.000
‫اونا همه‌شون می‌خواستن باهم کار
‫کنن که آینوها آینده‌ی بهتری داشته باشن.

15:35.410 --> 15:42.960
‫شک ندارم وقتی که داریم دنبال طلاها می‌گردیم،
‫می‌فهمیم چه بلایی سر پدرهامون اومده.

15:42.960 --> 15:48.650
‫آشیریپا، من از اون دسته آینوهام که
‫هیچ‌وقت به مردم خودش اهمیتی نداده.

15:48.650 --> 15:50.760
‫بکپید بینم!

15:51.170 --> 15:56.490
‫فقط دو روز مونده که قتل سریالی بعدی ساپورو اتفاق بیفته!

15:56.490 --> 15:58.430
‫باید زود بیدار شیم که بریم تحقیق کنیم!

15:58.430 --> 16:00.140
‫خفه شو باو!

16:03.340 --> 16:05.590
‫تو می‌تونی... تو می‌تونی.

16:07.010 --> 16:08.700
‫دستام خشک شدن.

16:09.270 --> 16:11.990
‫نمی‌تونم قاتل رو پیدا کنم.

16:11.990 --> 16:14.410
‫ستوان تسورومی تنبیه‌‌م می‌کنه!

16:14.830 --> 16:18.470
‫هرچقدرم که جق می‌زنم، منو به جایی نمی‌رسونه.

16:18.470 --> 16:21.370
‫زل می‌زنم به دستام... شوخی کردم.

16:21.370 --> 16:25.150
‫اون سرباز داشت درمورد یه بازرسی حرف می‌زد؟

16:25.490 --> 16:27.620
‫«زل می‌زنم به دستام» ها؟

16:27.960 --> 16:30.380
‫هوممم. می‌شه باهاش یه شعر قشنگ نوشت.

16:31.330 --> 16:33.760
‫صحنه‌ی جرمِ بعدی هم...

16:33.760 --> 16:36.390
‫چیزه... کدومشه؟

16:37.950 --> 16:41.300
‫این‌جا کلیساست، پس اونه؟

16:42.900 --> 16:44.020
‫این...

16:45.180 --> 16:46.790
‫فهمیدم!

16:47.630 --> 16:49.230
‫مطمئنم!

16:49.230 --> 16:51.610
‫صحنه‌ی جرم فردا، این‌جاست!

16:55.960 --> 16:57.120
‫تو گزارشگری؟

16:57.480 --> 17:01.090
‫منظورت چیه که فهمیدی صحنه‌ی جرم بعدی کجاست؟

17:01.090 --> 17:05.030
‫تو... اون سربازی هستی که توی صحنه‌ی جرم بود!

17:05.030 --> 17:06.710
‫می‌خوای جایزه‌ی منو بدزدی؟

17:07.490 --> 17:09.710
‫این نقشه کمکم می‌کنه؟

17:14.050 --> 17:16.470
‫اون نقشه رو بده به من.

17:16.470 --> 17:18.450
‫نمی‌دم!

17:18.450 --> 17:20.600
<i>‫باید به هیجیکاتا-سان اینا خبر بدم.</i>

17:21.040 --> 17:22.310
‫حالا هرچی.

17:22.860 --> 17:25.990
‫اگه به نقشه نگاه کنم، می‌فهمم.

17:27.110 --> 17:29.860
‫تپانچه‌ی نیمه‌خودکار نامبو؟

17:30.220 --> 17:31.650
‫گردان هفتم!

17:31.650 --> 17:33.490
‫تویی که اون‌جا! چیکار می‌کنی؟

17:42.260 --> 17:44.450
‫می‌دونم اون‌جایی.

17:45.020 --> 17:46.960
‫بیا بیرون.

17:52.510 --> 17:57.940
‫منطقه‌ی چراغ قرمز پر از مغازه‌هایی هست که
‫هیچ توضیح منطقی‌ای پشتشون نیست.

17:57.940 --> 18:02.720
‫اینا فاحشه‌خونه‌های مخفی‌ای بودن که
‫بعداً اسمشون رو گذاشن «مغازه‌های عجیب.»

18:03.030 --> 18:05.460
‫شک نکنین دولت پشت این قتل‌هاست.

18:05.460 --> 18:06.380
‫چرا؟

18:06.380 --> 18:10.240
‫مدام میان ما رو دستگیر می‌کنن، بعد هم می‌گن شکار تانوکیه.

18:10.570 --> 18:12.000
‫توی این منطقه...

18:12.330 --> 18:17.970
‫زنای ولگرد زیادی عین ما هستن که اونا نمی‌تونن ازشون مالیات بگیرن.

18:17.970 --> 18:23.370
‫این‌جوری می‌خوان بهمون بفهمونن که اگه نمی‌خوایم کشته
‫بشیم، باید بریم توی مغازه‌هایی که جواز کسب دارن کار کنیم.

18:23.690 --> 18:28.120
‫دلیلش مهم نیست، ما باید زودتر این
‫آدم خطرناک رو پیدا کنیم و جلوشو بگیریم.

18:28.430 --> 18:32.130
‫آره! قاتل حتماً امشب میاد همین منطقه!

18:32.450 --> 18:36.600
‫توی فاحشه‌خونه‌های جوازدار و مغازه‌های عجیب،
‫کارکن‌ها همیشه قیافه‌ی آدم رو می‌بینن.

18:36.970 --> 18:41.300
‫برای همین ‫مطمئنم قاتل میفته دنبال ولگردها و نه کارکن‌ها.

18:41.300 --> 18:44.850
‫اگه بتونیم با هر ولگردی که پیدا می‌کنیم حرف بزنیم،

18:44.850 --> 18:48.390
‫می‌تونیم جاهایی که ممکنه سروکله‌ی قاتل پیدا بشه رو محدودتر کنیم.

18:49.180 --> 18:52.410
‫حداقل امشب رو باید داخل بمونی.

18:52.410 --> 18:53.680
‫وگرنه کشته می‌شی.

18:53.680 --> 18:56.820
‫پس شما امشب باهام بمونین!

18:57.800 --> 19:01.740
‫دختری که کشته شد... دوست صمیمی من بود.

19:02.280 --> 19:06.870
‫خیلی تلاش کردیم که زنده بمونیم، وقتایی که داشتیم
‫از گشنگی می‌مردیم غذامونو تقسیم می‌کردیم.

19:07.160 --> 19:09.280
‫ولی به این فجیعی کشته شد...

19:09.280 --> 19:12.130
‫مگه ما چیکار کردیم که حقمون همچین چیزی باشه؟

19:14.900 --> 19:16.960
‫حتماً انتقامش رو می‌گیرم.

19:16.960 --> 19:19.630
‫قاتل رو چنان له می‌کنم که خمیر شه.

19:26.180 --> 19:27.660
‫دیگه وقتی نمونده!

19:27.660 --> 19:30.310
‫نمی‌تونیم همه‌ی ولگردها رو ببریم داخل!

19:30.620 --> 19:31.420
‫زود باشین!

19:31.420 --> 19:34.770
‫اگه امشب شکست بخوریم، قاتل ناپدید می‌شه!

19:34.770 --> 19:37.440
‫ای وای! ای وای!
‫خورشید داره غروب می‌کنه!

19:37.740 --> 19:38.990
‫دیگه فایده نداره!

19:38.990 --> 19:43.240
‫نمی‌تونیم توی این شهر بزرگ، صحنه‌ی جرم رو پیدا کنیم!

19:47.140 --> 19:48.830
‫ایشیکاوا تاکوبوکو؟

19:49.280 --> 19:50.790
‫چی شده، ایشیکاوا؟

19:51.450 --> 19:52.670
‫چه بلایی سرت اومده؟

19:53.500 --> 19:57.510
‫گردان هفتم افتادن دنبالم، واسه همین رفتم توی ناودان قایم شدم.

19:57.510 --> 20:00.590
‫افتادن دنبالم چون می‌دونستم صحنه‌ی جرم بعدی، کجاست!

20:00.590 --> 20:01.850
‫ایشیکاوا...

20:02.670 --> 20:06.640
‫مجرم داره همون زمان‌هایی که جک قاتل
‫می‌رفت سراغ قربانی‌هاش رو تقلید می‌کنه.

20:07.120 --> 20:10.770
‫هنوز تا آخرِ شب وقت هست.

20:11.320 --> 20:13.140
‫به این نقشه نگاه کنین.

20:13.700 --> 20:15.390
‫این‌جا رودخونه‌ی تویوهیراست.

20:15.390 --> 20:19.060
‫این کلیسا هم توی محله‌ی فقیرنشینِ سمت شرق هست.

20:19.060 --> 20:21.240
‫و مکان 4 قتل قبلی هم مشخصه.

20:21.470 --> 20:22.620
‫یه‌لحظه صبر کن.

20:23.010 --> 20:25.430
‫اینکه نقشه‌ی ساپورو نیست.

20:25.430 --> 20:26.780
‫نقشه‌ی کجاست؟

20:29.080 --> 20:31.450
‫وایت‌چپلِ لندن.

20:31.870 --> 20:38.270
‫اون‌جا یه کلیسایی به اسم «کلیسای سنت بوتولف در خارج
‫از دروازه آلدگیت» هست که به کلیسای فاحشه‌ها معروفه.

20:38.270 --> 20:42.630
‫مقتول‌های جکِ قاتل اطراف کلیسا پرسه می‌زدن
‫و توجه مشتری‌هاشونو جلب می‌کردن،

20:42.630 --> 20:46.590
‫تا پلیس نتونه اونا رو دستگیر کنه.

20:47.010 --> 20:49.440
‫مکان رودخونه‌ی تایمز، صحنه‌های جرم و کلیسا...

20:49.440 --> 20:51.700
‫مکان صحنه‌های جرمِ وایت‌چپل...

20:51.700 --> 20:54.730
‫اگه اونا رو بذاری روی نقشه‌ی ساپورو...

20:54.730 --> 20:56.100
‫کاملاً منطبق می‌شن.

20:56.460 --> 20:58.740
‫مجرم می‌خواد صحنه‌های دقیقِ قتل‌های جکِ قاتل رو...

20:58.740 --> 21:00.380
‫این‌جا توی ساپورو،

21:00.380 --> 21:03.700
‫شهری که نقشه‌ش شبیه وایت‌چپل هست، بازسازی کنه.

21:03.700 --> 21:08.200
‫قتل پنجم جکِ قاتل این‌جا بود.

21:08.780 --> 21:13.080
‫به‌عبارتی، مکان آخرین قتل ساپورو...

21:14.470 --> 21:16.790
‫کارخونه‌ی آبجوسازی ساپوروـه!

21:19.770 --> 21:21.870
‫هرچی که می‌دونستم رو بهتون گفتم.

21:21.870 --> 21:23.630
‫بسه دیگه. بگیر بخواب.

21:24.040 --> 21:26.130
‫ایشیکاوا، کارت خوب بود.

21:26.130 --> 21:27.470
‫نظرمو برگردوندی.

21:28.670 --> 21:32.600
‫این جمهوری اِزو شماها انگاری خیلی باحاله.

21:32.600 --> 21:35.190
‫هرجوریه دلم می‌خواد آخر این راهو ببینم.

21:38.980 --> 21:40.980
‫اوی، تاکوبوکو-چان؛

21:40.980 --> 21:47.950
‫مگه این کارت پستالِ اون اویران معروفی نیست که از
‫توکیو اومده به فاحشه‌خونه‌ی سوسوکینویِ ساپورو؟

21:48.760 --> 21:55.660
‫نکنه خیال می‌کردی با حل کردن معمای این قتل‌ها می‌تونی مخشو بزنی؟

21:55.660 --> 21:59.540
‫آخه تنها راهی که می‌شه با یه اویران
‫خوابید، زدن مخشه! پول مول فایده نداره!

22:01.240 --> 22:05.010
‫کاش بمیری و توی زندگی بعدیت به‌عنوان یه ملخ متولد شی.

22:01.240 --> 22:05.010
:ترجمه و تایپ‌ستینگ

22:01.240 --> 22:05.010
:ترجمه و تایپ‌ستینگ

22:01.240 --> 22:05.010
Elixir & SayaKa

22:01.240 --> 22:05.010
Elixir & SayaKa

22:01.240 --> 22:05.010
@TheShiori

22:01.240 --> 22:05.010
@TheShiori

23:35.050 --> 23:39.980
<b>علامت‌دادن با آتش‌بازی</b>

23:35.050 --> 23:39.980
<b>علامت‌دادن با آتش‌بازی</b>

23:35.480 --> 23:39.980
<b>قسمت بعدی</b>

23:35.480 --> 23:39.980
<b>قسمت بعدی</b>

23:36.210 --> 23:39.610
‫قسمت بعدی: «علامت‌دادن با آتش‌بازی»!
