WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Hinata\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:02.230 --> 00:04.440
<b>‫آلن: ۱۰ ساله</b>

00:02.230 --> 00:04.440
<b>‫اکتبر</b>

00:04.850 --> 00:08.190
‫به خاطر شش ماه شناسایی گذشته،
‫ازت تقدیر می‌کنم، زنوف.

00:08.560 --> 00:10.770
‫خب، وضعیت معدن‌ها چطوره؟

00:10.940 --> 00:14.940
‫متأسفانه، تو این مدت طولانی
‫که ازشون استفاده نشده،

00:15.270 --> 00:17.690
‫معدن‌ها تبدیل به
‫لونه‌ی هیولاها شدن.

00:19.060 --> 00:21.400
‫قضیه فقط به این چهار تا معدن ختم نمیشه.

00:21.650 --> 00:25.230
‫دهکده‌های اطراف که
‫کارشون تصفیه میتریل بود هم

00:25.230 --> 00:26.350
‫توسط اورک‌ها و گابلین‌ها تصرف شدن.

00:26.810 --> 00:29.650
‫می‌خوام نزدیک‌ترین معدن رو
‫هر چه زودتر راه بندازم.

00:30.560 --> 00:32.770
‫فکر می‌کنی چقدر طول بکشه؟

00:33.060 --> 00:34.730
‫حداقل ۳ سال.

00:34.730 --> 00:35.850
‫این‌قدر طولانی؟!

00:36.350 --> 00:39.810
‫می‌دونم کار راحتی نیست،
‫ولی لطفاً تا جایی که می‌تونی سریع انجامش بده.

00:40.190 --> 00:40.940
‫بله قربان.

00:41.060 --> 00:42.810
‫خیلی داره عجله می‌کنه.

00:43.060 --> 00:45.810
‫یعنی می‌فهمم چقدر برای اقتصاد مهمه،
‫ولی خب...

00:46.350 --> 00:49.350
‫راستی،
‫ویکنت کارنل داره چیکار می‌کنه؟

00:50.150 --> 00:54.230
‫خواست به زور عملیات استخراج رو جلو ببره
‫و خشم اژدهای سفید رو برانگیخت.

00:54.810 --> 00:57.940
‫میگن همه‌ی معدنچی‌هاش
‫توی یه چشم به هم زدن خاکستر شدن.

00:58.810 --> 01:02.850
‫حالا که معدن‌هاش باید بسته بشن،
‫معلوم نیست دست به چه کاری بزنه.

01:03.480 --> 01:05.480
‫باید با نهایت احتیاط پیش بریم.

01:05.690 --> 01:06.270
‫بله قربان.

01:06.520 --> 01:10.850
‫پس بالاخره وقتش رسید، هه؟ شوالیه‌ها
‫می‌خوان همه‌ی هیولاها رو تارومار کنن.

01:11.980 --> 01:14.350
<b>‫شما ۱ اورک را شکست دادید.</b>

01:11.980 --> 01:14.350
<b>‫شما ۱۵,۰۰۰ امتیاز تجربه کسب کردید.</b>

01:16.350 --> 01:19.520
‫خب، منم تو این شش ماه گذشته
‫نهایت استفاده رو بردم.

01:19.900 --> 01:23.900
‫وقتی دوازده سالم بشه، خاندان گرانول‌ها رو
‫ترک می‌کنم تا یه ماجراجو بشم.

01:24.520 --> 01:25.480
‫هنوز دو سال وقت دارم.

01:25.940 --> 01:29.730
‫این مدت رو با نابود کردن هیولاها
‫جبران می‌کنم.

01:30.520 --> 01:33.560
‫نمی‌ذارم شوالیه‌ها همه‌ی امتیاز تجربه رو
‫بالا بکشن!

03:05.600 --> 03:10.650
<b>‫قسمت ۱۰: وظیفهٔ اشرافی</b>

03:14.150 --> 03:15.440
‫پارشون کن، تدی!

03:18.350 --> 03:21.600
‫با دست‌نخورده نگه داشتن محل تولیدشون،
‫بذار هیولاها دوباره تولید بشن.

03:22.150 --> 03:25.440
‫اون زمان که گیمر بودم،
‫این استراتژی‌ای بود که استفاده می‌کردم

03:25.440 --> 03:27.650
‫تا مدام توی یه نقطه امتیاز تجربه بگیرم.

03:28.270 --> 03:29.650
‫ولی این‌جا قضیه فرق می‌کنه.

03:30.190 --> 03:32.350
‫چون این آشغال‌ها از انسان‌ها تغذیه می‌کنن!

03:33.900 --> 03:34.690
‫اسپایدی!

03:36.980 --> 03:39.690
‫اگه جلوشون رو نگیرم، این گابلین‌ها
‫فقط آدم‌های بیشتری رو می‌کشن.

03:40.310 --> 03:43.940
‫پس وقتشه کاملاً از روی نقشه محوشون کنیم!

03:44.560 --> 03:46.190
‫یالا! گروه تدی!

03:53.230 --> 03:54.520
‫راه فراری نیست.

03:55.310 --> 03:56.900
‫از قبل تنها راه خروج رو بستم.

03:59.600 --> 04:02.520
‫دارن پاره می‌شن.
‫وقتشه یه «هه،نوبای سگ» تو چت بفرستم.

04:07.230 --> 04:10.770
‫شاه گابلینِ بزرگ و ترسناک وارد می‌شود.
‫ولی هیچ‌کس ازش نمی‌ترسه.

04:11.100 --> 04:14.560
‫تیم من تا الان هزاران
‫هیولای رتبه C رو شکست داده.

04:14.810 --> 04:16.520
‫لهش می‌کنن.

04:22.270 --> 04:26.190
<b>‫شما ۴,۲۰۰ امتیاز تجربه کسب کردید.</b>

04:22.270 --> 04:26.190
<b>‫شما ۴,۲۰۰ امتیاز تجربه کسب کردید.</b>

04:26.310 --> 04:29.900
‫از نبرد امروز در مجموع
‫۴۸,۸۰۰ امتیاز تجربه به دست آوردم.

04:30.230 --> 04:33.060
‫برای چند صد تا گابلین منصفانه‌ست.

04:33.520 --> 04:37.100
‫می‌خوام قلمروهای گابلین‌ها رو که این اطراف
‫پخشن، یکی‌یکی همین‌طوری نابود کنم.

04:37.520 --> 04:39.190
‫و بعدش، در نهایت،

04:39.480 --> 04:42.060
‫قلمرو اورک‌ها که تحت فرمان شاه اورکه!

04:44.350 --> 04:47.230
<b>‫مارس سال جدید</b>

04:49.690 --> 04:51.100
‫داداش بزرگتر!

04:51.310 --> 04:53.560
‫فارغ‌التحصیلیت از آکادمی رو تبریک میگم!

04:53.850 --> 04:55.440
‫خیلی خوشحالم که دوباره با ما زندگی می‌کنی!

04:56.690 --> 04:58.900
‫امسال دیگه ده سالت شده، نه، سسیل؟

04:59.230 --> 05:00.440
‫چطور مگه؟

05:01.020 --> 05:01.980
‫ببینم، آلن؟

05:02.150 --> 05:02.850
‫بله؟

05:08.560 --> 05:11.100
‫فقط من این‌طور فکر می‌کنم یا واقعاً
‫میهای یه چیزیشه؟

05:11.100 --> 05:14.310
‫منم همین فکر رو می‌کردم. هیچ‌وقت این‌طوری
‫ندیده بودمش.

05:16.690 --> 05:19.690
‫حالا که ده سالم شده،
‫محدودیت سنی روی وضعیتم برداشته شده.

05:19.850 --> 05:22.060
‫این یعنی دارم از تمام مزایای
‫لولم بهره‌مند میشم.

05:22.810 --> 05:24.560
‫۳۰ تا کپی از اسپایدی درست کردم.

05:24.770 --> 05:26.100
‫و ۲۰ تا کپی از تدی.

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫استعداد: احضارکننده</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫سطح: ۳۴</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫سلامتی:</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫:انرژی جادویی</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫قدرت حمله:</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫دفاع:</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫سرعت:</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫هوش:</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫شانس:</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫مهارت‌ها: احضار (۵)، خلق (۵)، ترکیب (۵)</b>

05:26.650 --> 05:28.770
<b>‫تقویت (۵)، ارتقای ظرفیت (۴)، ذخیره‌سازی،
‫اشتراک‌گذاری،</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫حذف، تسلط بر شمشیر (۳)، پرتاب (۳)</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫امتیاز تجربه:</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫سطح مهارت‌ها</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫احضار: ۵</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫خلق: ۵ امتیاز تجربه</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫ترکیب: ۵ امتیاز تجربه</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫تقویت: ۵ امتیاز تجربه</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫احضارهای موجود برای خلق کردن:</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫حشرات: DEFGH جانوران: DEFGH پرندگان: DEFG
‫گیاهان: DEF</b>

05:26.660 --> 05:28.770
<b>‫سنگ‌ها: DE ماهی‌ها: D</b>

05:26.670 --> 05:28.770
<b>‫نام: آلن</b>

05:26.670 --> 05:28.770
<b>‫سن: ۱۰</b>

05:26.670 --> 05:28.770
<b>‫موجودی:</b>

05:26.670 --> 05:28.770
<b>‫حشرات رتبه D تعداد ۳۰ جانوران رتبه D تعداد
‫۳۰ پرندگان گیاهان</b>

05:26.670 --> 05:28.770
<b>‫سنگ‌ها ماهی‌ها</b>

05:26.900 --> 05:28.650
‫این قوی‌ترین حالت منه...

05:29.020 --> 05:30.650
‫البته فعلاً.

05:32.150 --> 05:33.020
‫ببینم، آلن؟

05:33.270 --> 05:34.020
‫بله؟

05:34.400 --> 05:36.310
‫حاضری بدون هیچ ملاحظه‌ای باهام دوئل کنی؟

05:37.560 --> 05:39.100
‫حتی نیازی به پرسیدن هم نبود.

05:39.730 --> 05:41.940
‫امسال می‌خوام برنده بشم!
‫ !تمام وجودمو می‌ذارم وسط

05:44.600 --> 05:45.400
‫ممنونم.

05:46.520 --> 05:47.230
‫شروع کنید!

05:48.850 --> 05:50.600
‫سرعتم دو برابر پارساله!

05:51.150 --> 05:52.270
‫و مستقیم میرم برای برد!

05:59.600 --> 06:02.350
‫چرا نمی‌تونم بهش ضربه بزنم؟
‫من باید از اون سریع‌تر باشم!

06:04.730 --> 06:06.520
‫یعنی داره تمام حرکت‌هام رو می‌خونه؟

06:10.020 --> 06:12.060
‫لعنتی! همه‌ش به خاطر مهارت تسلط بر
‫شمشیرمه!

06:12.480 --> 06:14.270
‫لولش خیلی پایینه!

06:17.520 --> 06:19.020
‫هنوزم ضربه‌هاش خیلی سنگینه!

06:20.060 --> 06:20.690
‫گندش بزنن!

06:24.350 --> 06:25.230
‫دوئل تمومه!

06:27.310 --> 06:28.310
‫باختم...

06:29.440 --> 06:31.600
‫حتی با سرعت بالاترم هم
‫نتونستم تعادلش رو به هم بزنم.

06:32.190 --> 06:33.310
‫باید چابکی‌ام رو بیشتر تقویت می‌کردم؟

06:33.730 --> 06:37.850
‫نه، اون همین الانشم از من قوی‌تره، پس
‫کم کردن قدرت حمله‌ام فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه...

06:38.270 --> 06:40.350
‫شکارچی خاندان گرانول‌ها ناامیدم نمی‌کنه.

06:41.020 --> 06:42.520
‫حسابی عرق منو درآوردی.

06:42.980 --> 06:45.060
‫درسته، ممنون برای...

06:48.310 --> 06:49.060
‫میهای.

06:50.020 --> 06:52.810
‫توی این سه سال گذشته توی آکادمی
‫حسابی تلاش کردی.

06:53.350 --> 06:55.190
‫از مهارتی که به دست آوردی کاملاً مشخصه.

06:55.940 --> 06:58.400
‫ممنونم، پدر.

06:59.810 --> 07:01.980
‫خیلی سرسختی، آلن!

07:02.270 --> 07:04.940
‫البته هنوز حریف برادرم نمیشی.

07:04.940 --> 07:06.350
‫تو دیگه چی میگی این وسط؟

07:06.770 --> 07:10.190
‫راستی! حالا که میهای برگشته،
‫باید بگی بهت آموزش بده.

07:10.270 --> 07:12.520
‫خیلی دوست دارم ازشون یاد بگیرم!

07:12.520 --> 07:14.850
‫آخ جون، منم می‌خوام بیام!

07:15.270 --> 07:16.650
‫سسیل، توماس.

07:16.980 --> 07:18.480
‫باید باهاتون صحبت کنم.

07:19.060 --> 07:20.650
‫چی شده، داداش بزرگتر؟

07:21.480 --> 07:24.850
‫باید برای انجام وظیفه اشرافی برم.

07:25.440 --> 07:27.190
‫به این زودی‌ها به خونه برنمی‌گردم.

07:27.520 --> 07:28.270
‫ها؟

07:29.100 --> 07:31.600
‫متاسفم. می‌دونم یهویی شد.

07:31.810 --> 07:34.060
‫صبر کن ببینم. چه جور وظیفه‌ایه؟

07:34.060 --> 07:35.690
‫متاسفانه نمی‌تونم بگم...

07:35.690 --> 07:37.310
‫کی باید بری؟

07:37.690 --> 07:38.690
‫فردا.

07:40.770 --> 07:41.980
‫پدر؟

07:46.270 --> 07:49.730
‫اما خیلی ذوق داشتم که دوباره برگشتی خونه...

07:50.060 --> 07:53.400
‫غصه نخور. سه سال دیگه برمی‌گردم.

07:53.730 --> 07:54.770
‫سه سال؟!

07:55.850 --> 07:57.060
‫این‌قدر طول می‌کشه؟

07:57.770 --> 07:58.690
‫سسیل...

07:58.900 --> 08:00.480
‫گریه نکن.

08:00.940 --> 08:02.270
‫که این‌طور.

08:02.650 --> 08:08.770
‫واقعاً مایه تاسفه، بارون گرانول‌ها.
‫دو تا از سه تا بچه‌ات استعداد دار شدن.

08:08.770 --> 08:11.940
‫تا جایی که یادمه پسر بزرگ شما هم
‫استعداد داشت، ویسکونت!

08:12.400 --> 08:16.020
‫خودت که می‌دونی چطوریه.
‫باید وظیفه اشرافی رو انجام بدیم.

08:16.810 --> 08:20.650
‫بارون از اولش می‌دونست این اتفاق می‌افته.

08:21.520 --> 08:23.600
‫وظیفه اشرافی، هه؟

08:24.230 --> 08:25.850
‫خیلی شوم به نظر می‌رسه.

08:30.560 --> 08:33.480
‫منتظر برگشتنت می‌مونم،
‫داداشی.

08:33.810 --> 08:36.480
‫ممنون. بعداً می‌بینمت، سسیل.

08:37.020 --> 08:39.350
‫تو مایه افتخار خانواده مایی، پسرم.

08:39.770 --> 08:42.730
‫وظیفه‌ات رو انجام بده و برگرد پیشمون،
‫باشه؟

08:43.850 --> 08:44.480
‫باشه.

08:52.150 --> 08:55.310
‫آلن. مراقب سسیل باش.

08:56.270 --> 08:57.690
‫مواظبش باش، باشه؟

08:58.520 --> 09:01.230
‫ها؟ آه، حتماً.

09:03.810 --> 09:07.400
‫خداحافظ. من می‌رم تا نام گرانول‌ها رو
‫سربلند کنم.

09:09.060 --> 09:10.690
‫دلمون برات تنگ می‌شه!

09:11.020 --> 09:13.100
‫ما رو فراموش نکن!

09:11.020 --> 09:13.100
‫حس کردم داشت می‌لرزید.

09:13.100 --> 09:14.400
‫یا فقط خیالاتی شده بودم؟

09:15.900 --> 09:18.770
<b>‫آلن: ۱۰ ساله</b>

09:15.900 --> 09:18.770
<b>‫مه سال بعد</b>

09:22.020 --> 09:25.060
‫تو این شش ماه گذشته، تمام قلمروهای
‫گابلین‌ها رو توی این منطقه پاکسازی کردم.

09:25.350 --> 09:27.520
‫و حالا لول ۳۵ هستم.

09:27.770 --> 09:29.060
<b>‫نام: آلن</b>

09:27.770 --> 09:29.060
<b>‫سن:</b>

09:27.770 --> 09:29.060
<b>‫استعداد:</b>

09:27.770 --> 09:29.060
<b>‫سطح:</b>

09:27.770 --> 09:29.060
<b>‫:سلامتی</b>

09:27.770 --> 09:29.060
<b>‫:انرژی جادویی</b>

09:27.780 --> 09:29.060
<b>‫قدرت حمله:</b>

09:27.780 --> 09:29.060
<b>‫دفاع:</b>

09:27.780 --> 09:29.060
<b>‫سرعت:</b>

09:27.780 --> 09:29.060
<b>‫هوش:</b>

09:27.780 --> 09:29.060
<b>‫شانس:</b>

09:28.310 --> 09:29.520
‫وقتش رسیده.

09:29.060 --> 09:30.230
<b>‫مهارت‌ها: احضار (۵)، خلق (۵)، ترکیب (۵)</b>

09:29.060 --> 09:30.230
<b>‫تقویت (۵)، ارتقای ظرفیت (۴)، ذخیره‌سازی،
‫اشتراک،</b>

09:29.060 --> 09:30.230
<b>‫حذف، تسلط بر شمشیر (۳)، پرتاب (۳)</b>

09:29.060 --> 09:30.230
<b>‫امتیاز تجربه:</b>

09:30.600 --> 09:31.810
‫بچه‌ها آماده باشین!

09:32.150 --> 09:34.350
‫بریم این قلمرو اورک‌ها رو نابود کنیم!

09:36.980 --> 09:41.060
‫افزایش دفع حمله هارامی عالی جواب میده.
‫بچه‌هام دارن تک‌به‌تک دهنشون رو سرویس می‌کنن.

09:41.810 --> 09:43.270
‫برون! از حفاظتت استفاده کن!

09:45.190 --> 09:46.980
‫پسر، برون واقعاً فرشته نجاته.

09:47.190 --> 09:52.850
‫یعنی داره آسیب می‌بینه؟ اینکه نمی‌تونم
‫سلامتیِ احضارهام رو ببینم واقعاً رو مخه.

09:53.350 --> 09:55.560
‫هرچند خستگی‌ناپذیر می‌جنگن،

09:55.560 --> 09:58.020
‫ولی اگه زیاد آسیب ببینن،
‫یهو بدون هیچ هشداری غیب می‌شن.

09:58.650 --> 10:00.480
‫یالا اسپایدی! دو تای دیگه ازت می‌خوام!

09:58.730 --> 10:00.270
<b>‫حشره رتبه D</b>

09:58.730 --> 10:00.270
<b>‫حشره رتبه D</b>

09:58.730 --> 10:00.270
<b>‫دفاع +۲۰، سرعت +۲۰</b>

09:58.730 --> 10:00.270
<b>‫دفاع +۲۰، سرعت +۲۰</b>

10:00.850 --> 10:02.100
‫اون کمون‌دارها رو زمین‌گیر کنید!

10:05.190 --> 10:07.690
‫عالیه. وقتشه حمله‌مون رو شروع کنیم!

10:16.600 --> 10:19.810
‫به نظر صد تایی می‌ان.
‫نه، بیشتر شبیه دویست تاست.

10:20.400 --> 10:22.230
‫همه‌ی اون امتیاز تجربه‌های خوشمزه رو بدید
‫به من!

10:22.810 --> 10:23.810
‫بکشیدشون!

10:26.810 --> 10:28.730
‫تیم پشتیبانی، برید جلو!

10:29.310 --> 10:32.650
‫پسر عالیه! دارم توی امتیاز تجربه شنا
‫می‌کنم!

10:33.100 --> 10:35.440
‫نقشه تا اینجا عالی پیش رفته.

10:35.770 --> 10:38.770
‫ولی اورک‌ها نسبت به گابلین‌ها
‫بیشتر دارن مقاومت می‌کنن.

10:42.650 --> 10:43.150
‫برون!

10:45.810 --> 10:46.810
‫اون چی بود دیگه؟!

10:47.310 --> 10:48.400
‫حتماً جادو بود.

10:50.060 --> 10:53.520
‫اون شاه اورکه؟
‫نه، از اون فقط باید یکی باشه.

10:56.560 --> 11:00.150
‫پس اولین باری که دارم جادو رو تو این دنیا
‫می‌بینم، به لطف یه هیولاست؟

11:00.480 --> 11:02.150
‫خنده‌داره، چون خودم اصلاً نمی‌تونم جادو
‫کنم.

11:02.440 --> 11:04.310
‫بریم روی حالت گیمر حرفه‌ای، پسر.

11:06.730 --> 11:07.400
‫برای موج دوم آماده بشید!

11:08.350 --> 11:09.190
‫پسر، چقدر داغه!

11:11.020 --> 11:14.150
‫لعنتی. به نیروهای عقبی ضربه زدن،
‫جایی که برون نمی‌تونه پوشش بده.

11:14.600 --> 11:15.900
‫تقاص این کارتون رو پس می‌دید!

11:16.230 --> 11:17.230
‫بخورش، احمق!

11:18.900 --> 11:21.350
‫دمش گرم! می‌تونم این احمق‌ها رو وان‌شات
‫کنم!

11:21.560 --> 11:23.190
‫فقط دو تا گلوله فولادی برام مونده.

11:23.190 --> 11:24.850
‫فقط نباید خطا بزنم...

11:25.980 --> 11:27.230
‫اه، کجا رفتن؟

11:30.900 --> 11:34.100
‫لعنتی! از برد من خارج شدن!

11:34.100 --> 11:38.060
‫این خوک‌های لعنتی باهوشن!
‫حتی می‌دونن چطور من رو هدف بگیرن.

11:48.020 --> 11:51.230
‫این صحنه درست مثل جهنمه.
‫هنوز حدود صد تا نیرو دارن.

11:52.230 --> 11:54.730
‫بهتره دفاع کردن رو بی‌خیال بشم
‫و این رو بکنم یه جنگ فرسایشی.

11:55.060 --> 11:57.020
‫کلی سنگ جادویی رتبه D دارم.

11:57.350 --> 11:59.980
‫اگه لازم باشه، می‌تونم بیشتر از ۲۰ هزار تا
‫تدی احضار کنم.

12:00.400 --> 12:02.310
‫علاوه بر این، ۱۰۰ تا آیتم بازیابی انرژی جادویی ذخیره
‫دارم.

12:03.060 --> 12:04.810
‫اون‌قدر ادامه می‌دم تا انرژی جادوییم تموم بشه.

12:05.440 --> 12:06.520
‫بگیرشون، تدی!

12:13.520 --> 12:15.900
‫عالیه. اوضاع داره کم‌کم به نفع من می‌شه.

12:21.850 --> 12:23.310
‫موزیک خفن جنگی پخش کنین بابا!

12:24.150 --> 12:25.440
‫چون شاه اورک اومد!

12:31.440 --> 12:34.560
‫همین الان نیروهای من رو با یه ضربه نفله کرد؟
‫رتبه‌های B واقعاً خیلی قوی‌ان!

12:35.020 --> 12:37.270
‫خلق، تقویت و احضار!

12:40.400 --> 12:42.060
‫خلق، تقویت و احضار!

12:43.850 --> 12:45.480
‫خلق، تقویت و احضار!

12:46.980 --> 12:49.060
‫لعنتی! سرعتش خیلی بالاست، نمی‌رسم!

12:49.310 --> 12:51.940
‫تدی حتی نمی‌تونه اون‌قدر نزدیک بشه که حمله
‫کنه!

12:53.400 --> 12:54.730
‫برون! از دفاع استفاده کـ..

12:57.310 --> 12:58.600
‫وای!

12:58.730 --> 13:00.650
‫افتادم تو دردسر! برون شکست خورد!

13:02.690 --> 13:03.690
‫تدی! پوشش بده!

13:08.100 --> 13:09.730
‫آخ، درد داشت..

13:10.150 --> 13:11.690
‫باید سلامتیم رو پر کنم.

13:14.650 --> 13:15.520
‫حالا چیکار کنم؟

13:15.850 --> 13:19.520
‫چطور می‌تونم هم‌زمان با دفع اون جادوها،
‫نیروهای کافی برای شکست دادن باس احضار کنم؟

13:20.270 --> 13:21.850
‫فکر کنم کارم تمومه.

13:22.520 --> 13:24.400
‫دیگه چاره‌ای جز عقب‌نشینی ندارم.

13:24.400 --> 13:25.980
‫انگار حسابی به مشکل خوردی، نه؟

13:33.060 --> 13:37.060
<b>‫جکومت گیمر لول بالا</b>

13:33.060 --> 13:37.060
<b>‫در دنیایی دیگر با بالانس افتضاح</b>

13:37.850 --> 13:39.310
‫کاپیتان زنوف؟!

13:40.020 --> 13:43.770
‫آخه چطور؟ شوالیه‌ها زودتر از فردا
‫نباید می‌رسیدن اینجا!

13:44.310 --> 13:46.600
‫اون همه دود باعث شد بیام یه نگاهی بندازم.

13:49.480 --> 13:50.730
‫توضیحی داری بدی؟

13:51.150 --> 13:54.270
‫خب، می‌خواستم قلمرو اورک‌ها رو نابود کنم..

13:54.980 --> 13:55.810
‫هوم.

13:56.440 --> 13:58.150
‫وای نه. همه‌چیز رو دید!

13:58.150 --> 13:59.060
‫همگی برگردین!

14:04.650 --> 14:06.810
‫درباره موجودات احضار شده‌ام چیزی نمی‌گی؟

14:07.980 --> 14:10.150
‫من شاه اورک رو می‌کشم.

14:10.730 --> 14:14.560
‫تو هم بقیه اراذل و اوباش رو دست‌به‌سر کن،
‫نایب‌کاپیتان لیبراند.

14:14.730 --> 14:15.940
‫اطاعت، کاپیتان.

14:16.400 --> 14:18.020
‫نایب‌کاپیتان هم اینجاست؟!

14:24.190 --> 14:27.810
‫دلم می‌خواست امتیاز تجربه بیشتری بگیرم،
‫ولی اینم دست‌کمی از اون نداره.

14:28.270 --> 14:30.480
‫تماشای نبرد بهترین‌ها از نزدیک‌ترین فاصله!

14:41.400 --> 14:42.270
‫وای!

14:42.270 --> 14:45.810
‫کاپیتان به خاطر قدرت بی‌نظیرش تو میدون
‫جنگ، یه لقب خاص گرفته.

14:46.690 --> 14:49.310
‫مردم بهش می‌گن: زنوف، شیطان جنگ.

14:57.980 --> 15:00.730
‫امکان نداره! داره ضربه‌های هیولایی رو دفع
‫می‌کنه که دو برابر خودش هیکل داره!

15:06.060 --> 15:07.480
‫اورک‌های جادوگر.

15:07.810 --> 15:09.400
‫پس بگو اون آتیش‌ها از کجا می‌اومد.

15:19.020 --> 15:22.480
‫اون چیه؟ چیزی شبیه به
‫مهارت ویژه کرِناست؟

15:35.270 --> 15:37.650
‫از اولش هم هدفش اورک‌های جادوگر بود!

15:45.770 --> 15:48.600
‫نایب‌کاپیتان هم مثل کاپیتان خیلی قویه!

15:48.770 --> 15:51.850
‫پس چطور اون دفعه
‫جلوی کرِنا اون‌طوری ضربه‌فنی شد؟!

15:54.940 --> 15:55.900
‫کاپیتان زنوف!

16:14.940 --> 16:16.940
‫پسر، پشمام...!

16:17.400 --> 16:21.480
‫یه هیولای رتبه B رو با یه ضربه از پا
‫درآورد؟ اونم بدون استفاده از مهارت ویژه؟!

16:27.770 --> 16:30.230
‫قبل از تاریک شدن هوا نرسیدم خونه.

16:30.560 --> 16:32.270
‫مطمئنم دوباره سرم داد می‌زنن.

16:33.150 --> 16:35.400
‫یه حدس‌هایی می‌زدم، ولی...

16:35.900 --> 16:39.020
‫کار تو بود که لونه
‫گابلین‌ها رو نابود کردی، نه؟

16:40.400 --> 16:41.350
‫آره.

16:43.600 --> 16:46.980
‫یه مدت کوتاه بعد از اینکه
‫خدمتکار خاندان گرانول‌ها شدی،

16:47.440 --> 16:50.900
‫گزارش‌هایی شنیدم که جسد هیولاها
‫بیرون شهر روی هم تلنبار شده.

16:51.440 --> 16:53.270
‫سنگ‌های جادویی‌شون هم برداشته شده بود.

16:54.190 --> 16:57.190
‫زیاد سخت نبود که بفهمم
‫کار کی می‌تونه باشه،

16:57.520 --> 17:01.270
‫با توجه به اینکه تنهایی یه گوزن سفید رو
‫شکار کردی و حتی پا‌به‌پای ارباب میهای مبارزه کردی.

17:01.850 --> 17:03.480
‫پس دستم رو شد، آره؟

17:04.350 --> 17:05.980
‫تو استعداد فوق‌العاده‌ای داری.

17:06.850 --> 17:10.230
‫اون حیوونایی که داشتن کنارت می‌جنگیدن
‫هم بخشی از این قضیه‌ان، مگه نه؟

17:10.520 --> 17:13.600
‫آره، معلومه. دیگه کاملاً لو رفتم.

17:14.690 --> 17:15.810
‫همین‌طوره.

17:17.230 --> 17:19.520
‫بیشتر از این چیزی رو اعتراف نمی‌کنم.

17:19.940 --> 17:22.480
‫معلوم نیست اگه چیزی بگم
‫چه دردسری درست میشه،

17:22.480 --> 17:24.850
‫مخصوصاً درباره اینکه با خدای آفرینش
‫در ارتباطم و باهاش حرف می‌زنم.

17:25.560 --> 17:28.350
‫راستی، بارون از قبل می‌دونست
‫که تو استعداد داری.

17:29.270 --> 17:31.850
‫واسه همینم بود که ارتقات داد
‫و کردت شکارچی.

17:32.310 --> 17:33.690
‫پس واسه همینه.

17:33.850 --> 17:37.020
‫عجیبه که به یه بچه هم‌سن من
‫این‌قدر آزادی عمل و مسئولیت بدن.

17:39.310 --> 17:40.350
‫بذارین تمیزتون کنم.

17:42.020 --> 17:46.350
‫گوش کن آلن. اگه می‌خوای چیزی رو که
‫امروز دیدم مخفی نگه دارم،

17:46.480 --> 17:48.400
‫توی گزارشم به بارون
‫چیزی ازش نمی‌نویسم.

17:49.020 --> 17:53.230
‫ولی در عوض، می‌خوام منو در جریان
‫روند شکار هیولاهات بذاری.

17:53.900 --> 17:56.190
‫هدف جفتمون یکیه، مگه نه؟

17:56.600 --> 18:01.400
‫نباید فقط واسه جمع کردن امتیاز تجربه بیشتر،
‫کار شوالیه‌ها رو خراب کنم.

18:02.150 --> 18:04.190
‫باشه. هر چی شما بگین.

18:04.940 --> 18:06.270
‫ولی واقعاً باید بگم...

18:06.850 --> 18:10.150
‫برام عجیبه که این مرد هنوز زنده‌ست.

18:10.810 --> 18:15.440
‫منظورم اینه که بدنش پر از زخم‌های جنگیه
‫که حتی بعد از لول‌آپ هم خوب نشدن.

18:16.350 --> 18:19.310
<b>‫۲ هفته بعد</b>

18:19.310 --> 18:21.270
<b>‫۲۵,۰۰۰ امتیاز تجربه به دست آوردی.</b>

18:19.310 --> 18:21.270
<b>‫۱ شاه اورک رو شکست دادی.</b>

18:20.270 --> 18:21.020
‫عالیه!

18:21.480 --> 18:24.940
‫ماموریت انجام شد! دیگه کاملاً
‫قلق کار دستم اومده.

18:25.270 --> 18:32.810
<b>‫قلمرو اورک‌ها</b>

18:25.650 --> 18:28.400
‫اول، با یه تیم ۴۰ تایی از تدی‌ها
‫از همه طرف حمله می‌کنم.

18:28.810 --> 18:32.270
‫این ضربه سنگینی به نیروهای اورک می‌زنه
‫و نمی‌ذاره به صف بشن.

18:32.690 --> 18:35.440
‫بعد به تیمم دستور میدم اورک‌های جادوگر رو
‫هدف بگیرن تا همه‌شون کشته بشن.

18:35.900 --> 18:37.440
‫این یه جنگ بر اساس تعداده.

18:37.980 --> 18:42.690
‫تا وقتی خودم آسیب نبینم، می‌تونم اون‌قدر
‫احضار بفرستم تا برنده بشم.

18:43.150 --> 18:47.230
‫کل امتیاز تجربه‌ای که از قلمرو اورک‌ها می‌گیرم
‫۳۳۵,۰۰۰ تاست!

18:47.400 --> 18:49.560
‫این بیش از هفت برابر چیزیه که
‫از قلمرو گابلین‌ها می‌گیرم!

18:50.100 --> 18:52.730
‫استفاده از یه شکست موقت
‫برای رسیدن به موفقیت نهایی.

18:53.060 --> 18:54.850
‫روش یه گیمر جون سخت همینه!

18:56.230 --> 18:58.980
<b>‫آلن: ۱۰ ساله</b>

18:56.230 --> 18:58.980
<b>‫سپتامبر</b>

18:58.980 --> 18:59.100
<b></b>

18:59.100 --> 19:01.270
‫باعث افتخاره که اینجا تشریف دارین.

19:01.600 --> 19:03.600
‫خوبه. ممنون از استقبال گرمتون.

19:04.060 --> 19:05.730
‫فرستاده سلطنتی، هه؟

19:08.690 --> 19:11.150
‫می‌تونم بپرسم چه چیزی شما رو امروز
‫به اینجا کشونده؟

19:11.560 --> 19:13.310
‫اومدم این رو تحویل بدم.

19:18.900 --> 19:20.150
‫این چیه؟

19:21.020 --> 19:22.650
‫این دفترچه خاطرات پسرتونه.

19:23.060 --> 19:26.560
‫همه باید توی پادگان
‫به‌طور مرتب خاطراتشون رو بنویسن.

19:28.940 --> 19:34.190
‫لطفاً بدونید پسرتون وظیفه‌اش رو با وفاداری انجام داد
‫و حالا در آرامش خوابیده.

19:38.150 --> 19:40.100
‫قرار نبود این‌طوری بشه!

19:40.440 --> 19:42.650
‫چطور ممکنه توی فقط شش ماه
‫همچین اتفاقی بیفته؟!

19:42.980 --> 19:46.270
‫شماها می‌دونستید که میهای
‫تازه از آکادمی فارغ‌التحصیل شده بود!

19:46.600 --> 19:50.310
‫حتماً چون اشراف‌زاده رتبه پایین بودیم
‫ازش مثل گوشت دم توپ استفاده کردید!

19:50.310 --> 19:54.060
‫و آیا این حرفیه که می‌خواید
‫به گوش پادشاه برسونم؟

19:56.190 --> 19:56.980
‫اوه، میهای...

19:57.100 --> 19:58.230
‫بانوی من!

19:58.440 --> 20:01.940
‫با اجازه‌تون، ما امروز باید
‫به جاهای دیگه‌ای هم سر بزنیم.

20:01.940 --> 20:03.020
‫بدرود.

20:07.690 --> 20:09.810
‫یادمه اون روز رفتار عجیبی داشت...

20:10.480 --> 20:13.690
‫آلن. مراقب سسیل باش.

20:14.690 --> 20:15.980
‫مواظبش باش، باشه؟

20:18.060 --> 20:20.770
‫یعنی می‌دونست که قراره بمیره؟!

20:22.270 --> 20:25.440
‫پدر... چه خبر شده؟

20:26.600 --> 20:28.810
‫می‌خوام اول بقیه اتاق رو خالی کنن.

20:29.310 --> 20:30.810
‫از جمله تو، توماس.

20:31.060 --> 20:32.440
‫ها؟ ولی چرا؟!

20:32.440 --> 20:34.980
‫منم می‌خوام بدونم، پدر!

20:34.980 --> 20:36.520
‫چرا فقط به سسیل می‌گین؟

20:41.190 --> 20:42.690
‫ارباب میهای بیچاره...

20:44.020 --> 20:47.310
‫چی؟ یعنی می‌خوای بگی
‫می‌دونستی میهای قراره بمیره؟

20:48.230 --> 20:51.190
‫این بخشی از وظیفه‌ایه که ما اشراف‌زاده‌ها
‫موظف به انجامش هستیم.

20:51.190 --> 20:55.940
‫خب که چی؟ یعنی زنده موندیم
‫که تهش توی این راه کشته بشیم؟

20:56.100 --> 20:57.230
‫این‌طور نیست.

20:57.900 --> 20:58.770
‫ببین...

20:59.900 --> 21:01.650
‫صبر کن، سسیل!

21:10.600 --> 21:12.440
‫یعنی واقعاً کاری از دستشون برنمیاد؟

21:12.900 --> 21:17.400
‫چه رازی پشت اشراف‌زاده بودنه که
‫مجبورشون می‌کنه تن به این کار مرگبار بدن؟

21:21.940 --> 21:24.440
‫امیدوارم حال بانو سسیل خوب باشه...

21:25.190 --> 21:27.480
‫از دیشب تا حالا از اتاقش بیرون نیومده.

21:27.730 --> 21:33.270
‫تا جایی که یادمه، پدر و مادر و برادر
‫بزرگتر بارون هم جوون‌مرگ شدن.

21:34.150 --> 21:36.650
‫همه‌ش هم به خاطر همین قضیهٔ «وظیفهٔ
‫اشرافی».

21:37.520 --> 21:41.850
‫نمی‌فهمم. جون دادن تو ۱۵ سالگی
‫واقعاً خیلی بی‌رحمانه‌ست...

21:44.100 --> 21:46.270
‫کمک کنید! بانو سسیل غیبش زده!

21:47.100 --> 21:48.560
‫بانو سسیل!

21:48.810 --> 21:49.980
‫بانو سسیل!

21:50.810 --> 21:53.020
‫لعنتی. عجب خدمتکاری هستم من!

21:55.730 --> 21:57.060
‫از پنجره رفته بیرون؟!

21:57.980 --> 21:59.480
‫سسیل رو پیدا کردی؟

21:59.480 --> 22:01.230
‫شاید از عمارت رفته بیرون.

22:01.520 --> 22:02.770
‫من می‌رم بیرون رو بگردم!

22:05.060 --> 22:07.020
‫هر طور شده پیداش می‌کنم!

22:07.400 --> 22:09.190
‫فقط امیدوارم کار احمقانه‌ای نکنه!

22:09.100 --> 22:21.100
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Hinata\h:مترجم
ANIMEX.CLICK
