WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
A.H\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:01.550 --> 00:02.500
‫لعنتی.

00:03.190 --> 00:04.810
‫برای شام تصمیم گرفتی چی بخوری؟

00:04.810 --> 00:07.810
‫اوه، داشتم فکر می‌کردم یه چیز
‫آماده گرم کنم.

00:07.810 --> 00:12.540
‫هوم. در عوض، گوشت، پیاز و فلفل داریم،
‫چرا درست نمی‌کنی...

00:12.540 --> 00:13.760
‫ای بابا، وقت ندارم.

00:13.760 --> 00:15.310
‫دستورش رو برات می‌فرستم!

00:15.310 --> 00:17.440
به سلامت...

00:20.380 --> 00:22.260
‫کوتوکو، موهات!

00:22.260 --> 00:24.030
‫آره، همه‌ش رو کوتاه کردم.

00:24.030 --> 00:25.660
‫صبر کن، چاپستیک‌هام افتاد؟

00:25.660 --> 00:27.020
‫چی، همین الان؟

00:26.320 --> 00:27.670
‫اینم از پیش‌غذاهاتون.

00:27.010 --> 00:29.570
‫اوه، زیاد ریختم... یا شاید هم نه.

00:29.570 --> 00:30.620
‫خودت رو جمع و جور کن.

00:30.620 --> 00:33.950
‫موتسو، کفش‌های پاشنه‌بلند شیطانی پوشیدی.

00:33.950 --> 00:35.450
‫داری تیکه می‌ندازی؟

00:35.450 --> 00:37.120
‫بچه‌ها، نوشیدنی‌هامون رسید.

00:37.120 --> 00:40.230
‫خیلی خب، به سلامتیِ
‫سخت‌کوشیِ هر روزه‌مون.

00:40.230 --> 00:42.610
‫به سلامتی!

00:43.080 --> 00:45.360
‫صبر کن، یعنی دایگو قبلاً دیده بودتش؟

00:45.360 --> 00:48.030
‫آره حتماً. خیلی دختر بامزه‌ایه.

00:48.030 --> 00:49.200
‫فقط پونزده سالشه.

00:50.140 --> 00:51.880
‫هفته دیگه می‌ره دبیرستان.

00:51.880 --> 00:53.500
‫تعجبی نداره که این‌قدر خسته‌ای.

00:53.770 --> 00:57.610
‫اینکه مدام یکی دورت باشه
‫کافیه تا از پا دربیام.

00:57.610 --> 01:00.130
‫دقیقاً چی‌کاره‌شی؟
‫مادرخوانده‌شی؟

01:00.130 --> 01:01.140
‫ایول. دمت گرم مادرخوانده.

01:01.140 --> 01:04.220
‫نه، من... سرپرست قانونی‌شم؟

01:04.220 --> 01:05.550
‫خیلی مطمئن نیستم که یعنی چی.

01:05.550 --> 01:07.980
‫پس یعنی به فرزندی قبولش نکردی.

01:07.980 --> 01:10.530
‫نمی‌تونم مسئولیت به این بزرگی رو
‫قبول کنم...

01:10.530 --> 01:11.900
‫می‌دونی، ما خیلی با هم فامیل نیستیم.

01:14.660 --> 01:16.410
‫خب، امشب چیکار می‌کنه؟

01:17.020 --> 01:18.410
‫الان، داره...

01:18.410 --> 01:20.120
‫شام می‌خوره.

01:20.780 --> 01:22.350
‫خدای من، خیلی بامزه‌ست.

01:22.350 --> 01:23.060
‫دقیقاً.

01:23.060 --> 01:25.160
‫آره، بامزه‌ست. بچه خوبیه.

01:25.160 --> 01:26.970
‫هرچند گاهی کمی بچه‌گانه رفتار می‌کنه.

01:27.540 --> 01:30.970
‫با این حال، از فکر اینکه اون
‫بچهٔ اون زنه باشه، تنم می‌لرزه.

01:32.040 --> 01:34.790
‫یعنی نمی‌تونی دوستش داشته باشی؟

01:36.190 --> 01:37.250
‫ماکیو.

01:37.250 --> 01:39.750
فقط چون بی‌مصرفی این رو بهت میگم

01:40.090 --> 01:42.380
‫می‌دونم تقصیر اون نیست.

01:42.380 --> 01:45.080
‫باید باهاش منصفانه رفتار کنم.

01:51.940 --> 01:58.650
‫دفترچه




خاطرات




جادوگر

03:16.570 --> 03:21.490
‫قسمت 4: تنم میلرزه

03:16.610 --> 03:17.850
‫تو چیکار کردی؟!

03:17.850 --> 03:18.870
‫این آتش‌سوزی عمدی نیست؟

03:18.870 --> 03:21.140
‫واقعی که نه. فقط کینه به دل می‌گیرم.

03:21.140 --> 03:22.610
‫این هنوزم ترسناکه.

03:22.610 --> 03:26.000
‫منظورم اینه که به دوران
‫پونزده سالگی‌مون فکر کن.

03:26.000 --> 03:29.250
‫باورت می‌شه حتی
‫به بزرگسالی رسیدیم؟

03:29.250 --> 03:31.870
‫با تجربه‌های واقعی بزرگسالی
‫مثل ازدواج و طلاق.

03:31.870 --> 03:34.740
‫دقیقاً! اون موقع کی فکرش رو می‌کرد؟

03:34.740 --> 03:35.880
‫راستی، این یادم انداخت.

03:35.880 --> 03:38.850
‫اون روز سر کار
‫حسابی گند زدم.

03:38.850 --> 03:40.010
‫بازم؟

03:39.460 --> 03:40.580
‫باید بشنومش!

03:40.580 --> 03:43.600
‫وای خدا، خیلی بد بود.

03:43.930 --> 03:45.840
‫به سلامتی!

03:46.870 --> 03:50.220
‫از دیدنتون خوشبختم. من شینگو کاساماچی هستم.

03:51.910 --> 03:53.350
‫اون...

03:53.350 --> 03:54.470
‫یه ادم بالغ!

03:54.470 --> 03:56.220
‫بفرما، براتون سوغاتی آوردم

03:56.220 --> 03:58.990
این گوشته؟

03:58.990 --> 04:01.370
‫عجب، کادوپیچ
‫هم شده و همه چی.

04:01.370 --> 04:03.930
‫برای سوکییاکی هست. نوش جان.

04:03.930 --> 04:05.770
‫برای شام نمی‌مونی؟

04:05.770 --> 04:07.820
‫نمی‌تونم زیاد بمونم.

04:10.790 --> 04:12.910
‫می‌خوای برات یه چیزی بیارم بنوشی؟

04:12.910 --> 04:13.750
‫حتماً.

04:13.750 --> 04:14.920
‫قهوه خوبه؟

04:14.250 --> 04:15.700
‫انگار با هم خوب کنار میان.

04:14.920 --> 04:16.000
‫حتماً. بذار کمکت کنم.

04:15.700 --> 04:17.480
‫و این جو...

04:16.480 --> 04:18.150
‫هی، این...

04:18.150 --> 04:20.180
‫آره. خوبه، مگه نه؟

04:19.020 --> 04:20.940
‫اینا حتماً با هم دوست‌دختر دوست‌پسردن!

04:20.940 --> 04:21.750
‫چی؟

04:21.750 --> 04:23.170
‫شیرمون تموم شد!

04:23.170 --> 04:24.870
‫اوه، تقصیر من بود.

04:24.870 --> 04:27.200
‫یه لیتر کامل تو یه روز؟

04:27.200 --> 04:28.880
‫عجایب دوران نوجوانی.

04:29.290 --> 04:31.050
‫اشکالی نداره. می‌رم یه کم می‌خرم.

04:31.680 --> 04:34.270
‫دلم قهوه با شیر می‌خواد.

04:34.270 --> 04:36.360
‫اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتین بهم بگین!

04:39.150 --> 04:41.270
‫اولین دیدار

04:42.110 --> 04:44.070
‫اون متفاوته، مگه نه؟

04:44.070 --> 04:45.960
‫آره. خب...

04:46.540 --> 04:48.660
‫تو دوست‌پسر ماکیو-چان هستی؟

04:48.660 --> 04:50.660
‫اولین دیدار

04:50.650 --> 04:55.890
‫خب، می‌بینم که خیلی هم
‫از یک قماش نیستین...

04:56.670 --> 04:58.770
‫نه، نیستیم. حداقل فعلاً که نه.

04:59.710 --> 05:01.160
‫فعلاً نه؟

05:01.160 --> 05:04.310
‫ما قبل از اون دوست بودیم
‫و بعدش هم موندیم.

05:05.000 --> 05:10.180
‫ولی کی می‌دونه؟ شاید احساساتمون
‫فردا عوض بشه.

05:10.900 --> 05:13.220
‫پس چرا از هم جدا شدین؟

05:13.220 --> 05:14.330
‫خیلی داغه!

05:13.810 --> 05:17.310
‫اولین دیدار

05:14.330 --> 05:15.590
‫خوبی؟!

05:15.590 --> 05:17.310
‫خوبم، خوبم.

05:17.310 --> 05:19.160
‫ای بابا...

05:19.160 --> 05:20.490
‫تو نمی‌فهمی.

05:22.050 --> 05:24.820
‫تو درک نمی‌کنی، کاساماچی-کون!

05:25.670 --> 05:27.810
‫تقصیر خودم بود.

05:27.810 --> 05:29.150
‫خیلی مغرور شده بودم.

05:29.740 --> 05:31.840
‫ای بابا، دیگه خاطره‌بازی بسه.

05:31.840 --> 05:35.570
‫بزرگسال‌ها خیلی حساس‌تر از اون چیزی‌ان
‫که شما جوونا فکر می‌کنین.

05:35.910 --> 05:38.770
‫برای اینکه بدونی، دلیل اومدنم امروز
‫فقط دیدن تو نبود.

05:38.770 --> 05:40.920
‫می‌خواستم ببینم حال اون چطوره.

05:41.580 --> 05:42.720
‫ولی بهش نگو، باشه؟

05:45.210 --> 05:46.510
‫آدم بالغ

05:46.970 --> 05:50.720
‫سال ۲۰۱۷ (29 هیسی)

05:46.970 --> 05:50.720
‫راهنمای ثبت‌نام

05:47.210 --> 05:50.380
‫فهمیدم. پس مدرسه عملاً ازت می‌خواد
‫که ناهارت رو خودت درست کنی، آره؟

05:50.730 --> 05:52.200
‫سخت به نظر میاد.

05:53.000 --> 05:54.770
‫مغزت هنگ کرد؟

05:54.770 --> 05:56.230
‫نه، منظورم ناهار بود.

05:56.620 --> 05:59.960
‫خریدن ناهار هر روز کلی هزینه داره.

05:59.960 --> 06:03.860
‫مدتیه که گاهی اوقات خودم
‫بنتو (غذای بسته‌بندی) درست می‌کنم.

06:03.860 --> 06:10.740
‫ناهار ساده‌ی کاساماچی-کون

06:03.860 --> 06:10.740
‫تهیه‌شده با لباس راحتی

06:03.860 --> 06:10.740
‫ظرف پلاستیکی

06:03.860 --> 06:10.740
‫هر نوع گوشتی (با سس یاکینیکو)

06:03.860 --> 06:10.740
‫بروکلی آب‌پز

06:03.860 --> 06:10.740
‫برنج گرم‌شده در مایکروویو

06:03.860 --> 06:10.740
‫سبزیجات ترشی

06:04.150 --> 06:09.510
‫خیلی ساده‌ست. فقط کمی برنج،
‫گوشت و بروکلی توی ظرف پلاستیکی.

06:10.740 --> 06:12.930
‫همین هم بیشتر از کافیه.

06:12.930 --> 06:15.350
‫لطفاً برای من از این ظرف‌ها استفاده نکن...

06:15.350 --> 06:16.990
‫درسته، حتماً.

06:16.990 --> 06:20.360
‫راستی، آدم باید توی ظرف بنتو
‫چی بذاره؟

06:20.360 --> 06:25.250
‫والدین من همیشه فقط غذاهای قهوه‌ای‌رنگ
‫می‌ذاشتن. ولی خوشمزه بود.

06:25.620 --> 06:28.200
‫همیشه می‌گفتن: «ما طرفدار رنگ قهوه‌ای هستیم.»

06:28.200 --> 06:31.800
‫والدین من هم مخالفِ
‫گذاشتن گوجه‌گیلاسی بودن.

06:31.800 --> 06:34.770
‫فکر کنم به بنتوهایی که درست می‌کردن
‫افتخار می‌کردن.

06:34.770 --> 06:38.470
‫درسته. مال من حتی
‫دفتر خاطرات بنتو داشت.

06:38.860 --> 06:43.020
‫شرط می‌بندم تو ذهن
‫خودشون عالی بودن، ولی...

06:43.020 --> 06:48.200
‫بزرگ کردن بچه و دوست داشتنش،
‫دو مقوله‌ی جدا از هم بودن،

06:48.200 --> 06:50.030
‫حداقل برای والدین من این‌طور بود.

06:50.970 --> 06:54.020
‫به هر حال، منظورم اینه که...

06:54.330 --> 06:56.730
‫خیلی نگرانش نباش.

06:57.180 --> 06:59.990
‫ممنون. یادم می‌مونه.

07:01.970 --> 07:04.530
‫ماکیو-چان، تو ظرف بنتو داری؟

07:04.530 --> 07:06.890
‫نه. باید یکی بخرم.

07:06.890 --> 07:10.030
‫«ماکیو-چان»؟ این جدید بود.

07:10.030 --> 07:12.500
‫کسی فکرش رو هم نمی‌کنه این‌طوری صدات کنه.

07:12.500 --> 07:13.580
‫می‌دونم.

07:13.580 --> 07:14.560
‫واقعاً؟

07:14.840 --> 07:17.050
‫مامان همیشه تو رو این‌طوری صدا می‌کرد.

07:17.610 --> 07:20.060
‫همیشه می‌گفت:
‫«ماکیو-چان نویسنده‌ی رمانه.»

07:20.060 --> 07:21.090
‫همیشه همین رو می‌گفت.

07:21.090 --> 07:23.050
‫خجالت نمی‌کشی؟

07:23.050 --> 07:25.940
‫که این‌طور توی دنیای خیالی زندگی می‌کنی؟

07:25.940 --> 07:28.190
‫اون هم با نوشتن رمان!

07:28.570 --> 07:31.960
‫چرا نمی‌خوای با واقعیت روبرو بشی؟

07:34.250 --> 07:35.410
‫چی؟

07:35.960 --> 07:37.950
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

07:38.850 --> 07:39.820
‫ماکیو-سان؟

07:40.340 --> 07:41.580
‫حالت خوبه؟

07:42.290 --> 07:43.960
‫فکر کنم دیگه باید برم.

07:45.080 --> 07:46.720
‫بازم بهت سر می‌زنم.

07:46.720 --> 07:48.940
‫می‌تونم این رو بگم؟

07:48.940 --> 07:50.110
‫معلومه! حتماً بیا!

07:50.110 --> 07:52.180
‫اینجا خونه‌ی منه...

07:52.180 --> 07:53.320
‫هی، کاساماچی-کون.

07:53.320 --> 07:54.760
‫می‌تونم آیدی لاینت رو داشته باشم؟

07:54.760 --> 07:56.270
‫باشه، حتماً.

08:31.380 --> 08:33.130
‫شروع دبیرستان از امروز

08:31.380 --> 08:33.130
‫برای مراسم ورودی هیجان‌زده‌ام!

08:31.380 --> 08:33.130
‫قرار با امیری دم ورودی مدرسه ساعت ۸:۲۰

08:32.070 --> 08:34.470
‫همه چی آماده‌ست. من رفتم!

08:33.730 --> 08:36.380
‫هی، همون‌طور که قبلاً گفتم...

08:36.380 --> 08:38.520
‫اگه اون رو بیرون بذاری،
‫نمی‌تونم بهش نگاه نکنم.

08:38.520 --> 08:40.400
‫پس می‌شه دفترت رو ببندی؟

08:40.400 --> 08:42.640
‫همون‌طور که قبلاً گفتم،
‫برام مهم نیست اگه بخونیش.

08:43.300 --> 08:44.870
‫اصلاً نمی‌فهممت.

08:44.870 --> 08:46.650
‫خب، من رفتم!

08:46.920 --> 08:51.350
‫هی، مطمئنی نمی‌خوای
‫منم بیام؟

08:52.050 --> 08:53.130
‫همه چی ردیفه.

08:56.870 --> 08:57.910
‫آسا!

08:57.910 --> 08:59.170
‫امیری!

08:59.420 --> 09:01.210
‫صبح بخیر!

09:01.530 --> 09:04.730
‫سلام آسا-چان. برای سه سال دیگه
‫که با همیم هیجان داری؟

09:04.730 --> 09:06.040
‫آره، معلومه.

09:06.040 --> 09:09.660
‫بابت اتفاقات جشن فارغ‌التحصیلی
‫متأسفم.

09:09.660 --> 09:12.670
‫آره مامان. باید بیشتر عذرخواهی کنی.

09:12.900 --> 09:16.560
‫می‌خوام به خاله‌ات سلام کنم.

09:16.560 --> 09:17.960
‫کجاست؟

09:17.960 --> 09:19.100
‫اینجا نیست.

09:20.010 --> 09:21.740
‫یعنی نمیاد؟

09:21.740 --> 09:23.000
‫برای مراسم ورودی‌ت؟

09:23.000 --> 09:23.670
‫نه.

09:25.070 --> 09:27.060
‫می‌دونی آسا-چان...

09:27.450 --> 09:31.060
‫اگه هر وقت تو گفتن چیزی بهش مشکل داشتی،
‫من همیشه می‌تونم باهاش حرف بزنم.

09:31.810 --> 09:36.200
‫آخه برام عجیبه که
‫اینجا تنهایی.

09:37.390 --> 09:40.230
‫ولی اون که مامانم نیست...

09:41.330 --> 09:43.040
‫بجنب آسا. بریم.

09:43.040 --> 09:43.740
‫باشه.

09:45.620 --> 09:47.630
‫فردا کجا می‌خوای همدیگه رو ببینیم؟

09:47.630 --> 09:48.700
‫بذار ببینم...

09:48.940 --> 09:50.700
‫وای خدای من، اون دختره چقدر نازه.

09:50.700 --> 09:51.790
‫می‌خوای بری باهاش حرف بزنی؟

09:51.790 --> 09:54.600
‫چی؟ امیری، داری زیاده‌روی می‌کنی.

09:54.600 --> 09:55.750
‫حتی آرایش هم کردی.

09:55.750 --> 09:57.350
‫می‌تونی سرزنشم کنی؟

09:57.350 --> 09:58.970
‫داریم دبیرستان رو شروع می‌کنیم.

09:58.970 --> 10:01.350
‫قوانینمون تو راهنمایی خیلی مزخرف بود.

10:01.350 --> 10:02.760
‫بس کن.

10:02.760 --> 10:04.940
‫اوه، صندلی من اون‌طرفه.

10:04.940 --> 10:06.080
‫بعداً می‌بینمت آسا!

10:06.080 --> 10:07.110
‫باشه.

10:11.070 --> 10:13.010
‫شروع دبیرستان، ها؟

10:13.010 --> 10:14.100
‫تاکومی!

10:14.100 --> 10:15.710
‫اوه، یوشیمورا.

10:15.710 --> 10:16.550
‫چه خبر؟

10:16.550 --> 10:18.870
‫بگیر، اینا رو تو فارغ‌التحصیلی گرفتیم.

10:20.020 --> 10:23.750
‫نارا انگار خیلی درگیر بود،
‫واسه همین مال تو رو من نگه داشتم.

10:23.750 --> 10:24.940
‫ممنون...

10:24.940 --> 10:28.570
‫ولی پسر، کی اصلاً جشن فارغ‌التحصیلی رو می‌پیچونه؟

10:28.570 --> 10:29.560
‫خیلی بده؟

10:29.560 --> 10:31.250
‫خب، به هر حال...

10:31.250 --> 10:33.770
‫به عنوان هم‌کلاسی دوران راهنمایی،
‫موفق باشی.

10:33.770 --> 10:35.260
‫منم تلاشم رو می‌کنم.

10:35.260 --> 10:36.830
‫منظورت از این حرف چی بود؟

10:38.020 --> 10:40.110
‫تو یوشیمورا از ساکورا فرست هستی؟

10:40.110 --> 10:42.230
‫هی، تو توی مسابقات منطقه‌ای بودی!

10:42.230 --> 10:43.730
‫می‌خوای بیای تو تیم بیسبال؟

10:43.730 --> 10:44.750
‫معلومه!

10:44.750 --> 10:47.540
‫عالیه! بیا سه سال
‫آینده رو بترکونیم!

10:50.770 --> 10:52.620
‫سلام. از آشنایی باهات خوشبختم.

10:52.620 --> 10:55.950
‫ا-ام، م-منم همین‌طور. سون هستم.

10:55.950 --> 10:57.700
‫منم آسا تاکومی هستم.

10:57.700 --> 10:59.620
‫سون-سان، اسم کوچیکت چیه؟

10:59.620 --> 11:03.780
‫اوه، ام، آسوکا. آسوکا سون هستم.

11:03.780 --> 11:05.980
‫گرفتم. آسا-چان و آسوکا-چان.

11:05.980 --> 11:09.170
‫من یومی کاندا هستم. بهم بگو کان!

11:09.170 --> 11:10.670
‫وای، چقدر باحاله!

11:10.670 --> 11:12.570
‫خودت طراحیش کردی؟

11:11.430 --> 11:13.680
‫دومین کارت ویزیت زندگیمه!

11:12.570 --> 11:14.000
‫معلومه که خودم کردم.

11:14.640 --> 11:16.720
‫ببخشید، جات تنگه؟

11:16.720 --> 11:18.540
‫نه خوبم. از آشنایی باهات خوشبختم.

11:18.870 --> 11:20.910
‫من یوتو توگو هستم.

11:20.910 --> 11:23.220
‫توی تیم جودویی؟
‫قدت چنده؟

11:23.220 --> 11:25.700
‫نه، فوتبال. ۱۸۶ سانتی‌مترم.

11:26.390 --> 11:30.180
‫حالا نوبت سخنرانی ورودی‌های
‫جدید سال اوله.

11:30.180 --> 11:34.080
‫نماینده کلاس‌های امسال
‫چیو موری‌موتو هست.

11:30.180 --> 11:30.910
‫عمراً!

11:30.910 --> 11:31.930
‫منم عاشق اونم!

11:34.080 --> 11:35.030
‫حاضر!

11:40.450 --> 11:43.080
‫معلومه که پدر و مادرت هیجان‌زده
‫بودن.

11:43.080 --> 11:44.810
‫خب، تو نماینده کلاسی.

11:44.810 --> 11:46.610
‫این یه موفقیت خیلی بزرگه!

11:46.610 --> 11:48.100
‫موفقیت؟

11:48.100 --> 11:50.060
‫اونقدرها هم چیز مهمی نیست.

11:50.060 --> 11:52.860
‫با این حال، کاملاً درک می‌کنم که
‫بخوای اونا رو تحت تأثیر قرار بدی.

11:52.860 --> 11:55.250
‫پدر و مادر منم خیلی شورش رو درآوردن...

11:55.250 --> 11:56.790
‫آسوکا!

11:57.230 --> 11:58.750
‫خیلی خجالت‌آور بود...

11:58.750 --> 12:01.090
‫همه خانواده‌ها همین‌طورین.

12:01.090 --> 12:04.250
‫خب، پدر و مادر من اینجا نیستن.

12:05.130 --> 12:07.270
‫راستش، توی یه تصادف رانندگی فوت کردن.

12:07.270 --> 12:11.510
‫الان با خاله‌ام زندگی می‌کنم،
‫ولی اون نویسنده پرمشغله‌ایه، واسه همین...

12:11.970 --> 12:13.950
‫انگار سناریوی فیلمه.

12:13.950 --> 12:15.310
‫یا نباید اینو می‌گفتم؟

12:15.310 --> 12:19.280
‫نه خوبه. فقط اینکه حالا مجبورم
‫ناهار خودم رو درست کنم.

12:19.280 --> 12:21.770
‫وای، تو خیلی مستقلی.

12:21.770 --> 12:24.910
‫در مقایسه با تو، من عملاً یه میمونم.

12:24.910 --> 12:26.340
‫میمون؟

12:26.340 --> 12:29.280
‫اینکه اون‌قدر زود بیدار بشی
‫واسه ناهار درست کردن حتماً سخته.

12:26.970 --> 12:27.790
‫ها...؟

12:29.280 --> 12:31.280
‫پدر و مادرم هنوز هر روز صبح
‫من رو بیدار می‌کنن.

12:31.280 --> 12:33.090
‫دیگه بزرگ شو.

12:34.500 --> 12:36.430
‫تنهایی...

12:40.200 --> 12:43.260
‫می‌خواستم روز اول به چشم بیام...

12:43.260 --> 12:44.870
‫گند زدم.

12:48.050 --> 12:49.790
‫حالا که روز مهم توئه.

12:49.790 --> 12:51.320
‫برو دست‌هات رو بشور.

12:55.030 --> 12:59.320
‫توی مراسم ورودی امروز، من...

12:59.310 --> 13:01.820
‫شروع دبیرستان از امروز

12:59.310 --> 13:01.820
‫برای مراسم ورودی هیجان‌زده‌ام!

12:59.310 --> 13:01.820
‫قرار با امیری دم ورودی مدرسه ساعت ۸:۲۰

13:02.150 --> 13:03.370
‫هوم.

13:04.820 --> 13:06.110
‫همین؟

13:06.110 --> 13:07.820
‫غذا داره سرد می‌شه.

13:08.250 --> 13:09.870
‫اشکالی نداره شروع کنم به خوردن؟

13:10.510 --> 13:12.070
‫من می‌رم دست‌هام رو بشورم.

13:14.410 --> 13:16.460
‫انتظار داشتم اون‌جوری باشه که...

13:16.780 --> 13:19.340
‫چی؟ این‌طوری نباش.
‫خیلی خجالت‌آوره.

13:19.900 --> 13:23.160
‫آره؟ خب، دیگه همینه که هست.

13:23.800 --> 13:27.090
‫خیلی بهش فکر نکن.
‫فقط دفعه بعد بیشتر حواست رو جمع کن.

13:27.090 --> 13:30.130
‫...توی ذهنم. خدای من، چقدر اشتباه می‌کردم.

13:30.840 --> 13:31.970
‫آسا.

13:34.060 --> 13:36.110
‫این‌طوری خودت رو خجالت‌زده نکن.

13:36.230 --> 13:38.990
‫خب، گاهی اوقات همینه دیگه.

13:39.480 --> 13:42.350
‫اشکالی نداره. می‌تونی دفعه بعد
‫بیشتر مراقب باشی.

13:52.520 --> 13:54.870
‫نمی‌دونستم دوست داری جلب توجه کنی.

13:55.620 --> 13:57.290
‫منظورم اینه که، تو همین الان گفتی...

13:57.790 --> 13:59.210
‫نمی‌دونم.

13:59.210 --> 14:01.560
‫ولی گاهی اوقات، دلم می‌خواد جلب توجه کنم.

14:02.030 --> 14:03.540
‫مگه چه اشکالی داره؟

14:03.540 --> 14:04.870
‫اشکالی نداره؟

14:04.870 --> 14:09.490
‫واقعاً جلب توجه کردن
‫تلاش خیلی زیادی می‌خواد.

14:09.490 --> 14:13.100
‫مثل ورزشکارها،
‫بازیگرها و خواننده‌ها.

14:13.100 --> 14:15.460
‫یعنی براش زحمت کشیدی.

14:15.900 --> 14:19.330
‫انتظارش رو نداشتم.
‫فکر می‌کردم ازش بدت بیاد.

14:20.030 --> 14:23.870
‫جدی می‌گی؟ بی‌خیال، من یه نویسنده‌ام!

14:23.870 --> 14:27.490
‫من با نوشتن تخیلاتم و چاپ کردنشون
‫برای دنیا، نون درمیارم.

14:27.490 --> 14:30.250
‫هیچ‌وقت کسی رو به خاطر جلب توجه قضاوت نمی‌کنم.

14:30.250 --> 14:35.790
‫ولی حرف زدن درباره من کمکی به
‫تو نمی‌کنه تا جلب توجه کنی.

14:35.790 --> 14:38.890
‫ما دو تا آدم کاملاً متفاوتیم.

14:39.280 --> 14:40.230
‫آره.

14:40.740 --> 14:42.280
‫چرا امتحان نمی‌کنی بخونی؟

14:42.900 --> 14:44.540
‫یه گروه موسیقی یا یه همچین چیزی.

14:44.540 --> 14:47.010
‫همیشه داری زیر لب زمزمه می‌کنی.

14:47.490 --> 14:51.150
‫گروه موسیقی؟ مامان هیچ‌وقت از اونا خوشش نمی‌اومد.

14:51.730 --> 14:52.680
‫هوم.

14:52.680 --> 14:54.450
‫دوباره شروع کردی.

14:54.450 --> 14:55.850
‫حرفت رو بزن دیگه.

14:55.850 --> 15:00.130
‫نه، منظورم اینه که... اشکالی نداره.
‫هرچی باشه، زندگی خودته.

15:00.550 --> 15:03.720
‫ولی... اون دیگه اینجا نیست،
‫می‌دونی؟ مامانت.

15:09.520 --> 15:10.830
‫چطور؟

15:11.150 --> 15:14.780
‫چطور از مامان بدت میاد، ماکیو-چان؟

15:16.870 --> 15:19.050
‫دلیلش رو بهت نمی‌گم.

15:20.760 --> 15:23.340
‫فقط چون بچه‌ای و
‫نیت بدی نداری...

15:23.340 --> 15:26.020
‫معنیش این نیست که می‌تونی
‫توی هر چیزی سرک بکشی.

15:26.020 --> 15:29.030
‫هیچ‌وقت اون رو بهت نمی‌گم.

15:29.590 --> 15:30.840
‫ببخشید!

15:31.340 --> 15:32.530
‫متأسفم.

15:32.850 --> 15:34.280
‫از دستت عصبانی نیستم.

15:35.210 --> 15:36.680
‫برمی‌گردم سر کارم.

15:41.930 --> 15:44.940
‫دفتر خاطرات جادوگر

15:45.260 --> 15:46.940
‫ممنون که دعوتم کردی!

15:47.340 --> 15:49.660
‫خوشبختم. من امیری هستم.

15:49.660 --> 15:52.970
‫آهان، همونی که تو جشن فارغ‌التحصیلی دیدمت.

15:52.970 --> 15:54.610
‫من ماکیو کودای هستم.

15:54.610 --> 15:55.950
‫ما با هم دعوایی نداشتیم.

15:56.300 --> 16:00.080
‫مشکلی ندارم دوستات رو بیاری خونه،
‫ولی از قبل بهم خبر بده.

16:00.080 --> 16:01.580
‫برات پیام فرستادم.

16:02.080 --> 16:05.080
‫ماکیو-چان

16:02.080 --> 16:05.080
‫امیری می‌تونه بیاد اینجا؟

16:02.080 --> 16:05.080
‫دارم با خودم می‌آرمش!

16:02.570 --> 16:06.220
‫«از قبل» به این معنی نیست که
‫همون لحظه آخر خبر بدی.

16:06.220 --> 16:07.770
‫ببخشید!

16:07.770 --> 16:09.840
‫خب، خوش بگذره.

16:10.730 --> 16:13.760
‫جالبه. هیچ تشریفات خاصی یا چیزی نداری؟

16:14.350 --> 16:17.180
‫مامان من قطعاً یه جوری رفتار می‌کرد که...

16:17.180 --> 16:21.620
‫«سلام! ممنون که
‫امیری رو تنها نمی‌ذاری!»

16:21.620 --> 16:22.590
‫اون خوب بود!

16:22.590 --> 16:26.600
‫توی خونه‌ی تاکومی همیشه این‌طوری بود که:
‫ «لطفاً مراقب آسا باش.»

16:27.210 --> 16:28.390
‫اونم خوب بود!

16:28.390 --> 16:29.410
‫مگه نه؟

16:29.410 --> 16:30.270
‫دیگه دارم می‌برم...

16:30.270 --> 16:33.370
‫راستی، متوجه نماینده‌ی
‫ پایه‌ی تحصیلی‌مون شدی؟

16:33.370 --> 16:35.480
‫کراواتش رو دیدی؟
‫ خیلی کوتاه بود!

16:35.480 --> 16:38.680
‫جدی؟ خیلی خنده‌دار بود.

16:43.570 --> 16:48.130
‫ماکیو-سان،
‫ خوراکی مورد علاقه‌ای داری؟

16:48.130 --> 16:51.030
‫مامانم ازم خواست بیام اینجا رو چک کنم.

16:51.030 --> 16:53.690
‫مگه نباید این رو
‫ مخفی نگه می‌داشتی؟

16:54.430 --> 16:56.130
‫اگه برای هدیه دادن می‌خوای...

16:56.130 --> 16:59.990
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم، ولی جدی می‌گم
‫ که ترجیح می‌دم این کار رو نکنه.

16:59.990 --> 17:01.140
‫دردسر می‌شه.

17:01.140 --> 17:02.800
‫دردسر؟

17:02.800 --> 17:05.250
‫ماکیو-چان یه کم عجیبه.

17:06.130 --> 17:09.320
‫مامانم زیر بار نمی‌ره.

17:09.320 --> 17:12.400
‫نمی‌خوام بی‌ادب باشم، ولی واقعاً جدی‌ام.

17:12.400 --> 17:15.700
‫اشکالی نداره. لطفاً دقیقاً
‫ همین رو بهش بگو.

17:15.700 --> 17:18.640
‫من زیاد اهل تعارف نیستم.

17:19.240 --> 17:20.650
‫دارم می‌رم سر کار.

17:20.650 --> 17:21.910
‫باشه!

17:44.120 --> 17:45.300
‫ام...

17:45.730 --> 17:47.810
‫ببخشید که مزاحمت شدم.

17:47.810 --> 17:49.410
‫کمکی از دستم برمیاد؟

17:49.410 --> 17:50.580
‫دارم می‌رم بیرون.

17:50.580 --> 17:51.810
‫باشه.

17:51.810 --> 17:54.220
‫خوابش برد... آسا خوابش برد.

17:55.060 --> 17:56.200
‫یهو غیبش زد.

17:56.200 --> 17:57.820
‫انگار بیهوش شده.

17:57.820 --> 17:59.040
‫فهمیدم...

17:59.040 --> 18:00.570
‫بازم بهش سر می‌زنم.

18:00.570 --> 18:02.330
‫که حالش رو بپرسم.

18:02.330 --> 18:03.700
‫بابت زحمت‌ها ببخشید.

18:22.060 --> 18:23.430
‫امیری؟

18:24.600 --> 18:27.350
‫امیری: چون خوابت برد، دارم می‌رم خونه

18:24.600 --> 18:27.350
‫امیری: رسیدم. بیداری؟

18:35.820 --> 18:37.380
‫ماکیو-چان.

18:38.480 --> 18:41.450
‫ام... شام خوردی؟

18:41.450 --> 18:42.860
‫روی میزه.

18:44.580 --> 18:46.060
‫پس بشقاب خودت چی؟

18:46.770 --> 18:48.000
‫بعداً می‌خورم.

18:55.100 --> 18:56.880
برای غذا ممنونم

19:05.670 --> 19:08.770
‫ولی... اون دیگه اینجا نیست،
‫ می‌دونی که؟ مامانت.

19:09.670 --> 19:12.020
‫چه مسخره...

19:12.480 --> 19:14.620
‫جدیدترین جاهای غذاخوری تو کوئنجی!

19:14.620 --> 19:16.890
‫من حتی نمی‌تونم قول بدم
‫ که دوستت داشته باشم.

19:18.150 --> 19:19.900
‫من از خواهرم متنفر بودم.

19:20.470 --> 19:22.820
‫دلیلش رو هم بهت نمی‌گم.

19:41.780 --> 19:46.310
‫نمی‌تونم همیشه کاملاً
‫ هوای احساساتت رو داشته باشم.

19:46.310 --> 19:51.050
‫احتمالاً تنهایی یا اضطرابت رو هم
‫ نمی‌تونم درک کنم.

19:51.540 --> 19:54.020
‫چون از مامان متنفر بودی؟

19:54.020 --> 19:55.050
‫نه.

19:55.050 --> 19:58.480
‫چون وقتی دور و برم شلوغ باشه
‫ خیلی زود خسته می‌شم.

19:58.950 --> 20:01.510
‫حتی نمی‌تونم کار کنم مگر اینکه تنها باشم.

20:02.150 --> 20:04.820
‫این حس تنهایی نداره؟

20:05.270 --> 20:09.070
‫همون‌طور که تو نمی‌تونی
‫ خفگی‌ای که حس می‌کنم رو بفهمی،

20:09.550 --> 20:12.950
‫منم نمی‌تونم تنهایی تو رو درک کنم.

20:12.950 --> 20:16.960
‫چون من و تو
‫ دو تا آدم متفاوتیم.

20:19.200 --> 20:20.580
‫چ-چی داری می‌گی...

20:23.200 --> 20:27.100
‫اگه باعث شدم احساس کنی
‫ نادیده‌ت گرفتم، عذر می‌خوام.

20:27.100 --> 20:28.960
‫پس بیا در موردش حرف بزنیم.

20:29.430 --> 20:31.290
‫با اینکه همدیگه رو
‫درک نمی‌کنیم؟

20:31.290 --> 20:32.610
‫دقیقاً به خاطر  همین که درک نمی‌کنیم.

20:34.780 --> 20:37.770
‫من از تنها غذا خوردن خوشم نمیاد.

20:38.220 --> 20:42.900
‫باشه. اگه یه وقت حواسم به زمان نبود،
‫بهم بگو.

20:43.480 --> 20:46.530
‫اگه خواستی حرف بزنی،
‫همون موقع حرف می‌زنیم.

20:46.910 --> 20:49.030
‫واقعاً برات مشکلی نیست؟

20:49.910 --> 20:51.790
‫با اینکه پدر یا مادرم نیستی؟

20:52.490 --> 20:54.280
‫با اینکه دوستم نداری؟

20:55.180 --> 21:02.080
‫امیدوارم یه زندگی سالم
‫و به دور از ناامیدی داشته باشی.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
A.H\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:02.080 --> 21:06.520
‫این حس رو دارم چون
‫برام عزیز هستی.

21:06.520 --> 21:08.420
‫حداقل، بیشتر از اینکه نباشی.

21:08.420 --> 21:09.790
‫من تنهام.

21:10.650 --> 21:15.080
‫من نمی‌تونم کاری برای اون تنهاییِ
‫عمیقی که حس می‌کنی انجام بدم.

21:15.080 --> 21:16.820
‫نه! من  تنهام !

21:17.610 --> 21:19.230
‫خیلی تنهام...

21:20.000 --> 21:21.060
‫می‌فهمم.

21:24.390 --> 21:29.800
‫اون تنهایی من رو پذیرفت،
‫اما نتونست درکش کنه.

21:30.760 --> 21:35.010
‫آبِ واحه شاید تشنگی‌ت رو
‫برطرف کنه،

21:35.440 --> 21:39.010
‫اما با بدنت یکی نمی‌شه.

21:39.470 --> 21:44.990
‫هیچ‌کس نمی‌تونه با کس دیگه‌ای... یکی بشه.

21:46.620 --> 21:49.810
‫ما قبلاً هیچ ارتباطی با هم نداشتیم.

21:49.810 --> 21:54.340
‫نمی‌دونم درسته که یه غریبه مثل من
‫یهو این‌قدر درگیر زندگی‌ت بشه یا نه.

21:55.320 --> 21:57.010
‫اوه، بی‌خیال.

21:57.830 --> 21:59.110
‫ممنون.

21:59.110 --> 22:00.940
‫یه وقت دیگه بازم گوشت بیار.

22:02.200 --> 22:03.470
‫کاساماچی-کون، بگو ببینم...

22:03.770 --> 22:07.990
‫تو کِی احساس تنهایی می‌کنی؟

22:07.990 --> 22:10.990

