WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
A.H\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:07.140 --> 00:08.870
‫میگم که...

00:11.210 --> 00:12.880
‫می‌تونم یه کم تمیزکاری کنم؟

00:13.720 --> 00:16.010
‫مجبور نیستی...

00:16.410 --> 00:19.000
‫نه، بحث مجبور بودن نیست.

00:19.330 --> 00:20.790
‫از تمیزکاری لذت می‌برم.

00:21.470 --> 00:23.480
دلم می‌خواد این کارو بکنم.

00:24.060 --> 00:25.860
‫پس، راحت باش.

00:35.900 --> 00:42.660
‫دفترچه




خاطرات




جادوگر

02:02.060 --> 02:03.530
‫یه رمان؟

02:02.820 --> 02:07.790
‫قسمت 2: بسته بندی

02:04.310 --> 02:07.120
‫واقعاً داری می‌نویسیش؟ یه رمان؟

02:07.610 --> 02:08.780
‫اگه بنویسم چی می‌شه؟

02:10.120 --> 02:13.790
‫یه رمان، اونم تو! تو خیلی...

02:30.060 --> 02:32.640
‫اون خوب آواز می‌خونه...

02:41.620 --> 02:44.350
‫این یادداشت دفتر خاطراتشه؟

02:51.600 --> 02:53.610
‫امیری: اوضاع چطوره؟

02:56.920 --> 02:59.220
‫هی... هی.

02:59.220 --> 03:00.090
‫بله؟

03:00.420 --> 03:02.340
‫در مورد باز موندن اون...

03:02.340 --> 03:04.940
‫از اینکه چشمم بهش افتاد احساس گناه می‌کنم.

03:05.470 --> 03:07.950
‫می‌شه یه کم بیشتر مراقب باشی؟

03:08.460 --> 03:10.600
‫مشکلی ندارم اگه بخونیش.

03:11.570 --> 03:13.770
‫ولی این یه دفتر خاطراته.

03:13.770 --> 03:15.680
‫باید یه کم... خصوصی‌تر باشه.

03:17.620 --> 03:18.970
‫بیا شام بخوریم.

03:18.970 --> 03:19.880
‫اوه، باشه.

03:23.710 --> 03:25.970
‫انگار همین دیروز هات پات خوردیم.

03:26.420 --> 03:29.030
‫برنامه غذایی اینجا هات پات، هات پات،

03:29.030 --> 03:32.730
‫کاسه برنج، کاسه برنج، خوراک گوشت و زنجبیل،
‫خوراک گوشت و زنجبیل، بعدش هم ساشیمی.

03:32.730 --> 03:33.930
‫منظورت از برنامه چیه...؟

03:33.930 --> 03:34.980
‫برای کل هفته.

03:35.430 --> 03:36.850
‫به اضافه اودون برای ناهار.

03:37.380 --> 03:38.620
‫چه روزی؟

03:39.000 --> 03:40.000
‫هر روز.

03:40.000 --> 03:42.000
‫صبر کن، چی؟

03:43.600 --> 03:45.130
‫«اوضاع چطوره؟»

03:45.670 --> 03:47.450
‫از طرف یکی از هم‌کلاسیامه.

03:47.450 --> 03:49.790
‫نمی‌دونم چطور جواب بدم.

03:49.790 --> 03:53.260
‫راستی یادم اومد...
‫منم یه همچین پیامی گرفتم.

03:53.260 --> 03:55.140
‫جدی؟ چطور جواب دادی؟

03:55.140 --> 03:56.870
‫ام، هنوز ندادم.

03:57.770 --> 04:00.330
دیگه باید جواب بدم

04:04.650 --> 04:07.660
‫ماکیو-چان، یه هفته‌ست جواب ندادی.
‫زنده‌ای؟ اوضاع چطوره؟

04:11.410 --> 04:13.410
‫یه خبر دارم. تصمیم گرفتم که...

04:14.230 --> 04:17.910
‫پشمام!

04:17.910 --> 04:20.390
‫انگار یهویی پدر شدی!

04:20.390 --> 04:22.040
‫باورنکردنیه، مگه نه؟

04:22.040 --> 04:23.580
‫هوا سرده، بیا تو.

04:23.580 --> 04:25.240
‫خیلی ممنون.

04:26.160 --> 04:27.810
‫تو آسا-چان هستی، درسته؟

04:27.810 --> 04:29.630
‫از ماکیو شنیدم.

04:29.630 --> 04:31.220
‫من نانا دایگو هستم.

04:31.220 --> 04:32.180
‫چند سالته؟

04:32.670 --> 04:33.940
‫پانزده.

04:33.940 --> 04:36.330
‫پانزده؟ عجیبه.

04:36.330 --> 04:37.770
‫اوه، راستی.

04:37.770 --> 04:39.750
‫می‌تونی دوباره از اون چای درست کنی؟

04:38.780 --> 04:41.630
‫نمی‌فهمم. چی عجیبه؟

04:39.750 --> 04:41.640
‫اگه دارچین‌هام خراب نشده باشن، آره.

04:41.640 --> 04:42.660
‫جدی؟

04:43.500 --> 04:46.570
‫اووه، این اتاق از کی این‌قدر تمیز شده؟

04:46.570 --> 04:48.580
‫بالاخره می‌شه نشست. نگاه کن.

04:48.580 --> 04:50.960
‫نمی‌دونم این لباسِ شونه‌لخت چیه دیگه.

04:50.960 --> 04:53.450
‫صبر کن، مگه دارچین واقعاً می‌میره؟

04:53.450 --> 04:55.200
‫تا الان دیگه باید مومیایی شده باشه.

04:53.450 --> 04:56.330
‫اصلاً دارن راجع به یه چیز حرف می‌زنن؟

04:55.860 --> 04:57.730
‫ما اصلاً داریم راجع به یه چیز حرف می‌زنیم؟

04:57.730 --> 04:59.340
‫شنیدم چی گفتی، آره.

04:59.340 --> 05:00.780
‫خب؟ دارچین واقعاً می‌میره؟

05:00.780 --> 05:02.210
‫هیس.

05:00.780 --> 05:02.210
‫پس حرف همدیگه رو می‌فهمن...

05:03.570 --> 05:05.420
‫اوه! ا-ام...

05:06.210 --> 05:08.470
‫من، اوه...

05:08.470 --> 05:13.400
‫تا حالا ندیده بودم دو تا آدم بزرگ
‫مثل دوست با هم باشن، واسه همین...

05:13.400 --> 05:15.560
‫جدی؟ حتی مامان خودت؟

05:17.050 --> 05:20.350
‫فکر کنم منظورش اینه که تا حالا
‫بزرگترهای به این بی‌عرضگی ندیده.

05:20.350 --> 05:23.070
‫آها، حتماً همینه!

05:23.570 --> 05:25.920
‫بزرگترها که از خنده روده‌بر نمی‌شن، معلومه.

05:25.920 --> 05:27.850
‫«از خنده روده‌بر نمی‌شن، معلومه»؟

05:26.960 --> 05:28.460
‫عجیبه.

05:28.460 --> 05:29.980
‫گرسنمه.

05:30.450 --> 05:32.090
‫بیا شام درست کنیم.

05:32.090 --> 05:33.140
‫این چیه؟

05:33.140 --> 05:34.320
‫دسر.

05:34.320 --> 05:36.940
‫بگو ببینم، اصلاً اون‌طوری که باید
‫آشپزی می‌کنی؟

05:36.940 --> 05:38.840
‫برات غذا درست می‌کنه؟

05:38.840 --> 05:40.620
‫ام، خب...

05:42.750 --> 05:47.010
‫شنبه و یکشنبه هات‌پات، دوشنبه و سه‌شنبه اویاکودون،
‫چهارشنبه و پنجشنبه خوراک زنجبیل، جمعه ساشیمی و اودون

05:44.040 --> 05:45.150
‫بذار ببینم.

05:45.150 --> 05:48.350
‫هات‌پات، هات‌پات، کاسه برنج،
‫کاسه برنج، گوشت، گوشت، ساشیمی.

05:47.010 --> 05:48.280
‫تا اطلاع ثانوی

05:48.280 --> 05:50.550
‫برای تابستون هم همینه
‫- ماکیو

05:48.350 --> 05:50.230
‫برنامه غذایی‌ش خوبه.

05:51.340 --> 05:52.780
‫بد نیست.

05:52.780 --> 05:55.670
‫هنوز باید به آشپزی برای دو نفر عادت کنم.

05:55.670 --> 05:57.990
‫ای بابا، کم‌کم درست می‌شه.

06:02.380 --> 06:04.670
‫خواهر بزرگت خانه‌دار بود؟

06:05.070 --> 06:06.210
نمیدونم

06:06.210 --> 06:08.270
‫نمی‌دونی؟ عجیبه.

06:08.690 --> 06:12.350
‫آها، حالا فهمیدم.

06:10.600 --> 06:12.990
‫حرف زدن بزرگترها این‌طوریه؟

06:12.990 --> 06:14.620
‫کاملاً متوجه شدم.

06:14.620 --> 06:19.170
‫اولش می‌خواستم برای دوتاتون
‫شام درست کنم...

06:20.180 --> 06:22.040
‫ولی بی‌خیال.

06:24.670 --> 06:27.020
‫نه، این حرف زدن بزرگترها نیست.

06:27.020 --> 06:28.190
‫بیشتر شبیه...

06:38.580 --> 06:41.250
‫یه زبون کاملاً متفاوته.

06:42.840 --> 06:45.160
‫چی می‌گید؟ بیاید با هم درستش کنیم.

06:46.150 --> 06:49.120
‫در واقع، بیشتر کارها رو خودتون انجام بدید.

06:49.120 --> 06:49.870
‫صبر کن!

06:49.870 --> 06:51.500
‫نگران نباش. همه‌چی خوب پیش می‌ره.

06:51.500 --> 06:52.550
‫دایگو!

06:53.070 --> 06:56.290
‫همین الانش هم دارم مجبورش می‌کنم تمیز کنه.

06:56.290 --> 06:58.310
‫من هستم! م-من می‌خوام آشپزی کنم!

07:00.050 --> 07:03.790
‫خب که چی؟ همین الانش هم داری
‫مجبورش می‌کنی تمیز کنه. خب؟

07:03.790 --> 07:06.760
‫ن-نمی‌تونم علاوه بر اون، مجبورش کنم آشپزی هم بکنه.

07:06.760 --> 07:09.760
‫من می‌تونم بپیچمشون! می‌تونم خمیر گیوِزا رو بپیچم!

07:09.760 --> 07:11.170
‫شنیدی که چی گفت.

07:11.450 --> 07:14.880
‫نمی‌خوام بهش بگم
‫چی کار کنه یا نکنه...

07:14.880 --> 07:17.900
‫اگه ماکیو-چان نمی‌خواد
‫لازم نیست این کار رو بکنم...

07:19.060 --> 07:20.430
‫چه ضایع!

07:22.110 --> 07:23.600
‫گوش کن، ماکیو-کون.

07:23.940 --> 07:28.780
‫یه بار اومدی پیشم که چطور
‫حتی ساده‌ترین کارها رو هم نمی‌تونی انجام بدی.

07:28.780 --> 07:29.440
‫دایگو...

07:29.440 --> 07:31.610
‫اصلاً نمی‌خوام اون‌طوری گریه‌ت رو ببینم.

07:31.000 --> 07:32.660
‫دایگو!

07:31.610 --> 07:33.150
‫دیگه هیچ‌وقت، شنیدی؟

07:35.870 --> 07:37.700
‫به نظر خیلی بزرگسال
‫نمیاد...

07:38.400 --> 07:41.960
‫تا حالا این روی ماکیو-چان رو ندیده بودم.

07:42.460 --> 07:44.840
‫این رو یه فرصت خوب بدون.

07:44.840 --> 07:49.440
‫پس از همین لحظه به بعد،
‫ما می‌شیم تیم بائو.

07:49.440 --> 07:50.460
‫تیم بائو؟

07:50.960 --> 07:55.720
‫تیم                                   بائو

07:50.960 --> 07:55.720
‫تیم                                   بائو

07:52.500 --> 07:54.010
‫یه تیمی که بائو می‌پیچه...

07:54.010 --> 07:55.730
‫پس می‌شیم تیم بائو!

07:56.070 --> 07:59.720
‫می‌دونی چی گیوِزا رو عالی می‌کنه؟
‫می‌تونی توش تقریباً هر چیزی بریزی.

07:59.720 --> 08:01.570
‫پیشنهادی ندارید؟

08:01.570 --> 08:02.730
‫جوانه زنجبیل.

08:02.730 --> 08:04.980
‫اون که اصلاً فصلش نیست.

08:04.290 --> 08:06.980
‫زنانی که می‌پیچند...

08:10.000 --> 08:13.010
‫دفتر خاطرات جادوگر

08:13.250 --> 08:14.860
‫می‌شه اینو تو مایکروویو گرم کنی؟

08:14.860 --> 08:15.960
‫یه دقیقه کافیه.

08:15.960 --> 08:17.000
‫باشه.

08:17.000 --> 08:19.040
‫ماکیو، تو دم بادمجان‌ها رو بگیر.

08:19.040 --> 08:20.480
‫و کلم‌ها رو هم ریز کن.

08:20.480 --> 08:21.380
‫باشه.

08:21.820 --> 08:24.890
‫این منو یاد سگت می‌ندازه، دایگو.

08:24.890 --> 08:27.010
‫مگه عاشق ته کلم نبود؟

08:27.010 --> 08:28.260
‫آره، یادمه.

08:28.610 --> 08:31.500
‫صدای خرد شدنشون هنوز تو گوشمه.

08:37.250 --> 08:38.380
‫من ته کلم نمی‌خورم!

08:38.380 --> 08:39.710
‫شبیه سگ‌های کورگیه.

08:39.710 --> 08:41.110
‫نه، به نظرم شبیه شیباست.

08:41.110 --> 08:42.520
‫با یه بینی سیاه.

08:42.520 --> 08:44.260
‫بینی من سیاه نیست!

08:44.640 --> 08:46.600
‫از طول قاچش کن. آره، همون‌طوری.

08:46.600 --> 08:47.760
‫هی، ماکیو.

08:48.040 --> 08:49.520
‫بعدش بادمجان‌ها رو گرم کن.

08:49.940 --> 08:52.220
‫خوب ریز می‌کنی‌ها.

08:52.220 --> 08:55.970
‫توی کلاس خانه‌داری،
‫یه پسره جام رو گرفت.

08:55.970 --> 08:57.660
‫چی؟ قضیه‌ش چی بود؟

08:57.660 --> 09:00.190
‫شاید ازت خوشش اومده، آسا-چان.

09:00.190 --> 09:03.340
‫نه، فقط خیلی عاشق پیازچه بود.

09:04.040 --> 09:06.570
‫داری کم‌کم شبیه ماکیو حرف می‌زنی.

09:07.900 --> 09:12.410
‫خیلی خب! همه‌ش رو بریزید تو این کاسه
‫و خوب با هم مخلوطش کنید!

09:12.750 --> 09:15.060
‫من از این حرف‌های عجیب نمی‌زنم...

09:15.060 --> 09:16.360
‫ولی خودش بهم گفت.

09:16.360 --> 09:18.170
‫می‌گفت: «من عاشق پیازچه‌ام!»

09:18.460 --> 09:20.560
‫لازم نیست نگران اندازه چاشنی‌ها باشی.

09:20.910 --> 09:23.910
‫حالا همه‌ش رو دورانی
‫و فقط تو یه جهت هم بزن.

09:24.520 --> 09:28.750
‫دایگو-سان، چطور این‌قدر
‫خوب گیوِزا درست کردن رو بلدی؟

09:28.750 --> 09:32.500
‫یه نفر که تو رستوران چینی کار می‌کرد
‫بهم یاد داد.

09:33.010 --> 09:34.530
‫روش کراش داشتم.

09:35.000 --> 09:36.160
‫دستت رو مدام تکون بده.

09:36.700 --> 09:38.460
‫تا حالا این داستان رو نشنیده بودم.

09:38.460 --> 09:40.460
‫خب آره، یادآوریش خجالت‌آوره.

09:40.740 --> 09:44.520
‫ولی هر وقت گیوِزا درست می‌کنم،
‫یاد اون می‌افتم...

09:45.450 --> 09:46.240
‫عجب آدم عوضی‌ای بود!

09:46.240 --> 09:48.460
‫خب پس گیوِزا درست نکن.

09:48.460 --> 09:50.970
‫بچرخ، بچرخ، بچرخ، بچرخ...

09:49.030 --> 09:50.970
‫هی، حالا با این بادمجان چیکار کنم؟

09:50.970 --> 09:54.780
‫با دست تیکه‌تیکه‌ش کن، بعد کنجد کوبیده
‫و عصاره نودل رو بهش اضافه کن.

09:50.970 --> 09:53.950
‫بچرخ و بچرخ و بچرخ و بچرخ...

09:54.780 --> 09:57.930
‫من با چی بزرگ شدم؟

09:58.480 --> 10:01.010
‫همه اون غذاهای خونگی...

10:01.740 --> 10:05.440
‫فکر می‌کردم خوبن. ولی حالا...

10:05.950 --> 10:07.720
‫خوشمزه است، آسا؟

10:07.720 --> 10:08.760
‫آره!

10:09.730 --> 10:11.540
‫یادم نمیاد...

10:12.580 --> 10:14.230
‫گیوزاهای مامانم...

10:14.230 --> 10:16.050
‫دیگه چی توشون می‌ریخت؟

10:17.730 --> 10:20.230
‫وقت پیچیدنه، تیم بائو!

10:20.430 --> 10:21.320
‫چشم.

10:20.430 --> 10:21.320
‫باشه!

10:21.320 --> 10:25.240
‫منم در این فاصله سس مخصوصم رو
‫براتون درست می‌کنم.

10:25.240 --> 10:26.430
‫مخصوص؟

10:26.430 --> 10:28.210
‫یه دستور پخت محرمانه است.

10:28.210 --> 10:29.620
‫بعداً بهت یاد می‌دم.

10:29.620 --> 10:30.800
‫می‌تونم آیدی لاینت رو داشته باشم؟

10:31.260 --> 10:32.030
‫آره!

10:32.030 --> 10:33.780
‫پس محرمانه هم نبود.

10:33.780 --> 10:36.480
‫خیلی خب، دستور پخت رو به تو هم می‌دم.

10:36.480 --> 10:38.700
‫آسا-چان، می‌شه با اون هم به اشتراک بذاریش؟

10:38.700 --> 10:39.830
‫آره، حتماً!

10:40.700 --> 10:41.820
‫اوه...

10:42.750 --> 10:44.610
‫هنوز آیدی‌هاتون رو رد و بدل نکردید؟

10:44.610 --> 10:46.050
‫بجنبید دیگه!

10:46.050 --> 10:50.010
‫خب، ما همش تو خونه با
‫هم بودیم، واسه همین...

10:50.010 --> 10:52.490
‫حالا! شروع کنید به پیچیدن، تیم بائو عزیز!

10:52.490 --> 10:53.270
‫آره!

10:52.490 --> 10:53.270
‫باشه.

10:58.280 --> 11:00.270
‫سس سیر، زنجبیل و صدف.

11:00.270 --> 11:01.650
‫سس آلو ترشی و خردل.

11:01.650 --> 11:03.280
‫سس شیسو با میسو و پیاز و سرکه.

11:03.280 --> 11:05.800
‫و در آخر، سس کلاسیک سرکه و سویا
‫با روغن چیلی.

11:05.800 --> 11:07.530
‫به اضافه کلی زنجبیل خلالی.

11:07.890 --> 11:10.250
‫خیلی خوشمزه به نظر میاد!

11:10.760 --> 11:12.050
‫واسه اینستاگرام؟

11:12.050 --> 11:13.360
‫آره، واسه اینستاگرام.

11:14.300 --> 11:15.980
‫خب! همه‌ش آماده شد.

11:15.980 --> 11:17.280
‫بزنیم تو رگ—

11:26.360 --> 11:27.560
‫شیباست.

11:30.360 --> 11:33.310
‫«اوضاع چطوره»، هان؟

11:33.580 --> 11:37.220
‫این دوستت از ماجرای پدر و مادرت خبر داره؟

11:37.220 --> 11:38.170
‫آره، می‌دونه.

11:38.170 --> 11:39.310
‫فهمیدم.

11:39.310 --> 11:41.580
‫پس خیلی لطف کرده.

11:43.410 --> 11:44.570
‫ماکیو؟

11:50.680 --> 11:55.240
‫به نظر میاد کلماتش رو با دقت انتخاب کرده.

11:55.240 --> 11:59.180
‫«حالت چطوره؟»، «خوبی؟»،
‫«بعد از اون اتفاق چه خبر؟»

11:59.600 --> 12:02.610
‫جواب دادن دقیق به هر کدوم از این‌ها
‫سخته.

12:03.050 --> 12:08.080
‫و احتمالاً براش جالب نبوده که زیادی
‫نگران به نظر بیاد یا خیلی بی‌خیال باشه.

12:08.520 --> 12:13.200
‫انگار سعی کرده اون فکرای پیچیده رو
‫با این سوال منتقل کنه:

12:13.200 --> 12:17.190
‫«اوضاع چطوره؟»

12:17.600 --> 12:19.790
‫واسه همینه که لطف کرده.

12:20.220 --> 12:21.920
‫خودت هم باید همین‌قدر توضیح بدی.

12:21.920 --> 12:24.660
‫ببین، این چیزیه که ازت خوشم میاد.

12:24.660 --> 12:27.610
‫ای بابا. ممنون، فکر کنم.

12:28.870 --> 12:32.660
‫امیری: اوضاع چطوره؟

12:32.430 --> 12:34.690
‫خودت اینو درست کردی؟!

12:34.690 --> 12:37.720
‫نمی‌تونستم یه کیک ساده مثل این رو
‫توی مغازه بفروشم.

12:37.720 --> 12:40.420
‫خب؟ تصمیم گرفتی چطور جواب بدی؟

12:40.380 --> 12:46.130
‫اوضاع چطوره؟

12:40.420 --> 12:44.340
‫ام... «بد نیستم»، فکر کنم؟

12:44.010 --> 12:46.130
‫بد نیستم

12:44.340 --> 12:46.110
‫خوبه! جواب خوبیه.

12:46.130 --> 12:50.140
ملــــــــــسی

12:46.130 --> 12:50.140
ملــــــــــسی

12:47.220 --> 12:48.250
‫خوشمزه بود.

12:53.520 --> 12:55.110
‫ممنون بابت امروز.

12:55.110 --> 12:56.510
‫خواهش می‌کنم.

12:56.920 --> 13:00.390
‫هی، چرا سراغ
‫کاساماچی-کون نمی‌ری؟

13:00.910 --> 13:02.900
‫در مورد پول و این‌جور چیزا.

13:02.900 --> 13:05.110
‫منظورم اینه که، اون اشتهایی که داره...

13:05.110 --> 13:08.410
‫حتماً فشار زیادی به دخل و خرج خونه میاره.

13:08.870 --> 13:10.970
‫کاساماچی-کون، هان؟

13:13.740 --> 13:16.320
‫کل زندگی‌ت قراره عوض بشه.

13:16.740 --> 13:18.160
‫یه دوران جدیده!

13:18.510 --> 13:20.070
‫بهت افتخار می‌کنم.

13:23.630 --> 13:24.800
‫کارم اینجا تموم شد.

13:24.800 --> 13:26.010
‫ممنونم.

13:26.420 --> 13:28.010
‫خب، من باید برگردم سر کار...

13:28.010 --> 13:29.060
‫اوه، باشه.

13:29.060 --> 13:31.650
‫هر وقت خواستی بخوابی بهم خبر بده.

13:32.170 --> 13:33.910
‫ا-ام...

13:35.290 --> 13:39.030
‫یادت میاد بعد از
‫اون اتفاق بهم چی گفتی؟

13:39.030 --> 13:41.870
‫اینکه اگه وقتش برسه، می‌تونم ناراحت باشم.

13:42.180 --> 13:44.690
‫اوه، اون رو می‌گی.

13:44.690 --> 13:45.580
‫می‌خواستم بگم...

13:47.260 --> 13:48.390
‫ممنونم.

13:50.190 --> 13:54.340
‫نگران بودم که عجیب باشه اگه
‫ناراحت نباشم.

13:54.340 --> 13:57.620
‫واسه همین وقتی اون حرف رو زدی، خیلی آروم شدم.

13:58.440 --> 14:00.850
‫ازش ممنونم، ماکیو-چان.

14:01.470 --> 14:05.220
‫اینکه چه حسی داری، فقط به خودت مربوطه.

14:05.980 --> 14:10.700
‫هر حسی که داشته باشی، هیچ‌کس حق نداره
‫بابتش قضاوتت کنه.

14:11.390 --> 14:12.480
‫آره.

14:12.480 --> 14:15.650
‫پس اگه یه روزی ناراحت شدم، بهت می‌گم.

14:15.650 --> 14:18.210
‫فعلاً حالم خوبه. واقعاً.

14:19.310 --> 14:22.480
‫فهمیدم. منم اگه یه روزی لازم شد،
‫بهت خبر می‌دم.

14:23.080 --> 14:25.470
‫بیا از این به بعد با هم همکاری کنیم.

14:25.470 --> 14:26.470
‫آره.

14:26.470 --> 14:30.420
‫اوه، ولی من یه آدم بی‌عرضه و افسرده‌ام.

14:30.420 --> 14:32.650
‫واسه همین ازت می‌خوام بهم فشار نیاری.

14:32.650 --> 14:34.020
‫فشار؟

14:34.020 --> 14:35.740
‫اوه، اون نوع فشار!

14:36.140 --> 14:38.480
‫مثل کاری که مادرم همیشه می‌کرد.

14:38.480 --> 14:40.990
‫«حتی از پسِ همین یه کارم برنمیای؟»

14:40.990 --> 14:42.370
‫و چیزایی شبیه اون، درسته؟

14:43.000 --> 14:45.780
‫گرفتم! پس دیگه خبری از فشار نیست.

15:02.620 --> 15:04.530
‫من یه مدت می‌رم بیرون.

15:04.800 --> 15:07.600
‫می‌تونی برای شام از بیرون غذا بگیری؟

15:08.400 --> 15:09.440
‫عالی شدی!

15:09.440 --> 15:11.440
‫خیلی با همیشه فرق داری!

15:11.440 --> 15:12.630
‫ممنون...

15:21.510 --> 15:23.860
‫می‌تونم امضاتون رو داشته باشم، استاد؟

15:25.290 --> 15:28.150
‫بس کن، کاساماچی-کون...

15:28.150 --> 15:31.310
‫مثل همیشه ناراضی به نظر می‌رسی.

15:31.310 --> 15:32.510
‫خیلی وقته ندیدمت.

15:33.500 --> 15:36.070
‫بابت دعوت یهویی معذرت می‌خوام.

15:36.070 --> 15:37.300
‫مشکلی نیست.

15:37.660 --> 15:41.640
‫با یه تماس تو، هر جا که بگی میام.

15:41.640 --> 15:43.230
‫یه قهوه لطفاً.

15:43.230 --> 15:44.310
‫الان برات میارم.

15:45.000 --> 15:48.060
‫راستی، روبی آخرش مُرد؟

15:48.530 --> 15:53.220
‫خیلی مبهم تمومش کردی،
‫انگار که واقعاً زنده‌ست.

15:53.220 --> 15:55.680
‫واقعاً خواننده‌ی نکته‌سنجی هستی.

15:55.680 --> 15:58.120
‫منظورم اینه که کتاب خوبی بود.

15:58.710 --> 16:02.230
‫اگه قرار باشه ادامه‌اش رو بنویسم،
‫بیشتر درباره‌ی روبی می‌نویسم.

16:02.780 --> 16:04.820
‫«اگه»، آره؟

16:05.180 --> 16:07.590
‫این مجموعه فروش خیلی خوبی نداره.

16:07.590 --> 16:08.830
‫دلم براشون می‌سوزه.

16:09.530 --> 16:11.360
‫منظورم شخصیت‌هاست.

16:11.360 --> 16:13.270
‫اونا وجود دارن، ولی من نمی‌تونم داستانشون رو بگم.

16:13.730 --> 16:16.050
‫حرف عجیبی زدی، ترسناک بود.

16:16.050 --> 16:18.190
‫اصلاً هم ترسناک نیست.

16:18.190 --> 16:20.240
‫این شخصیت‌ها مثل بچه‌هات هستن...

16:19.490 --> 16:22.020
‫ببخشید، می‌تونم یه ساندویچ گریل بگیرم؟

16:22.020 --> 16:22.860
‫حتماً!

16:23.230 --> 16:24.970
‫اصلاً داری به حرفام گوش می‌دی؟

16:26.930 --> 16:29.110
‫حالا که حرف از بچه‌ها شد...

16:29.110 --> 16:30.390
‫چند سالشه، راهنماییه؟

16:30.390 --> 16:31.500
‫پانزده سالشه.

16:33.660 --> 16:34.860
‫می‌دونی...

16:34.860 --> 16:38.180
‫سوءتفاهم نشه.
‫فقط دارم می‌گم.

16:38.680 --> 16:43.480
‫اول از همه بگم، اصلاً قصد ندارم
‫که دوباره با هم باشیم.

16:44.370 --> 16:49.670
‫ولی وقتی شنیدم داری یه بچه رو بزرگ می‌کنی،
‫اعصابم خرد شد.

16:49.670 --> 16:54.650
‫وقتی با هم بودیم، همیشه می‌گفتی
‫که اصلاً بچه نمی‌خوای.

16:54.650 --> 16:56.510
‫واسه همین نتونستم درکش کنم.

16:59.250 --> 17:04.320
‫به هر حال، تازه فهمیدم که بیشتر از
‫اون چیزی که فکر می‌کردم، بهم ضربه زد.

17:04.640 --> 17:07.550
‫همین. تموم شد.

17:09.410 --> 17:10.440
‫خب؟

17:10.440 --> 17:11.460
‫چی؟

17:11.460 --> 17:13.320
‫مگه نمی‌خواستی درباره مسائل مالی حرف بزنی؟

17:13.320 --> 17:14.910
‫اوه، درسته.

17:15.260 --> 17:18.060
‫حداقل تا وقتی که فارغ‌التحصیل بشه و کار پیدا کنه.

17:18.060 --> 17:22.600
‫ولی هیچ ایده‌ای ندارم که چی لازم داره،
‫یا اصلاً چه کاری از دستم برمیاد.

17:22.600 --> 17:23.990
‫قصد داری اسباب‌کشی کنی؟

17:23.990 --> 17:26.550
‫اون آپارتمان باید برای دو نفرتون
‫خیلی کوچیک باشه.

17:26.550 --> 17:30.680
‫مالکشم، پس...
‫فعلاً قصد ندارم برم.

17:31.420 --> 17:35.280
‫چی؟ خریدی؟ اون آپارتمان رو؟

17:35.280 --> 17:36.230
‫آره.

17:36.230 --> 17:37.570
‫کی؟

17:37.570 --> 17:39.380
‫شش سال پیش؟

17:40.320 --> 17:42.920
‫این دقیقاً همون موقعیه که با هم بودیم!

17:43.200 --> 17:46.710
‫خب، اون موقع سریالم یهو گرفت،
‫واسه همین...

17:47.270 --> 17:49.190
‫اصلاً خبر نداشتم.

17:49.480 --> 17:53.050
‫تو توی گفتن چیزای مهم
‫خیلی افتضاحی، می‌دونی؟

17:53.420 --> 17:57.570
‫اصلاً فکر نمی‌کردم کارم اینقدر خوب بفروشه.

17:58.190 --> 18:02.050
‫انگار اگه به کسی می‌گفتم،
‫از این رویا بیدار می‌شدم.

18:04.740 --> 18:06.330
‫این دقیقاً خودِ توئه.

18:06.830 --> 18:09.410
‫خوشحالم که خودت هستی.

18:12.040 --> 18:14.720
‫تا حالا برای
‫قَیم شدن درخواست دادی؟

18:14.720 --> 18:16.080
‫اون دیگه چیه؟

18:16.080 --> 18:19.660
‫برای اینکه اون دختر بتونه بیمه عمر
‫والدینش رو بگیره، بهش نیاز داری.

18:20.080 --> 18:21.780
‫کپی بیمه‌نامه اونجا نبود؟

18:21.780 --> 18:23.490
‫نمی‌دونم.

18:23.490 --> 18:26.260
‫هنوز نرفتم خونه‌شون.

18:26.260 --> 18:29.270
‫پس پیشنهاد می‌کنم بری و دنبالش بگردی.

18:29.600 --> 18:31.740
‫دیگه چی لازمه؟

18:31.740 --> 18:34.510
‫خیلی می‌خوابه.

18:35.840 --> 18:39.650
‫یه کم توی طول روز بیداره،
‫ولی بقیه‌ی وقت‌ها خوابه.

18:39.650 --> 18:40.690
‫همش خوابه.

18:41.370 --> 18:43.120
‫فکر نمی‌کنم خودش متوجه باشه.

18:44.250 --> 18:47.820
‫شاید این روش اون برای التیام زخم‌هاشه.

18:47.820 --> 18:50.810
‫که بتونه اتفاقاتی که افتاده رو هضم کنه.

18:51.880 --> 18:54.540
‫اگه این‌طوریه، بیدار کردنش با تکون دادن

18:54.540 --> 18:57.820
‫و مجبور کردنش به کنار اومدن با قضیه،
‫کار درستیه؟

18:58.720 --> 19:01.030
‫می‌ترسونتم.

19:02.380 --> 19:04.520
‫هنوز نمی‌تونم باور کنم.

19:05.200 --> 19:09.470
‫تو کلاً اکثر تعاملات انسانی رو
‫ترسناک می‌بینی.

19:09.930 --> 19:13.610
‫شرط می‌بندم وقتی می‌خواستی با من ارتباط بگیری
‫هم استرس داشتی.

19:13.610 --> 19:14.650
خفه شو

19:14.650 --> 19:17.060
‫و تو قبول کردی که این رو انجام بدی؟

19:17.060 --> 19:18.040
‫خب...

19:18.520 --> 19:21.270
‫معلومه که می‌ترسم. معلومه که می‌ترسم.

19:22.070 --> 19:24.280
‫منظورم اینه که سر و کله زدن با یه دختر پونزده ساله...

19:25.030 --> 19:27.200
‫توی اون سن حساس،

19:28.010 --> 19:33.130
‫کوچک‌ترین حرفی می‌تونه
‫بقیه‌ی عمرش رو عوض کنه.

19:34.340 --> 19:35.360
‫خیلی وحشتناکه.

19:41.480 --> 19:44.680
‫شاید از شنیدنش خوشت نیاد،

19:45.010 --> 19:48.640
‫ولی حرف تو هم زندگی منو عوض کرد، می‌دونی؟

19:49.210 --> 19:51.630
‫چی گفتم؟

19:52.180 --> 19:53.440
‫اون یه رازه.

19:53.790 --> 19:55.910
‫به هر حال یادت نمی‌مونه.

19:56.400 --> 19:57.940
‫تو همیشه این‌قدر...

19:58.860 --> 20:00.290
‫ولی حق با توئه.

19:59.430 --> 20:00.760
‫ماکیو.

20:06.530 --> 20:08.600
‫با هم در تماس می‌مونیم.

20:08.600 --> 20:10.660
‫می‌خوام ببینمش. اون دخترِ تو رو.

20:11.010 --> 20:12.030
‫باشه.

20:13.960 --> 20:17.960
‫یادت میاد روبی توی اون صحنه
‫به خونه‌اش فکر می‌کرد؟

20:17.960 --> 20:19.330
‫نزدیکای آخرش؟

20:19.330 --> 20:20.400
‫آره.

20:20.400 --> 20:22.040
‫اون قسمتش رو خیلی دوست داشتم.

20:22.460 --> 20:23.910
‫چندین بار خوندمش.

20:24.940 --> 20:28.790
‫روبی به شروع سفرش
‫‫فکر می‌کرد.

20:30.230 --> 20:35.220
‫اولین قدمی که آن زمان برداشت مانند این بود که به سمت خانه فرار می‌کند،

20:35.810 --> 20:38.940
‫هیچ فرقی با قدم های الان او نداشت:

20:39.710 --> 20:42.110
‫قدمی به سمت خانه.

20:43.260 --> 20:47.320
‫مهم نبود کجا باشد، رد پایش
‫‫همیشه به آن سمت بود.

20:47.320 --> 20:49.130
‫«خانه»

20:50.340 --> 20:53.550
‫با خودش فکر کرد: «دارم میرم خونه.»

20:54.910 --> 20:59.040
‫با قدم بعدی، تعادلش را از دست داد.

20:59.040 --> 21:05.170
‫آنقدر به آسمون چنگ زد
‫‫تا دیگر نتوانست تحمل کند.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
A.H\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:05.840 --> 21:10.660
‫با دانه‌های شن بر روی صورتش،
‫‫مثل نوزادی به جلو خزید.

21:11.690 --> 21:12.680
‫«نه!»

21:13.070 --> 21:15.170
‫سعی کرد فریاد بزند.

21:15.960 --> 21:18.430
‫ولی صدایش در گلو گیر کرد.

21:18.860 --> 21:22.620
‫حتی دانه‌های شن هم
‫‫دیگر تکان نمی‌خوردن.

21:23.450 --> 21:24.640
‫«ناتوان...»

21:25.310 --> 21:28.330
‫«همیشه صدایم این‌طوری بود؟»

21:29.810 --> 21:33.780
‫«برای تو چطور به نظر می‌رسیدم؟»

21:34.760 --> 21:37.960
‫«درست وقتی می‌خوام بپرسم، تو اینجا نیستی.»

21:38.650 --> 21:41.920
‫خونه چیزی جز یه پناهگاه با سقف نبود—

21:41.110 --> 21:43.270
‫داری چی می‌خونی؟

21:43.710 --> 21:45.960
‫ها؟ اوه، این کتاب.

21:46.560 --> 21:47.680
‫خوش اومدی خونه.

21:48.290 --> 21:49.970
‫آره...

21:50.240 --> 21:51.840
‫اون قیافه واسه چیه؟

21:52.290 --> 21:53.470
‫خیلی خب، بعداً می‌خونمش.

21:57.610 --> 21:58.720
‫آسا.

22:01.390 --> 22:05.450
‫هفته‌ی دیگه، بیا وسایلت رو
‫توی خونه مرتب کنیم.

22:05.450 --> 22:08.450

