WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
A.H\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:20.760 --> 00:23.140
‫تاکومی

00:28.490 --> 00:30.770
‫اینجا خیلی دم‌کرده...

00:31.160 --> 00:34.280
‫وقتی کسی اینجا نباشه همینه دیگه.

00:40.530 --> 00:43.260
‫بیا یه کم پنجره‌ها رو باز کنیم.

00:43.260 --> 00:44.300
‫آره.

00:46.020 --> 00:48.630
‫خب، بیا تقسیم کار کنیم.

00:48.630 --> 00:49.530
‫آره.

00:49.840 --> 00:52.070
‫من سراغ لباس‌ها می‌رم.

00:52.070 --> 00:54.090
‫تو هم به وسایل روزمره برس.

00:54.460 --> 00:56.670
‫کاغذها رو می‌بریم خونه
‫و بعداً مرتبشون می‌کنیم.

00:56.670 --> 00:58.200
‫باشه.

00:59.090 --> 01:01.750
‫می‌تونم ظرف‌های مورد علاقه‌ام رو بردارم؟

01:01.750 --> 01:03.150
‫معلومه که می‌تونی.

01:03.150 --> 01:06.730
‫اگه توی کابینت‌های خونه جا نشدن،
‫همیشه می‌تونیم یه انباری اجاره کنیم.

01:07.590 --> 01:09.390
‫عجله نکن.

01:09.390 --> 01:11.470
‫خودت رو مجبور نکن که وسایل رو دور بریزی.

01:12.340 --> 01:14.610
‫من اونقدرها وسیله ندارم.

01:14.990 --> 01:17.270
‫خب، شروع کنیم؟

01:17.270 --> 01:18.490
‫باشه.

01:37.230 --> 01:38.630
‫باید دست به کار بشم.

01:45.890 --> 01:52.650
‫دفترچه




خاطرات




جادوگر

03:11.520 --> 03:16.480
‫قسمت 3: دور انداختن

03:29.770 --> 03:32.200
‫چی...؟ امکان نداره!

03:34.360 --> 03:35.880
‫چی شده؟

03:36.160 --> 03:38.010
‫یعنی، نگاه کن.

03:38.400 --> 03:40.890
‫اوه، این مال مامانه.

03:40.890 --> 03:43.020
‫منم یه بار امتحانش کردم.

03:43.020 --> 03:44.820
‫چی؟

03:45.370 --> 03:47.800
‫تو لباس مدرسه‌ات رو نگه نداشتی؟

03:47.800 --> 03:50.260
‫فردای روز فارغ‌التحصیلی دورش انداختم.

03:50.260 --> 03:53.600
‫چی؟ عجب.

03:55.370 --> 03:58.760
‫فکر نمی‌کردم اون از اون آدم‌هایی باشه
‫که خاطرات رو نگه می‌داره.

04:02.890 --> 04:05.900
‫این اون آدمی نیست که من یادمه.

04:06.660 --> 04:08.900
‫تو اصلاً چی پوشیدی؟

04:09.190 --> 04:10.230
‫خیلی عجیبه.

04:12.430 --> 04:15.740
‫اون قبلاً هیچ‌وقت اینو نمی‌پوشید.

04:28.300 --> 04:31.310
هفته بعدمهلت تا

04:28.920 --> 04:30.960
‫اون «هفته بعد» که
‫قرار بود بیاد.

04:31.680 --> 04:34.660
‫حوله دستی که برای خشک شدن آویزون شده.

04:35.580 --> 04:38.580
‫گیاهانی که منتظر آب دادن هستن.

04:39.650 --> 04:41.750
‫کتاب‌هایی که باید پس داده بشن.

04:42.550 --> 04:47.150
‫لباس‌های زیر و عینکی که قرار نبود
‫هیچ‌کس دیگه بهشون دست بزنه.

04:47.750 --> 04:53.610
‫حالا، همه‌شون دود شد و رفت هوا...

04:55.160 --> 04:58.910
‫چی؟ لباس‌های مامان که به تن من
‫خوب نمی‌شینه!

04:59.180 --> 05:01.080
‫به اونش فکر نکن. بگیر.

05:06.310 --> 05:09.290
‫می‌بینی؟ آستین‌هاش خیلی بلنده.

05:09.290 --> 05:11.680
‫می‌تونیم بدیم تعمیرش کنن.

05:11.680 --> 05:14.490
‫شاید حتی توش جا بیفتی.

05:14.870 --> 05:16.870
‫به نظر میاد یقه‌اش جدا می‌شه.

05:16.870 --> 05:20.640
‫شاید بتونی به جای اون تیکه خز،
‫یه یقه گلدوزی‌شده بندازی.

05:21.500 --> 05:23.310
‫خیلی قدیمی به نظر نمی‌رسه؟

05:23.680 --> 05:25.070
‫قشنگه.

05:25.070 --> 05:27.280
‫خیلی زود بهت میاد.

05:27.830 --> 05:31.070
‫باید یه چیزی داشته باشی
‫که باهاش به یادش بیفتی.

05:31.070 --> 05:33.890
‫ببین کی داره وسایل رو نگه می‌داره، ها؟

05:34.420 --> 05:36.590
‫نه، این‌طوری نیست. من فقط...

05:40.210 --> 05:42.770
‫فکر می‌کردم تا الان تمومش کرده باشیم.

05:42.770 --> 05:45.410
‫فکر کنم حداقل یه هفته طول بکشه.

05:45.680 --> 05:48.300
‫ها؟ ولی کارت چی؟

05:48.300 --> 05:51.180
‫قبلاً با ویراستارم هماهنگ کردم.

05:51.750 --> 05:53.420
‫داری اون رو برمی‌گردونی؟

05:53.830 --> 05:55.840
‫آره.

05:55.840 --> 05:58.430
‫من هیچ ظرف قرمزی
‫توی خونه‌ام ندارم.

05:58.430 --> 05:59.320
‫عالیه.

05:59.680 --> 06:01.530
‫با یه نگاه می‌فهمیم مال توئه.

06:03.890 --> 06:05.650
‫یه چیزی توی یخچال پیدا کردم.

06:06.400 --> 06:09.960
‫همیشه اینا رو دوست داشتم.
‫می‌تونیم با خودمون ببریمشون؟

06:10.300 --> 06:12.260
‫ترشیه؟

06:12.260 --> 06:14.970
‫مامانمون همیشه از اینا درست می‌کرد.

06:14.970 --> 06:16.290
‫منظورت مادربزرگه؟

06:16.290 --> 06:17.450
‫آره.

06:17.450 --> 06:19.190
‫پس واسه همینه.

06:19.190 --> 06:21.290
‫مامان هم همیشه درست می‌کنه.

06:22.450 --> 06:23.530
‫صبر کن...

06:24.170 --> 06:26.960
‫الان از زمان حال استفاده کردم.

06:26.960 --> 06:28.630
‫منظورم برای مامان بود.

06:29.310 --> 06:30.510
‫عجیبه...

06:33.660 --> 06:36.270
‫تا حالا اسم مفعول رو
‫یاد گرفتی؟

06:36.270 --> 06:39.820
‫ها؟ خب، راستش... آره، یاد گرفتم.

06:39.820 --> 06:42.600
‫پس حال استمراری چطور؟

06:43.860 --> 06:45.720
‫مطمئن نیستم.

06:46.790 --> 06:49.790
‫فرض کن داری یه کتاب می‌خونی.

06:49.790 --> 06:51.610
‫کتابی که هنوز تمومش نکردی.

06:52.310 --> 06:55.480
‫فقط نمی‌گی
‫«من دارم این کتاب رو می‌خونم.»

06:55.860 --> 06:58.410
‫خودِ گذشته‌ات، خودِ حال‌ات،

06:58.410 --> 07:02.000
‫و خودِ آینده‌ات
‫همگی بخشی از این عمل هستن.

07:02.000 --> 07:04.090
‫همه‌شون توی یه سطح وجود دارن.

07:04.090 --> 07:08.550
‫«من مدتیه که دارم این کتاب رو می‌خونم.»
‫این‌طوری بیانش می‌کنی.

07:10.860 --> 07:12.880
‫پس همین الان...

07:13.200 --> 07:16.550
‫«تو مدتیه که داری بهشون فکر می‌کنی.»

07:16.550 --> 07:17.930
‫این یه جریان مداومه.

07:18.400 --> 07:22.130
‫نیازی نیست به زور
‫به اون روند پایان بدی.

07:23.980 --> 07:29.390
‫تو همیشه درباره مامان
‫با زمان گذشته حرف می‌زنی.

07:29.390 --> 07:31.460
‫ماضی بعید.

07:32.720 --> 07:34.790
‫ماکیو-چان...

07:35.070 --> 07:39.770
‫از اینکه درباره مامان حرف می‌زنم بدت میاد؟

07:39.770 --> 07:41.560
‫همون‌طور که قبلاً گفتم،

07:41.560 --> 07:44.410
‫احساساتت به هیچ‌کس جز خودت
‫مربوط نمی‌شه.

07:44.750 --> 07:47.180
‫هیچ‌کس حق نداره
‫به خاطرش سرزنشت کنه.

07:47.180 --> 07:48.490
‫تحت هر شرایطی.

07:50.490 --> 07:53.710
‫البته تا وقتی که خلاف
‫قوانین انسانی نباشه.

07:53.710 --> 07:56.280
‫قوانین انسانی؟

07:56.920 --> 08:00.060
‫اینا پایه سرکه دارن،
‫پس هنوز باید سالم باشن.

08:00.660 --> 08:04.190
‫می‌تونیم خردشون کنیم و بریزیم روی
‫ساشیمی یا سوشی مخلوط درست کنیم.

08:04.190 --> 08:06.070
‫واقعاً؟ عالی به نظر میاد!

08:09.400 --> 08:11.810
‫اگه نیاز داری، یه کم استراحت کن.

08:13.540 --> 08:17.680
‫نمی‌خوای که اشتباهی چیزی رو
‫که لازم داری دور بریزی.

08:17.680 --> 08:19.210
‫ها؟

08:19.690 --> 08:21.140
‫خوبم.

08:21.140 --> 08:23.280
‫می‌رم سراغ مرتب کردن اتاقم.

08:33.230 --> 08:34.700
‫خداحافظ.

08:35.920 --> 08:37.450
‫خداحافظ.

08:38.790 --> 08:40.050
‫خداحافظ.

09:01.910 --> 09:04.860
‫یکی‌یکی،
‫وجودشون محو می‌شه.

09:07.700 --> 09:09.130
‫عجیبه که...

09:10.100 --> 09:12.240
‫چقدر کم بابتش ناراحتم.

09:25.300 --> 09:27.910
‫مطمئنی تنهایی حالت خوبه؟

09:27.910 --> 09:30.570
‫آره. من دیگه رفتم!

09:30.570 --> 09:33.620
‫این واسه چی بود؟

09:33.620 --> 09:36.060
‫چون روز مهمیه، فکر کنم.

09:37.620 --> 09:39.300
‫واسه شام چی می‌خوای؟

09:39.300 --> 09:40.200
‫پیتزا!

09:44.460 --> 09:48.370
‫شاید باید عکس بهتری
‫می‌گرفتم...

09:55.250 --> 09:57.090
‫مراسم فارغ‌التحصیلی

10:00.590 --> 10:03.600
‫فردا میای مراسم
فارغ‌التحصیلی؟

10:00.590 --> 10:03.600
‫وای، کلاً یادم رفته بود.
‫داشتم لباس مدرسه‌ام رو دور می‌انداختم

10:00.590 --> 10:03.600
‫جدی؟ هه هه

10:00.590 --> 10:03.600
‫ممنون

10:00.590 --> 10:03.600
‫می‌شه قبل از مراسم فردا
‫با هم حرف بزنیم؟

10:00.590 --> 10:03.600
‫کنار کمد کفش‌ها منتظرت می‌مونم

10:08.940 --> 10:10.310
‫آسا!

10:11.240 --> 10:12.470
‫امیری؟

10:12.470 --> 10:13.970
‫چی شده؟

10:15.480 --> 10:17.320
‫آسا، من...

10:17.320 --> 10:18.100
‫تاکومی-سان.

10:18.100 --> 10:20.420
‫با من بیا دفتر اساتید.

10:21.480 --> 10:22.470
‫باشه.

10:22.470 --> 10:25.120
‫آسا، من... من...

10:25.630 --> 10:27.770
‫نارا-سان، اون می‌تونه صبر کنه.

10:27.770 --> 10:29.360
‫نه، نمی‌تونه! باید همین الان بهش بگم!

10:32.610 --> 10:34.720
‫به مادرم گفتم...

10:35.320 --> 10:38.880
‫اونم بدون اینکه بپرسه
‫به معلم زنگ زد.

10:39.610 --> 10:42.190
‫اونا از طریق شبکه تلفن
‫به همه خبر دادن.

10:42.190 --> 10:44.020
‫در مورد والدینت...

10:44.830 --> 10:46.650
‫متاسفم، آسا.

10:47.340 --> 10:48.690
‫خیلی متاسفم.

10:50.950 --> 10:53.630
‫چندین بار سعی کردیم باهات تماس بگیریم.

10:54.210 --> 10:56.760
‫خب، من خونه نبودم، پس...

10:56.760 --> 10:59.040
‫الان پیش یکی از اقوامت می‌مونی؟

10:59.040 --> 11:00.330
‫اطلاعات تماسشون چیه—

11:00.330 --> 11:01.690
‫واقعاً لازمه؟

11:02.910 --> 11:06.550
‫من فقط می‌خواستم فارغ‌التحصیل بشم...

11:08.320 --> 11:12.500
‫مجبور بودی به همه بگی؟

11:12.500 --> 11:18.440
‫خب، اگه نمی‌گفتیم، شاید کسی
‫حرف نسنجیده‌ای می‌زد—

11:17.550 --> 11:19.040
‫من هیچ‌وقت ازت نخواستم این کار رو بکنی!

11:19.380 --> 11:20.930
‫تاکومی-سان.

11:21.390 --> 11:23.220
‫آروم باش.

11:23.950 --> 11:25.550
‫توی دفتر اساتیدی.

11:25.950 --> 11:28.280
‫من فقط می‌خواستم فارغ‌التحصیل بشم...

11:28.940 --> 11:31.840
‫اوتا-سنسی فقط به فکر تو بود—

11:31.840 --> 11:33.720
‫این تنها چیزی بود که برام مونده بود!

11:34.310 --> 11:39.080
‫حالا همه فقط به چشم دختری که
‫والدینش مردن بهم نگاه می‌کنن!

11:39.080 --> 11:42.060
‫من فقط می‌خواستم مثل یه دانش‌آموز
‫عادی فارغ‌التحصیل بشم!

11:45.440 --> 11:46.580
‫تاکومی-سان!

11:47.150 --> 11:49.180
‫برگرد اینجا. هنوز حرفمون تموم نشده.

11:50.560 --> 11:52.400
‫بذارش سر جاش!

11:52.400 --> 11:54.700
‫چون شرایط خودت سخته،
‫نباید سر بقیه خالی کنی!

11:57.030 --> 11:58.160
‫آسا...

11:59.150 --> 12:00.290
‫متاسفم...

12:01.800 --> 12:03.210
‫این خیلی بده.

12:04.710 --> 12:06.070
‫ازتون متنفرم!

12:06.970 --> 12:08.220
‫تاکومی-سان!

12:08.220 --> 12:09.670
‫مراسم چی می‌شه؟!

12:09.670 --> 12:11.320
‫آسا...

12:16.860 --> 12:18.060
‫اینکه چطور من...

12:18.600 --> 12:19.940
‫اینکه چطور تو...

12:19.940 --> 12:21.520
‫اینکه احساس من...

12:21.980 --> 12:25.240
‫اینکه چه احساسی داری،
‫به هیچ‌کس جز خودت مربوط نیست.

12:25.240 --> 12:26.880
‫...به خودم مربوطه.

12:28.510 --> 12:29.700
‫و هیچ‌کس...

12:30.420 --> 12:32.530
‫هیچ‌کس حق نداره
‫به خاطرش سرزنشت کنه.

12:33.680 --> 12:34.990
‫هیچ‌کس...

12:37.960 --> 12:40.960
‫دفتر خاطرات جادوگر

12:47.040 --> 12:49.470
اینجا نیست...

12:56.290 --> 12:58.860
‫ناکانو. ناکانو.

13:03.810 --> 13:05.030
‫این درست نیست.

13:08.490 --> 13:10.060
‫راهش این نیست.

13:20.000 --> 13:22.000
‫۱۷ مارس (جمعه)

13:22.990 --> 13:24.490
‫چرا این‌قدر طولش می‌ده؟

13:37.270 --> 13:40.080
‫امیری: تماس بی‌پاسخ

13:40.080 --> 13:41.840
‫امیری: تماس بی‌پاسخ

13:40.080 --> 13:41.840
‫امیری: خیلی متاسفم

13:41.840 --> 13:43.840
‫امیری: می‌شه حضوری حرف بزنیم؟

13:41.840 --> 13:43.840
‫امیری: تماس بی‌پاسخ

13:41.840 --> 13:43.840
‫امیری: خیلی متاسفم

13:43.840 --> 13:46.530
‫امیری: می‌شه حضوری حرف بزنیم؟

13:43.840 --> 13:46.530
‫امیری: تماس بی‌پاسخ

13:43.840 --> 13:46.530
‫امیری: خیلی متاسفم

13:43.840 --> 13:46.530
امیری: الان کجایی؟

13:48.790 --> 13:52.390
‫راه خونه از کدوم طرف بود؟

13:54.190 --> 13:55.530
‫ولم کن!

13:57.040 --> 14:00.040
با دوستات جایی موندی؟ خبر بده کی می‌رسی خونه

14:06.300 --> 14:09.300
‫آسا: یادم نمیاد چطور برم خونه

14:24.710 --> 14:26.420
‫اتفاقی افتاده؟

14:26.810 --> 14:28.370
‫چیزی نیست.

14:38.620 --> 14:41.340
‫آسا، متاسفم که اینو می‌گم، ولی...

14:41.890 --> 14:46.060
‫توی خونه‌ی من جایی نیست
‫که بتونی تنها باشی.

14:46.060 --> 14:52.490
‫و من وظیفه دارم ازت مراقبت کنم،
‫فارغ از اینکه چه حسی نسبت بهش داری.

14:54.130 --> 14:57.530
‫پس وقتی رسیدیم خونه،
‫بیا پاهامون رو توی آب گرم بذاریم.

14:58.980 --> 15:02.150
‫آدم وقتی از سرما می‌لرزه،
‫نمی‌تونه درست فکر کنه.

15:15.260 --> 15:17.830
‫گوشیت مدام داره زنگ می‌خوره.

15:18.380 --> 15:20.290
‫همون دوستت نیست؟

15:23.940 --> 15:28.250
‫فکر کنم با هم قرار گذاشته بودین
‫که همیشه پیام‌های هم رو بخونین.

15:28.250 --> 15:30.630
‫سرم غر نزن!
‫چرا نمی‌ری سر کار یا یه همچین چیزی؟!

15:32.870 --> 15:35.280
‫ای بابا، چه دردسری...

15:36.050 --> 15:39.120
‫راستش خیلی دوست دارم برم سر کار.

15:39.120 --> 15:40.190
‫مسخره‌ام کردی؟!

15:40.190 --> 15:42.920
‫مامان هیچ‌وقت همچین حرفی نمی‌زد!

15:42.920 --> 15:45.460
‫باشه، باشه. خوش به حالت.

15:47.480 --> 15:51.870
‫ببین، من و تو که با هم دعوا نداریم.

15:52.880 --> 15:56.780
‫کی اهمیت می‌ده؟ فقط مراسم فارغ‌التحصیلی رو نرفتم.

15:56.780 --> 15:59.280
‫شرط می‌بندم تو هم نرفتی،

15:59.280 --> 16:02.160
‫و گفتی:
‫«مراسم‌ها بی‌معنی‌ان.»

16:02.160 --> 16:03.810
‫چون تو یه یاغی هستی و این حرفا.

16:03.810 --> 16:05.570
‫کی یاغیه؟

16:06.600 --> 16:09.160
‫راستش، من رفتم.

16:09.750 --> 16:12.480
‫نرفتم؟ آره، رفتم.

16:12.480 --> 16:14.550
‫صبر کن، واقعاً رفتم؟

16:15.410 --> 16:18.290
‫دقیق یادم نیست،
‫ولی فکر کنم رفتم.

16:19.210 --> 16:21.050
‫حتی یادت هم نمیاد؟

16:21.390 --> 16:23.800
‫دیدی؟ دیدی چقدر بی‌اهمیتن؟

16:24.130 --> 16:26.150
‫منظورت دوران راهنماییه، درسته؟

16:26.810 --> 16:30.990
‫یادمه با دایگو و بقیه
‫رفته بودیم یاکینیکو...

16:30.990 --> 16:32.620
‫حدود ده نفر بودیم.

16:32.620 --> 16:35.410
‫تو و نانا-چان
‫هم‌مدرسه‌ای بودین؟

16:35.410 --> 16:39.540
‫«نانا-چان»؟ از کی
‫انقدر با هم صمیمی شدین؟

16:40.320 --> 16:42.860
‫ما توی یه مدرسه مشترک درس می‌خوندیم.

16:42.860 --> 16:47.050
‫ما الان... بیست و سه
‫ساله که همدیگه رو می‌شناسیم.

16:47.050 --> 16:48.020
‫خیلی طولانیه.

16:48.020 --> 16:52.080
‫حالا که فکر می‌کنم، ما هیچ‌وقت با هم دعوا نکردیم.

16:52.830 --> 16:54.040
‫حتی یه بار هم نه؟

16:54.470 --> 16:59.030
‫به نظر من، دعوا کردن فقط
‫مخصوص آدمای برون‌گراست.

16:59.030 --> 17:00.350
‫جدی؟

17:00.350 --> 17:04.970
‫شاید به نظر نیاد، ولی
‫اونم آدم برون‌گرایی نیست.

17:04.970 --> 17:06.500
‫واقعاً؟

17:06.500 --> 17:09.210
‫اون بلده چطور نقش‌های مختلفی بازی کنه.

17:09.210 --> 17:10.520
‫به سبک خودش.

17:12.220 --> 17:14.480
‫مراسم فارغ‌التحصیلی برام اهمیتی نداره.

17:14.480 --> 17:16.360
‫فقط یه تشریفات ساده‌ست.

17:17.080 --> 17:19.040
‫فقط امیدوارم پشیمون نشی.

17:19.040 --> 17:20.500
‫اصلاً!

17:20.500 --> 17:21.500
‫خیلی خب.

17:22.280 --> 17:24.850
‫ولی وقتی بحث دوستا وسط باشه...

17:26.160 --> 17:29.890
‫نمی‌گم دوستای دوران مدرسه تا ابد می‌مونن.

17:29.890 --> 17:33.540
‫شخصاً، توی بزرگسالی
‫بهتر دوست پیدا می‌کنم.

17:34.020 --> 17:36.200
‫ولی دوستایی مثل دایگو...

17:36.200 --> 17:37.640
‫چطوری بگم؟

17:38.310 --> 17:41.140
‫بعضی وقتا، خیلی خوبه که کسی رو داشته باشی

17:41.140 --> 17:46.050
‫که از نوجوونی منو می‌شناسه.

17:46.050 --> 17:47.140
‫حداقل برای من که این‌طوریه.

17:54.970 --> 17:56.020
‫آسا!

17:57.100 --> 17:59.030
‫هیچ‌کس واقعاً مثل اون نیست.

17:59.700 --> 18:02.150
‫یا شاید این حرفم بده؟

18:02.690 --> 18:04.520
‫خب، این چطوره؟

18:04.530 --> 18:07.290
‫هیچ‌کس دیگه‌ای مثل اون نیست.
‫یه همچین چیزی.

18:07.910 --> 18:11.160
‫خودت گفتی احساساتم به خودم مربوطه.

18:11.160 --> 18:15.060
‫ن-نباید بهش احترام بذاری؟

18:15.060 --> 18:18.800
‫معلومه، ولی من هیچ‌وقت نگفتم این یه قانونه.

18:18.800 --> 18:21.180
‫زیاد روی حرف
‫بقیه حساب نکن.

18:21.180 --> 18:21.970
‫چی؟!

18:21.970 --> 18:23.650
‫ت-داری حرفتو عوض می‌کنی.

18:23.650 --> 18:24.940
‫این تناقضه!

18:25.170 --> 18:30.810
‫گوش کن، احساساتت به خودت مربوطه.

18:30.810 --> 18:33.700
‫ولی آدما می‌تونن... اَه، چقدر رو مخ

18:33.700 --> 18:36.310
‫بازم گفتی!

18:38.190 --> 18:40.440
‫اصلاً هر چی، برام مهم نیست.

18:40.850 --> 18:43.620
‫توی دبیرستان کلی دوست پیدا می‌کنم.

18:43.620 --> 18:45.570
‫این‌طور نیست که خجالتی باشم.

18:46.030 --> 18:47.320
‫خیلی خب، پس هر طور راحتی.

18:48.010 --> 18:52.340
‫هر چی تو بخوای. به خودت مربوطه.

18:52.750 --> 18:58.480
‫با مدرسه تماس می‌گیرم تا کارای
‫مدرک فارغ‌التحصیلیت رو ردیف کنم.

19:00.240 --> 19:02.840
‫کل روز رو داشتیم حرف می‌زدیم...

19:13.930 --> 19:15.770
‫انگار جوراب پامه.

19:32.460 --> 19:33.170
‫فتبارک الله

19:33.170 --> 19:38.300
‫فتبارک الله

19:33.170 --> 19:38.340
‫موتسو

19:33.170 --> 19:38.340
‫اینطوری نخندونم
همکارا فک میکنن دیوونه شدن

19:38.340 --> 19:44.340
‫موتسو

19:38.340 --> 19:44.340
‫اینطوری نخندونم
همکارا فک میکنن دیوونه شدن

19:38.340 --> 19:44.340
‫یاد اون موقع افتادم که دایگو سر کلاس
‫یادداشت‌هایی می‌چرخوند که از خنده می‌ترکیدم

19:44.340 --> 19:45.970
‫یاد اون موقع افتادم که دایگو سر کلاس
‫یادداشت‌هایی می‌چرخوند که از خنده می‌ترکیدم

19:44.340 --> 19:45.970
‫یادمه، هه هه

19:44.340 --> 19:45.970
‫کوتوکو

19:45.970 --> 19:48.350
‫یادمه، هه هه

19:45.970 --> 19:48.350
‫کوتوکو

19:45.970 --> 19:48.350
‫ببخشید بچه‌ها

19:48.330 --> 19:52.140
‫آسا، یه نگاه به این بنداز.

19:52.140 --> 19:53.470
‫ها؟

19:55.030 --> 19:58.500
‫روز فارغ‌التحصیلی دبیرستانمون،

19:58.500 --> 20:01.090
‫دایگو بهم یه نامه داد.

20:01.490 --> 20:04.660
‫فقط یه تیکه کاغذ که از دفترش کنده بود.

20:04.660 --> 20:05.730
‫هنوزم بچه‌ها این کارو می‌کنن؟

20:05.730 --> 20:07.400
‫تا می‌زنن و شکل قلب و اینا درست می‌کنن؟

20:07.400 --> 20:09.000
‫آره، هنوزم انجام می‌دیم.

20:09.000 --> 20:11.360
‫خب؟ چی توش نوشته بود؟

20:12.050 --> 20:13.740
‫«این شش سال،

20:13.750 --> 20:18.000
این شش سال، بدون تو نمی‌تونستم نفس بکشم
‫ممنون. الان و همیشه. -دایگو

20:14.140 --> 20:18.000
‫بدون تو
‫نمی‌تونستم نفس بکشم.»

20:18.660 --> 20:20.200
‫این چیزی بود که نوشته بود.

20:20.850 --> 20:23.400
‫شاید حتی یادش نیاد چی نوشته بوده.

20:24.410 --> 20:29.070
‫چه حسی داشتی؟ وقتی اون رو خوندی؟

20:30.530 --> 20:33.510
‫«زندگیم ارزش زندگی کردن داره.»

20:33.960 --> 20:35.550
‫اصلاً هم اغراق نمی‌کنم.

20:37.770 --> 20:39.940
‫خیلی خب. سفارشت ثبت شد.

20:39.940 --> 20:41.790
‫تا سی دقیقه دیگه می‌رسه.

20:44.400 --> 20:46.290
‫می‌دونی چیه؟

20:47.440 --> 20:52.660
‫حس می‌کنم... تنها وقتی واقعاً خودم هستم
‫که پیش توام.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
A.H\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:28.020 --> 21:29.250
‫آسا؟!

21:33.300 --> 21:36.360
‫آسا، من... خیلی متاسفم...

21:36.360 --> 21:39.140
‫امیری، در مورد حرفی که زدم...

21:39.810 --> 21:43.590
دروغ گفتم، کاملا دروغ گفتم.

21:44.770 --> 21:49.050
‫می‌تونم یه وقت دیگه در مورد
‫مامان و بابام برات بگم؟

21:49.740 --> 21:52.460
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونم باهاش حرف بزنم.

21:55.760 --> 21:58.430
ممنون

22:00.690 --> 22:05.080
‫اینم فقط یه راه دیگه برای چسبیدن به
‫گذشته‌ست؟

22:08.300 --> 22:09.990
‫چقدر رو مخ...

22:09.990 --> 22:12.990

