WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
A.H\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.260 --> 00:05.040
‫پس لطفاً، تا وقتی که برم...

00:03.210 --> 00:06.210
‫باشگاه موسیقی

00:03.210 --> 00:06.210
‫تست خوانندگی

00:05.040 --> 00:11.710
‫بیا همون‌جای همیشگی همدیگه رو ببینیم.

00:14.960 --> 00:19.230
‫ای بابا، زل نزن.
‫داری معذبم می‌کنی.

00:19.230 --> 00:21.210
‫این یه تست خوانندگیه، احمق.

00:21.210 --> 00:22.760
‫بامزه‌ست.

00:22.760 --> 00:24.750
‫این تست یه شوخیه.

00:24.750 --> 00:26.970
‫خب، کس دیگه‌ای هست؟

00:31.610 --> 00:33.110
‫آسا-چان!

00:33.110 --> 00:35.060
‫خوبه. نوبت توئه، تاکومی-سان.

00:39.460 --> 00:44.030
‫ماکیو-چان، اگه تو نبودی، احتمالاً
‫عضو باشگاه موسیقی نمی‌شدم.

00:44.380 --> 00:46.670
‫فکر نمی‌کنم این‌طور باشه.

00:46.670 --> 00:48.510
‫خودت این تصمیم رو گرفتی.

00:49.000 --> 00:54.470
‫فکر کنم با هر کس دیگه‌ای هم بودی،
‫باز به همین‌جا می‌رسیدی.

00:59.010 --> 01:03.100
‫نمی‌دونم مامان و بابا چی می‌گفتن.

01:04.070 --> 01:05.410
‫مطمئن نیستم.

01:06.520 --> 01:07.900
‫شاید بهتره بهش فکر کنی.

01:08.350 --> 01:10.050
‫پس تصور می‌کنم...

01:10.860 --> 01:13.650
‫ای بابا. با موهات چیکار کردی؟

01:14.070 --> 01:17.640
‫خب، فقط هر کاری که دلت می‌خواد رو بکن.

01:18.380 --> 01:20.530
‫امروز چی می‌گفتن؟

01:22.270 --> 01:25.580
‫هنوز هیچ ایده‌ای ندارم.

01:26.880 --> 01:31.170
‫فکر کنم تو... توی چشم اومدی.

01:31.540 --> 01:34.160
‫نمی‌دونستم دوست داری توی چشم باشی.

01:34.160 --> 01:38.160
‫یعنی حسابی براش زحمت کشیدی.

01:38.540 --> 01:42.060
‫توی چشم بودن چیز خوبیه؟
‫یا چیز بدیه؟

01:42.390 --> 01:47.500
‫نمی‌دونم. حس می‌کنم یه جای کار می‌لنگه.

01:47.500 --> 01:49.550
‫انگار من آدم این حرفا نیستم.

01:49.550 --> 01:51.900
<i>‫چی؟! «تیپ» تو؟</i>

01:51.900 --> 01:54.070
<i>‫کی به این چیزا اهمیت می‌ده؟</i>

01:55.110 --> 01:57.460
<i>‫من بابتش کلی حسرت خوردم.</i>

01:57.460 --> 02:01.080
<i>‫اون‌قدر درگیر برچسب‌ها شدم که
‫قبل از اینکه بفهمم،</i>

02:01.080 --> 02:06.270
<i>‫چیزی که واقعاً برای خودم می‌خواستم
‫رو فراموش کردم.</i>

02:07.090 --> 02:08.810
‫اصلاً از حرفات سر در نمیارم.

02:10.610 --> 02:13.950
‫اگه کسی خواست اذیتت کنه
‫چون توی چشم بودی...

02:14.830 --> 02:16.330
بکششون

02:17.100 --> 02:19.290
‫این تیکه‌اش رو هم نمی‌فهمم.

02:19.680 --> 02:24.420
‫ولی تا وقتی زنده‌ام،
‫بهتره با سختی‌ها بجنگم.

02:25.490 --> 02:28.240
‫اصلاً نمی‌فهمم چی داری می‌گی!

02:29.420 --> 02:33.690
‫اگه نمی‌فهمم، پس بهتره...

02:37.520 --> 02:40.020
‫می‌خوام بخونم!

02:46.850 --> 02:53.690
‫دفترچه




خاطرات




جادوگر

04:12.600 --> 04:14.510
‫ها؟ ناهار؟

04:12.830 --> 04:18.040
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

04:12.830 --> 04:18.040
‫ها؟ ناهار؟

04:14.510 --> 04:16.870
‫فکر کنم. با مامانم.

04:14.660 --> 04:18.040
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

04:14.660 --> 04:18.040
‫فکر کنم. با مامانم

04:16.870 --> 04:18.050
‫چی؟

04:18.590 --> 04:20.660
‫پس واسه همینه که اینجا نیست.

04:18.790 --> 04:26.050
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

04:18.790 --> 04:26.050
‫پس واسه همینه که اینجا نیست

04:20.660 --> 04:22.530
‫به نظر میاد با هم خوب کنار میان.

04:20.800 --> 04:26.050
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

04:20.800 --> 04:26.050
‫به نظر میاد با هم خوب کنار میان

04:22.550 --> 04:26.050
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

04:22.550 --> 04:26.050
‫خخخ

04:24.420 --> 04:26.060
‫پس می‌خوای بیای پیش ما؟

04:24.880 --> 04:26.050
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

04:24.880 --> 04:26.050
‫پس می‌خوای بیای پیش ما؟

04:26.050 --> 04:31.810
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

04:26.050 --> 04:31.810
‫پس می‌خوای بیای پیش ما؟

04:26.890 --> 04:28.550
‫ببخشید، برنامه دارم.

04:27.050 --> 04:31.810
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

04:27.050 --> 04:31.810
‫ببخشید، برنامه دارم

04:29.200 --> 04:30.350
‫باشه.

04:39.080 --> 04:40.420
‫حوصلم سر رفته.

04:43.030 --> 04:45.450
‫دفتر خاطرات سه ساله

04:45.890 --> 04:49.150
‫وای، من خیلی از اینجا رد شدم.

04:45.990 --> 04:50.950
قسمت 12: پیدا کردن

04:49.580 --> 04:52.360
‫قبلاً هیچ‌وقت متوجه‌اش نشده بودم.

04:52.360 --> 04:55.390
‫خیلی دلباز و روشنه.

04:55.390 --> 04:57.060
‫مگه نه؟

04:57.060 --> 05:00.710
‫یه کم سر و صدا زیاده،
‫ولی همیشه میز خالی پیدا می‌شه.

05:01.730 --> 05:03.710
‫استیک همبرگرش باید خوب باشه.

05:03.710 --> 05:06.330
‫همین‌طوره. خیلی گوشتی و خوشمزه‌ست.

05:07.450 --> 05:08.530
‫آبجو...

05:09.660 --> 05:12.420
‫آبجوی روزانه بهترین نیست؟

05:12.660 --> 05:14.480
‫یه لذتِ با عذاب وجدانِ واقعیه.

05:14.480 --> 05:15.570
‫فکر کنم منم یکی سفارش بدم.

05:16.180 --> 05:19.200
‫ای بابا، پس منم هستم.

05:20.850 --> 05:24.960
‫کاش وقتی خونه قدیمی آسا رو خالی می‌کردیم
‫اینجا توقف کرده بودیم.

05:27.560 --> 05:29.080
‫باید کار سختی بوده باشه.

05:29.610 --> 05:30.830
‫فکر کنم.

05:30.830 --> 05:33.220
‫چقدر طول کشید؟

05:33.220 --> 05:34.730
‫یه هفته؟

05:34.730 --> 05:37.330
‫نه، شاید یه کم بیشتر.

05:37.330 --> 05:38.980
‫می‌فهمم.

05:38.980 --> 05:44.950
‫حالا که فکر می‌کنم، باید می‌اومدم
‫خونه‌ت تا خودم رو معرفی کنم.

05:44.950 --> 05:47.160
‫اون موقع اصلاً به ذهنم نرسید.

05:47.160 --> 05:49.470
‫لازم نبود این کار رو بکنی.

05:50.730 --> 05:54.230
‫خودمم اون موقع خیلی بهم ریخته بودم.

05:54.230 --> 05:58.440
‫اگه صورتت رو می‌دیدم،
‫شاید می‌زدم زیر گریه.

05:59.480 --> 06:01.760
‫چون شبیه خواهرمم؟

06:05.490 --> 06:07.550
‫فقط صورتت.

06:07.980 --> 06:08.900
‫«فقط»؟

06:10.540 --> 06:14.360
‫انگار یهو چشم تو چشمِ
‫یه فرد از دست رفته می‌شدم.

06:14.360 --> 06:16.370
‫یه جور سرگیجه‌ی عجیب.

06:17.620 --> 06:21.710
‫فکر کنم اون موقع می‌ترسوندتم.

06:23.190 --> 06:24.270
‫آره...

06:25.750 --> 06:30.510
‫اخیراً خودمم کمتر
‫این حس رو تجربه می‌کنم.

06:32.070 --> 06:36.380
‫هرچند آسا ممکنه زمان بیشتری لازم داشته باشه.

06:46.890 --> 06:47.910
‫سلام.

06:51.400 --> 06:54.450
‫اتفاقی برای یه جلسه
‫این حوالی بودم.

06:54.450 --> 06:58.410
‫می‌فهمم. منم اتفاقی داشتم
‫به کسی تو بیمارستان سر می‌زدم.

06:58.660 --> 07:02.190
‫پس این یه سری اتفاقات پشت سر هم بود.

07:02.190 --> 07:05.940
‫آره. خوشحالم که دعوتت کردم اینجا.

07:05.940 --> 07:09.180
‫واقعاً، شاید این تنها
‫فرصتمون بوده باشه.

07:09.660 --> 07:12.810
‫اوه، منظورم این نبود که
‫نمی‌خواستم بیام.

07:12.810 --> 07:15.890
‫نگران نباش. می‌دونم چی گفتی.

07:15.890 --> 07:18.610
‫کی غذای ویژه روز رو سفارش داد؟

07:18.610 --> 07:19.550
‫من.

07:20.060 --> 07:22.060
‫از اشتراک غذا خوشت نمیاد؟

07:22.330 --> 07:25.000
‫پس دورهمی‌های گروهی باید سخت باشه.

07:25.000 --> 07:29.320
‫آره. خوشبختانه دفتر فعلیم
‫خیلی جو آرومی داره.

07:29.320 --> 07:32.280
‫ولی تو دانشگاه خیلی مشکل داشتم.

07:32.800 --> 07:34.990
‫آه، دانشگاه، معلومه.

07:34.990 --> 07:37.250
‫اون همه دورهمی‌ها.

07:37.250 --> 07:41.480
‫همیشه از اینکه مجبورم کنن
‫بخورم بدم می‌اومد.

07:41.480 --> 07:44.850
‫درکت می‌کنم. منم اهلش نبودم.

07:44.850 --> 07:50.780
‫من تونستم یه جوری ردش کنم،
‫ولی انگار این سبک تو نیست.

07:51.090 --> 07:52.810
‫دقیقاً!

07:52.810 --> 07:56.300
‫هر بار آخرش از دست بقیه
‫عصبی می‌شدم.

07:56.300 --> 07:58.590
‫در نهایت دیگه کسی دعوتم نکرد.

07:59.820 --> 08:01.990
‫پس فکر کنم برات خوب شد؟

08:01.990 --> 08:03.510
‫می‌شه گفت آره.

08:04.030 --> 08:07.280
‫اون موقع خیلی از این بابت خوشحال نبودم.

08:08.200 --> 08:12.240
‫ولی اون‌جور جمع‌ها
‫همیشه من رو نادیده می‌گرفتن.

08:12.580 --> 08:14.500
‫یه جورایی، خودم رو خوش‌شانس می‌دونم.

08:15.760 --> 08:17.950
‫به عنوان یه کتاب‌خون که نمی‌تونه جو رو درک کنه.

08:18.500 --> 08:20.310
‫«اون‌جور جمع‌ها»؟

08:20.790 --> 08:24.020
‫آدمایی که با رسوم مردسالارانه
‫هم‌سو هستن، گمونم.

08:24.690 --> 08:28.960
‫شماهایی که دارین می‌رین سال دوم،
‫یادتون باشه حالا دیگه سال‌بالایی هستین.

08:28.960 --> 08:32.120
‫شما پل ارتباطی بین
‫سال‌اولی‌ها و سال‌سومی‌ها هستین.

08:32.120 --> 08:35.720
‫نه فقط توی بازی‌ها،
‫بلکه توی تمرین‌های روزمره.

08:32.390 --> 08:34.760
‫هی، یوشیمورا کجاست؟

08:35.600 --> 08:36.970
‫نمی‌دونم.

08:35.720 --> 08:38.500
‫مطمئن بشین که الگوی خوبی هستین.
‫همین!

08:38.500 --> 08:39.480
‫چشم، قربان!

08:40.630 --> 08:43.570
‫این من رو یاد یه گفتگویی
‫با آسا-سان می‌ندازه.

08:44.260 --> 08:47.850
‫توی جلسه‌مون، چند روز پیش،

08:47.850 --> 08:51.780
‫ازم پرسید چطور می‌تونه بشه
‫اون کسی که دلش می‌خواد.

08:53.330 --> 08:54.870
‫اون کسی که دلش می‌خواد؟

08:55.450 --> 08:57.360
‫آه، نوجوونیِ شیرین.

08:57.360 --> 08:59.690
‫خب، چی بهش گفتی؟

09:00.150 --> 09:02.280
‫خب، راستش...

09:02.780 --> 09:05.500
‫نمی‌فهمیدم منظورش چیه.

09:06.530 --> 09:09.700
‫واسه همین گفتم: «نمی‌فهمم.»

09:09.700 --> 09:11.890
‫ای بابا!

09:11.890 --> 09:13.870
‫چیه؟ بد بود؟

09:14.420 --> 09:17.380
‫منظورم اینه که، بامزه‌ست، گمونم.

09:17.380 --> 09:18.590
‫بامزه؟

09:19.390 --> 09:21.930
‫«کسی که می‌خوای باشی»، هان؟

09:22.360 --> 09:25.070
‫به نظرت باید چی جوابش رو می‌دادم؟

09:25.070 --> 09:25.980
‫هوم...

09:26.770 --> 09:28.740
‫کسی که می‌خوای باشی...

09:29.420 --> 09:30.880
درسته

09:32.080 --> 09:34.880
‫باید خونسرد می‌موندم،
‫درست مثل همین الان.

09:36.320 --> 09:38.660
‫همیشه این‌قدر آروم و متین.

09:38.660 --> 09:41.820
‫چی؟ منظورت منه؟

09:42.150 --> 09:43.820
‫من اصلاً این‌طوری نیستم.

09:44.270 --> 09:45.520
‫اوه، ولی هستی.

09:46.200 --> 09:48.880
‫کاش بودم.

09:50.110 --> 09:54.350
‫ولی اگه صادقانه این‌طور به نظر میام،
‫شاید به خاطر این باشه که...

09:54.710 --> 09:56.800
‫می‌دونی، اون چیزی که گفتی...

09:56.800 --> 09:59.550
‫من از اون قطار پیاده شدم.

09:59.550 --> 10:00.470
‫اون چیزی که گفتم؟

10:01.120 --> 10:03.600
‫رسوم مردسالارانه.

10:03.600 --> 10:05.350
‫یا یه چیزی تو همین مایه‌ها.

10:06.420 --> 10:09.820
‫وقتی تصمیم گرفتم دیگه توش شرکت نکنم،

10:09.820 --> 10:12.610
‫همه چیز یهو
‫شروع کرد به آسون‌تر شدن.

10:14.020 --> 10:16.730
‫کی می‌تونه ترسناک‌ترین کار رو انجام بده؟

10:17.210 --> 10:20.650
‫کی می‌تونه بیشتر از همه به دخترا تیکه بندازه؟

10:21.090 --> 10:25.020
‫کی می‌تونه با کمترین تلاش،
‫بیشترین سود رو ببره؟

10:25.760 --> 10:28.270
‫با اینکه از درون داشتم زیر
‫فشار له می‌شدم،

10:28.270 --> 10:29.410
‫می‌خندیدم و رد می‌شدم.

10:29.410 --> 10:31.590
‫اون تنها جمعی بود که می‌شناختم.

10:31.590 --> 10:35.740
‫واسه همین با چنگ و دندون
‫سعی می‌کردم جام رو حفظ کنم.

10:36.520 --> 10:40.210
‫و در تمام اون مدت، این پتانسیل رو داشتم
‫که هر کسی که می‌خوام باشم.

10:40.210 --> 10:45.100
‫نمی‌دونستم اون بازیِ احمقانه،
‫اصلاً معیار ارزش من نیست.

10:45.100 --> 10:47.020
‫گریه نکن! تو مردی!

10:47.590 --> 10:50.670
‫واسه همین از اون قطار پریدم پایین
‫و فرار کردم.

10:50.670 --> 10:55.350
‫فکر کنم بالاخره آدم شدم.
‫بهم اعتمادبه‌نفس داد.

10:56.130 --> 10:57.860
‫من با هر چی تو بخوای مشکلی ندارم.

10:58.310 --> 11:00.870
‫من در هر صورت کار خودم رو می‌کنم.

11:00.870 --> 11:02.960
‫پس تو هم باید همین کار رو بکنی.

11:04.500 --> 11:07.370
‫چون من خیلی وقت صرف کردم
‫که خودم رو با بقیه وفق بدم،

11:07.970 --> 11:12.880
‫من جذب آدم‌هایی می‌شم که
‫نمی‌تونن جز به روش خودشون عمل کنن.

11:12.880 --> 11:15.100
‫آدم‌هایی که واقعاً
‫با خودشون صادقن.

11:17.760 --> 11:19.910
‫پس برای همینه که کودای-سان وارد عمل می‌شه!

11:19.910 --> 11:20.770
‫ها؟

11:20.770 --> 11:22.210
‫منظورت کودای-سان بود، مگه نه؟

11:22.210 --> 11:24.870
‫خب، آره، ولی...

11:24.870 --> 11:26.760
‫این کاملاً منطقیه.

11:28.360 --> 11:30.930
‫بیا یه وقت دیگه دوباره روزی آبجو بزنیم!

11:31.710 --> 11:32.770
‫حتماً.

11:33.060 --> 11:36.910
‫تعارف نکن. هر وقت خواستی
‫آسا رو بفرست شب پیشم بمونه.

11:36.910 --> 11:40.540
‫می‌خوام هر کمکی از دستم برمیاد بکنم.

11:41.780 --> 11:43.340
‫ممنونم.

11:44.150 --> 11:46.510
‫فکر کنم...

11:46.970 --> 11:49.280
‫شاید کمی زمان ببره،

11:49.640 --> 11:55.360
‫ولی کم‌کم، خودش باید
‫راهش رو پیدا کنه.

11:55.920 --> 11:57.940
‫به جواب‌های خودش برسه.

11:59.230 --> 12:00.460
‫خیلی خوشحالم.

12:01.800 --> 12:02.980
‫برای آسا-چان.

12:03.400 --> 12:06.430
‫خیلی خوشحالم که توی زندگی‌شی.

12:08.620 --> 12:10.370
‫اینکه می‌خواد کی باشه...

12:10.950 --> 12:14.690
‫اگه آسا-سان مدام با این سوال
‫کلنجار بره، نمی‌دونم

12:15.180 --> 12:18.150
‫که آیا بالاخره به یه آدم
‫خونسرد و متین تبدیل می‌شه یا نه.

12:19.590 --> 12:21.200
‫قطعاً دوست دارم اون روز رو ببینم.

12:21.540 --> 12:24.240
‫مگه نه؟ بی‌صبرانه منتظرشم.

12:36.980 --> 12:39.980
‫دفترچه خاطرات با جادوگر

12:41.030 --> 12:45.960
‫خودم رو تنها دیدم،
‫ایستاده روی صفحه‌ای خالی.

12:45.960 --> 12:49.360
‫هر جا رو نگاه می‌کنم، چیزی نمی‌بینم.

12:49.360 --> 12:53.690
‫نه راهی هست، نه خروجی...

12:53.690 --> 12:55.560
‫صدام خیلی بلنده؟

12:55.560 --> 12:58.510
‫نه، داشتم فکر می‌کردم چقدر کارت خوبه.

13:01.440 --> 13:07.350
‫با آغوش باز از عشق استقبال می‌کنی،
‫ولی با تعریف شنیدن راحت نیستی؟

13:07.350 --> 13:09.090
‫نمی‌دونم.

13:09.860 --> 13:11.630
‫این آهنگ برای گروهتونه؟

13:11.630 --> 13:14.240
‫آره، روز بعد از مراسم
‫افتتاحیه اجرا داریم.

13:14.240 --> 13:15.990
‫اولین اجرای بزرگتون.

13:16.300 --> 13:19.360
‫فقط یه مدت کوتاه،
‫موقع ناهار و بعد از مدرسه.

13:19.360 --> 13:20.470
چه اشکالی داره

13:21.450 --> 13:22.510
‫هی.

13:22.740 --> 13:23.550
‫چیه؟

13:24.170 --> 13:26.490
‫در مورد ترانه‌نویسی...

13:26.490 --> 13:27.210
‫آره؟

13:28.010 --> 13:30.970
‫چرا همیشه وقتی این بحث پیش میاد،
‫این‌قدر سر ذوق میای؟

13:30.970 --> 13:34.510
‫عاشق اینم که ببینم بقیه
‫یه کار جدید رو امتحان می‌کنن.

13:35.010 --> 13:36.570
‫نمی‌فهمم.

13:37.170 --> 13:38.020
‫خب؟

13:39.390 --> 13:41.440
‫چطور توش بهتر بشم؟

13:42.520 --> 13:46.520
‫می‌دونی، من، مثلاً،
‫کلاً ازش ناامید نشدم.

13:48.120 --> 13:51.540
‫هوم... اگه ترانه‌های مورد علاقه‌ت رو
‫بازنویسی کنی چی؟

13:51.750 --> 13:53.280
‫مثل رونویسی از دعاها.

13:53.700 --> 13:54.960
‫دعاها...

13:55.610 --> 13:58.490
‫اوه، دفترچه‌ت رو داری.

13:58.780 --> 14:02.080
‫چرا سعی نمی‌کنی
‫هدفمند ازش استفاده کنی؟

14:02.590 --> 14:04.680
‫هدفمند چطوری؟

14:04.680 --> 14:06.480
‫ام...

14:06.480 --> 14:08.470
‫هی، ماکیو-چان...

14:08.470 --> 14:12.890
‫یادت میاد بهم گفتی که
‫مطالب دفترچه لازم نیست حقیقت باشن؟

14:13.520 --> 14:14.600
‫ها؟

14:14.600 --> 14:17.060
‫در مورد دفترچه‌م. یه سال پیش.

14:18.310 --> 14:19.510
‫من اینو گفتم؟

14:19.510 --> 14:21.060
‫چی؟!

14:21.060 --> 14:23.010
‫اوه، واقعاً گفتم؟

14:23.010 --> 14:25.710
‫منم جدی گرفتمش، می‌دونی؟!

14:25.710 --> 14:28.730
‫اوه، پس این خوبه، نه؟

14:28.730 --> 14:29.770
‫حالا گند زدی بهش.

14:30.370 --> 14:35.700
‫مثلاً، فرض کن حین اجرای خیابونیِ
‫گروهمون، حسابی گند بزنم.

14:35.700 --> 14:37.710
‫این حرف رو نزن. بدیمنه.

14:37.710 --> 14:39.160
بر فرض مثال میگم...

14:39.160 --> 14:44.270
‫یعنی می‌تونم توی دفترچه‌م بنویسم که
‫گند نزدم؟

14:44.270 --> 14:47.420
‫ها؟ هوم؟

14:47.420 --> 14:52.590
‫ولی اگه بعداً بخونیش، یادِ این
‫نمی‌افتی که چطور واقعاً گند زدی؟

14:52.590 --> 14:53.640
‫راست می‌گی.

14:54.150 --> 14:57.940
‫احتمالاً منظورم این نبوده که
‫باید دروغ بنویسی.

14:57.940 --> 15:02.390
‫صبر کن، واقعاً گفتم لازم نیست
‫حقیقت رو بنویسی؟

15:02.390 --> 15:04.230
‫تقریباً.

15:05.680 --> 15:09.680
‫اگه بخوام حدس بزنم، فکر کنم بیشتر
‫بحثِ این بود که چی بنویسی

15:09.680 --> 15:12.920
‫نه، بیشتر بحثِ این بود که چی ننویسی.

15:13.790 --> 15:15.040
‫ولی کی می‌دونه؟

15:18.380 --> 15:21.050
‫هرچی باشه، یادم نمیاد.

15:21.050 --> 15:25.770
‫در نهایت، تا وقتی که به خودت دروغ
‫نمی‌گی، احتمالاً مشکلی نیست.

15:26.660 --> 15:30.810
‫عجیبه. مگه دروغ گفتن کلاً بد نیست؟

15:31.920 --> 15:34.620
‫من زندگیم رو با دروغ گفتن می‌گذرونم.

15:34.620 --> 15:35.840
‫عجیب‌غریب!

15:36.420 --> 15:39.400
‫اه، اگه حین
‫اجرا گند بزنم چی؟

15:39.400 --> 15:42.570
‫دیگه نگو.
‫گفتم که، بدیمنه.

15:43.620 --> 15:47.350
‫امروز فقط تمرین آواز دارم،
‫پس دیر نمی‌رسم.

15:47.350 --> 15:48.340
‫خیلی خب.

15:48.730 --> 15:50.850
‫خب دیگه، من رفتم...

15:53.370 --> 15:54.540
‫چی شده؟

15:55.630 --> 15:56.780
‫ببین...

15:57.540 --> 16:02.200
‫فکر می‌کنی دفترچه مامان همه‌ش حقیقته؟

16:02.760 --> 16:03.740
‫چی شده؟

16:07.150 --> 16:10.520
‫انگار که قراره جوابِ سؤالی
‫به این رو بدی...

16:10.520 --> 16:11.420
‫ها؟

16:11.420 --> 16:14.090
‫هیچی. اصلاً هم قرار نیست بفهمم.

16:14.090 --> 16:15.500
‫من رفتم!

16:15.790 --> 16:17.510
‫خوش بگذره.

16:18.910 --> 16:20.510
<i>‫فکر کنم...</i>

16:20.960 --> 16:26.320
‫شاید زمان ببره، ولی کم‌کم،

16:26.320 --> 16:29.740
‫مجبوره خودش جوابِ
‫مسائل رو پیدا کنه.

16:30.190 --> 16:32.170
‫به جواب‌های خودش برسه.

16:35.430 --> 16:37.450
‫این رو گفتم، ولی...

16:37.750 --> 16:41.330
‫نمی‌دونم اصلاً اون جواب‌ها وجود دارن یا نه.

17:04.980 --> 17:06.350
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

17:04.980 --> 17:06.350
‫کسر امتیاز از داوطلبان زن:
‫دانشگاه علوم پزشکی نیتو به دستکاری متهم شد

17:51.940 --> 17:55.280
‫اجرا

18:01.950 --> 18:03.780
‫آسا، نوبت توئه بری حموم.

18:08.320 --> 18:10.250
‫آسا؟ داری چیکار می‌کنی؟

18:11.280 --> 18:13.630
‫ماکیو-چان، ببینش.

18:19.400 --> 18:21.080
‫وای.

18:23.270 --> 18:24.840
‫اینا دیگه چیه؟

18:24.840 --> 18:26.560
‫فکر کردم می‌تونم اینجا رو اتاق خودم کنم.

18:26.870 --> 18:28.480
‫اینا رو از کجا آوردی؟

18:28.480 --> 18:29.940
‫بیشترشون رو از فروشگاه صد ینی خریدم.

18:29.940 --> 18:32.760
‫به‌جز اون فانوس. اون یکم گرون بود.

18:32.760 --> 18:34.760
‫کم‌کم داشتم
‫جمع‌شون می‌کردم.

18:35.450 --> 18:39.360
‫اوه، می‌خوام یه قفسه هم بزنم به دیوار.
‫اشکالی نداره؟

18:39.360 --> 18:41.710
‫اوه، حتماً. معلومه که نه.

18:42.250 --> 18:43.600
‫ولی متأسفم.

18:44.440 --> 18:45.920
‫که اتاق‌خوابِ دیگه‌ای ندارم.

18:45.920 --> 18:48.280
‫اشکالی نداره. همینی که هست.

18:48.820 --> 18:50.960
‫با این حال، تحت تأثیر قرار گرفتم.

18:51.510 --> 18:53.820
‫می‌دونم گفتم هر کاری بخوای
‫می‌تونی بکنی،

18:53.820 --> 18:55.710
‫ولی انتظار این یکی رو نداشتم.

18:56.210 --> 18:57.630
‫برای خودت قصر ساختی.

18:58.860 --> 19:01.680
‫صبر کن، می‌خوای همین‌جا بخوابی؟

19:01.680 --> 19:05.230
‫بهش فکر کردم،
‫ولی نمی‌تونم پاهام رو دراز کنم.

19:05.500 --> 19:08.020
‫پس مثل همیشه همون بیرون می‌خوابم.

19:08.020 --> 19:09.080
‫باشه.

19:09.990 --> 19:12.530
‫چرا؟ مزاحمم؟

19:12.980 --> 19:14.310
‫بهش عادت دارم.

19:16.170 --> 19:22.950
‫می‌فهمم. پس این‌طوری داری تیکه تیکه
‫راه و رسم زندگی خودت رو پیدا می‌کنی.

19:22.950 --> 19:26.270
‫ها؟ دوباره داری قضیه رو پیچیده می‌کنی.

19:27.730 --> 19:31.490
‫اوه، یه چیز دیگه هم هست که
‫بهش فکر می‌کردم...

19:32.180 --> 19:34.550
‫نظرت چیه براشون تولد بگیریم؟

19:35.680 --> 19:37.990
‫منظورم مامان و بابامه.

19:37.990 --> 19:39.390
‫تولدشون؟

19:39.800 --> 19:41.220
‫واقعاً دلم نمی‌خواد...

19:42.000 --> 19:46.500
‫اون روز رو به اسم روز مرگشون بشناسم.

19:47.430 --> 19:51.180
‫سالگرد فوت پدر
‫و مادرت نزدیکه.

19:52.620 --> 19:57.410
‫اگه بخوای براش کاری کنی،
‫حتماً انجامش می‌دیم.

19:58.600 --> 20:04.780
‫تولد مامان و بابام نزدیک هم بود،
‫واسه همین همیشه بینشون جشن می‌گرفتیم.

20:05.350 --> 20:08.780
‫ظاهراً اون‌طوری بود که
‫اولین بار به هم نزدیک شدن.

20:08.780 --> 20:10.240
‫هوم.

20:12.390 --> 20:16.400
‫آبجی دهم آوریل به دنیا اومد. بابات چی؟

20:16.400 --> 20:18.280
‫سیزدهم آوریل.

20:18.280 --> 20:20.090
‫واقعاً نزدیکه.

20:20.090 --> 20:20.990
‫آره.

20:20.990 --> 20:22.590
‫می‌فهمم.

20:22.590 --> 20:23.660
‫نظرت چیه؟

20:24.270 --> 20:28.420
‫پس بیا یازدهم یا دوازدهم آوریل بگیریمش.

20:29.180 --> 20:33.120
‫یه کیک خوب می‌گیریم و شمع می‌خریم

20:33.120 --> 20:37.400
‫تا تولدشون رو با هم جشن بگیریم.

20:37.400 --> 20:38.220
‫آره!

20:40.610 --> 20:43.690
‫می‌گم، این ایده‌ات...

20:44.260 --> 20:47.670
‫به نظرم عالیه. واقعاً عالیه.

20:47.670 --> 20:48.750
‫جدی می‌گی؟!

20:49.390 --> 20:52.540
‫آره، جدی می‌گم. از ته دلم.

20:52.540 --> 20:54.150
‫هورا!

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
A.H\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:05.960 --> 21:06.980
‫ماکیو-چان؟

21:08.760 --> 21:10.480
‫برو حموم.

21:10.480 --> 21:11.480
‫منم شام رو آماده می‌کنم.

21:11.940 --> 21:13.210
‫باشه.

21:17.870 --> 21:19.490
‫چه عجیبه...

21:20.080 --> 21:21.860
‫من که حتی مادرش نیستم.

21:28.410 --> 21:34.140
‫اگه مدام به تنهاییِ خودم
‫آب بدم،

21:36.910 --> 21:40.920
‫ممکنه گلی در دلِ
‫تاریکیِ شب شکوفه بده؟

21:51.760 --> 21:53.760
‫دفتر خاطرات سه ساله

21:52.490 --> 21:57.050
‫قطار در حال ورود به سکوی ۳ است.

21:57.050 --> 22:01.210
‫برای حفظ ایمنی، لطفاً پشت
‫خط زرد بایستید.

22:01.210 --> 22:04.210

