WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
A.H\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.300 --> 00:05.080
‏‫وقتی از خواب بیدار شدم،

00:05.080 --> 00:10.120
‏‫خودم رو تنها دیدم،
‏‫ایستاده روی یه صفحه باز...

00:10.120 --> 00:13.470
‏‫هرجا رو نگاه می‌کنم، چیزی نمی‌بینم.

00:13.470 --> 00:18.550
‏‫نه راهی هست، نه خروجی.

00:19.800 --> 00:24.130
‏‫اون موقع بود که اون صدا رو شنیدم...

00:22.310 --> 00:24.560
‫قیمت لوبیا سبز سر به فلک کشیده.
‫برای ماکیو-چان خریدم، ولی دارم
‫بابتش ورشکست می‌شم.

00:22.310 --> 00:24.560
‫|

00:24.560 --> 00:29.320
‏‫صدای تو که داشت اسمم رو صدا می‌زد.

00:29.320 --> 00:38.300
‏‫پس راه افتادم، با این
‏‫کلمات دست‌وپاشکسته‌ام...

00:38.300 --> 00:42.280
‏‫شاید ریتمش کامل نباشه... اوه.

00:43.210 --> 00:48.330
‏‫ولی وقتی این آهنگ رو زمزمه می‌کنم، امیدوارم گوش بدی.

00:48.330 --> 00:53.190
‏‫صدای اوج گرفتن دنیایی که
‏‫داره نرم‌تر می‌شه...

00:49.380 --> 00:50.450
‏‫آسا.

00:51.800 --> 00:53.190
‏‫آسا!

00:53.700 --> 00:56.330
‏‫ببخشید! صدام خیلی بلند بود؟

00:56.330 --> 00:58.990
‏‫می‌تونی جاستین بیبر بخونی؟

00:58.990 --> 00:59.850
‏‫چی؟!

00:59.850 --> 01:01.200
‏‫بلد نیستم.

01:01.200 --> 01:03.530
‏‫بیا دیگه. لطفاً؟

01:05.060 --> 01:05.600
‏‫با...

01:06.770 --> 01:09.830
‏‫خب، امروز چیکن کاتسو و کنجد درست می‌کنم...

01:09.830 --> 01:11.610
‏‫صبر کن، اون برای فرداست.

01:12.060 --> 01:13.680
‏‫دورچین امروز توفو داره.

01:14.320 --> 01:16.120
‏‫اوه، و سبزیجات.

01:16.120 --> 01:18.180
‏‫خوب به نظر میاد.

01:18.180 --> 01:19.110
‏‫دینگ صدا کرد.

01:20.140 --> 01:23.550
‏‫ماکیو-چان، چرا به
‏‫مایکروویو می‌گی «دینگ»؟

01:23.550 --> 01:24.870
‏‫هیس، تو دیگه هیچی نگو.

01:37.710 --> 01:38.500
‏‫گوشیت.

01:38.790 --> 01:40.140
‏‫داره زنگ می‌خوره.

01:40.140 --> 01:41.430
‏‫می‌دونم.

01:41.430 --> 01:43.680
‏‫خب مثل یه آدم بزرگ جوابش رو بده.

01:43.680 --> 01:45.280
‏‫چه مصیبتی...

01:46.840 --> 01:49.030
‏‫الو، کودای هستم.

01:49.700 --> 01:50.870
‏‫اوه، بله.

01:51.780 --> 01:54.150
‏‫بله، ممنون بابت اون روز.

01:58.120 --> 02:01.790
‏‫از وقتی اومدی حالم خیلی بهتر شده.

02:02.260 --> 02:03.530
‏‫آره؟

02:03.530 --> 02:04.580
‏‫پس منو استخدام کن.

02:04.580 --> 02:06.040
‏‫برو رو پای خودت وایسا.

02:06.040 --> 02:08.420
‏‫اگه نظافت هم بکنم چی؟

02:08.420 --> 02:11.050
‏‫اوضاع همین‌طوری خوبه.

02:12.480 --> 02:14.530
‏‫همین کافیه.

02:21.490 --> 02:22.670
‏‫می‌تونم بخوابم؟

02:22.670 --> 02:24.560
‏‫برو روی تخت بخواب.

02:25.060 --> 02:26.170
‏‫من همین‌جا راحتم.

02:35.040 --> 02:36.960
‏‫می‌تونی چراغ‌ها رو روشن بذاری.

02:37.510 --> 02:38.830
‏‫اوم‌هوم.

02:43.140 --> 02:44.960
‫‏‫صدای تایپ کردنش.

02:45.760 --> 02:50.220
‏‫‏‫بعضی وقتا قطع می‌شه،
‏‫‫‫بعدش صدای کوبیدن شدید میاد.

02:52.010 --> 02:53.920
‫‏‫صدای خش‌خش کاغذ.

02:55.170 --> 02:57.600
‫‏‫و آه کشیدن‌های عمیق.

02:59.380 --> 03:01.090
‫‏‫منظره پرده‌هایی که باز موندن.

03:02.360 --> 03:05.070
‫‏‫و نورهای شبانه شهر که دارن خودنمایی می‌کنن.

03:07.020 --> 03:09.660
‫‏‫دفن شده بین کوهی از کتاب‌ها...

03:10.060 --> 03:11.650
‫‏‫من اینجا تنهام.

03:12.840 --> 03:14.670
‏‫اون برای چی بود؟

03:16.080 --> 03:17.910
‏‫داشتم از نیم‌رخ قشنگش عکس می‌گرفتم.

03:19.300 --> 03:20.710
‏‫احمق.

03:21.670 --> 03:23.320
‫‏‫من اینجا، تنها.

03:23.840 --> 03:28.680
‫‏‫خوابیده کنار تخت پادشاهی
‫‫‏‫ملکه‌ای از سرزمینی غریب.

03:30.380 --> 03:32.420
‫‏‫این شب‌ها رو خیلی دوست دارم.

03:39.840 --> 03:46.640
‫دفترچه




خاطرات




جادوگر

05:05.260 --> 05:10.220
‫قسمت ۱: سرریز

05:16.740 --> 05:18.980
‫‏‫امروز هم روز قشنگی در سرتاسر کشوره.

05:19.280 --> 05:21.930
‫‏‫اما مراقب خشکی هوا باشید.

05:22.710 --> 05:24.150
‫‏‫حالا بریم سراغ اخبار.

05:24.730 --> 05:29.690
‫‏‫دیشب، تصادفی در پارکینگ اوتسوکی
‫‫‏‫در بزرگراه چوئو رخ داد،

05:29.690 --> 05:32.770
‫‏‫که در آن یک کامیون با یک خودروی سواری پارک‌شده برخورد
‫‫‏‫کرد.

05:33.990 --> 05:39.710
‫‏‫به گفته پلیس، سرنشینان آن
‫‫‏‫هاجیمه تاکومی و مینوری کودای بودند.

05:39.710 --> 05:42.500
‫‏‫آن‌ها به بیمارستان منتقل شدند
‫‫‏‫اما جان باختند.

05:42.910 --> 05:45.890
‫‏‫دخترشان در آن زمان
‫‫‏‫داخل ماشین نبود...

05:45.890 --> 05:46.830
‏‫ماکیو.

05:49.560 --> 05:51.640
‏‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

05:56.650 --> 06:00.820
‏‫به عنوان خواهر بزرگترت دارم اینو می‌گم،
‏‫چون خیلی بی‌عرضه‌ای.

06:02.780 --> 06:06.440
‏‫هشدار: ما ناگهان متوقف شدیم.
‏‫لطفاً توجه کنید—

06:06.440 --> 06:08.510
‏‫توجه کنید مسافران عزیز.

06:08.510 --> 06:13.600
‏‫درخواستی برای توقف اضطراری
‏‫دریافت کردیم.

06:14.280 --> 06:17.280
‏‫به محض اینکه از امنیت مطمئن بشیم،
‏‫به حرکت ادامه می‌دیم.

06:18.220 --> 06:19.790
‏‫اونجایی، ماکیو.

06:20.200 --> 06:22.390
‏‫ببخشید که این‌قدر زود بیدارت کردم.

06:22.390 --> 06:23.670
‏‫تاییدش کردی؟

06:23.670 --> 06:24.860
‏‫چی رو تایید کنم؟

06:25.270 --> 06:27.190
‏‫خودت می‌دونی، جنازه‌ها رو.

06:27.190 --> 06:29.160
‏‫من نمی‌تونستم همچین کار ترسناکی انجام بدم.

06:29.510 --> 06:32.650
‏‫بهم گفتن دارن کالبدشکافی می‌کنن.

06:32.650 --> 06:34.920
‏‫چاره دیگه‌ای نداشتیم.

06:34.920 --> 06:39.250
‏‫مجبورمون کردن تو این جای دلگیر منتظر بمونیم.

06:40.480 --> 06:42.560
‏‫ماکیو-چان...؟

06:43.820 --> 06:46.740
‏‫آره، درسته. این خاله ماکیوته،

06:46.740 --> 06:47.980
‏‫خواهر کوچیک‌تر مادرت.

06:47.980 --> 06:52.060
‏‫بعید می‌دونم یادت بیاد.
‏‫خیلی وقته همدیگه رو ندیدید.

06:52.470 --> 06:55.370
‏‫خب، من می‌رم به کارهای اداری برسم.

06:56.390 --> 06:59.100
‏‫می‌تونی مدتی ازش نگهداری کنی؟

06:59.100 --> 07:02.660
‏‫چی؟ من می‌رم هتل.
‏‫من حتی تخت‌خواب هم ندارم.

07:02.660 --> 07:05.050
‏‫توروخدا یه ذره رحم داشته باش.

07:05.050 --> 07:06.750
‏‫نمی‌تونیم همین‌طوری تنها رهاش کنیم.

07:06.750 --> 07:08.270
‏‫پس روی تو حساب می‌کنم.

07:13.240 --> 07:15.350
‏‫من ماکیو هستم.

07:18.030 --> 07:20.840
‏‫ا-ام...

07:20.840 --> 07:23.860
‏‫اوه. من آسا تاکومی هستم.

07:23.860 --> 07:25.980
‏‫آسا. درسته.

07:28.920 --> 07:30.530
‏‫باید یه چیزی بخوریم.

07:31.350 --> 07:33.620
‏‫آره، یه چیزی بخوریم...

07:39.500 --> 07:40.870
‏‫خوبه؟

07:42.080 --> 07:43.180
‏‫آره.

07:53.490 --> 07:54.520
‏‫بفرما.

07:59.350 --> 08:01.970
‏‫ممنون بابت غذا...

08:17.280 --> 08:19.110
‏‫اگه بیشتر خواستی بهم بگو.

08:20.270 --> 08:22.220
‏‫هر چقدر می‌خوای بخور.

08:22.220 --> 08:23.490
‏‫آره، باشه.

08:25.330 --> 08:27.300
‏‫نوشیدنی دیگه می‌خوای؟

08:27.300 --> 08:29.880
‏‫اوه، ممنون...؟

08:36.760 --> 08:38.490
‏‫هنوز وقت داریم.

08:39.520 --> 08:40.930
‏‫می‌تونی کمی بخوابی.

08:48.270 --> 08:49.620
‏‫ناراحتی؟

09:07.940 --> 09:09.410
‏‫نمی‌دونی چه حسی داری؟

09:12.060 --> 09:13.770
‏‫این باعث نمی‌شه عجیب باشی.

09:15.450 --> 09:19.470
‏‫هر وقت زمانش برسه، می‌تونی ناراحت باشی.

09:21.240 --> 09:24.470
‏‫تو چی ماکیو-چان؟ تو ناراحتی؟

09:26.690 --> 09:31.030
‏‫متاسفانه، اصلاً احساس ناراحتی نمی‌کنم.

09:31.560 --> 09:33.400
‏‫از خواهرم متنفر بودم.

09:34.330 --> 09:36.910
‏‫بابت این موضوع دلم برات می‌سوزه.

09:36.910 --> 09:38.520
‏‫از این بابت ناراحتم.

09:43.070 --> 09:44.310
‏‫یه دفتر خاطرات...

09:45.900 --> 09:48.910
‏‫شاید شروع کردنِ یه دفتر خاطرات کمکت کنه.

09:49.890 --> 09:53.840
‏‫درباره چیزایی که بقیه بهت می‌گن...

09:54.200 --> 09:57.530
‏‫یا چیزایی که نمی‌گن.

09:58.520 --> 10:03.220
‏‫درباره هر چیزی که حس می‌کنی یا نمی‌کنی.

10:04.310 --> 10:06.540
‏‫می‌تونی همه‌شون رو توی دفترت بنویسی.

10:07.070 --> 10:09.050
‏‫حتی اگه هیچ‌وقت دوباره بازش نکنی،

10:10.370 --> 10:14.280
‏‫یه روزی، چراغ راهت می‌شه.

10:15.260 --> 10:19.760
‫‏‫تنها دفتر خاطراتی که داشتم، یکی بود
‫‫‏‫برای ثبت رشد گل‌های نیلوفر سوگوار.

10:19.760 --> 10:21.120
‫‏‫وقتی این رو بهش گفتم، جواب داد:

10:21.610 --> 10:24.430
‫‏‫«یه دفتر ثبت مشاهداتِ نیلوفر سوگوار؟»

10:24.430 --> 10:30.180
‫‏‫«این باید وقتی بزرگ شدی،
‫‫‏‫خیلی سرگرم‌کننده‌تر باشه.»

10:31.670 --> 10:33.120
‫‏‫یه دفتر خاطرات...

10:33.780 --> 10:38.370
‫‏‫دیروز، مامان و بابا
‫‫‏‫توی ماشین بودن که...

10:52.000 --> 10:54.960
دفترچه

10:52.000 --> 10:54.960
‫خاطرات

10:52.000 --> 10:54.960
جادوگر

10:55.400 --> 10:58.730
‏‫ولی اون حتی دختر واقعیِ
‏‫مینوری-چان نیست، مگه نه؟

10:58.730 --> 11:01.730
‏‫نه، فکر کنم با هم هم‌خون باشن.

10:58.730 --> 11:01.730
‫‏‫درباره چیزایی که بقیه بهم می‌گن...

11:01.730 --> 11:03.630
‏‫فکر می‌کنی؟

11:03.630 --> 11:06.840
‏‫خب، این چیزیه که شنیدم.

11:04.410 --> 11:07.750
‫‏‫یا چیزایی که نمی‌گن.

11:08.080 --> 11:11.630
‏‫پس یعنی هیچ‌کس از طرف اون اینجا نیست؟

11:10.510 --> 11:14.790
‫‏‫دقیقاً فهمیدم منظورش چی بود.

11:11.630 --> 11:14.000
‏‫هیچ‌کس. نه خانواده و نه فامیل.

11:14.000 --> 11:16.260
‏‫ولی من فقط با حقوق بازنشستگی زندگی می‌کنم.

11:15.130 --> 11:17.910
‏‫کیوکو-سان، تو دیگه نباید این رو بگی.

11:17.910 --> 11:20.960
‏‫واقعاً، دلم می‌سوزه، ولی...

11:20.960 --> 11:24.130
‏‫در مورد هشدار هوای خشک
‏‫از هیوستون تا تونا شنیدی؟

11:24.130 --> 11:26.820
‏‫آره شنیدم. همون سیستمِ فر‌ماننده.

11:25.950 --> 11:29.310
‫‏‫استعداد خاص من: شنیدنِ چرندیات
‫‫‏‫و نشنیدنِ حرفای اصلی...

11:29.310 --> 11:30.440
‫‏‫فعال شد.

11:30.440 --> 11:32.640
‏‫اون یه هولاهوپ از شیمانتو‌ئه؟

11:32.640 --> 11:34.010
‏‫یا یه طناب حصیری؟

11:36.360 --> 11:40.290
‏‫فقط نمی‌تونم این‌طوری دفتر خاطرات بنویسم.

11:42.610 --> 11:43.610
‏‫آسا؟

11:43.610 --> 11:44.660
‏‫آسا.

11:44.950 --> 11:46.060
‏‫آب...

11:46.720 --> 11:47.740
‏‫آسا!

12:33.870 --> 12:34.940
‏‫صبح بخیر.

12:37.780 --> 12:39.850
‏‫ما... باید غذا بخوریم.

12:40.370 --> 12:41.760
‏‫آره، باید غذا بخوریم.

12:43.460 --> 12:44.970
‏‫چرا دوبار گفتی؟

12:45.650 --> 12:47.070
‏‫بذار کمکت کنم.

12:47.540 --> 12:48.960
‏‫آره، باشه.

12:51.570 --> 12:53.350
‏‫ام...

12:53.540 --> 12:54.590
‏‫اینا نیاز به شستن دارن؟

12:54.590 --> 12:56.140
‏‫اوه، آره.

12:56.140 --> 12:57.100
‏‫باشه.

12:58.270 --> 13:00.380
‏‫دو تا برش، دو تا...

13:07.070 --> 13:08.810
‏‫ام، چیز دیگه‌ای هم هست؟

13:09.720 --> 13:11.510
‏‫اِ، بذار ببینم...

13:11.510 --> 13:14.080
‏‫کلمِ توی یخچال
‏‫باید خرد بشه.

13:14.080 --> 13:15.230
‏‫باشه.

13:15.230 --> 13:16.810
‏‫حدود سه چهار تا برگ.

13:17.250 --> 13:18.290
‏‫باشه...

13:48.110 --> 13:49.340
‏‫بشین.

13:49.340 --> 13:50.250
‏‫باشه.

14:08.320 --> 14:10.110
‏‫ممنون بابت غذا.

14:20.290 --> 14:24.200
‏‫صبر کن، برای همینه که سوسیس‌ها رو
‏‫جدا می‌خوری؟

14:24.530 --> 14:26.630
‏‫می‌تونستی بهم بگی.

14:27.090 --> 14:28.200
‏‫ببخشید.

14:29.100 --> 14:31.690
‏‫هی، تو واقعاً مثلاً...

14:31.690 --> 14:33.020
‏‫خیلی خجالتی هستی؟

14:35.090 --> 14:37.870
‏‫نه! در واقع، آره.

14:38.560 --> 14:45.370
‏‫گـ... گوش کن، هر چی دیروز گفتم
‏‫فقط یه هوس زودگذر بود...

14:47.210 --> 14:49.090
‏‫ها؟! یعنی تو...

14:49.090 --> 14:52.210
‏‫نه، بد گفتمش. همه‌ش اشتباه بود.

14:52.640 --> 14:55.560
‏‫درسته که نمی‌تونستم بذارم اوضاع همین‌طور بمونه.

14:55.560 --> 14:58.750
‏‫اما کاملاً از این حقیقت غافل بودم که من
‏‫آدمی نیستم که بتونم

14:58.750 --> 15:03.220
‏‫فضای زندگیم رو با
‏‫یه آدم دیگه شریک بشم.

15:03.220 --> 15:04.380
‏‫چی؟!

15:04.380 --> 15:06.320
‏‫می‌دونم، تقصیر منه.

15:06.320 --> 15:10.340
‏‫ولی می‌شه این‌طوری نگی «چی؟!»

15:10.340 --> 15:11.550
‏‫آدم دلش می‌شکنه.

15:11.550 --> 15:12.230
‏‫ها؟

15:12.230 --> 15:13.440
‏‫ها؟

15:13.440 --> 15:16.990
‏‫منظورم اینه که تعجب کردم
‏‫بزرگترها هم دلشون می‌شکنه.

15:16.990 --> 15:18.470
‏‫ببخشید.

15:19.180 --> 15:22.970
‏‫شک دارم خواهرم هیچ‌وقت
‏‫چنین ضعف‌هایی نشون داده باشه.

15:23.440 --> 15:26.620
‏‫ماکیو-چان، چرا ازش متنفر بودی؟

15:26.960 --> 15:28.370
‏‫منظورم مادرمه.

15:32.390 --> 15:35.380
‏‫از مردم نخواه که پشت سر کسی بد بگن.

15:35.830 --> 15:38.780
‏‫فقط بهت گفتم چون وگرنه
‏‫منصفانه به نظر نمی‌رسید.

15:39.620 --> 15:41.080
‫‏‫چه آدم عجیبی...

15:46.090 --> 15:47.300
‏‫دفتر خاطرات؟

15:48.230 --> 15:50.140
‏‫واقعاً می‌خوای بنویسی؟

15:50.140 --> 15:52.490
‏‫خودت گفتی کمک می‌کنه.

15:52.490 --> 15:53.880
‏‫اوه، درسته.

15:53.880 --> 15:56.650
‏‫پس برو و اون صفحه‌های استفاده‌شده رو بکن.

15:57.220 --> 15:58.280
‏‫ممنون.

15:58.950 --> 16:00.300
‫‏‫خیلی عجیبه.

16:05.940 --> 16:09.800
‫‏‫امروز با یه آدم عجیب هم‌خونه شدم.

16:10.220 --> 16:11.430
‫‏‫و اون به خاطر...

16:56.250 --> 16:57.460
‫‏‫یه بیابونه.

16:59.470 --> 17:03.070
‫‏‫شن‌های خشک تا جایی که چشم کار می‌کنه.

17:06.090 --> 17:07.510
‫‏‫اینجا هیچی نیست.

17:08.890 --> 17:09.970
‫‏‫اینجا...

17:10.350 --> 17:11.490
‫‏‫خالیه.

17:17.160 --> 17:19.420
‏‫اوه، شام؟

17:20.740 --> 17:22.720
‏‫اگه می‌خوای خرید کنی، منم میام.

17:23.470 --> 17:25.030
‏‫وقتی دفتر خاطرات می‌نویسی...

17:26.300 --> 17:29.260
‏‫مجبور نیستی چیزی رو بنویسی
‏‫که نمی‌خوای.

17:29.930 --> 17:32.520
‏‫فقط چیزی رو بنویس که همون لحظه می‌خوای.

17:33.120 --> 17:35.630
‏‫لازم هم نیست حقیقت باشه.

17:36.570 --> 17:38.850
‏‫با اینکه دفتر خاطراته؟

17:39.260 --> 17:40.790
‏‫با اینکه دفتر خاطراته.

17:41.370 --> 17:43.760
‏‫هیچ‌کس نمی‌تونه بابتش سرزنشت کنه.

17:44.190 --> 17:47.190
‏‫هر چیزی که نوشتنش برات سخته رو
‏‫بی‌خیال شو.

17:49.000 --> 17:53.580
‏‫سعی کردم... سعی کردم یه چیزی بنویسم، ولی...

17:55.470 --> 17:58.630
‫‫‏‫بابا و مامان.

17:59.100 --> 18:01.230
‫‏‫دیگه نیستن.

18:04.230 --> 18:05.250
‫‏‫انگار...

18:05.620 --> 18:09.280
‫‏‫توی فضای باز و خالی‌ام.

18:09.960 --> 18:13.350
‫‏‫انگار پرتم کردن وسط بیابون.

18:13.790 --> 18:15.720
‫‏‫تنم می‌لرزه.

18:15.720 --> 18:16.790
‏‫آسا.

18:17.320 --> 18:18.940
‫‏‫آب می‌خوام.

18:19.440 --> 18:20.340
‏‫آسا.

18:20.810 --> 18:22.820
‫‏‫کاش می‌تونستم...

18:24.230 --> 18:25.910
‏‫یه تشت پر از آب...

18:26.550 --> 18:27.540
‏‫آسا!

18:28.500 --> 18:30.540
‏‫چرا اون‌طوری داد می‌زنه؟

18:41.070 --> 18:45.300
‏‫اوه، حتماً خیلی ناراحتی. طفلکی.

18:45.300 --> 18:49.000
‏‫ت-تو کانجی «تشت» رو بلدی؟

18:58.480 --> 19:02.680
‏‫من از مادرت به شدت متنفر بودم.

19:04.370 --> 19:08.730
‏‫حالم بد می‌شه که می‌بینم نفرت از اون،
‏‫هنوز بعد از مرگش هم باقی مونده.

19:09.780 --> 19:11.630
‏‫پس متأسفم که این رو می‌گم،

19:11.630 --> 19:17.360
‏‫ولی هیچ حسی به تو ندارم، جز همون حسی که
‏‫به هر بچه‌ای که تو خیابون ببینم دارم.

19:18.580 --> 19:21.220
‏‫با این حال، دختری مثل تو...

19:21.220 --> 19:23.260
‏‫یه بچه پانزده‌ساله...

19:23.260 --> 19:25.910
‏‫نباید در معرض این فلاکت باشه.

19:27.000 --> 19:31.240
‏‫تو لیاقت چیزهای خیلی قشنگ‌تری
‏‫رو توی زندگی داری.

19:32.680 --> 19:35.230
‏‫می‌تونی اونجا بخوابی.

19:35.970 --> 19:38.250
‏‫خونه‌ی من هیچ‌وقت تمیز نیست.

19:38.590 --> 19:40.720
‏‫و معمولاً هم اعصاب ندارم.

19:41.250 --> 19:43.920
‏‫حتی نمی‌تونم قول بدم که دوستت داشته باشم.

19:44.510 --> 19:46.410
‏‫ولی این رو بهت قول می‌دم.

19:46.410 --> 19:48.530
‏‫هرگز احساساتت رو زیر پا نمی‌ذارم.

19:49.020 --> 19:51.300
‫‏‫اون روز، این زن...

19:51.300 --> 19:54.770
‏‫اگه می‌تونی این رو قبول کنی، فردا، پس‌فردا،
‏‫و هر روز بعدش بیا پیش من بمون!

19:55.280 --> 19:57.320
‏‫نمی‌ذارم این آدم‌ها دست‌به‌دستت کنن!

19:57.860 --> 19:59.520
‏‫نمی‌ذارم این آدم‌ها دست‌به‌دستت کنن!

20:00.340 --> 20:03.520
‫‏‫با چشم‌هایی مثل گرگی که از
‫‫‏‫گله‌اش جدا شده...

20:04.060 --> 20:08.350
‫‏‫اون من رو از یه زندگی تنهایی نجات داد.

20:08.830 --> 20:10.030
‏‫و در جواب سوالت،

20:10.030 --> 20:15.130
کانجی تشت از «آب» داخل «هاون»
‏‫با یه «بشقاب» زیرش نوشته می‌شه.

20:14.290 --> 20:16.040
‫تشت (تارای)

20:16.310 --> 20:18.850
‫‏‫اون حتی کانجی تشت رو هم بلد بود.

20:25.310 --> 20:27.020
‏‫خدای من، ماکیو-سان...

20:27.530 --> 20:28.700
‏‫میام.

20:30.060 --> 20:32.550
‏‫میام که پیشت بمونم!

20:33.880 --> 20:37.970
‏‫بریم. این سوشی‌های خشکیده
‏‫ارزش خوردن ندارن.

20:38.320 --> 20:40.750
‏‫می‌ریم سوشی حسابی بخوریم.

20:51.340 --> 20:52.780
‫‏‫اینجا هیچ‌کس نیست.

20:53.990 --> 20:55.930
‫‏‫هیچی پیدا نمی‌شه...

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
A.H\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:01.200 --> 21:05.110
‫‏‫توی این بیابون وسیعی که توشم.

21:06.720 --> 21:10.850
‫‏‫آیا بزرگ‌ترها هم خودشون رو اینجا پیدا می‌کنن؟

21:14.310 --> 21:18.860
‫‏‫آیا می‌تونم راه خروجم رو پیدا کنم؟

21:30.600 --> 21:31.870
‫‏‫هیچی.

21:32.920 --> 21:34.690
‫‏‫کاملاً تنهام.

21:35.290 --> 21:36.390
‫‏‫فقط خودم.

21:37.080 --> 21:38.340
‫‏‫من...

21:38.340 --> 21:39.420
‏می‌فهمم

21:43.430 --> 21:45.230
‏‫به این می‌گن...

21:45.690 --> 21:46.790
‏‫تنهایی.

21:49.590 --> 21:50.910
‏‫تنهایی؟

21:55.030 --> 21:57.810
‫‏‫خودم رو توی یه بیابون
‫‫‏‫غریب دیدم.

21:58.740 --> 22:03.240
‫‏‫اونجا، شاهد ملکه یه
‫‫‏‫سرزمین عجیب بودم

22:03.960 --> 22:08.340
‫‏‫که در نهایت تنهایی روی
‫‫‏‫تختش نشسته بود.
