WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
A.H\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.120 --> 00:03.910
‫نکات ماکیو-چان

00:00.120 --> 00:03.910
‫واژگان

00:00.120 --> 00:03.910
‫یه موضوع اصلی انتخاب کن

00:00.120 --> 00:03.910
‫روی چیزی که می‌خوای بیشتر از همه بگی تمرکز کن

00:00.120 --> 00:03.910
‫با قصد
‫کُشتن بنویس

00:00.120 --> 00:03.910
‫ترسناک به نظر میاد

00:00.120 --> 00:03.910
‫چی می‌خوام بگم؟

00:00.120 --> 00:03.910
‫من که چیزی برای گفتن ندارم...

00:00.120 --> 00:03.910
‫هیچی برای گفتن ندارم

00:04.570 --> 00:05.960
‫اوضاع آروم شده؟

00:05.960 --> 00:08.400
‫آره، فعلاً که آره.

00:08.400 --> 00:10.040
‫خوشحالم که می‌شنوم.

00:10.040 --> 00:12.000
‫آره، فکر کنم.

00:10.050 --> 00:17.800
‫کاساماچی

00:14.100 --> 00:16.290
‫راستش، می‌تونم یکم درد و دل کنم؟

00:16.290 --> 00:17.800
‫از تو بعیده.

00:17.800 --> 00:21.080
‫یاد گرفتم که همیشه هم
‫ بد نیست آدم گله کنه.

00:22.360 --> 00:23.670
‫بگو، بشنوم.

00:23.670 --> 00:26.200
‫باید اعتراف کنم وقتی شنیدم
‫ که پیرمرد لجبازم

00:26.200 --> 00:29.060
‫بستری شده،
‫حسابی شوکه شدم.

00:29.060 --> 00:31.860
‫اما چیزی که بیشتر از همه مایه دردسر شده

00:31.860 --> 00:35.560
‫رفتار افتضاحشه با
‫ کارکنان بیمارستان.

00:35.560 --> 00:36.990
‫لحن تندی داری!

00:36.990 --> 00:38.070
‫حالت خوبه؟

00:38.070 --> 00:40.040
‫کسی صدات رو نمی‌شنوه؟

00:40.040 --> 00:42.300
‫مشکلی نیست. الان بیرونم.

00:42.750 --> 00:45.330
‫ولی خدایی، امیدوارم
‫ عاقبت من این‌طوری نشه.

00:45.660 --> 00:48.310
‫به پرستار می‌گفت:
‫ «هی، تو!»

00:48.820 --> 00:51.220
‫کی فکرش رو می‌کرد حتی وقتی
‫ مریضه هم این‌قدر بدقلق باشه؟

00:51.220 --> 00:53.120
‫اصلاً نمی‌تونستم باور کنم.

00:53.530 --> 00:54.570
‫درکت می‌کنم.

00:55.140 --> 00:58.150
‫خب، فکر کنم یعنی
‫ حالش اون‌قدر هست که بتونه بی‌ادبی کنه.

00:58.580 --> 00:59.860
‫کاساماچی-کون.

00:59.860 --> 01:00.470
‫بله؟

01:00.850 --> 01:05.440
‫شاید زمان ببره، ولی امیدوارم
‫ از اون نفرین خلاص بشی.

01:07.320 --> 01:08.730
‫من و تو هر دو.

01:09.160 --> 01:12.210
‫هرچند به نظرم تو
‫ جلوتر از منی.

01:12.210 --> 01:16.110
‫خب، آدم یاد می‌گیره خوبی‌ها رو منتقل کنه
‫ و بدی‌ها رو دور بریزه.

01:14.290 --> 01:15.360
‫نفرین...

01:16.110 --> 01:17.610
‫نفرین

01:16.870 --> 01:18.720
‫نـفـر...

01:28.000 --> 01:34.630
‫دفترچه




خاطرات




جادوگر

02:55.130 --> 03:00.050
قسمت 10: پیوند

02:57.060 --> 02:59.130
‫امیری، تو هم سوپ می‌خوای؟

02:59.130 --> 03:01.550
‫آره، ولی نون تست نمی‌خوام.

03:02.770 --> 03:04.420
‫بیا، خودت ببرش سر میز.

03:04.420 --> 03:06.020
‫دیگه دبیرستانی شدی.

03:06.430 --> 03:07.500
‫باشه.

03:07.500 --> 03:09.420
‫روزنامه رو بذار کنار، عزیزم.

03:09.420 --> 03:10.580
‫چشم.

03:13.230 --> 03:15.690
‫امیری، ظرف غذات رو یادت نره.

03:16.160 --> 03:17.690
‫باشه.

03:17.690 --> 03:21.450
‫ماکیو-سان می‌گفت درست کردن
‫ ظرف غذا براش سخته.

03:19.990 --> 03:23.850
‫کوجیما-سان واقعاً دانشمنده!

03:21.450 --> 03:24.590
‫نمی‌دونم نویسنده‌ها هم مجبورن
‫ شب‌زنده‌داری کنن یا نه.

03:23.850 --> 03:28.150
‫کسی به این خوشگلی کارش علمیه؟

03:24.590 --> 03:26.120
‫نمی‌دونم.

03:26.120 --> 03:30.200
‫جالبه، چون آخرین باری که رفتم
‫ اونجا، داشت روز روشن می‌نوشید.

03:28.540 --> 03:32.360
‫لباسی که زیر روپوش سفیدش می‌پوشه
‫ دیدنیه.

03:30.200 --> 03:32.600
‫جدی؟ کاش منم می‌تونستم این کار رو بکنم.

03:32.360 --> 03:34.410
‫داری چی میگی؟

03:33.700 --> 03:36.510
‫تو این دوره زمونه به این میگن
‫آزار جنسی.

03:34.710 --> 03:39.960
‫اون چند تا عکس دیگه هم
‫برای بیننده‌هامون فرستاده.

03:37.100 --> 03:40.040
‫به نظر من خودِ همین حرفت آزاره.

03:40.040 --> 03:40.710
‫ها؟

03:40.710 --> 03:42.440
‫همیشه همین‌طور بوده.

03:41.360 --> 03:45.220
‫کوجیما-سان داره زندگی‌ش به عنوان یه زن
‫توی دنیای علم رو تو شبکه‌های اجتماعی میذاره...

03:42.440 --> 03:44.440
‫اوه... درسته.

03:48.060 --> 03:50.210
‫همون مسیر همیشگی تا مدرسه.

03:50.940 --> 03:54.740
‫جمعیت مردم. بچه‌هایی که می‌دوند.

03:54.740 --> 03:56.260
‫بخار دهن.

03:56.850 --> 04:00.990
‫دستگاه‌های فروش خودکار با کاکائو و...

03:57.980 --> 04:00.980
‫شیرکاکائو

03:57.980 --> 04:00.980
‫شیرکاکائو

04:00.980 --> 04:03.990
‫هی، بیا بریم اسکی.

04:00.980 --> 04:03.990
‫هی، بیا بریم اسکی.

04:01.710 --> 04:03.980
‫لبخند روی یه پوستر.

04:04.340 --> 04:07.990
‫امم... دوچرخه‌ها. قطارها.

04:07.990 --> 04:10.990
‫«س» مثل... سفر علمی مدرسه.

04:10.990 --> 04:13.280
‫«پ» مثل... پفِ ابرها.

04:13.280 --> 04:15.820
‫«د» مثل... سنجاب پرنده کوتوله؟

04:16.190 --> 04:18.040
‫«ل» مثل لونه درخت‌ها کنار ترافیک.

04:18.040 --> 04:19.620
‫«ک» مثل...

04:21.150 --> 04:22.330
‫نفرین.

04:23.700 --> 04:25.650
‫چطور یهو بازی اسم‌فامیل شد؟

04:30.460 --> 04:31.310
‫امی...

04:30.700 --> 04:31.790
‫امیری!

04:34.330 --> 04:37.120
‫اوه، چیچی!

04:37.120 --> 04:38.520
‫سلام، آسا هم هست.

04:38.810 --> 04:40.640
‫«چیچی»؟

04:41.530 --> 04:44.660
‫من و چییو-چیچی
‫با هم خیلی جوریم.

04:44.660 --> 04:46.030
‫عه.

04:46.030 --> 04:49.620
‫من و امیری قراره سال دیگه توی
‫رشته تجربی هم‌کلاسی باشیم.

04:49.620 --> 04:51.020
‫هم‌کلاسی؟

04:51.300 --> 04:54.030
‫صبر کن، تو داری رشته تجربی رو انتخاب می‌کنی؟

04:54.030 --> 04:55.650
‫فکر کنم بالاخره تصمیمم رو گرفتم.

04:55.650 --> 04:57.360
‫و اون‌طوری که اسم تو رو صدا می‌کنه...

04:57.360 --> 04:58.980
‫آره، مثل «امیلی» انگلیسی.

04:58.980 --> 05:01.920
‫از وقتی چیچی رفته رشته تجربی،
‫ازش راهنمایی می‌گیرم.

05:01.920 --> 05:04.230
‫آره، می‌خوام دکتر بشم.

05:04.670 --> 05:05.810
‫واو.

05:05.810 --> 05:08.170
‫خب، پدر و مادرم هر دو دکترن دیگه.

05:08.170 --> 05:09.770
‫عالی نیست؟

05:09.770 --> 05:12.590
‫البته مطمئن نیستم که بخوام
‫راه اونا رو ادامه بدم یا نه.

05:13.190 --> 05:14.440
‫بعداً می‌بینمتون.

05:14.750 --> 05:16.190
‫صبح بخیر، ساکورا!

05:16.620 --> 05:18.010
‫صبح بخیر!

05:18.010 --> 05:21.540
‫هی، در مورد
‫کوییز ریاضی شنیدی؟

05:21.540 --> 05:23.420
‫کوییز نیست.
‫پارسال بهمون گفته بودن.

05:23.420 --> 05:26.330
‫چی؟ اصلاً یادم نبود!

05:27.430 --> 05:30.470
‫بجنبید سال‌اولی‌ها!
‫انگار جونتون به لبتون رسیده!

05:32.050 --> 05:34.200
‫یوشیمورا، تندتر بدو!

05:34.560 --> 05:35.600
‫چشم!

05:36.110 --> 05:39.630
‫برای زندگیت بدو. بدو تیم
‫بیسبال، بدو.

05:41.210 --> 05:42.920
‫چی؟ غیرممکنه.

05:42.920 --> 05:44.400
‫تا کِی؟

05:44.400 --> 05:45.760
‫هی، اونجاست.

05:46.210 --> 05:47.820
‫این رو داشته باش.

05:48.320 --> 05:51.160
‫ظاهراً شینوزاکی داره با
‫هاشیبا قرار می‌ذاره!

05:51.160 --> 05:52.560
‫باورت میشه؟

05:52.560 --> 05:53.530
‫باحاله.

05:53.530 --> 05:55.390
‫این چه واکنشیه؟

05:55.390 --> 05:57.230
‫خب، برام مهم نیست.

05:57.230 --> 05:59.730
‫ولی اون خیلی تلاش کرد تا باهات باشه!

05:59.730 --> 06:01.370
‫فکر نمی‌کنی خیلی زوده؟

06:01.370 --> 06:04.690
‫مشکلی نیست. قرار نیست که ازش خوشم بیاد.

06:05.630 --> 06:07.980
‫ای بابا. دختره خیلی سرتر از اونه.

06:07.980 --> 06:09.080
‫خفه شو.

06:09.080 --> 06:11.100
‫کلاس شروع شد. بشینید سر جاهاتون.

06:12.160 --> 06:18.220
‫«چه لذتی داره هم‌صحبت شدن با کسی که
‫هم‌فکرته، با گفتگویی صمیمانه و بی‌ریا...»

06:18.220 --> 06:24.370
‫«گرم شدن از حرف‌های صادقانه در مورد
‫اتفاقات گذرا و جالب این دنیا...»

06:24.370 --> 06:28.430
‫«اما پیدا کردن همچین دوستی سخته،
‫و در عوض مجبوری بشینی و تمام تلاشت رو بکنی»

06:28.430 --> 06:31.420
‫«تا با هر چی طرف مقابل میگه همراه بشی،
‫در حالی که عمیقاً احساس تنهایی می‌کنی.»

06:34.760 --> 06:38.220
‫از موری‌موتو یاد بگیرید
‫و تمریناتتون رو مرور کنید.

06:35.910 --> 06:37.260
‫عالی بود.

06:37.260 --> 06:39.330
‫این رو توی کلاس درس دادیم.

06:38.220 --> 06:40.600
‫ماه دیگه امتحانات پایان‌ترم رو داریم.

06:38.220 --> 06:40.010
‫کسی که رشته‌اش تجربیه.

06:40.450 --> 06:42.520
‫با نمره کامل توی کوییز.

06:40.600 --> 06:42.510
‫خیلی خب، کتاب‌هاتون رو دربیارید.

06:42.510 --> 06:44.100
‫بریم سراغ درس امروز.

06:42.960 --> 06:45.360
‫آسمون ابری واقعاً رو مخه.

06:44.100 --> 06:46.000
‫از صفحه ۲۳۴ شروع می‌کنیم...

06:46.540 --> 06:48.520
‫کوییز رو چطور دادی؟

06:48.850 --> 06:51.840
‫گند زدم. اصلاً نخونده بودم.

06:51.840 --> 06:53.540
‫منم همین‌طور.

07:01.040 --> 07:03.540
‫۲۷ نوامبر

07:01.040 --> 07:03.540
‫جونو - سان

07:01.040 --> 07:03.540
‫می‌خوام به اون کسی تبدیل بشم که می‌خوام!

07:06.800 --> 07:12.700
‫۲۷ نوامبر

07:06.800 --> 07:12.800
‫جونو - سان

07:06.800 --> 07:12.800
‫می‌خوام به اون کسی تبدیل بشم که می‌خوام!

07:08.140 --> 07:11.770
‫می‌خوام به اون کسی تبدیل بشم که می‌خوام!
‫می‌خوام به اون کسی تبدیل بشم که می‌خوام!

07:11.770 --> 07:12.880
‫می‌خوام به اون کسی تبد—

07:18.550 --> 07:19.480
‫چی؟

07:19.480 --> 07:20.570
‫واقعاً؟

07:21.060 --> 07:24.050
‫اوه... صبر کن، امروز چندمه؟

07:24.050 --> 07:25.400
‫من اومدم.

07:25.400 --> 07:27.570
‫اوه. درسته.

07:27.570 --> 07:29.740
‫«خوش اومدی.»

07:29.740 --> 07:31.310
‫بی‌خیال اون قضیه.

07:31.310 --> 07:33.750
‫خب، اون روز چه روزی میشه؟

07:34.830 --> 07:37.590
‫ها؟ نه، یادم نیست.

07:39.020 --> 07:40.700
‫قصدش رو هم ندارم.

07:42.550 --> 07:45.290
‫خیلی خب. از خودش می‌پرسم.

07:45.290 --> 07:46.860
‫آره، اون اولویت داره.

07:46.860 --> 07:47.750
‫باشه.

07:48.590 --> 07:50.340
‫مامان

07:54.270 --> 07:56.340
‫هی، گوش کن...

07:56.340 --> 07:57.610
‫من اومدم.

07:57.610 --> 07:59.430
‫اوه، آره، خوش اومدی.

07:59.430 --> 08:01.650
‫خب، تقریباً—

08:03.830 --> 08:06.440
‫صبر کن، یادم افتاد.

08:06.440 --> 08:07.440
‫ها؟ چی؟

08:08.190 --> 08:11.390
‫تولدت کیه؟

08:11.390 --> 08:13.100
‫۴ سپتامبر.

08:17.280 --> 08:20.110
‫ببخشید، کلاً سوتی دادم.

08:20.540 --> 08:23.390
‫خب، به نظر نمی‌رسید خودت هم
‫تولد بگیری.

08:23.390 --> 08:26.610
‫واسه همین فکر کردم اینجا
‫تولد گرفتن رسم نیست.

08:26.610 --> 08:28.620
‫این‌طوری نیست که قانون باشه یا چیزی.

08:28.930 --> 08:31.370
‫اصلاً به تولد من فکر نکن.

08:31.370 --> 08:35.620
‫بزرگ‌ترها به اندازه‌ی کافی دلیل برای
‫دور هم جمع شدن و خوردن و نوشیدن دارن.

08:36.460 --> 08:39.000
‫ببخشید. امسال حتماً جشن می‌گیریم.

08:39.000 --> 08:40.770
‫تولد جفتمون رو.

08:40.770 --> 08:42.270
‫اوه، باشه.

08:42.270 --> 08:45.870
‫و برای جبران تولد قبلی‌ت که
‫از دست دادیم،

08:45.870 --> 08:50.000
‫یه جشن کوچیک می‌گیریم تا
‫اولین سال با هم بودنمون رو جشن بگیریم.

08:50.000 --> 08:52.190
‫وای! باشه.

08:53.390 --> 08:55.760
‫راستی، یه چیز دیگه...

08:55.760 --> 08:57.650
‫می‌خواستم در این مورد باهات حرف بزنم.

08:58.120 --> 09:02.160
‫سالگرد فوت پدر و مادرت
‫داره نزدیک می‌شه.

09:04.260 --> 09:09.110
‫اگه می‌خوای کاری براش انجام بدی،
‫ما هم هماهنگش می‌کنیم.

09:09.640 --> 09:11.610
‫کاری براش انجام بدم؟

09:11.610 --> 09:12.820
‫هر کاری می‌تونه باشه.

09:13.160 --> 09:17.060
‫می‌تونیم بریم سر مزارشون
‫یا بگیم یه راهب بیاد اینجا.

09:17.060 --> 09:21.060
‫یه کار معمول مثل اینا،

09:21.060 --> 09:24.190
‫یا اگه دوست داری، شاید با من
‫یا کس دیگه‌ای درد و دل کنی.

09:24.520 --> 09:26.420
‫هر جور که خودت راحتی.

09:26.660 --> 09:30.070
‫البته، هیچ کاری نکردن هم
‫یه گزینه‌ست.

09:30.810 --> 09:32.260
‫فقط بهش فکر کن.

09:32.260 --> 09:33.720
‫و هر وقت خواستی بهم بگو.

09:34.160 --> 09:35.560
‫باشه.

09:38.360 --> 09:41.950
‫ممنون بابت امروز، جونو-سان. خوش گذشت.

09:41.950 --> 09:44.230
‫خوشحالم که تونستی کمی سبک بشی.

09:44.700 --> 09:47.760
‫شرط می‌بندم پذیرفتن یه بچه
‫یهو خیلی سخته.

09:47.760 --> 09:49.340
‫آره، فکر کنم.

09:49.650 --> 09:52.420
‫اون یه جورایی منو یاد سگ‌ها می‌ندازه.
‫مثل شیبا.

09:52.420 --> 09:55.770
‫تو اولین نفری نیستی که اینو می‌گه.
‫شاید بخاطر چشم‌هاشه.

09:57.660 --> 10:01.970
‫خب، تا وقتی که بره دانشگاه
‫یا قانوناً بزرگسال بشه...

10:01.970 --> 10:03.850
‫فکر کنم تا اون موقع تمام تلاشم رو بکنم.

10:04.180 --> 10:06.040
‫پس فقط چند سال دیگه.

10:08.220 --> 10:11.720
‫در این مورد مطمئن نیستم، کودای-سان.

10:13.280 --> 10:20.080
‫من خودم یه بزرگسالِ حسابی‌ام، ولی هنوزم
‫جلوی مادرم فقط یه بچه‌ام.

10:20.680 --> 10:22.520
‫برای اون هم همین‌طور خواهد بود.

10:22.520 --> 10:27.310
‫منظورم اینه که می‌دونم تو مورد تو،
‫مادر و دختر خونی نیستید.

10:28.370 --> 10:32.990
‫ولی بازم، انتظار دارم یه چیزی بینشون باشه.

10:32.990 --> 10:35.260
‫حتی تو بزرگسالی.

10:35.260 --> 10:37.970
‫احتمالاً برای همیشه.

10:39.380 --> 10:41.760
‫تو با شیطان معامله کردی.

10:41.760 --> 10:43.700
‫این حرفش رو بد جلوه می‌ده، ولی...

10:44.550 --> 10:47.760
‫چیزی به اسم «تا فلان وقت»
‫یا «تا وقتی که تموم بشه» وجود نداره.

10:48.100 --> 10:52.110
‫فکر نمی‌کنم این چیزی باشه که
‫بتونی کلاً قطعش کنی.

10:54.280 --> 10:55.810
‫آره...

10:56.920 --> 10:58.310
‫حق با توئه.

10:58.310 --> 10:59.770
‫می‌دونم که هست.

11:02.850 --> 11:06.790
‫اوه، راستی. یه
‫خواهشی ازت دارم.

11:06.790 --> 11:09.350
‫چی؟ ترسوندیم.

11:09.350 --> 11:13.400
‫اون عکس قدیمی‌ت رو یادت میاد
‫که قبلاً بهم نشون دادی؟

11:13.400 --> 11:15.280
‫می‌تونی برام بفرستیش؟

11:15.280 --> 11:17.390
‫چی؟ چرا؟!

11:17.390 --> 11:20.300
‫عکس مورد علاقه‌مه. لطفاً!

11:20.300 --> 11:23.270
‫تا کمکم کنه از این وضعیت دربیام! بیخیال!

11:23.270 --> 11:25.880
‫اون اصلاً ربطی به
‫قفل نویسندگی‌ت نداره!

11:25.880 --> 11:28.460
‫انجامش نمی‌دم!

11:27.680 --> 11:29.310
‫لطفاً!

11:31.550 --> 11:33.790
‫آه، چه بامزه.

11:33.790 --> 11:36.200
‫اینم می‌ره تو لیست مورد علاقه‌هام.

11:41.750 --> 11:45.570
‫ولی بازم، انتظار دارم یه چیزی بینشون باشه.

11:46.260 --> 11:48.790
‫حتی تو بزرگسالی.

11:48.790 --> 11:51.390
‫احتمالاً برای همیشه.

11:51.390 --> 11:55.250
‫آبجی! مامان می‌خواد ازمون عکس بگیره!

11:55.250 --> 11:57.330
‫چی؟ دوباره؟

11:57.330 --> 11:58.330
‫عجله کن!

11:58.330 --> 12:01.410
‫داری چی می‌گی؟
‫یه سال کامل گذشته.

12:00.550 --> 12:02.680
‫بجنب دیگه آبجی!

12:01.410 --> 12:04.090
‫ولی ماکیو همیشه مسخره‌بازی درمیاره.

12:04.090 --> 12:05.360
‫این‌طوری نکن.

12:05.360 --> 12:09.140
‫وقتی بزرگ شدی از دیدن اینا
‫خوشحال می‌شی.

12:12.680 --> 12:15.360
‫شرط می‌بندم اون نمی‌خواست بمیره...

12:16.080 --> 12:19.090
‫دفترچه خاطرات با جادوگر

12:23.520 --> 12:24.940
‫اوناش!

12:24.940 --> 12:28.630
‫تاکومی، تاکومی، تاکومی، تاکومی! یه خبر مهم!

12:28.630 --> 12:30.200
‫چه خبر شده؟

12:30.200 --> 12:31.110
‫نشنیدی؟

12:31.110 --> 12:33.920
‫باشگاه موسیقی قراره یه کنسرت
‫فضای باز تو دانشگاه برگزار کنه

12:33.920 --> 12:35.840
‫تا به دانشجوهای جدید تو آوریل خوش‌آمد بگه!

12:35.840 --> 12:37.450
‫هوم. کجا؟

12:37.450 --> 12:39.370
‫توی محوطه حیاط!

12:40.060 --> 12:41.930
‫واو، چه باحال.

12:41.930 --> 12:43.360
‫نه، نکته‌ش این نیست.

12:43.360 --> 12:46.880
‫قراره برای انتخاب خواننده اصلی
‫آزمون بگیرن!

12:46.880 --> 12:48.170
‫هوم...

12:48.600 --> 12:50.010
‫الو؟

12:50.010 --> 12:52.470
‫همه‌مون داریم راجع به شرکت تو آزمون حرف می‌زنیم!

12:52.470 --> 12:54.930
‫بالاخره فرصت درخشیدن‌مون رسیده!

12:56.730 --> 12:57.910
‫چه ضرری داره؟

12:56.730 --> 13:00.730
‫کاپیتان جدید باشگاه: میساکی اوکی، سال دوم

12:57.910 --> 12:59.990
‫ما فقط داریم با یه گیتار آکوستیک
‫می‌نوازیم.

12:59.990 --> 13:04.740
‫بیا ترم جدید رو با
‫یه تغییر اساسی شروع کنیم.

13:06.470 --> 13:09.120
‫شرایط ثبت‌نامی هم نداره!

13:09.470 --> 13:11.240
‫ولی در مورد شعر چی؟

13:11.240 --> 13:13.690
‫من هنوز نتونستم یه آهنگ
‫اورجینال بنویسم.

13:13.690 --> 13:15.070
‫نیازی بهش نداری!

13:15.070 --> 13:16.620
‫می‌تونی با هر آهنگی آزمون بدی.

13:16.620 --> 13:19.420
‫بیا بهشون نشون بدیم چی‌کاره‌ایم، تاکومی!

13:19.420 --> 13:21.060
‫تو چی می‌گی، آسا-چان؟

13:26.690 --> 13:31.510
‫هی، اگه سعی کنیم آهنگ‌های
‫خودمون رو بنویسیم چی؟

13:32.250 --> 13:34.860
‫جدی می‌گی؟

13:34.860 --> 13:38.920
‫معلومه. نمی‌خوام تا ابد
‫فقط یه سیاهی‌لشکر باشم.

13:38.920 --> 13:40.990
‫آهنگ اورجینال، ها؟

13:41.730 --> 13:44.520
‫پ-پس من شعرش رو می‌نویسم!

13:45.350 --> 13:49.970
‫نمی‌تونم ملودی بنویسم،
‫ولی فکر کنم از پس شعر بربیام.

13:50.510 --> 13:54.170
‫خاله‌م نویسنده‌ست،
‫می‌گه هر کسی می‌تونه بنویسه.

13:54.170 --> 13:56.420
‫مگه می‌شه؟

13:56.420 --> 13:58.620
‫عالیه! پس منم امتحانش می‌کنم.

13:58.620 --> 14:00.560
‫اگه با هم همکاری کنیم
‫می‌تونیم یه آهنگ دربیاریم.

14:00.560 --> 14:03.790
‫صبر کن، منم کمک می‌کنم.
‫منو جا نذارید.

14:04.090 --> 14:05.860
‫عالی شد. پس تصمیم‌مون رو گرفتیم.

14:06.460 --> 14:09.800
‫حس می‌کنم اوضاع
‫قراره عوض بشه.

14:10.080 --> 14:10.930
‫آره.

14:12.750 --> 14:13.950
‫بزن بریم.

14:13.950 --> 14:14.920
‫باشه.

14:14.920 --> 14:16.050
‫خوبه.

14:16.050 --> 14:17.040
‫از پسش برمیایم!

14:17.040 --> 14:18.420
‫آره!

14:19.330 --> 14:21.590
‫پس اون همه حرف برای چی بود؟

14:27.570 --> 14:29.070
‫هفتاد و هشتمین دوره مسابقات

14:27.570 --> 14:29.070
‫گروه کر ابتدایی منطقه هاچیوجی

14:42.310 --> 14:43.770
‫نفرین...

14:48.840 --> 14:51.540
‫واسه آزمون‌های آزمایشی بدجور به فنا رفتم.

14:51.540 --> 14:52.800
‫منم همین‌طور.

14:52.800 --> 14:57.180
‫اصلاً چه فرقی می‌کنه
‫که بتونیم بریم یه دانشگاه خوب؟

14:57.180 --> 15:00.280
‫می‌دونم. مهم نیست
‫دخترا چقدر باهوش باشن.

15:00.280 --> 15:01.840
‫آخرش که قراره ازدواج کنیم.

15:01.840 --> 15:04.330
‫اگه ماکیو-سان اینو بشنوه،
‫حسابی شاکی می‌شه.

15:04.840 --> 15:06.320
‫نه بابا، کلاً نادیده‌ش می‌گیره.

15:08.390 --> 15:12.590
‫می‌گه «ارزش شنیدن
‫هم نداره.»

15:38.010 --> 15:40.020
‫آسا

15:43.260 --> 15:45.180
‫ببخشید، میری-چان!

15:45.520 --> 15:48.010
‫گیرِ یه سری کارای اداری افتادم.

15:49.500 --> 15:50.770
‫ممنون که منتظر موندی.

15:50.770 --> 15:53.090
‫داشتم ناامید می‌شدم و می‌رفتم خونه.

15:53.090 --> 15:54.510
گفتم ببخشید

15:55.280 --> 15:57.550
جدی؟ خیلی سخت نیست؟

15:57.550 --> 16:00.030
‫دیگه مدرسه دخترونه‌ست و این حرفا.

16:01.900 --> 16:03.450
‫اونا پدر و مادرته؟

16:01.910 --> 16:03.540
‫آسا

16:01.910 --> 16:03.540
‫آسا

16:03.900 --> 16:07.130
‫نه، یه دوسته. می‌دونی...

16:07.620 --> 16:10.520
‫همون دوست دوران بچگی که والدینش رو از دست داده.

16:10.520 --> 16:11.910
‫اوه...

16:12.510 --> 16:16.960
‫خیلی براش ناراحتم.
‫حتی نمی‌تونم تصورش کنم.

16:16.960 --> 16:19.690
‫آره، نمی‌دونم...

16:20.310 --> 16:22.770
‫خانواده‌هامون خیلی با هم صمیمی بودن.

16:23.250 --> 16:26.110
‫مثلاً با هم شب‌نشینی داشتیم و این چیزا.

16:26.110 --> 16:27.960
‫واسه همین برای منم شوک بزرگی بود.

16:29.210 --> 16:32.080
‫خیلی بهم فشار اومد، ولی...

16:32.070 --> 16:42.580
‫آسا

16:32.070 --> 16:35.090
‫امیری

16:32.070 --> 16:35.090
‫بیداری؟

16:32.070 --> 16:35.090
‫آره، بیدارم.

16:32.070 --> 16:35.090
‫چی شده؟

16:33.410 --> 16:34.900
‫نمی‌دونم.

16:34.900 --> 16:37.000
‫نتونستم جلوی فکرم رو بگیرم...

16:35.070 --> 16:37.090
‫نمی‌دونم

16:35.090 --> 16:37.090
‫امیری

16:35.090 --> 16:37.090
‫بیداری؟

16:35.090 --> 16:37.090
‫آره، بیدارم.

16:35.090 --> 16:37.090
‫چی شده؟

16:37.070 --> 16:39.100
‫تو سفر تصادف کردیم

16:37.090 --> 16:39.100
‫بیداری؟

16:37.090 --> 16:39.100
‫آره، بیدارم.

16:37.090 --> 16:39.100
‫چی شده؟

16:37.090 --> 16:39.100
‫نمی‌دونم

16:39.070 --> 16:41.580
‫مردن

16:39.100 --> 16:41.580
‫آره، بیدارم.

16:39.100 --> 16:41.580
‫چی شده؟

16:39.100 --> 16:41.580
‫نمی‌دونم

16:39.100 --> 16:41.580
‫تو سفر تصادف کردیم

16:41.580 --> 16:42.580
‫چی شده؟

16:41.580 --> 16:42.580
‫نمی‌دونم

16:41.580 --> 16:42.580
‫تو سفر تصادف کردیم

16:41.580 --> 16:42.580
‫مردن

16:41.580 --> 16:42.580
‫پدر و مادرم

16:44.960 --> 16:47.460
‫مردن

16:44.960 --> 16:47.460
‫پدر و مادرم

16:44.960 --> 16:47.460
‫چیکار کنم

16:49.140 --> 16:52.430
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم دوستی باهاش رو تموم کنم.

16:51.460 --> 16:54.460
‫پدر و مادرم

16:51.460 --> 16:54.460
‫چیکار کنم

16:51.460 --> 16:54.460
‫من...

16:55.050 --> 16:56.660
‫خیلی وحشتناک نیست؟

16:56.660 --> 16:58.900
‫هنوزم گاهی این فکر رو می‌کنم.

16:58.900 --> 17:00.470
‫فقط خیلی سنگینه.

17:00.950 --> 17:04.480
‫ولی تو دوستی‌ت رو باهاش تموم نکردی،
‫مگه نه؟

17:04.900 --> 17:07.730
‫تمومش نکردی، امیری-چان.

17:09.000 --> 17:11.240
‫منظورم اینه که واقعاً قصدش رو ندارم.

17:11.240 --> 17:13.610
‫با اینکه گاهی اوقات
‫خیلی رو اعصابمه.

17:15.340 --> 17:16.860
‫به هر حال، ما دوستیم.

17:17.740 --> 17:20.020
‫تو مهربونی، امیری-چان.

17:20.020 --> 17:21.140
‫واقعاً؟

17:21.750 --> 17:23.130
‫آره، هستی.

17:25.760 --> 17:27.490
‫من که قطعاً این‌طور فکر می‌کنم.

17:28.200 --> 17:29.710
‫این همون چیزیه که واقعاً...

17:30.850 --> 17:32.000
‫در موردت دوست دارم.

17:36.010 --> 17:37.540
‫بیشتر بهم بگو.

17:38.310 --> 17:39.990
‫خسته‌کننده نمی‌شه؟

17:39.990 --> 17:41.860
‫مگه می‌شه؟

18:10.950 --> 18:13.540
‫امیری پیام‌هام رو نمی‌خونه.

18:14.170 --> 18:16.340
‫شاید کلاس تقویتیه.

18:16.340 --> 18:18.240
‫می‌دونم، ولی بازم...

18:19.310 --> 18:22.870
‫چرا به پیام‌ها جواب نمی‌دی، ماکیو-چان؟

18:23.370 --> 18:26.050
‫فقط بعضی وقتا این‌طوریم.

18:26.580 --> 18:28.330
‫بعضی وقتا هم جواب می‌دم.

18:28.330 --> 18:30.130
‫دوباره شروع کردی...

18:30.130 --> 18:32.190
‫خیلی خب، پس چرا بعضی وقتا جواب نمی‌دی؟

18:32.620 --> 18:34.220
‫چرا؟

18:34.880 --> 18:38.200
‫بعضی وقتا لازمه از آرامش و
‫خلوتم محافظت کنم.

18:38.200 --> 18:40.020
‫آرامش و خلوتت؟

18:40.020 --> 18:40.750
‫آره.

18:41.490 --> 18:44.240
‫این‌طوری احساس تنهایی نمی‌کنی؟

18:44.790 --> 18:47.840
‫مطمئنم برای تو این‌طور نیست، ولی...

18:47.830 --> 18:49.830
‫سکوت

18:48.150 --> 18:49.840
‫داری کم‌کم متوجه می‌شی.

18:49.840 --> 18:51.830
‫نه واقعاً.

18:51.830 --> 18:54.330
‫آرامش

18:51.830 --> 18:54.330
‫تنهایی

18:55.940 --> 18:59.540
‫یه چیزی شبیه بیابونه؟

18:59.540 --> 19:02.340
‫مطمئنم به خودِ آدم بستگی داره.

19:02.890 --> 19:08.050
‫می‌تونه یه دشت سرسبز، جنگل،
‫کوهستان یا حتی ساحل باشه.

19:08.410 --> 19:09.960
‫هوم...

19:12.100 --> 19:14.600
‫نفرین

19:12.100 --> 19:14.600
‫حرفی برای گفتن نیست

19:12.100 --> 19:14.600
‫این دیگه چیه

19:14.600 --> 19:18.610
‫نفرین (تلفظ «کرس»)

19:14.600 --> 19:18.610
‫اسم؛ فعل متعدی

19:14.600 --> 19:18.610
‫طلسمی که برای بستن کسی خوانده می‌شود.
‫ببینید «شکستن نفرین».

19:14.600 --> 19:18.610
‫همچنین، محدود کردن آزادی از طریق
‫اجبار روانی.

19:19.410 --> 19:20.810
‫نفرین...

19:24.240 --> 19:27.120
‫دبستان شماره ۷۸ منطقه هاچیوجی

19:24.240 --> 19:27.120
‫مسابقات گروه کُر

19:30.400 --> 19:33.120
‫خسته نباشی. چطور بود؟

19:33.120 --> 19:34.790
‫خیلی خوش گذشت!

19:35.140 --> 19:37.920
‫حیف شد که برنده نشدید.

19:37.920 --> 19:42.040
‫چی؟ برام مهم نبود که برنده بشیم.

19:42.040 --> 19:44.730
‫اوه، واقعاً؟

19:44.730 --> 19:46.410
‫برای ناهار چیکار کنیم؟

19:48.420 --> 19:50.130
‫هی، بابا!

19:50.550 --> 19:52.640
‫نظرت در مورد خوندنم چی بود؟

19:52.640 --> 19:55.640
‫آخ، آسا. نکش منو.

19:53.120 --> 19:55.640
‫چی؟ امم...

19:56.000 --> 19:58.400
‫نمی‌دونم...

19:58.400 --> 20:00.130
‫خیلی تو چشم بودی.

20:01.100 --> 20:02.320
‫یعنی چی؟

20:02.320 --> 20:04.440
‫بهتره زیاد تو چشم نباشه.

20:04.440 --> 20:05.330
‫ها؟

20:06.040 --> 20:07.570
‫تاماشیرو-سان رو میگم.

20:08.980 --> 20:11.320
‫همین الانش هم خیلی تو چشمه.

20:11.850 --> 20:15.350
‫از تاماشیرو-سان خوشت نمیاد؟

20:15.350 --> 20:18.790
‫چی؟ نه، اصلاً اینطور نیست.

20:18.790 --> 20:22.420
‫فقط میگم نباید الکی
‫تو چشم باشه.

20:22.420 --> 20:25.830
‫بالاخره دست از سرش برداشتن.

20:25.830 --> 20:29.110
‫معلوم نیست کی ممکنه
‫اوضاعش عوض بشه.

20:29.770 --> 20:32.730
‫آره... راست میگی.

20:33.270 --> 20:34.900
‫بجنب دیگه، یوشیمورا!

20:35.810 --> 20:37.920
‫بزرگ‌ترها دوباره
‫سروقتت میان.

20:37.920 --> 20:40.800
‫فقط من اینطور حس می‌کنم یا واقعاً باهام سخت‌گیرن؟

20:40.800 --> 20:42.950
‫چون تو ستاره‌ی آینده‌ی مایی.
‫واسه همینه.

20:42.950 --> 20:44.280
‫بی‌خیال.

20:45.670 --> 20:47.510
‫یعنی تو تست نمیدی؟!

20:47.510 --> 20:49.090
‫نه. نمیدم.

20:49.090 --> 20:50.320
‫چرا؟

20:50.320 --> 20:53.390
‫چون می‌ترسم تو چشم باشم.

20:53.390 --> 20:56.920
‫تازه، خوندن جلوی مردم؟ نه ممنون.

20:56.920 --> 20:59.380
‫پس چرا عضو گروه موسیقی شدی؟

20:59.380 --> 21:00.830
‫واسه همینه که بیس زدن رو انتخاب کردم.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
A.H\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:00.830 --> 21:03.650
‫در هر صورت، انجامش نمیدم.

21:03.650 --> 21:07.170
‫اوه، من فکر کردم
‫واقعاً شانس داری.

21:07.170 --> 21:08.710
‫بعد از مدرسه می‌بینمت.

21:10.260 --> 21:16.420
‫اون زمان، همه‌جا رو
‫دنبالش می‌گشتم.

21:17.930 --> 21:20.410
‫تا جایی که دیگه از عصبانی شدن خسته شدم.

21:22.740 --> 21:24.560
‫تشنمه...

21:26.180 --> 21:31.060
‫باید به تنهایی خودم
‫آب بدم؟

21:32.300 --> 21:34.640
‫این کمکم می‌کنه پیداش کنم؟

21:35.910 --> 21:38.310
‫اینکه دنبال چی باید بگردم؟

21:40.700 --> 21:42.150
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

21:42.750 --> 21:45.140
‫چطور ممکنه همچین چیزی وجود داشته باشه؟!

21:45.730 --> 21:47.010
‫چییو؟

21:47.010 --> 21:50.440
‫یعنی مهم نیست چقدر نمره‌ام بالا باشه،

21:50.440 --> 21:54.010
‫فقط چون دخترم ممکنه رد بشم؟
‫جدی؟

21:54.010 --> 22:00.020
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

21:54.010 --> 22:00.020
‫کسر امتیاز از داوطلبان زن:
‫دانشگاه علوم پزشکی نیتو به دستکاری متهم شد

21:54.620 --> 21:56.900
‫باورم نمیشه...

21:56.900 --> 21:59.710
‫چطور ممکنه این همه وقت
‫داشته این کارو می‌کردن؟

22:00.560 --> 22:01.990
نمی‌بخشمشون

22:02.520 --> 22:04.580
هیچوقت نمی‌بخشمشون

22:02.960 --> 22:04.580
‫واقعاً عصبانیه.

22:04.580 --> 22:06.520
‫موریموتو ترسناکه، پسر.

22:05.600 --> 22:08.680
‫نتونستم چشم ازش بردارم.

22:08.680 --> 22:11.680

