WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki   &   Memento\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫m0 0 l 0 204 64 204 b 6 150 6 64 64 0</b>

00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫کو نو اوشی</b>

00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫m0 0 l 0 204 64 204 b 6 150 6 64 64 0</b>

01:31.920 --> 01:33.590
‫چیزی دستگیرت شد؟

01:33.590 --> 01:35.560
‫ایچیگو سایتو-سان؟

01:35.560 --> 01:37.350
‫اه. باز تو اومدی.

01:37.820 --> 01:40.410
‫من دیگه مدیر آژانس نیستم.

01:40.410 --> 01:41.490
‫مشکلت چیه؟

01:41.490 --> 01:45.660
‫تو آی رو مثل دختر خودت می‌دیدی، 
‫حالا دخترش اومده پیشت.

01:46.140 --> 01:47.860
‫می‌دونم ته دلت خوشحالی.

01:47.860 --> 01:50.500
‫دارم بهت می‌گم تنهام بذار.

01:51.200 --> 01:52.780
‫نمی‌تونی از دستم در بری.

01:52.780 --> 01:56.390
‫بالاخره تو کسی بودی که از همه 
‫به مامان نزدیک‌تر بودی،

01:56.390 --> 01:58.490
‫یعنی تو کسی هستی که از همه 
‫به حقیقت نزدیک‌تری.

02:00.550 --> 02:05.120
‫تا نفهمم کی مامان رو کشته، 
‫نمی‌ذارم از دستم در بری.

02:05.960 --> 02:08.500
‫بهم بگو پدرم کیه.

02:08.850 --> 02:11.410
‫صد بار گفتم، نمی‌دونم.

02:12.020 --> 02:15.440
‫اگه می‌دونستم، خودم کشته بودمش.

02:16.490 --> 02:20.060
‫پس اطلاعات تماس همه کسایی که 
‫باهاش در ارتباط بودن رو بهم بده!

02:20.060 --> 02:21.210
‫عمراً!

02:21.210 --> 02:23.930
‫می‌دونم که می‌افتی به جون 
‫تک‌تک‌شون و اذیت‌شون می‌کنی!

02:24.740 --> 02:29.440
‫حتی آدم‌های پستِ شانزده سال پیش، 
‫الان واسه خودشون کله‌گنده‌ای شدن.

02:29.700 --> 02:34.920
‫اگه بری و باهاشون در بیفتی، 
‫فکر کردی تاوانش رو کی می‌ده؟

02:34.920 --> 02:38.170
‫می‌دونی که الان میاکو داره 
‫استرابری پروداکشنز رو اداره می‌کنه.

02:39.070 --> 02:42.080
‫منم دارم واسه خودم 
‫اسم و رسمی پیدا می‌کنم، خب؟

02:42.080 --> 02:45.260
‫آره، حتماً. شاید نسبت به بقیه 
‫آیدل‌های زیرزمینی.

02:45.260 --> 02:48.330
‫اون‌قدر ناشناسی که اگه 
‫مچت رو موقع نوشیدن بگیرن،

02:48.330 --> 02:50.700
‫حتی زردترین روزنامه‌ها هم 
‫حوصله ندارن خبرش رو کار کنن.

02:51.410 --> 02:54.300
‫پس اگه معروف‌تر بشم، 
‫من رو بهشون معرفی می‌کنی؟

02:56.550 --> 02:59.710
‫اگه اون‌قدر معروف بشم که 
‫اونا بخوان من رو ببینن،

02:59.710 --> 03:01.230
‫معرفی‌مون می‌کنی، مگه نه؟

03:02.690 --> 03:03.640
‫باشه.

03:04.100 --> 03:06.390
‫یادت نره. این یه قوله.

03:08.600 --> 03:10.840
‫خیلی خب، حالا یادم بده چطور خودم رو تبلیغ کنم.

03:10.840 --> 03:13.570
‫یه بار هم که شده از مغز خودت استفاده کن.

03:13.570 --> 03:15.400
‫دفعه قبل هم از ایده تو استفاده کردم.

03:15.650 --> 03:20.420
آره، درسته! کاری که گفتی رو انجام دادم 
‫و اون کار گزارشگری رو گرفتم!

03:20.420 --> 03:22.150
‫توی «عمیق بکاو!
‫غیرممکن رو تعقیب کن»!؟

03:22.150 --> 03:25.980
‫دمت گرم! اون برنامه کلی 
‫بیننده از توی صنعت داره!

03:25.980 --> 03:28.610
‫اگه بتونی خودت رو نشون بدی، 
‫کارهای بیشتری بهت پیشنهاد می‌شه...

03:31.160 --> 03:32.260
‫چی؟

03:33.270 --> 03:38.840
‫می‌دونی، من به مهارت‌هات اعتماد دارم. 
‫تو یه زمانی مدیر آژانس بودی.

03:39.710 --> 03:43.560
‫بی-کوماچی از یه گروه آیدل ناشناس 
‫تا نزدیکی اجرای توکیو دُم رفت.

03:43.560 --> 03:46.490
‫و فکر نمی‌کنم فقط مامان 
‫اونا رو به اونجا رسونده باشه.

03:47.430 --> 03:50.770
‫بهم بگو. باید چیکار کنم 
‫که معروف‌تر بشم؟

03:52.530 --> 03:56.240
‫اگه وقتی ازت می‌خوان اجرا نکنی، 
‫به هیچ‌جا نمی‌رسی.

03:56.780 --> 03:59.850
‫توی برنامه، کاری کن که شخصیتت به چشم بیاد.

03:57.090 --> 03:59.200
‫روبی هستم، گزارش از صحنه!

03:59.200 --> 04:01.910
‫امروز دارم مستقیم باهاتون حرف می‌زنم!

04:01.910 --> 04:05.140
‫ایول! داری می‌بینی داداشی؟

04:01.910 --> 04:19.510
<b>‫بگرد و پیدا کن!
‫تعقیب غیرممکن!!</b>

04:01.910 --> 04:19.510
<b>‫بگرد و پیدا کن!
‫تعقیب غیرممکن!!</b>

04:01.910 --> 04:04.120
<b>‫آکوا هوشینو</b>

04:01.910 --> 04:04.120
<b>‫اوساکو</b>

04:01.910 --> 04:04.120
<b>‫یاگی</b>

04:02.400 --> 04:04.120
‫مثلاً یه نگاه به آکوا بنداز.

04:04.120 --> 04:07.040
‫خواهرم رو توی برنامه نذار.

04:07.040 --> 04:09.580
‫توی خونه به اندازه کافی می‌بینمش.

04:09.580 --> 04:14.040
<b>‫آکوا هوشینو</b>

04:09.580 --> 04:14.040
<b>‫اوساکو</b>

04:09.580 --> 04:14.040
<b>‫یاگی</b>

04:10.320 --> 04:14.040
‫اون داره نقش یه آدم
‫سمی و خفن رو بازی می‌کنه.

04:14.650 --> 04:17.040
‫هر وقت کسی یه حرف احمقانه می‌زنه،

04:17.040 --> 04:19.510
‫می‌ندازتش وسط
‫و ضایعش می‌کنه.

04:19.510 --> 04:25.010
<b>‫مجری
‫ساوا</b>

04:19.970 --> 04:24.570
‫اگه بقیه اینو بدونن، حتماً
‫اون دیالوگ‌ها رو بهش می‌سپارن.

04:25.470 --> 04:31.230
‫داشتن یه شخصیت مشخص توی
‫برنامه‌های گفتگو‌محور حیاتیه.

04:31.890 --> 04:33.990
‫شخصیت من...

04:34.650 --> 04:37.610
‫یعنی قراره «بامزه،
‫باهوش و مراقب» باشه؟

04:37.610 --> 04:39.860
‫بگو «خنگ، بی‌ادب و سرکش».

04:40.360 --> 04:42.250
‫بیشتر روش مانور بده.

04:42.250 --> 04:44.870
‫کاری کن که هر چی می‌گی و انجام می‌دی،
‫احمقانه به نظر برسه.

04:45.570 --> 04:47.870
‫با تمام وجود دلقک‌بازی دربیار.

04:47.870 --> 04:50.830
<b><u>‫نظرسنجی از شرکت‌کننده‌ها</u></b>

04:47.870 --> 04:50.830
<b><u>‫به نظرتون این برنامه الان به چی بیشتر نیاز داره؟</u></b>

04:47.870 --> 04:50.830
<b><u>‫از یه اتفاق بامزه‌ای که اخیراً براتون افتاده بگید.</u></b>

04:48.290 --> 04:51.790
‫نظرسنجی‌هایی که انجام می‌دن،
‫می‌تونه خیلی تأثیرگذار باشه.

04:51.790 --> 04:54.710
‫اصلاً به فکر نوشتن
‫چیزهای معمولی نباش.

04:54.710 --> 04:56.840
‫اشکالی نداره اگه یکم پیازداغش رو زیاد کنی.

04:56.840 --> 04:59.300
‫فقط مطمئن شو که یه سری خاطرات
‫به‌شدت احمقانه تحویلشون می‌دی.

04:59.720 --> 05:01.710
<i>‫روبی، به نظر میاد خوب
‫متوجه شدی چی به چیه.</i>

05:01.710 --> 05:03.640
<i>‫اخیراً سوتی خنده‌داری دادی؟</i>

05:03.640 --> 05:04.420
<i>‫بفرما، اینم از این.</i>

05:04.760 --> 05:08.720
‫«سوتی خنده‌دار»؟ اصلاً.

05:08.720 --> 05:09.800
‫اوه...

05:09.800 --> 05:12.530
‫البته اون روز نزدیک
‫بود خونه رو به آتیش بکشم.

05:12.530 --> 05:13.650
<i>‫ها؟ چطوری تونستی همچین کاری کنی؟</i>

05:13.910 --> 05:18.860
<i>‫شنیدم دوستم صابون‌سازی یاد گرفته،
‫منم خواستم امتحانش کنم.</i>

05:19.270 --> 05:21.980
‫واسه همین سعی کردم صابون مایع رو توی قابلمه بجوشونم.

05:21.980 --> 05:23.110
<i>‫دختر، تو واقعاً مشکل داری.</i>

05:23.110 --> 05:27.040
‫خیلی بد سوخت و آژیر
‫خطر به صدا دراومد!

05:27.040 --> 05:28.990
‫کل خونه پر از دود شده بود!

05:28.990 --> 05:32.210
‫خب معلومه که می‌شه! آخه
‫چرا فکر کردی کار خوبیه؟!

05:32.210 --> 05:36.340
‫آخه صابون مایع در اصل همون صابونِ
‫حل‌شده توی آبه.

05:36.610 --> 05:39.090
‫فکر کردم اگه آبش رو
‫بجوشونم، صابون خالص می‌مونه.

05:41.090 --> 05:42.590
‫باشه، تو واقعاً خنگی.

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫آکوا هوشینو</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫اوساکو</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫یاگی</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫میزونو</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:42.590 --> 05:44.340
<b>‫لطفاً این کار رو توی خونه انجام ندید.</b>

05:43.210 --> 05:44.340
<i>‫کی، من؟</i>

05:45.030 --> 05:50.800
<i>‫مگه همون موقعی نبود که به جای روغن،
‫مایع ظرفشویی ریختی توی قابلمه؟</i>

05:50.800 --> 05:53.480
<i>‫اون‌قدر شاخ و برگ بهش دادی که
‫کلاً یه داستان دیگه شد.</i>

05:53.480 --> 05:55.760
<i>‫خنگی؟ هستی؟</i>

05:55.760 --> 05:58.060
‫نیستم، فهمیدی؟!

05:58.530 --> 06:01.440
<i>‫زبون تند و تیز آکوا
‫شاید الان به دردمون بخوره.</i>

06:01.820 --> 06:05.000
<i>‫فکر می‌کنی خنگم، داداشی؟</i>

06:05.000 --> 06:07.060
‫معلومه که هستی.

06:07.060 --> 06:10.330
‫اینکه ژن‌هامون یکیه،
‫باعث می‌شه شبا خوابم نبره.

06:10.330 --> 06:12.010
<i>‫بدجنس!</i>

06:13.270 --> 06:16.260
<i>‫خب آره، اون تو این کار خیلی خوبه.</i>

06:16.920 --> 06:18.920
<i>‫یکی داره بهش می‌گه چیکار کنه.</i>

06:20.420 --> 06:24.550
<i>‫فهمیدم. پس روبی-چان
‫می‌تونه این‌جور شخصیتی بازی کنه.</i>

06:26.270 --> 06:29.700
<i>‫می‌تونم ایده‌هایی بدم که
‫بهتر ازش استفاده بشه.</i>

06:31.430 --> 06:34.140
‫یه چیز مهم دیگه هم هست.

06:34.760 --> 06:36.700
‫با دستیار کارگردان‌ها مهربون باش.

06:37.400 --> 06:39.960
‫اونا در آینده کارگردان می‌شن.

06:40.320 --> 06:43.220
‫اگه می‌خوای به جایی برسی،
‫باید حساب‌گر باشی.

06:46.740 --> 06:48.430
‫یوشیزومی-سان!

06:48.990 --> 06:51.500
‫امروز هم هوا خیلی گرمه،
‫نه یوشیزومی-سان؟

06:52.190 --> 06:54.440
‫بفرمایید چای، یوشیزومی-سان!

06:52.200 --> 06:54.580
<b>‫او-اوچا</b>

06:54.440 --> 06:57.710
‫روزهای تعطیل رو چطور
‫می‌گذرونید، یوشیزومی-سان؟

06:58.210 --> 07:01.670
<i>‫روبی-چان این اواخر
‫خیلی داره برام شیرین‌زبونی می‌کنه.</i>

07:02.340 --> 07:07.800
<i>‫اما چرا؟ چرا یه آیدل تازه‌کار که
‫تازه اومده تلویزیون، باید به یه دستیار چاپلوسی کنه؟</i>

07:08.810 --> 07:12.100
<i>‫نکنه... از من خوشش اومده؟</i>

07:12.600 --> 07:15.530
<i>‫اون جذب قیافه‌ی غمگین و داغون من شده؟!</i>

07:16.060 --> 07:18.660
‫به اندازه‌ی کافی می‌خوابید،
‫یوشیزومی-سان؟

07:18.660 --> 07:21.010
‫همیشه جوری خسته به نظر می‌رسید
‫که آدم نگران می‌شه.

07:21.010 --> 07:23.530
‫ها؟ اوه، واقعاً؟

07:23.850 --> 07:27.910
‫راسته که دستیارها صندلیا رو می‌چینن
‫و هر وقت بتونن چرت می‌زنن؟

07:27.910 --> 07:31.660
‫اوه، خب، شاید قدیما
‫این‌طوری بوده.

07:31.660 --> 07:33.660
<b>‫ارسال زیرنویس برای بخش گزارش</b>

07:31.660 --> 07:33.660
<b>‫اوروشیبارا-ساما، یوشیزومی‌ام.
‫زیرنویس‌ها رو فرستادم، چک کن.</b>

07:31.660 --> 07:33.660
<b>‫زیرنویس‌های بخش گزارش.docx</b>

07:31.660 --> 07:33.660
<b>‫ارسال</b>

07:32.140 --> 07:34.320
‫اما این روزا، درست مثل
‫شرکت‌های دیگه،

07:34.320 --> 07:36.800
‫اگه اضافه کار کنیم،
‫منابع انسانی سرمون داد می‌زنه.

07:36.800 --> 07:39.300
‫قوانین خیلی سخت‌گیرانه‌تر شدن.

07:39.300 --> 07:40.420
عه؟

07:41.420 --> 07:43.620
‫اصلاً که این‌طور به نظر نمیاد.

07:45.470 --> 07:49.800
‫خب، این تیم پر از
‫آدم‌های قدیمی و سنتیه.

07:49.800 --> 07:51.010
‫یوشیزومی!

07:51.010 --> 07:54.270
‫بهت گفتم زیرنویس‌های بخش گزارش رو
‫تا قبل از شروع ساعت تموم کن!

07:54.270 --> 07:55.680
‫همین الان آپلودشون کردم!

07:55.680 --> 07:58.340
‫خیلی طولش دادی! می‌دونی
‫من باید ادیتش کنم!

07:58.340 --> 07:59.230
‫معذرت می‌خوام!

07:59.230 --> 08:04.160
‫مجوزها برای پوشش رستوران‌هایی که
‫اجازه فیلم‌برداری نمی‌دن چی شد؟

08:04.160 --> 08:05.620
‫همه‌شون رد کردن!

08:05.620 --> 08:06.440
‫احمق!

08:06.440 --> 08:10.020
‫راضی کردنشون وظیفه توئه!

08:10.020 --> 08:11.850
‫اگه نمی‌تونی انجامش بدی، استعفا بده!

08:11.850 --> 08:15.490
‫آدم‌هایی مثل تو هستن که
‫بقیه رو هم بدبخت می‌کنن!

08:15.490 --> 08:16.970
‫می‌فهمی چی می‌گم؟!

08:15.490 --> 08:18.000
‫ببخشید... واقعاً معذرت می‌خوام!

08:18.330 --> 08:22.210
‫اوه، اون باید کارگردان اوروشیبارا
‫از شرکت تولید باشه.

08:22.580 --> 08:24.240
‫«شرکت تولید»؟

08:24.240 --> 08:27.050
‫تیم‌های خلاق شبکه
‫نمی‌تونن همه کارها رو انجام بدن،

08:27.050 --> 08:31.350
‫واسه همین کارکنان تولید از
‫شرکت‌های خارجی اغلب تو برنامه‌ها کمک می‌کنن.

08:32.120 --> 08:34.500
‫اوروشیبارا یکی از کارگردانای اوناست.

08:34.500 --> 08:36.180
‫کارگردانا مگه مهم هستن؟

08:36.510 --> 08:39.310
‫تو واقعاً هیچی نمی‌دونی، نه؟

08:40.560 --> 08:44.960
‫برنامه‌های گفتگو‌محور مثل این، معمولاً
‫کارها رو بین چهار تیم یا واحد تقسیم می‌کنن.

08:47.150 --> 08:55.370
<b>‫وظایف عوامل برنامه:
‫نویسنده‌ها: ایده‌پردازی و فیلم‌نامه</b>

08:47.540 --> 08:51.380
‫چندین واحد زیر نظر تهیه‌کننده و
‫کارگردان هنری کار می‌کنن.

08:51.380 --> 08:55.370
‫هر کارگردان واحدش رو هدایت می‌کنه،
‫و دستیارها هم کمکش می‌کنن.

08:55.770 --> 08:59.830
‫عجیبه... فکر می‌کردم همیشه
‫یه تیم ثابت برنامه رو می‌سازه.

09:00.220 --> 09:03.800
‫کارگردان اوروشیبارا قبلاً برای
‫یه شبکه تلویزیونی اصلی کار می‌کرد،

09:04.210 --> 09:06.470
‫ولی به دردسر افتاد و
‫در نهایت اخراج شد.

09:06.470 --> 09:09.010
‫شنیدم بعدش رفت به شرکت تولیدی
‫فعلی‌اش.

09:09.010 --> 09:10.470
‫آها.

09:11.040 --> 09:14.460
‫حتی الان هم یکی از دستیارهاش
‫مجبور شد بره مرخصی،

09:14.460 --> 09:16.820
‫و فقط یکی مونده که همه کارها رو انجام بده.

09:16.820 --> 09:17.920
‫متوجه شدم.

09:19.500 --> 09:22.380
‫تعجب کردم که داری درباره
‫عوامل پشت‌صحنه می‌پرسی.

09:22.380 --> 09:24.150
‫چی شد که اینو پرسیدی؟

09:24.570 --> 09:27.730
‫فقط فکر کردم باید یه
‫آدم حرفه‌ای باشم، همین.

09:28.500 --> 09:31.320
‫نباید از این بابت
‫خوشحال باشی، داداش؟

09:32.090 --> 09:33.420
‫فکر کنم حق با توئه.

09:39.250 --> 09:41.610
<i>‫کار دستیار کارگردان خیلی ساده‌ست.</i>

09:41.610 --> 09:44.080
<i>‫هر چی بهمون بگن رو انجام می‌دیم.</i>

09:44.520 --> 09:48.050
<i>‫می‌ریم لوکیشن‌گردی، درباره سوژه‌ها
‫و موضوعات تحقیق می‌کنیم،</i>

09:48.390 --> 09:50.260
<i>‫مردم رو از صحنه دور می‌کنیم،</i>

09:50.580 --> 09:52.220
<i>‫ادا درمیاریم که فیلم‌برداریم،</i>

09:52.220 --> 09:54.680
<b>‫تتسو اوروشیبارا







‫کات اول آماده‌ست؟</b>

09:52.220 --> 09:54.680
<b>‫تتسو اوروشیبارا
‫
نسخه قبلی بهتر بود، برش گردون.</b>

09:52.630 --> 09:54.680
<i>‫مجبور می‌شیم به کارگردان‌ها کمک کنیم،</i>

09:55.300 --> 09:59.200
<i>‫هماهنگی سیاهی‌لشکر، ناهار و
‫وسیله رفت‌و‌آمد،</i>

09:59.200 --> 10:02.090
<i>‫کپی گرفتن، قهوه درست کردن و جابه‌جایی وسایل.</i>

10:02.390 --> 10:05.130
<i>‫اگه بگن، حتی
‫دستشویی هم تمیز می‌کنیم.</i>

10:05.600 --> 10:07.310
<i>‫حتی وقتی می‌رسم خونه،</i>

10:07.310 --> 10:08.770
<i>‫مخفیانه اضافه کاری می‌کنم.</i>

10:09.420 --> 10:12.460
<i>‫جوونا این روزا دیگه زیاد تلویزیون نمی‌بینن.</i>

10:12.460 --> 10:16.240
<i>‫بودجه‌های تولید کمتر از نصف چیزیه
‫که قبلاً بود،</i>

10:16.240 --> 10:17.700
<i>‫و با اینکه نیروی کمتری داریم،</i>

10:17.700 --> 10:20.640
<i>‫ضبط سه یا چهار قسمت پشت سر هم
‫دیگه عادی شده.</i>

10:22.160 --> 10:26.120
‫یوشیزومی، بخش بعدی «بگرد و پیدا کن»
‫رو تایید کردیم.

10:26.410 --> 10:28.090
‫می‌خوایم بریم سراغ کاسپلیرها.

10:28.460 --> 10:31.380
‫آره خب... کامیکت تابستونی هم نزدیکه.

10:31.380 --> 10:34.290
‫اون انیمه‌ای که الان خیلی ترند شده رو
‫می‌شناسی؟

10:34.290 --> 10:36.840
‫توکیو گری؟ توکیو کلون؟

10:36.840 --> 10:38.350
‫منظورت تیغه توکیو هست؟

10:38.350 --> 10:39.570
‫آره، همون.

10:39.570 --> 10:43.060
‫اگه ازش کاسپلی
‫بگیریم، خوب درمیاد.

10:43.060 --> 10:45.320
‫کپی‌رایتش چی؟

10:45.320 --> 10:50.010
‫اگه بخوایم ازشون کاسپلی بگیریم،
‫احتمالاً باید مجوز بگیریم.

10:50.010 --> 10:53.240
‫آره، خودم با بخش
‫انیمه صحبت می‌کنم.

10:53.240 --> 10:56.480
‫مشکلی نیست. تیغه توکیو به هر حال
‫توی کانال انیمه سایت پخش می‌شه.

10:56.480 --> 11:01.030
‫باشه، لیست کاسپلیرهایی که
‫مصاحبه با رسانه‌ها رو قبول می‌کنن آماده می‌کنم.

11:01.280 --> 11:06.350
‫فقط یادت باشه، کاسپلیرهای معمولی
‫به دردمون نمی‌خورن.

11:07.000 --> 11:09.790
‫برنامه ما آنلاین پخش می‌شه،
‫پس از این مزیت استفاده کن.

11:09.790 --> 11:14.970
‫هیچ‌کس دوست نداره آماتورها رو ببینه که
‫درباره عشقشون به این مجموعه ور می‌زنن.

11:15.300 --> 11:19.040
‫سراغ کاسپلیرهایی برو که برای کسب درآمد
‫و عضویت ویژه، عکس‌های باز می‌ذارن،

11:19.040 --> 11:22.160
‫یا کسایی که با فروش دی‌وی‌دی‌های
‫خودشون پول درمیارن.

11:22.160 --> 11:24.980
‫کسایی رو برام پیدا کن که بشه ازشون
‫جزئیات جنجالی کشید بیرون.

11:25.250 --> 11:29.300
‫همه این کاسپلیرها
‫تشنه تایید شدن هستن.

11:29.300 --> 11:31.200
‫این کار باعث می‌شه اسمشون سر زبون‌ها بیفته.

11:31.200 --> 11:34.690
‫فقط کافیه تو توییتر دایرکت بدی،
‫ده نفر رو خیلی زود راضی می‌کنیم.

11:35.130 --> 11:36.500
<i>‫ده نفر...؟</i>

11:37.030 --> 11:38.890
<i>‫خیلی معذرت می‌خوام!</i>

11:37.030 --> 11:44.540
<b>‫خیلی معذرت می‌خوام!</b>

11:38.890 --> 11:42.160
<i>‫من برای کامیکت تابستونی امسال،
‫عضو گروه کاسپلی «تابستان آبی» هستم.</i>

11:39.030 --> 11:44.540
<b>‫برای کامیکت تابستونی امسال، عضو گروه
‫کاسپلی «تابستان آبی» هستم. «تیغه توکیو» نیستم...</b>

11:42.160 --> 11:44.540
<i>‫قرار نیست کاسپلی «تیغه توکیو» انجام بدم.</i>

11:44.540 --> 11:55.550
<b>‫گروه ما فقط یه سرگرمیه و خیلی از اعضا
‫کارمند هستن و نمی‌خوان تو تلویزیون باشن...</b>

11:45.080 --> 11:50.430
<i>‫گروه ما فقط یه گروه
‫کاسپلی سرگرمیه،</i>

11:50.430 --> 11:55.550
<i>‫و خیلی از اعضامون کارمند هستن
‫که نمی‌خوان توی تلویزیون دیده بشن.</i>

11:55.550 --> 11:59.680
<i>‫من کلی با فتوشاپ عکسامو درست می‌کنم.
‫در واقعیت اصلاً این شکلی نیستم، خنده‌داره.</i>

11:55.550 --> 12:02.510
<b>‫من کلی با فتوشاپ عکسامو درست می‌کنم.
‫در واقعیت اصلاً این شکلی نیستم، خنده‌داره.</b>

11:55.550 --> 12:02.510
<b>‫این دفعه رو باید رد کنم >_<</b>

11:59.680 --> 12:02.510
<i>‫این دفعه رو باید رد کنم! >_<</i>

12:02.820 --> 12:05.620
‫«ده نفر رو خیلی زود راضی می‌کنیم»؟
‫داری مسخره‌م می‌کنی؟

12:05.620 --> 12:09.660
‫جامعه کاسپلیرها پر از آدماییه که
‫حتی با چوب هم به تلویزیون دست نمی‌زنن.

12:10.730 --> 12:12.590
‫تازه، کامیکت تابستونی هم هفته دیگه‌ست...

12:15.530 --> 12:18.310
‫فکر نکنم امشب هم
‫بتونم بخوابم.

12:18.310 --> 12:19.510
‫چقدر قیافه‌ت گرفته‌ست.

12:21.050 --> 12:24.770
‫چی شده؟ دوباره گیر یه کار
‫سخت افتادی؟

12:24.770 --> 12:27.000
‫کمکی از دستم برمیاد؟

12:27.940 --> 12:29.540
‫اوه، خب...

12:30.500 --> 12:32.000
‫راستش...

12:32.650 --> 12:37.220
‫روبی-چان، تو کاسپلی انجام می‌دی،
‫نه؟

12:41.220 --> 12:43.890
‫باید چتر می‌آوردم.

12:48.600 --> 12:49.770
‫آکوا-کون.

12:53.080 --> 12:56.200
‫چی شده؟ اومدی دنبالم؟

12:56.200 --> 12:58.240
‫خب، داره بارون میاد.

12:58.600 --> 13:03.010
‫گفتی نزدیک خونه من فیلم‌برداری داری،
‫واسه همین گفتم چرا که نه.

13:03.010 --> 13:05.850
‫اوه؟ هوم؟

13:05.850 --> 13:06.950
‫چیه؟

13:07.330 --> 13:08.660
‫هیچی.

13:09.410 --> 13:11.750
‫زیر یه چتر، دوتایی.

13:11.750 --> 13:14.790
‫صبر کن، یکی هم برات آوردم.

13:14.790 --> 13:16.000
‫نمی‌خوامش!

13:17.090 --> 13:18.120
‫ای بابا.

13:22.780 --> 13:24.380
<i>‫می‌دونستم...</i>

13:24.890 --> 13:28.100
<i>‫می‌دونستم که آکوا-کون
‫به کانا-چان علاقه داره.</i>

13:28.530 --> 13:31.440
<i>‫خیلی وقت پیش فهمیدم.</i>

13:32.760 --> 13:36.460
<i>‫دلیل اینکه تصمیم گرفت با من باشه
‫و نه با اون،</i>

13:36.460 --> 13:41.360
<i>‫احتمالاً چیز جالبی نیست،
‫واسه همین سعی می‌کنم بهش فکر نکنم.</i>

13:41.360 --> 13:44.200
<i>‫و صادقانه بگم،
‫خیلی هم برام مهم نیست.</i>

13:44.910 --> 13:49.810
<i>‫چون اون واقعاً با من خوبه،
‫و فقط همین مهمه.</i>

13:50.740 --> 13:54.810
<i>‫همیشه به فکر منه،
‫و هیچ‌وقت پیامامو بی‌پاسخ نمی‌ذاره.</i>

13:56.210 --> 14:00.520
<i>‫روزای بارونی میاد دنبالم
‫و چتر میاره.</i>

14:01.670 --> 14:04.030
<i>‫اون دوست‌پسری عالیه.</i>

14:04.030 --> 14:08.380
<i>‫شخصاً، همین برام کافیه.</i>

14:08.380 --> 14:11.140
<i>‫بیشتر از این خواستن، طمع‌کاریه.</i>

14:12.120 --> 14:16.400
<i>‫شنیدم خیلی وقته کانا-چان رو ندیده،
‫حتی ارتباطش رو هم باهاش قطع کرده.</i>

14:16.970 --> 14:22.860
<i>‫این‌قدر افراطیه که نشون می‌ده چقدر
‫به فکرشه، که یکم اذیتم می‌کنه.</i>

14:23.370 --> 14:30.080
<i>‫ولی می‌تونم به چشم بخشی از روندش
‫برای مرتب کردن احساساتش بهش نگاه کنم.</i>

14:30.630 --> 14:35.570
<i>‫این بهم می‌گه چقدر داره سعی می‌کنه
‫با من صادق باشه،</i>

14:35.570 --> 14:36.960
<i>‫پس می‌تونم باهاش کنار بیام.</i>

14:37.290 --> 14:39.540
<b>‫کوروکاوا</b>

14:37.690 --> 14:39.540
‫فردا ساعت چند شروع می‌کنی؟

14:39.540 --> 14:41.680
‫باید ساعت ۹ صبح استودیو فوچو باشم.

14:41.680 --> 14:44.100
‫اوه، خیلی زوده.

14:44.100 --> 14:46.480
‫امشب برو حموم و
‫سریع بخواب.

14:46.480 --> 14:49.220
‫حتماً. ممنون، آکوا-کون.

14:50.440 --> 14:51.240
‫خداحافظ.

14:53.930 --> 14:57.130
<i>‫قرار بود فقط دوست‌دختر قلابی
‫یه برنامه واقع‌نما باشم.</i>

14:57.650 --> 15:02.300
<i>‫اما آکوا-کونِ دروغگو، حالا داره
‫تمام تلاششو می‌کنه که بهم دروغ نگه.</i>

15:02.880 --> 15:05.160
<i>‫این خوشحالم می‌کنه.</i>

15:05.570 --> 15:10.940
<i>‫اینکه کم‌کم دروغ‌ها رو به حقیقت تبدیل کنم،
‫برام بدم نیست.</i>

15:11.330 --> 15:12.200
<i>‫ولی...</i>

15:12.790 --> 15:14.750
<i>‫اگه با یه دختر دیگه بهم خیانت کنه،</i>

15:14.750 --> 15:16.210
<i>‫زنده‌اش نمی‌ذارم.</i>

15:17.170 --> 15:20.710
<i>‫می‌دونم که آهنربای دخترایی و
‫ازش خوشت میاد، خب؟</i>

15:17.860 --> 15:22.670
‫اه... اه...

15:20.710 --> 15:22.670
<i>‫حواسم کاملاً بهت هست!</i>

15:28.090 --> 15:30.800
‫من؟ به عنوان کاسپلیر ظاهر بشم؟

15:31.330 --> 15:34.240
‫برنامه «بگرد و پیدا کن! تعقیب غیرممکن» داره یه
‫گزارش درباره کاسپلیرها تهیه می‌کنه،

15:34.240 --> 15:37.580
‫ولی برای پیدا کردن کسی که حاضر باشه
‫توش شرکت کنه، به مشکل خوردن.

15:37.580 --> 15:40.980
‫گفتی به این برنامه علاقه داری،
‫واسه همین گفتم ازت بپرسم.

15:40.980 --> 15:42.520
‫ببین...

15:42.820 --> 15:46.980
‫درسته که گاهی برای عکاسی مجله‌ها
‫لباس می‌پوشم،

15:46.980 --> 15:49.670
‫ولی اون کار رو به عنوان مدل پین‌آپ انجام می‌دم.

15:49.670 --> 15:52.490
‫تا حالا تو رویدادها و این‌جور جاها
‫کاسپلی نکردم.

15:52.800 --> 15:57.250
‫اینکه بهم بگن کاسپلیر،
‫یه جورایی دروغه، نه؟

15:58.100 --> 16:00.100
‫دروغ، هان؟

16:00.750 --> 16:02.300
‫شاید حق با تو باشه.

16:03.650 --> 16:04.340
‫ولی خب.

16:04.690 --> 16:07.470
‫بالاخره یه کار تلویزیونیه، می‌دونی؟
‫رد کردنش حیف نیست؟

16:08.520 --> 16:12.420
‫تو شخصیت جاافتاده‌ای داری و
‫فکر کنم جلوی دوربین عالی می‌درخشی!

16:12.420 --> 16:17.390
‫شنیدم تیم نویسندگی «بگرد و پیدا کن» خیلی خفنه
‫و کلی آدم تو این صنعت کارشون رو دنبال می‌کنن!

16:17.760 --> 16:21.020
‫اگه این خوب پیش بره،
‫شاید کارهای بیشتری بهت پیشنهاد بشه!

16:21.850 --> 16:24.860
‫خب، حرفت منطقیه.

16:24.860 --> 16:27.220
‫البته، فقط اگه خودت بخوای انجامش بدی.

16:27.220 --> 16:30.150
‫من به عنوان گزارشگر کاسپلی اونجا هستم،

16:30.150 --> 16:33.260
‫و فقط فکر کردم همکاری با تو
‫خیلی باحال می‌شه.

16:37.060 --> 16:39.210
‫بذار با مدیر برنامه‌ام چک کنم.

16:39.570 --> 16:40.370
‫حتماً!

16:42.300 --> 16:46.840
<i>‫مدتیه که گیرِ عکاسی‌های پین‌آپ شدم
‫و کار دیگه‌ای نکردم.</i>

16:46.840 --> 16:49.880
<i>‫پس این فرصت خوبیه.</i>

16:50.440 --> 16:55.710
<i>‫ولی دنیای کاسپلی خیلی حساسه و به این بستگی داره
‫که صاحبان اثر چشم‌پوشی کنن.</i>

16:55.680 --> 16:58.890
<b>‫ممنوعیت عکس دونفره</b>

16:55.710 --> 16:58.240
<i>‫قوانین و آداب اجتماعی زیادی داره
‫که باید رعایت بشه.</i>

16:55.930 --> 16:58.890
<b>‫ممنوعیت عکس از زاویه پایین</b>

16:56.180 --> 16:58.890
<b>‫ممنوعیت عکاسی</b>

16:56.180 --> 16:58.890
<b>‫در خیابان</b>

16:56.430 --> 16:58.890
<b>‫پوشاندن سرِ تفنگ‌ها</b>

16:56.680 --> 16:58.890
<b>‫ممنوعیت وسایل جانبی بلند</b>

16:56.930 --> 16:58.890
<b>‫پوشیدن جوراب‌شلواری</b>

16:56.930 --> 16:58.890
<b>‫هم‌رنگ پوست الزامیه</b>

16:57.180 --> 16:58.890
<b>‫ممنوعیت عکس‌های ادیت‌نشده</b>

16:57.430 --> 16:58.890
<b>‫ممنوعیت انتشار عکس‌ها</b>

16:57.430 --> 16:58.890
<b>‫در شبکه‌های اجتماعی</b>

16:58.890 --> 17:01.890
<i>‫اگه حواسم نباشه، ممکنه دردسر بشه.</i>

17:03.230 --> 17:08.190
<i>‫همیشه فکر می‌کردم روبی بیشتر از هر کسی
‫از این کارهای فیک متنفره.</i>

17:09.900 --> 17:14.170
<i>‫امیدوارم دنیای کثیف تجارت
‫اون رو تغییر نداده باشه.</i>

17:15.370 --> 17:17.580
<b>‫m0 0 l 200 0 200 200 0 200</b>

17:15.370 --> 17:17.580
<b>‫امروز

‫خیلی ممنون که بهم پیام دادید!
‫ولی من لباس «تیغه توکیو» رو برای کامیکت تابستون ندارم
‫و فعلاً هم دلم نمی‌خواد بیام تلویزیون.

‫متأسفانه باید درخواستتون رو رد کنم.
‫خیلی شرمنده‌ام!</b>

17:15.980 --> 17:17.580
‫یه جواب رد دیگه.

17:18.160 --> 17:20.230
‫باید یه نفرِ مناسب وجود داشته باشه.

17:22.000 --> 17:25.880
‫نی-چان، کابل تایپ-سی داری؟

17:25.880 --> 17:28.600
‫ترجیحاً از اونایی که
‫تاندربولت ساپورت می‌کنن.

17:28.970 --> 17:29.800
‫آره.

17:29.800 --> 17:31.500
‫واسه چی می‌خوای؟

17:31.500 --> 17:35.260
‫می‌خوام ببینم می‌تونم مدل سه‌بعدیم رو
‫با واقعیت مجازی حرکت بدم یا نه.

17:38.960 --> 17:39.630
‫ها؟

17:40.200 --> 17:42.640
‫میمی، به کمکت نیاز دارم.

17:42.640 --> 17:44.150
<b>‫اتاق میمی</b>

17:42.960 --> 17:44.150
‫چی؟!

17:44.150 --> 17:46.610
‫ن-نه! من تلویزیون نمی‌آم!

17:46.610 --> 17:50.300
‫م-من فقط تو خونه کاسپلی می‌کنم،
‫عکسامم کلی ادیت می‌کنم!

17:50.300 --> 17:54.390
‫خواهش می‌کنم! اکانت کاسپلیت
‫کلی دنبال‌کننده داره!

17:54.390 --> 17:56.840
‫فکر کنم کارگردان هم مشکلی نداشته باشه!

17:56.840 --> 17:58.080
‫چی؟!

17:58.790 --> 18:02.320
‫تازه، یادت رفته شغلم چیه؟

18:02.320 --> 18:04.420
‫صدام لو میده که منم!

18:04.420 --> 18:08.880
<i>‫«می‌می یوشیزومی»، خواهر کوچیکم،
‫کاسپلیر و وی‌تیوبره.</i>

18:09.410 --> 18:14.820
<i>‫وی‌تیوبرها کسایی هستن که با تکنولوژی
‫سه‌بعدی یا لایو‌تو‌دی (Live2D)،</i>

18:14.820 --> 18:17.640
<i>‫حرکات بدنشون رو با آواتارهای مجازی
‫سینک می‌کنن،</i>

18:17.640 --> 18:20.420
<i>‫و بعد از اون برای استریم آنلاین استفاده می‌کنن.</i>

18:20.850 --> 18:25.020
<i>‫آژانس‌های بزرگ وی‌تیوبری، ارزش بازارشون
‫از دویست میلیارد هم فراتر رفته.</i>

18:23.060 --> 18:25.020
<b>‫معیارهای ارزش‌گذاری:
‫ارزش بازار، سهام، سود و نسبت قیمت</b>

18:23.060 --> 18:25.020
<b>‫۲۰۵ میلیارد ین، ۶۵ میلیون سهم
‫سود ۱.۸۵٪، ۶۵ ین، نسبت ۳۴.۴</b>

18:25.020 --> 18:28.070
<i>‫توی بازار متاورس هم
‫حسابی گرد و خاک کردن.</i>

18:28.070 --> 18:31.480
<i>‫ظاهر این صنعت خیلی پر زرق و برقه...</i>

18:32.010 --> 18:34.590
<i>‫ولی این جریان به بلوغ خودش رسیده.</i>

18:34.590 --> 18:37.910
<i>‫الان دیگه بیشتر از ده هزار تا
‫وی‌تیوبر وجود داره.</i>

18:37.910 --> 18:39.660
<i>‫بازار کاملاً اشباع شده.</i>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫سوزونه کومیمی</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫۳۱۱ هزار مشترک</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫مشترک شدن</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫عضویت</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫خانه  ویدیوها  شورتس  زنده  پلی‌لیست‌ها  پست‌ها</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫جدیدترین     محبوب‌ترین     قدیمی‌ترین</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫مخصوص اعضا
‫پخش زنده</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫کارائوکه</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫درخواست‌ها قبوله!</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫تجربه ترسناک‌ترین
‫بازی وحشتناک!</b>

18:39.660 --> 18:44.870
<b>‫گپ و گفت صمیمی</b>

18:40.630 --> 18:44.870
<i>‫اسم وی‌تیوبری می‌می، «سوزونه کومیمی»ئه.
‫بیشتر از سیصد هزار تا مشترک داره.</i>

18:45.660 --> 18:50.630
<i>‫نگران خواهرم بودم که یه گوشه‌نشین بود
‫و فقط استریم‌های کاسپلی می‌کرد،</i>

18:50.920 --> 18:55.120
<i>‫واسه همین بهش گفتم وی‌تیوبری که اون موقع
‫تازه داشت مد می‌شد رو امتحان کنه.</i>

18:56.150 --> 18:59.900
<i>‫سه سال از وقتی که مدیر برنامه‌هاش شدم
‫می‌گذره،</i>

18:59.900 --> 19:03.100
<i>‫و حالا دیگه تقریباً هر روز
‫استریم بازی می‌ذاره.</i>

19:03.560 --> 19:07.000
‫می‌دونم اکانت
‫کاسپلی قدیمیت هنوز فعاله!

19:03.970 --> 19:09.270
<b>‫نکومی‌می</b>

19:03.970 --> 19:09.270
<b>‫نکومی‌می</b>

19:03.970 --> 19:09.270
<b>‫صبح بخیر با لباس چینی <۳</b>

19:03.970 --> 19:09.270
<b>‫نکومی‌می</b>

19:03.970 --> 19:09.270
<b>‫امروز رو به یه روز عالی تبدیل می‌کنم <۳</b>

19:07.000 --> 19:09.270
‫گاهی اوقات عکس‌های کاسپلی خونگی‌ت رو
‫آپلود می‌کنی!

19:10.130 --> 19:11.670
‫از کجا می‌دونی؟!

19:11.670 --> 19:13.480
‫چطور ندونم؟ من داداشتم.

19:13.480 --> 19:15.200
‫حتی کاسپلی «سورگی» رو هم انجام دادی، مگه نه؟

19:15.580 --> 19:18.360
‫دیدم چقدر اینجا پشت سرم
‫غر می‌زنی و بد می‌گی،

19:18.360 --> 19:21.850
‫ولی اگه بیای توی برنامه،
‫همه رو فراموش می‌کنم.

19:22.650 --> 19:25.160
‫بی‌انصافیه.

19:25.650 --> 19:28.120
‫اوضاع چطوره؟
‫کاسپلیرهای کافی پیدا کردی؟

19:28.120 --> 19:30.360
‫آره، یه جوری جور شد.

19:30.360 --> 19:33.630
‫آژانس «مینامی کوتوبوکی» هم
‫اجازه رو بهمون داد.

19:33.630 --> 19:35.380
‫فکر کنم همه‌چی ردیف بشه.

19:35.830 --> 19:38.090
‫آره؟ خوشحالم که می‌شنوم.

19:38.090 --> 19:40.140
‫اون روز قراره نقش کی رو بازی کنم؟

19:40.140 --> 19:43.090
‫یه شخصیت فرعی از «تیغه توکیو».

19:43.090 --> 19:44.640
‫اوه، ایول!

19:44.640 --> 19:46.600
‫گرفتن مجوزش حتماً
‫کلی دردسر داشته.

19:47.420 --> 19:48.890
‫فکر کنم؟

19:48.890 --> 19:51.320
‫البته من درگیر اون کارها نیستم.

19:51.320 --> 19:53.570
‫داداشم می‌گفت که...

19:54.290 --> 19:57.560
‫گرفتن مجوز برای «تیغه توکیو»
‫خیلی سخته.

19:58.030 --> 20:01.630
‫آبیکو-سنسی، نویسنده‌اش،
‫خیلی سخت‌گیره،

20:01.630 --> 20:04.460
‫برای همین ویراستارش بیشتر درخواست‌ها رو رد می‌کنه.

20:06.080 --> 20:08.210
‫عه... جدی؟

20:09.730 --> 20:13.170
<i>‫بهتره برای اطمینان چک کنم.</i>

20:14.420 --> 20:17.880
‫اینم لیست کاسپلیرهایی که
‫فردا باهاشون مصاحبه داریم.

20:17.880 --> 20:19.390
‫اوه.

20:20.480 --> 20:22.680
‫این یکی خیلی بامزه‌ست.

20:22.680 --> 20:27.080
‫اوه، اون از آژانس کورهائه.
‫تعجبی نداره که کارش درسته.

20:28.010 --> 20:29.370
‫از این یکی هم خوشم میاد.

20:29.370 --> 20:32.110
‫یوشیزومی؟ اونم
‫فامیلیش مثل توئه.

20:35.500 --> 20:40.070
‫خب... فقط می‌خوام
‫واسه بار آخر مطمئن شم.

20:41.170 --> 20:44.200
‫فردا برای کاسپلی‌های «تیغه توکیو»
‫همه چی ردیفه؟

20:44.850 --> 20:46.260
‫مجوزش رو گرفتیم؟

20:48.220 --> 20:50.280
‫راستش، نمی‌دونم.

20:50.280 --> 20:51.210
‫چی؟

20:51.210 --> 20:52.210
‫یه لحظه صبر کن.

20:53.710 --> 20:56.380
‫اوروشیبارا هستم.
‫ببخشید که یهویی زنگ زدم.

20:56.380 --> 21:00.470
‫در مورد مجوزهای «تیغه توکیو»
‫بود که صحبت کردیم.

21:01.330 --> 21:02.100
‫آره.

21:03.090 --> 21:06.400
‫اوه، جدی؟ فهمیدم!

21:07.960 --> 21:10.720
‫بله، حله. خداحافظ.

21:12.340 --> 21:14.690
‫آره، نتونستیم مجوز بگیریم.

21:14.690 --> 21:17.690
‫هـ-هی، این که همه‌چی رو بهم می‌ریزه!

21:17.690 --> 21:21.030
‫من به همه کاسپلیرها گفتم که
‫لباس «تیغه توکیو» بپوشن!

21:21.310 --> 21:23.740
‫خب بهشون بگو یه چیز دیگه بپوشن!

21:24.300 --> 21:26.200
‫الان که دیگه خیلی دیره!

21:26.200 --> 21:31.520
‫من بهت گفته بودم که دنبال مجوز می‌رم
‫ولی یه نقشه دوم هم داشته باش!

21:32.530 --> 21:34.460
<i>‫اون اصلاً همچین چیزی نگفت!</i>

21:34.460 --> 21:37.400
‫بی‌خیال، به کاسپلیرها خبر بده.

21:37.400 --> 21:39.920
‫بگو لباس‌های اورجینال
‫یا آزاد بپوشن.

21:40.650 --> 21:43.930
‫ازشون بخواه یه جوری شبیهش کنن که
‫شبیه «تیغه توکیو» باشه ولی فرق کنه.

21:44.240 --> 21:45.000
‫اوکی؟

21:49.640 --> 21:52.690
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟
‫فکر نمی‌کنی خیلی دیره؟

21:53.170 --> 21:55.350
‫چاره دیگه‌ای نداریم.

21:55.350 --> 21:58.520
‫الان دیگه دارم
‫مدام عذرخواهی می‌کنم...

21:59.440 --> 22:01.240
‫حالا با لباس روبی-چان چیکار کنیم؟!

22:01.710 --> 22:04.950
‫اصلاً راه نداره که
‫الان یه لباس جدید بدوزیم، فهمیدی؟

22:05.210 --> 22:08.670
‫ولی نمی‌تونم بازیگر رو
‫با هر لباسی بفرستم جلو دوربین!

22:13.120 --> 22:14.670
‫ای بابا، دیگه داری کلافه‌ام می‌کنی.

22:15.260 --> 22:18.380
‫من چند تا لباس فری‌سایز دارم! از اونا استفاده کن!

22:18.820 --> 22:21.220
‫قدش چقدره؟

22:21.220 --> 22:22.840
‫ببخشید! نجاتم دادی!

22:35.160 --> 22:47.160
ارائه‌ای از رسانه انیمکس

22:35.160 --> 22:47.160
Yuki   &   Memento\h:مترجم

22:35.160 --> 22:47.160
ANIMEX.CLICK

22:41.730 --> 22:45.030
<b>‫قسمت ۲۶










‫در حال محاسبه...</b>

22:45.030 --> 22:48.030
<b></b>
