WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki   &   Memento\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫m0 0 l 0 204 64 204 b 6 150 6 64 64 0</b>

00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫کو نو اوشی</b>

00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫m0 0 l 0 204 64 204 b 6 150 6 64 64 0</b>

01:36.610 --> 01:40.850
‫منظورت از «پاپوش درست کردن» چیه؟
‫می‌خوای بگی همه‌ش کار من بوده؟

01:42.430 --> 01:47.210
‫امکان نداره بتونم همچین چیزی رو برنامه‌ریزی کنم.
‫من که خدا نیستم.

01:47.690 --> 01:51.130
‫هرچند فکر کنم
‫بی‌تاثیر هم نبودم.

01:51.770 --> 01:55.840
‫باشه، تو که برادر منی، پس بهت می‌گم.

01:55.840 --> 01:58.830
‫ایده‌ش رو از تو گرفتم،
‫پس عادلانه‌ست که بدونی.

01:59.280 --> 02:00.330
‫از من؟

02:00.830 --> 02:06.030
‫آره. تو از حواشی «عشق واقعی»  استفاده کردی
‫تا آکانه-چان رو سمت خودت بکشونی

02:06.030 --> 02:08.040
‫و خودت رو تبلیغ کنی،
‫منم فقط از اون کپی کردم.

02:08.490 --> 02:10.960
‫واقعاً هم خیلی جواب داد.

02:10.960 --> 02:14.680
‫تو توجه کل مخاطب‌ها رو جلب کردی،
‫حتی بیشتر از اون.

02:15.590 --> 02:16.680
‫پس می‌دونی،

02:17.120 --> 02:20.410
‫فکر کردم منم می‌تونم همون کار رو بکنم.

02:22.760 --> 02:24.100
‫ولی چرا؟

02:24.810 --> 02:26.100
‫یه نفر یه بار بهم گفت...

02:26.750 --> 02:30.820
‫«با دستیارهای کارگردان خوب باش.
‫اونا کارگردان‌های آینده‌ان.»

02:31.510 --> 02:34.020
‫خیلی منطقی به نظر می‌رسید.

02:34.510 --> 02:37.910
‫ولی من وقت ندارم بشینم
‫و این‌قدر صبر کنم.

02:38.260 --> 02:41.790
‫باید هرچه زودتر به
‫موفقیت بزرگ برسم.

02:43.580 --> 02:44.960
‫هوشینو-سان!

02:47.830 --> 02:50.790
‫شنیدم تو این قسمت رو پیشنهاد دادی.

02:50.790 --> 02:53.760
‫به لطف تو، تونستم با بدبختی
‫از این وضعیت خلاص بشم.

02:53.760 --> 02:55.420
‫چطور می‌تونم جبران کنم؟

02:55.890 --> 02:58.890
‫خب، اگه می‌خوای جبران کنی،

02:59.490 --> 03:03.600
‫تا می‌تونی توی پروژه‌هات ازم استفاده کن،
‫کارگردان اوروشیبارا.

03:04.050 --> 03:08.310
‫نیازی نیست دستیارها رو راضی کنم.
‫مستقیم می‌رم سراغ خودِ کارگردان.

03:08.810 --> 03:14.780
‫پس عمداً برنامه رو به دردسر انداختی
‫تا اوروشیبارا رو سمت خودت بکشونی؟

03:15.160 --> 03:16.360
.شانسی بود

03:16.970 --> 03:20.050
‫وقتی داشتم برای پیشنهاد حضورم
‫در برنامه تحقیق می‌کردم،

03:19.360 --> 03:20.570
<b>‫#عمیق_کاوی_غیرممکن</b>

03:20.050 --> 03:23.410
‫فهمیدم که مشکلاتی توی روش‌های
‫تولید اون برنامه وجود داره.

03:20.570 --> 03:21.280
<b>‫قبول کردم برم برنامه «دیگ دیپ»، ولی اشتباه بزرگی بود.
‫اصلاً اون چیزی نبود که اول گفته بودن.</b>

03:21.280 --> 03:21.990
<b>‫دیگ دیپ یا هر کوفت دیگه‌ای، «نه» سرشون نمی‌شه.
‫چقدر می‌تونن ضایع باشن، خخخ</b>

03:21.990 --> 03:22.700
<b>‫یکی از عوامل تولید یه عوضی تمام‌عیار بود.
‫مدام سر دستیار کارگردان داد می‌زد، دلم براش سوخت.</b>

03:25.380 --> 03:28.870
‫و می‌دونستم اون دختر آهنربای حاشیه است،
‫پس پیشنهاد دادم بیارنش.

03:29.840 --> 03:33.550
‫میا-سان قبلاً هم چند بار
‫این کار رو کرده.

03:34.530 --> 03:35.730
‫اگه کسی باهاش چپ بیفته،

03:35.500 --> 03:37.500
<b>‫مایا @77xxxxmeiyaxxxx77
‫آره، لعنت به تلویزیون. فقط چون یکم پوست نشون می‌دی
‫فکر می‌کنن چیپی. قرار بود از کاسپلیرهای توکیو بلید
‫فیلم بگیرن، ولی پررویی کردن و یه روز قبلش لباس اختصاصی خواستن.
‫اصلاً احترامی ندارن. می‌فهمن چقدر زحمت کشیدیم؟
‫خیلی دلم شکست. فکر کنم یه مدت کاسپلی رو بذارم کنار. ۵:۰۳ عصر ۱۷ اوت ۳.۰ میلیون بازدید</b>

03:35.730 --> 03:39.590
‫توی شبکه‌های اجتماعی رسواش می‌کنه
‫و طرفدارهای دوآتیشه‌اش رو به جونش می‌ندازه.

03:37.500 --> 03:39.590
<b>‫m0 0 l 200 0 200 200 0 200</b>

03:37.500 --> 03:39.590
<b>‫داره کمک می‌کنه، پس این چه طرز برخوردیه؟
‫خیلی دلم برای میا-سان سوخت!!!!
‫فکر کردن لباس‌ها از تو آسمون میاد؟؟؟
‫دیگه کار تلویزیون تمومه</b>

03:37.500 --> 03:39.590
<b>‫m0 0 l 200 0 200 200 0 200</b>

03:37.500 --> 03:39.590
<b>‫وات؟ تولیدکننده‌های محتوای بزرگسال هم آدم‌ان.
‫اون عوضی‌ها! خیلی دلم برای میا-سان سوخت.
‫قطعاً دیگه برنامه رو نمی‌بینم. چطور یه آدم حرفه‌ای
‫این‌طوری رفتار می‌کنه؟ چرا مردا وقتی دارن بهشون
‫لطف می‌کنن، این‌قدر مغرور و از بالا به پایین‌ان؟</b>

03:40.650 --> 03:43.020
‫حسش کرده بودم که دوباره این کار رو می‌کنه.

03:44.070 --> 03:45.680
‫مگه دوستت نیست؟

03:46.290 --> 03:49.530
‫چی؟ نه بابا. از آدم‌های دهن‌لق متنفرم.

03:50.810 --> 03:54.580
‫افشاگری و لو دادن می‌تونه
‫دنیا رو جای بهتری کنه،

03:54.580 --> 03:58.490
‫ولی الان مردم فقط ازش استفاده می‌کنن تا
‫کسی که باهاش لج هستن رو رسوا کنن.

03:57.150 --> 03:57.400
<b>‫پست</b>

03:59.360 --> 04:05.960
‫بعد هم اوباش آنلاین برای تفریح
‫به کسی که داره کنسل می‌شه هجوم میارن.

04:07.010 --> 04:08.490
‫هر دو طرف افتضاح‌ان.

04:09.590 --> 04:11.570
‫یادت هست که زندگی مامان رو هم جهنم کردن؟

04:11.570 --> 04:14.800
‫یه نفر عکس اون رو با یکی از هم‌کلاسی‌های
‫قدیمیش که اتفاقی دیده بود آپلود کرد،

04:13.160 --> 04:17.130
<b>‫آی از گروه آیدل بی-کوماچی
‫قرار مخفیانه با یه پسر جذاب دانشجو؟</b>

04:13.160 --> 04:17.130
<b>‫اشتراک‌گذاری      مشاهده نظرات</b>

04:13.160 --> 04:17.130
<b>‫عکاس ویکلی ریتو ازشون عکس گرفت که
‫خیلی راحت وسط منطقه تجاری همدیگه رو دیدن.
‫آی، از جذاب‌ترین آیدل‌ها، با یه آدم معمولی بود.
‫اونا با خنده و خوشحالی گپ می‌زدن و بعد
‫توی جمعیت شب ناپدید شدن.</b>

04:13.160 --> 04:17.130
<b>‫[عکس‌ها] آی و پسر جذاب در حال
‫صمیمیت و خوش‌وبش</b>

04:13.160 --> 04:17.130
<b>‫(عکس: بخش عکاسی ریتو)</b>

04:13.160 --> 04:17.130
<b>‫شایعه کنسرت در توکیو دُم</b>

04:13.160 --> 04:17.130
<b>‫بی-کوماچی بخاطر آی خیلی ترند شده.
‫میگن قراره کنسرت توکیو دُم بذارن. یه رسوایی تو این موقعیت حساس، طرفدارها رو حسابی بهم ریخته.</b>

04:14.800 --> 04:17.130
‫و مردم هم همین‌طوری فرض کردن
‫که اون دوست‌پسرشه.

04:17.130 --> 04:19.460
<b>‫شوخی می‌کنید؟ این خیلی بده.</b>

04:17.170 --> 04:19.380
<b>‫دیگه نمی‌تونم فنش باشم...</b>

04:17.540 --> 04:22.260
‫اونا زود قضاوت کردن،
‫توی ذهنشون داستان‌های مسخره ساختن،

04:18.460 --> 04:21.800
<b>‫جدی؟</b>

04:18.590 --> 04:24.590
<b>‫پس پولی که خرجش کردیم
‫میره تو جیب یه غریبه...</b>

04:18.670 --> 04:22.090
<b>‫خب، خداحافظ</b>

04:19.000 --> 04:20.460
<b>‫نمی‌تونم هضمش کنم</b>

04:19.040 --> 04:19.590
<b>‫جدی یعنی چی؟!</b>

04:19.170 --> 04:21.130
<b>‫بلاک، بلاک، همه‌تون بلاک.
‫هیچ‌کدومتون پاک نیستید.</b>

04:19.250 --> 04:22.130
<b>‫دلم آشوبه</b>

04:19.380 --> 04:20.750
<b>‫امکان نداره</b>

04:19.460 --> 04:20.000
<b>‫لعنت به مدیریت</b>

04:19.460 --> 04:23.550
<b>‫گندش بزنن</b>

04:19.590 --> 04:24.430
<b>‫چقدر چیپ</b>

04:19.670 --> 04:20.880
<b>‫نمی‌تونم قبولش کنم</b>

04:19.800 --> 04:22.630
<b>‫این زشت و بدترکیب کیه؟</b>

04:19.960 --> 04:21.710
<b>‫آیدل‌ها هم آخرش آیدلن دیگه</b>

04:20.000 --> 04:22.670
<b>‫چه خیانتی.
‫دیگه کنسرت نمی‌رم.</b>

04:20.090 --> 04:25.380
<b>‫هوف... بازم خیانت.</b>

04:20.380 --> 04:21.340
<b>‫کار تمومه</b>

04:20.460 --> 04:25.010
<b>‫اونم مثل بقیه است</b>

04:20.500 --> 04:22.510
<b>‫تموم شد، همه‌چیز تموم شد. لعنت بهش</b>

04:20.630 --> 04:24.260
<b>‫چه وقت بدی هم لو رفت</b>

04:20.670 --> 04:21.760
<b>‫دارم تمام وسایلش رو
‫آتیش می‌زنم</b>

04:20.750 --> 04:21.630
<b>‫رسوایی... رابطه؟</b>

04:20.750 --> 04:23.880
<b>‫اگه راست باشه، کارش تمومه</b>

04:21.130 --> 04:23.920
<b>‫حداقل یه جوری رفتار کن
‫که احمقانه نباشه</b>

04:21.170 --> 04:21.380
<b>‫آیدل بودن رو بذار کنار.
‫به درد این کار نمی‌خوری.</b>

04:21.340 --> 04:23.340
<b>‫اونم داره با یکی می‌پره
‫مثل بقیه</b>

04:21.380 --> 04:23.550
<b>‫نمی‌تونم قبولش کنم</b>

04:21.510 --> 04:25.380
<b>‫شرط می‌بندم از این شاخه به اون شاخه می‌پره</b>

04:21.550 --> 04:23.300
<b>‫آیدلم... دوست‌پسر داره...</b>

04:21.630 --> 04:21.760
<b>‫خیلی تابلوئه که گناهکاره، خنده داره</b>

04:21.760 --> 04:25.380
<b>‫از بقیه اعضای گروه عذرخواهی کن!!</b>

04:21.760 --> 04:22.420
<b>‫من همیشه عاشقش بودم</b>

04:21.800 --> 04:23.470
<b>‫آژانسش داره چه غلطی می‌کنه؟</b>

04:21.920 --> 04:22.460
<b>‫خیلی چندش‌آوره</b>

04:22.170 --> 04:25.380
<b>‫دیگه نمی‌تونم هیچ‌چیزی
‫درباره‌ش رو باور کنم</b>

04:22.260 --> 04:24.980
‫و شروع کردن به هرزه خطاب کردنش.

04:22.340 --> 04:25.380
<b>‫همیشه مخفیانه با
‫هم قرار می‌ذارن</b>

04:22.460 --> 04:22.800
<b>‫چه قشنگ به طرفدارهات پشت کردی،
‫آشغال عوضی</b>

04:22.920 --> 04:23.340
<b>‫پول و وقتم رو
‫پس بده</b>

04:23.420 --> 04:25.380
<b>‫چندش. دیگه نمی‌خوام
‫طرفدارش باشم</b>

04:23.550 --> 04:25.380
<b>‫چرا وسط شهر قرار گذاشتن؟</b>

04:23.550 --> 04:25.380
<b>‫چندش. نمی‌تونم تحملش کنم</b>

04:23.550 --> 04:24.880
<b>‫باورم نمی‌شه پولمون داره خرج این
‫یارو می‌شه. حتماً دارن به ریشمون می‌خندن</b>

04:23.760 --> 04:25.380
<b>‫باید من می‌بودم!
‫نه اون!</b>

04:23.880 --> 04:24.800
<b>‫تقصیر پسره هم هست،
‫البته واسم مهم نیست</b>

04:23.880 --> 04:25.380
<b>‫دیگه کنسرت نمی‌رم. خداحافظ</b>

04:23.920 --> 04:25.380
<b>‫عاشقش بودم، ولی دیگه تموم شد</b>

04:24.090 --> 04:25.380
<b>‫کار تمومه</b>

04:24.430 --> 04:25.380
<b>‫اگه گروه به‌خاطرش لطمه بخوره،
‫تا ابد ازش متنفر می‌شم</b>

04:24.800 --> 04:25.380
<b>‫از خوندن و رقصیدنش خوشم می‌اومد،
‫این قضیه رو بدتر می‌کنه</b>

04:25.840 --> 04:27.700
‫چطور بودم؟ خوب عمل کردم، نه؟

04:27.700 --> 04:32.600
‫اطلاعات رو برای میا-سان چک کردم
‫و بهش فرصت دادم که حرف بزنه!

04:33.210 --> 04:39.880
‫منظورم اینه که اون کاملاً حق داشت.
‫اون به بهتر شدن صنعت کمک کرد.

04:39.880 --> 04:43.070
‫مینامی تونست توی برنامه‌ای ظاهر بشه
‫که کلی بیننده داشت.

04:43.070 --> 04:47.410
‫اوروشیبارا-سان هم که آدم شده.
‫هیچ‌کس هم از این قضیه آسیب ندید.

04:48.340 --> 04:49.210
‫پس چرا؟

04:50.130 --> 04:52.060
‫چرا انقدر ناامید به نظر می‌رسی؟

04:53.500 --> 04:56.460
‫کاری که کردم واقعاً انقدر اشتباه بود؟

04:56.720 --> 05:00.920
‫قبول، یه هل کوچیک دادم،
‫ولی این اتفاق دیر یا زود می‌افتاد.

05:00.920 --> 05:05.050
‫فقط همون‌جوری پیش رفت
‫که امیدوار بودم.

05:05.840 --> 05:10.140
‫شانس با منه! شاید واقعاً
‫خداها دوستم دارن!

05:11.070 --> 05:11.850
‫خوشحالی؟

05:13.980 --> 05:15.420
‫واقعاً با این قضیه مشکلی نداری؟

05:16.020 --> 05:20.650
‫فکر می‌کردم بیشتر از هر چیزی
‫از دروغ و بازی دادن متنفر باشی.

05:21.560 --> 05:23.610
‫مگه نمی‌خواستی با خودت و بقیه
‫صادق باشی

05:23.980 --> 05:27.070
‫و یه آیدل با
‫عشق و اشتیاق باشی؟

05:28.470 --> 05:31.070
‫این همون آیدلیه که می‌خواستی باشی؟

05:31.520 --> 05:33.400
‫گفتی از من تقلید کردی.

05:33.400 --> 05:35.120
‫ولی روش‌های من فقط برات—

05:35.120 --> 05:36.280
‫هی، آکوا.

05:37.150 --> 05:39.190
‫مامان هم یه دروغگو بود، یادت رفته؟

05:40.070 --> 05:43.460
‫اون وجود بچه‌هاش رو پنهان کرد
‫تا بتونه آیدل بمونه.

05:44.310 --> 05:48.330
‫عشق و اشتیاق برای موفقیت
‫توی این صنعت کافی نیست.

05:49.440 --> 05:53.230
‫و انگار این جور کارها
‫بیشتر به سبک من می‌خوره.

05:54.930 --> 05:57.700
‫فقط تماشا کن.
‫خیلی زود همه نگاه‌ها رو به خودم جلب می‌کنم.

06:09.280 --> 06:11.250
<i>‫و اون حق داشت.</i>

06:11.630 --> 06:15.500
<i>‫کمی بعد از اون،
‫پیشنهادهای کاری برای روبی سرازیر شد.</i>

06:22.170 --> 06:24.460
‫خداحافظ مینامی. من رفتم سر کار.

06:24.460 --> 06:26.900
‫اوه، باشه. مراقب خودت باش.

06:30.810 --> 06:36.150
<b>‫برترین‌ها</b>

06:30.810 --> 06:36.150
<b>‫شوبیز</b>

06:30.810 --> 06:36.150
<b>‫سرگرمی</b>

06:30.810 --> 06:36.150
<b>‫مد</b>

06:30.810 --> 06:35.890
<b>‫سهام بی-کوماچی در حال صعود!</b>

06:30.810 --> 06:35.890
<b>‫وب/تلویزیون</b>

06:30.810 --> 06:36.060
<b>‫روبی هوشینو کیست،
‫داغ‌ترین چهره امسال؟</b>

06:30.810 --> 06:35.890
<b>‫مراسم روز اکران</b>

06:30.810 --> 06:36.100
<b>‫مراسم روز اکران فیلم
‫هیولای بعد از مدرسه اعلام شد!</b>

06:31.380 --> 06:36.460
<i>‫گروهی متشکل از نه نویسنده، تهیه‌کننده،
‫هنرمند و دیگر متخصصان</i>

06:35.810 --> 06:37.860
<b>‫روبی هوشینو کیست، داغ‌ترین چهره امسال؟</b>

06:35.810 --> 06:37.860
<b>‫بازگشت</b>

06:36.460 --> 06:40.730
<i>‫جمع شدن تا جوایز آیدل زن رو اهدا کنن،
‫که به داغ‌ترین ستاره‌های سال می‌رسه.</i>

06:41.160 --> 06:45.470
<i>‫جایزه پدیده سال
‫به روبی هوشینو از بی-کوماچی رسید.</i>

06:46.320 --> 06:51.910
<i>‫بی-کوماچی بازسازی یه گروه افسانه‌ایه
‫که بیش از یه دهه پیش منحل شد.</i>

06:52.420 --> 06:53.410
<i>‫طبیعتاً،</i>

06:53.410 --> 06:57.140
<i>‫وقتی مردم به روبی نگاه می‌کنن،
‫یه ذره از آی رو می‌بینن که در اوج شهرت</i>

06:57.140 --> 06:59.180
<i>‫توسط یه طرفدار روانی کشته شد.</i>

07:00.000 --> 07:04.840
<i>‫مردم می‌پرسن که آیا اون حتی می‌تونه از آی هم جلو بزنه،
‫که انتظار خیلی زیادی ازش دارن،</i>

07:04.840 --> 07:06.500
<i>‫و با این حال، اون این پتانسیل رو داره.</i>

07:07.300 --> 07:10.600
<i>‫اون اولین بار توی برنامه
‫ عمیق بکاو! غیرممکن رو ممکن کن! توجه‌ها ‫رو جلب کرد</i>

07:10.930 --> 07:16.190
<i>‫که شش ماه پیش، وقتی جنجال بزرگ کاسپلیش
‫پیش اومد، کلی بیننده پیدا کرد.</i>

07:17.690 --> 07:20.800
<i>‫اون از ظاهر جذاب و
‫تیپ بامزه و حواس‌پرتش بهره می‌بره،</i>

07:17.940 --> 07:22.690
<b></b>‫دندان مصنوعی

07:20.800 --> 07:25.110
<i>‫اما این مهارت‌های ارتباطی هوشمندانه
‫و بداهه‌گویی‌شه</i>

07:24.820 --> 07:27.400
<b>‫بی-کوماچی
‫روبی هوشینو</b>

07:25.110 --> 07:27.400
<i>‫که اون رو به یه مهره داغ
‫توی این صنعت تبدیل کرده.</i>

07:27.930 --> 07:31.720
<i>‫برادرش آکوا هم
‫یه بازیگر آینده‌داره،</i>

07:31.720 --> 07:36.090
<i>‫و این دوقلوهای خیره‌کننده، این اواخر
‫بیشتر به عنوان مهمان ظاهر می‌شن.</i>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫بی-کوماچی</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫کانال بی-کوماچی!</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫۹۷۰ هزار مشترک</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫مشترک شدید</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫خانه</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫ویدیوها</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫شورتس</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫پخش زنده</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫پلی‌لیست‌ها</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫پست‌ها</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫جدیدترین</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫محبوب‌ترین</b>

07:36.870 --> 07:40.830
<b>‫قدیمی‌ترین</b>

07:37.150 --> 07:40.830
<i>‫بی-کوماچی به عنوان یه گروه یوتیوبی
‫هم خیلی محبوبه.</i>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫بی-کوماچی</b>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫کانال بی-کوماچی!</b>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫۹۷۰ هزار مشترک</b>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫مشترک شدید</b>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫خانه</b>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫ویدیوها</b>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫شورتس</b>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫پخش زنده</b>

07:40.830 --> 07:47.800
<b>‫پلی‌لیست‌ها</b>

07:41.200 --> 07:44.330
<i>‫شش ماه پیش ۳۰۰ هزار مشترک داشتن،</i>

07:44.330 --> 07:47.800
<i>‫اما الان اون عدد داره به یک میلیون می‌رسه.</i>

07:48.600 --> 07:53.140
<i>‫روبی با سه‌کاره بودن به عنوان
‫یوتیوبر، آیدل و مجری تلویزیونی،</i>

07:53.140 --> 07:56.770
<i>‫واقعاً آیدلیه که
‫نماد عصر ریواست.</i>

07:57.680 --> 08:00.100
<i>‫توی یه مصاحبه این رو گفت...</i>

08:00.380 --> 08:04.820
<i>‫بی-کوماچی و آی رویای خودشون رو از دست دادن،
‫ولی ما اون رو به واقعیت تبدیل می‌کنیم.</i>

08:05.650 --> 08:08.820
<i>‫بی-کوماچی قراره روی
‫صحنه توکیو دُم بره!</i>

08:09.460 --> 08:13.500
‫«ما با دقت قدم‌های بعدی روبی هوشینو
‫رو زیر نظر می‌گیریم.»

08:15.570 --> 08:18.750
‫روبی حسابی اسم در کرده، نه؟

08:18.750 --> 08:21.000
‫خب، اون همیشه ظاهر خوبی داشته.

08:21.500 --> 08:23.130
‫اگه با یه آژانس بزرگ شروع کرده بود،

08:23.130 --> 08:25.130
‫خیلی زودتر از این حرف‌ها
‫به موفقیت‌های بزرگ‌تری می‌رسید.

08:27.880 --> 08:32.640
<i>‫پیشرفت روبی توی این شش ماه اخیر
‫واقعاً خیره‌کننده بوده.</i>

08:32.640 --> 08:36.470
<b>‫بی-کوماچی</b>

08:32.640 --> 08:36.470
<b>‫کانال بی-کوماچی!</b>

08:32.640 --> 08:36.470
<b>‫۹۷۰ هزار مشترک</b>

08:32.640 --> 08:36.470
<b>‫مشترک شدید</b>

08:32.970 --> 08:38.930
<i>‫این رشد تصاعدی سابسکرایبرا کاملاً
‫مدیون محبوبیت روبیه.</i>

08:35.510 --> 08:38.930
<b>‫۹۷۰ هزار مشترک</b>

08:39.460 --> 08:44.510
‫واقعاً عجیبه. تعداد سابسکرایبرامون
‫خیلی سریع از کانال من جلو زد.

08:45.520 --> 08:49.150
‫آدم رو به فکر می‌ندازه که
‫واسه چی این‌همه زحمت کشیدم.

08:49.850 --> 08:50.900
‫مِم...

08:50.900 --> 08:53.580
‫هی، شاید این یه ذره تلخ باشه،
‫ولی بیشتر شیرینه تا تلخ.

08:53.580 --> 08:55.870
‫بالاخره من بودم که زمینه‌چینی کردم
‫تا این رشد اتفاق بیفته!

09:00.450 --> 09:03.630
‫فکر کنم این همون راهیه که یه ستاره متولد می‌شه.

09:04.930 --> 09:06.760
‫برای ویدیوی امروز چیکار کنیم؟

09:06.760 --> 09:10.080
‫روبی رفته سر فیلم‌برداری، پس دیر می‌رسه.

09:11.050 --> 09:12.660
‫مجبوریم منتظر بمونیم.

09:13.290 --> 09:16.960
‫وقتی توی ویدیو نیست،
‫کامنت‌ها خیلی تند و تیز می‌شن.

09:17.960 --> 09:20.850
‫آره، روبی اون روز تمام وقتش پره.

09:21.140 --> 09:24.510
‫هفته بعدش، بیست‌ودوم یا بیست‌وششم،
‫صبح‌ها وقتش آزاده.

09:25.040 --> 09:25.980
‫درسته.

09:25.980 --> 09:28.880
‫اوه، باشه... ببینم می‌تونم
‫برنامه‌اش رو جور کنم یا نه.

09:35.190 --> 09:37.610
‫به نظر می‌رسه
‫خیلی سرت شلوغه، رئیس.

09:37.980 --> 09:40.290
‫تمومی نداره که!

09:40.290 --> 09:44.320
‫همه چی با هم ریخته سرم،
‫مغزم دیگه داره می‌ترکه!

09:43.620 --> 09:45.500
<b>‫قاتل
‫خواب</b>

09:43.620 --> 09:44.620
<b>‫قاتل
‫خواب</b>

09:43.620 --> 09:45.500
<b>‫قاتل
‫خواب</b>

09:44.320 --> 09:48.010
‫تنظیم برنامه‌ها، جلسات،
‫قراردادها...

09:45.500 --> 09:50.300
<b><b>‫برنامه
‫فوریه</b></b>

09:45.500 --> 09:50.300
<b><b>‫برنامه گردش</b></b>

09:45.500 --> 09:50.300
<b><b>‫روبی، تبریک می‌گم
‫بابت جایزه‌ت!!</b></b>

09:45.500 --> 09:50.300
<b><b>‫این ماه مصاحبه برای
‫استخدام‌های جدید داریم.
‫لطفاً دفتر رو تمیز نگه دارید.</b></b>

09:48.010 --> 09:50.300
‫بعدش هم باید با رئیس شبکه
‫بریم بیرون برای نوشیدنی.

09:50.980 --> 09:55.890
‫خیلی خوشحالم که یوشیزومی-کون رو آوردیم.
‫اگه نبود، از فشار کار می‌مردم.

09:57.390 --> 10:00.790
<i>‫شون یوشیزومی، دستیار کارگردانی
‫که از شرکت تولید اومد،</i>

10:00.790 --> 10:02.850
<i>‫کارش رو ول کرد تا مدیر برنامه‌های روبی بشه.</i>

10:03.610 --> 10:08.990
<i>‫نمی‌دونم چطور راضیش کرد،
‫اون که خیلی عاشق کارش توی تلویزیون بود.</i>

10:08.990 --> 10:14.210
<i>‫ولی روبی حالا اونقدر نفوذ داره که
‫روی مسیر شغلی بقیه هم تأثیر بذاره.</i>

10:14.650 --> 10:18.190
<i>‫یه کلمه حرفش کافیه تا
‫طرف از شغل فعلیش استعفا بده.</i>

10:19.160 --> 10:22.870
‫ای کاش می‌تونستم روبی رو توی برنامه‌هاش همراهی کنم.

10:23.240 --> 10:28.150
‫اگه کنارش نباشم، وقتی اوضاع
‫خراب می‌شه نمی‌تونم کاری کنم.

10:28.700 --> 10:30.920
‫چرا چشمات رو نمی‌بندی
‫و یکم استراحت نمی‌کنی؟

10:30.920 --> 10:33.260
‫موقع رفتن بیدارت می‌کنم.

10:33.260 --> 10:35.550
‫آره، ممنون.

10:35.890 --> 10:38.510
‫من همیشه برای کارهای عملی
‫مناسب‌تر بودم.

10:39.330 --> 10:43.480
‫بعد از اینکه ایچیگو رفت، مجبور شدم
‫نقشش رو بر عهده بگیرم.

10:43.830 --> 10:46.690
‫ولی توی این دوران پرمشغله،
‫ضعف‌هام رو می‌بینم.

10:47.210 --> 10:50.240
‫توی برنامه‌هایی که آژانس‌های بزرگ
‫نقش‌های اصلی رو می‌گیرن،

10:50.240 --> 10:52.400
‫من فقط می‌تونم نقش‌های مهمان بگیرم.

10:52.950 --> 10:56.520
‫ارتباطات و تجربه ندارم،
‫واسه همین جدی نمی‌گیرنم.

10:57.550 --> 11:03.040
‫آژانس ما در آستانه تولید یه ستاره‌ست
‫و من فقط دارم جلوی پیشرفتش رو می‌گیرم.

11:03.310 --> 11:06.790
‫می‌دونی که اینطور نیست. روبی
‫داره کلی کار می‌گیره—

11:06.790 --> 11:08.580
‫اون فقط از روی شانسه.

11:09.800 --> 11:10.790
‫جدی می‌گم...

11:11.260 --> 11:15.530
‫اونقدر خوش‌شانس بودیم که انگار
‫یکی داره همه چیز رو برنامه‌ریزی می‌کنه.

11:19.400 --> 11:21.470
‫این اواخر زیاد مهمون دارم.

11:22.310 --> 11:23.740
‫چطور پیدام کردی؟

11:24.120 --> 11:27.680
‫روبی روزهای تعطیلش غیبش می‌زنه
‫و به کسی هم نمی‌گه کجا می‌ره،

11:28.150 --> 11:29.650
‫واسه همین تعقیبش کردم.

11:29.910 --> 11:32.520
‫خیلی نسبت به خواهرت
‫حساس و عجیب شدی.

11:33.090 --> 11:35.900
‫تو همونی هستی که این فکرها رو
‫می‌ندازی توی سرش، مگه نه؟

11:36.620 --> 11:40.120
‫فقط اون نیست. تو هم داری
‫براش کار جور می‌کنی.

11:41.410 --> 11:46.020
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمت که بعد از مرگ آی،
‫میاکو-سان رو تنها گذاشتی.

11:46.460 --> 11:47.460
‫اما...

11:48.360 --> 11:51.690
‫دارم فکر می‌کنم که هنوز
‫به رویای توکیو دُم چسبیدی.

11:53.320 --> 11:56.560
‫به همون جایی که قرار بود
‫تو و آی اونجا بایستید.

12:01.050 --> 12:04.740
‫می‌خوای برگردی به کارِ
‫مدیریت آیدل‌ها، درسته؟

12:04.740 --> 12:06.020
‫اشتباه می‌کنی.

12:06.440 --> 12:09.560
‫آره، دارم به روبی توی کارش کمک می‌کنم.

12:09.560 --> 12:11.940
‫کارها رو از کسایی می‌گیرم که
‫قبلاً بهشون لطف کرده بودم

12:11.940 --> 12:15.640
‫و کسایی که بخاطر اتفاقی که برای آی افتاد،
‫با من همدردی می‌کنن.

12:15.640 --> 12:17.900
‫به هر حال منم ارتباطاتی دارم.

12:18.540 --> 12:25.040
‫ولی این کار رو می‌کنم چون بابت
‫کاری که با میاکو کردم عذاب وجدان دارم.

12:25.370 --> 12:27.500
‫به چیزی نچسبیدم.

12:27.870 --> 12:30.500
‫اگه هنوز
‫انقدر برات مهمه،

12:30.800 --> 12:35.000
‫چرا به جای دزدکی اومدن، برنمی‌گردی
‫به شرکت استرابری؟

12:35.000 --> 12:36.880
‫یه کار ناتمام دارم.

12:37.550 --> 12:40.220
‫نمی‌تونم اون رو هم وارد این ماجرا کنم.

12:40.220 --> 12:41.090
‫«کار ناتمام»؟

12:42.550 --> 12:44.860
‫تو بهتر از هر کسی می‌دونی.

12:45.650 --> 12:49.730
‫باید اون حروم‌زاده‌ای که اون بلا رو
‫سر آی آورد، بکشم.

12:50.060 --> 12:53.190
‫ولی تو فقط مدیر برنامه‌اش بودی.

12:53.630 --> 12:55.150
‫چرا می‌خوای تا این حد پیش بری؟

12:58.150 --> 12:59.320
<b>‫طرفدار همیشگی آی!!!</b>

13:16.120 --> 13:20.050
‫آی شاید مادر تو بوده،

13:20.320 --> 13:24.020
‫ولی اون برام مثل دخترم بود.

13:24.610 --> 13:25.740
‫اوه...

13:27.970 --> 13:29.490
‫می‌فهمم.

13:29.490 --> 13:32.480
‫واسه همینه که منم وارد دنیای نمایش شدم.

13:34.400 --> 13:37.730
‫کسی که پشت ماجرا بود، به آی نزدیک بود.

13:38.490 --> 13:42.280
‫واسه همین فکر کردم اگه وارد کارش بشم،
‫به حقیقت نزدیک‌تر می‌شم.

13:43.340 --> 13:45.530
‫ولی این جوابی بود که پیدا کردم.

13:47.280 --> 13:50.370
‫مردی که آی رو کشت، مرده.

13:56.600 --> 14:00.100
‫کسی رو پیدا کردم که باهاش
‫دی‌ان‌ای پدری مشترک داشتم.

13:57.130 --> 13:58.130
<b>‫گزارش محرمانه دی‌ان‌ای
‫نتیجه: احتمالا خواهر و برادر ناتنی‌ان</b>

14:00.710 --> 14:04.180
‫پدرمون سِی‌جورو اوهارا بود،
‫و اون دیگه بین ما نیست.

14:00.710 --> 14:02.380
<b>‫جسد زوج متاهل پیدا شد
‫در یک خودکشی دو نفره احتمالی</b>

14:04.690 --> 14:08.310
‫پس انتقام‌جویی ما تموم شده.

14:09.280 --> 14:11.310
‫دیگه لازم نیست ادامه بدی...

14:14.630 --> 14:15.650
‫بچه جون...

14:16.220 --> 14:17.610
‫داری چی میگی؟

14:18.180 --> 14:20.570
‫اون اتفاق رو خوب یادمه.

14:21.140 --> 14:23.650
‫هم زمانش،
‫و هم اینکه چطور فهمیدم.

14:23.780 --> 14:25.660
<b>‫شواهد حاکی از خودکشی دو نفره است</b>

14:23.780 --> 14:25.660
<b>‫فوری: بازیگران آیری هیمه‌کاوا و سِی‌جورو اوهارا
‫در ویلا مرده پیدا شدند</b>

14:24.200 --> 14:27.310
‫اون موقع داشتم با آی برای کنسرت
‫توکیو دُم جلسه هماهنگی می‌ذاشتم.

14:25.660 --> 14:26.160
<b>‫شواهد حاکی از خودکشی دو نفره است</b>

14:25.660 --> 14:26.160
<b>‫فوری: بازیگران آیری هیمه‌کاوا و سِی‌جورو اوهارا
‫در ویلا مرده پیدا شدند</b>

14:26.160 --> 14:27.870
<b>‫سِی‌جورو اوهارا، بازیگر</b>

14:26.160 --> 14:27.870
<b>‫آیری هیمه‌کاوا، بازیگر</b>

14:28.160 --> 14:32.800
‫سِی‌جورو اوهارا طراح
‫قتل آی بوده؟ غیرممکنه.

14:32.800 --> 14:35.700
‫اون قبل از اینکه شماها اسباب‌کشی کنید مرد.

14:35.700 --> 14:38.750
‫یه آدم مرده چطور می‌تونسته
‫آدرس جدیدتون رو پیدا کنه؟

14:38.750 --> 14:41.390
‫این ترتیب زمانی اصلاً جور درنمیاد.

14:41.390 --> 14:43.270
‫ولی اون آزمایش دی‌ان‌ای...

14:43.270 --> 14:45.850
‫به احتمال تقلب
‫در نسب فکر کردی؟

14:46.510 --> 14:51.010
‫مادر ممکنه بچه رو از مردی غیر از
‫شوهرش داشته باشه، می‌دونی که؟

14:51.010 --> 14:53.520
<b>‫خودکشی زوج بازیگر در کارویزاوا
‫جسد آیری هیمه‌کاوا و سِی‌جورو اوهارا پیدا شد</b>

14:51.340 --> 14:54.660
‫مرگ اوهاراها
‫می‌تونسته قتل-خودکشی باشه

14:54.660 --> 14:58.300
‫که توسط شوهر خشمگینی انجام شده که
‫تازه از خیانت زنش باخبر شده، نه؟

14:59.150 --> 15:02.650
‫قبل از همه اینا، چرا انقدر مطمئنی
‫که پدرت طراح اصلی بوده؟

15:02.650 --> 15:06.020
‫شاید یکی تو آژانس
‫آدرس رو لو داده باشه.

15:06.530 --> 15:09.410
‫این هنوز تموم نشده. حتی نزدیکش هم نیست.

15:10.290 --> 15:13.400
‫تو همیشه بچه باهوشی بودی.

15:13.400 --> 15:17.280
‫اگه فقط یه ثانیه بهش فکر می‌کردی،
‫خودت به این نتیجه می‌رسیدی.

15:17.280 --> 15:18.250
‫ولی با این حال...

15:18.250 --> 15:20.840
‫اشتباه می‌کنی، ایچیگو-سان.

15:21.600 --> 15:24.840
‫داری یه نکته مهم رو نادیده می‌گیری.

15:25.160 --> 15:26.720
‫نکته مهم؟ منظورت چیه؟

15:26.720 --> 15:28.140
‫باید باشه!

15:29.130 --> 15:31.430
‫حتماً یه چیزی هست!

15:35.520 --> 15:39.440
‫امکان نداره... این اصلاً درست نیست.

15:40.130 --> 15:42.630
‫مطمئن بودم بالاخره همه چی تموم شد...

15:43.970 --> 15:45.240
‫تموم شده، مگه نه؟

15:45.240 --> 15:46.330
‫منظورم اینه که...

15:46.330 --> 15:50.070
‫ببخشید. همه‌ش فقط حدس و گمان بود.

15:50.920 --> 15:54.180
‫برو خونه و استراحت کن.

16:06.340 --> 16:09.260
‫تصمیم گرفتم که با آکانه
‫واقعاً وارد رابطه بشم.

16:16.190 --> 16:17.770
‫ببخشید، همین‌جا پیاده میشم.

16:26.030 --> 16:30.240
‫نه... غیرممکنه. همه چی تموم شده بود.

16:30.880 --> 16:33.310
‫انتقام آی گرفته شده.

16:33.790 --> 16:35.580
‫اگه نشده باشه، پس من...

16:35.580 --> 16:38.540
‫عالی نیست؟ دوباره هدفمون رو پیدا کردیم!

16:39.730 --> 16:42.210
‫می‌تونیم فقط با نفرت پیش بریم،

16:42.740 --> 16:45.840
‫اون کسی که آی رو کشت واقعاً پیدا کنیم،

16:46.450 --> 16:50.470
‫و اون رو دچار تمام زجرها و دردهایی کنم
‫که این دنیا می‌تونه بهش تحمیل کنه.

16:50.470 --> 16:51.180
<b>‫طرفدارِ ابدیِ آی!!!</b>

16:51.450 --> 16:53.640
‫لیاقتِ من زجر کشیدنه.

16:54.290 --> 16:58.890
‫بعد از اینکه گذاشتم آی جلوی چشمام بمیره،
‫دیگه حقی ندارم که از زندگیم لذت ببرم.

16:59.210 --> 17:01.980
‫این یه جور مجازاته. یه انتقام.

17:01.980 --> 17:06.320
‫نه! من بالاخره فرصت اینو پیدا کردم
‫که زندگی کنم!

17:06.320 --> 17:10.120
‫آرامشی که این اواخر داشتی،
‫فقط یه رویای زودگذر بود.

17:10.120 --> 17:11.640
‫فراموشش کن.

17:11.640 --> 17:15.030
‫اصلاً، ما هنوز هیچ‌چیزی رو
‫به سرانجام نرسوندیم.

17:15.030 --> 17:16.240
‫انتقام بگیر.

17:16.500 --> 17:17.330
‫تلافی کن.

17:18.170 --> 17:21.750
‫به اون چیزی که سر آی اومد فکر کن. مجازاتش کن.

17:18.950 --> 17:19.660
‫آکوا...

17:20.620 --> 17:21.750
‫آکوا؟

17:22.080 --> 17:24.210
‫به خاطر چیزی که برای همیشه از دست دادیم!

17:23.120 --> 17:23.920
‫آکوا!

17:25.210 --> 17:26.210
‫آکوا!

17:26.210 --> 17:27.090
‫خفه شو!

17:41.040 --> 17:42.520
‫نکنه من...

17:42.520 --> 17:45.730
‫نکنه کاری کردم که باعث شده
‫این‌قدر ازم متنفر باشی؟

17:47.880 --> 17:51.650
‫خیلی احمقم. اصلاً خبر نداشتم.

17:52.310 --> 17:53.950
‫خیلی متأسفم، آکوا.

18:21.490 --> 18:23.140
<i>‫الو؟ آکوا-کون؟</i>

18:23.460 --> 18:25.270
‫الان وقت مناسبیه؟

18:25.950 --> 18:30.610
‫اوه، فردا مراسم جوایز فیلم ژاپن رو داری،
‫درسته؟

18:30.610 --> 18:34.450
‫آره، هرچند من فقط یکی از چند نفری‌ام
‫که جایزه بازیگر تازه‌کار رو می‌گیرن.

18:34.890 --> 18:38.200
‫بازم، این یه مراسم با فرش قرمزه!
‫دارم استرس می‌گیرم!

18:38.200 --> 18:41.420
<i>‫حتی تو هم گاهی استرس می‌گیری، نه؟</i>

18:41.420 --> 18:42.790
‫معلومه که می‌گیرم.

18:44.650 --> 18:45.750
‫خب...

18:46.320 --> 18:49.650
‫می‌تونیم فردا شب همدیگه رو ببینیم؟

18:50.430 --> 18:52.820
<i>‫باید خیلی دیر بشه چون مهمونی
‫پایان فیلم‌برداری داریم،</i>

18:52.820 --> 18:54.520
<i>‫ولی می‌خوام اون لباسی که قراره بپوشم رو
‫ببینی—</i>

18:54.520 --> 18:55.480
‫متأسفم.

18:56.590 --> 18:59.530
‫راستش الان اصلاً حس و حالِ
‫دیدن کسی رو ندارم.

19:01.050 --> 19:05.000
‫واقعاً؟ باشه، می‌فهمم.

19:05.000 --> 19:08.050
‫اگه یه وقت فشار خیلی زیاد شد،
‫من همیشه پیشت هستم، باشه؟

19:08.050 --> 19:10.000
<i>‫ممنون، آکانه.</i>

19:10.000 --> 19:11.790
‫خواهش می‌کنم. خداحافظ.

19:12.480 --> 19:13.110
<b>‫آکوا-کون</b>

19:12.960 --> 19:15.950
<i>‫آکوا-کون این اواخر حال و هوای
‫خوبی هم داشت.</i>

19:13.110 --> 19:15.110
<b>‫آکوا-کون</b>

19:13.110 --> 19:15.110
<b>‫تماس پایان یافت</b>

19:16.250 --> 19:20.530
<i>‫طبق گفته روبی-چان،
‫اون همیشه این‌قدر آدم افسرده‌ای نبوده.</i>

19:21.130 --> 19:24.620
<i>‫شرط می‌بندم بعد از مرگ آی-سان همه‌چی عوض شد.</i>

19:25.100 --> 19:29.130
<i>‫آکوا-کون هر وقت یاد اون می‌افته،
‫دچار حملات عصبی میشه.</i>

19:29.500 --> 19:31.880
<i>‫زخم‌های دوران کودکی‌اش همیشه
‫همراهش می‌مونن،</i>

19:32.300 --> 19:33.880
<i>‫تقریباً مثل یه طلسم.</i>

19:34.730 --> 19:40.300
<i>‫حالا که از انتقام گرفتن برای مادرش رها شده،
‫گناهش کم‌کم داره محو میشه،</i>

19:35.880 --> 19:37.840
<b>‫هی، اون مال منه!</b>

19:36.380 --> 19:38.090
<b>‫آه</b>

19:37.970 --> 19:40.300
<b>‫قیافه گرفتن</b>

19:38.340 --> 19:40.300
<b>‫شوخی کردم.</b>

19:40.920 --> 19:43.890
<i>‫و داره به همون آدمی تبدیل میشه
‫که همیشه قرار بوده باشه.</i>

19:44.780 --> 19:46.960
<i>‫نمی‌تونم جلوی امید داشتنم رو بگیرم...</i>

19:46.960 --> 19:51.930
<i>‫که اون همین‌طور بی‌خبر بمونه
‫و یه زندگی آروم داشته باشه.</i>

19:51.930 --> 19:53.700
<i>‫اون‌وقت مطمئنم که آکوا-کون...</i>

19:55.010 --> 19:58.850
‫با مهارت‌های بازیگری‌ای که
‫طی سال‌ها تئاتر پرورش داده،

19:57.400 --> 19:58.520
<b>‫جایزه بازیگر تازه‌کار</b>

19:58.850 --> 20:01.870
‫کوروساوا-سان در نقش‌ها و آثار مختلف
‫درخشیده.

20:02.330 --> 20:05.470
‫تبریک می‌گم برای بردن 
‫جایزه بازیگر تازه‌کار.

20:08.160 --> 20:10.630
‫خیلی برات خوشحالم.

20:10.630 --> 20:12.620
‫تو بیشتر از من داری گریه می‌کنی.

20:14.130 --> 20:15.300
<i>‫آکوا-کون؟</i>

20:15.970 --> 20:17.850
<i>‫نه، محاله.</i>

20:19.260 --> 20:20.260
‫واو!

20:20.780 --> 20:23.230
‫دسته گل آژانس خیلی بزرگه!

20:23.230 --> 20:24.970
‫اگه الان نه، پس کی؟

20:25.270 --> 20:28.790
‫واو... مال لالالای خیلی کوچیکه.

20:28.790 --> 20:31.810
‫اوضاع برای گروه‌های تئاتری مثل ما 
‫سخته، می‌فهمی؟

20:31.810 --> 20:33.480
<b>‫جشن جایزه بازیگر تازه‌کار
‫گروه تئاتر لالالای</b>

20:31.810 --> 20:33.640
<b>‫جشن جایزه بازیگر تازه‌کار
‫آکانه کوروکاوا-ساما</b>

20:32.710 --> 20:35.840
‫رزهای سفید؟ اینا از طرف کین؟

20:35.840 --> 20:37.360
‫از اعضای سابق لالالای.

20:37.800 --> 20:42.570
‫الان خودش آژانس داره و هر وقت 
‫پای ما وسط باشه، گل می‌فرسته.

20:43.000 --> 20:45.660
‫همه جور آدمی دارن بهم 
‫تبریک می‌گن، نه؟

20:46.010 --> 20:48.840
‫هیچ‌وقت یادت نره قدردان باشی.

20:48.840 --> 20:50.370
‫معلومه!

20:50.370 --> 20:55.090
‫عجب، کی فکرش رو می‌کرد آکانه 
‫این‌قدر سریع ستاره بشه؟

20:55.090 --> 20:57.960
‫همه‌اش به خاطر 
‫آموزش‌های کینداچی-سانه.

20:57.960 --> 20:59.120
‫خواهش می‌کنم.

20:59.120 --> 21:03.280
‫اون همیشه استعدادش رو داشت، 
‫ولی تو این کار،

21:03.280 --> 21:06.210
‫باید روی کسایی که قدرت انتخاب بازیگر دارن 
‫تاثیر مثبت بذاری،

21:06.210 --> 21:08.430
‫وگرنه گرفتن نقش‌های اصلی سخته.

21:08.940 --> 21:13.400
‫رئیس، تصمیمت برای آوردن اون به تلویزیون 
‫به هر قیمتی، حالا جواب داده.

21:13.880 --> 21:16.460
‫اولش خیلی تصمیم بدی به نظر می‌رسید،

21:16.460 --> 21:20.990
‫ولی از بعد از عشق امروزی، 
‫شخصیت عمومی‌اش کلاً عوض شد.

21:21.300 --> 21:23.230
‫چیه، اون حالت نگاهش؟

21:23.230 --> 21:25.970
‫اون معمولاً خیلی آرومه،

21:25.970 --> 21:29.160
‫ولی وقتی دوربین روشه، 
‫چشماش یه برقی می‌زنه که هیچ‌کس نداره.

21:29.550 --> 21:33.490
‫هر از گاهی آدمایی رو می‌بینی که 
‫چشمای این‌طوری دارن.

21:34.070 --> 21:38.940
‫چشمایی که آدم رو گول می‌زنه. 
‫قدرتِ واقعی نشون دادنِ دروغ‌ها.

21:38.940 --> 21:41.620
‫برای یه بازیگر، این بزرگ‌ترین نعمته.

21:45.000 --> 21:46.640
‫ما قبلاً هم یکی از اونا رو داشتیم.

21:46.920 --> 21:48.910
‫جدی؟ کی بود؟

21:48.910 --> 21:51.240
‫همونی که اون رزها رو فرستاده.

21:51.240 --> 21:53.930
‫اون یکی از بهترین بازیگرای ما بود.

21:53.930 --> 21:55.360
‫خیلی دوست دارم بازیش رو ببینم!

21:55.360 --> 21:56.870
‫فیلمی ازش داریم؟

21:58.440 --> 21:59.900
<b>‫لیست پخش</b>

21:59.400 --> 22:02.860
‫شاید توی قدیمی‌ترین لیست پخش‌های 
‫تمرینات باشه.

21:59.900 --> 22:00.560
<b>‫ویدیوهای تمرین لالالای
‫۱۷ تا دنبال‌کننده</b>

21:59.900 --> 22:00.560
<b>‫لیست‌های پخش ایجاد شده</b>

22:01.520 --> 22:02.860
<b>‫«خدای پرستاره» - غیرعمومی
‫مشاهده کل پلی‌لیست</b>

22:02.110 --> 22:02.860
<b>‫پخش همه</b>

22:02.860 --> 22:03.820
<b>‫تکان دادن قایق ۱</b>

22:09.620 --> 22:10.830
‫شبیهش به نظر می‌رسه.

22:12.570 --> 22:14.120
‫واقعاً شبیهش هست.

22:14.850 --> 22:18.840
<i>‫آکوا-کون فکر می‌کرد طراح نقشه 
‫عضو لالالای بوده.</i>

22:19.460 --> 22:25.580
<i>‫این یه حدس بود بر اساس کارگاهی که 
‫آی قبل از بارداری توش شرکت کرده بود.</i>

22:25.580 --> 22:27.180
<i>‫این که خیلی قطعی نیست.</i>

22:27.170 --> 22:32.680
<b>‫کشف جسد زوج بازیگر در خودکشی مشکوک
‫جسد یک زن و مرد در کلبه‌ای در کارویزاوا پیدا شد. اون‌ها رو به بیمارستان بردن ولی فوت کرده بودن. پلیس ناگانو هویتشون رو آیری هیمه‌کاوا و سیجورو اوهارا اعلام کرد.</b>

22:27.650 --> 22:32.460
<i>‫اما اگه تایکی هیمه‌کاوا در واقع 
‫پسر بیولوژیکی سیجورو نباشه چی؟</i>

22:32.460 --> 22:35.190
<i>‫و بچه یه مرد دیگه باشه؟</i>

22:36.690 --> 22:40.440
‫پدر بیولوژیکی هیمه‌کاوا-سان 
‫و آکوا-کون

22:40.440 --> 22:45.990
‫خیلی راحت می‌تونست عضو لالالای باشه، 
‫چون سیجورو و آیری هم بودن.

22:46.930 --> 22:51.080
<i>‫تازه، سبک بازیگری‌اش 
‫خیلی شبیه آی هست.</i>

22:52.030 --> 22:56.250
<i>‫اگه آی بازیگری رو مستقیم از اون یاد گرفته باشه...</i>

22:57.050 --> 23:00.590
<i>‫چرا تا حالا هیچ‌کس حرفی ازش نزده؟</i>

23:02.060 --> 23:03.550
‫روش سرپوش گذاشته بودن.

23:03.630 --> 23:04.290
<b>‫جشن جایزه بازیگر تازه‌کار
‫آکانه کوروکاوا-ساما</b>

23:04.770 --> 23:05.760
‫رزهای سفید.

23:05.750 --> 23:09.470
<b>‫گل‌هایی که میگن قاتل آورده بود،
‫رزهای سفید، اونجا پخش شده بودن...</b>

23:06.630 --> 23:09.470
‫همون گل‌هایی که اون روانی
‫موقع چاقو زدن به آی دستش بود...

23:09.800 --> 23:11.060
‫اون‌ها هم رزهای سفید بودن.

23:11.800 --> 23:15.780
‫یکی به یه فن متعصب گفته بود
‫آی بچه داره و اون رو عصبانی کرده بود.

23:15.780 --> 23:18.690
‫آدرس آی رو بهش داد
‫و تحریکش کرد که قتل رو انجام بده.

23:19.700 --> 23:22.940
‫اون همه چی رو جوری چید که این اتفاق بیفته.

23:24.190 --> 23:28.910
<i>‫احساسات بازسازی‌شده‌ی آی
‫توی وجودم دارن می‌جوشن.</i>

23:29.570 --> 23:31.390
<i>‫اگه اون بوده،</i>

23:31.390 --> 23:35.380
<i>‫می‌فهمم چرا آی شریکش رو
‫مخفی نگه داشته بود،</i>

23:35.380 --> 23:38.010
<i>‫و چرا از یه نفر دیگه
‫برای انجام قتل استفاده کرد.</i>

23:39.010 --> 23:40.880
<i>‫از همه مهم‌تر،
‫اون دقیقاً شبیه خودشه.</i>

23:42.200 --> 23:44.420
<i>‫صورت اون و آکوا-کون</i>

23:44.420 --> 23:45.860
<i>‫خیلی به هم شبیه‌ان!</i>

23:47.750 --> 23:49.260
<i>‫هیکارو کامیکی.</i>

23:50.190 --> 23:52.460
<i>‫وقتی آی تو ۱۶ سالگی باردار شد،</i>

23:52.970 --> 23:55.520
<i>‫اون یه دانش‌آموز ۱۵ ساله بود.</i>

23:53.320 --> 24:05.320
ارائه‌ای از رسانه انیمکس

23:53.320 --> 24:05.320
Yuki   &   Memento\h:مترجم

23:53.320 --> 24:05.320
ANIMEX.CLICK

23:55.510 --> 24:00.020
<b>‫قسمت ۲۸










‫کور</b>

24:05.490 --> 24:08.490

