WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki & Memento\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫m0 0 l 0 204 64 204 b 6 150 6 64 64 0</b>

00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫کو نو اوشی</b>

00:00.020 --> 00:03.330
<b>‫m0 0 l 0 204 64 204 b 6 150 6 64 64 0</b>

01:30.010 --> 01:34.220
<b>‫خروجی شمالی مرکز خرید
‫باشگاه رقص هولا، تست خصوصی
‫سان‌فلاور آر اند آر، یاسوئوکا</b>

01:31.570 --> 01:33.760
‫خب، نفر بعدی تویی، روبی.

01:34.700 --> 01:38.930
<i>‫اگه این یه تست بازیگری معمولی بود،
‫روبی‌چان هیچ شانسی نداشت.</i>

01:39.200 --> 01:41.870
<i>‫پس حتماً دلیلی داره که
‫توی این پروژه حضور داره،</i>

01:42.540 --> 01:45.350
<i>‫و شرط می‌بندم به این نقش
‫و این فیلم مربوط می‌شه.</i>

01:45.860 --> 01:47.310
‫بگو ببینم، روبی.

01:47.570 --> 01:50.780
‫دروغ گفتن برات چه معنی‌ای داره؟

01:53.410 --> 01:55.400
<i>‫باید نقش یه دروغگو رو بازی کنم؟</i>

01:59.700 --> 02:02.580
<i>‫چی باعث می‌شه یه حرف دروغ باشه؟
‫اصلاً چی باعث می‌شه آدم دروغگو بشه؟</i>

02:03.210 --> 02:05.540
<i>‫بازیگری هم دروغ محسوب می‌شه؟</i>

02:07.580 --> 02:09.310
<i>‫من توی بازیگری خوبم.</i>

02:09.310 --> 02:10.710
<i>‫اون‌قدر خوب که،</i>

02:10.710 --> 02:14.330
<i>‫آکوا حتی وقتی بچه بودیم فکر می‌کرد
‫این آینده‌ی منه.</i>

02:15.780 --> 02:16.670
<i>‫هرچی باشه...</i>

02:17.420 --> 02:19.510
<i>‫من همیشه دارم نقش بازی می‌کنم،</i>

02:20.420 --> 02:22.610
<i>‫نقش «روبی هوشینو» رو بازی می‌کنم.</i>

02:23.370 --> 02:26.540
<i>‫سعی می‌کنم در حد نقش دختر
‫آی هوشینو ظاهر بشم،</i>

02:27.290 --> 02:31.910
<i>‫یه آیدل شاد، معصوم و واقعی که
‫مرگ مادرش رو پشت سر گذاشته.</i>

02:33.330 --> 02:37.480
<i>‫چون فکر می‌کنم مامان دوست داشت
‫من این‌طوری بزرگ بشم.</i>

02:42.090 --> 02:44.780
<i>‫همیشه داشتم نقش بازی می‌کردم،</i>

02:46.030 --> 02:48.290
<i>‫نقش «سارینا تندوجی» رو بازی می‌کردم.</i>

02:49.810 --> 02:55.130
<i>‫کسی که از پدر و مادرش کینه نداشت که
‫سرشون شلوغ بود و بیمارستان نمی‌اومدن—</i>

02:55.830 --> 02:58.180
<i>‫یه دختر شجاع و در عین حال ترحم‌برانگیز.</i>

02:59.620 --> 03:04.900
<i>‫مجبور بودم، چون اون‌قدر ناتوان بودم که
‫بدون کمک بقیه هیچ کاری ازم برنمی‌اومد،</i>

03:06.030 --> 03:08.730
<i>‫و می‌دونستم این تنها راهیه
‫که می‌تونم باهاش زنده بمونم.</i>

03:10.590 --> 03:14.490
<i>‫پس تمام احساسات زشتم رو
‫پشت چهره‌ی واقعیم قایم کردم.</i>

03:16.240 --> 03:19.270
<i>‫مامان هم همین‌طور بود؟</i>

03:20.660 --> 03:24.970
<i>‫اون نقش یه آیدل بی‌نقص رو بازی می‌کرد
‫و قایم می‌کرد که بچه داره.</i>

03:25.370 --> 03:29.230
<i>‫همیشه شاد و بی‌خیال بود.</i>

03:32.130 --> 03:35.500
<i>‫ولی همه‌ش بازی بود؟</i>

03:36.490 --> 03:39.830
<i>‫اون هم همه‌ی احساساتش رو تو خودش می‌ریخت؟</i>

03:41.360 --> 03:43.670
<i>‫اگه اون هم مثل الانِ من بود—</i>

03:45.250 --> 03:47.060
<i>‫اگه اونم یه دروغگو بود، پس...</i>

03:50.550 --> 03:51.690
‫درد داره.

03:52.290 --> 03:54.590
‫از همه‌ش متنفرم. افتضاحه.

03:54.590 --> 03:56.710
‫کاملاً مسخره‌ست. اصلاً چرا؟

03:56.710 --> 03:58.360
‫آزاردهنده‌ست. نمی‌تونم تحملش کنم.

03:58.360 --> 04:00.320
‫به همه‌تون حسودیم می‌شه. چندش‌آوره.

04:00.320 --> 04:01.530
‫وحشتناکه! درد داره!

04:04.970 --> 04:09.120
‫هنوزم کابوس اون روزی رو می‌بینم
‫که مامان مرد.

04:10.080 --> 04:12.820
‫چرا سنسی هم مرده؟!

04:13.710 --> 04:18.420
‫هر کسی رو که دوست دارم باید بمیره؟

04:18.900 --> 04:20.990
‫از دوست داشتنِ کسی می‌ترسم.

04:21.960 --> 04:25.430
‫می‌خوام برم پیششون.

04:26.830 --> 04:29.390
‫می‌خوام بمیرم.

04:33.720 --> 04:34.960
‫شوخی کردم!

04:35.320 --> 04:38.020
‫اصلاً همچین حسی ندارم!

04:38.020 --> 04:40.010
‫همه‌ش رو پشت سر گذاشتم، فهمیدی؟

04:40.690 --> 04:41.820
‫حرفای من همین بود.

04:43.220 --> 04:46.660
‫اوه، اون... آره، فهمیدم.

04:47.170 --> 04:49.070
‫نظرت چیه، کوراکاوا-سان؟

04:49.070 --> 04:50.790
‫آره، خوب بود.

04:51.380 --> 04:56.710
‫می‌تونم تا صبح ازش ایراد بگیرم،
‫ولی با تمرین درست می‌شه.

04:56.710 --> 04:58.760
‫خیلی روی بازیگری حساسی، نه؟

04:59.170 --> 05:00.220
‫بسیار خب.

05:00.650 --> 05:03.340
‫بذار از جایی که اون تموم کرد ادامه بدم.

05:19.820 --> 05:21.280
‫هورا!

05:22.530 --> 05:26.620
‫قضیه از این قراره، فریل-چان؟

05:27.050 --> 05:29.200
‫منظورت چیه؟

05:29.200 --> 05:33.210
‫بی‌خیال. تو بزرگ‌ترین دروغگوی اینجایی.

05:33.780 --> 05:38.170
‫تو از همون اول می‌خواستی این نقش
‫به روبی برسه، مگه نه؟

05:38.690 --> 05:43.380
‫داری این کارو می‌کنی تا من که
‫گزینه دومم رو از دور خارج کنی.

05:43.690 --> 05:44.970
‫داری چی میگی؟

05:45.910 --> 05:48.930
‫فقط دارم حدس می‌زنم،
‫اما این تست بازیگری کوچیک؟

05:48.930 --> 05:52.210
‫فکر کنم برای اینه که معلوم بشه
‫کی قراره نقش آی هوشینو رو بازی کنه.

05:53.300 --> 05:58.990
‫فیلمی که گوتاندا-سان داره می‌سازه
‫بر اساس زندگی آی هوشینوئه.

05:58.990 --> 06:00.030
‫اشتباه می‌کنم؟

06:00.600 --> 06:02.180
‫چی باعث شده همچین فکری کنی؟

06:02.800 --> 06:05.700
‫چون حس می‌کنم این دقیقاً همون چیزیه
‫که آکوا-کون بهش فکر می‌کنه.

06:06.490 --> 06:08.890
‫دیگه عواقب کار براش اهمیتی نداره.

06:08.890 --> 06:13.140
‫اون برای رسیدن به هدفش دست به هر کاری می‌زنه،
‫حتی اگه همه رو مقابل خودش قرار بده.

06:14.320 --> 06:18.170
‫چی؟ آکوا داره از مامان پول درمیاره؟

06:18.650 --> 06:21.630
‫ها؟ فکر نمی‌کنم
‫قضیه این باشه.

06:22.290 --> 06:25.840
‫راستش، وقتی فیلم‌نامه رو خوندم
‫اصلاً باورم نمی‌شد.

06:26.370 --> 06:30.180
‫توی عمرم فیلم‌نامه‌ای ندیده بودم که
‫از تک‌تک صفحاتش شرارت بباره.

06:32.020 --> 06:37.480
‫من اون‌قدرها هم احمق نیستم، پس فهمیدم
‫آکوا-سان داره چیکار می‌کنه.

06:37.720 --> 06:40.480
<b>‫دروغِ 15 ساله</b>

06:37.930 --> 06:40.480
‫اون داره این فیلم رو برای انتقام می‌سازه.

06:40.880 --> 06:42.860
‫هم اون و هم گوتاندا-سان.

06:46.000 --> 06:47.180
‫آکوا...؟

06:48.680 --> 06:54.220
‫همون‌طور که کوراکاوا-سان حدس زد، این فیلم
‫روایتی از زندگی آی هوشینو-سانه.

06:54.660 --> 06:59.630
‫در عین حال، قراره قاتلش رو هم
‫محکوم کنه.

06:59.950 --> 07:04.090
‫اما به نظر من، اون بخشش
‫بستگی به بازیگر نقش آی داره.

07:05.810 --> 07:10.820
‫همه چیز به این بستگی داره که اون
‫قاتلش رو می‌بخشه یا نه.

07:11.710 --> 07:17.060
‫پس چیزی که مهمه اینه که،
‫کی می‌تونه اراده آی-سان رو بهتر نشون بده؟

07:17.060 --> 07:18.460
‫خواسته مامان...

07:20.810 --> 07:23.440
‫پس من تنها گزینه هستم.

07:24.020 --> 07:29.110
‫من آی-سان رو تحلیل کردم و
‫خلق‌وخوی احساسیش رو خوب می‌شناسم.

07:29.110 --> 07:33.490
‫کاملاً باور دارم که می‌تونم هر چیزی که
‫اون می‌خواست بگه رو بیان کنم.

07:34.360 --> 07:39.230
‫تو هیچ تجربه بازیگری نداری، روبی-چان.
‫فکر می‌کنی می‌تونی بهتر از من باشی؟

07:39.230 --> 07:40.330
‫نه، نمی‌تونم.

07:41.160 --> 07:42.040
‫ولی...

07:42.370 --> 07:45.170
‫فقط من می‌فهمم مامان چه حسی داشت.

07:45.690 --> 07:49.430
‫هیچ‌کس جز من نمی‌تونه دردش رو درک کنه!

07:50.350 --> 07:53.510
‫من کسی هستم که انتقام مامان و سنسی
‫رو می‌گیرم.

07:54.190 --> 07:57.560
‫درست نیست که کس دیگه‌ای
‫این کارو انجام بده!

07:57.960 --> 07:59.450
‫باید خودم باشم.

08:01.140 --> 08:03.940
‫از بازی‌های آکوا خوشم نمیاد،

08:03.940 --> 08:07.400
‫و تا همین یه دقیقه پیش هم
‫با باختن کنار اومده بودم.

08:07.400 --> 08:09.110
‫اما اوضاع عوض شده.

08:09.390 --> 08:10.740
‫تا وقتی نبرم ادامه میدم.

08:10.740 --> 08:12.570
‫تا وقتی که جفتتون رو قانع کنم،

08:12.570 --> 08:14.200
‫با تمام وجودم تلاش می‌کنم!

08:19.330 --> 08:22.080
<i>‫عجب وضعیتی!</i>

08:22.080 --> 08:28.360
<i>‫این همون دختریه که منو مثل خواهر بزرگش می‌دید،
‫دختری که مادرش جلوی چشماش کشته شد!</i>

08:28.360 --> 08:33.520
<i>‫چطور بهش بگم که من مادرش رو
‫بهتر از خودش می‌شناسم؟</i>

08:33.520 --> 08:36.560
<i>‫اصلاً همچین جرئتی ندارم!</i>

08:36.970 --> 08:38.390
<i>‫تازه...</i>

08:37.770 --> 08:42.230
<b>‫دروغِ 15 ساله</b>

08:38.390 --> 08:42.230
<i>‫اگه فقط بخوام توی فیلم باشم،
‫لازم نیست حتماً نقش آی رو بازی کنم.</i>

08:42.230 --> 08:44.450
‫این همون چیزی بود که می‌خواستم بشنوم!

08:44.450 --> 08:47.980
‫اگه این‌قدر مصممی،
‫از پسِ تمام تمرین‌ها برمیای!

08:47.980 --> 08:49.220
‫آکانه-چان!

08:49.990 --> 08:52.330
<i>‫می‌تونیم همین رو بگیم و تمومش کنیم؟</i>

08:52.950 --> 08:54.420
‫خیلی خب، بزن بریم!

08:56.810 --> 08:57.820
<i>‫بعد از اون،</i>

08:58.810 --> 09:01.940
<i>‫تست بازیگری تا وقتی که همه
‫راضی بشن ادامه پیدا کرد.</i>

09:02.830 --> 09:05.960
<i>‫بازی کوراکاوا-سان
‫اون تأثیر همیشگی رو نداشت،</i>

09:06.300 --> 09:09.540
<i>‫و من هم از اول طرفدار روبی بودم،</i>

09:10.250 --> 09:15.100
<i>‫پس تست بازیگری خصوصی با توافقِ
‫ما برای دادن نقش به روبی تموم شد.</i>

09:16.440 --> 09:18.600
‫خیلی خب، شب بخیر.

09:18.600 --> 09:20.350
‫شب بخیر.

09:21.120 --> 09:24.440
‫آکانه-چان، فریل-چان،
‫با تمام وجودم سعی می‌کنم ناامیدتون نکنم!

09:24.730 --> 09:26.140
‫بـ... باشه...

09:35.980 --> 09:40.170
<i>‫حالا خوب می‌فهمم چرا تست‌های بازیگری
‫بدون حضور مدیرها به جایی نمی‌رسه.</i>

09:40.660 --> 09:44.880
<i>‫بدون کسی که حرف آخر رو بزنه،
‫هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسی.</i>

09:42.530 --> 09:44.880
‫یه بار دیگه! یه بار دیگه!

09:45.660 --> 09:50.020
<i>‫با این حال، بازی روبی-چان
‫با هر بار تکرار بهتر می‌شد.</i>

09:50.980 --> 09:54.140
<i>‫انگار هیچ‌وقت نمی‌دونی کجا ممکنه
‫به یه استعداد واقعی بربخوری.</i>

09:55.430 --> 09:59.890
<i>‫وقتی نقش آی رو رد کنم،
‫در مورد یه نقش دیگه باهاشون حرف می‌زنم.</i>

09:59.890 --> 10:01.390
<i>‫این‌طوری،</i>

10:01.820 --> 10:03.850
<i>‫هنوزم می‌تونم به هدفم برسم.</i>

10:04.410 --> 10:07.810
<i>‫نمی‌ذارم آکوا-کون به خواسته‌اش برسه.</i>

10:08.150 --> 10:09.310
‫کارت تموم شد؟

10:12.300 --> 10:13.660
‫خیلی وقته گذشته.

10:14.980 --> 10:17.950
‫فکر می‌کردم قراره برای همیشه
‫از زندگیم بری بیرون؟

10:18.260 --> 10:20.700
‫قرار بود همین‌طور باشه،

10:21.790 --> 10:24.740
‫ولی من قدرت این رو ندارم که
‫انتخاب بازیگرها رو تعیین کنم.

10:25.480 --> 10:26.370
‫آره؟

10:28.810 --> 10:32.110
‫اگه فقط می‌خوای یه فیلم بسازی،
‫با کمال میل کمکت می‌کنم.

10:32.650 --> 10:37.180
‫اما اگه نقشه داری که تنهایی
‫فراتر از این بری،

10:37.680 --> 10:39.260
من حتماً جلوت رو
‫می‌گیرم.

10:41.010 --> 10:42.140
‫اوه، واقعاً؟

10:49.890 --> 10:53.380
‫خیلی دوست دارم ببینم چطور می‌خوای این کار
‫رو بکنی، آکانه کوراکاوا!

10:53.940 --> 10:55.690
<b>‫کانا آریما</b>

10:53.940 --> 10:55.690
<b>‫یه اطلاعیه دارم</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫۲۷۱ دنبال‌شونده</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫۱۰۱ هزار دنبال‌کننده</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫پست‌ها</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫پاسخ‌ها</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫رسانه</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫کانا آریما</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫یه اطلاعیه دارم</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫اطلاعیه</b>

10:55.690 --> 10:58.650
<b>‫بابت ناگهانی بودن این اطلاعیه عذر می‌خوام.</b>

10:58.650 --> 11:04.200
<b>‫اطلاعیه</b>

10:59.250 --> 11:03.100
<i>‫بابت ناگهانی بودن
‫این اطلاعیه عذر می‌خوام.</i>

11:03.890 --> 11:08.420
<i>‫من، کانا آریما، از گروه بی-کوماچی
‫فارغ‌التحصیل می‌شم.</i>

11:08.720 --> 11:10.780
<i>‫این دو سالی که با گروه گذروندم</i>

11:10.780 --> 11:12.630
<i>‫یه ماجراجویی کاملاً جدید
‫توی زندگیم بود،</i>

11:12.630 --> 11:14.640
<i>‫و با هیچی عوضش نمی‌کنم.</i>

11:15.100 --> 11:16.840
<i>‫از طریق فعالیت‌های آیدلی‌ام،</i>

11:17.240 --> 11:21.050
<i>‫چیزهای زیادی رو تجربه کردم که باعث شد
‫به آرزوها، رویاها و کارهایی که</i>

11:21.430 --> 11:24.320
<i>‫دوست دارم انجام بدم، فکر کنم.</i>

11:24.640 --> 11:28.360
<i>‫می‌خوام به عنوان یه بازیگر زندگی کنم.</i>

11:28.360 --> 11:34.150
<i>‫به این نتیجه رسیدم که این خواسته،
‫بخش بزرگی از وجود منه.</i>

11:29.980 --> 11:34.940
<b>‫طرفدار مِم-چو</b>

11:29.980 --> 11:34.940
<b>‫طرفدار مِم-چو</b>

11:29.980 --> 11:34.940
<b>‫طرفدار کانا آریما</b>

11:29.980 --> 11:34.940
<b>‫طرفدار کانا آریما</b>

11:29.980 --> 11:34.940
<b>‫طرفدار روبی</b>

11:29.980 --> 11:34.940
<b>‫طرفدار روبی</b>

11:37.890 --> 11:38.910
‫آ-کون.

11:39.420 --> 11:40.590
‫چیه؟

11:40.590 --> 11:42.600
‫یه چیز باحال بگو.

11:44.760 --> 11:47.920
‫نظرت چیه در مورد اینکه
‫کانا آریما یه پانداست حرف بزنیم؟

11:47.920 --> 11:49.210
‫چی گفتی؟

11:49.590 --> 11:55.020
‫سال ۱۸۲۵ توی هیمالیا، یه غربی
‫برای اولین بار یه پاندای سرخ دید.

11:55.670 --> 11:57.880
‫از یه مرد محلی نپالی پرسید:

11:57.880 --> 12:00.020
‫«اون چیه؟»

12:00.020 --> 12:02.850
‫مرد نپالی هم بهش گفت
‫اون یه «نیگالیا پونیا»ست.

12:03.600 --> 12:07.220
‫«پونیا» تغییر کرد و
‫به کلمه امروزی «پاندا» تبدیل شد.

12:07.220 --> 12:09.810
‫حالا، اینکه «نیگالیا پونیا»
‫دقیقاً چه معنی‌ای میده...

12:10.500 --> 12:12.940
‫یعنی «بامبوخور».

12:13.800 --> 12:14.860
‫بنابراین،

12:15.530 --> 12:18.780
‫کانا آریما که الان داره
‫جوانه بامبو می‌خوره، یه پانداست.

12:18.780 --> 12:19.700
‫واو!

12:19.960 --> 12:21.370
‫هشتاد و چهار امتیاز!

12:21.370 --> 12:22.820
‫خوشحالم که خوشت اومد.

12:23.410 --> 12:27.880
‫خیلی چیزها بلدی.
‫انگار کویزناک هستی.

12:26.680 --> 12:27.640
‫پیپ!

12:27.880 --> 12:29.540
‫چیز مهمی نیست.

12:29.950 --> 12:34.290
‫راستی، این کلمه اول به چیزی اشاره داشت
‫که الان بهش می‌گیم پاندای سرخ،

12:34.290 --> 12:38.440
‫ولی بعد از اینکه نسخه سیاه و سفیدش
‫در سال ۱۸۶۹ معروف شد،

12:38.440 --> 12:41.890
‫اسم بین پاندای سرخ و
‫پاندای بزرگ تقسیم شد.

12:42.180 --> 12:44.960
‫واسه اطلاعت بگم، «لِسر» یعنی فرعی.

12:44.960 --> 12:46.600
‫حالا دیگه داری مثل اونا حرف می‌زنی.

12:50.560 --> 12:55.770
<b>‫برنامه
‫ماه مارس</b>

12:50.560 --> 12:55.770
<b>‫ماشین حمل زباله ساعت ۲ بعدازظهر ۹ مارس میاد.
‫تا اون موقع زباله‌ها رو جمع و تفکیک کنید.</b>

12:50.560 --> 12:55.770
<b>‫گواهی
‫فارغ‌التحصیلی</b>

12:50.560 --> 12:55.770
<b>‫ما رو هم با خودت ببر
‫سفر فارغ‌التحصیلی!</b>

12:50.560 --> 12:55.770
<b>‫به هوکایدو</b>

12:50.560 --> 12:55.770
<b>‫یا به کیوشو</b>

12:50.560 --> 12:55.770
<b>‫بیکینگ سودا-سنپای،
‫فارغ‌التحصیلی از دبیرستان مبارک!</b>

12:51.310 --> 12:54.820
‫به نظرم کاملاً شبیه دنیای نمایشه.

12:55.320 --> 12:58.870
‫اونایی که محبوب‌ترن
‫اسم و اعتبار تو رو می‌گیرن،

12:55.770 --> 13:01.240
<b>‫رتبه‌بندی سالانه موسیقی
‫رتبه اول: بی-کوماچی</b>

12:58.870 --> 13:01.240
‫و اگه نفروشی،
‫بهت می‌گن فرعی؟

13:01.970 --> 13:06.370
‫یاد هنرمندایی می‌افتم که
‫نتونستن ستاره اصلی بشن.

13:06.370 --> 13:07.900
‫شاید این‌طور باشه.

13:10.690 --> 13:13.320
‫راستی، پستت رو دیدم.

13:13.320 --> 13:14.210
‫اوه.

13:14.850 --> 13:19.170
‫رفتم و اعلامش کردم.
‫دیگه راه برگشتی نیست.

13:19.690 --> 13:21.310
‫چه زود گذشت.

13:21.310 --> 13:25.640
‫دو سال از وقتی که ازم خواستی
‫آیدل بشم می‌گذره، دو سال تمام.

13:26.200 --> 13:28.970
‫ببخشید که اون‌قدر اصرار کردم.

13:29.380 --> 13:30.100
‫اصلاً این‌طور فکر نکن.

13:30.870 --> 13:33.310
‫الان، حتی ازت ممنونم.

13:35.110 --> 13:41.530
‫اگه اون کار رو نمی‌کردی، کانا آریما
‫به عنوان یه هنرمند مرده بود.

13:42.340 --> 13:46.340
‫الان داشتم توی یه دانشگاه
‫معمولی وقت تلف می‌کردم.

13:46.760 --> 13:49.290
‫به نظرم انتخاب امن‌تری بود.

13:49.290 --> 13:54.990
‫کی می‌دونه؟ دنیای نمایش همیشه
‫قمارخونه‌ای برای آدم‌های ناسازگار بوده.

13:54.990 --> 13:58.180
‫تا وقتی ریسک نکنی، نمی‌فهمی
‫که قراره ببری یا ببازی.

14:00.210 --> 14:04.210
‫شاید آخرش از بی-کوماچی می‌زدم بیرون...

14:12.660 --> 14:17.270
‫ولی اون تجربه کمکم کرد حس کنم
‫اشکالی نداره بیشتر روی خودم شرط ببندم.

14:18.050 --> 14:21.860
‫عضو بی-کوماچی بودن خیلی خوش گذشت.

14:22.490 --> 14:24.860
‫اشتباه برداشت نکن!
‫روزهای سختی هم بود!

14:25.450 --> 14:30.160
‫ولی من سال‌ها فقط سختی کشیده بودم،
‫پس بهم دوباره امید داد.

14:31.110 --> 14:35.340
‫می‌خوام توی این قمار برنده بشم
‫و یه پاندای بزرگ بشم.

14:36.370 --> 14:38.460
‫دیگه بهم نمی‌گن «فرعی».

14:40.410 --> 14:41.370
‫همین کار رو بکن.

14:42.810 --> 14:47.380
‫راستی، کارگردان برام
‫پیشنهاد اون فیلم رو فرستاد.

14:47.380 --> 14:51.410
‫نقش یکی از اعضای قدیمی
‫بی-کوماچی که از آی متنفره رو بهم دادن.

14:52.390 --> 14:54.350
‫می‌خوام قبولش کنم. مشکلی نداری؟

14:55.380 --> 15:00.240
‫بازیگری باشه یا نه، قراره کلی
‫بد و بیراه به مامانت بگم. مشکلی نیست؟

15:01.750 --> 15:03.440
‫اگه تو باشی، مشکلی ندارم.

15:03.780 --> 15:06.740
‫اگه من باشم؟ چرا؟

15:07.550 --> 15:10.960
‫چون تو برام خاصی. برای همین.

15:14.330 --> 15:15.140
‫ها؟

15:15.620 --> 15:16.830
‫چی؟!

15:16.830 --> 15:19.840
‫این یعنی چی اصلاً؟
‫من که خاص نیستم!

15:19.840 --> 15:21.040
‫اصلاً معنی نداره!

15:21.040 --> 15:23.760
‫اه! می‌رم برامون نوشیدنی بگیرم!

15:25.220 --> 15:28.360
<i>‫داشتم سعی می‌کردم مثل یه دوست
‫خونسرد رفتار کنم!</i>

15:28.360 --> 15:30.360
<i>‫چرا باید همچین حرف‌های
‫دوپهلو و عجیبی بزنه؟!</i>

15:30.360 --> 15:31.890
<i>‫احمقه؟ بی‌شعورِ بی‌ملاحظه!</i>

15:31.890 --> 15:35.060
<i>‫نکنه واقعاً ازم خوشش میاد؟</i>

15:40.760 --> 15:44.430
‫فقط یه تیکه انداختم،
‫اونم کلاً قاطی کرد.

15:46.920 --> 15:50.840
‫یاد بگیر یکم بیشتر به آدم‌ها شک کنی،
‫کانا آریما.

15:51.320 --> 15:56.250
‫اگه بذاری آدم‌هایی مثل من
‫همیشه اسیرت کنن و ازت سوءاستفاده کنن،

15:58.230 --> 16:00.430
‫یه روزی دیگه هیچی برات نمی‌مونه.

16:04.940 --> 16:08.250
<i>‫بازیگرهای اصلی دارن
‫یکی‌یکی جور می‌شن.</i>

16:09.190 --> 16:12.660
<i>‫شاید بتونیم برنامه‌ریزی رو تا شروع
‫فیلم‌برداری نهایی کنیم.</i>

16:13.490 --> 16:14.890
<i>‫با این حال...</i>

16:17.010 --> 16:19.600
‫روبی هوشینو نقش اصلی رو بازی می‌کنه، هان؟

16:21.210 --> 16:27.240
<i>‫اینکه نتونستیم فریل شیرانوئی یا
‫آکانه کوراکاوا رو برای نقش اصلی بگیریم،
‫ضربه بود.</i>

16:27.890 --> 16:32.370
<i>‫اینکه می‌گن «فقط وقت برای نقش مکمل
‫داریم»، هان؟</i>

16:33.250 --> 16:35.990
<i>‫بعید می‌دونم راست گفته باشن.</i>

16:37.050 --> 16:41.190
<i>‫انگار کارگردان و آکوا-کون هم
‫یه نقشه شومی تو سرشون دارن.</i>

16:41.190 --> 16:44.030
<i>‫و کم‌وبیش می‌تونم حدس بزنم چیه.</i>

16:44.840 --> 16:48.420
<i>‫محکوم کردنه؟ انتقامه؟</i>

16:49.660 --> 16:52.570
<i>‫یا چیزی فراتر از این‌ها؟</i>

16:54.960 --> 16:57.470
‫در حال حاضر، روبی هوشینو
‫مهم‌ترین مسئله‌ست.

16:57.470 --> 17:01.980
‫باید کاری کنیم که به یه
‫ستاره‌ی واقعی تبدیل بشه.

17:29.710 --> 17:32.300
‫به چی فکر می‌کنی؟

17:33.720 --> 17:37.040
‫خواهرت؟ دوست‌دختر سابقت؟

17:37.040 --> 17:39.650
‫اون دختری که عاشقت شده؟

17:40.890 --> 17:43.800
‫یا شاید هم مادرت؟

17:45.770 --> 17:48.680
‫باز اومدی اینجا وراجی کنی؟

17:48.680 --> 17:50.190
‫از دستم عصبانی هستی؟

17:50.690 --> 17:55.780
‫به خاطر اینکه بهت گفتم آی هوشینو
‫دیگه توی این دنیا وجود نداره؟

17:55.780 --> 17:58.120
‫خفه شو، مزاحم.

17:58.440 --> 18:01.830
‫خب، یه بخش از وجودت
‫هنوز امید داشت، مگه نه؟

18:02.170 --> 18:05.240
‫که شاید، درست مثل شما دو تا،

18:05.240 --> 18:09.590
‫آی هوشینو هم تناسخ پیدا کرده باشه و
‫یه جایی داره زندگی خوشی رو می‌گذرونه؟

18:09.590 --> 18:10.890
‫نه.

18:12.270 --> 18:16.010
‫داستان آی هوشینو
‫همون‌جا تموم شد.

18:16.010 --> 18:18.840
‫کامل و بی‌برگشت.

18:20.060 --> 18:26.190
‫روحش تیکه تیکه شد و
‫به ستاره‌ها و دریا برگشت.

18:26.500 --> 18:29.530
‫دیگه هیچ‌وقت شکل نمی‌گیره.

18:32.390 --> 18:34.070
‫مرگ پایان همه چیزه.

18:36.210 --> 18:41.250
‫آی هوشینو دیگه قرار نیست
‫به چیزی فکر کنه یا حسی داشته باشه.

18:41.700 --> 18:46.210
‫دیگه هیچ‌وقت لبخند نمی‌زنه،
‫هر کاری هم که بکنی.

18:47.550 --> 18:49.920
‫همین رو به روبی هم گفتی؟

18:49.920 --> 18:51.880
‫اوه، ترسناک شد!

18:52.490 --> 18:57.840
‫لازم نیست بگم. اون خودش یه روزی
‫میاد تا نقشش رو ایفا کنه.

18:58.660 --> 19:02.460
‫تو هم باید بیشتر فکر کنی،

19:03.130 --> 19:06.510
‫که چرا روحت
‫توی اون بدن قرار گرفت.

19:13.240 --> 19:14.960
‫نیازی نیست بهم یادآوری کنی.

19:16.160 --> 19:20.700
‫فقط یه دلیل برای به دنیا اومدنم
‫توی این زندگی وجود داره—

19:21.080 --> 19:22.610
‫فقط یه هدف.

19:24.910 --> 19:27.960
<b></b>‫فیلم‌نامه و کارگردانی
‫تایشی گوتاندا

19:25.370 --> 19:27.960
<b></b>‫فیلم‌نامه نهایی ثبت شد

19:27.960 --> 19:29.670
<b></b>‫تأییدیه تهیه‌کننده صادر شد

19:29.670 --> 19:33.170
<b></b>‫بررسی‌های کمیته تولید تکمیل شد

19:33.170 --> 19:34.920
<b></b>‫شرکت تولیدکننده نهایی شد

19:34.920 --> 19:36.670
<b></b>‫تیم‌های فیلم‌برداری و نورپردازی نهایی شدند

19:36.670 --> 19:40.800
<b></b>‫تیم‌های صدا و موسیقی
‫نهایی شدند

19:36.670 --> 19:40.180
<b>‫آهنگ‌های شاد</b>

19:36.670 --> 19:40.180
<b>‫آهنگ‌های غمگین</b>

19:38.430 --> 19:41.430
<b>‫لباس‌های بی-کوماچی</b>

19:38.430 --> 19:40.800
<b></b>‫تیم‌های طراحی صحنه و لباس
‫نهایی شدند

19:42.060 --> 19:44.020
<b></b>‫بازیگران و برنامه فیلم‌برداری نهایی شدند

19:47.940 --> 19:50.610
<b></b>‫مجوز پخش صادر شد

19:50.610 --> 19:52.980
<b>‫تولید «دروغِ 15 ساله»</b>

19:50.610 --> 19:52.980
<b></b>‫آغاز می‌شود

19:58.010 --> 19:59.700
‫«پسر الف»...

20:01.050 --> 20:03.960
‫پدرمون.

20:05.700 --> 20:10.210
<b>‫قسمت ۳۴










تست بازیگری خصوصی</b>

21:40.210 --> 21:42.170
<b>‫دروغِ 15 ساله</b>

21:42.940 --> 21:46.720
<i>‫عجب داستانیه. واقعاً عجیبه.</i>

21:49.650 --> 21:51.600
‫این فقط یعنی مامان

21:51.600 --> 21:54.240
‫تا ته وجودش یه زن بود.

21:55.100 --> 21:57.140
‫اون هیچ‌وقت نتونست یه مادر باشه.

21:57.770 --> 22:01.440
‫عاشق مردا بود و از زنا متنفر.

21:59.480 --> 22:01.440
<b>‫دروغِ 15 ساله</b>

22:01.800 --> 22:06.780
‫شاید برای همینه که مامان
‫نیومده دنبالم.

22:07.280 --> 22:08.240
‫نه، این‌طوری نیست.

22:08.610 --> 22:11.240
‫شاید برای همینه که مامان نیومده...

22:11.240 --> 22:13.330
‫مامان نیومده...

22:13.760 --> 22:15.040
‫مامان!

22:15.550 --> 22:16.500
‫مامان...

22:16.500 --> 22:17.710
‫مامان؟

22:19.020 --> 22:21.420
‫مامان... مامان!

22:22.080 --> 22:24.450
‫داری مثل اسب عرق می‌ریزی.

22:24.450 --> 22:25.640
‫سنپای.

22:26.050 --> 22:27.730
‫اصلاً استراحت می‌کنی؟

22:27.730 --> 22:31.600
‫از قبل هم سرت خیلی شلوغ بود.
‫برنامه‌ت باید خیلی فشرده باشه.

22:31.970 --> 22:33.330
‫خوبم.

22:33.330 --> 22:36.190
‫برنامه‌م رو برای طول مدت فیلم‌برداری
‫تغییر دادن.

22:36.640 --> 22:40.470
<i>‫یعنی الان اصلاً
‫وقت آزاد نداره.</i>

22:40.900 --> 22:48.620
<b>‫دروغِ 15 ساله</b>

22:41.450 --> 22:47.700
<i>‫بعد از خوندن این فیلم‌نامه،
‫نمی‌تونم بهش بگم زیاد به خودش فشار نیاره.</i>

22:48.620 --> 22:51.100
‫شاید برای همینه که مامان نیومده...

22:49.470 --> 22:53.010
<i>‫اگه جای روبی بودم، نمی‌خواستم
‫کسی سر راهم قرار بگیره.</i>

22:53.330 --> 22:54.710
‫مامان نیومده...

22:54.080 --> 22:57.790
<i>‫می‌خواستم مجبورم کنن
‫تا آخرین حد توانم پیش برم.</i>

22:56.610 --> 22:57.790
‫مامان...

22:57.790 --> 23:01.870
‫روبی. وقتی تو مسیری، چشمات رو ببند،
‫حتی اگه شده به زور.

23:01.870 --> 23:04.010
‫همین هم کلی تأثیر داره.

23:04.540 --> 23:07.090
‫این یه نصیحت از طرف
‫یه بازیگر کودکِ سابقه‌داره.

23:07.630 --> 23:10.850
‫باشه. ممنون، سنپای.

23:16.850 --> 23:19.860
<b>‫روبی هوشینو</b>

23:16.850 --> 23:19.860
<b>‫گرفتم!
‫ممنون، کارگردان</b>

23:16.850 --> 23:19.860
<b>‫امروز</b>

23:16.850 --> 23:19.860
<b>‫می‌تونم یه چیزی
‫ازتون بپرسم، کارگردان؟</b>

23:16.850 --> 23:19.860
<b>‫در مورد اون صحنه‌ایه
‫که مربوط به مادره...</b>

23:20.120 --> 23:21.440
‫مشکلی پیش اومده؟

23:21.440 --> 23:22.670
‫اوه، نه.

23:25.260 --> 23:27.570
‫کابوراگی-سان، کارگردان گوتاندا.

23:28.090 --> 23:30.890
‫اشکالی نداره شما رو به کسی معرفی کنم؟

23:29.940 --> 23:39.940
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

23:29.940 --> 23:39.940
Yuki & Memento\h:مترجم

23:29.940 --> 23:39.940
<b></b>ANIMEX.CLICK

23:30.890 --> 23:32.440
‫حتماً، بفرمایید.

23:33.560 --> 23:34.700
‫ایشون...

23:34.700 --> 23:37.190
.تِندوجی‌سان از شرکت تبلیغاتی هستن

23:37.190 --> 23:40.190

