WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki & Memento\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.970 --> 00:04.550
<i>‫هرچی بیشتر با کسی وقت بگذرونی،
‫بیشتر هم ازش شناخت پیدا می‌کنی.</i>

00:06.890 --> 00:09.660
<i>‫روحش حداکثر در حد یه نوجوونه.</i>

00:10.260 --> 00:15.010
<i>‫بیشتر اطلاعاتش رو از اینترنت گرفته،
‫و تجربه دست‌اول خیلی کمی داره.</i>

00:15.400 --> 00:17.600
<i>‫معمولاً به‌طرز احمقانه‌ای
‫شاد و پرانرژیه،</i>

00:19.510 --> 00:20.270
<i>‫اما گاهی اوقات،</i>

00:20.910 --> 00:23.360
<i>‫یه نگاهِ کاملاً تسلیم‌شده
‫توی چشماش دیده می‌شه.</i>

00:24.750 --> 00:28.000
<i>‫شاید زندگی قبلیش چیزی نبوده
‫که بخواد با خوشحالی بهش فکر کنه.</i>

00:28.610 --> 00:29.450
<i>‫با این حال...</i>

00:29.450 --> 00:32.200
‫آکوا، روبی، شام حاضره.

00:32.730 --> 00:33.840
‫اومدم!

00:36.030 --> 00:38.290
<i>‫حالا که تناسخ پیدا کردیم،</i>

00:38.860 --> 00:42.430
<i>‫تا وقتی داریم بهترین زندگی‌مون رو
‫می‌کنیم، هیچی از اون مسائل مهم نیست.</i>

00:44.040 --> 00:47.380
<b>‫m0 0 l 0 204 64 204 b 6 150 6 64 64 0</b>

00:44.040 --> 00:47.380
<b>‫کو نو اوشی</b>

00:44.040 --> 00:47.380
<b>‫m0 0 l 0 204 64 204 b 6 150 6 64 64 0</b>

02:14.450 --> 02:16.890
‫کاریِ اینجا عالیه!

02:17.260 --> 02:21.500
‫این رو ببین! استخون‌های بدون مغز
‫رو می‌شه به عنوان نی استفاده کرد!

02:22.520 --> 02:24.890
‫حتی می‌تونی لاسی‌ت رو هم باهاشون بخوری!

02:28.050 --> 02:28.930
‫واو!

02:28.930 --> 02:30.440
‫راست می‌گی! خیلی باحاله!

02:30.440 --> 02:31.070
‫مگه نه؟

02:31.710 --> 02:33.440
‫بعدش کجا بریم؟

02:33.440 --> 02:35.840
‫همه اینجا منتظرن که بنوشن.

02:35.840 --> 02:40.170
‫هوم، جای نزدیکی هست
‫که بتونیم با آرامش بنوشیم؟

02:40.170 --> 02:40.910
‫«پاتر» چطوره؟

02:41.230 --> 02:43.600
‫اوه، خوشم اومد.

02:43.600 --> 02:47.770
‫یکی از دوستام اون بار رو می‌چرخونه.
‫بهش یه پیام توی لاین می‌دم.

02:48.950 --> 02:49.840
<b>‫آکوا هوشینو</b>

02:50.240 --> 02:51.970
‫یه لحظه معذرت می‌خوام.

02:51.970 --> 02:53.260
‫الو. چه خبر؟

02:53.580 --> 02:55.010
‫کجایی؟

02:55.010 --> 02:58.230
‫هنوز هیچ‌کدوم از کارهای
‫امروز رو چک نکردی.

02:58.230 --> 03:01.760
<i>‫اوه، بیرونم دارم با مسئول
‫بازاریابی می‌نوشم.</i>

03:02.040 --> 03:03.220
‫مسئول بازاریابی؟

03:03.760 --> 03:08.880
<i>‫پس یه مشت «دوست» آوردن که
‫مدل و بازیگرن،</i>

03:08.880 --> 03:11.380
<i>‫و تو داری توی یه بار دنج می‌نوشی؟</i>

03:14.570 --> 03:18.320
‫خب، ارتباط‌سازی بخشی از کارشونه.

03:19.210 --> 03:22.180
‫و ما همیشه به بازیگرهای خوب نیاز داریم.

03:22.180 --> 03:23.290
<i>‫مخالفش نیستم،</i>

03:24.050 --> 03:27.790
<i>‫ولی این‌جور جاها معمولاً
‫پر از آدم‌های سرسخته.</i>

03:28.260 --> 03:29.380
‫مواظب باش دورت نزنن.

03:33.220 --> 03:37.760
‫معلومه. فکر کردی چند ساله
‫توی این کارم؟

03:43.790 --> 03:48.130
‫خیلی از مسائل کاری به
‫احساسات آدم‌ها برمی‌گرده.

03:48.790 --> 03:51.690
‫بعضی چیزها رو هم فقط وقتی
‫مست باشی می‌تونی ببینی.

03:52.730 --> 03:57.950
‫این دنیا با ارتباطات می‌چرخه،
‫و من تو این کار حرفه‌ای‌ام.

03:59.860 --> 04:03.160
‫و حرفه‌ای‌ها کنترلشون رو از دست نمی‌دن.

04:03.160 --> 04:06.410
‫ها؟ گوشیم نیست!

04:06.410 --> 04:07.870
‫کجا رفت؟

04:08.310 --> 04:11.940
‫گوشیت اینجاست، کارگردان گوتاندا.

04:13.220 --> 04:13.920
‫آکوا-کون.

04:14.380 --> 04:15.730
‫می‌تونی این یارو رو ببری خونه؟

04:15.730 --> 04:17.930
‫حتماً. حواسم هست که صحیح و سالم برسه.

04:17.930 --> 04:19.130
‫اوه، سلام پسر.

04:19.410 --> 04:21.450
‫تو آکوا هوشینو-کون هستی؟

04:21.450 --> 04:25.250
‫همه چیز رو درباره‌ت شنیدم.
‫تو بهترین شاگرد کارگردانی؟

04:24.830 --> 04:26.300
‫وووهو!

04:25.250 --> 04:27.590
‫نه. من این مرد رو نمی‌شناسم.

04:28.000 --> 04:31.200
‫بی‌خیال. بیرون داره بارون میاد،
‫بیا پیش ما.

04:31.200 --> 04:32.600
‫همین الان براتون تاکسی می‌گیریم.

04:33.050 --> 04:34.610
‫گرسنه‌ت نیست؟

04:34.610 --> 04:39.480
‫ناپولیتن اینجا حرف نداره.
‫حداقل قبل رفتن اون رو بخور.

04:39.480 --> 04:40.860
‫نه، ممنون.

04:40.860 --> 04:43.040
‫همیشه داری جوون‌ترها رو اذیت می‌کنی.

04:43.040 --> 04:44.700
‫بی‌خیال شو، تندوجی-سان.

04:46.200 --> 04:48.860
‫حالا نری پیش بقیه بدنامم کنی.

04:51.140 --> 04:53.880
‫تندوجی... مارینا تندوجی؟

04:53.880 --> 04:55.500
‫آره، خودمم.

05:03.490 --> 05:06.490
‫من اسمم رو بهت گفتم؟

05:07.600 --> 05:09.640
‫بفرما. اینم سودا.

05:09.640 --> 05:13.350
‫به محض اینکه سنت قانونی شد،
‫بریم یه نوشیدنی بزنیم.

05:13.350 --> 05:17.250
‫البته فکر نکنم بخوای
‫با یه پیرزن مثل من بری.

05:17.250 --> 05:21.660
‫نگران نباش. چند تا دوست
‫خوشگل هم با خودم میارم.

05:24.420 --> 05:26.030
‫حتماً خیلی نوشیدن رو دوست داری.

05:26.360 --> 05:30.020
‫یه جورایی بخشی از کارمه.

05:30.020 --> 05:31.550
‫واقعاً مشکلی نداره؟

05:33.340 --> 05:36.160
‫خانواده‌ت نگران نمی‌شن؟

05:36.160 --> 05:39.190
‫هی، من پنجاه و چند سالمه.

05:39.190 --> 05:44.730
‫عمریه دارم این کار رو می‌کنم،
‫واسه همین کسی نگرانم نیست.

05:46.680 --> 05:47.550
<b></b>‫کاش می‌تونستم برم کنسرت بی-کوماچی

05:47.550 --> 05:48.560
<b></b>‫کاش اجازه داشتم برم بیرون

05:48.560 --> 05:53.560
<b></b>‫کاش مامان و بابا سالم بمونن
‫و هیچ‌وقت مریض نشن

05:54.190 --> 05:56.060
‫می‌دونی، یه نفر اون بیرون هست که نگرانته.

05:56.620 --> 05:58.320
‫شاید.

05:58.320 --> 06:00.400
‫من متأهلم.

06:00.720 --> 06:03.230
‫ببین، این خانواده‌ی منه!

06:06.490 --> 06:09.540
<i>‫چطور ممکنه؟</i>

06:11.120 --> 06:14.230
<i>‫واقعاً مادری مثل اون هم پیدا می‌شه؟</i>

06:20.180 --> 06:23.470
<i>‫سارینا-چان...</i>

06:23.470 --> 06:28.930
<b>‫تولد ۵۴ سالگی مبارک، مامان!
‫زیاد ننوش.</b>

06:24.370 --> 06:26.670
<i>‫زندگی‌ت حتماً جهنم بوده.</i>

06:27.410 --> 06:28.930
‫وقتی بچه داری،

06:29.230 --> 06:32.640
‫تنها چیزی که مهمه
‫اینه که سالم باشن.

06:33.520 --> 06:36.600
‫مامان... واسه همینه که مامان نمیاد...

06:36.600 --> 06:37.670
‫نه.

06:37.670 --> 06:39.820
‫بازم گیر کردی روی این تیکه.

06:40.440 --> 06:42.250
‫گوش کن، تو این صحنه،

06:42.250 --> 06:46.030
‫تو بچه‌ای هستی که داره مادری رو درک می‌کنه
‫که از دستش فرار کرده.

06:46.370 --> 06:50.990
‫باید بپذیری که غیرعادی هستی،
‫و مادرت دوستت نداره.

06:51.770 --> 06:56.800
‫باید رهاش کنی، و با این کار
‫خودت رو هم آزاد کنی.

06:57.190 --> 07:01.140
‫باید حس رهایی داشته باشی، نه استیصال.

07:00.380 --> 07:01.880
‫ولی این اصلاً درست نیست.

07:03.580 --> 07:08.390
‫قبول کنم که مادرم دوستم نداره؟
‫این نمی‌تونه درست باشه.

07:09.130 --> 07:11.520
‫احتمالاً فقط یه سوءتفاهمه.

07:12.390 --> 07:16.390
<b>‫دروغِ 15 ساله</b>

07:12.840 --> 07:15.900
‫این اصلاً برام منطقی نیست.

07:17.330 --> 07:19.150
‫آخه، هرچی باشه...

07:20.000 --> 07:22.220
‫تهِ تهِ دلشون،

07:22.930 --> 07:25.540
‫پدر و مادرها همیشه بچه‌هاشون رو دوست دارن.

07:28.550 --> 07:29.410
<i>‫ایباراکی.</i>

07:29.890 --> 07:33.830
<i>‫اجرای کنسرت مشترک
‫در فضای باز، ساعت ۶ عصر.</i>

07:34.190 --> 07:35.730
<i>‫سوار ماشین شدن ساعت ۹ شب.</i>

07:36.370 --> 07:38.120
<i>‫برگشت به خونه ساعت ۱۱ شب.</i>

07:38.460 --> 07:40.140
<i>‫رفتن به مدرسه ساعت ۸:۳۰ صبح.</i>

07:40.610 --> 07:42.100
<i>‫خروج زودهنگام ساعت ۱۰:۳۰ صبح.</i>

07:42.590 --> 07:47.540
<b>‫درس اسپرانتو</b>

07:42.590 --> 07:45.680
<i></i>‫عمیق بکاو! غیرممکن رو دنبال کن!
‫
‫جلسه آمادگی ساعت ۱۱:۳۰ صبح.

07:46.240 --> 07:48.550
<i>‫ضبط گزارش ساعت ۱۲ ظهر.</i>

07:49.130 --> 07:51.670
<i>‫سوار ماشین شدن ساعت ۳ بعدازظهر، ناهار،</i>

07:51.670 --> 07:55.640
<i>‫تایید متن مصاحبه،
‫و درس خوندن برای امتحانات.</i>

07:55.640 --> 07:57.350
<b>‫یامادا، تاناکا، هوشینو، ساساکی، اینوئه</b>

07:56.370 --> 07:57.350
<i>‫و ساعت ۴ بعدازظهر،</i>

07:57.690 --> 08:01.670
<i>‫حضور در ضبط یه برنامه تلویزیونی
‫شبانه. فیلم‌برداری سه قسمت.</i>

08:02.910 --> 08:05.900
<i>‫تمرین رقص برای آهنگ جدید ساعت ۹:۳۰ شب.</i>

08:06.450 --> 08:09.110
<i>‫و همزمان،
‫بحث درباره ایده‌های ویدیو یوتیوب.</i>

08:09.800 --> 08:12.510
<i>‫کلاس بازیگری خصوصی ساعت ۱۱ شب.</i>

08:13.610 --> 08:16.070
<i>‫خوابیدن ساعت ۳ صبح.</i>

08:28.450 --> 08:32.640
‫مامان همه اینا رو بدون خستگی انجام می‌داد.

08:33.240 --> 08:34.590
‫باید بهتر عمل کنم.

08:35.350 --> 08:39.310
‫اشکالی نداره. می‌دونم که از پسش برمیام.

08:42.400 --> 08:44.510
‫زمان خیلی کمی تا شروع
‫فیلم‌برداری باقی مونده.

08:45.030 --> 08:49.280
‫می‌خوام برنامه روبی-چان رو با
‫کلاس‌های بازیگری پر کنی.

08:49.630 --> 08:52.110
‫روبی داره هر کاری که می‌تونه می‌کنه.

08:52.110 --> 08:56.220
‫برنامه‌اش همین الان هم پره.
‫به‌زور می‌تونه بخوابه.

08:56.220 --> 08:57.200
‫تازه دیروز هم...

08:57.540 --> 09:00.320
‫حجم کاری که قبول می‌کنه رو کم کن.

09:00.320 --> 09:02.870
‫مخصوصاً برای مدت زمان
‫فیلم‌برداری و تمرین‌ها.

09:03.670 --> 09:07.730
دروغِ 15 ساله یه
‫آزمون واقعی برای مهارت بازیگریه.

09:07.730 --> 09:12.220
‫شاید بی‌رحمانه باشه که این رو درباره
‫بازیگری بی‌تجربه مثل روبی-چان بگم،

09:12.630 --> 09:16.380
‫ولی حتی منم می‌بینم که
‫توی توانایی کمبود داره.

09:18.720 --> 09:22.580
<i></i>‫چطور به خودش اجازه میده اینو بگه،
‫وقتی خودش لایو-اکشن «امروز شیرین» رو ساخته؟

09:24.210 --> 09:26.900
<i>‫ولی اشتباه هم نمی‌گه.</i>

09:27.280 --> 09:31.580
<i>‫روبی مهارت لازم برای رهبری
‫یه تیم بازیگری به این خوبی رو نداره.</i>

09:34.360 --> 09:36.070
‫بادبان‌ها رو بکشید بالا، رفقا!

09:36.400 --> 09:38.830
‫به پیش! به سوی یه دنیای جدید!

09:41.820 --> 09:43.250
‫خیلی تند نرو!

09:43.620 --> 09:47.710
‫فقط یکی از ما می‌تونه دستش به
‫اون گنج افسانه‌ای و تک برسه!

09:47.710 --> 09:50.390
‫و مطمئن می‌شم که اون تو نباشی!

09:50.390 --> 09:52.310
‫ها! امتحانش کن!

09:56.300 --> 09:57.260
<i>‫خیلی گرمه!</i>

09:57.260 --> 09:58.220
<i>‫خیلی گرمه!</i>

10:01.480 --> 10:04.730
‫تابستون که داغ میشه،
‫عرق رو از بین ببر...

10:04.680 --> 10:09.440
<b>‫دستمال مرطوب بدن</b>

10:04.680 --> 10:09.440
<b>‫با رایحه صابون</b>

10:04.680 --> 10:09.440
<b>‫دستمال مرطوب بدن اسپکتاکلین</b>

10:04.680 --> 10:09.440
<b>‫پوستی صاف
‫در یک چشم به هم زدن!</b>

10:04.730 --> 10:06.730
‫با دستمال مرطوب اسپکتاکلین!

10:06.730 --> 10:09.440
‫کات! عالی بود!

10:09.710 --> 10:11.650
‫ادامه بدید!

10:11.990 --> 10:18.160
این تبلیغ رو بهتون دادم چون یه اسپانسر
‫بزرگ، دختری داره که طرفدار «تیغه توکیو»ئه

10:18.160 --> 10:19.620
‫و شما دو تا عالی کار کردید!

10:19.620 --> 10:21.400
‫باعث افتخارمه!

10:19.620 --> 10:21.400
‫باعث افتخارمه!

10:21.400 --> 10:24.710
‫واو، چقدر هماهنگید.
‫پس اون دشمنی‌تون هم فقط بازی بود؟

10:26.590 --> 10:30.050
‫هاها! معلومه که بود!

10:26.590 --> 10:30.050
‫هاها! معلومه که بود!

10:30.050 --> 10:32.720
‫رقیب؟ کی، اون؟

10:32.720 --> 10:34.800
‫اصلاً. اون حتی نزدیک
‫به سطح لازم هم نیست.

10:34.800 --> 10:38.300
‫چی؟ تو هم قاطی بازی شدی، کانا-چان.

10:38.630 --> 10:40.560
‫اون‌طوری صدام نکن!

10:43.450 --> 10:47.270
‫خب، نظرت چیه؟ کمکی کرد؟

10:48.060 --> 10:50.670
‫شما دو تا واقعاً فوق‌العاده‌اید.

10:50.670 --> 10:53.240
‫به من نشون دادید که چقدر هنوز راه دارم.

10:53.950 --> 10:56.060
‫چطور می‌تونم مثل شما بازی کنم؟

10:58.130 --> 11:00.700
‫خودت رو بشناس.

11:01.020 --> 11:05.500
‫باید درک درستی از اون چیزی که
‫درونته داشته باشی.

11:06.190 --> 11:07.920
‫اون چیزی که درونمه؟

11:08.380 --> 11:13.220
‫مثلاً، تو علایق و تنفراتت رو
‫برمی‌داری،

11:13.790 --> 11:17.130
‫و بسته به نیاز، یا پررنگشون می‌کنی
‫یا کمرنگ.

11:17.810 --> 11:18.650
‫درسته.

11:18.950 --> 11:24.180
‫این‌طوری می‌تونی قوانین و تداعی‌های
‫جدیدی توی احساساتت بسازی.

11:25.200 --> 11:26.770
‫این‌طوریه که یه شخصیت رو شکل می‌دی—

11:27.180 --> 11:29.420
‫همون چیزی که الان
‫باهاش مشکل داری.

11:29.420 --> 11:34.110
‫البته من بیشتر از خودم،
‫روی شخصیت تمرکز می‌کنم.

11:34.110 --> 11:37.550
‫این که معلومه.
‫تو یه بازیگر متد هستی.

11:40.430 --> 11:43.060
<i>‫خودم رو بشناسم؟</i>

11:44.210 --> 11:46.860
<i></i>‫من چه جور آدمی هستم؟

11:48.530 --> 11:50.790
<i>‫آیا من روبی هستم؟</i>

11:52.370 --> 11:55.560
<i>‫آیا من سارینا تندوجی هستم؟</i>

11:57.130 --> 11:58.590
<i>‫من کی‌ام؟</i>

11:58.590 --> 12:00.840
<b>‫ایچیگو: هیچ‌وقت به فکر دیدن مادرت نیستی؟
‫آی: اون ازم متنفره، بهتره نرم. این‌طوری براش بهتره.</b>

12:02.340 --> 12:05.500
‫مادر دوستم نداره.

12:06.710 --> 12:09.640
‫نه. این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه.

12:10.210 --> 12:11.430
‫راستش...

12:17.990 --> 12:18.900
‫مادر!

12:19.650 --> 12:23.530
‫اومدی منو ببینی!
‫چقدر می‌مونی؟

12:24.190 --> 12:29.250
‫بعد از اینکه به خونه مادربزرگت سر بزنم،
‫باید برگردم توکیو.

12:31.190 --> 12:35.210
‫اوه. حتماً سرت خیلی شلوغه.

12:35.520 --> 12:36.970
‫متأسفم.

12:36.970 --> 12:39.630
‫باید برم با دکترت صحبت کنم.

12:39.630 --> 12:42.390
‫آها، فهمیدم...

12:47.700 --> 12:49.560
‫هی، مادر؟

12:53.830 --> 12:57.940
‫دوستم داری؟

12:58.970 --> 13:00.150
<i>‫راستش...</i>

13:01.860 --> 13:05.080
<i>‫امکان نداره اون حرف‌ها دروغ بوده باشه.</i>

13:05.720 --> 13:08.290
‫معلومه که دوستت دارم.

13:16.000 --> 13:18.000
<b>‫تندوجی</b>

13:18.360 --> 13:22.010
<i>‫خیلی وقت‌ها وقتی دلم گرفته بود،
‫می‌اومدم اینجا می‌ایستادم.</i>

13:22.710 --> 13:26.970
<i>‫خونه‌مون هنوز همون‌جایی بود
‫که یادم می‌اومد.</i>

13:28.460 --> 13:32.190
<i>‫اگه زنگ رو می‌زدم، مادر جواب می‌داد.</i>

13:33.650 --> 13:36.900
<i>‫خیلی وقت‌ها به این فکر می‌کردم که
‫اون دکمه رو بزنم و بگم...</i>

13:36.900 --> 13:41.360
<b>‫تندوجی</b>

13:38.410 --> 13:40.980
‫مادر، منم.

13:42.630 --> 13:43.500
<i>‫اما نه.</i>

13:56.740 --> 14:02.420
‫یکی بود یکی نبود، یه خانواده
‫کاملاً معمولی وجود داشت.

14:03.220 --> 14:06.640
‫با وجود تمام محبتی که مادر
‫نثار دخترش می‌کرد،

14:06.640 --> 14:10.890
‫وقتی دختر چهار سالش بود،
‫فهمیدند بیماری سختی داره.

14:11.750 --> 14:17.290
‫وقتی فهمیدن دخترشون کمتر از ۱۰ درصد
‫شانس داره تا ۱۰ سال دیگه زنده بمونه،

14:17.290 --> 14:19.930
‫مادر مدتی با عشق و مراقبت
‫باهاش رفتار کرد،

14:19.930 --> 14:23.240
‫اما به مرور زمان، از نظر روحی شکست.

14:24.990 --> 14:31.330
‫پدر اون دو تا رو از هم جدا کرد و
‫تمرکزش رو گذاشت روی بهبود مادر.

14:32.460 --> 14:36.250
‫اون‌ها از یه خانواده محترم
‫در حومه شهر بودن،

14:36.250 --> 14:39.860
‫برای همین دختر رو سپردن به
‫بزرگ‌ترین بیمارستان شهرشون.

14:41.010 --> 14:45.290
‫والدین برای فرار از غم و اندوه،
‫غرق در کار شدن،

14:45.290 --> 14:48.040
‫و خیلی زود دیگه حاضر نبودن
‫با واقعیت روبه‌رو بشن.

14:49.520 --> 14:53.900
‫در نهایت، شروع کردن به نادیده گرفتن
‫دخترشون هم.

14:54.800 --> 14:57.370
‫مادرم قبلاً اسکیت‌باز نمایشی بوده!

14:57.370 --> 15:01.480
‫می‌گه وقتی مرخص بشم،
‫اسکیت‌سواری یادم می‌ده!

15:01.960 --> 15:06.950
‫می‌خوام برم المپیک و
‫لبخند رو به لبش بیارم!

15:07.810 --> 15:11.660
‫وضعیت دختر با گذشت زمان
‫فقط بدتر می‌شد.

15:12.320 --> 15:14.960
‫اون با سردردهای مزمن و حالت تهوع می‌جنگید،

15:15.590 --> 15:19.560
‫و تعادلش رو از دست داد،
‫طوری که دیگه نمی‌تونست راه بره.

15:21.650 --> 15:25.050
‫این روی حافظه و درک محیطی‌اش
‫هم تأثیر گذاشت.

15:26.360 --> 15:30.260
‫توی اون روزهای پر از رنج،
‫اون به یه دختر خاص دل بست.

15:32.280 --> 15:36.430
‫دختر شروع کرد به زندگی کردن
‫از طریق اون.

15:37.570 --> 15:43.700
‫وقتی بیماری دختر به مرحله آخر رسید،
‫مادر دیگه اصلاً پیداش نشد.

15:44.540 --> 15:47.870
‫حتماً نمی‌خواسته
‫درد کشیدن دخترش رو ببینه.

15:49.070 --> 15:54.180
‫اما اون دختر همچنان
‫منتظر مادرش موند.

15:56.250 --> 16:01.330
‫اون همچنان منتظر مادرش موند،
‫با این باور که هنوز دوستش داره.

16:06.280 --> 16:08.840
‫اوه، فقط تویی، سنسی.

16:08.840 --> 16:11.180
‫حیف که فقط منم.

16:13.080 --> 16:15.220
‫هوم؟ این... بی-کوماچیه؟

16:15.850 --> 16:17.450
‫تک‌آهنگ جدید دادن؟

16:17.450 --> 16:18.180
‫آره!

16:18.900 --> 16:24.240
‫اون مرد جوان عادت داشت به دیدن بیمارایی
‫بره که کسی به ملاقاتشون نمی‌اومد

16:24.240 --> 16:26.300
‫و باهاشون گپ می‌زد.

16:27.210 --> 16:31.740
‫اصلاً نمی‌شه گفت این کار چقدر
‫به اون دختر کمک کرد.

16:32.770 --> 16:36.120
‫اون دو تا بارقه امید پیدا کرده بود.

16:37.220 --> 16:43.080
‫هرچند که با گذشت زمان،
‫هر دو رو از دست داد.

16:38.120 --> 16:43.590
<b>‫طرفدار همیشگی آی!!!</b>

16:45.770 --> 16:50.840
‫با اینکه بیشتر عمر کوتاهش رو
‫توی یه اتاق کوچیک گذروند،

16:51.340 --> 16:52.980
‫با درد جنگید،

16:53.430 --> 16:55.390
<b>‫بی-کوماچی</b>

16:53.820 --> 16:55.390
‫و رویاهاش نابود شد،

16:56.090 --> 17:00.610
‫اون همچنان روز به روز
‫منتظر مادرش موند.

17:01.590 --> 17:03.810
‫اون همچنان باور داشت
‫که دوستش دارن.

17:04.850 --> 17:06.520
‫اما حتی در روزی که همه چیز تموم شد،

17:07.390 --> 17:10.050
‫در آخرین لحظات عمرش،

17:10.050 --> 17:13.360
‫مادرش پیشش ظاهر نشد.

17:15.940 --> 17:19.940
‫وقتی خبر رو در سکوت
‫توی خونه‌شون در توکیو شنید،

17:21.220 --> 17:24.750
‫چه چیزی از
‫ذهن مادر گذشت؟

17:26.210 --> 17:29.020
‫به عنوان مادری که از دخترش
‫فرار کرد و فرار کرد،

17:29.430 --> 17:32.930
‫اون دختر دقیقاً چه معنایی براش داشت؟

17:34.840 --> 17:37.260
‫کمی بعد از مرگ اون دختر،

17:38.010 --> 17:40.690
‫مادر یه دختر و
‫پسر به دنیا آورد.

17:43.230 --> 17:45.820
‫و حالا، همگی با خوشبختی زندگی می‌کنن.

17:47.900 --> 17:50.020
‫پایان خوش، همه چیز رو خوب می‌کنه.

17:56.670 --> 18:01.540
‫تا حالا ندیده بودم مادرم
‫این‌طوری لبخند بزنه.

18:02.730 --> 18:06.580
‫می‌دونستم. ته دلم می‌دونستم.

18:07.740 --> 18:10.460
‫می‌خواستم دوستم داشته باشه.

18:10.970 --> 18:15.050
‫اما اون دوستم نداشت!

18:16.100 --> 18:19.540
‫واسه همین بود که مامان رو جایگزینش کردم.

18:19.540 --> 18:22.270
‫خواسته‌های کثیفم رو بهش تحمیل کردم.

18:22.910 --> 18:24.980
‫من دیگه چه کوفتی‌ام؟!

18:24.980 --> 18:28.440
‫هر کسی تو زندگی منه، آخرش عذاب می‌کشه!

18:28.930 --> 18:31.190
‫من فقط بدبختی میارم!

18:31.880 --> 18:35.820
‫برای مادر، مامان و سنسی...

18:36.600 --> 18:41.820
‫بهم بگید خدایان. چرا یه بلای آسمونی
‫مثل من رو دوباره زنده کردید؟

18:43.390 --> 18:46.790
‫سنسی، تا حالا رفتی شیبویا
‫یا هاراجوکو؟

18:47.080 --> 18:49.940
‫آره. دوران دانشگاه تو توکیو بودم.

18:49.940 --> 18:51.880
‫چه باحال!

18:52.130 --> 18:54.590
‫اونجاها پر از زندگیه، مگه نه؟

18:55.050 --> 18:58.930
‫پر از آدم، و
‫حتی استعدادیاب‌ها.

18:59.530 --> 19:02.760
‫آی هم گفت که تو شیبویا کشفش کردن!

19:02.760 --> 19:03.640
‫جدی؟

19:04.220 --> 19:07.040
‫وقتی حالت بهتر شد،
‫می‌برمت اونجا رو بگردی.

19:07.040 --> 19:07.850
‫واقعاً؟!

19:08.430 --> 19:10.060
‫تو خیلی بامزه‌ای،

19:10.060 --> 19:12.560
‫پس مطمئنم که استعدادیاب‌ها
‫سراغت میان.

19:13.030 --> 19:17.540
‫ولی استعدادیاب‌های گروه‌های آیدل زیرزمینی
‫و جاهای مشکوک رو رد می‌کنم برن.

19:17.540 --> 19:21.240
‫ولی من دوست دارم آیدل بشم،
‫چه زیرزمینی چه غیر زیرزمینی.

19:21.640 --> 19:24.040
‫می‌خوام مثل آی باشم و لباس‌های
‫شیک بپوشم،

19:24.040 --> 19:27.670
‫آهنگ‌های کیوت بخونم،
‫جمعیت برام جیغ و داد کنن،

19:28.040 --> 19:29.750
‫روی صحنه‌های بزرگ اجرا کنم،

19:29.750 --> 19:32.280
‫و لبخند رو به لب کلی آدم بیارم!

19:33.200 --> 19:34.520
‫چه رویای قشنگی!

19:34.520 --> 19:36.050
‫اصلاً حرفش رو هم نزن.

19:36.580 --> 19:39.160
‫دنیای سرگرمی جای ترسناکیه.

19:39.160 --> 19:43.200
‫تا وقتی یه آژانس معتبر نداشته باشی
‫که هوات رو داشته باشه، اجازه نمی‌دم.

19:43.200 --> 19:45.390
‫ای بابا، خیلی سخت‌گیری!

19:54.220 --> 19:56.690
‫اصلاً چرا آیدل شدم؟!

19:58.570 --> 19:59.660
‫آروم باش.

20:00.060 --> 20:01.710
‫یه نفس عمیق بکش.

20:02.610 --> 20:05.330
‫باید دراز بکشی. می‌تونی بایستی؟

20:06.490 --> 20:07.690
‫فیلم‌نامه...

20:08.150 --> 20:09.430
‫فیلم‌نامه‌ام کجاست؟

20:10.490 --> 20:12.180
‫باید تمرین کنم.

20:12.180 --> 20:13.750
‫تو اصلاً حال و روزش رو نداری.

20:14.250 --> 20:15.660
‫بیا، دستت رو بده به من.

20:15.660 --> 20:17.470
‫کمک تو رو نمی‌خوام، آکوا!

20:19.490 --> 20:23.260
‫درسته. دلیل اینکه آیدل شدم اینه که

20:24.390 --> 20:29.730
‫به اوج برسم و قاتل مامان و سنسه رو
‫پیدا کنم.

20:30.140 --> 20:32.690
‫برای انتقام گرفتن از مامان و سنسه!

20:33.220 --> 20:35.740
‫اگه شده تا آخر عمرم دنبالش می‌گردم.

20:35.740 --> 20:38.880
‫و کاری می‌کنم که از به دنیا اومدنش
‫پشیمون بشه!

20:41.000 --> 20:42.070
‫بس کن.

20:42.640 --> 20:47.450
‫زندگی برای انتقام، جز درد و رنج
‫چیزی برات نداره.

20:48.010 --> 20:50.960
‫نیازی نیست این کار رو بکنی.

20:51.980 --> 20:52.710
‫خواهش می‌کنم.

20:53.870 --> 20:56.850
‫انتقام رو فراموش کن
‫و زندگی خودت رو بکن.

20:57.550 --> 20:59.420
‫به من نگو چیکار کنم.

21:00.030 --> 21:02.660
‫سعی نکن نقش داداش بزرگم رو بازی کنی.

21:02.660 --> 21:06.760
‫من تو رو خانواده‌ام نمی‌دونم.

21:07.390 --> 21:12.660
‫ما غریبه‌ایم. فقط اتفاقی
‫توی یه جا دوباره متولد شدیم.

21:14.610 --> 21:17.480
‫باشه. هر طور راحتی فکر کن.

21:18.840 --> 21:21.940
‫منم قرار نیست الان صدات کنم
‫خواهر و برادر.

21:22.430 --> 21:24.700
‫می‌دونم که حقش رو ندارم.

21:25.450 --> 21:27.660
‫و کاملاً آگاهم که دارم
‫ریاکاری می‌کنم.

21:28.470 --> 21:29.540
‫ولی...

21:29.850 --> 21:32.540
‫به عنوان آکوا هوشینو ازت نمی‌خوام.

21:33.010 --> 21:34.750
‫لطفاً به حرفم گوش کن،

21:35.240 --> 21:36.440
‫سارینا-چان.

21:38.020 --> 21:41.220
‫می‌دونم این دلیلی نبود که
‫می‌خواستی آیدل بشی.

21:42.200 --> 21:43.930
‫تو از اون اتاق بیمارستان اومدی بیرون.

21:44.310 --> 21:46.720
‫بالاخره آزادی که اون‌طوری که
‫می‌خوای زندگی کنی.

21:47.970 --> 21:50.620
‫مگه نمی‌خواستی مثل آی باشی و لباس‌های
‫شیک بپوشی،

21:50.620 --> 21:54.000
‫آهنگ‌های کیوت بخونی،
‫جمعیت برات جیغ و داد کنن،

21:54.000 --> 21:57.140
‫روی صحنه‌های بزرگ اجرا کنی،
‫و لبخند رو به لب کلی آدم بیاری؟!

21:58.050 --> 22:01.540
‫مگه آیدل نشدی که به اون رویاها
‫برسی؟!

22:02.510 --> 22:07.410
<i>‫یه فکرِ «چی می‌شد اگه؟»
‫بارها و بارها از ذهنم گذشت.</i>

22:08.740 --> 22:11.620
<i>‫هر بار که حس می‌کردم ردی از
‫سارینا-چان رو توی تو می‌بینم،</i>

22:11.620 --> 22:13.420
<i>‫برمی‌گشتم و خودم رو سرزنش می‌کردم.</i>

22:14.330 --> 22:18.230
<i>‫از خودم متنفر بودم که همچین
‫خیال‌پردازی‌های خودخواهانه‌ای دارم.</i>

22:19.580 --> 22:22.520
<i>‫بعد از اینکه نتونستم هیچ کاری برای
‫کمک به سارینا-چان بکنم،</i>

22:22.520 --> 22:24.880
<i>‫امکان نداشت که فرصت دوباره‌ای
‫داشته باشم.</i>

22:25.600 --> 22:28.260
<i>‫ولی تمام این سال‌ها،</i>

22:28.810 --> 22:31.510
<i>‫با تو همون‌طوری رفتار کردم که
‫با اون رفتار می‌کردم.</i>

22:32.450 --> 22:35.100
‫انتقام رو فراموش کن.

22:36.160 --> 22:37.990
‫التماست می‌کنم، روبی.

22:39.330 --> 22:40.370
‫چرا؟

22:41.550 --> 22:43.170
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

22:44.360 --> 22:48.100
‫چرا الان بهم گفتی سارینا؟

22:49.720 --> 22:53.250
‫تو از کجا درباره اون دوران
‫توی بیمارستان خبر داری؟

22:54.690 --> 22:55.710
‫بهم بگو...

22:56.800 --> 22:59.260
‫نکنه...؟

23:01.160 --> 23:04.000
‫تو سنسه هستی؟

23:08.890 --> 23:11.740
‫داشتم دنبال این می‌گشتم.

23:13.260 --> 23:15.310
‫برام نگهش داشته بودی، مگه نه،

23:16.370 --> 23:17.690
‫سارینا-چان؟

24:08.620 --> 24:11.440
‫سنسه!

24:11.780 --> 24:15.470
‫همیشه این‌قدر بهم نزدیک بودی؟

24:15.470 --> 24:16.410
‫چرا؟

24:16.750 --> 24:18.870
‫چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی؟

24:19.650 --> 24:23.160
‫خب، تا همین الان مطمئن نبودم.

24:23.160 --> 24:24.750
‫احمق!

24:24.750 --> 24:26.950
‫من خیلی تلاش کردم!

24:26.950 --> 24:32.350
‫فکر کردم اگه آیدل بی-کوماچی بشم،
‫بالاخره پیدام می‌کنی.

24:32.730 --> 24:37.310
‫توی هر رویدادی، همیشه بین جمعیت
‫دنبالت می‌گشتم.

24:37.310 --> 24:40.310
‫فکر می‌کردم شاید یه جایی اون بیرون
‫باشی و تماشام کنی،

24:40.310 --> 24:43.150
‫واسه همین هر بار سنگ تموم گذاشتم!

24:43.900 --> 24:47.960
‫می‌ترسیدم مامان و بی-کوماچی رو
‫کلاً فراموش کرده باشی،

24:48.440 --> 24:51.260
‫و شاید هیچ‌وقت پیدام نکنی.

24:52.410 --> 24:56.800
‫به بیمارستان زنگ زدم و گفتن
‫که تو ناپدید شدی.

24:56.800 --> 24:58.250
‫بعدش چی؟

24:58.850 --> 25:01.210
‫باید جسدت رو توی یه غار پیدا می‌کردم؟

25:01.580 --> 25:04.290
‫متأسفم. خیلی اذیتت کردم.

25:04.940 --> 25:10.380
‫بهت اعتماد داشتم آکوا، ولی تو
‫مامان رو فروختی.

25:10.930 --> 25:15.680
‫باعث شد حس کنم دیگه نمی‌تونم
‫به هیچ‌کس توی دنیا اعتماد کنم.

25:15.680 --> 25:17.300
‫فراموش نکرده بودم.

25:18.170 --> 25:23.270
‫راز آی رو فاش کردم و کارگردان رو
‫مجبور کردم این فیلم رو بسازه،

25:24.100 --> 25:26.770
‫فقط برای انتقام گرفتن از طرف آی.

25:28.610 --> 25:32.910
‫فکر می‌کردم باید انتقام مامان و تو رو
‫بگیرم،

25:32.910 --> 25:35.910
<b>‫پیشنهاد قسمت ویژه</b>

25:33.700 --> 25:35.910
‫واسه همین کارهای وحشتناکی کردم.

25:36.530 --> 25:38.970
‫دروغ‌های زیادی گفتم.

25:39.330 --> 25:42.630
‫هر بار که این کار رو می‌کردم،
‫دردی توی سینه‌ام می‌پیچید،

25:42.630 --> 25:45.540
‫و دلم آشوب می‌شد.

25:46.370 --> 25:52.540
‫هرچی بیشتر دروغ می‌گفتم، بیشتر حس می‌کردم
‫از اون چیزی که می‌خواستم باشم دور می‌شم.

25:52.970 --> 25:56.530
‫روبی، این کارها تو نیستی.

25:57.540 --> 25:58.430
‫ولی...

25:58.840 --> 26:02.130
‫مامان همیشه می‌گفت آیدل‌ها
‫از دروغ ساخته شدن.

26:02.130 --> 26:04.850
‫تو و آی آدم‌های متفاوتی هستید.

26:06.770 --> 26:09.110
‫دیگه دنبال سایه‌اش ندو.

26:09.670 --> 26:11.940
‫زندگی خودت رو بکن.

26:12.950 --> 26:14.410
‫لازم نیست درباره هیچی دروغ بگی.

26:16.830 --> 26:19.140
‫می‌دونی، حقیقت اینه که...

26:19.790 --> 26:21.110
‫درد داشت.

26:21.680 --> 26:27.560
‫فکر می‌کردم باید دروغ‌های باورپذیر بگم
‫و مثل مامان همیشه لبخند بزنم.

26:28.050 --> 26:30.240
‫فکر می‌کردم باید مثل اون باشم.

26:31.610 --> 26:36.200
‫آیدل بودن اصلاً اون‌قدرها هم
‫قشنگ و رویایی نبود.

26:36.200 --> 26:40.510
‫خیلی وقت‌ها فکر می‌کردم اگه می‌تونستم
‫کلاً فراموشش کنم، راحت‌تر بودم.

26:42.120 --> 26:46.770
‫وقتی به طرفدارها نگاه می‌کردم، گاهی
‫یاد صورت قاتلش می‌افتادم.

26:46.770 --> 26:53.270
‫همه اون افکار کثیف و
‫چندش‌آور رو داشتم،

26:54.170 --> 26:58.820
‫ولی همه‌شون رو پنهان کردم چون
‫می‌خواستم دوست‌داشتنی باشم.

26:59.630 --> 27:04.410
‫من از اون زمانی که توی بیمارستان
‫از دنیا متنفر بودم، هیچ تغییری نکردم.

27:05.590 --> 27:07.710
‫چطور می‌تونه کافی باشه؟

27:07.710 --> 27:10.210
‫واقعاً با این وضعیت کافی هستم؟

27:11.420 --> 27:14.620
‫بهت گفتم که طرفدار
‫شماره یکت می‌شم، یادت هست؟

27:15.570 --> 27:17.090
‫این رو گفتم چون،

27:17.710 --> 27:20.550
‫حتی وقتی توی اون اتاق بیمارستان
‫از درد رنج می‌کشیدی،

27:20.930 --> 27:25.300
‫هنوز با ستاره‌هایی توی چشمات
‫به جلو نگاه می‌کردی و رویا می‌دیدی.

27:26.150 --> 27:29.940
‫اون موقع، تو خیلی درخشان‌تر از
‫آی بودی!

27:34.750 --> 27:36.150
‫خوشحالم برات.

27:36.150 --> 27:38.600
‫حالا روبی دوباره برمی‌گرده،

27:38.600 --> 27:41.990
‫و تو هم می‌تونی فیلمت رو
‫همون‌طور که می‌خواستی بسازی.

27:42.340 --> 27:46.460
‫شاید این باعث بشه اون به
‫جایگاه‌های بالاتری برسه.

27:47.080 --> 27:51.410
‫اگه این‌طور بشه، منم خیلی خوشحال می‌شم.

27:53.330 --> 27:54.050
‫ولی...

27:54.710 --> 27:57.540
‫واقعاً مطمئنی؟

27:58.300 --> 28:02.800
‫شاید اگه ازت متنفر می‌موند،
‫برات راحت‌تر بود.

28:08.800 --> 28:10.860
<i>‫بهت اعتماد دارم، داداشی.</i>

28:11.740 --> 28:16.840
<i>‫امیدوارم اون دختری که گفتی طرفدارش
‫میشی، بتونه از مامان هم درخشان‌تر باشه.</i>

28:18.970 --> 28:20.030
<i>‫راستی...</i>

28:20.360 --> 28:23.030
<i>‫اون حرف‌هات رو فراموش نکردم.</i>

28:24.330 --> 28:28.980
<i>‫گفتی وقتی شانزده سالم بشه
‫باهام ازدواج می‌کنی، یادت هست؟</i>

28:31.430 --> 28:36.140
‫سنسی؟ الان شانزده سالمه.

28:39.670 --> 28:41.720
‫دیگه نای ندارم!

28:42.130 --> 28:44.180
‫داداشی، یه کم از آب‌میوه‌ت رو بده به من.

28:44.460 --> 28:46.280
‫نه. برو مال خودت رو بگیر.

28:47.830 --> 28:51.400
‫دیر شد. هر کی زودتر بجنبه، برده.

28:51.750 --> 28:54.150
‫آخ، دوباره زنده شدم!

28:54.150 --> 28:55.040
‫بیا پایین از روم.

28:55.040 --> 28:56.310
‫عرق کردی، خیس شدم.

28:56.310 --> 28:59.510
‫هی، بذار همین‌طوری بمونم.

28:59.510 --> 29:01.060
‫چه خبرتونه؟!

29:01.060 --> 29:04.660
‫وای، ترسوندیم. چرا یهو
‫شروع کردید به داد و بیداد؟

29:04.660 --> 29:06.620
‫ما باید بترسیم که شما رو این‌طوری دیدیم!

29:06.940 --> 29:08.240
‫حریم خصوصی حالیتون نیست؟

29:08.600 --> 29:10.250
‫مثل چسب به هم چسبیدید!

29:10.520 --> 29:14.560
‫اوه، می‌دونید که من و داداشی
‫تازگی‌ها با هم دعوا داشتیم؟

29:14.560 --> 29:17.210
‫خب، اون روز با هم آشتی کردیم،

29:18.420 --> 29:20.200
‫و حالا داریم وقت‌های از دست رفته رو جبران
‫می‌کنیم.

29:20.200 --> 29:21.760
بیشتر شبیه افراط تو
‫جبرانه!

29:21.760 --> 29:26.790
‫آکوا، تو هم مقصری!
‫یه چیزی به خواهرت بگو!

29:26.790 --> 29:29.490
می‌تونم این کارو بکنم، یا فقط بذارم
‫هر کاری دلش می‌خواد انجام بده.

29:29.490 --> 29:31.770
‫درسته. یادم رفته بود که
‫اون وسواس عجیبی به خواهرش داره.

29:31.770 --> 29:33.980
‫ما همیشه مثل دو تا رفیق صمیمی بودیم!

29:35.210 --> 29:36.820
‫دیگه از روش بلند شو!

29:36.820 --> 29:38.360
‫صبر کنید!

29:38.670 --> 29:41.240
‫اونا دو تا دوقلوی جذابن
‫که کنار هم عالی به نظر می‌رسن!

29:41.240 --> 29:43.740
‫بذارید برای اینستا عکس بگیرم!

29:44.950 --> 29:47.660
‫اه، تو هم که فقط دنبال لایک و ویویی.

29:50.400 --> 29:52.460
‫نمی‌تونم. خیلی چندش‌آور بود.

29:52.900 --> 29:55.100
‫حس می‌کردم یه جای کار می‌لنگه.

29:56.830 --> 30:00.470
‫خب، روبی خیلی درگیره.

30:00.470 --> 30:04.040
‫شرط می‌بندم فقط می‌خواست به یکی تکیه کنه.

30:04.680 --> 30:07.100
‫در واقع داره ازش به عنوان تکیه‌گاه استفاده
‫می‌کنه.

30:07.940 --> 30:11.560
‫اگه فقط در حد نیاز به
‫حمایت عاطفی باشه، مشکلی نیست.

30:11.560 --> 30:16.320
‫ولی تنها راه حل واقعی اینه که
‫یه فکری به حال برنامه شلوغش بکنیم.

30:16.770 --> 30:20.050
‫لعنتی، اون واقعاً توی بازیگری
‫به بن‌بست خورده.

30:16.770 --> 30:18.730
<b>‫دروغِ 15 ساله</b>

30:20.050 --> 30:22.240
‫به شدت به زمان تمرین بیشتری نیاز داره.

30:22.890 --> 30:25.200
‫خوشحالم که حالش بهتر به نظر می‌رسه،

30:25.200 --> 30:28.400
‫ولی انگیزه و روحیه بالا برای
‫موفقیت توی این فیلم کافی نیست.

30:30.320 --> 30:36.170
‫حتی ممکنه با این دوپینگ روانی،
‫بیشتر در معرض خطر باشه.

30:36.170 --> 30:39.070
‫اگه زیادی به خودش فشار بیاره و کم بیاره،
‫همه چی به باد می‌ره.

30:39.070 --> 30:40.420
‫حق با توئه.

30:41.050 --> 30:44.510
‫ولی این بهترین فرصت روبی برای
‫تبدیل شدن به یه سوپراستاره.

30:45.140 --> 30:51.260
‫درسته، باید به برنامه‌های تلویزیونی،
‫کنسرت‌ها و کلاس‌های بازیگری برسه...

30:51.260 --> 30:52.710
‫و درس‌هاش هم هست.

30:52.710 --> 30:53.730
‫درس‌ها!

30:53.730 --> 30:56.160
‫درسته، اونا هم هستن!

30:56.160 --> 30:58.940
‫مال من اون‌قدر دور بود که
‫کلاً یادم رفته بود همچین چیزی هم هست!

30:58.940 --> 31:02.440
‫عجیبه که چطور تونستی اون نقش
‫دختر دبیرستانی رو تا الان حفظ کنی.

31:02.940 --> 31:05.850
‫به هر حال، برقراری تعادل
‫کار سختیه.

31:05.850 --> 31:09.660
‫فقط می‌تونیم امیدوار باشیم که
‫رئیس یه فکری براش بکنه.

31:10.330 --> 31:13.830
‫حتی اگه استرابری پرو
‫قبلاً این تجربه رو با آی داشته،

31:13.830 --> 31:16.620
‫اون موقع رئیس قبلی
‫همه چیز رو مدیریت می‌کرد.

31:17.160 --> 31:21.380
‫این احتمالاً یه آزمون واقعی برای
‫توانایی‌های رئیس میاکو هم هست.

31:22.130 --> 31:25.120
‫درسته. خیلی ازش ممنونیم.

31:25.120 --> 31:29.670
‫برنامه روبی رو خوب بررسی می‌کنم
‫و بهتون خبر می‌دم.

31:35.700 --> 31:41.090
‫پوشش خیریه برای
‫برنامه ۲۸ ساعته؟ کار خیلی بزرگیه.

31:49.240 --> 31:51.860
<i>‫می‌تونم توی برنامه‌اش جاش بدم.</i>

31:52.270 --> 31:55.870
<i>‫ولی واقعاً می‌خوام کار بیشتری
‫به روبی بدم؟</i>

31:56.750 --> 31:59.040
‫باید حجم کارهایی که قبول می‌کنه رو کم کنم.

31:59.860 --> 32:03.580
‫مخصوصاً برای مدت زمان
‫فیلم‌برداری و تمرین‌ها.

32:06.880 --> 32:09.100
<i>‫خیلی چیزها هست که باید بهشون فکر کنم.</i>

32:13.720 --> 32:18.480
‫این مسئول بازاریابی، تندوجی، رو
‫تا جای ممکن از روبی دور نگه دار.

32:19.040 --> 32:20.230
‫اتفاقی افتاده؟

32:21.180 --> 32:24.430
‫اون یه جورایی مثل فامیلیه که
‫باهاش گذشته‌ای داریم.

32:25.150 --> 32:27.580
‫ارتباط با اون
‫ممکنه روبی رو بی‌ثبات کنه.

32:28.010 --> 32:29.680
‫فامیل؟

32:30.090 --> 32:34.620
‫فکر کنم پیش میاد.
‫توکیو شهر کوچیکیه.

32:35.330 --> 32:39.160
‫فهمیدم. حواسم بهش هست.

32:39.810 --> 32:40.750
‫ممنون.

32:46.280 --> 32:49.020
<i>‫باید زمانی رو برای تمرین‌ها خالی کنم.</i>

32:49.470 --> 32:51.530
<i>‫ولی باید به سلامتیش هم فکر کنم.</i>

32:52.050 --> 32:54.640
<i>‫و کانا هم آخر سال فارغ‌التحصیل می‌شه.</i>

32:54.640 --> 32:57.300
<i>‫چطور باید جایگزینش رو توی بی-کوماچی پیدا
‫کنیم؟</i>

32:59.210 --> 33:02.560
<i>‫به عنوان صاحب کسب‌وکار،
‫باید تا جایی که می‌تونم بهش فشار بیارم.</i>

33:03.290 --> 33:06.000
<i>‫ولی به عنوان مادرش چی؟</i>

33:05.560 --> 33:06.650
<b>‫تبریک می‌گم
‫ورودتون به دبیرستان یوتو</b>

33:08.530 --> 33:11.370
<i>‫دنیای سرگرمی همیشه در حال تغییره.</i>

33:11.370 --> 33:14.110
<i>‫بیشتر هنرمندها
‫مثل یه جرقه زودگذرن.</i>

33:14.490 --> 33:19.100
<i>‫حتی اگه کمی شهرت پیدا کنی، ممکنه
‫توی یه سال همه چیز از بین بره.</i>

33:19.540 --> 33:26.920
<b>‫تبریک می‌گم
‫ورودتون به دبیرستان یوتو</b>

33:20.750 --> 33:24.050
<i>‫شکی نیست که تلاش‌های الانش</i>

33:24.050 --> 33:26.500
<i>‫ده سال آینده زندگی و
‫شغل روبی رو تعیین می‌کنه.</i>

33:27.610 --> 33:32.800
<i>‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای باور دارم که
‫اون می‌تونه به اوج برسه.</i>

33:32.800 --> 33:34.530
‫مامان، گوش کن!

33:34.530 --> 33:35.510
‫بله؟

33:35.510 --> 33:38.470
‫کم‌کم دارم رقصیدن رو یاد می‌گیرم!

33:37.290 --> 33:38.470
‫آفرین!

33:38.470 --> 33:42.270
‫به زودی می‌ریم توکیو دوم!
‫صحنه رویاهامون!

33:39.050 --> 33:40.140
‫واو!

33:40.140 --> 33:41.410
‫مگه نه؟

33:41.410 --> 33:43.830
‫تو ذاتا استعداد داری!

33:45.500 --> 33:49.290
‫ایچیگو، تو چیکار می‌کردی؟

33:50.440 --> 33:53.160
<b>‫سامیداره</b>

33:56.280 --> 33:58.820
‫می‌خونه، همیشگی رو برام بیار.

33:58.820 --> 34:02.420
‫آره، آره. خوراک گوشت و سبزیجات
‫با یه پرس برنج کوچیک.

34:02.420 --> 34:04.710
‫و یه آب‌میوه سبزیجات مخلوط،

34:04.710 --> 34:06.400
‫با کلم‌پیچ اضافه.

34:06.400 --> 34:08.670
‫می‌شه برای تنوع هم که شده
‫یه کوفتِ زهرماری سفارش بدی؟

34:08.970 --> 34:11.110
‫ما اینجا غذاخوری نیستیم.

34:12.050 --> 34:16.260
‫این تنها جاییه که می‌تونم
‫این وقت شب یه غذای درست‌وحسابی بخورم.

34:17.540 --> 34:22.290
‫ای بابا. بیشتر مراقب خودت باش،
‫وگرنه از کار زیاد می‌میری.

34:22.290 --> 34:26.260
‫ترجیح می‌دم این اتفاق بیفته تا اینکه
‫یکی از استعدادهای ما از کار زیاد بمیره.

34:27.150 --> 34:31.820
‫بچه‌هات درست غذا می‌خورن؟
‫الان خیلی سرشون شلوغه، نه؟

34:32.110 --> 34:38.730
‫آره. مدیر برنامه‌شون
‫باید به اون چیزها برسه.

34:38.730 --> 34:40.490
‫همه چیز رو سپردی به یه نفر دیگه؟

34:41.000 --> 34:44.510
‫اگه توی چشم‌هاشون نگاه نکنی
‫و آغوشت رو براشون باز نگه نداری،

34:44.510 --> 34:46.920
‫نشانه‌های حیاتی رو از دست می‌دی.

34:47.490 --> 34:52.720
‫می‌فهمم، ولی اونا هیچ‌وقت
‫احساساتشون رو بروز نمی‌دن.

34:53.420 --> 34:58.920
‫پسرم همیشه بی‌حسه،
‫دخترم همیشه می‌خنده،

34:58.920 --> 35:01.210
‫و هیچ‌وقت هم شکایت نمی‌کنن.

35:02.210 --> 35:05.590
‫هیچ راهی ندارم که بفهمم
‫ته دلشون چی می‌گذره.

35:05.590 --> 35:08.140
‫به هر حال، من مادر واقعیشون نیستم.

35:12.320 --> 35:16.180
‫منم دلم می‌خواد همش از نزدیک
‫مراقبشون باشم، می‌دونی که!

35:16.180 --> 35:19.160
‫من برای این کارهای فکری ساخته نشدم!

35:20.120 --> 35:23.000
‫چقدر دلم می‌خواد اگه می‌شد،
‫برگردم به همون کار مدیریت!

35:23.960 --> 35:26.960
‫ولی شرکت به من نیاز داره که این کارو کنم!

35:27.360 --> 35:29.590
‫کس دیگه‌ای رو نداریم که بهش تکیه کنیم!

35:30.590 --> 35:31.340
‫آقای بارمن.

35:31.960 --> 35:33.330
‫خیلی وقته که...

35:35.560 --> 35:37.550
‫ایچیگو...؟

35:42.020 --> 35:43.180
‫برگرد اینجا!

35:43.180 --> 35:45.420
‫بعداً برمی‌گردم!

35:45.810 --> 35:47.310
‫آره، آره.

35:49.020 --> 35:51.820
‫توکیو هم عجب جای کوچیکیه.

35:57.740 --> 35:59.910
‫وایسا، احمق!

36:07.740 --> 36:09.420
‫بالاخره پیدات کردم.

36:10.060 --> 36:11.790
‫مـ... میاکو...

36:12.170 --> 36:13.500
‫یه لحظه آروم باش...

36:14.190 --> 36:20.470
‫اصلاً می‌فهمی تو این همه سال
‫چه حالی داشتم؟

36:21.570 --> 36:27.700
‫اون قولی که بهم دادی رو ول کردی
‫که بری چیکار کنی، عوضی؟!

36:35.360 --> 36:37.320
<b>‫[اکسپرس] ایستگاه شینجوکو</b>

36:42.900 --> 36:47.830
<i>‫اولین باری که توکیو رو دیدم،
‫سرتاسرش غرق در نورهای درخشان بود.</i>

36:48.150 --> 36:51.100
<i>‫همون لحظه دلم رو برد.</i>

36:54.050 --> 36:58.050
<i>‫حس کردم این شهر همون‌جاییه که
‫قراره توش زندگی کنم.</i>

36:59.490 --> 37:01.840
<i>‫زندگی شبانه مثل یه بازی ویدئویی بود.</i>

37:03.470 --> 37:07.350
<i>‫آدم‌های ضعیف رو از سر راه برمی‌داشتم،
‫امتیاز و پول جمع می‌کردم،</i>

37:07.770 --> 37:09.560
<i>‫لول‌آپ می‌شدم،</i>

37:09.970 --> 37:12.020
<i>‫سلاح‌های قوی‌تر می‌خریدم،</i>

37:13.770 --> 37:18.890
<i>‫وقت بیشتری رو با آدم‌های
‫احمقِ پولدار می‌گذروندم،</i>

37:18.890 --> 37:21.820
<i>‫بچه‌های دانشگاه رو دیگه
‫آدم حساب نمی‌کردم،</i>

37:22.240 --> 37:29.370
<b>m 0 0 l 100 0 100 100 0 100</b>

37:22.240 --> 37:23.660
<b>‫یه مدیرعامل تکنولوژیِ خودخوانده ظاهر شد!
‫یه سرمایه‌گذارِ خودخوانده ظاهر شد!</b>

37:22.910 --> 37:27.460
<i>‫دشمن‌های قوی‌تر رو شکست می‌دادم،
‫امتیاز بیشتری می‌گرفتم،</i>

37:23.740 --> 37:25.120
<b>‫میاکو از فن «بوسه هوایی» استفاده کرد!</b>

37:25.160 --> 37:26.410
<b>‫مدیرعامل تکنولوژی شکست خورد!
‫سرمایه‌گذار شکست خورد!</b>

37:26.490 --> 37:27.950
<b>‫میاکو لول‌آپ شد!</b>

37:27.460 --> 37:29.370
<i>‫بیشتر لول‌آپ شدم،</i>

37:28.040 --> 37:29.370
<b>‫میاکو از دخترِ کلوپ کاباره،
‫به دخترِ لانژ ارتقا پیدا کرد!</b>

37:29.370 --> 37:32.870
<b>‫کلوپ کاباره</b>

37:29.680 --> 37:32.020
<i>‫کلاسم رو عوض کردم و قوی‌تر شدم.</i>

37:30.750 --> 37:32.870
<b>‫لانژ</b>

37:32.080 --> 37:32.870
<b>‫کلوپ هاستس</b>

37:33.240 --> 37:36.590
<i>‫توکیو با آدم‌های قوی این‌طوری خوبه،</i>

37:36.590 --> 37:39.590
<i>‫و سبک زندگی من رو تایید می‌کرد.</i>

37:40.510 --> 37:45.100
<i>‫هوشمندانه بازی کردم و از قوانین
‫نوشته‌نشده‌ی این شهر پیروی کردم،</i>

37:46.420 --> 37:50.820
<i>‫و مطمئن بودم که همین‌طور
‫به قله‌های بلندتر صعود می‌کنم.</i>

37:54.690 --> 37:56.400
<b>‫جذاب‌ترین و «بزرگ‌ترین» چهره جدید</b>

37:54.690 --> 37:56.400
<b>‫دخترِ دانشجویِ بمب!</b>

37:58.360 --> 38:01.850
<i>‫اما همه‌چیز داشت به پایان می‌رسید.</i>

38:03.330 --> 38:05.880
<i>‫توکیو پر از دخترهای جذاب بود،</i>

38:05.880 --> 38:10.080
<i>‫و من اون ویژگی خاص رو نداشتم
‫که توی دنیای نمایش موفق بشم.</i>

38:11.760 --> 38:16.080
<i>‫به خاطر بازیگر بودن، فرصت‌های بیشتری
‫برای معاشرت با آدم‌های مهم داشتم،</i>

38:16.750 --> 38:18.620
<i>‫ولی اون هم زیاد طول نکشید.</i>

38:19.210 --> 38:21.670
<b>‫در حال بررسی صندوق پیام</b>

38:19.210 --> 38:20.340
<b>‫در حال بررسی...</b>

38:19.500 --> 38:21.670
<i>‫تا وقتی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم،</i>

38:20.340 --> 38:21.670
<b>‫پیام جدیدی وجود ندارد</b>

38:21.940 --> 38:25.510
<i>‫دیگه از طرف صاحب‌کارها به مهمونی‌ها
‫دعوت نمی‌شدم.</i>

38:27.010 --> 38:29.110
<i>‫البته که برام مهم نبود.</i>

38:29.110 --> 38:31.250
<i>‫اون‌ها خیلی راحت خیانت می‌کردن.</i>

38:31.250 --> 38:33.730
<i>‫اگه با اون‌ها می‌گشتم، هیچ‌وقت
‫توی زندگی به خوشبختی نمی‌رسیدم.</i>

38:34.650 --> 38:37.360
<i>‫یه دخترِ ویترینیِ میناتو-کو که دیگه
‫کسی سراغش رو نمی‌گرفت.</i>

38:37.360 --> 38:42.280
<i>‫فقط می‌تونست با واسطه شدن و جور کردنِ
‫دخترهای جوون‌تر، اونجا بمونه.</i>

38:43.650 --> 38:46.060
<i>‫و منم با همین کار،
‫به‌طرز رقت‌انگیزی دووم آوردم.</i>

38:47.940 --> 38:50.910
<i>‫مردهای بیشتری شروع کردن به
‫پیشنهاد دادن که معشوقه‌شون بشم.</i>

38:52.150 --> 38:57.560
<i>‫اون عوضی‌ها خیلی خوب می‌فهمن کی
‫داره جایگاهش رو از دست می‌ده،</i>

38:57.560 --> 38:59.920
<i>‫و سعی می‌کنن تا آخرین قطره
‫ازش سوءاستفاده کنن.</i>

39:01.080 --> 39:05.720
<i>‫از دخترهای ساده‌لوح استفاده می‌کنن
‫تا وقتی که ازشون خسته بشن.</i>

39:05.720 --> 39:07.390
‫هوپ.

39:08.630 --> 39:09.410
‫سلام.

39:18.890 --> 39:23.480
‫ببین، می‌خوای تا ابد توی
‫کارهای شبانه بمونی؟

39:34.950 --> 39:38.100
‫اگه هدف خاصی نداری،
‫نمی‌خوای بیای برای من کار کنی؟

39:49.720 --> 39:56.310
<i>‫من دختری بودم که آرزوی شهرت داشت،
‫ولی نتونست توی دنیای نمایش دووم بیاره.</i>

39:54.100 --> 39:56.310
<b>‫استرابری پروداکشنز</b>

39:56.680 --> 40:01.860
<i>‫چقدر عجیبه که حالا دارم برای
‫رسیدنِ بقیه به رویاهاشون کار می‌کنم.</i>

40:03.100 --> 40:03.690
<i>‫اما...</i>

40:04.570 --> 40:08.940
<i>‫دیدنِ نورها از پشت صحنه،
‫اون‌قدرها هم که فکر می‌کردم بد نبود.</i>

40:12.670 --> 40:13.740
‫میاکو.

40:15.420 --> 40:17.790
‫می‌مونی کنارم و حمایتم می‌کنی؟

40:19.010 --> 40:21.000
‫با تمام وجودم کار می‌کنم.

40:21.860 --> 40:24.110
‫و اگه تکیه‌گاهم باشی... همسرم باشی—

40:24.570 --> 40:27.470
‫خیره‌کننده‌ترین منظره دنیا رو
‫بهت نشون می‌دم.

40:28.350 --> 40:30.820
‫خیره‌کننده‌ترین منظره...؟

40:32.440 --> 40:34.390
‫وای!

40:34.830 --> 40:38.060
‫شرط می‌بندم اگه اینجا اجرا کنیم،
‫خیلی حس خوبی داره.

40:38.690 --> 40:42.190
منظورت اینه که وقتی
‫اینجا اجرا کنیم.

40:42.190 --> 40:43.180
‫درسته.

40:43.180 --> 40:45.080
‫خیلی بزرگه.

40:45.080 --> 40:46.610
‫واقعاً هست.

40:46.610 --> 40:48.960
‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

40:48.960 --> 40:50.360
‫آره، واقعاً.

40:50.360 --> 40:52.250
‫جدی می‌گی؟

40:52.250 --> 40:53.820
‫جدی! واقعاً منظورم همینه!

40:53.820 --> 40:57.830
‫یه روز، توکیو دُم رو با
‫چراغ‌های دستیمون روشن می‌کنیم.

40:58.470 --> 41:00.040
‫این رویای ماست.

41:15.680 --> 41:18.230
‫گفتی بهم نشونش می‌دی!

41:19.840 --> 41:24.270
‫چطور تونستی این‌قدر راحت پا پس بکشی
‫و از همه‌چیز فرار کنی؟!

41:27.650 --> 41:32.320
‫وقتی من... من هنوز ازش ناامید نشدم!

41:36.330 --> 41:40.810
‫گفتی این رویای ماست!

41:51.030 --> 41:55.970
‫خب، استرابری پروداکشنز قراره
‫یه تغییر ساختار اساسی داشته باشه.

41:56.260 --> 41:58.680
‫قبل از اون،
‫فکر کنم باید معرفیش کنم.

42:01.890 --> 42:04.250
‫ایشون ایچیگو سایتو-کون هستن،
‫پادو جدیدمون.

42:04.760 --> 42:06.240
‫سلام، سایتو هستم.

42:07.730 --> 42:10.880
‫اول، برای وظایف جدیدتون...

42:10.880 --> 42:13.070
‫به این برگه نگاه کنید.

42:13.450 --> 42:15.530
‫هایاشی مسئولِ
‫استعدادهای چندرسانه‌ایه.

42:16.030 --> 42:18.620
‫گروه استریمرهای الف با ساسامی،

42:18.970 --> 42:20.830
‫و گروه ب با ترابایاشی.

42:21.250 --> 42:24.480
‫یوشیزومی هم مدیرِ
‫مِم و آریما از بی-کوماچی می‌شه.

42:25.050 --> 42:29.300
‫و من هم مدیریتِ
‫روبی و آکوا رو به عهده می‌گیرم.

42:30.050 --> 42:31.890
‫بقیه چیزها همون‌طور باقی می‌مونه.

42:31.890 --> 42:32.840
‫ها؟

42:32.840 --> 42:36.040
‫پس کی قراره آژانس رو اداره کنه؟

42:36.040 --> 42:37.540
‫چه می‌دونم.

42:38.310 --> 42:41.120
‫شاید اون پادویی که اونجاست
‫بهش رسیدگی کنه.

42:43.490 --> 42:45.130
‫اون کیه؟

42:45.130 --> 42:48.290
‫شوهرِ رئیس. همونی که
‫این آژانس رو تاسیس کرد.

42:48.290 --> 42:49.070
‫چی؟!

42:50.530 --> 42:52.980
‫حرف‌های من تموم شد. برگردید سر کار.

42:59.060 --> 43:01.840
‫خوش به حالت! تونستی با
‫میاکو-سان حرف بزنی!

43:01.840 --> 43:05.040
‫باورم نمی‌شه بعد از دیدنِ این قیافه،
‫هنوز می‌تونی این حرف رو بزنی.

43:05.040 --> 43:07.600
‫تقریباً به زور مجبورم کرد.

43:07.600 --> 43:09.360
‫تهدیدم کرد که ازم شکایت می‌کنه،

43:09.360 --> 43:11.670
‫و وقتی خواستم بحث کنم،
‫عملاً کار به کتک‌کاری کشید.

43:12.120 --> 43:14.300
‫ولی با این حال برگشتی.

43:14.860 --> 43:17.430
‫خوشحالم برات.
‫تهِ دلت همینو می‌خواستی، نه؟

43:22.500 --> 43:26.440
‫تو کلی کار برام جور کردی، با اینکه
‫اصلاً اینجا مدیر برنامه‌ام نبودی.

43:26.950 --> 43:30.020
‫وقتی رسماً بخشی از آژانس باشی،
‫انجامش راحت‌تره، مگه نه؟

43:31.570 --> 43:34.780
‫قضیه این نیست. برام پاپوش درست کردن.

43:36.020 --> 43:37.110
‫کی؟

43:37.440 --> 43:39.400
‫آکوا، دیگه کی؟

43:39.620 --> 43:42.370
<b>m 0 0 l 100 0 100 100 0 100</b>

43:39.620 --> 43:42.370
<b>‫< آکوا هوشینو</b>

43:39.620 --> 43:42.370
‫باید درباره روبی حرف بزنیم

43:39.620 --> 43:42.370
‫می‌تونی ساعت ۲
‫نصفه‌شب بیای سامیداره؟

43:39.620 --> 43:42.370
‫چه یهویی

43:39.620 --> 43:42.370
‫یه دانش‌آموز دبیرستانی باید اون
‫موقع شب تو محله‌ی تفریحی باشه؟

43:39.620 --> 43:42.370
‫مشکلی پیش نمیاد

43:39.620 --> 43:42.370
‫باشه
‫فقط ممکنه کمی دیر برسم

43:39.620 --> 43:42.330
‫ممنون

43:39.620 --> 43:42.330
‫میاکو مچت رو نگیره

43:39.620 --> 43:42.330
‫رسیدم

43:42.410 --> 43:43.910
<b>‫سامیداره</b>

43:43.910 --> 43:48.380
‫اون بود که اون شب من رو به بارِ
‫مورد علاقه‌ی میاکو کشوند.

43:50.760 --> 43:52.170
‫و چی می‌بینم...

43:57.340 --> 43:58.830
‫آکوا این کار رو کرد؟

44:00.280 --> 44:03.260
‫آهان، پس قضیه این بود.

44:05.980 --> 44:07.720
<i>‫حالا فهمیدم.</i>

44:08.140 --> 44:10.220
<i>‫می‌دونستم.</i>

44:11.330 --> 44:14.600
<i>‫اون‌چان خیلی دوستم داره!</i>

44:15.830 --> 44:19.160
<i>‫اون ایچیگو-سان رو به خاطر من
‫به آژانس برگردوند!</i>

44:19.160 --> 44:22.050
<i>‫روش‌هاش همیشه انقدر پیچیده
‫و لعنتی دوست‌داشتنی‌ان!</i>

44:22.450 --> 44:25.620
<i>‫حتی وقتی دکتر بود هم همین‌طور بود.</i>

44:25.620 --> 44:29.080
<i>‫بدون اینکه به کسی بگه،
‫سورپرایز ترتیب می‌داد.</i>

44:29.530 --> 44:32.970
<i>‫همیشه بیش از حد مهربون بوده.
‫دیگه عوض بشو نیست.</i>

44:32.970 --> 44:35.710
<i>‫و هنوزم سعی می‌کنه
‫نقش آدم‌بده رو بازی کنه.</i>

44:36.040 --> 44:38.420
<i>‫ولی نگران نباش!
‫من همه‌ی این چیزها رو درباره‌ت می‌دونم!</i>

44:43.690 --> 44:46.130
‫خیلی خب، برنامه‌ی کاریش
‫خیلی شلوغه.

44:46.130 --> 44:50.010
‫ولی این فرصتِ روبی برای
‫تبدیل شدن به یه ستاره‌ی واقعیه.

44:50.010 --> 44:52.480
‫اگه بعداً کارهاش کم بشه چی؟

44:52.800 --> 44:55.820
‫اون‌وقت خودم می‌رم و بیشتر جور می‌کنم.

44:58.570 --> 45:00.940
‫تصویر کلی رو فراموش نکن.

45:00.940 --> 45:03.280
‫از تموم شدنِ دورانِ اوجِ
‫محبوبیتش نترس.

45:03.280 --> 45:05.990
‫مهم اینه که کی اتفاق می‌افته، نه اگه.

45:06.630 --> 45:10.250
‫خیالت راحت. روبی یه ستاره‌ی دنباله‌دار
‫نیست.

45:10.680 --> 45:14.130
‫و وظیفه‌ی منه که مطمئن بشم
‫همین‌طور باقی می‌مونه.

45:14.850 --> 45:19.040
‫کاری که الان باید بکنیم اینه که
‫روبی رو خاص جلوه بدیم.

45:19.040 --> 45:22.090
‫تهیه‌کننده‌ها باید اون رو به چشم
‫یه استعدادِ درجه‌یک ببینن.

45:22.530 --> 45:26.400
‫دست‌به‌سرشون کن و کارهای
‫باکیفیت‌تری براش بگیر.

45:26.400 --> 45:31.120
‫و اگه ممکنه، روی کارهایی تمرکز کن
‫که زمانِ اجرای دوری دارن.

45:31.120 --> 45:33.720
‫هر کاری که بهش
‫پیشنهاد می‌شه رو قبول نکن.

45:33.720 --> 45:36.610
‫فقط دیده شدن تو تلویزیون
‫کسی رو ستاره نمی‌کنه.

45:37.050 --> 45:40.750
‫فقط برنامه‌هایی رو قبول کن که
‫شخصیت روبی رو برجسته می‌کنن.

45:40.750 --> 45:42.360
‫در مورد آی هم همین‌طور بود.

45:42.890 --> 45:45.070
‫می‌تونی همه‌ی این‌ها رو رد کنی.

45:45.450 --> 45:48.290
‫همچنین، ازش به عنوان اهرم فشار
‫برای قراردادهای بقیه استفاده کن.

45:48.710 --> 45:51.540
‫کانا آریما تو برنامه‌های متنوع
‫خیلی می‌گیره.

45:51.840 --> 45:54.710
‫کارها رو بین همه‌ی اعضای
‫آژانس پخش کن.

45:55.180 --> 45:58.920
‫راستی، باید به یه دفتر بزرگ‌تر نقل‌مکان
‫کنی.

45:59.830 --> 46:02.870
‫باید بهشون بقبولونی که
‫ما یه آژانسِ بزرگ و معتبر هستیم.

46:04.130 --> 46:05.840
‫من هنوز به اندازه‌ی کافی خوب نیستم.

46:07.580 --> 46:11.830
‫اگه تو از اول مدیریت آژانس رو داشتی،
‫الان خیلی بزرگ‌تر بود.

46:11.830 --> 46:14.060
‫نه، تو عالی کار کردی.

46:14.490 --> 46:17.830
‫تو روابط کاری محترمانه‌ای
‫با مشتری‌ها ساختی،

46:17.830 --> 46:20.490
‫بدون اینکه پا روی دم کسی بذاری
‫کار جور کردی،

46:20.490 --> 46:22.750
‫و در عین حال استعدادهای بهتری
‫پرورش دادی.

46:23.650 --> 46:28.540
‫راستش، استرابری پرو الان توی صنعت
‫شهرت خیلی خوبی داره.

46:28.540 --> 46:30.580
‫اگه من مسئول بودم، هیچ‌وقت این‌طور نمی‌شد.

46:31.180 --> 46:33.270
‫این فقط به خاطر تو ممکن شد.

46:43.120 --> 46:47.000
‫با این چاپلوسی‌های تابلو
‫نمی‌تونی نظرم رو عوض کنی.

46:47.000 --> 46:50.600
‫وقتی کارت اینجا تموم شد،
‫باید سینک‌ها و دستشویی‌ها رو تمیز کنی.

46:50.940 --> 46:53.310
‫واقعاً منظورم این نبود.

46:55.200 --> 46:59.000
‫راستی، حواست به اون بچه باشه.

46:59.000 --> 47:00.720
‫می‌دونم.

47:00.720 --> 47:02.530
‫روبی شرایط سختی داره، ولی من...

47:02.530 --> 47:03.650
‫منظورم اون نیست.

47:03.650 --> 47:06.260
‫باید حواسمون به آکوا باشه.

47:07.950 --> 47:11.040
‫اون به‌زودی می‌پاشه.

47:11.410 --> 47:14.460
‫لعنتی، شاید همین الانشم پاشیده باشه.

47:17.710 --> 47:19.290
<b>دروغِ 15 ساله</b>

47:20.360 --> 47:24.010
<i>‫نمی‌دونم چرا،
‫ولی حس می‌کنم یه چیزی کم داره.</i>

47:24.700 --> 47:29.840
<i>‫آکوا-کون، این واقعاً بهت کمک می‌کنه
‫که انتقامت رو بگیری؟</i>

47:30.970 --> 47:35.710
«فیلم‌برداری «دروغِ ۱۵ ساله
‫هفته‌ی دیگه شروع می‌شه.

47:35.710 --> 47:38.190
‫این یه پروژه‌ی خیلی بزرگ
‫برای کل استرابری پروئه.

47:38.620 --> 47:41.470
‫پس‌فردا، دورخوانی کامل
‫و تست لباس داریم.

47:41.470 --> 47:43.910
‫چهار روز دیگه دم‌دمای صبح،
‫می‌ریم زیارتگاه تا برای موفقیت دعا کنیم.

47:43.910 --> 47:45.650
‫و فیلم‌برداری هفت روز دیگه شروع می‌شه.

47:46.140 --> 47:49.230
‫برنامه‌ریزی کردیم که هفته‌ی سوم آگوست
‫کار رو تموم کنیم.

47:49.230 --> 47:50.990
‫هفته‌ی آخر رو هم برای احتیاط گذاشتیم.

47:51.310 --> 47:53.140
‫بوی تعطیلات میاد!

47:54.820 --> 47:56.830
‫ولی یادت نره.

47:57.280 --> 48:00.270
‫کنسرت فارغ‌التحصیلی کانا-چان رو
‫آخر آگوست داریم.

48:00.270 --> 48:03.330
‫از اون روزهای رزرو شده
‫برای تمرین اون استفاده می‌کنیم.

48:03.330 --> 48:05.630
‫راستش، در مورد اون...

48:06.010 --> 48:09.030
‫ما یه تور کنسرت بی-کوماچی
‫برای آخر سال گذاشتیم.

48:09.030 --> 48:11.390
‫اونجا جاییه که کانا آریما
‫فارغ‌التحصیل می‌شه.

48:12.350 --> 48:13.550
‫چی؟

48:13.550 --> 48:16.600
‫ما همه آماده بودیم که خداحافظی کنیم!

48:16.600 --> 48:19.190
‫موافقت آریما رو گرفتیم.

48:19.980 --> 48:24.410
یعنی، این‌طور نیست که
‫مجبور باشم آگوست برم.

48:24.410 --> 48:26.600
‫و همه‌مون سرمون شلوغ می‌شه،

48:26.600 --> 48:31.410
‫واسه همین روم نمی‌شد ازتون بخوام
‫واسه کنسرت فارغ‌التحصیلی وقت بذارید.

48:31.850 --> 48:35.800
‫وقتی اصرار کردن،
‫چطور می‌تونستم رد کنم؟

48:35.800 --> 48:38.740
‫اینم از
‫منعطف‌ترین هنرمند تاریخ.

48:38.740 --> 48:40.780
‫کلمه «ساده‌لوح» برای تو کمه!

48:40.780 --> 48:43.380
‫یکم بیشتر به خودت برس، دختر!

48:43.770 --> 48:47.520
‫هی، برنامه‌ها هیچ‌وقت طبق برنامه پیش
‫نمیرن.

48:47.520 --> 48:48.840
‫هی، کارگردان.

48:48.840 --> 48:50.370
‫امروز چی باعث شد بیای اینجا؟

48:50.810 --> 48:52.900
‫هیچی خاصی نیست.

48:53.300 --> 48:55.770
<b>دروغِ 15 ساله</b>

48:53.300 --> 48:55.770
<b>‫نسخه‌ی نهایی</b>

48:53.610 --> 48:55.770
‫فقط فیلم‌نامه‌ی نهایی رو آوردم.

48:55.770 --> 48:56.980
‫واو!

48:56.980 --> 48:58.580
‫خودت شخصاً آوردی‌شون؟

48:58.580 --> 49:00.980
‫خب، محل کارمون نزدیکه.

49:01.810 --> 49:03.980
‫و پول دادن به پیک هم اسرافه.

49:03.980 --> 49:08.440
‫نمی‌خوام درباره‌ی واقعیت‌های مالی
‫یه مرد مجرد ۴۰ ساله بشنوم.

49:08.880 --> 49:11.680
‫اسمم واقعاً اینجاست!

49:11.680 --> 49:13.320
‫واقعاً می‌تونم از پسش بربیام؟

49:13.910 --> 49:16.060
‫نگران نباش. عالی انجامش می‌دی.

49:16.060 --> 49:17.290
‫کانا-چان!

49:17.290 --> 49:21.480
‫بالاخره تو این همه سال نقش دانش‌آموز
‫دبیرستانی رو بازی کردی.

49:21.480 --> 49:23.910
‫این دو تا خیلی با هم فرق دارن!

49:24.250 --> 49:29.590
<b>m 0 0 l 100 0 100 100 0 100</b>

49:24.250 --> 49:29.590
<b>‫آی، تاکامی، نینو، مِی-مِی (بی-کوماچی)
‫پسر الف، سیجورو، ایری و تایکی</b>

49:24.250 --> 49:29.590
<b>‫روبی، آکانه، کانا، مِم‌چو، آکوا
‫تایکی و فریل</b>

49:24.880 --> 49:28.030
‫ها؟ هنوز چند تا جای خالی
‫توی لیست بازیگرها هست.

49:28.030 --> 49:29.590
‫اوه، راست می‌گی.

49:29.880 --> 49:32.120
‫آره، اونا نقش‌های بچه‌ها هستن.

49:32.120 --> 49:34.800
‫هنوز نتونستیم کسی رو
‫برای اون نقش‌ها پیدا کنیم.

49:36.600 --> 49:40.640
‫پیدا کردن بازیگر کودک خوب خیلی سخته.

49:40.640 --> 49:45.700
‫همه جای کشور دنبالشون گشتم،
‫ولی فایده‌ای نداشت.

49:45.700 --> 49:49.990
‫وقتی توی یه فیلم جدی دیالوگ می‌گن،
‫اصلاً به دل نمی‌شینن.

49:49.990 --> 49:53.430
‫بازیگر کودکی که بتونه راحت دیالوگ‌های
‫طولانی رو بگه، حکم طلا رو داره.

49:53.430 --> 49:54.990
‫می‌فهمم چی می‌گی.

49:54.990 --> 50:01.280
‫فیلم‌های باکیفیت به بازیگر کودکی
‫نیاز دارن که به خوبی من باشه!

50:01.280 --> 50:05.460
‫خیلی بده که تو این دوره زمونه
‫کسی در حد من پیدا نمی‌شه!

50:05.460 --> 50:08.210
‫نگاه کن چطور به افتخارات گذشته‌اش چسبیده.

50:08.760 --> 50:11.300
‫منم باید بعد از این برم دنبالش.

50:11.300 --> 50:12.800
‫موفق باشی!

50:17.930 --> 50:20.730
‫به نظر میاد خودت رو آماده کردی.

50:21.280 --> 50:25.900
‫که به بقیه آسیب بزنی و آسیب ببینی.

50:26.620 --> 50:28.420
‫کار بهتری نداری انجام بدی؟

50:28.420 --> 50:30.750
‫همش میای که رو اعصابم باشی.

50:31.210 --> 50:34.990
‫من فقط سعی دارم تو رو به سمت
‫سرنوشتت هدایت کنم.

50:35.470 --> 50:38.700
‫سرنوشت؟ چی هستی،
‫خدا یا همچین چیزی؟

50:39.120 --> 50:44.040
‫خب، بستگی داره شماها
‫«خدا» رو چطور تعریف کنین.

50:44.710 --> 50:46.230
‫یه سوال دیگه.

50:46.230 --> 50:48.960
‫پدر و مادر داری؟ کارت شناسایی داری؟

50:49.360 --> 50:50.250
‫البته.

50:50.950 --> 50:55.470
‫این کالبد از یه مادر متولد شده،
‫درست مثل شما دو تا.

50:55.930 --> 50:57.470
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

50:57.470 --> 50:59.680
‫این فقط یه بدن بچه‌گانه‌ی دیگه‌ست
‫که همه‌جا پیدا می‌شه.

51:00.650 --> 51:01.960
‫ها.

51:03.530 --> 51:04.540
‫چیه؟

51:05.620 --> 51:06.730
‫ببین...

51:07.380 --> 51:08.820
‫می‌خوای بازیگر کودک بشی؟

51:10.900 --> 51:11.770
‫چی؟

51:12.940 --> 51:16.240
<b>‫قسمت ۳۵










آغاز</b>

52:46.250 --> 52:48.500
<b>‫وقتی ۱۵ ساله شدی بازش کن</b>

52:46.590 --> 52:48.500
<i>‫بشینیم با نوشیدنی تماشاش کنیم.</i>

52:48.500 --> 52:52.210
<i>‫مطمئنم اون موقع دیگه
‫آیدل نخواهم بود.</i>

52:52.500 --> 52:56.800
<i>‫اوه، ولی شاید شما دو تا باشید.</i>

52:56.800 --> 52:59.890
<i>‫شما بچه‌های منی،
‫پس ممکنه واقعاً اتفاق بیفته.</i>

53:02.960 --> 53:04.580
<i>‫از اینا که بگذریم،</i>

53:05.040 --> 53:07.080
<i>‫لطفاً سالم بزرگ بشید، باشه؟</i>

53:08.040 --> 53:11.470
<i>‫به عنوان مادرتون، این تنها آرزوی منه.</i>

53:13.470 --> 53:16.900
<i>‫اووف، خیلی استرس‌زا بود.</i>

53:17.600 --> 53:20.340
<i>‫همیشه دلم می‌خواست
‫یه همچین چیزی رو امتحان کنم.</i>

53:21.170 --> 53:23.030
<i>‫اوه، اونم هست.</i>

53:22.940 --> 53:35.940
<i></i>امیدواریم از تماشای این انیمه
همراه با تیم انیمکس لذت برده باشید
Yuki & Memento\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

53:24.920 --> 53:26.140
<i>‫برای روبی.</i>

53:27.150 --> 53:30.920
<i>،حالا که دیگه بزرگ شدی
.حرفی دارم که بهت بزنم</i>

53:30.920 --> 53:33.920
<i></i>
