WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:23.470 --> 00:26.910
‫مطمئنی تا همینجا‌ کافیه؟

00:26.910 --> 00:31.190
‫مشکلی نیست، بقیه‌ی مسیرو ‫تنهایی می‌رم

00:31.920 --> 00:36.400
علاوه بر این، مقصدم ‫فقط
با پای پیاده قابل دسترسه

00:37.190 --> 00:39.840
‫خیلی خب، مراقب خودت باش

01:26.290 --> 01:33.340
فریرن
پس از پایان سفر

02:31.030 --> 02:35.030
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

02:31.030 --> 02:35.030
‫30 سال پس از
مرگ هیمل قهرمان
در منطقه دارخن
واقع در فلات شمالی

02:40.000 --> 02:52.000
رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

02:40.000 --> 02:52.000
Audrey\h:مترجم

02:40.000 --> 02:52.000
ANIMEX.CLICK

02:48.880 --> 02:50.510
‫اوضاع قاراش میشه

02:51.170 --> 02:54.510
‫روستا‌ مورد حمله‌ی اژدها قرار گرفته

02:54.510 --> 02:57.270
‫مگه توی فلات شمالی اژدها هم پیدا می‌شه؟

02:57.270 --> 02:59.510
‫اینجا واقعا جای خطرناکیه

03:00.110 --> 03:01.830
‫می‌تونست بدتر از اینم باشه

03:01.830 --> 03:02.290
‫چی؟

03:02.750 --> 03:06.930
‫وقتی با هیمل‌ سفر می‌کردم
‫یه دسته اژدها بهمون حمله کردن

03:08.200 --> 03:10.710
حتی نمی‌تونم یه دسته‌ی کامل رو تصور کنم

03:10.710 --> 03:12.010
‫باورنکردنیه

03:12.350 --> 03:17.400
‫اژدهایان معمولا ‫دسته جمعی سفر نمی‌کنن؟

03:17.950 --> 03:20.360
‫این روستا‌ مورد حمله‌ی یه دسته اژدها قرار‫گرفته؟

03:20.360 --> 03:24.250
‫آره، یکیشون همین نزدیکیا ساکن شده

03:24.250 --> 03:26.790
‫می‌خوام اونا رو بکشین

03:27.150 --> 03:29.610
فلات شمالی در حالت عادی هم هولناکه

03:29.610 --> 03:31.090
‫واقعا دیوونه‌کننده‌ست

03:50.020 --> 03:52.340
‫این روستا‌ دیگه کارش تمومه

03:53.110 --> 03:54.730
بهتره نقل‌مکان کنین یه جای دیگه

03:56.530 --> 04:01.730
‫ولی اینجا خونه‌ی ماست

04:02.160 --> 04:03.060
‫مراقب باش

04:03.060 --> 04:03.730
‫حالت خوبه؟

04:04.300 --> 04:05.600
الان برات میارمش

04:08.010 --> 04:10.260
حق با اونه، فریرن ساما

04:11.140 --> 04:13.090
‫حرف بی‌رحمانه‌ای زدی

04:13.090 --> 04:15.410
دلم برای اهالی روستا می‌سوزه

04:15.860 --> 04:19.570
‫می‌دونی روبه‌رو شدن با یه
دسته‌ی کامل اژدها معنیش چیه؟

04:19.570 --> 04:21.540
‫امکان نداره سالم برگردیم

04:22.150 --> 04:25.130
‫ما از خونه‌های مردم محافظت
می‌کنیم، درسته فریرن؟

04:26.500 --> 04:28.390
‫بستگی به دستمزدش داره

04:28.900 --> 04:34.100
‫روستا‌‌ی ما خیلی فقیره
‫چیزی برای پرداخت بهتون نداریم

04:34.100 --> 04:35.830
کتاب جادو هم ندارین؟

04:36.350 --> 04:40.650
‫فقط یکی برای یه طلسم
‫خیلی بی‌فایده که بهتون اجازه می‌ده

04:40.650 --> 04:43.990
‫بدون تپق زدن جملات ‫پیچیده رو بگید

04:43.990 --> 04:47.670
‫به نظر بی‌فایده میاد

04:52.940 --> 04:55.590
فقط کافیه طلسم باشه

04:55.590 --> 04:58.080
می‌دونی اژدهایان از کجا اومدن؟

04:58.780 --> 05:01.670
‫از یه جایی تو اون جنگل‌ها

05:03.190 --> 05:05.630
می‌گردیم دنبال رد مانا

05:06.250 --> 05:07.660
‫شاید بتونیم ردیابیشون کنیم

05:32.220 --> 05:34.180
همین راه رو مستقیم ادامه می‌دیم

05:34.900 --> 05:39.610
‫یه مدته دارم بهش فکر می‌کنم
‫ولی جادو واقعا شگفت‌انگیزه

05:39.610 --> 05:41.910
واقعا همچین جاهایی خیلی به کار میاد

05:42.330 --> 05:44.670
همینطوری تعریف کن

05:44.670 --> 05:50.050
استارک ساما، تعریف‌کردن الکی
برای پیشرفت فریرن ساما خوب نیستا

05:50.510 --> 05:52.390
گمون کنم حق با تو باشه

05:52.640 --> 05:55.750
منو چی فرض کردین؟

05:57.080 --> 06:00.340
‫در هر صورت، می‌تونم تقریبی
‫بگم کدوم سمتن، بیاین بریم

06:35.510 --> 06:36.810
‫اونجان

06:36.810 --> 06:38.650
چقدر اژدها

06:38.650 --> 06:40.640
‫ولی کوچیکن

06:40.640 --> 06:43.640
‫به اندازه‌ی اون اژدهای خورشیدی ‫قوی نیستن

06:44.420 --> 06:48.660
‫بازم، اژدهایان باهوشن
‫نذارین محاصره‌اتون کنن

06:49.350 --> 06:52.870
بیاین بکشونیمشون یه جا و
دخل همه رو با هم بیاریم

06:52.870 --> 06:55.850
‫استارک، حواسشون رو پرت کن

06:56.320 --> 06:58.620
‫تو یه جنگجوی اژدهای باتجربه‌ای، ‫درسته؟

06:59.060 --> 07:02.440
‫بازم؟ مسئولیت سنگینیه

07:07.260 --> 07:08.580
‫شروع کنیم؟

07:08.580 --> 07:10.830
‫بهتره این بار واقعا ‫چندتا طلسم اجرا کنی

07:14.670 --> 07:17.480
به شرطی که اول خودت دخل همه‌شون رو نیاری

08:26.400 --> 08:28.830
‫این یه نبرد فوق‌العاده شدید بود

08:29.470 --> 08:32.260
خوبه این روستا کلیسا داره

08:32.260 --> 08:36.590
حتی سرت هم موقع مبارزه جویده شد

08:38.940 --> 08:40.690
‫چطور حالت داغون‌تر نیست؟

08:44.920 --> 08:46.230
‫نمی‌دونم

08:46.740 --> 08:49.280
‫احتمالا برای جنگجوها عادی باشه

08:49.280 --> 08:52.140
‫آیزن هم بعد از اینکه سرش
گاز گرفته شد ‫حالش خوب بود

08:52.140 --> 08:55.810
‫نه، آیزن ساما به هیچ‌وجه عادی نبودن

08:55.810 --> 08:57.710
‫امیدوارم زیاد منتظر نمونده باشی

08:59.480 --> 09:03.700
‫ممنون، اینم از کتاب جادوت به عنوان ‫دستمزد

09:13.890 --> 09:20.210
‫حالا که فکرشو می‌کنم، تقریبا همیشه
‫برای کمک به مردم دستمزد می‌خوای

09:20.840 --> 09:23.140
‫چون هیمل‌ این کارو می‌کرد

09:23.140 --> 09:24.660
غافلگیر شدم

09:24.660 --> 09:29.560
‫همیشه فکر می‌کردم آدمی
بوده که ‫به بقیه مجانی کمک می‌کرده

09:30.080 --> 09:33.670
‫می‌دونم، منم قبلا همین فکرو می‌کردم

09:34.810 --> 09:36.880
‫خیلی ممنونم

09:37.200 --> 09:44.490
سزاوار بیشتر از این هستی، ولی
همونطور که می‌بینی روستای ما فقیره

09:44.900 --> 09:47.970
‫فقط همین رو داریم

09:49.430 --> 09:53.450
‫نمی‌تونیم از غذای این روستا قبول کنیم

09:56.720 --> 09:58.160
‫اون یه کتاب جادوئه؟

10:01.370 --> 10:05.500
‫راستش، یه دفترچه‌ست که مدتی پیش
‫از یه تاجر دوره‌گرد گرفتیم

10:05.500 --> 10:07.850
ولی ما نیازی بهش نداریم

10:17.530 --> 10:24.050
‫هیمل‌، چرا تقریبا همیشه
‫وقتی به کسی کمک می‌کنیم دستمزد می‌گیری؟

10:25.080 --> 10:29.070
‫اگه دستمزدی بدن دیگه
‫چیزی بهمون بدهکار نیستن

10:30.190 --> 10:32.750
‫ما گروه قهرمانانیم

10:37.450 --> 10:44.170
‫چیزی که می‌خوایم کمک کردن به مردمه
‫نه کلمات تشکر و قدردانی

10:48.400 --> 10:55.280
‫اگه مردم رو به خودمون بدهکار کنیم
‫واقعا بهشون کمکی نکردیم

10:57.120 --> 11:02.370
‫واسه همین حتی طلسم‌های مسخره‌ای
مثل این رو ‫به عنوان دستمزد می‌گیرم

11:03.340 --> 11:04.810
...فریرن

11:06.480 --> 11:09.790
‫بعدا می‌رم ببینم واقعا کار می‌کنه یا نه

11:09.790 --> 11:12.610
‫آخرشم، فقط طلسم می‌خوای

11:13.000 --> 11:17.730
‫نمی‌تونستی به جاش یه
طلسم بگیری که نذاره اژدها گاز بگیره؟

11:20.040 --> 11:23.050
قسمت 37: خاطرات هیمل‌

11:25.790 --> 11:29.020
‫بیرون چطوره، فریرن؟

11:29.840 --> 11:32.860
‫به نظر میاد فعلا نمی‌تونیم ‫حرکت کنیم

11:33.450 --> 11:35.660
‫چه بدشانسی بزرگی

11:35.660 --> 11:38.330
‫باورم نمی‌شه اینجا گیر افتادیم

11:38.330 --> 11:40.520
از بی‌حوصلگی می‌تونم بمیرم

11:40.520 --> 11:42.680
‫بیشتر به خاطر خماریه ‫تا بی‌حوصلگی

11:49.180 --> 11:51.680
روحیه‌تون رو حفظ کنین، بچه‌ها

11:51.680 --> 11:55.140
‫ ما برای شکست دادن
‫پادشاه شیاطین راهی ماجراجویی‌ایم

11:55.140 --> 11:59.170
‫چند روزه که نتونستیم ‫ماجراجویی کنیم

11:59.460 --> 12:03.220
‫ماجراجویی فقط قدم زدن ‫توی طبیعت نیست

12:03.960 --> 12:08.130
‫یه وقتایی، ماجراجویی می‌تونه فقط
پشت‌سرگذروندن یه عالمه روز افتضاح باشه

12:08.610 --> 12:11.110
تو تنها کسی هستی که بهش می‌گی افتضاح

12:12.680 --> 12:14.880
‫داری چیکار می‌کنی، هیمل‌؟

12:15.370 --> 12:17.310
چیزی شده؟

12:20.150 --> 12:21.420
...‫نه

12:22.310 --> 12:26.820
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

12:22.310 --> 12:26.820
‫30 سال پس از
مرگ هیمل قهرمان
در کنار رودخانه کُریدُر
واقع در فلات شمالی

12:27.620 --> 12:30.080
‫یه هفته از ‫اومدنمون به این شهر می‌گذره

12:30.080 --> 12:32.410
‫هوا طبق معمول طوفانیه

12:40.910 --> 12:43.640
‫امروز می‌تونی با کشتی ‫بری بیرون؟

12:43.640 --> 12:45.370
‫به نظر میاد بتونم؟

12:53.720 --> 12:56.640
‫قایق من تابوت نیست، می‌دونی که

12:58.610 --> 13:00.130
فکر نکنم

13:02.730 --> 13:07.560
‫باید بگم، تعجب می‌کنم
‫که دریاچه‌ها هم می‌تونن طوفانی بشن

13:07.560 --> 13:11.410
‫دریاچه‌ی کوریدور بزرگترین پهنه‌ی
‫آبی توی سرزمین‌های شمالیه

13:11.940 --> 13:14.530
‫از بعضی دریاهای داخلی هم بزرگتره

13:15.300 --> 13:18.620
‫آره، به سختی می‌تونیم ساحل دور رو ببینیم

13:20.090 --> 13:24.580
‫همچنین، رشته کوه‌های بزرگ توی شرق و غرب
‫جریان هوا رو مختل می‌کنن

13:24.580 --> 13:27.300
و این موقع سال همچین طوفان بدی ایجاد می‌کنن

13:27.950 --> 13:31.730
‫غیرعادی نیست که حتی کشتی‌های بزرگ
‫هم تو این طوفان‌ها غرق بشن

13:32.380 --> 13:36.320
‫با این بادها، نمی‌تونیم از
‫جادوی پرواز برای عبور استفاده کنیم

13:36.320 --> 13:39.820
‫حتی توی روز صاف هم پرواز کردن ‫سخت بود

13:40.170 --> 13:42.720
‫ساحل دور، دورتر از اونیه که فکر می‌کنی

13:43.720 --> 13:48.030
‫من شاید بتونم از پسش بربیام
‫ولی تو مانای کافی نداری

13:48.560 --> 13:51.660
‫می‌تونیم از دور دریاچه بریم؟

13:52.340 --> 13:54.490
‫اونم سخته

13:54.820 --> 13:56.460
‫چرا؟

13:56.870 --> 13:59.580
...‫هوای وحشتناک به خاطر

14:00.930 --> 14:02.680
‫رشته‌کوه‌های شرق و غرب ایجاد می‌شه

14:03.190 --> 14:07.570
‫تلاش واسه عبور از یه رشته‌کوه طوفانی
‫اونم بدون گذرگاه کوهستانی

14:08.970 --> 14:10.520
‫خودکشیه

14:11.170 --> 14:13.740
‫چند ماه اینجا منتظر موندن

14:13.740 --> 14:18.470
درنهایت امن‌تر و سریع‌تر از
پیدا کردن راهی واسه دور زدنه

14:19.040 --> 14:22.840
‫خوشبختانه، می‌شه گفت اینجا یه
شهر بندری بزرگ ‫و مرکز تجاریه

14:23.220 --> 14:25.980
جای بی‌نظیری واسه وقت‌گذرونیه

15:08.120 --> 15:10.650
‫آخرش کل زمستون رو منتظر موندیم

15:11.190 --> 15:12.840
‫امروز می‌تونی با کشتی بری بیرون؟

15:12.840 --> 15:13.900
‫آره

15:14.490 --> 15:16.710
‫ولی می‌تونی پولش رو بدی؟

15:17.210 --> 15:21.600
‫ممکنه طوفان‌ها تموم شده باشن
‫ولی هنوز سفر امنی نیست

15:22.130 --> 15:24.250
‫انتظار دارم به اندازه کافی دستمزد بگیرم

15:27.410 --> 15:29.410
‫این اصلا کافی نیست

15:29.780 --> 15:33.070
‫تقصیر خودته که کتاب‌های جادو
‫زیادی خریدی، فریرن ساما

15:33.070 --> 15:35.000
کلی زمان داشتم

15:35.770 --> 15:38.830
‫اگه اینطوره، می‌تونیم در حق هم یه لطفی کنیم

15:39.900 --> 15:41.490
‫توی یه جزیره‌ای نزدیک ساحل

15:41.490 --> 15:46.170
‫یه صومعه‌ی متروکه وجود داره
‫که با یه مانع ازش محافظت می‌شه

15:47.000 --> 15:51.340
‫ گفته شده خاطرات هیمل‌ قهرمان اونجاست

15:52.200 --> 15:56.920
‫هیمل‌ قهرمان این شهرو
‫زمان پدربزرگ من نجات داد

15:57.770 --> 16:00.530
‫از بچگی بهش ‫نگاه می‌کردم

16:01.360 --> 16:04.140
‫همه توی شهر اون خاطرات رو می‌خوان

16:04.570 --> 16:06.670
‫دوست دارم تو پیداشون کنی

16:07.580 --> 16:09.500
...‫خاطرات هیمل‌

16:09.960 --> 16:11.420
‫تازه یادم افتاد

16:11.920 --> 16:15.710
‫گفته بود خاطراتی که موقع سفرمون
‫روشون کار می‌کرد رو گم کرده

16:16.190 --> 16:17.970
‫فکر کنم خیلی ناامید شده بود

16:21.860 --> 16:24.620
‫باورم نمی‌شه اونجا بودن

16:25.640 --> 16:28.620
‫باشه، قبول می‌کنیم

16:52.250 --> 16:56.120
‫اون یه ناوگان کامل کشتیه؟
‫انگار تو دریاییم

16:56.120 --> 17:01.140
‫آره، آدما و محموله‌های زیادی
‫توی این موقع سال از دریاچه عبور می‌کنن

17:02.080 --> 17:04.580
جدیدا هم شایعه شده یه
سرزمین طلایی توی شمال پیدا شده که

17:04.580 --> 17:09.580
‫توش همه‌چیز از طلا ساخته شده

17:10.020 --> 17:13.270
‫آدمای بیشتری نسبت به معمول
‫از دریاچه عبور می‌کنن

17:13.270 --> 17:16.660
‫سرزمین طلایی؟ راسته؟

17:16.660 --> 17:18.040
‫کی می‌دونه؟

17:18.880 --> 17:22.650
‫ولی من تا حالا کسی رو ندیدم
‫که واقعا رفته باشه اونجا

17:23.250 --> 17:25.360
‫احتمالا فقط یه داستانه

17:28.490 --> 17:29.810
‫اون جزیره‌ست

17:42.960 --> 17:46.000
‫مانع خیلی قوی نیست

17:46.000 --> 17:49.050
‫خب، به نظر میاد چند دهه قدمت داره

17:49.050 --> 17:53.360
صومعه‌ی بزرگیه، چرا متروکه شده؟

17:53.970 --> 17:57.630
‫سقفش بعد از حمله‌ی یه هیولا فرو ریخت

17:57.630 --> 17:59.670
‫ساختمون قدیمی بود

18:00.200 --> 18:04.530
‫که اینطور، واسه همین سریع مانع کار گذاشتن

18:05.080 --> 18:06.090
‫منظورت چیه؟

18:06.460 --> 18:11.550
‫بیشتر صومعه‌ها کتاب‌های قدیمی
‫و باارزش نگه می‌دارن

18:12.040 --> 18:13.710
‫آها

18:14.140 --> 18:18.790
‫پس این مانع برای محافظت از کتاب‌هایی
‫بوده که نتونستن با خودشون ببرن

18:21.610 --> 18:24.530
‫باز شد، بیاین صومعه رو بگردیم

18:27.870 --> 18:30.850
‫چه بلایی سر راهب‌هایی که اینجا بودن اومد؟

18:31.460 --> 18:35.360
‫کی می‌دونه؟ خیلی ‫وقت پیش متروکه شده

18:35.360 --> 18:40.260
‫تنها چیزی که از علم و دانش باقی مونده
‫داستان خاطرات هیمل‌ قهرمانه

18:50.580 --> 18:52.750
عجب کتابخونه‌ی بزرگی

18:53.330 --> 18:55.590
‫یه مجسمه از هیمل‌ ساما اونجاست

18:56.370 --> 18:58.520
‫چه ژست قشنگی

19:06.930 --> 19:08.390
ایناهاش

19:08.720 --> 19:09.780
خودشه

19:13.710 --> 19:16.110
آره، خودشه

19:16.110 --> 19:17.590
‫دست‌خط هیمله

20:17.580 --> 20:19.460
‫چی نوشته توش؟

20:21.210 --> 20:23.880
‫جزئیات روزمره‌ی ‫یه سفر مسخره‌ست

20:27.160 --> 20:28.920
‫فقط چیزای روزمره

20:31.250 --> 20:33.720
‫بیا، این همون چیزیه که می‌خواستی

20:34.240 --> 20:36.300
‫حالا کرایه‌مون کامل پرداخت شد

20:39.550 --> 20:44.190
‫شنیده بودم یه جادوگر الف
با گروه قهرمانان ‫سفر می‌کرد

20:44.760 --> 20:46.730
‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ملاقاتش کنم

20:47.460 --> 20:49.090
چی باعث شد فکر کنی منم؟

20:49.790 --> 20:53.860
‫بعد از دیدن اون نگاه حسرت‌بار توی صورتت
‫چطور نمیشناختمت؟

20:53.860 --> 20:57.900
‫این برات چیز مهمیه
‫مگه نه؟ باید نگهش داری

21:00.060 --> 21:04.320
اینجا کتاب‌های باارزش دیگه‌ای هم هست

21:04.320 --> 21:06.720
بیشتر از اون چیزیه که باید پرداخت کنی

21:07.980 --> 21:10.020
‫واقعا تو صورتم معلوم بود؟

21:10.720 --> 21:11.980
‫فقط یه کوچولو

21:12.850 --> 21:16.120
‫زود باشین، قبل از غروب آفتاب
به ساحل دور ‫می‌رسیم

21:22.940 --> 21:26.270
‫مطمئن نیستم به این ‫مجموعه
تکه‌کلام‌های باحال نیازی داشته باشیم

21:26.270 --> 21:28.010
حیف صفحاتش

21:28.010 --> 21:30.030
‫شاید دفعه بعد از یکیشون استفاده کنم

21:30.000 --> 21:42.000
ارائه‌ای از رسانه انیمکس

21:30.000 --> 21:42.000
Audrey\h:مترجم

21:30.000 --> 21:42.000
ANIMEX.CLICK

21:30.030 --> 21:35.530
‫«بیا سراغم ای هیولا! من، استارک
‫جنگجو، باهات مبارزه می‌کنم!»

21:38.320 --> 21:39.110
‫ها؟

21:40.160 --> 21:41.480
‫کراکنه!

21:42.170 --> 21:44.700
‫اینجا هم هیولای دریایی هست؟!

21:44.700 --> 21:46.620
‫تو تحریکش کردی

21:46.620 --> 21:47.870
تقصیر منه؟

21:48.390 --> 21:53.000
‫استارک، اگه سریع شکستش ندیم
‫همه‌مونو غرق می‌کنه

21:54.090 --> 21:54.800
‫فریرن ساما‌!

21:54.800 --> 21:55.640
‫فریرن!

21:58.390 --> 22:00.400
‫استارک، نقطه ضعف این هیولا...

22:00.400 --> 22:01.830
‫ها؟ چی؟

22:02.710 --> 22:05.020
‫و اینطوری شما دوتا همین الان می‌تونین
‫شکستش بدین، موفق باشین

22:06.430 --> 22:09.400
‫فریرن ساما‌ داره از ‫جادویی
استفاده می‌کنه که اجازه ‫می‌ده آدم

22:09.400 --> 22:12.530
حرف‌های قلمبه‌سلمبه رو بدون تپق بگه

22:12.530 --> 22:13.430
‫چی؟

22:14.180 --> 22:18.740
‫چطوری شما دوتا انقدر خونسردین؟ ترسناکه

23:50.110 --> 23:52.390
‫3000 متر ارتفاعه

23:50.730 --> 23:53.740
‫ریسکش به پاداشش می‌ارزه، نه؟

23:51.020 --> 23:52.450
‫زیباست

23:51.420 --> 23:53.780
‫به مانای ما واکنش نشون می‌ده

23:53.780 --> 23:55.850
‫اگه پادشاه شیاطین رو شکست بدیم

23:55.850 --> 24:00.130
‫زمانی می‌رسه که هر کسی می‌تونه
‫از این منظره‌ی زیبا لذت ببره

23:56.100 --> 24:00.090
قسمت 38




منظره‌ی زیبا

24:00.130 --> 24:03.130

