WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:17.024 --> 00:24.024
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

00:25.048 --> 00:29.048
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار »

00:33.250 --> 00:37.291
‫« مرحلۀ مخفی »

00:42.625 --> 00:45.166
‫« هجرت: دنیاگردی »

00:49.083 --> 00:51.582
‫برای کسانی که بین ستاره‌ها سفر می‌کنن

00:51.583 --> 00:54.541
‫چیزی ارزشمندتر از زمان وجود نداره

00:57.083 --> 00:59.944
‫در سفینه‌هایی که
‫با سرعتی نزدیک به نور درحرکتن

01:00.020 --> 01:02.583
‫زمان لاک‌پشتی می‌گذره

01:03.083 --> 01:07.250
‫چند روز برای یه مسافر،
اندازۀ سال‌ها ‫برای عزیزانش سپری میشه

01:10.000 --> 01:11.667
‫لایدِن یه سیارۀ مرزیه

01:12.416 --> 01:14.665
‫یه دنیای جدید که همیشه
‫برای ماری هانسن

01:14.666 --> 01:16.500
‫حکم قفس رو داشت

01:22.000 --> 01:24.332
‫زندگی اینجا سخت بود،

01:24.333 --> 01:28.332
‫مخصوصاً برای این نسلِ اول
‫که با ابَرسفینه‌‌های زمینی اومده بودن اینجا

01:28.333 --> 01:31.874
‫مادر ماری خیلی زود بعد از فرود سفینه‌شون
‫توی یه زمستان سخت از دنیا رفت

01:31.875 --> 01:35.207
‫پدرش، نیک،
‫هم براش پدری کرد و هم مادری

01:35.208 --> 01:37.882
‫بابا، راجع‌به کیلن شنیدی؟

01:37.958 --> 01:40.257
‫قراره عازم یه سفر برون‌سیاره‌ای بشه

01:40.333 --> 01:42.132
‫احتمالاً چند دهه نباشه

01:42.208 --> 01:44.915
‫آره، شنیدم. آچار رو بده من

01:46.042 --> 01:48.007
‫کیلن می‌گفت که هنوز یه جای خالی دارن

01:48.364 --> 01:50.342
‫تو این فکر بودم که من باهاشون برم…

01:50.418 --> 01:52.716
‫ماری، قبلاً درموردش بحث کردیم

01:52.792 --> 01:55.143
‫هم به سن قانونی سفر نرسیدی،
‫هم خیلی خطرناکه

01:55.262 --> 01:57.382
‫آخه، بابا، چند ماه دیگه
‫به سن قانونی می‌رسم

01:57.458 --> 01:59.041
‫تازه، کسی هم پرونده‌م رو نگاه نمی‌کنه

01:59.116 --> 02:01.542
‫حرف‌هات عین یه مسافر واقعیه

02:02.583 --> 02:05.332
‫قانون مال آدم‌هاییه که
‫بویی از خلاقیت نبردن

02:05.750 --> 02:08.220
‫ریف سابتین. تو باید…

02:08.296 --> 02:09.916
‫باید برگرده خونه

02:10.375 --> 02:12.624
‫پیشرانۀ سمت چپ
‫تا سه روز دیگه درست شه

02:12.625 --> 02:14.966
‫ولی سوپاپ تا اسکوشا دووم میاره

02:15.342 --> 02:17.734
‫اسکوشا؟ بندرگاهت اونجاست؟

02:18.025 --> 02:19.415
‫یا خدا، نه

02:19.646 --> 02:21.795
‫اسکوشا یه قبرستون کیهانیه

02:21.875 --> 02:25.749
‫منتها… شنیده‌م که هنوز هم
توی اون خرابه‌ها ‫عتیقه پیدا میشه

02:25.917 --> 02:28.457
‫شاید بتونی عتیقه‌ای چیزی پیدا کنی

02:28.458 --> 02:30.957
‫که لایدن رو از این حالت…

02:31.387 --> 02:33.125
‫جهنم‌درۀ یخ‌زده دربیاره؟

02:40.750 --> 02:43.083
‫« چند روز بعد »

02:47.166 --> 02:49.708
‫بالاخره کار سفینۀ‌ سابتین تموم شد

02:49.958 --> 02:52.665
‫با چسب و آدامس سرهمش کردم،
‫ولی پرواز می‌کنه

02:52.666 --> 02:54.674
‫نه، نمی‌کنه

02:55.009 --> 02:57.966
‫از ملایو پیغام دادن که
‫سفینه‌ رو توقیف کنیم

02:58.266 --> 03:00.165
‫پدرش زیر بار هزینه‌هاش نمیره

03:00.166 --> 03:02.715
‫ظاهراً پسره سفینه رو کِش رفته

03:03.175 --> 03:06.424
‫هر مسافری دزد هست،
‫ولی دزدی از خانواده دیگه چه صیغه‌ایه؟

03:06.500 --> 03:08.707
‫آره، پسره مایۀ دردسره

03:09.417 --> 03:11.916
‫الان می‌فهمم چرا ماری این‌قدر خاطرخواهشه

03:13.583 --> 03:14.957
،‫بیخیال، نیک

03:15.082 --> 03:17.039
‫یعنی این‌قدر پخمه‌ای؟

03:21.791 --> 03:23.875
‫حروم‌زادۀ مارموز

03:26.000 --> 03:33.000
آوا‌مــووی

03:39.083 --> 03:41.827
‫« بابا، واقعاً شرمنده‌ام که
‫این‌جوری میذارم میرم »

03:46.541 --> 03:48.417
‫ماری هنوز سنی نداره

03:48.917 --> 03:50.700
‫نیک آدم پولداری نبود،

03:50.776 --> 03:52.666
‫ولی دخترش کل داروندارش بود

03:52.742 --> 03:54.500
‫باید برش می‌گردوند

03:56.167 --> 03:58.540
‫این‌طور شد که تیدی واس به نیک پول قرض داد

03:58.541 --> 04:02.125
‫تا بتونه خدمۀ سفینۀ‌ ساوترن کراس بشه

04:03.292 --> 04:05.582
‫این سفینۀ‌ باری ‫آروم حرکت می‌کرد

04:05.958 --> 04:08.040
‫ولی یکی از بندرگاه‌هاش اسکوشا بود

04:08.750 --> 04:11.827
‫که دختر نیک هم راهی همون‌جا شده بود

04:13.799 --> 04:16.799
‫« اسکوشا »

04:17.321 --> 04:22.165
‫با سفر نزدیک به سرعت نور،
‫یک سال برای نیک گذشت

04:22.166 --> 04:26.042
‫در حالی که ماری توی اسکوشا
‫۸ سال رو سپری کرده بود

04:26.723 --> 04:29.292
‫اسکوشا که یه زمان جهان کیهانیِ پررونقی بود

04:29.500 --> 04:32.332
‫حالا یه جهنم‌درۀ رادیواکتیو شده بود

04:33.250 --> 04:35.124
‫گاهی عتیقه‌های گران‌بها

04:35.125 --> 04:37.375
‫عاید مسافران این سیارۀ بی‌رحم میشد،

04:37.541 --> 04:39.750
‫اما در اکثر مواقع مرگ.

04:40.417 --> 04:42.458
‫ولی نیک امیدش رو از دست نداد

04:43.467 --> 04:46.644
‫ریف و ماری عضو یه گروه اکتشافی شده بودن
‫که تجهیزاتشون تعریفی نداشت

04:46.719 --> 04:49.007
‫قماری که نزدیک بود به قیمت جونشون تموم بشه

04:49.083 --> 04:50.165
‫ولی ماری ریف رو

04:50.166 --> 04:52.708
‫از دست بازماندگان محافظ خرابه‌ها نجات داد

04:53.208 --> 04:56.754
‫نیک فقط چند ماه ‫توی اون سفینۀ‌ باری بود

04:56.830 --> 04:58.082
‫اما در اثر لغزش زمانی،

04:58.651 --> 05:02.040
‫ماری و ریف سال‌های طولانی و سختی رو
‫توی اسکوشا گذرونده بودن

05:03.083 --> 05:05.104
‫نیک تا ملایو دنبالشون رفت،

05:05.359 --> 05:07.649
‫سیارۀ اجدادی خاندان سابتین
‫« ملایو »

05:08.833 --> 05:11.792
‫« ۳ سال برای نیک گذشت »

05:13.125 --> 05:15.457
‫« و ۲۶ سال برای ماری »

05:15.533 --> 05:17.040
‫متأسفم، نیک

05:17.041 --> 05:20.040
‫بعد از این سفر دور و دراز،
‫باید خبر بدی رو بهت بدم

05:20.583 --> 05:24.167
‫ریف و ماری ۱۲ سال پیش
‫از اینجا راهی هِوِلیس شدن

05:24.775 --> 05:28.333
‫دنبال یه نقشه از دنیاهای گمشدۀ دِتِنیر بودن

05:28.793 --> 05:30.710
‫ولی یه اتفاق ناگوار افتاد

05:35.239 --> 05:36.072
‫ریف!

05:36.319 --> 05:37.708
‫خودت رو برسون به سفینه‌

05:39.291 --> 05:41.082
‫مطمئنیم پرواز کردن

05:41.083 --> 05:45.000
‫ولی به محض خروج سفینه‌شون از منظومه،
‫ارتباطمون قطع شد

05:45.291 --> 05:48.915
‫کیهانی‌ها ردشون رو می‌گیرن

05:48.916 --> 05:50.875
‫و گیرشون میارن

05:51.931 --> 05:53.875
‫من از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنم، ولی…

05:59.802 --> 06:01.427
‫یه سفینه‌

06:03.500 --> 06:05.208
‫فقط یه سفینه‌ بهم بده

06:05.833 --> 06:08.083
‫«هِوِلیس»

06:09.083 --> 06:11.583
‫« ۸ سال برای نیک گذشت »

06:12.916 --> 06:14.457
‫« و ۳۲ سال برای ماری »

06:14.533 --> 06:16.597
‫نیک می‌دونست اگه ریف و ماری گیر بیفتن

06:16.673 --> 06:18.579
‫به‌جرم دزدی اعدام میشن

06:18.916 --> 06:22.749
‫برای همین از سر ناچاری،
خودش رو ‫تسلیم کیهانی‌ها کرد

06:22.750 --> 06:26.583
‫تا به‌عنوان خدمۀ انسانی
‫مجبور به خدمت بشه

06:26.750 --> 06:28.665
‫به امید اینکه اگه ماری رو گیر آوردن

06:28.666 --> 06:30.875
‫بتونه به‌نحوی…

06:32.291 --> 06:34.125
‫…نجاتش بده

06:35.000 --> 06:37.291
‫« آنافی »

06:38.333 --> 06:41.083
‫« ۱۱ سال برای نیک گذشت »

06:42.416 --> 06:45.208
‫« و ۵۳ سال برای ماری »

07:14.883 --> 07:16.757
‫ریف، اون دریچه‌های کوفتی رو ببند

07:17.342 --> 07:18.882
‫فقط چندتا دیگه مونده، ماری!

07:19.078 --> 07:21.040
‫نمی‌تونم بذارم زحمت‌هام دود بشه بره هوا

07:21.041 --> 07:23.374
‫کیهانی‌‌ها! باید فرار کنیم!

07:23.375 --> 07:25.075
‫- خیلی زیادن!
‫- محاصره‌مون کردن!

07:25.151 --> 07:27.757
‫فرار کنید!
‫تکرار می‌کنم، فرار کنید!

07:27.833 --> 07:29.874
‫گوه توش! تیکه‌پاره‌مون می‌کنن!

07:29.875 --> 07:31.916
‫کمربندت رو ببند! بلند میشم!

07:47.291 --> 07:49.290
‫برید سمت دروازه!
‫حتماً نزدیکمونن!

07:49.482 --> 07:51.665
‫دارن میان سراغمون!

07:51.666 --> 07:54.050
‫یکی از سفینه‌ها رو زدن!
‫تکرار می‌کنم، یه سفینه رو زدن!

07:54.125 --> 07:57.250
‫سفینه‌های کیهانی‌ جلومونن.
‫راه دروازه رو بستن

08:02.625 --> 08:04.625
‫دارم برای لا کاستلا پیام ارسال می‌کنم

08:05.273 --> 08:06.540
‫ماری، اگه صدام رو می‌شنوی

08:06.541 --> 08:08.665
‫مو‌به‌مو طبق حرف‌هام عمل کن

08:09.042 --> 08:11.624
‫- این صدا…
‫- با کمترین فاصلۀ ممکن

08:11.625 --> 08:13.749
‫نسبت‌به سفینۀ جنگی
‫برو سمت دروازه

08:13.750 --> 08:16.582
‫ماری، ارتفاع بگیر!
‫ماری… ماری! ارتفاع بگیر!

08:17.083 --> 08:20.083
‫- باید عقب‌نشینی کنیم!
‫- قفل کردن روم! راه فراری ندارم!

08:22.542 --> 08:23.341
‫بابا!

08:23.417 --> 08:24.415
‫کجایی؟

08:24.416 --> 08:27.434
‫ماری، من سوار یه شاتل‌ام،
‫توی سفینۀ کیهانی‌‌ها

08:27.510 --> 08:29.457
‫رآکتورشون رو منفجر می‌کنم تا

08:29.458 --> 08:30.666
‫سه…

08:30.741 --> 08:32.741
‫« آمادۀ شلیک »

08:32.916 --> 08:34.915
‫…دو…

08:53.208 --> 08:54.882
‫ماری، جنگنده‌هاشون افتادن دنبالت

08:54.958 --> 08:56.166
‫می‌بینمشون!

09:06.125 --> 09:07.917
‫نمی‌تونم ازشون فرار کنم!

09:11.125 --> 09:12.382
‫طاقت بیار!

09:12.458 --> 09:13.792
‫دارم میام، ماری!

09:21.903 --> 09:22.958
‫ریف…

09:24.858 --> 09:26.000
‫متأسفم

09:31.818 --> 09:33.167
‫ماری…

09:33.625 --> 09:35.166
‫ماری!

10:17.083 --> 10:18.833
‫ماری به لطف یه معجزه

10:19.143 --> 10:20.709
‫جون سالم به‌در برد

10:27.541 --> 10:29.750
‫اما زخم‌های مهلکی برداشته بود

10:31.825 --> 10:35.375
‫ما به فناوری‌ای برخوردیم
‫که هزار سال قدمت داشت

10:35.451 --> 10:37.659
‫و از فناوری خودمون پیشرفته‌تر بود

10:39.541 --> 10:43.040
‫کیهانی‌‌ها توی سرتاسر کهکشان
‫امپراتوری‌هایی ساختن

10:43.041 --> 10:44.207
‫که بیشترشون…

10:47.333 --> 10:49.083
‫…هنوز کشف نشده‌ن

10:49.416 --> 10:52.250
‫نیک تمام تلاشش رو کرد
‫تا لحظات بیشتری در کنار هم باشن

10:53.640 --> 10:55.223
‫اما آخرسر…

10:56.366 --> 10:57.917
‫…از دستش داد

10:58.916 --> 11:00.957
‫تنها دلخوشیش این بود که زندگی دخترش

11:00.958 --> 11:03.041
‫پر از ماجراجویی بود و شگفتی

11:04.205 --> 11:07.039
‫یه زندگی به سبک مسافران

11:09.125 --> 11:11.624
‫« لایدن »

11:11.700 --> 11:12.533
‫درسته

11:12.625 --> 11:15.882
‫« ۱۵ سال برای نیک گذشت »
‫موتورها باید تا ساعت هشت آماده باشن

11:15.958 --> 11:16.915
‫دریافت شد

11:16.916 --> 11:19.667
‫موتورها سر ساعت هشت آماده‌ن
‫« ۸۳ سال در لایدن سپری شد »

11:25.798 --> 11:26.917
‫کارا واس؟

11:27.300 --> 11:28.424
‫بله، خودمم

11:28.500 --> 11:30.375
‫یه‌کم سرم شلوغه

11:31.500 --> 11:34.500
‫من دوست صمیمیِ مامان‌بزرگت، تیدی، بودم

11:35.583 --> 11:37.167
‫یه دِینی بهش داشتم

11:37.917 --> 11:39.250
‫حالا که از دنیا رفته،

11:40.696 --> 11:43.071
‫…به‌نظرم اینو باید بدم به تو

11:44.853 --> 11:47.395
‫یه هدیۀ کوچیک که
‫کمک می‌کنه اینجا رو گرم کنی

11:49.708 --> 11:51.000
‫وایسا

11:52.250 --> 11:54.458
‫این ارزشش از تمام سفینه‌های اینجا بیشتره

11:55.042 --> 11:56.707
‫حتی از بندرگاه بیرینگ

11:57.500 --> 11:59.958
‫گمونم باید سودش رو هم می‌دادم

12:21.000 --> 12:41.000
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
