﻿1
00:00:00,417 --> 00:00:06,417
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

2
00:00:07,632 --> 00:00:10,135
‫- سلام.
‫- اومدی اینجا منو ببینی؟

3
00:00:10,218 --> 00:00:12,220
‫- نه، متاسفانه.
‫- بالاکین.

4
00:00:12,303 --> 00:00:15,557
‫گروه لینکوف یه سازمان کاملا مستقله.

5
00:00:15,640 --> 00:00:19,519
‫مثل خیلی از سازمان‌های دیگه
‫از مردان مسلح بی‌سوادی تشکیل شده

6
00:00:19,602 --> 00:00:22,689
‫ادعا می‌کنن که در بالاترین
‫.سطوح با کرملین ارتباط دارن

7
00:00:22,772 --> 00:00:25,859
‫رومن لینکوف از زنی به اسم
‫لوریسا سافونووا یه بچه داره.

8
00:00:25,942 --> 00:00:28,153
‫لینکوف روز ۳۰ام این ماه
‫به مدت سه روز اونجاست.

9
00:00:28,236 --> 00:00:32,198
‫- اونا لینکوف رو بهمون پیشنهاد می‌دن.
‫- روسیه... این کار رو نکردن؟

10
00:00:32,282 --> 00:00:34,534
‫- جایگزین گانون می‌شی؟
‫- چی زر می‌زنی تو؟

11
00:00:34,617 --> 00:00:37,787
‫وزیر خارجه برکنار می‌شه...
‫جایگزینش باید تو باشی.

12
00:00:37,871 --> 00:00:39,414
‫- ما موافقیم.
‫- ما هم همین‌طور.

13
00:00:39,497 --> 00:00:41,833
‫- نخست وزیر اینو نمی‌پسندن.
‫- قبول می‌کنه.

14
00:00:41,916 --> 00:00:44,544
‫رئیس جمهور بهترین‌ها
‫رو واسه بریتانیا می‌خواد.

15
00:00:44,627 --> 00:00:48,173
‫اون فکر می‌کنه که دستگیری یه
‫مافیای ناشناس توسط گروهی از سربازها

16
00:00:48,256 --> 00:00:50,383
‫معادل مرگ ۴۰تا سربازه؟

17
00:00:50,467 --> 00:00:54,512
‫- تو چی گفتی؟
‫- مثل یه احمق کودن آروم ایستاده بودم

18
00:00:54,596 --> 00:00:56,681
‫در حالی که گانون بهم توهین می‌کرد.

19
00:00:56,765 --> 00:01:00,143
‫باید به دنیسون زنگ بزنم
‫و بهش بگم که چی فهمیدیم.

20
00:01:00,894 --> 00:01:02,812
‫می‌تونی فردا صبح بهش زنگ بزنی.

21
00:01:32,926 --> 00:01:33,927
‫خانم سفیر؟

22
00:01:38,765 --> 00:01:40,517
‫اتفاق عجیبی افتاده.

23
00:01:40,600 --> 00:01:42,185
‫دیشب در مورد دستگیری لینکوف

24
00:01:42,268 --> 00:01:44,229
‫- با نخست وزیر صحبت کردی؟
‫- آره.

25
00:01:44,312 --> 00:01:46,689
‫- و اون ناراضی بود؟
‫- آره.

26
00:01:46,773 --> 00:01:50,610
‫و صبح که می‌شه، راضی می‌شه.

27
00:01:51,694 --> 00:01:53,071
‫- واقعا؟
‫- ذوق‌زده‌ست.

28
00:01:53,154 --> 00:01:56,241
‫- با دستگیری یک نفر.
‫- و نه کشتن یک دسته سرباز روسی.

29
00:01:56,324 --> 00:01:57,742
‫عجیبه، نه؟

30
00:01:57,826 --> 00:02:00,662
‫وقتی اینو مطرح کردم منو
‫مایه شرمساری خطاب کرد.

31
00:02:00,745 --> 00:02:04,332
‫یادته وقتی بهش گفتی که من اونو به
‫عنوان یک دولتمرد بزرگ به قدرت می‌رسونم؟

32
00:02:04,415 --> 00:02:07,627
‫- که اصلا درست نبود.
‫- اما جمله خوبی بود، نه؟

33
00:02:07,710 --> 00:02:08,795
‫آره.

34
00:02:09,712 --> 00:02:11,923
‫به‌نظرت واقعا قبول کرده؟

35
00:02:13,007 --> 00:02:14,007
‫شاید.

36
00:02:15,176 --> 00:02:19,055
‫رویلین گفت مشکل اساسی
‫اون انتخابات اسکاتلنده.

37
00:02:19,139 --> 00:02:20,181
‫انتخابات خارج از دوره.

38
00:02:20,265 --> 00:02:22,934
‫- انتخابات میان‌دوره‌ای؟
‫- این دستگیری کمکی بهش می‌کنه؟

39
00:02:23,017 --> 00:02:25,979
‫محاکمه‌ش قطعا بریتانیا رو به
‫عرصه بین‌المللی برمی‌گردونه.

40
00:02:26,062 --> 00:02:27,147
‫این خیلی خوبه.

41
00:02:27,230 --> 00:02:28,231
‫عالیه.

42
00:02:28,314 --> 00:02:30,525
‫مانع جنگ ما با روسیه می‌شه.

43
00:02:30,608 --> 00:02:34,195
‫من و گانون به پاریس سفر
‫می‌کنیم تا با فرانسوی‌ها صحبت کنیم.

44
00:02:34,279 --> 00:02:35,530
‫در مورد دستگیری؟

45
00:02:35,613 --> 00:02:38,658
‫آره، نخست وزیر خواهان
‫دخالت نیروهای ویژه بریتانیا‌ست.

46
00:02:39,450 --> 00:02:40,535
‫فرصتی واسه عکس گرفتنه.

47
00:02:40,618 --> 00:02:42,412
‫جنگجویان‌مون تجهیزات
‫مرگبار رو استفاده می‌کنن

48
00:02:42,495 --> 00:02:45,206
‫و لینکوف رو به دست
‫عدالت می‌سپرن، که این...

49
00:02:46,166 --> 00:02:47,750
‫خب، به مذاق
‫فرانسوی ها خوش نمیاد.

50
00:02:47,834 --> 00:02:49,919
‫آره. در واقع، بالاخره کوتاه میان.

51
00:03:07,186 --> 00:03:08,688
‫- سلام.
‫- سلام.

52
00:03:08,771 --> 00:03:10,899
‫- می‌خواید برید پاریس؟
‫- با تو؟

53
00:03:10,982 --> 00:03:14,235
‫متاسفانه، نه. با...
‫الان نباید راجع به این موضوع بحث کنیم.

54
00:03:14,319 --> 00:03:15,653
‫اوه، خب، الان باید
‫این کار رو بکنیم.

55
00:03:16,279 --> 00:03:17,614
‫آنو کاپور.

56
00:03:18,406 --> 00:03:20,241
‫- از وزارت خارجه؟
‫- آره.

57
00:03:20,742 --> 00:03:22,422
‫کوچولویی که از سایه خودش می‌ترسه؟

58
00:03:22,493 --> 00:03:24,245
‫به‌نظرم اون یه آدم معمولیه.

59
00:03:24,329 --> 00:03:25,997
‫چرا با اون می‌رم پاریس؟

60
00:03:26,080 --> 00:03:28,499
‫گانون فکر می‌کنه که نباید اون و
‫دنیسون این درخواست رو مطرح کنن.

61
00:03:28,583 --> 00:03:30,877
‫- فکر می‌کنه که باید شما باشید.
‫- با آنو؟

62
00:03:30,960 --> 00:03:33,463
‫شاید اون خواهان حضور
‫پررنگ‌تر آمریکا و کمتر بریتانیاست

63
00:03:33,546 --> 00:03:37,383
‫چون احتمالا فرانسه این
‫درخواست رو می‌پذیره.

64
00:03:37,467 --> 00:03:40,845
‫من یه سری اطلاعات لازم در مورد فورنیه رو واسه‌تون
‫تهیه می‌کنم. همون کسیه که باهاش ملاقات می‌کنید.

65
00:03:40,929 --> 00:03:42,096
‫وزیر کشور فرانسه.

66
00:03:42,180 --> 00:03:43,765
‫باید به دنیسون بگم.

67
00:03:45,141 --> 00:03:46,809
‫- من می‌تونم بگم.
‫- همین الان اونجا بودم

68
00:03:46,893 --> 00:03:50,104
‫و درباره رفتن اون و گانون
‫به پاریس صحبت می‌کردیم.

69
00:03:50,188 --> 00:03:51,188
‫باشه.

70
00:03:52,690 --> 00:03:56,361
‫فقط یه جورایی عجیبه
‫الان همه کاره منم نه اون

71
00:03:56,444 --> 00:03:58,279
‫و حتی بهش یه زنگ هم نزنم؟

72
00:03:58,947 --> 00:03:59,947
‫واقعا؟

73
00:04:04,285 --> 00:04:06,955
‫شما یه جلسه با نمایندگان

74
00:04:07,038 --> 00:04:09,624
‫فدراسیون ملی تشکل‌های ماهیگیران دارید.

75
00:04:13,628 --> 00:04:15,255
‫- سلام.
‫- اوضاع چطوره؟

76
00:04:15,338 --> 00:04:16,839
‫- هال وایلر.
‫- لنگلی...؟

77
00:04:16,923 --> 00:04:17,923
‫بهش اشاره کرد.

78
00:04:19,425 --> 00:04:21,761
‫- به‌نظر می‌تونه کمک‌کننده باشه.
‫- حتی بیشتر.

79
00:04:21,844 --> 00:04:24,138
‫اون می‌تونه در بخش‌های مختلف

80
00:04:24,222 --> 00:04:25,473
‫زمینه‌های زیادی رو فراهم کنه.

81
00:04:25,556 --> 00:04:26,557
‫ایدرا.

82
00:04:26,641 --> 00:04:29,769
‫اون با مردی به نام لوئیس
‫کواینتون کار می‌کرد.

83
00:04:29,852 --> 00:04:32,021
‫- تو سفارتخونه با هم برخورد داشتن.
‫- خیلی خب.

84
00:04:32,105 --> 00:04:34,857
‫ما فکر می‌کنیم لوئیس کواینتون
‫با سعودی‌ها کار می‌کنه.

85
00:04:34,941 --> 00:04:37,568
‫بدون اینکه کسی بفهمه.
‫اون تو سفارتخونه بود...

86
00:04:37,652 --> 00:04:41,114
‫- نمی‌تونید از هال وایلر استفاده کنید.
‫- فقط یکم صحبت می‌کنیم.

87
00:04:41,197 --> 00:04:42,865
‫- چیز خاصی نیست.
‫- نه.

88
00:04:42,949 --> 00:04:45,243
‫- چرا؟
‫- مهم نیست.

89
00:04:46,911 --> 00:04:48,162
‫- ممنون واسه...
‫- خانم.

90
00:04:48,997 --> 00:04:49,997
‫چرا؟

91
00:04:53,459 --> 00:04:54,961
‫سفیر تو فهرست نهایی قرار داره.

92
00:04:55,044 --> 00:04:56,421
‫- خانم یا آقا؟
‫- خانم.

93
00:04:56,504 --> 00:04:58,756
‫- واسه چی؟
‫- واسه یه جایگاه مهم.

94
00:04:59,549 --> 00:05:03,219
‫جایگاهی که اگر همسرش در
‫اختیار سیا باشه نمی‌تونه بهش برسه.

95
00:05:03,303 --> 00:05:06,723
‫با هیفورد صحبت کن. بهش بگو
‫که من گفتم می‌تونه بهت اطلاع بده.

96
00:05:06,806 --> 00:05:07,890
‫بیخیال هال بشو.

97
00:05:13,354 --> 00:05:15,023
‫- سلام.
‫- سلام.

98
00:05:15,773 --> 00:05:20,194
‫یه نسخه از گزارش فعالیت
‫لینکوف تو مالی رو واسه‌تون میارم.

99
00:05:20,278 --> 00:05:21,404
‫وزارت خارجه گزارشی منتشر کرده.

100
00:05:21,487 --> 00:05:23,406
‫- باشه.
‫- پس وقتی با فرانسوی‌ها صحبت می‌کنید

101
00:05:23,489 --> 00:05:27,285
‫باید بهشون یادآوری کنید که چطور نیروهای
‫لینکوف، اونا رو تو مالی سرکوب کردن.

102
00:05:30,079 --> 00:05:32,248
‫با دفتر دنیسون تماس گرفتم

103
00:05:32,332 --> 00:05:34,709
‫و کل ماجرا رو توضیح دادم

104
00:05:34,792 --> 00:05:38,504
‫که گانون می‌خواد یه نفر در سطح
‫پایین‌تر باشه. پس تو و آنو می‌رید.

105
00:05:38,588 --> 00:05:41,382
‫و دنیسون گفت که
‫گانون قبلا تماس گرفته

106
00:05:41,466 --> 00:05:43,718
‫و اون نظرات گانون رو قبول نداره

107
00:05:43,801 --> 00:05:47,013
‫پس اون خودش به پاریس میاد.

108
00:05:50,433 --> 00:05:51,433
‫به همراه شما.

109
00:05:54,395 --> 00:05:55,395
‫خیلی خب.

110
00:06:09,327 --> 00:06:12,038
‫- سلام.
‫- اوه! اوه خدایا، من... چیزه...

111
00:06:12,121 --> 00:06:13,664
‫- من... متاسفم.
‫- نه، اشکالی نداره.

112
00:06:13,748 --> 00:06:16,834
‫دارم چمدون‌هاشون رو می‌بندم...
‫ازم خواستن که چمدون‌های خانم سفیر رو ببندم.

113
00:06:16,918 --> 00:06:17,918
‫آها.

114
00:06:18,336 --> 00:06:20,213
‫شما هم می‌رید؟ می‌تونم
‫چمدون‌های هر دوتون رو ببندم.

115
00:06:20,296 --> 00:06:22,131
‫- اوه، کجا؟
‫- پاریس.

116
00:06:22,215 --> 00:06:23,966
‫اوم، نمی‌دونم، شاید.

117
00:06:24,550 --> 00:06:27,470
‫ایشون تو وزارت کشور جلسه دارن.

118
00:06:27,970 --> 00:06:30,348
‫این واسه وزارت کشور چندان مناسب نیست.

119
00:06:30,431 --> 00:06:32,934
‫یه مراسم عصرگاهی هم دارن.

120
00:06:33,017 --> 00:06:34,435
‫ایشون همیشه مشکی می‌پوشن.

121
00:06:34,519 --> 00:06:36,771
‫دفتر امیدوار بود که ایشون
‫یه رنگ روشن بپوشن.

122
00:06:36,854 --> 00:06:39,398
‫- از این خوش‌شون نمیاد؟
‫- اینو نمی‌پوشه.

123
00:06:39,482 --> 00:06:43,194
‫- قاعده این لباس‌ها چیه؟
‫- اوه، از این حرف خیلی مطمئن نیستم،

124
00:06:43,277 --> 00:06:47,073
‫اما به‌نظر می‌رسه که وزیر
‫خارجه لباس رسمی می‌پوشن.

125
00:06:52,620 --> 00:06:54,872
‫- سلام، آماده‌ای؟
‫- بشین.

126
00:06:55,498 --> 00:06:57,458
‫- ساندویچ‌ها رو گرفتی؟
‫- نه هنوز.

127
00:06:58,084 --> 00:07:00,962
‫می‌تونیم یه چیزی بگیریم
‫و برگردیم اینجا، نه؟

128
00:07:01,587 --> 00:07:03,548
‫نمی‌تونی سه ثانیه بشینی؟

129
00:07:03,631 --> 00:07:05,466
‫شکمم غرغر می‌کنه.

130
00:07:05,550 --> 00:07:09,053
‫بیلی آپیا ازت خواست که منو در
‫جریان قضیه سفیر و فهرست نهایی بذاری.

131
00:07:17,478 --> 00:07:19,105
‫وزیر خارجه؟

132
00:07:19,188 --> 00:07:20,188
‫نه.

133
00:07:22,150 --> 00:07:23,150
‫معاون رئیس جمهور.

134
00:07:23,985 --> 00:07:25,778
‫به به چه باکلاس.

135
00:07:28,030 --> 00:07:31,033
‫- چرا این‌طور عجیب رفتار می‌کنی؟
‫- اون گفت باید بهت بگم؟

136
00:07:31,117 --> 00:07:32,201
‫آره.

137
00:07:35,121 --> 00:07:39,333
‫معاون رئیس جمهور رو می‌خوان کنار بذارن.
‫و احتمال داره کیت رو جایگزینش کنن.

138
00:07:39,417 --> 00:07:41,794
‫به‌زودی...

139
00:07:41,878 --> 00:07:42,962
‫عجب.

140
00:07:43,045 --> 00:07:44,045
‫آره.

141
00:07:44,922 --> 00:07:47,800
‫شیش نفر می‌دونن. و حالا هم تو.

142
00:07:49,218 --> 00:07:51,721
‫- می‌ترسی که نتونم این راز رو نگه‌دارم؟
‫- نه.

143
00:07:51,804 --> 00:07:53,389
‫چرا به تو گفتن؟

144
00:07:53,473 --> 00:07:56,517
‫- تو هم یکی از اون شیش نفری؟
‫- خب، الان هفت نفریم.

145
00:07:56,601 --> 00:07:57,601
‫خب چرا؟

146
00:07:58,686 --> 00:08:00,271
‫چون این پست واسه اون مناسب نیست.

147
00:08:02,732 --> 00:08:04,567
‫اونا ازت می‌خوان که کارهای
‫مربوط به این قضیه رو انجام بدی.

148
00:08:05,443 --> 00:08:06,277
‫آره.

149
00:08:06,360 --> 00:08:07,737
‫عالیه!

150
00:08:07,820 --> 00:08:09,071
‫خیلی گرسنه‌ام.

151
00:08:09,155 --> 00:08:10,364
‫تبریک می‌گم.

152
00:08:12,617 --> 00:08:14,827
‫من برمی‌گردم واشنگتن.

153
00:08:15,786 --> 00:08:16,787
‫اگر قطعی بشه.

154
00:08:19,790 --> 00:08:20,790
‫کی؟

155
00:08:21,542 --> 00:08:22,542
‫نمی‌دونم.

156
00:08:24,837 --> 00:08:26,380
‫یه هفته، یه ماه، یه سال؟

157
00:08:26,464 --> 00:08:30,510
‫نه. شاید چهار ماه، می‌دونی.

158
00:08:31,636 --> 00:08:32,636
‫اگر این اتفاق بیفته.

159
00:08:33,596 --> 00:08:36,390
‫می‌دونی، سفیر خیلی
‫از این ایده بدش میاد.

160
00:08:38,059 --> 00:08:39,769
‫شنیدم کت و شلوار خاکستری پوشیده.

161
00:08:40,686 --> 00:08:42,188
‫- خانم سفیر.
‫- آره.

162
00:08:45,775 --> 00:08:46,692
‫کار تو بود؟

163
00:08:46,776 --> 00:08:49,070
‫من واسه‌ش کت و
‫شلوار رو گرفتم نه حلقه.

164
00:08:51,155 --> 00:08:53,115
‫تو بهم گفتی که به قاهره نرم.

165
00:08:53,908 --> 00:08:55,826
‫این‌طور نبود که از قبل
‫برنامه‌ریزی شده باشه.

166
00:08:55,910 --> 00:08:57,078
‫گند زدن به کار من؟

167
00:08:59,038 --> 00:09:02,708
‫متاسفم. اگر فکر می‌کنی راهی
‫هست که من واسه همیشه...

168
00:09:02,792 --> 00:09:07,463
‫تو می‌خواستی یه رابطه در
‫شرف پایان رو عمومی کنی؟

169
00:09:08,673 --> 00:09:10,883
‫- چطوره بشینی؟
‫- چرا می‌خواستی این کار رو بکنی؟

170
00:09:10,967 --> 00:09:12,301
‫قرار نیست رابطه‌مون تموم بشه.

171
00:09:13,344 --> 00:09:15,471
‫- به‌نظرم الان تموم شد.
‫- ایدرا.

172
00:09:19,100 --> 00:09:20,820
‫هاوارد، می‌تونی گزارش
‫سه‌شنبه رو بیاری؟

173
00:09:20,851 --> 00:09:22,228
‫می‌خوام با هم بررسی‌ش کنیم.

174
00:09:22,311 --> 00:09:23,311
‫ایدرا.

175
00:09:24,397 --> 00:09:27,108
‫باید همین الان از دفترم بری بیرون.

176
00:09:28,985 --> 00:09:32,446
‫فکر نکنم اینجا جایی باشه که بهش برسیم، اما
‫ارزش اینو داره که قبلش یه نگاهی بهش بندازیم...

177
00:09:33,489 --> 00:09:36,409
‫اوه ببخشید. نمی‌تونم تا وقتی شما
‫اینجا باشید درباره‌ش صحبت کنم.

178
00:09:47,003 --> 00:09:49,672
‫داریا دوبار بهم زنگ زد و من بهش زنگ نزدم.

179
00:09:49,755 --> 00:09:52,049
‫- به جیل بگو باهاش تماس بگیره.
‫- جیل سرش شلوغه.

180
00:09:52,133 --> 00:09:53,301
‫تو هم سرت شلوغه.

181
00:09:53,384 --> 00:09:56,387
‫جیل داره تلاش می‌کنه دوباره نمایندگی
‫دیپلماتیک ما تو افغانستان رو بازگشایی کنه.

182
00:09:56,470 --> 00:09:57,888
‫جیل داره تلاش می‌کنه
‫مردم رو از اونجا خارج کنه.

183
00:09:57,972 --> 00:10:00,057
‫جیل هر کاری رو که قرار بود
‫من انجام بدم، داره انجام می‌ده.

184
00:10:00,141 --> 00:10:02,310
‫- می‌خوای من به داریا زنگ بزنم؟
‫- مسئله این نیست.

185
00:10:02,393 --> 00:10:04,645
‫- یعنی آره، اما...
‫- پس مسئله چیه؟

186
00:10:05,896 --> 00:10:07,148
‫لعنتی من ولش کردم.

187
00:10:07,231 --> 00:10:10,860
‫همون کاری که همه با افغان‌ها
‫دموکراسی‌گرا در طول زمان

188
00:10:10,943 --> 00:10:12,028
‫انجام دادن.

189
00:10:12,111 --> 00:10:15,823
‫تو راهنمایی‌ش کردی، مگه نه؟ اون
‫می‌دونه که چطور واسه کمک درخواست بده.

190
00:10:15,906 --> 00:10:16,782
‫اما به دستش نمی‌رسه.

191
00:10:16,866 --> 00:10:18,868
‫- چون همه به سمت و سوی دیگه‌ای رفته.
‫- آره.

192
00:10:18,951 --> 00:10:21,454
‫تلاش واسه جلوگیری از
‫درگیری مسلحانه بین روسیه و ناتو.

193
00:10:21,537 --> 00:10:23,205
‫داری همه جا می‌ریزی.

194
00:10:23,289 --> 00:10:24,457
‫- نه اصلا.
‫- چرا، می‌ریزی.

195
00:10:24,540 --> 00:10:27,335
‫وقتی بفهمن چقدر اینجا رو
‫کثیف کردیم، بیرون‌مون می‌کنن.

196
00:10:27,418 --> 00:10:30,004
‫به‌نظرم نباید این کروسا‌ن‌های
‫بدمزه بریتانیایی رو بخوری.

197
00:10:30,087 --> 00:10:32,173
‫فردا قراره که اصل کاری باشی.

198
00:10:32,882 --> 00:10:34,884
‫تو اتاق پاریسی‌ت.

199
00:10:34,967 --> 00:10:37,803
‫می‌دونم، اما یه جورایی
‫خوشم از نوع بریتانیایی‌ش میاد.

200
00:10:38,721 --> 00:10:40,264
‫شبیه نون هستن. خوشم میاد.

201
00:10:42,683 --> 00:10:44,101
‫من و پنسی وسایلت رو

202
00:10:45,311 --> 00:10:46,395
‫واسه پاریس جمع کردیم.

203
00:10:46,479 --> 00:10:48,022
‫خیلی خب. مرسی.

204
00:10:48,105 --> 00:10:51,942
‫چندتا انتخاب جلب توجه‌کننده داشت
‫فکر کردم که باید دخالت کنم.

205
00:10:52,526 --> 00:10:54,028
‫- اوه، جدی؟
‫- آره.

206
00:10:54,111 --> 00:10:55,111
‫لباس مجلسی قرمز.

207
00:10:56,113 --> 00:10:57,782
‫- بیخیال.
‫- مشکلش چیه؟

208
00:10:57,865 --> 00:11:00,910
‫واسه دیدار با وزیر کشور؟
‫لباس قرمز مناسب نیست.

209
00:11:00,993 --> 00:11:05,289
‫فکر کنم واسه اون مهمونی‌ای
‫بود که قراره با آستین دنیسون بری.

210
00:11:06,123 --> 00:11:07,333
‫مهمونی‌ای نیست.

211
00:11:07,416 --> 00:11:09,001
‫آره. یه لباس بلند.

212
00:11:09,085 --> 00:11:10,211
‫- قرمز؟
‫- آره.

213
00:11:10,294 --> 00:11:12,296
‫بهش گفتم یه لباس مشکی
‫رو بذاره تو چمدون.

214
00:11:12,380 --> 00:11:15,174
‫محض احتیاط خواستی خودتم یه بررسی کن.

215
00:11:16,550 --> 00:11:19,303
‫پس مهمونی نیست، می‌تونم
‫کت و شلوارمو بپوشم.

216
00:11:20,054 --> 00:11:21,764
‫خب، تا این حد نمی‌دونم.

217
00:11:29,897 --> 00:11:31,273
‫حالا چی می‌شه؟

218
00:11:33,109 --> 00:11:34,985
‫واسه من؟ هیچی.

219
00:11:35,528 --> 00:11:36,987
‫به معنای واقعی کلمه، هیچی.

220
00:11:37,071 --> 00:11:38,114
‫باشه.

221
00:11:41,575 --> 00:11:43,077
‫چمدونت رو بستم.

222
00:11:43,828 --> 00:11:45,371
‫کسی ازت نخواست این کار رو بکنی.

223
00:11:45,454 --> 00:11:49,834
‫فرانسیس واسه چیدن پیاز
‫گل به نمایشگاه گل چلسی می‌ره

224
00:11:50,459 --> 00:11:52,086
‫ازم خواست تا باهاش برم.

225
00:11:52,169 --> 00:11:53,462
‫نرو.

226
00:11:53,546 --> 00:11:55,798
‫من هیچ کار دیگه‌ای ندارم.

227
00:11:55,881 --> 00:12:00,136
‫وقتی گفتم کارهایی واسه‌ت
‫پیدا می‌کنیم، منظورم این نبود.

228
00:12:00,219 --> 00:12:01,262
‫منظورت چیه؟

229
00:12:01,345 --> 00:12:04,974
‫خب نمی‌دونم.
‫هنوز همه جزئیاتش رو متوجه نشدم.

230
00:12:05,057 --> 00:12:07,601
‫ولی الان هم فرصت زیادی واسه‌ش ندارم.

231
00:12:15,109 --> 00:12:17,695
‫می‌خوای باهام بیای؟ به این سفر؟

232
00:12:19,280 --> 00:12:21,073
‫- به پاریس؟
‫- آره.

233
00:12:22,366 --> 00:12:25,286
‫به جای لندن تو پاریس
‫دهنمو بسته نگه‌دارم؟

234
00:12:25,369 --> 00:12:26,203
‫هال.

235
00:12:26,287 --> 00:12:28,497
‫تو اتاق هتل بشینم و
‫وقتی برگشتی سکس کنیم؟

236
00:12:28,581 --> 00:12:29,832
‫خیلی بده؟

237
00:12:30,791 --> 00:12:32,209
‫لباس قرمز رو می‌پوشی؟

238
00:12:34,336 --> 00:12:38,924
‫نمی‌خوام یه زوج عجیب و غریب بشیم که تلاش
‫می‌کنن با وجود فاصله زیادی که بین‌شون هست

239
00:12:39,008 --> 00:12:40,301
‫رابطه‌شون رو سرپا نگه‌دارن.

240
00:12:40,384 --> 00:12:42,761
‫- نظر خودت بود.
‫- اومدن به سفر.

241
00:12:42,845 --> 00:12:44,472
‫نه لباس قرمز.

242
00:12:45,139 --> 00:12:46,139
‫جالب نیست.

243
00:12:50,436 --> 00:12:52,229
‫می‌دونستم ایده بدیه.

244
00:12:53,689 --> 00:12:56,775
‫- چی؟
‫- یه بار دیگه این کارها رو تکرار کنیم.

245
00:12:56,859 --> 00:12:57,859
‫لعنت بهت، کیت.

246
00:12:58,777 --> 00:12:59,777
‫جدی می‌گم.

247
00:13:00,988 --> 00:13:04,742
‫نمی‌دونم چطور می‌خوایم این زندگی رو درست کنیم
‫اما این کاری نیست که تا حالا انجام داده‌ایم.

248
00:13:04,825 --> 00:13:08,412
‫ادب مرسوم حکم می‌کنه اگر
‫می‌خوایم زندگی‌مون درست بشه

249
00:13:08,496 --> 00:13:11,165
‫لازم نیست هر بار که صحبت
‫می‌کنم، طلاق رو فریاد بزنی.

250
00:13:11,248 --> 00:13:13,292
‫اما چیزهایی که می‌گی خیلی احمقانه‌ست.

251
00:13:16,962 --> 00:13:17,838
‫خنده‌دار بود.

252
00:13:17,922 --> 00:13:18,922
‫خنده‌دار نبود.

253
00:13:23,636 --> 00:13:26,138
‫قرار بود تو "چتم‌ هاوس" سخنرانی کنم.
‫(مؤسسه سلطنتی روابط بین‌المللی یک سازمان غیردولتی و مرکز پژوهشی در شهر لندن)

254
00:13:26,222 --> 00:13:29,350
‫ولی به‌خاطر سفر به پاریس نمی‌تونم.

255
00:13:29,892 --> 00:13:33,229
‫قراره بگی که بهم افتخار می‌کنی
‫که قبول کردم سخنرانی کنم.

256
00:13:33,312 --> 00:13:35,731
‫- از سخنرانی متنفرم.
‫- جدی؟

257
00:13:36,690 --> 00:13:39,235
‫قبول کردم چون به حرفات گوش می‌دم.

258
00:13:40,778 --> 00:13:42,655
‫تفاوت زیادی ایجاد می‌کنه.

259
00:13:42,738 --> 00:13:43,738
‫تو این کار رو می‌کنی.

260
00:13:44,782 --> 00:13:45,782
‫سخنرانی.

261
00:13:46,367 --> 00:13:48,702
‫از پسش برمیای. نیمه پر لیوانو ببین.

262
00:13:51,247 --> 00:13:52,289
‫تو اینو نمی‌خوای.

263
00:13:52,373 --> 00:13:54,124
‫می‌خوام، واقعا.

264
00:13:55,376 --> 00:13:58,379
‫وقتی که تو سفیر بودی کارهایی رو
‫انجام دادم که تو انجامش مهارت داشتم.

265
00:13:59,380 --> 00:14:03,884
‫تو درباره‌ش احساس خطر
‫نکردی، هیجان‌زده بودی.

266
00:14:03,968 --> 00:14:06,720
‫منم سعی می‌کنم عملکرد بهتری داشته باشم.

267
00:14:06,804 --> 00:14:08,222
‫داری آرومم می‌کنی.

268
00:14:08,305 --> 00:14:09,974
‫شاید. تاثیر داره؟

269
00:14:12,935 --> 00:14:14,144
‫منصفانه نیست.

270
00:14:14,728 --> 00:14:15,938
‫تاثیر داره.

271
00:14:16,564 --> 00:14:19,942
‫نمی‌تونی با سخنرانی تو
‫چتم هاوس منو خام کنی.

272
00:14:20,025 --> 00:14:24,530
‫شواهد خیلی زیادی
‫بر خلافش وجود داره.

273
00:14:27,992 --> 00:14:29,952
‫عنوان پیش‌نویس "صحبت
‫با تروریست‌ها" بود

274
00:14:30,035 --> 00:14:32,413
‫که یه‌جورایی مخالف
‫سیاست ایالات متحده‌ست

275
00:14:32,496 --> 00:14:35,916
‫پس رفتم روابط عمومی و
‫اونا گفتن "راه حل، تعامله".

276
00:14:36,000 --> 00:14:37,126
‫این چیه؟

277
00:14:37,209 --> 00:14:38,794
‫سخنرانی چتم هاوس.

278
00:14:38,878 --> 00:14:41,922
‫با این ایده کلی شروع
‫می‌شه که خب، راه حل، تعامله

279
00:14:42,006 --> 00:14:45,885
‫بعدش به جزئیات مربوط به سقوط اتحاد
‫جماهیر شوروی، مذاکرات بوسنی می‌پردازیم.

280
00:14:45,968 --> 00:14:49,346
‫رونی، اون قراره بره پاریس.
‫تو چتم هاوس سخنرانی نمی‌کنه.

281
00:14:49,430 --> 00:14:50,806
‫نه، همسرش سخنرانی می‌کنه.

282
00:14:50,890 --> 00:14:51,765
‫آقای وایلر.

283
00:14:51,849 --> 00:14:55,394
‫به‌همین دلیله که به تقویم کاری‌تون برگشته.
‫اون می‌خواد قانون چتم هاوس رو نادیده بگیره.

284
00:14:55,477 --> 00:14:57,563
‫و ازم خواست که یه نسخه
‫هم واسه بیلی آپیا بفرستم.

285
00:14:57,646 --> 00:15:00,232
‫اگر از این عنوان راضی
‫نیستی، این کار رو نمی‌کنم.

286
00:15:04,862 --> 00:15:06,572
‫خانم، یه سوتفاهم پیش اومده.

287
00:15:07,615 --> 00:15:09,366
‫من مسئولیت رو می‌پذیرم.

288
00:15:09,450 --> 00:15:13,621
‫حواسم به پاریس و
‫چیزهای دیگه پرت شده بود.

289
00:15:14,538 --> 00:15:16,999
‫یه نفر فکر کرده ایده خوبیه که

290
00:15:17,082 --> 00:15:19,168
‫آقای وایلر به جای شما سخنرانی کنه.

291
00:15:20,044 --> 00:15:21,670
‫سخنرانی چتم هاوس رو می‌گم.

292
00:15:21,754 --> 00:15:23,422
‫آره. من بودم.

293
00:15:25,049 --> 00:15:26,884
‫- خانم.
‫- هال مثل یه اسب مسابقه‌ست.

294
00:15:26,967 --> 00:15:29,386
‫باید اداره‌ش کنی، وگرنه
‫انبار رو خراب می‌کنه.

295
00:15:33,140 --> 00:15:36,101
‫با قانون چتم هاوس آشنایی دارید؟

296
00:15:37,144 --> 00:15:39,647
‫هر چی بگید قابل استناده

297
00:15:39,730 --> 00:15:41,732
‫اما نمی‌شه به شما نسبتش داد.

298
00:15:41,815 --> 00:15:44,568
‫واسه ساختن وجهه عمومی مناسب نیست.

299
00:15:44,652 --> 00:15:45,652
‫باشه.

300
00:15:47,071 --> 00:15:50,741
‫آقای ویلر درخواست کرده که قانون چتم
‫هاوس به‌خاطر سخنرانی نادیده گرفته بشه.

301
00:15:53,410 --> 00:15:54,410
‫باشه.

302
00:15:56,246 --> 00:15:59,500
‫اون درخواست کرده که یه نسخه از
‫سخنرانی واسه بیلی آپیا فرستاده بشه.

303
00:16:08,467 --> 00:16:09,467
‫مرسی.

304
00:16:13,931 --> 00:16:15,933
‫خانم، وقت رفتنه

305
00:16:24,149 --> 00:16:28,195
‫سخنران اصلی‌مون یه برنامه
‫ناگهانی واسه‌شون پیش اومد.

306
00:16:28,278 --> 00:16:30,364
‫کسی که تلاش می‌کنه تا جای ایشون رو بگیره

307
00:16:30,447 --> 00:16:33,617
‫همسرشون، آقای سفیر وایلره.

308
00:16:41,375 --> 00:16:42,375
‫ممنونم.

309
00:16:47,047 --> 00:16:50,175
‫ما مذاکرات بوسنی رو

310
00:16:50,759 --> 00:16:55,681
‫چند روز بعد از اون که سولجیک
‫یه عملیات بمب‌گذاری رو شروع کرد

311
00:16:55,764 --> 00:16:59,143
‫که نزدیک بود زنی رو که الان
‫همسر منه رو بکشه، شروع کردیم.

312
00:17:01,103 --> 00:17:05,733
‫مجبور شدم ساعت‌های بیشتری رو
‫تو اتاق‌های دربسته با اون مرد بگذرونم

313
00:17:05,816 --> 00:17:07,651
‫تا اینکه تو بیمارستان کنار کیت باشم.

314
00:17:09,695 --> 00:17:12,031
‫اولین باری که با اون مرد ملاقات
‫کردم، حاضر نشدم باهاش دست بدم.

315
00:17:14,450 --> 00:17:15,450
‫حرکت مبتدیانه‌ای بود.

316
00:17:16,785 --> 00:17:19,038
‫شاید صلح رو یک سال به تاخیر انداخت.

317
00:17:21,957 --> 00:17:23,625
‫تعامل، راه حل نیست.

318
00:17:24,460 --> 00:17:28,505
‫دیپلماسی مشکلی رو
‫با تردستی حل نمی‌کنه.

319
00:17:28,589 --> 00:17:31,091
‫دیپلماسی هیچ‌وقت جواب نمی‌ده.

320
00:17:32,926 --> 00:17:34,303
‫هیچ‌وقت جواب نمی‌ده.

321
00:17:34,803 --> 00:17:39,725
‫دیپلماسی ۴۰ شبانه
‫روز تو اتاق‌های هتل وینه.

322
00:17:39,808 --> 00:17:43,187
‫گوش دادن به حرف‌های
‫تکراری تو خالی.

323
00:17:43,270 --> 00:17:44,980
‫مست کردن تو مینی‌بار.

324
00:17:45,856 --> 00:17:51,278
‫بارها و بارها و بارها
‫به پاسخ منفی ختم می‌شه.

325
00:17:51,361 --> 00:17:53,864
‫پاسخ‌شون منفیه، پس با
‫شنیدنش دست از کار نکش.

326
00:17:53,947 --> 00:17:56,347
‫می‌تونی ازم بخوای که از اتاق برم بیرون.
‫با این کار سطح مذاکرات به وزرا ارتقا پیدا می‌کنه.

327
00:17:56,408 --> 00:18:00,162
‫بعدش به این حقیقت اشاره کن که من به‌عنوان
‫توهین به هردوتون به اینجا فرستاده شده‌ام

328
00:18:00,245 --> 00:18:01,705
‫اما شاید از پسش بربیای.

329
00:18:01,789 --> 00:18:04,208
‫دیپلماسی هچ‌وقت جواب نمی‌ده.

330
00:18:07,586 --> 00:18:08,586
‫تا زمانی که جواب بده.

331
00:18:11,381 --> 00:18:15,135
‫من ۳۰ سال از عمرم
‫رو واسه دو لحظه گذاشتم.

332
00:18:16,887 --> 00:18:21,475
‫وقتی دشمنان روی زمین
‫غرق در خون ایستادن...

333
00:18:22,726 --> 00:18:23,977
‫و دست به دست هم دادن.

334
00:18:24,978 --> 00:18:26,188
‫۳۰ سال دیگه هم می‌دادم.

335
00:18:29,149 --> 00:18:31,527
‫دور دوم مذاکرات با سولجیک...

336
00:18:32,694 --> 00:18:33,821
‫باهاش دست دادم.

337
00:18:34,863 --> 00:18:40,536
‫دو سال بعد، اون مرد خسته‌ای
‫بود که به صلح امیدوار بود

338
00:18:40,619 --> 00:18:43,163
‫و با همدیگه...

339
00:18:44,915 --> 00:18:45,916
‫به جنگ خاتمه دادیم.

340
00:18:47,501 --> 00:18:51,922
‫یکی از بدیهیات سرسختانه
‫سیاست خارجی اینه که

341
00:18:52,005 --> 00:18:56,218
‫صحبت با دشمنان بهشون مشروعیت می‌ده.

342
00:18:57,219 --> 00:18:59,179
‫با همه صحبت کنید.

343
00:19:00,013 --> 00:19:02,766
‫با دیکتاتور و جنایتکار
‫جنگی صحبت کنید.

344
00:19:02,850 --> 00:19:06,353
‫با اون احمق بیچاره سه طبقه پایین‌تر صحبت
‫کنید که از نشستن پشت ماشین دوم عصبیه

345
00:19:06,436 --> 00:19:08,897
‫شاید آماده چرخیدن باشه.

346
00:19:08,981 --> 00:19:10,440
‫با تروریست‌ها صحبت کنید.

347
00:19:11,233 --> 00:19:12,317
‫با همه صحبت کنید.

348
00:19:12,401 --> 00:19:15,320
‫شکست، و دوباره شکست.

349
00:19:15,404 --> 00:19:19,032
‫با دست‌هاتون گرد و خاک رو از روی خودتون
‫پاک کنید و دوباره شکست بخورید. چون ممکنه...

350
00:19:20,951 --> 00:19:21,952
‫ممکنه.

351
00:19:23,162 --> 00:19:23,996
‫بله.

352
00:19:31,044 --> 00:19:33,589
‫کاش می‌تونستیم کمک کنیم.

353
00:19:33,672 --> 00:19:36,925
‫اما، متأسفانه باید بگم، چیزی
‫که می‌خواید کاملا غیرممکنه.

354
00:19:37,009 --> 00:19:37,843
‫چرا اون‌وقت؟

355
00:19:37,926 --> 00:19:41,889
‫دولت ما آمادگی تنش بیشتر
‫در روابط با روسیه رو نداره.

356
00:19:41,972 --> 00:19:43,682
‫- ما هم همین‌طور.
‫- البته.

357
00:19:43,765 --> 00:19:48,937
‫اما امیدواریم بتونیم نقش مهمی در پایان
‫درگیری‌های منطقه‌ای روسیه داشته باشیم.

358
00:19:49,646 --> 00:19:54,610
‫ما زمان قابل توجهی رو صرف
‫ایجاد پل ارتباطی بین طرفین کرده‌ایم.

359
00:19:54,693 --> 00:19:59,823
‫ما یه نشانه موثق دریافت کردیم که این
‫اتفاق باعث نارضایتی مسکو نمی‌شه.

360
00:19:59,907 --> 00:20:03,744
‫صرف نظر از اینکه مسکو به
‫صورت محرمانه راضی باشه یا نه

361
00:20:03,827 --> 00:20:07,039
‫واکنش عمومی اونا بعیده
‫که منعکس‌کننده اون باشه.

362
00:20:07,122 --> 00:20:10,042
‫گروه لینکوف واسه سربازان شما تو مالی

363
00:20:10,125 --> 00:20:12,628
‫برای قتل عامی که خودشون مرتکب
‫شده بودن، پاپوش درست کردن.

364
00:20:12,711 --> 00:20:16,632
‫و حالا به‌نظر می‌رسه که اونا واسه ایران
‫برای حمله به ناو بریتانیا پاپوش درست کردن.

365
00:20:16,715 --> 00:20:19,009
‫چطور این پیشنهاد جذابی نیست...؟

366
00:20:19,092 --> 00:20:21,053
‫اگر ما تضمین می‌کردیم که مسکو

367
00:20:21,136 --> 00:20:24,890
‫این دستگیری رو محکوم نمی‌کنه

368
00:20:25,682 --> 00:20:29,144
‫این پیشنهاد رو جدی‌تر بررسی می‌کردید؟

369
00:20:29,228 --> 00:20:35,484
‫چنین مواقعی، آرزو می‌کنیم که ای
‫کاش هنوز عضو اتحادیه اروپا بودید.

370
00:20:35,567 --> 00:20:38,362
‫شاید می‌تونستیم به صورت
‫گروهی راه حلی پیدا کنیم.

371
00:20:38,445 --> 00:20:42,366
‫تنها کاری که از فرانسه برمیاد، ابراز
‫عمیق‌ترین همدردی‌ها برای فقدان شماست.

372
00:20:42,950 --> 00:20:45,202
‫متاسفانه پاسخ ما همچنان منفیه.

373
00:20:50,207 --> 00:20:51,887
‫- واقعا الهام‌بخش بود.
‫- ممنونم.

374
00:20:52,584 --> 00:20:55,087
‫- از دیدن‌تون خوشحالم. ممنونم.
‫- آقای وایلر.

375
00:20:55,170 --> 00:20:58,423
‫- تبریک می‌گم. عالی بود
‫- ببین چقدر تعجب کردی.

376
00:20:58,507 --> 00:21:00,968
‫سخنرانی عالی. واقعا تاثیر‌گذار بود.

377
00:21:01,051 --> 00:21:02,552
‫ممنونم. جمعیت
‫اینجا هم عالی بودن.

378
00:21:02,636 --> 00:21:04,636
‫اوه، نمی‌دونم میشه چند
‫لحظه وقت‌تون رو بگیرم.

379
00:21:04,680 --> 00:21:05,764
‫حتما.

380
00:21:05,847 --> 00:21:07,849
‫مطمئن نیستم اینجا جای مناسبی باشه.

381
00:21:07,933 --> 00:21:10,495
‫- چیزی واس خوردن بگیریم؟
‫- من باید برم هتل

382
00:21:10,519 --> 00:21:12,271
‫- و یه سری کارها رو انجام بدم.
‫- خیلی خب.

383
00:21:16,233 --> 00:21:18,527
‫متوجه شدم که می‌دونستیم
‫این یه کار بیهوده‌ست

384
00:21:18,610 --> 00:21:20,404
‫اما می‌تونست به همه چیز کمک کنه

385
00:21:20,487 --> 00:21:22,447
‫اگر می‌تونستم به کاخ
‫سفید برمی‌گشتم و می‌گفتم

386
00:21:22,531 --> 00:21:23,782
‫هر کاری از دستم
‫برمی‌اومد انجام دادم.

387
00:21:23,865 --> 00:21:27,536
‫- این کار نکردی؟
‫- فکر کنم به‌نظر ناراضی میام.

388
00:21:27,619 --> 00:21:29,496
‫و معلومه که زمینو تکون می‌ده.

389
00:21:29,579 --> 00:21:34,126
‫اما اگر واقعا فرصتی داشتم
‫نمی‌دونم، که صحبت کنم...

390
00:21:34,209 --> 00:21:36,169
‫همون‌طور که وقتی از در
‫ورودی عبور کردیم گفتی

391
00:21:36,253 --> 00:21:38,422
‫اون هیچ‌وقت با ما کنار نمیاد.

392
00:21:39,047 --> 00:21:41,508
‫اون دنبال فرصتی بود تا در
‫مورد برگزیت بهم متلک بندازه.

393
00:21:41,591 --> 00:21:44,219
‫- وقتی تنها پیشش باشیم قبول می‌کنه.
‫- عالیه.

394
00:21:44,303 --> 00:21:47,597
‫می‌تونی اونو تو مراسم امشب
‫کنار بکشی، کار رو تموم کنی.

395
00:21:47,681 --> 00:21:48,765
‫من نه، تو.

396
00:21:50,100 --> 00:21:51,393
‫من حرفت رو قطع کردم

397
00:21:51,476 --> 00:21:54,396
‫و بعدش سرمو به طرفت تکون دادم.

398
00:21:55,063 --> 00:21:56,565
‫این باعث عصبانیت زن‌ها می‌شه.

399
00:21:56,648 --> 00:21:58,317
‫اونم متوجه شد.

400
00:21:58,400 --> 00:22:00,110
‫هیچ‌وقت مجبور نیستی
‫که بهش اشاره کنی

401
00:22:00,193 --> 00:22:04,197
‫اما همچنان یه پیوند ناگفته از
‫عصبانیت متقابلت نسبت به من

402
00:22:04,740 --> 00:22:06,074
‫داری.

403
00:22:10,537 --> 00:22:11,955
‫بریم یکم غذا بخوریم.

404
00:22:17,002 --> 00:22:19,588
‫به نظرت یکم ساده‌انگارانه نیست؟

405
00:22:21,256 --> 00:22:22,090
‫من... چی؟

406
00:22:22,174 --> 00:22:25,677
‫وارد اونجا می‌شم و پشت چشم
‫نازک می‌کنم و می‌گم: امان از مردها.

407
00:22:25,761 --> 00:22:28,597
‫بعدش اون می‌گه: خدایا، می‌دونم.

408
00:22:30,015 --> 00:22:32,934
‫- وقتی که این‌طوری بگی...
‫- چطوری باید بگم؟

409
00:22:33,018 --> 00:22:36,063
‫مثلا اینکه آمریکا دیگه
‫نفوذی تو اتحادیه اروپا نداره.

410
00:22:37,064 --> 00:22:38,857
‫ما بودیم و بعدش تو یکی از بزرگ‌ترین
‫شکست‌های خودساخته تو تاریخ مدرن

411
00:22:38,940 --> 00:22:43,153
‫ازش خارج شدیم.

412
00:22:43,236 --> 00:22:47,449
‫و حالا شما نه گوشی دارید نه چشمی
‫و نه کس که به جای شما صحبت کنه.

413
00:22:47,532 --> 00:22:48,784
‫تو اتحادیه اروپا؟

414
00:22:48,867 --> 00:22:49,910
‫آره.

415
00:22:49,993 --> 00:22:52,037
‫شما به جای ما صحبت نمی‌کردید.

416
00:22:52,120 --> 00:22:54,414
‫در غیاب ما کسی این‌طور می‌گفت؟

417
00:22:56,500 --> 00:22:57,500
‫خب، شاید.

418
00:22:59,878 --> 00:23:02,005
‫ما دیگه دریچه شما

419
00:23:02,506 --> 00:23:03,506
‫واسه نفوذ به اروپا نیستیم.

420
00:23:03,548 --> 00:23:04,674
‫فرانسه می‌تونه باشه.

421
00:23:04,758 --> 00:23:06,927
‫چیز عجیب غریبی نمی‌گم.

422
00:23:07,010 --> 00:23:09,805
‫ریبورن چند روز پیش تو
‫سخنرانی‌اش بهش اشاره کرد.

423
00:23:10,472 --> 00:23:11,348
‫آره.

424
00:23:11,431 --> 00:23:14,351
‫پس اونا واسه ما کاری انجام نمی‌دن

425
00:23:14,434 --> 00:23:18,396
‫بلکه واسه شریک پنهونی
‫جدیدشون، شما، کاری انجام می‌دن.

426
00:23:23,652 --> 00:23:24,652
‫شروع کن.

427
00:23:25,153 --> 00:23:26,153
‫چی؟

428
00:23:27,572 --> 00:23:30,367
‫منتظر سرازیر شدن مخالفت‌های شدیدت بودم.

429
00:23:31,827 --> 00:23:35,413
‫نه فکر کنم حق با توئه.
‫یعنی باهات موافقم.

430
00:23:35,497 --> 00:23:40,377
‫پس، اعتراض یه واکنش سریع و پر سر و صداست

431
00:23:40,460 --> 00:23:43,213
‫در حالی که تایید بهتره با سکوت ابراز بشه.

432
00:23:44,256 --> 00:23:45,340
‫داشتم غذا می‌خوردم.

433
00:23:46,383 --> 00:23:47,884
‫بدون غذا هم همین کار رو می‌کنی.

434
00:23:47,968 --> 00:23:51,263
‫می‌دونم چه وقت‌هایی موافقی چون
‫بدون هیچ حرفی از کنارش رد می‌شی.

435
00:23:51,346 --> 00:23:52,346
‫این‌طور نیست.

436
00:23:54,057 --> 00:23:55,267
‫همین‌طوره.

437
00:23:55,350 --> 00:23:56,893
‫افتضاحه.

438
00:23:57,477 --> 00:23:58,477
‫جالبه.

439
00:23:59,020 --> 00:24:00,397
‫وقتی قبلا معلوم شده باشه
‫که چه اتفاقی داره می‌افته

440
00:24:00,480 --> 00:24:02,274
‫ممکنه دنبال کردنش سخت باشه.

441
00:24:05,152 --> 00:24:06,528
‫تا حالا کارمند بودی؟

442
00:24:08,655 --> 00:24:09,489
‫جوابو می‌دونم.

443
00:24:09,573 --> 00:24:11,741
‫تو اینترنت درباره‌ات خوندم.
‫نبودی.

444
00:24:12,409 --> 00:24:13,618
‫این‌طور فکر نمی‌کنم.

445
00:24:13,702 --> 00:24:18,165
‫از یه مقام مدیریت بزرگ به یه
‫مقام مدیریت بزرگ‌تر رسیدی.

446
00:24:19,291 --> 00:24:21,459
‫کارمندها به‌سرعت صحبت کردن رو یاد می‌گیرن

447
00:24:21,543 --> 00:24:25,881
‫و پیچیدگی عبارتی رو که فرد می‌تونه در
‫حین ادرار کردن حفظ کنه، کاهش می‌ده.

448
00:24:25,964 --> 00:24:27,966
‫جالبه. اینو همیشه تو خاطرم نگه ‌می‌دارم.

449
00:24:28,049 --> 00:24:31,678
‫درسته، هیچ‌کس نمی‌خواد در جریان قرار
‫بگیره، باید اونا رو تا دستشویی تعقیب کنی.

450
00:24:31,761 --> 00:24:34,723
‫به‌خصوص در مورد زن‌هایی که زبون ندارن.

451
00:24:34,806 --> 00:24:35,891
‫ضدحاله.

452
00:24:39,394 --> 00:24:40,394
‫ببخشید، هاله.

453
00:24:41,062 --> 00:24:42,063
‫بفرما.

454
00:24:45,483 --> 00:24:46,318
‫سلام.

455
00:24:46,401 --> 00:24:47,402
‫چطور پیش رفت؟

456
00:24:47,485 --> 00:24:48,653
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت.

457
00:24:48,737 --> 00:24:51,364
‫امشب دوباره باهاش صحبت می‌کنیم.

458
00:24:52,532 --> 00:24:53,867
‫سخنرانی چطور پیش رفت؟

459
00:24:53,950 --> 00:24:55,410
‫اوه! خیلی خوب.

460
00:24:55,493 --> 00:24:57,287
‫به‌طرز عجیبی متواضعانه بود.

461
00:24:57,370 --> 00:24:59,456
‫نه، حق با توئه. عالی پیش رفت.

462
00:25:00,290 --> 00:25:04,169
‫چیزه... این نماینده حزب
‫محافظه کار اونجا بود.

463
00:25:04,252 --> 00:25:06,880
‫بعد از سخنرانی اومد پیشم.
‫او از صحبت کردن ناامید بود.

464
00:25:06,963 --> 00:25:09,341
‫- امشب قراره واسه یه نوشیدنی باهاش ملاقات کنم.
‫- کی؟

465
00:25:09,424 --> 00:25:10,634
‫اوم، مریت گرو؟

466
00:25:10,717 --> 00:25:11,843
‫گریو؟ گرو؟

467
00:25:12,677 --> 00:25:13,845
‫و باهاش ملاقات می‌کنی؟

468
00:25:13,929 --> 00:25:15,889
‫- گفت ضروریه.
‫- هال، خدایا.

469
00:25:15,972 --> 00:25:18,058
‫اون می‌خواست با تو
‫صحبت کنه، اما اینجا نیستی.

470
00:25:18,141 --> 00:25:21,603
‫اگر اون می‌خواد با من صحبت کنه، دلیلش
‫این نیست که اون دیدگاه وایلر رو می‌خواد.

471
00:25:21,686 --> 00:25:24,856
‫اون می‌خواد با نماینده رئیس
‫جمهور ایالات متحده صحبت کنه.

472
00:25:24,940 --> 00:25:28,151
‫آروم باش، لطفا.
‫بهش گفتم. دقیقا همینو گفتم.

473
00:25:28,235 --> 00:25:32,197
‫گفتم: ببین من نمی‌تونم جای کسی باشم
‫من فقط همسر یه زن قدرتمندم.

474
00:25:32,280 --> 00:25:34,366
‫پیشنهاد دادم که با بیلی صحبت کنه

475
00:25:34,449 --> 00:25:37,285
‫- اما نخواست.
‫- بگو که این کار رو نکردی.

476
00:25:37,369 --> 00:25:39,120
‫نه، نمی‌خواست با بیلی صحبت کنه.

477
00:25:39,204 --> 00:25:42,457
‫بهم بگو که تو پیشنهاد ندادی که
‫به‌خاطر کسی که تو یه مراسم

478
00:25:42,540 --> 00:25:44,793
‫از تو خوشش اومده، با رئیس
‫دفتر کاخ سفید تماس بگیری.

479
00:25:44,876 --> 00:25:46,562
‫- کیت.
‫- چندبار می‌خوای تلاش کنی تا راهی پیدا کنی

480
00:25:46,586 --> 00:25:51,132
‫- که جلو بیلی آپیا خودتو نشون بدی؟
‫- دو بار گفتم و بازم می‌گم

481
00:25:51,216 --> 00:25:53,260
‫اون نمی‌خواست با بیلی آپیا صحبت کنه.

482
00:25:55,387 --> 00:25:57,389
‫تو دنبال وزارت خارجه‌ای.

483
00:25:59,349 --> 00:26:00,183
‫چی؟

484
00:26:00,267 --> 00:26:01,977
‫تو بهم گفتی از سر راه برش دارم.

485
00:26:02,060 --> 00:26:05,355
‫تو بهم گفتی وزیر خارجه
‫لعنتی رو بزنم کنار.

486
00:26:05,438 --> 00:26:06,273
‫به‌خاطر همین بود؟

487
00:26:06,356 --> 00:26:09,192
‫- چون می‌خوای وزیر خارجه بشی؟
‫- خدایا.

488
00:26:09,276 --> 00:26:11,611
‫معاون رئیس جمهور شدن من، چیزی
‫بود که تو رو مشغول نگه می‌داشت

489
00:26:11,695 --> 00:26:13,530
‫تا زمانی که شغل بهتری
‫واسه خودت پیدا کنی؟

490
00:26:13,613 --> 00:26:15,699
‫- اینا همه‌ش توهمه.
‫- گوش کن.

491
00:26:15,782 --> 00:26:18,159
‫- تو با اون ملاقات نمی‌کنی. فهمیدی؟
‫- نه.

492
00:26:18,243 --> 00:26:20,829
‫نمی‌فهمم، چون این باعث
‫می‌شه مثل یه احمق به‌نظر برسم.

493
00:26:20,912 --> 00:26:23,498
‫- اسمش چی بود؟ اون مرد؟
‫- مریت گرو.

494
00:26:23,581 --> 00:26:25,750
‫دفترم باهاش تماس می‌گیره
‫و قرارتون رو لغو می‌کنه.

495
00:26:25,834 --> 00:26:29,129
‫تو باهاش تماس نمی‌گیری. تو با
‫هیچ‌کس تماس نمی‌گیری. متوجه‌ای؟

496
00:26:29,212 --> 00:26:30,130
‫می‌دونی چیه، کیت؟

497
00:26:30,213 --> 00:26:31,464
‫هیچ‌کس.

498
00:26:45,895 --> 00:26:47,772
‫اوه حالا دیگه با هم دوستیم.

499
00:26:47,856 --> 00:26:50,025
‫- واسه گپ زدن تماس می‌گیری؟
‫- خیلی خب.

500
00:26:50,692 --> 00:26:51,692
‫حالت خوبه؟

501
00:26:52,485 --> 00:26:53,862
‫مریت گرو کیه؟

502
00:26:53,945 --> 00:26:54,945
‫نماینده مجلسه.

503
00:26:54,988 --> 00:26:59,117
‫محافظه‌کاره. شما اونو به‌عنوان یه
‫محافظه‌کار بی‌رحم توصیف می‌کنید.

504
00:26:59,200 --> 00:27:00,577
‫ما فقط پیرمرد صداش می‌کنیم.

505
00:27:00,660 --> 00:27:03,246
‫- باهاش کار کردی؟
‫- کم و بیش.

506
00:27:03,330 --> 00:27:04,914
‫- خیلی خب.
‫- بیمار شدی؟

507
00:27:04,998 --> 00:27:09,919
‫نه. هال اونو تو یه مراسم ملاقات کرده و سعی
‫کرده وادارش کنه که با کاخ سفید تماس بگیره.

508
00:27:10,003 --> 00:27:12,005
‫اون می‌خواسته با رئیس جمهور صحبت کنه؟

509
00:27:12,088 --> 00:27:14,734
‫نمی‌دونم چی می‌خواسته. اون
‫می‌خواسته فورا با یکی صحبت کنه

510
00:27:14,758 --> 00:27:17,677
‫و هال رئیس کارکنان
‫کاخ سفید رو پیشنهاد داده

511
00:27:17,761 --> 00:27:21,181
‫که ظاهرا حتی آقای گروو
‫هم می‌دونسته که بیهوده‌ست.

512
00:27:21,264 --> 00:27:24,434
‫خب بعدش هال خودش رو پیشنهاد می‌ده.

513
00:27:25,602 --> 00:27:27,937
‫من نمی‌تونم تا چند روز آینده
‫باهاش ملاقات کنم. من پاریسم.

514
00:27:28,021 --> 00:27:31,691
‫مسائل مربوط به گرو همیشه فوریه.
‫اون یکم هیجانیه.

515
00:27:31,775 --> 00:27:34,778
‫می‌تونم نادیده‌اش بگیرم یا کسی
‫رو بفرستم تا باهاش صحبت کنه؟

516
00:27:34,861 --> 00:27:36,196
‫البته. یه یکی دیگه واگذارش کن.

517
00:27:36,279 --> 00:27:38,031
‫- پل‌های پشت سر رو خراب نمی‌کنم؟
‫- نه.

518
00:27:38,114 --> 00:27:39,991
‫جلو فرانسوی‌ها موفق باشی.

519
00:27:46,539 --> 00:27:50,001
‫ببخشید، من...
‫فقط یکم باید قدم بزنم.

520
00:27:50,085 --> 00:27:52,379
‫- می‌تونیم با هم بریم.
‫- لازم نیست بیای.

521
00:27:55,090 --> 00:27:56,216
‫البته.

522
00:27:58,093 --> 00:27:59,803
‫منظورم این نبود. من...

523
00:28:01,137 --> 00:28:02,137
‫بیا قدم بزنیم.

524
00:28:03,807 --> 00:28:05,433
‫وارن، موقع قدم
‫زدن، صحبت می‌کنیم.

525
00:28:18,113 --> 00:28:19,364
‫مشکلی پیش اومده؟

526
00:28:21,074 --> 00:28:22,951
‫چیزی نیست. نگران نباش. این...

527
00:28:24,619 --> 00:28:26,329
‫شخصیه... مهم نیست.

528
00:28:29,082 --> 00:28:30,333
‫قصد فضولی نداشتم.

529
00:28:31,209 --> 00:28:34,337
‫فضول نیستی.
‫جلو تو این‌جوری پریشونم.

530
00:28:34,921 --> 00:28:36,881
‫باید در مورد فرانسوی‌ها صحبت کنیم.

531
00:28:37,966 --> 00:28:39,926
‫به‌خاطر این پریشونی؟

532
00:28:40,009 --> 00:28:41,803
‫- این‌طور فکر نمی‌کنی؟
‫- نه.

533
00:28:41,886 --> 00:28:45,140
‫وقتی عرق کردی و با
‫دستور به سمت میز من میای

534
00:28:45,223 --> 00:28:47,559
‫- این پریشونیه.
‫- اوه خدایا.

535
00:28:47,642 --> 00:28:51,438
‫دوباره، "دوست داشتنی" یک بار رمزگشایی شده.

536
00:28:52,480 --> 00:28:53,523
‫خیلی عرق کردم.

537
00:28:53,606 --> 00:28:55,734
‫ربطی به شرایط عاطفی‌ام نداره.

538
00:29:02,240 --> 00:29:03,575
‫زندگی مشترکم داره
‫به‌ آخرش می‌رسه.

539
00:29:04,451 --> 00:29:05,451
‫یه بار دیگه.

540
00:29:06,536 --> 00:29:09,831
‫فکر می‌کردم که از قبل
‫کارهاش در حال انجامه.

541
00:29:10,957 --> 00:29:12,125
‫بود و بعدش...

542
00:29:14,377 --> 00:29:15,295
‫نبود.

543
00:29:15,378 --> 00:29:16,378
‫اوه، خدایا.

544
00:29:17,380 --> 00:29:18,214
‫دارم بالا میارم.

545
00:29:18,298 --> 00:29:21,301
‫من رو رود سن راه نمی‌رم و در مورد
‫زندگی مشترکم پیش تو شکایتی نمی‌کنم.

546
00:29:21,384 --> 00:29:23,011
‫انگار که، لوه.

547
00:29:23,094 --> 00:29:24,846
‫- می‌تونیم بایستیم.
‫- نه.

548
00:29:24,929 --> 00:29:26,973
‫ازت می‌خوام که بگی چی
‫رو دوشت سنگینی می‌کنه

549
00:29:27,056 --> 00:29:32,937
‫چون عرق کردن در واقع با شرایط
‫عاطفی‌ات مرتبطه و شروع شده.

550
00:29:39,027 --> 00:29:41,571
‫احساس می کنم شجاعانه‌ترین
‫کاری که انجام می‌دم

551
00:29:41,654 --> 00:29:46,034
‫اینه که هر فرصتی رو به رابطه بدم، خب؟

552
00:29:46,117 --> 00:29:50,914
‫در واقع، این تموم تعریف حرفه اصلی منه.

553
00:29:50,997 --> 00:29:53,082
‫چیزی نیست که نتونی راجع بهش صحبت کنی.

554
00:29:53,583 --> 00:29:54,583
‫البته.

555
00:29:55,877 --> 00:29:57,378
‫اما تو یه مقطعی...

556
00:29:58,296 --> 00:30:04,761
‫من یه احمقم که نتونستم درسی
‫که هزار بار بهم گفتن رو یاد بگیرم.

557
00:30:04,844 --> 00:30:05,844
‫نه.

558
00:30:07,013 --> 00:30:09,682
‫تو این نقطه، من یه احمق کودنم.

559
00:30:11,935 --> 00:30:13,728
‫شاید تو موقعی که نجابت وجهه خودش
‫رو تو تصورات عمومی از دست داده

560
00:30:13,812 --> 00:30:18,316
‫فقط یه شخص نجیب باشی.

561
00:30:22,403 --> 00:30:24,197
‫ظاهرا فقط جای ایستادنه.

562
00:30:25,782 --> 00:30:27,502
‫واسه‌‌ات یه کلیپ می‌فرستم.

563
00:30:29,410 --> 00:30:30,745
‫من باید برم.

564
00:30:30,829 --> 00:30:31,704
‫باشه.

565
00:30:31,788 --> 00:30:33,665
‫- خب، اون بهت زنگ زد؟
‫- آره.

566
00:30:34,457 --> 00:30:35,457
‫با حالت نگرانی؟

567
00:30:35,500 --> 00:30:37,126
‫اون فقط سعی می‌کنه مراقب باشه.

568
00:30:37,210 --> 00:30:42,423
‫خب، احتمالا اون فاقد حس همدلیه.
‫این بی‌مهری به یه ملته.

569
00:30:42,507 --> 00:30:44,551
‫من با اون طرف ملاقات می‌کنم.

570
00:30:44,634 --> 00:30:48,137
‫رونی میاد و یادداشت‌برداری می‌کنه و کاری
‫می‌کنه که این قضیه کار رسمی سفارت به‌نظر برسه.

571
00:30:48,221 --> 00:30:49,055
‫واقعا؟

572
00:30:49,138 --> 00:30:50,974
‫آره. این بهترین راه واسه فهمیدنه، نه؟

573
00:30:53,560 --> 00:30:56,604
‫چطوره که باهات بیام، فقط
‫واسه اینکه کار رو به من بسپاری؟

574
00:30:56,688 --> 00:31:00,525
‫قربان، روز خوبی نداشتم
‫میشه بیخیال این قضیه بشیم؟

575
00:31:00,608 --> 00:31:04,487
‫فکر می‌کنی پنج دقیقه کار رو بهم
‫بسپاری کل حکومت رو بهم می‌ریزه؟

576
00:31:07,115 --> 00:31:08,658
‫باشه. پنج دقیقه.

577
00:31:11,369 --> 00:31:14,706
‫کل این تشکیلات از قصد

578
00:31:15,498 --> 00:31:16,332
‫پر از ایراداته.

579
00:31:16,416 --> 00:31:19,127
‫مهمونی می‌گیریم و
‫مردم میان خونه‌مون.

580
00:31:19,210 --> 00:31:22,881
‫من به انجمن‌های ادبی می‌رم، در حالی
‫که شراب خیلی کهنه و بدمزه می‌خورم

581
00:31:22,964 --> 00:31:25,884
‫درباره حل تعارض پرت و پلا می‌گم.

582
00:31:25,967 --> 00:31:28,678
‫و یکی می‌خواد صحبت کنه.

583
00:31:28,761 --> 00:31:31,639
‫این در واقع همون چیزیه
‫که ما دنبالش هستیم، درسته؟

584
00:31:31,723 --> 00:31:34,726
‫تو خیلی باهوشی، یه
‫روزی اینجا رو اداره می‌کنی

585
00:31:34,809 --> 00:31:39,105
‫اما آرچیبالد های‌نوستریل

586
00:31:39,188 --> 00:31:42,233
‫چیزی در مورد یادداشت‌برداری
‫رونی ۱۲ ساله نمی‌گن.

587
00:31:46,696 --> 00:31:47,696
‫یه نکته‌ای هست.

588
00:31:48,531 --> 00:31:50,408
‫بدون ایرادات نیست ولی هست.

589
00:31:51,326 --> 00:31:54,245
‫و وقتی بری اون طرف

590
00:31:54,329 --> 00:31:57,624
‫بقیه‌مون کل وقت‌مون رو
‫صرف جبران کردن می‌کنیم.

591
00:31:57,707 --> 00:32:01,794
‫بعدش افرادی مثل رونی باید تو جلسات
‫بشینن و به‌طرز ناشیانه یادداشت‌برداری کنن

592
00:32:01,878 --> 00:32:06,925
‫تا به دنیا ثابت کنن که کاخ سفید یه
‫سازمان هزینه‌ای واسه خدمات نیست.

593
00:32:10,762 --> 00:32:17,226
‫فکر می‌کنم باید یکم وقت بذاری و
‫تصمیم بگیری که واقعا می‌خوای...

594
00:32:18,645 --> 00:32:20,563
‫بهم پیشنهاد فروش
‫خدمات رو بدی، استوارت.

595
00:32:31,950 --> 00:32:34,911
‫بهش گفتم نیاد اما گفت فقط پنج دقیقه.

596
00:32:34,994 --> 00:32:36,454
‫واقعا متاسفم.

597
00:32:36,537 --> 00:32:38,581
‫می‌تونم یه کاری کنم کل قرار لغو بشه.

598
00:32:39,290 --> 00:32:40,541
‫لازم نیست نگرانش باشی.

599
00:32:41,042 --> 00:32:42,126
‫پنج دقیقه و بعدش
‫از اونجا خارج می‌شه.

600
00:32:42,210 --> 00:32:44,587
‫آره، موفق باشی.

601
00:32:44,671 --> 00:32:45,672
‫ممنون، خانم.

602
00:33:06,651 --> 00:33:07,527
‫خانم سفیر؟

603
00:33:07,610 --> 00:33:10,571
‫می‌تونی به وزیر خارجه
‫بگی که بدون من بره؟

604
00:33:10,655 --> 00:33:12,490
‫- حتما، خانم.
‫- ممنون.

605
00:34:48,920 --> 00:34:50,046
‫خوشحالم که می‌بینم‌تون.

606
00:34:50,129 --> 00:34:51,672
‫خوشحالم که تونستی بیای پیش‌مون.

607
00:34:51,756 --> 00:34:54,342
‫- می‌شه یه دقیقه صحبت کنیم؟
‫- البته.

608
00:34:56,469 --> 00:35:01,599
‫من تو مراسم‌های اینجا شرکت می‌کنم
‫و چند دقیقه با یکی از اونا خلوت می‌کنم.

609
00:35:02,183 --> 00:35:05,937
‫سعی می‌کنم با اونا
‫به‌عنوان یه شخص رفتار کنم.

610
00:35:06,729 --> 00:35:07,729
‫نه به‌عنوان گروه.

611
00:35:13,569 --> 00:35:15,363
‫خودش تاج‌گذاری کرد.

612
00:35:16,239 --> 00:35:17,239
‫ناپلئون.

613
00:35:18,116 --> 00:35:20,660
‫مسائل رو به‌طور قابل توجهی ساده کرد.

614
00:35:20,743 --> 00:35:21,953
‫همین‌طوره.

615
00:35:22,745 --> 00:35:24,539
‫ازم می‌خوای یه لطفی در حقت بکنم.

616
00:35:25,832 --> 00:35:27,917
‫بدون شک زندگی منو بهبود می‌بخشه.

617
00:35:30,128 --> 00:35:32,296
‫به پیشنهادمون بیشتر فکر کردید؟

618
00:35:32,380 --> 00:35:36,676
‫آره. اما، این درخواست بریتانیا
‫چیزی نیست که شما توضیح دادید.

619
00:35:36,759 --> 00:35:37,593
‫چرا؟

620
00:35:37,677 --> 00:35:42,598
‫معمولا، دستگیری تو خاک فرانسه
‫توسط پلیس فرانسه انجام می‌شه.

621
00:35:43,641 --> 00:35:49,730
‫لندن خواسته که نیروهای ویژه خودش
‫مسئولیت عملیات رو به‌عهده بگیرن.

622
00:35:49,814 --> 00:35:52,400
‫اونا باید انتقام ۴۱ دریابان
‫کشته شده رو بگیرن.

623
00:35:52,483 --> 00:35:56,988
‫نیروهای ویژه بریتانیا زمانی که لینکوف
‫بازداشت می‌شه تو اون محل ظاهر می‌شن...

624
00:35:57,989 --> 00:35:58,906
‫این یه شروعه.

625
00:35:58,990 --> 00:36:02,160
‫این خواسته غیرمتعارفیه...

626
00:36:03,369 --> 00:36:07,540
‫اما چون واسه متحد
‫خوب ما، ایالات متحده مهمه

627
00:36:09,000 --> 00:36:11,752
‫با اکراه می‌پذیریمش.

628
00:36:11,836 --> 00:36:13,004
‫قدردان‌تون هستیم.

629
00:36:13,087 --> 00:36:17,133
‫اما خیلی عجیبه که دولت کنونی ایالت متحده

630
00:36:17,216 --> 00:36:20,511
‫بعد از اعلام آشکارای پیروی نکردن از ماجرا

631
00:36:20,595 --> 00:36:25,099
‫به شدت واسه یه سو قصد
‫غیرقانونی لابی می‌کنه.

632
00:36:25,933 --> 00:36:28,561
‫ما درباره دستگیری صحبت می‌کنیم.

633
00:36:28,644 --> 00:36:31,314
‫همکارانم تو بخش اطلاعات

634
00:36:32,273 --> 00:36:37,445
‫بهم گفتن که بریتانیایی‌ها نمی‌خوان بذارن
‫رومن لینکوف زنده از اونجا خارج بشه.

635
00:36:40,656 --> 00:36:43,826
‫ما شما رو واسه بازگردوندن
‫۲۶ مجسمه تحسین می‌کنیم.

636
00:36:44,577 --> 00:36:46,412
‫بریتانیا هم از این
‫روند پیروی می‌کنه.

637
00:36:46,495 --> 00:36:47,914
‫بهونه‌های زیادی

638
00:36:53,794 --> 00:36:56,714
‫واسه تهعد شما به مدیریت هست؟
‫این مربوط به گذشته‌ست؟

639
00:36:57,215 --> 00:36:58,966
‫- ببخشید.
‫- خواهش.

640
00:37:01,469 --> 00:37:02,553
‫کیت؟

641
00:37:03,512 --> 00:37:04,512
‫خانم سفیر.

642
00:37:05,806 --> 00:37:06,807
‫اون موافقت کرد.

643
00:37:08,267 --> 00:37:09,267
‫آفرین.

644
00:37:10,102 --> 00:37:13,231
‫اونا.. اونا اون بالا شامپاین دارن.
‫شاید بشه یه پیک...

645
00:37:13,314 --> 00:37:15,608
‫حالم خوب نیست.
‫می‌خوام برگردم هتل.

646
00:37:15,691 --> 00:37:17,526
‫- خب، منم باهات میام.
‫- نیازی نیست.

647
00:37:20,071 --> 00:37:21,072
‫کیت.

648
00:37:25,076 --> 00:37:27,286
‫یه تماس واسه خانم پارک
‫دارم، ایشون در دسترسن؟

649
00:37:29,163 --> 00:37:29,997
‫باور نمی‌شه.

650
00:37:30,081 --> 00:37:32,583
‫می‌شه ازشون بخواید که هر موقع
‫تونستن باهامون تماس بگیرن؟

651
00:37:32,667 --> 00:37:33,668
‫این اتفاق نمی‌افته.

652
00:37:34,543 --> 00:37:36,103
‫شاید مریضه یا
‫اتفاقی واسه‌اش افتاده.

653
00:37:36,128 --> 00:37:38,673
‫هیچ‌کدوم از تماس‌هامون
‫رو جواب نمی‌ده.

654
00:37:38,756 --> 00:37:39,632
‫آقای وایلر؟

655
00:37:39,715 --> 00:37:41,755
‫فکر کنم نیم ساعتی باید باهاش تنها باشم.

656
00:37:41,801 --> 00:37:43,427
‫- بذار توضیح بدم.
‫- قربان، نه.

657
00:37:43,511 --> 00:37:45,137
‫برو به اون یارو بگو دارم میام.

658
00:37:46,430 --> 00:37:47,265
‫سفیر...

659
00:37:47,348 --> 00:37:49,892
‫سفیر هر بار که من صحبت
‫می‌کنم، خودنمایی می‌کنه.

660
00:37:49,976 --> 00:37:51,435
‫- نذار روت تاثیر بذاره.
‫- هال؟

661
00:37:51,519 --> 00:37:53,854
‫اون متقاعدت کرده که من یه
‫میمونم که یه اسلحه ساچمه‌ای دستمه

662
00:37:53,938 --> 00:37:56,482
‫اما گاهی اوقات عذرخواهی فقط یه عذرخواهیه.

663
00:37:56,565 --> 00:37:59,860
‫قرار بود واسه‌ات نوشیدنی
‫بخرم حالا واسه نمی‌خرم. ببخشید.

664
00:37:59,944 --> 00:38:02,446
‫- دو تا نوشیدنی واسه‌اش می‌خرم.
‫- اون از تو دوتا نوشیدنی نمی‌خواد.

665
00:38:02,530 --> 00:38:05,866
‫تو واسه وزارت خارجه کار می‌کنی، یه بطری
‫شراب بد واسه‌اش می‌خری، اون هم دو بار.

666
00:38:12,331 --> 00:38:15,835
‫آقای گرو، من رونی باکهورست هستم.
‫من با استوارت هایفورد کار می‌کنم.

667
00:38:15,918 --> 00:38:18,212
‫- داره با تلفن صحبت می‌کنه. الان میاد.
‫- کی؟

668
00:38:18,296 --> 00:38:21,382
‫استوارت هایفورد.
‫معاون سفارتخونه در لندن.

669
00:38:22,049 --> 00:38:23,049
‫آقای وایلر کجاست؟

670
00:38:23,092 --> 00:38:26,178
‫خانم وایلر سفیر هستن. ایشون از آقای
‫هیفورد خواستن تا با شما ملاقات کنه.

671
00:38:27,346 --> 00:38:28,389
‫نه.

672
00:38:29,223 --> 00:38:31,225
‫خوشحال می‌شم اگر یه لحظه تنها باشم.

673
00:38:31,309 --> 00:38:33,185
‫لااقل بذار کتم رو بهت بدم. هوا سرده.

674
00:38:33,269 --> 00:38:34,269
‫نیازی ندارم.

675
00:38:34,687 --> 00:38:35,687
‫متوجه‌ام.

676
00:38:37,523 --> 00:38:39,191
‫باشه، کت کوفتی رو بده

677
00:38:44,822 --> 00:38:47,950
‫- داشتی منو فریب می‌دادی؟
‫- چی...؟

678
00:38:48,034 --> 00:38:50,411
‫درخواست واسه دستگیری در حالی
‫که از اول هم هدف‌تون ترور کردنش بود.

679
00:38:50,494 --> 00:38:52,747
‫اصلا نمی‌دونم زاجع به چی صحبت می‌کنی.

680
00:38:52,830 --> 00:38:55,124
‫ترور لینکوف.

681
00:38:55,207 --> 00:38:58,294
‫به پلیس فرانسه دستور
‫داده شده که دخالت نکنه.

682
00:38:58,377 --> 00:39:01,797
‫در حالی که نیروهای ویژه بریتانیا به سبک
‫عملیات دستگیری «بن لادن» به اونجا حمله می‌کنن

683
00:39:01,881 --> 00:39:03,632
‫تا رومن لینکوف رو بکشن.

684
00:39:03,716 --> 00:39:05,593
‫- مزخرفه.
‫- این اتفاقیه که می‌افته.

685
00:39:05,676 --> 00:39:08,095
‫- ما افراد رو ترور نمی‌کنیم.
‫- ما هم همین‌طور.

686
00:39:08,179 --> 00:39:09,472
‫به جز موقعی که خودمون
‫این کار رو می‌کنیم.

687
00:39:09,555 --> 00:39:12,725
‫تروبریج این کار رو نمی‌کنه.
‫این کار باعث سقوط دولتش می‌شه.

688
00:39:12,808 --> 00:39:13,893
‫و چرا؟

689
00:39:13,976 --> 00:39:16,270
‫اگر بتونه لینکوف رو دستگیر کنه

690
00:39:16,354 --> 00:39:19,273
‫بدونه کی اونو اجیر کرده و
‫خشمش رو روی اونا خالی کنه

691
00:39:19,357 --> 00:39:21,067
‫اینه که ارزش داره.

692
00:39:21,609 --> 00:39:24,195
‫یه لینکوف مرده هیچ
‫فایده‌ای واسه‌ اون نداره.

693
00:39:24,278 --> 00:39:25,404
‫اون گفت این روندش خیلی کنده.

694
00:39:25,488 --> 00:39:28,074
‫- یه دستگیری.
‫- پس دستور قتل رو صادر کرده؟

695
00:39:28,157 --> 00:39:29,367
‫- ظاهرا.
‫- نه.

696
00:39:30,117 --> 00:39:31,117
‫مگر اینکه اون...

697
00:39:31,619 --> 00:39:32,453
‫چی؟

698
00:39:32,536 --> 00:39:35,081
‫طبق قانون خدمات
‫اطلاعاتی یه استثنا وجود داره

699
00:39:35,164 --> 00:39:38,000
‫اما این... اما این نیاز به مجوز داره.

700
00:39:38,084 --> 00:39:39,585
‫- اون مجوز داده.
‫- نمی‌تونه.

701
00:39:39,668 --> 00:39:42,296
‫- نیاز به تایید و امضا داره.
‫- از طرف کی؟

702
00:39:43,339 --> 00:39:44,339
‫من.

703
00:39:46,258 --> 00:39:48,219
‫شاید درخواستی بوده
‫که از قلم انداخته‌ام.

704
00:39:48,302 --> 00:39:50,346
‫اونا درخواست کشتن یه
‫نفر رو به ایمیلت نمی‌فرستن.

705
00:39:50,429 --> 00:39:54,517
‫آره، اما درخواست واسه نوع خاصی
‫از جلسه، باید اینجا فرستاده بشه.

706
00:39:55,893 --> 00:39:57,603
‫- این گوشی کارته؟
‫- آره.

707
00:39:57,686 --> 00:40:00,040
‫- تلفن دولتی؟
‫- به همین باید بفرستن.

708
00:40:00,064 --> 00:40:02,858
‫- بده‌ش به من.
‫- فقط یه لحظه صبر کن.

709
00:40:02,942 --> 00:40:05,302
‫چیکار می‌کنی؟

710
00:40:06,612 --> 00:40:09,365
‫- وارن!
‫- چه غلطی می‌کنی؟

711
00:40:09,448 --> 00:40:12,827
‫گوش کن. یه لینکوف مرده فقط واسه
‫اونایی که اجیرش کردن به درد می‌خوره.

712
00:40:12,910 --> 00:40:17,915
‫یه لینکوف مرده فقط واسه اونایی
‫که اجیرش کردن به درد می‌خوره.

713
00:40:19,917 --> 00:40:22,962
‫اگر نخست وزیر نیکول
‫تروبریج می‌خواد اون بمیره...

714
00:40:25,423 --> 00:40:27,049
‫نیکول تروبریج اونو اجیر کرده.

715
00:40:30,177 --> 00:40:32,054
‫من منتظر آقای وایلر بودم.

716
00:40:32,138 --> 00:40:34,890
‫من نمی‌خوام با کسی از
‫سفارتخونه شما صحبت کنم.

717
00:40:34,974 --> 00:40:37,601
‫- آقای گرو. ببخشید دیر اومدم.
‫- آقای گرو. مریت!

718
00:40:37,625 --> 00:40:45,625
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

