WEBVTT

00:04.630 --> 00:06.381
‫« آنچه در خاندان داوود گذشت...»

00:06.662 --> 00:08.330
‫قدرت زیادی در تو هست.

00:09.093 --> 00:11.094
‫این دیدار سلطنتی یه حواس‌پرتیه.

00:11.095 --> 00:13.263
‫برادرت دخترم رو بی‌عفتش کرد.

00:13.264 --> 00:16.015
‫یا باید باهاش ازدواج
‫کنی یا سنگسار میشی.

00:16.016 --> 00:17.684
‫- این چیه؟
‫- یه احضاریه‌ست.

00:17.685 --> 00:19.310
‫- برای داوود.
‫- دوباره می‌بینمت.

00:19.311 --> 00:21.479
‫- ازش محافظت کن.
‫- اینو برات ساختم.

00:21.480 --> 00:22.898
‫روش نوشته داوود.

00:23.733 --> 00:25.108
‫ملکه‌ی من، چرا اون اینجاست؟

00:25.109 --> 00:26.860
‫مشتاقم نوازندگیت رو بشنوم.

00:26.861 --> 00:30.447
‫یه نقشه‌ی جدید برای به دست گرفتن
‫قدرت هست که از قبیله‌ی یهودا میاد.

00:30.448 --> 00:31.782
‫داوود...

00:37.710 --> 00:43.017
‫[قلعه جبعه]
‫[پایتخت جدید اسرائیل]

00:45.041 --> 00:56.041
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:56.065 --> 01:03.065
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

01:04.089 --> 01:08.089
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali Master

02:00.246 --> 02:01.412
‫آدریل.

02:01.413 --> 02:02.498
‫آه.

02:03.165 --> 02:04.624
‫ اوضاع قبیله چطوره؟

02:04.625 --> 02:07.502
‫قبیله‌ی یهودا راضیه.

02:07.503 --> 02:09.879
‫پسرام تو شمشیرزنی بهتر شدن.

02:10.113 --> 02:13.276
‫ولی تو دیوونه کردن من خیلی ماهرترن.

02:16.053 --> 02:19.305
‫فصل قبل که تو قلعه بودم برام جالب بود.

02:19.306 --> 02:23.352
‫دیدن رهبر اسرائیل،
‫پادشاه برگزیده‌ی خدا،

02:23.894 --> 02:28.064
‫در میان حکاکی‌های خدایان بت‌پرست.

02:28.065 --> 02:29.148
‫اوف.

02:29.149 --> 02:32.777
‫صورت‌هایی که از روی دیوارها تراشیدیم

02:32.778 --> 02:35.363
‫تا یه دژ فلسطینی رو خونه‌مون کنیم.

02:35.364 --> 02:36.949
‫من نمی‌تونستم اونجا زندگی کنم.

02:37.575 --> 02:39.618
‫ولی دلت می‌خواست که می‌تونستی.

02:40.953 --> 02:42.788
‫فکر نکن متوجه نشدم.

02:43.706 --> 02:45.915
‫و فکر می‌کنی متوجه نشدم

02:45.916 --> 02:51.005
‫که منو جلوی پادشاه بیمار به رژه
‫بردی تا حمایتت رو نشون بدی؟ هان؟

02:51.589 --> 02:55.300
‫وفاداری تو چیزیه که اون خیلی قدردانشه.

02:55.301 --> 02:58.052
‫خب، به عنوان بزرگترین قبیله‌ی اسرائیل،

02:58.053 --> 02:59.388
‫مطمئنم که هست.

03:00.723 --> 03:05.895
‫خیلی کنجکاوم بدونم سموئیل
‫چطور تو جشن حاضر شد.

03:06.478 --> 03:09.898
‫و از روزی که جلوی چشم همه
‫پادشاه عمالقه رو قصابی کرد،

03:09.899 --> 03:14.945
‫به جاهای زیادی سفر کرده
‫به دلایلی که در پرده‌ی رازه.

03:16.572 --> 03:18.240
‫تو سرزمینت دیدیش؟

03:19.408 --> 03:21.952
‫آه. جالبه.

03:22.536 --> 03:24.622
‫پس این موضوع برات مهمه.

03:27.082 --> 03:29.835
‫آره، آره. اومد و قربانی کرد.

03:30.544 --> 03:31.544
‫با کی؟

03:31.545 --> 03:35.340
‫ابنیر، اطلاعات مسلماً یه
‫جور ارز محسوب میشه.

03:35.341 --> 03:37.259
‫باید تضمین‌هایی بهم بدی.

03:37.885 --> 03:39.219
‫هوم.

03:41.347 --> 03:46.018
‫و این دفعه چی تو ذهنته؟ هوم؟

03:50.522 --> 03:52.274
‫به ملکه خبر بده که برگشتم.

03:54.485 --> 03:55.986
‫ دیگه چی گفت؟

03:57.571 --> 03:59.322
‫چیز دیگه‌ای نگفت که
‫بخواد به اشتراک بذاره.

03:59.323 --> 04:01.741
‫ولی مطمئناً، اگه سموئیل کس
‫دیگه‌ای رو تدهین کرده باشه،

04:01.742 --> 04:04.578
‫قبیله‌ی یهودا هم وفاداریش
‫رو عوض می‌کنه.

04:05.537 --> 04:09.624
‫آدریل فعلاً وفادار
‫می‌مونه، چون به نفعشه،

04:09.625 --> 04:10.750
‫حداقل فعلاً.

04:10.751 --> 04:14.545
‫ولی حضور پیامبر به تنهایی، بوی
‫فرصت رو به مشامش می‌رسونه.

04:14.546 --> 04:16.506
‫باید جلوی این رو بگیریم.

04:16.507 --> 04:21.720
‫پیشنهاد می‌کنم به یادآوری حاکمیت
‫خدا در سراسر پادشاهی فکر کنیم.

04:22.388 --> 04:23.805
‫یه نمایش قدرت؟

04:23.806 --> 04:26.016
‫ملکه‌ی من، ببخشید ولی این راهش نیست.

04:27.851 --> 04:31.312
‫مردم به یه جور نمایش نیاز دارن
‫که قدرت پادشاه رو نشون بده.

04:31.313 --> 04:33.648
‫تو حق نداری تو این مورد نظر بدی.

04:33.649 --> 04:35.733
‫دلیلی نداری که از من بترسی، ابنیر.

04:35.734 --> 04:37.276
‫باور کن، این ترس نیست.

04:37.277 --> 04:38.861
‫ نه، حق با اونه.

04:38.862 --> 04:41.782
‫شکوه پیروزی از بین میره.

04:42.282 --> 04:45.494
‫ما به یه حواس‌پرتی دیگه نیاز داریم
‫تا دل و ذهن مردم رو جذب کنیم.

04:46.620 --> 04:47.705
‫و اون چیه؟

04:48.706 --> 04:49.707
‫عشق.

04:54.795 --> 04:56.005
‫یه وصلت.

04:59.747 --> 05:08.145
‫« خاندان داوود »
‫« قسمت پنجم: گرگ و شیر »

05:11.228 --> 05:14.898
‫احترام به پادشاه از چشم‌ها شروع میشه.

05:17.026 --> 05:18.818
‫مطمئن شو همه‌ی فلزات برق بزنن.

05:18.819 --> 05:19.903
‫چشم، ملکه‌ی من.

05:25.617 --> 05:26.702
‫بزرگتر.

05:28.871 --> 05:32.832
‫همه چیز باید وقتی
‫مهمون‌هامون میان آماده باشه.

05:32.833 --> 05:33.959
‫ بله، ملکه‌ی من.

05:39.048 --> 05:40.256
‫ هنوز تموم نشده؟

05:40.257 --> 05:42.259
‫ تقریباً تموم شده، ملکه‌ی من.

05:47.765 --> 05:48.891
‫خوبه.

05:51.518 --> 05:55.396
‫«در اون روزها،
‫اسرائیل پادشاهی نداشت.»

05:55.397 --> 05:56.731
‫ اوهوم.

05:56.732 --> 05:59.192
‫خب. این خیلی وقت پیش نبود، نه؟

05:59.193 --> 06:01.195
‫درست قبل از اینکه تو به دنیا بیای، آره.

06:01.862 --> 06:07.117
‫آه. چه حسی داره اولین
‫شاهدخت اسرائیل بودن؟

06:07.659 --> 06:09.536
‫اولین نفر در همه چیز سلطنتی.

06:10.370 --> 06:11.789
‫یه امتیازه.

06:14.374 --> 06:16.668
‫ولی انگار حرف بیشتری داری که بزنی.

06:17.336 --> 06:18.378
‫اوهوم.

06:19.630 --> 06:21.923
‫رازها سنگینن، داوود.

06:23.057 --> 06:24.975
‫ تو رازی داری؟

06:26.178 --> 06:27.512
‫نه چیز مهمی.

06:27.513 --> 06:32.643
‫اوم. راز من اینه که گاهی
‫هیچ کدوم از اینا رو نمی‌خوام.

06:33.393 --> 06:34.603
‫نه این زندگی رو.

06:35.270 --> 06:37.523
‫نه مسئولیت‌هایی که باهاش میاد رو.

06:39.108 --> 06:42.820
‫به دهکده‌ی تو فکر می‌کنم،
‫جایی که همدیگه رو دیدیم.

06:44.613 --> 06:47.198
‫شاید اونجا می‌تونستم
‫فقط یه دختر معمولی باشم.

06:47.199 --> 06:48.951
‫تو هیچوقت یه دختر معمولی نخواهی بود.

06:51.703 --> 06:56.208
‫بعد این همه مدت، هنوزم
‫خیلی مرموزی، داوود.

06:57.584 --> 06:59.461
‫من هیچی درباره‌ت نمی‌دونم.

07:00.420 --> 07:05.634
‫فقط می‌دونم که به خاطر
‫تو، پدرم دوباره لبخند می‌زنه.

07:06.260 --> 07:08.303
‫نه. این به خاطر توئه.

07:09.513 --> 07:12.015
‫وقتی وارد اتاق میشی، حالش بهتر میشه.

07:12.641 --> 07:14.560
‫با چشمای خودم می‌بینم.

07:16.395 --> 07:19.939
‫و دیگه چی می‌بینی...

07:19.940 --> 07:21.150
‫...وقتی به من نگاه می‌کنی؟

07:28.740 --> 07:29.950
‫می‌بینم...

07:30.868 --> 07:33.787
‫ستاره‌ها رو می‌بینم. همه‌شون رو.

07:35.856 --> 07:36.857
‫و دریا رو.

07:37.916 --> 07:43.005
‫مهربونی و ظرافت و خرد رو می‌بینم.

07:45.549 --> 07:47.342
‫تو واقعاً یه شاعری، نه؟

07:52.556 --> 07:53.932
‫منم رازهایی دارم.

07:56.018 --> 07:57.227
‫رازهای سنگین.

07:58.896 --> 08:00.230
‫ولی می‌تونی به من بگی.

08:09.823 --> 08:10.991
‫این چیه؟

08:11.575 --> 08:12.992
‫اوم. من...

08:12.993 --> 08:15.495
‫داشتم بهش خوندن یاد می‌دادم.

08:19.750 --> 08:21.334
‫برو به اتاقت.

08:21.335 --> 08:25.047
‫کزیا برات یه لباس آماده
‫کرده. لطفاً موهاتم ببافش.

08:25.923 --> 08:28.175
‫بعدش من و پدرت
‫می‌خوایم باهات حرف بزنیم.

08:29.384 --> 08:30.385
‫چشم، مادر.

08:47.527 --> 08:51.615
‫دیگه نمی‌خوام تو
‫رو تنها با دخترم ببینم.

08:53.200 --> 08:54.451
‫بدون جایگاهت کجاست.

08:55.619 --> 08:56.911
‫می‌دونم جایگاهم کجاست.

08:56.912 --> 08:59.414
‫ تنها وظیفه‌ت آرامش دادن به پادشاهه.

09:00.999 --> 09:03.042
‫امروز، نیاز داره که بهتر
‫از همیشه براش بنوازی.

09:03.043 --> 09:04.920
‫می‌تونی این کار رو براش بکنی؟

09:05.963 --> 09:07.089
‫بله.

09:13.887 --> 09:16.056
‫روبن، تو قرار بود حواست باشه.

09:22.354 --> 09:24.355
‫ عصای سلطنتیم کجاست؟

09:24.356 --> 09:26.565
‫این تمام کاریه که بدون
‫جادو می‌تونم انجام بدم،

09:26.566 --> 09:29.944
‫ولی داروی آرامبخشی که بهش دادم قویه.

09:29.945 --> 09:32.154
‫...باید به وسایلم احترام بذارن.

09:32.155 --> 09:35.032
‫...غیب شده. یه جایی
‫همین اطراف گذاشتمش.

09:35.033 --> 09:37.410
‫یه کم طول می‌کشه تا آروم بشه.

09:37.411 --> 09:40.871
‫امیدوارم که بشه.

09:40.872 --> 09:42.958
‫کنار آتیشه، عزیزم.

09:44.418 --> 09:45.419
‫یادته؟

09:48.310 --> 09:50.090
‫من به جادو اعتماد ندارم.

09:50.757 --> 09:51.758
‫می‌دونم.

09:53.302 --> 09:55.136
‫و به آدریل هم اعتماد ندارم.

09:55.137 --> 09:57.179
‫آدم کلافه‌کننده‌ایه.

09:57.180 --> 09:59.432
‫پشت سرم غیبت می‌کنه.

09:59.433 --> 10:01.309
‫و حرفم رو قطع می‌کنه.

10:01.310 --> 10:03.020
‫یه احمقه.

10:03.520 --> 10:04.979
‫ولی یه احمق قدرتمند.

10:04.980 --> 10:06.939
‫و رهبر بزرگترین قبیله‌ست.

10:06.940 --> 10:08.984
‫یه ازدواج وفاداریشون رو تضمین می‌کنه.

10:16.408 --> 10:17.743
‫کمکم کن اینو بپوشم.

10:36.053 --> 10:37.346
‫خوشت میاد؟

10:40.182 --> 10:41.224
‫آره.

10:42.184 --> 10:44.436
‫بیشتر از هر چیزی که تا حالا بهم دادی.

10:51.860 --> 10:55.030
‫احمقیم که اونو به خونه‌مون راه می‌دیم؟

10:56.990 --> 10:57.991
‫نه.

10:59.034 --> 11:00.202
‫این کار باید انجام بشه.

11:04.915 --> 11:07.167
‫قدرتت رو به آدریل نشون بده.

11:12.422 --> 11:14.091
‫نذار تو رو بلرزونه.

11:16.426 --> 11:18.887
‫تمام مدت کنارت می‌مونم.

11:27.938 --> 11:29.064
‫ پدر؟

11:31.233 --> 11:33.068
‫می‌خواستین منو ببینین.

11:35.946 --> 11:37.239
‫نفس گیره.

11:39.408 --> 11:40.409
‫چی؟

11:48.917 --> 11:50.710
‫مثل یه ملکه شدی.

11:54.673 --> 11:56.842
‫یه چیزی هست که می‌خوایم بهت بگیم.

12:06.643 --> 12:08.728
‫ الیاب. خوش برگشتی.

12:11.398 --> 12:12.606
‫خوشحالم می‌بینم هنوز زنده‌ای.

12:12.607 --> 12:14.275
‫خب، از وقتی رفتی
‫خیلی چیزا اتفاق افتاده.

12:14.276 --> 12:15.484
‫امیدوارم که نه.

12:15.485 --> 12:19.530
‫یوآب، دیگه چی می‌خوای ببینی؟ ده
‫تا روستای مرزی دیگه حمله ببینن؟

12:19.531 --> 12:21.657
‫چه خبر از روستاهای مرزی؟

12:21.658 --> 12:24.202
‫بازم نابود شدن. بازم
‫سؤال‌هایی درباره چگونگیش.

12:25.370 --> 12:27.621
‫روبن میگه تو خواب‌هاش غول می‌بینه.

12:27.622 --> 12:28.706
‫کی؟

12:28.707 --> 12:30.292
‫پسره از روستا.

12:31.418 --> 12:32.502
‫آها.

13:07.412 --> 13:10.539
‫آماده‌ای که پنج وحشت
‫آدریل بهت حمله کنن؟

13:10.540 --> 13:12.000
‫فقط باید سرگرمشون کنیم.

13:13.126 --> 13:14.377
‫اونقدرام بد نیستن.

13:20.383 --> 13:21.384
‫ حالت خوبه؟

13:28.767 --> 13:33.169
‫شائول، پادشاه اسرائیل.
‫و خانواده سلطنتیش.

13:55.752 --> 13:59.172
‫آدریل، پسر برزیلای رو معرفی می‌کنم.

14:00.215 --> 14:02.759
‫رهبر قبیله بزرگ یهودا.

14:03.426 --> 14:04.427
‫همسرش تامار.

14:04.928 --> 14:11.726
‫و پسرانش، عاموس، حزقیا،
‫فینحاس، شمعون و یوردان.

14:13.603 --> 14:16.815
‫ شائول. پادشاه باشکوه ما.

14:18.400 --> 14:21.528
‫من و خانواده‌ام روزهای
‫زیادی سفر کردیم.

14:22.195 --> 14:25.198
‫اما بی‌خطر نبوده.

14:25.740 --> 14:31.329
‫یه چرخ شکست، یه اسب مُرد، و
‫صاعقه دو بار نزدیک بود بهمون بزنه.

14:32.080 --> 14:35.416
‫دو بار!

14:35.417 --> 14:37.668
‫حیف شد صاعقه بهتون نخورد.

14:37.669 --> 14:41.131
‫خیلی وقته که خانواده‌هامون
‫با هم غذا نخوردن.

14:41.673 --> 14:42.674
‫درسته، شائول.

14:43.300 --> 14:44.509
‫افتخار بزرگیه.

14:45.010 --> 14:48.096
‫و خوشحالم که حالت اونقدر خوب
‫شده که می‌تونی مهمون داشته باشی.

14:48.597 --> 14:50.222
‫آه، آدریل.

14:50.223 --> 14:55.854
‫تو رهبر محترم یکی از
‫بزرگترین قبیله‌های ما هستی.

14:56.479 --> 14:58.314
‫از وقتی سموئیل تاج رو روی سرم گذاشت

14:58.315 --> 15:01.651
‫برای این پادشاهی جنگیدی.

15:02.485 --> 15:04.863
‫و پسرات هنوزم برام می‌جنگن.

15:05.488 --> 15:08.658
‫بالاخره وقتش رسیده،

15:09.576 --> 15:13.830
‫که خانواده‌هامون متحد بشن.

15:14.581 --> 15:16.583
‫بنیامین و یهودا.

15:17.584 --> 15:20.462
‫گرگ و شیر.

15:22.213 --> 15:26.342
‫امروز دخترم رو برای
‫ازدواج پیشنهاد می‌کنم.

15:46.279 --> 15:51.201
‫یه وصلت سلطنتی بین دخترم،
‫میخال، و یکی از پسرات.

15:53.328 --> 15:54.287
‫پادشاه من.

15:54.913 --> 15:55.913
‫ بیاید جشن بگیریم.

15:58.249 --> 15:59.793
‫چوپان. بنواز.

16:17.894 --> 16:20.813
‫عمالقی رو تا بالای تپه دنبال کردم

16:20.814 --> 16:24.608
‫و از گلو تا ناف و دوباره
‫برگشتم اون حیوون رو بریدم.

16:24.609 --> 16:25.818
‫ داستان خوبیه، عاموس،

16:25.819 --> 16:28.028
‫ولی اون موقع که انگشت‌های
‫اون یارو رو بریدم چی...

16:28.029 --> 16:29.655
‫- آه، باز این داستان.
‫- ساکت باش.

16:29.656 --> 16:32.449
‫- نه، نه، نه. تو نمی‌تونی...
‫- تو پشت یه بوته بالا آوردی.

16:32.450 --> 16:33.576
‫نه نه. بالا آوردم؟

16:34.160 --> 16:36.954
‫- تو وقتی نوبت به انگشت‌ها می‌رسه نازک نارنجی میشی.
‫- شما بچه‌این.

16:36.955 --> 16:39.498
‫ برادرم از اون شب بی‌مهتاب گفت

16:39.499 --> 16:42.459
‫که شما یکی از رهبراشون رو
‫تو کمین گرفتین و اسیر کردین.

16:42.460 --> 16:47.673
‫لطفاً بیشتر از قهرمانی‌هاتون
‫بگین. خیلی برام الهام‌بخشه.

16:47.674 --> 16:52.678
‫شنیدم اخیراً به خاطر یه
‫بیماری مرموز بستری بودی.

16:52.679 --> 16:56.807
‫اوهوم. آره. مریض بودم.

16:56.808 --> 16:57.892
‫ هوم.

16:58.643 --> 17:01.896
‫من فقط یه انسانم. تدهین
‫شده توسط خدا، ولی انسان.

17:02.480 --> 17:04.733
‫- هوم.
‫- پادشاه من.

17:06.693 --> 17:08.111
‫- عذر می‌خوام.
‫-  اوهوم.

17:13.992 --> 17:15.743
‫ببخشید. من میرم...

17:15.744 --> 17:17.412
‫- ببین چیکار کردی.
‫- تو کردی.

17:17.996 --> 17:20.123
‫شاهدخت. میخال.

17:20.957 --> 17:22.291
‫ میخال.

17:22.292 --> 17:24.209
‫آه.

17:24.210 --> 17:29.548
‫چه لحظه مهمی برای یه دختر جوون.

17:30.837 --> 17:33.013
‫حتماً احساس افتخار می‌کنی.

17:33.386 --> 17:36.972
‫البته. من، اوم، تمام عمرم
‫منتظر این لحظه بودم.

17:36.973 --> 17:38.141
‫هوم.

17:39.309 --> 17:42.561
‫عزیزم، تو واقعاً، واقعاً
‫دوست‌داشتنی هستی.

17:42.562 --> 17:46.190
‫ پادشاه من. شاهدخت به کمک نیاز داره.

17:46.191 --> 17:49.651
‫می‌دونی اگه، اوم، اگه زنم مرده بود،

17:49.652 --> 17:51.695
‫خودم باهات ازدواج می‌کردم و، اوم،

17:51.696 --> 17:55.866
‫آه، هر روز یه مرد خوشحال
‫از خواب بیدار می‌شدم. لطفاً...

17:55.867 --> 17:57.409
‫ آدریل.

17:57.410 --> 17:59.870
‫اگه وقت دخترم رو بگیری،

17:59.871 --> 18:03.291
‫چطور می‌تونه با پسرات آشنا بشه؟

18:05.126 --> 18:08.629
‫بهتره... بهتره شرایط رو
‫بررسی کنیم، پادشاه من؟

18:08.630 --> 18:11.632
‫مطمئنم سخاوتمند خواهید بود
‫و وفاداریم پاداش خواهد گرفت.

18:11.633 --> 18:15.219
‫من وفاداری نمی‌خرم، آدریل.

18:15.220 --> 18:17.972
‫- اوهوم.
‫- مطمئناً نه با دخترم.

18:18.723 --> 18:20.517
‫حتماً یه خانواده مناسب‌تر هست.

18:21.392 --> 18:22.811
‫به پسراش نگاه کن.

18:23.520 --> 18:26.313
‫احمق‌های بی‌مصرف و از خود راضی.

18:26.314 --> 18:28.483
‫به زور یه جنگجو بینشون پیدا میشه.

18:30.652 --> 18:32.569
‫نمی‌فهمم این چه فایده‌ای
‫برای خانواده سلطنتی داره.

18:32.570 --> 18:35.281
‫وظیفه تو نیست که بفهمی یا نفهمی.

18:37.075 --> 18:39.369
‫چون پادشاه دستور داده.

18:40.286 --> 18:43.414
‫علاقه‌ت به شاهدخت
‫همین‌جا تموم میشه. فهمیدی؟

18:47.210 --> 18:50.630
‫در ضمن، اون پسرای یهودا
‫نیستن که باید نگرانشون باشی.

18:58.972 --> 19:00.056
‫میخال.

19:10.024 --> 19:11.149
‫میخال.

19:11.150 --> 19:12.526
‫دیوونه شدی؟

19:12.527 --> 19:14.653
‫خودت دیوونه شدی؟
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

19:14.654 --> 19:16.822
‫چاره‌ای ندارم. حالا برو،
‫قبل از اینکه کسی ببینه.

19:16.823 --> 19:18.532
‫لطفاً به پدرت بگو این رو نمی‌خوای.

19:18.533 --> 19:22.328
‫این زندگی منه، داوود.
‫همیشه قرار بود اینطوری باشه.

19:23.079 --> 19:26.123
‫تو لایق خیلی بهتر از اینی.
‫حتماً یه کاری می‌تونیم بکنیم.

19:26.124 --> 19:27.208
‫ما؟

19:27.750 --> 19:31.087
‫داوود، ما همینیم که هستیم.
‫هیچی نمی‌تونه اینو عوض کنه.

19:31.880 --> 19:33.339
‫من یه وظیفه‌ای دارم.

19:34.048 --> 19:35.508
‫تو هم همینطور. حالا برو بنواز.

19:38.511 --> 19:39.553
‫نه، داوود، دنبالش نرو.

19:39.554 --> 19:40.971
‫برگرد اونجا و موسیقیت رو بنواز.

19:40.972 --> 19:42.139
‫- باید بهش بگم.
‫- چی رو بگی؟

19:42.140 --> 19:45.475
‫حقیقت رو. اینکه واقعاً کی
‫هستم، که تدهین شدم، که من...

19:45.476 --> 19:48.395
‫تو نباید...

19:48.396 --> 19:50.397
‫تو نباید یه کلمه حرف بزنی.

19:50.398 --> 19:51.565
‫نمی‌تونم به دروغ گفتن ادامه بدم.

19:51.566 --> 19:53.484
‫پس امروز زنده نمی‌مونی.

19:54.777 --> 19:59.073
‫الیاب، اگه من عضوی از خانواده
‫بشم، خونریزی‌ای در کار نخواهد بود.

19:59.574 --> 20:00.949
‫نمی‌بینی؟

20:00.950 --> 20:02.492
‫ولی باید الان بهش بگم
‫قبل از اینکه ازدواج کنه.

20:02.493 --> 20:05.412
‫داوود، پادشاه‌ها از نسل خودشون
‫محافظت می‌کنن و تهدیدها رو از بین می‌برن.

20:05.413 --> 20:07.456
‫جون همه‌مون اینجا در خطره.

20:07.457 --> 20:08.957
‫تو تنها برادر من نیستی.

20:08.958 --> 20:11.335
‫مجبورم نکن بین اونا و
‫تو یکی رو انتخاب کنم.

20:11.336 --> 20:13.796
‫حالا برگرد اونجا و موسیقیت رو بنواز.

20:14.297 --> 20:15.423
‫باشه.

20:27.226 --> 20:28.728
‫خواهش می‌کنم، خیلی لطف دارین.

20:29.646 --> 20:31.856
‫به نظر میاد اینجا خیلی
‫بیشتر خوش می‌گذره.

20:33.858 --> 20:35.276
‫شاهزاده میراب.

20:36.653 --> 20:38.905
‫چه حسی داره اون یکی شاهزاده بودن؟

20:39.405 --> 20:40.823
‫در واقع، اولی.

20:43.034 --> 20:44.452
‫تو کدوم برادری؟

20:46.454 --> 20:48.706
‫اون بی‌اهمیته. یوردان.

20:49.707 --> 20:51.208
‫- یوردان.
‫- اوهوم.

20:51.209 --> 20:53.460
‫از تلاش برای تحت تأثیر قرار
‫دادن خواهرم دست کشیدی؟

20:53.461 --> 20:56.213
‫ از اولش هم قرار نبود من باشم.

20:56.214 --> 20:58.758
‫من پسر وسطی‌ام. همیشه فراموش شده.

20:59.926 --> 21:01.761
‫من اون سرکش ناامیدکننده‌ام.

21:04.013 --> 21:05.644
‫به سلامتی مورد علاقه هیچکس نبودن.

21:10.645 --> 21:13.648
‫الان عاموس داره با خواهرت
‫درباره شمشیر بزرگش حرف می‌زنه.

21:14.273 --> 21:16.024
‫تأثیرگذارترین تو کل اسرائیل.

21:16.025 --> 21:18.778
‫و بعد برادرام درباره
‫شمشیراشون نظر میدن.

21:19.737 --> 21:22.906
‫تا اینکه همشون پیشنهاد می‌دن
‫از غلاف دربیارن و مقایسه کنن.

21:25.827 --> 21:28.829
‫و خواهرم سرش رو تکون میده، تشویق‌کنان.

21:28.830 --> 21:31.874
‫اون یه شاهدخت کاملاً
‫مؤدب و بی‌نقص خواهد بود.

21:32.583 --> 21:35.128
‫و همه برادرات فکر
‫می‌کنن دارن برنده میشن.

21:35.837 --> 21:37.213
‫و بعد یکیشون واقعاً برنده میشه.

21:37.839 --> 21:39.632
‫و اون تا ابد گیر می‌افته.

21:41.009 --> 21:42.010
‫ اوهوم.

21:43.928 --> 21:44.928
‫عالیه.

21:50.435 --> 21:52.936
‫خب، می‌خوای بذاری پدرت تو رو بفروشه

21:52.937 --> 21:55.606
‫به پسر هر رهبر قبیله پولداری؟

21:56.691 --> 21:58.234
‫چرا که نه؟ همشون یه جورن.

21:59.610 --> 22:02.487
‫بعضی‌هاشون یه کم خوش‌تیپ‌ترن.

22:02.488 --> 22:04.657
‫اوهوم.

22:16.753 --> 22:18.411
‫ تو عجیبی.

22:21.632 --> 22:22.675
‫خودت عجیبی.

22:25.011 --> 22:26.012
‫دقیقاً.

22:28.890 --> 22:29.891
‫بیا.

22:31.059 --> 22:33.727
‫چطوره یکی از متن‌های
‫مقدس رو با خودم ببرم یهودا؟

22:33.728 --> 22:35.645
‫فکر نمی‌کنم سفر کردن با...

22:35.646 --> 22:38.565
‫«عصای سلطنت از یهودا دور نخواهد شد.»

22:38.566 --> 22:40.025
‫آه.

22:40.026 --> 22:42.819
‫اون سخنرانی. اون کلمات. شروع همه چیز.

22:42.820 --> 22:44.321
‫برکت یعقوب برای فرزندانمون

22:44.322 --> 22:47.366
‫تا میراثشون رو به یاد داشته باشن.

22:49.118 --> 22:50.119
‫می‌دونم کجا باید بریم.

22:54.832 --> 22:58.585
‫شیر بهت خیانت می‌کنه.

22:58.586 --> 23:00.587
‫به حرفاش گوش کن.

23:00.588 --> 23:03.423
‫حتماً. حتماً. حتماً.

23:03.424 --> 23:05.259
‫ غاصب.

23:08.283 --> 23:15.283
آوا‌مــووی

23:19.148 --> 23:22.901
‫پدر در حال مرگ به 12
‫پسرش چندین و چند نسل پیش،

23:22.902 --> 23:28.282
‫- خیلی عزیز و گرامی خواهد بود...
‫-  زمان یهودا فرا رسیده.

23:28.866 --> 23:34.622
‫پس، اوم، پادشاه من، اگه می‌شد
‫فقط اون یه طومار رو به من هدیه بدید.

23:35.498 --> 23:39.919
‫ شائول، شیر رو بکش.

23:41.170 --> 23:44.381
‫شائول، اوم، حالت خوبه؟

23:52.431 --> 23:56.221
‫ شاید هنوز کاملاً قوای
‫خودت رو به دست نیاوردی.

24:03.317 --> 24:06.654
‫می‌دونی، شاید الان این
‫بحث برات زیادی باشه.

24:07.238 --> 24:09.030
‫ اگه در وضعیت ضعف هستی...

24:09.031 --> 24:12.702
‫عاقلانه نیست که متون مقدس رو جدا کنیم.

24:13.411 --> 24:16.873
‫همچنین عاقلانه نیست که
‫پادشاهی رو تقسیم کنیم. موافقی؟

24:18.541 --> 24:20.603
‫واقعاً چی می‌خوای، آدریل؟

24:21.460 --> 24:22.961
‫از این بازی‌ها خسته شدم.

24:22.962 --> 24:27.340
‫یه چیز دیگه ازم التماس کن، شاید بهت بدم.

24:27.540 --> 24:30.293
‫یه جایگاه دائمی تو شورات.

24:30.803 --> 24:35.140
‫پادشاه من، هیچ راه بهتری
‫برای خدمت به منافع شما نیست

24:35.486 --> 24:37.434
‫که من رئیس بزرگان باشم.

24:37.575 --> 24:41.479
‫قبوله. بعداً جزئیات رو نهایی می‌کنیم.

24:41.480 --> 24:45.859
‫حالا بیا بنوشیم و به افتخار
‫بچه‌هامون جشن بگیریم.

24:45.860 --> 24:47.486
‫ بله.

24:48.112 --> 24:50.614
‫بله. الان برمی‌گردم.

24:50.615 --> 24:52.325
‫- باشه.
‫- یه لحظه ببخشید.

24:58.998 --> 25:00.498
‫من پیشتم.

25:00.499 --> 25:03.252
‫کنارتم. تمام مدت.

25:10.051 --> 25:11.135
‫تموم شد؟

25:11.677 --> 25:13.179
‫اون مرد یه شغاله.

25:14.738 --> 25:16.115
‫به زودی شغال تو میشه.

25:19.644 --> 25:20.853
‫یه فکری دارم.

25:21.437 --> 25:24.805
‫چوپان، آماده باش یه چیز شاد بنوازی.

25:27.405 --> 25:28.569
‫دخترا رو آماده کن.

25:29.487 --> 25:30.738
‫باشه. ممنون.

25:35.868 --> 25:37.786
‫پدرت به کمکت نیاز داره.

25:37.787 --> 25:40.873
‫نشون بده که تو جواهر تاجشی.

25:49.507 --> 25:51.509
‫عشق بین شما و ملکه.

25:52.009 --> 25:53.427
‫دیدنش خیلی زیباست.

25:54.595 --> 25:56.639
‫از لحظه‌ای که دیدمش فهمیدم.

25:57.640 --> 25:59.725
‫آه، ازدواج از روی عشق.

26:01.102 --> 26:02.477
‫داشتن این انتخاب.

26:03.011 --> 26:04.596
‫چه چیز ارزشمندی.

26:05.231 --> 26:07.942
‫معلومه خوب نگاه کردی.

26:08.526 --> 26:11.279
‫کدوم یکی از پسرای
‫آدریل رو انتخاب می‌کردی؟

26:12.738 --> 26:13.948
‫هیچکدوم.

26:15.116 --> 26:16.117
‫اوه.

26:19.829 --> 26:21.080
‫اون باید با من ازدواج کنه.

26:29.171 --> 26:33.592
‫تو خیلی بامزه‌ای، چوپان.

26:48.316 --> 26:50.568
‫عالیه. زیباست.

27:03.080 --> 27:06.625
‫- روغن زیتون ریختی رو لباسم.
‫- رقصش رو تماشا کن.

27:08.336 --> 27:11.629
‫از این رقص متنفره.

27:21.474 --> 27:25.102
‫همه. یه اظهاری دارم.

27:29.315 --> 27:30.815
‫بعد از بررسی طولانی...

27:30.816 --> 27:32.109
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

27:33.527 --> 27:38.240
‫تصمیم گرفتم که این
‫ازدواج، که نادر و زیباست،

27:38.741 --> 27:43.537
‫بین دختر دوست‌داشتنیم میراب...

27:47.792 --> 27:49.752
‫و... و...

27:52.338 --> 27:54.339
‫- اون یکی.
‫- یوردان.

27:54.506 --> 27:55.590
‫میراب و یوردان.

27:57.176 --> 28:00.763
‫خدا این پیوند مقدس رو برکت بده.

28:02.139 --> 28:05.351
‫خب. آره، فکر کنم یکی
‫به اندازه اون یکی خوبه.

28:06.018 --> 28:07.477
‫به سلامتی زوج خوشبخت.

28:19.907 --> 28:20.908
‫میخال.

28:24.578 --> 28:26.579
‫این یه حقه‌ست؟

28:26.580 --> 28:29.333
‫نمی‌دونم. فکر کنم باید لبخند بزنیم.

28:31.627 --> 28:34.421
‫اون غیرقابل پیش‌بینیه. مطمئنی؟

28:34.422 --> 28:35.714
‫مطمئنم.

28:36.382 --> 28:37.675
‫ممنون.

28:39.844 --> 28:41.220
‫از این راضی هستی؟

28:41.804 --> 28:45.141
‫اگه پادشاه اینطور می‌خواد
‫من کی باشم که نه بگم؟ نه؟

29:25.723 --> 29:26.557
‫اوم...

30:07.765 --> 30:10.558
‫- برو. باید بری. داوود. داوود.
‫- خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

30:10.559 --> 30:11.977
‫باید بری. برو.

30:33.374 --> 30:35.334
‫امروز پر از سورپرایزی.

30:36.544 --> 30:38.128
‫من بودم که سورپرایز شدم.

30:41.423 --> 30:43.258
‫اینکه اون طرف سالن نگاه کنم،

30:43.259 --> 30:45.261
‫ببینم تو با یه مرد خوشحالی.

30:45.886 --> 30:47.220
‫می‌خندی.

30:47.221 --> 30:50.391
‫مثل وقتی که یه دختر کوچولو بودی.

30:51.141 --> 30:54.186
‫فکر نمی‌کردم هنوز برات
‫مهم باشه که من خوشحالم یا نه.

30:55.646 --> 30:57.397
‫چطور می‌تونی این حرف رو بزنی؟

30:57.747 --> 31:00.958
‫پنهون نیست که میخال مورد علاقه‌ته.

31:02.194 --> 31:05.114
‫اون نور چشم توئه. هوم.

31:05.823 --> 31:07.157
‫می‌فهمم.

31:08.367 --> 31:10.827
‫اون همیشه دقیقاً همونطور
‫که باید رفتار می‌کنه.

31:10.828 --> 31:12.496
‫و تو هر جور که دلت می‌خواد رفتار می‌کنی.

31:12.997 --> 31:14.373
‫درست مثل مادرت.

31:17.459 --> 31:18.752
‫میراب.

31:20.879 --> 31:22.798
‫تو دختر اول منی.

31:23.591 --> 31:26.010
‫و برخلاف ظاهر قضیه،

31:27.052 --> 31:29.346
‫من همیشه به فکر خوشحالی تو هستم.

31:30.139 --> 31:31.307
‫همیشه.

31:32.766 --> 31:35.603
‫تو آدریل رو سر جاش می‌نشونی.

31:42.860 --> 31:46.405
‫خاندان شائول تقسیم نخواهد شد.

31:48.032 --> 31:49.366
‫قول میدم.

32:19.938 --> 32:21.065
‫پایین رو نگاه کن، داوود.

32:24.652 --> 32:26.737
‫استخون‌ها و لباس‌های پاره رو می‌بینی؟

32:27.903 --> 32:31.657
‫تو اولین مردی نیستی که به خاطر
‫مخالفت با خاندان شائول اینجا انداخته میشه.

32:32.868 --> 32:35.161
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی بیای به این قصر،

32:35.162 --> 32:37.914
‫چند تا آهنگ بزنی و شاهزاده
‫خانم رو اینجوری فاسد کنی؟

32:37.915 --> 32:39.916
‫تو منو آوردی اینجا، به دستور پادشاه!

32:39.917 --> 32:42.835
‫برای آرامش دادن به
‫اون، نه فاسد کردن دخترش.

32:42.836 --> 32:46.506
‫هر لحظه‌ای که با شاهدخت گذروندم
‫به درخواست خودش بوده، پسرعمو!

32:46.507 --> 32:51.469
‫تو از زمان تولدت یه بلا
‫برای اسم خانواده ما بودی

32:51.470 --> 32:54.389
‫و برادرت خیلی باهات نرم رفتار کرده.

32:54.390 --> 32:56.724
‫بذار یه درسی بهت بدم.

32:56.725 --> 33:00.436
‫از این لحظه به بعد، با
‫شاهدخت ملاقات نمی‌کنی،

33:00.437 --> 33:03.189
‫به شاهدخت نگاه نمی‌کنی،
‫و حتی بهش فکر هم نمی‌کنی.

33:03.190 --> 33:05.626
‫روشنه، حرومزاده؟

33:06.944 --> 33:10.447
‫قسم بخور! وگرنه همین
‫الان میندازمت پایین.

33:18.163 --> 33:19.248
‫امتحان کن.

33:21.959 --> 33:23.085
‫چی؟

33:24.285 --> 33:27.414
‫یوآب، من اینجا یه هدفی دارم.

33:29.258 --> 33:31.093
‫خدا اینو بهم نشون داده.

33:32.386 --> 33:33.429
‫یه سرنوشت.

33:37.307 --> 33:38.434
‫تو سرنوشت خودت رو می‌دونی؟

34:29.985 --> 34:33.155
‫پدرت امروز یه هدیه بهت داد.

34:34.573 --> 34:37.735
‫ولی اشتباه نکن، به زودی ازدواج می‌کنی.

34:38.994 --> 34:39.995
‫می‌دونم.

34:43.290 --> 34:45.541
‫آبروی خانواده‌مون زیر سؤال رفته.

34:45.542 --> 34:52.132
‫آخرین چیزی که نیاز داریم شایعه
‫دنبال یه پسر چوپون افتادن توئه.

34:55.052 --> 34:57.888
‫مردم چیزایی می‌بینن و پچ‌پچ می‌کنن.

35:00.390 --> 35:02.184
‫خب چه اشکالی داره اگه چوپون باشه؟

35:04.645 --> 35:07.189
‫پدر یه الاغ‌چرون فقیر بود.

35:07.856 --> 35:10.274
‫پدرت تدهین شده‌ست.

35:10.275 --> 35:11.860
‫وقتی باهاش ازدواج کردی نبود.

35:12.861 --> 35:15.280
‫من دختر یه کشاورزم.

35:15.864 --> 35:17.866
‫تو دختر یه پادشاهی.

35:21.078 --> 35:23.121
‫اصلاً می‌دونی این پسره کیه؟

35:25.249 --> 35:28.836
‫آره. می‌دونم.

35:29.711 --> 35:30.712
‫اون...

35:33.507 --> 35:34.758
‫اون فروتنه.

35:36.451 --> 35:40.596
‫و پرشور و شجاعه.

35:42.474 --> 35:44.810
‫منو فراتر از یه جایزه می‌بینه.

35:49.566 --> 35:51.650
‫و اسم داره.

35:52.150 --> 35:53.318
‫داوود.

35:55.404 --> 36:02.274
‫و می‌دونی چرا داوود تنها
‫روی یه تپه زندگی می‌کنه؟

36:05.439 --> 36:07.149
‫چون حرومزاده‌ست.

36:08.750 --> 36:09.834
‫یه طردشده.

36:10.377 --> 36:12.546
‫هر جا میره شرمسار میشه.

36:18.427 --> 36:21.763
‫این پسر دلت رو برده. می‌فهمم.

36:23.015 --> 36:26.018
‫ولی یه سال دیگه اسمش رو هم یادت نمیاد.

36:26.810 --> 36:33.317
‫اما آسیبی که به این خاندان
‫می‌زنه می‌تونه نسل‌ها طول بکشه.

36:38.921 --> 36:40.131
‫سربلند باش.

36:40.824 --> 36:42.576
‫چون وقتی ازدواج کنی،

36:43.076 --> 36:48.373
‫پیوندت خیلی بزرگتر از
‫این عشق زودگذر خواهد بود.

36:49.499 --> 36:54.004
‫برای محافظت از خانواده
‫و این پادشاهی خواهد بود.

36:55.047 --> 36:59.843
‫می‌بینی، عزیزم، اون پسره حق داره.

37:00.819 --> 37:02.571
‫تو یه جایزه نیستی.

37:04.890 --> 37:06.516
‫تو یه سپری.

37:14.816 --> 37:17.444
‫روبن. کجا بودی؟

37:17.986 --> 37:20.405
‫چرا اینقدر چیز حمل
‫می‌کنی؟ بذار کمکت کنم.

37:24.493 --> 37:25.910
‫قصر تمام شب ازت کار می‌کشه؟

37:26.327 --> 37:27.995
‫دوست دارم کار کنم.

37:28.288 --> 37:30.835
‫اگه بیدار بمونم کابوس نمی‌بینم.

37:31.333 --> 37:32.334
‫می‌فهمم.

37:33.335 --> 37:35.587
‫غول‌ها دوباره بهمون حمله می‌کنن؟

37:36.630 --> 37:38.507
‫همونی که تو خوابم دیدم.

37:41.176 --> 37:42.177
‫هرگز.

37:43.303 --> 37:44.805
‫من ازت محافظت می‌کنم.

37:46.305 --> 37:47.306
‫قول میدم.

37:48.141 --> 37:49.351
‫تو خیلی کوچیکی.

37:55.941 --> 37:57.859
‫ به سلامتی پادشاه اسرائیل

37:59.611 --> 38:02.864
‫و این پیوند خوشایند خاندان‌هامون.

38:03.448 --> 38:09.496
‫من به عنوان مشاور و رئیس بزرگان
‫اسرائیل با وفاداری خدمت خواهم کرد.

38:10.330 --> 38:14.543
‫قبل از اینکه برگردی،
‫می‌خوام یه نوش جان بگم.

38:19.089 --> 38:20.465
‫به سلامتی میراب...

38:22.592 --> 38:24.219
‫دختر پرشور من.

38:24.886 --> 38:27.430
‫امیدوارم شوهر جدیدت ازت محافظت کنه،

38:27.431 --> 38:28.598
‫الهام‌بخشت باشه،

38:29.182 --> 38:32.310
‫و همیشه یادت بیاره کی هستی.

38:39.693 --> 38:41.194
‫و به سلامتی آدریل،

38:42.195 --> 38:46.533
‫خیلی افتخار می‌کنم که
‫خانواده‌هامون رو به هم پیوند می‌دیم.

38:48.201 --> 38:54.374
‫به عنوان هدیه این طومار رو آوردم.

38:56.585 --> 39:03.258
‫از کاتب ارشدمون خواستم برکت
‫یعقوب برای پسرانش رو پیدا کنه.

39:04.793 --> 39:06.253
‫کلمات مقدس.

39:07.312 --> 39:11.233
‫این ارزشمندترین چیزیه
‫که تا حالا تو دستام گرفتم.

39:12.434 --> 39:16.353
‫اجازه میدی برکت یعقوب
‫رو برای فرزندانمون بخونم

39:16.354 --> 39:18.690
‫تا میراثشون رو به یاد داشته باشن؟

39:22.527 --> 39:23.587
‫اوم...

39:26.573 --> 39:30.159
‫قبل از اینکه این کلمات
‫معجزه‌آسا رو بخونم،

39:30.160 --> 39:33.537
‫می‌خوام یه نوش جان بگم و بگم که واقعاً...

39:33.538 --> 39:35.933
‫آدریل، فقط طومار رو بخون.

39:41.978 --> 39:46.051
‫«و اسرائیل پسرانش را فراخواند و گفت،

39:47.594 --> 39:51.139
‫'جمع شوید تا به شما بگویم در
‫روزهای آینده چه بر سرتان خواهد آمد.'

39:52.474 --> 39:53.766
‫و اسرائیل گفت...»

39:53.767 --> 39:56.477
‫ شائول،

39:56.478 --> 40:01.525
‫همه چیز رو از دست میدی.

40:02.234 --> 40:03.235
‫ساکت.

40:03.860 --> 40:08.489
‫- اون همه چیز رو ازت می‌دزده.
‫- «یهودا...»

40:08.490 --> 40:12.786
‫ شیر بهت خیانت می‌کنه.

40:13.286 --> 40:16.248
‫صداش رو نمی‌شنوی؟

40:17.749 --> 40:19.959
‫«...برادرانت تو را ستایش خواهند کرد.

40:19.960 --> 40:23.420
‫دستت بر گردن دشمنانت خواهد بود.»

40:23.421 --> 40:27.092
‫ نمی‌بینی؟

40:27.676 --> 40:31.680
‫ غاصب. دزد.

40:34.432 --> 40:38.144
‫«عصای سلطنت از
‫یهودا دور نخواهد شد...»

40:38.145 --> 40:39.562
‫به حرفاش گوش کن.

40:39.563 --> 40:42.690
‫«...و نه چوبدستی
‫فرمانروایی از میان پاهایش...»

40:42.691 --> 40:45.901
‫زمان یهودا فرا رسیده.

40:45.902 --> 40:48.028
‫«...تا آنکه صاحب اصلی‌اش بیاید...»

40:48.029 --> 40:52.158
‫- شیر حکومت خواهد کرد!
‫- «...و اطاعت...»

40:52.159 --> 40:53.702
‫بس کن!

40:54.244 --> 40:56.412
‫من هنوز برکت رو تموم نکردم.

40:56.413 --> 40:58.081
‫من تمومش می‌کنم.

40:59.082 --> 41:02.210
‫«بنیامین گرگی درنده است.

41:02.878 --> 41:05.796
‫صبح شکار را می‌درد.

41:05.797 --> 41:09.842
‫- شب غنیمت را تقسیم می‌کند.»
‫- پادشاه من،

41:09.843 --> 41:11.218
‫شما حافظه خوبی دارید.

41:11.219 --> 41:12.637
‫من درونت رو می‌بینم، آدریل.

41:13.972 --> 41:15.765
‫می‌دونم چرا اومدی.

41:17.851 --> 41:18.809
‫منظورت چیه؟

41:18.810 --> 41:23.522
‫از همون لحظه اول داشتی

41:23.523 --> 41:26.526
‫برای تصاحب تخت من نقشه می‌کشیدی.

41:27.110 --> 41:29.195
‫- تو اومدی...
‫- پادشاه من.

41:29.196 --> 41:32.574
‫این حقیقت نداره.

41:33.533 --> 41:36.202
‫تمام چیزی که می‌خوام خدمت به شماست،
‫و شما منو اینجا آوردید که توهین کنید؟

41:36.203 --> 41:40.789
‫- دروغگو. هر کلمه‌ای که میگی دروغه.
‫- شائول.

41:40.790 --> 41:42.833
‫- این پیشنهاد ازدواج تمومه.
‫-  نه، شائول.

41:42.834 --> 41:45.252
‫- خاندان‌های ما به هم نمی‌پیوندن.
‫- شائول.

41:45.253 --> 41:47.880
‫شائول، تو خسته‌ای. بیا
‫صبح در موردش حرف بزنیم.

41:47.881 --> 41:51.133
‫منو آروم نکن، زن!

41:51.134 --> 41:53.802
‫من پادشاهتم!

41:53.803 --> 41:57.974
‫پسرای تو هرگز لایق
‫دخترای من نخواهند بود.

41:59.267 --> 42:03.396
‫و دست‌های حریص تو به تخت من نمی‌رسه.

42:04.189 --> 42:06.899
‫- هرگز.
‫- پس راسته که میگن.

42:06.900 --> 42:08.400
‫تو دیوونه شدی.

42:08.401 --> 42:12.404
‫از خونه من برو بیرون!

42:12.405 --> 42:14.490
‫- بیرون! بیرون!
‫-  بریم بیرون قبل از اینکه همه‌مون رو قتل عام کنه!

42:14.491 --> 42:17.368
‫پسرام!

42:20.664 --> 42:23.208
‫هرگز به تخت من دست نزن.

42:47.774 --> 42:48.900
‫میراب.

42:51.301 --> 42:52.444
‫من... خیلی متأسفم.

42:52.445 --> 42:54.781
‫این خانواده یه نفرینه.

42:55.907 --> 42:57.584
‫یه نفرینه.

43:08.695 --> 43:11.948
‫ شیر بهت خیانت می‌کنه.

43:13.675 --> 43:16.219
‫از من دور شو.

43:17.554 --> 43:18.388
‫دور شو.

43:30.984 --> 43:33.611
‫چرا این شیاطین هنوز آزارش میدن؟

43:34.738 --> 43:35.989
‫نمی‌تونی کمکش کنی؟

43:36.698 --> 43:38.158
‫روحش در جنگه.

43:39.409 --> 43:42.746
‫به نیروهای قوی‌تری برای درمانش
‫نیاز داره و تو منو محدود کردی.

43:43.955 --> 43:45.957
‫اگه آزادی مطلق داشتی چی؟

43:47.751 --> 43:50.753
‫- از جادوی سیاه استفاده می‌کردم...
‫- نه.

43:50.754 --> 43:52.338
‫- ...جادوگری...
‫- نه.

43:52.339 --> 43:56.216
‫...تا معجونی قوی بسازم که شر
‫رو از اعماق وجودش بیرون بکشه...

43:56.217 --> 43:57.426
‫- نه.
‫- ...و روحش رو آزاد کنه.

43:57.427 --> 43:59.053
‫اون به جادوی سیاه اعتقاد نداره.

43:59.054 --> 44:03.016
‫شوهرت تحت تأثیر نیروهای تاریک‌تر
‫از هر چیزی که تا حالا دیدم قرار گرفته.

44:04.267 --> 44:06.310
‫اون کسیه که نمیشه بهش اعتماد کرد.

44:09.856 --> 44:11.316
‫قانون اجازه نمیده.

44:12.650 --> 44:14.527
‫اون قانون رو تغییر نمیده.

44:15.861 --> 44:18.780
‫بدون مُهر پادشاه همچنان ممنوعه.

44:18.907 --> 44:20.658
‫پادشاه تو خواب عمیقیه.

44:22.077 --> 44:23.912
‫عاقلانه نیست که صبر کنیم.

44:25.872 --> 44:27.874
‫اگه اون قانون رو تغییر نمیده...

44:30.168 --> 44:31.711
‫شاید تو مجبور بشی این کار رو بکنی.

45:25.974 --> 45:27.016
‫چوپان؟

45:28.476 --> 45:29.811
‫منو ببخشید، پادشاه من.

45:30.937 --> 45:32.063
‫خوابم نمی‌برد.

45:33.980 --> 45:36.316
‫منم همینطور.

45:40.613 --> 45:41.948
‫به این نگاه کن.

45:43.825 --> 45:48.329
‫این قصر قبل از اینکه ما
‫فتحش کنیم، یه دژ فلسطینی بود.

45:48.997 --> 45:55.913
‫حالا داریم صورت پادشاهان
‫و خدایانشون رو می‌تراشیم،

45:56.337 --> 45:59.549
‫تا حکاکی‌های خودمون رو بسازیم.

46:02.260 --> 46:06.055
‫هر دوره جدیدی میاد و
‫قدیمی رو از بین می‌بره.

46:09.392 --> 46:13.615
‫پس عجبم که از من چی به یاد خواهد موند.

46:15.398 --> 46:17.817
‫معتقدم نام شائول هرگز نمی‌میره.

46:23.114 --> 46:25.825
‫خانواده‌م فکر می‌کنن
‫اشتباه وحشتناکی کردم.

46:28.495 --> 46:30.455
‫میراب هرگز منو نمی‌بخشه.

46:31.581 --> 46:35.751
‫ولی می‌تونستم حس کنم
‫داره از دستم در میره،

46:35.752 --> 46:38.254
‫همه چیزی که براش خون دل خوردم.

46:39.506 --> 46:41.341
‫از دستم ربوده شده توسط کی؟

46:42.258 --> 46:43.968
‫آدریل از یهودا.

46:45.261 --> 46:47.764
‫خانواده‌م فکر می‌کنن
‫دارم دیوونه میشم.

46:48.431 --> 46:54.979
‫ولی اون شغال تخت منو می‌خواست،
‫و لایق نشستن روش نیست.

46:56.464 --> 47:03.007
‫این صندلی که هر مردی آرزوشو داره.

47:06.908 --> 47:09.369
‫وقتی روش می‌شینی، تغییرت میده.

47:10.319 --> 47:13.238
‫پادشاه بودن یعنی اینکه درکت نکنن.

47:14.874 --> 47:16.376
‫اینکه تدهین بشی،

47:17.710 --> 47:19.212
‫نه به انتخاب خودت.

47:22.298 --> 47:25.635
‫فقط کاش اینقدر به
‫خانواده‌م آسیب نمی‌زد.

47:28.972 --> 47:30.098
‫اونا تو رو می‌بخشن.

47:34.185 --> 47:36.312
‫دیدم چقدر برات اهمیت قائلن.

47:39.983 --> 47:41.192
‫می‌خوای بشینی؟

47:42.318 --> 47:43.778
‫ببینی چه حسی داره؟

47:46.531 --> 47:48.324
‫این برای تدهین شده خداونده.

47:56.874 --> 48:00.628
‫باید برم بخوابم تا قبل از
‫خشم فردا استراحت کنم.

48:01.337 --> 48:02.780
‫باهاتون میام.

48:02.880 --> 48:05.758
‫نه، خودم می‌تونم برم.

48:06.763 --> 48:26.763
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
