WEBVTT

00:00.893 --> 00:02.519
‫[آنچه گذشت...]

00:02.882 --> 00:04.801
‫به پایان فیلم‌تون خوش اومدید

00:06.553 --> 00:07.721
‫حتماً شوخیت گرفته

00:07.804 --> 00:11.306
‫ولی بیشتر ترجیح می‌دادم مارشال رو
‫از نزدیک از پا دربیارم، می‌دونی؟

00:11.391 --> 00:14.561
‫واقعاً نمی‌دونم چطوری چنین کلماتی رو
‫تحریک‌کننده می‌کنی

00:14.644 --> 00:16.563
‫من داخل همین حیاط ازدواج کردم، می‌دونستی؟

00:16.646 --> 00:18.857
‫- نیمۀ شب زیر ستارگان
‫- خب

00:18.940 --> 00:20.275
‫و فواره هم شاهد ازدواج‌مون بود

00:20.358 --> 00:22.027
‫- فکر کنم خوش یمنـه
‫- خب، روز خوبی داشته باشی

00:22.110 --> 00:24.320
‫ناسلامتی عروسی داریم.
‫حتماً روز خوبی میشه.

00:24.404 --> 00:26.948
‫نیکی کاچیمیلیو، پادشاه خشک‌شویی بروکلین

00:27.031 --> 00:28.450
‫مفقود اعلام شده است

00:28.533 --> 00:31.703
‫مقامات می‌گویند که در این لحظه
‫مشکوک به سوء قصد نیستند

00:31.786 --> 00:33.830
‫آقای ساوج، خانم مورا

00:33.913 --> 00:37.417
‫می‌خوام شما رو استخدام کنم که
‫همسرم رو پیدا کنید، نیکی کاچیمیلیو

00:37.500 --> 00:39.461
‫ما فقط روی قتل‌های داخل ساختمان
‫تحقیق می‌کنیم

00:39.544 --> 00:41.504
‫سوفیا کاچیمیلیو

00:41.588 --> 00:43.298
‫اگه نظرتون عوض شد باهام تماس بگیرید

00:43.381 --> 00:44.632
‫وای خدای من

00:45.800 --> 00:47.635
‫لستر؟ لستر!

00:52.891 --> 00:55.268
‫لستر هربرت کلوکا در سال 1948

00:55.351 --> 00:58.188
‫در فلت‌بوش، بروکلین چشم به جهان گشود

01:00.690 --> 01:03.026
‫بعدتر به مدت 32 سال به عنوان دربان

01:03.109 --> 01:06.654
‫در ساختمان سرشناس آرکونیا
‫واقع در آپر وست ساید خدمت کرد

01:11.493 --> 01:13.870
‫از لستر، همسرش لورین

01:13.953 --> 01:16.039
‫و دو فرزندش فرانک و می به جا مانده‌اند

01:17.624 --> 01:20.085
‫"به جای خرید گل لطفاً به

01:20.168 --> 01:23.046
‫انجمن ملی پرنده‌نگری آدوبان

01:23.129 --> 01:25.173
‫یا هالیوود ایمپروو ایست کمک مالی بکنید"

01:26.174 --> 01:28.051
‫فقط همین؟ کلاً چهارتا خط؟

01:28.760 --> 01:30.595
‫این دیگه خیانت به آگهی ترحیمه

01:30.678 --> 01:32.514
‫پس رنگ و لعابـش کو؟
‫جزئیاتـش کجاست؟

01:32.597 --> 01:35.016
‫باید توش یه داستانـی تعریف کنن
‫که همه بعدش خوندنش بگن

01:35.100 --> 01:36.810
‫"عجب انسان نازنینی بود"

01:36.893 --> 01:38.269
‫باید می‌اومدن پیش من

01:38.353 --> 01:42.148
‫می‌اومدن پیش تو؟ و نه زن و بچه‌هاش؟

01:42.232 --> 01:46.820
‫آره، من کسیـم که لستر عادت داشت
‫هر روز باهاش پچ پچ کنه

01:46.903 --> 01:49.031
‫مثلاً می‌گفت "مستاجر مورد علاقه‌ام اومد"

01:49.114 --> 01:50.615
‫عجیبه انقدری که سر این آگهی ترحیم ناراحتی

01:50.698 --> 01:53.201
‫از اینکه پلیس مرگ لستر رو یک حادثه
‫اظهار کرده ناراحت نیستی

01:53.284 --> 01:55.870
‫وای که چقدر این رفته رو مخم

01:55.954 --> 01:57.455
‫بخاطر همه‌اش ناراحتم

01:57.831 --> 01:58.998
‫من اون مرد رو دوست داشتم

01:59.082 --> 02:00.792
‫والا تا جایی که من دیدم تو همش متهمـش می‌کردی

02:00.875 --> 02:03.211
‫که از پپرونی‌های پیتزاهایی که
‫سفارش میدی کش میره

02:03.294 --> 02:04.879
‫خب، پپرونی کِش‌رو که بود

02:04.963 --> 02:07.048
‫اما دوست جون جونی‌ها همینطورین دیگه،
‫سر به سر هم می‌ذارن

02:07.132 --> 02:08.299
‫تو درکش نمی‌کنی

02:08.383 --> 02:12.470
‫باورم نمیشه میگوی عروسی‌ای که
‫چهار روز مونده رو داری می‌خوری

02:12.554 --> 02:14.848
‫خب اگه توی یخ بوده باشه
‫تا پنج روز بعدشم میشه خوردش

02:14.931 --> 02:17.225
‫اگه قبلش مسموم هم شده باشی حتی تا شش روز

02:18.143 --> 02:21.312
‫باورم نمیشه تدارکاتچی‌ها
‫یادشون رفته اینا رو سرو کنن

02:21.396 --> 02:23.356
‫به نظر نمیاد از اون آدم‌های طرفدار میگو باشی

02:23.439 --> 02:26.609
‫میگو بهترین بهونه‌ست برای خوردن
‫یه ظرف پر از سس کوکتل

02:27.777 --> 02:29.821
‫در ضمن، از اسراف متنفرم

02:29.904 --> 02:32.490
‫من خیلی افسرده‌ام

02:32.574 --> 02:35.827
‫چرا اینجا بوی ماهی چنگو میاد؟

02:35.910 --> 02:38.872
‫هوارد، من طرفدار اینطوری وارد شدن‌های
‫یهویی نیستم

02:38.955 --> 02:42.000
‫دوست ندارم حس کنم دارم توی یکی از
‫قسمت‌های سریال "لاورن و شرلی" زندگی می‌کنم

02:42.083 --> 02:43.668
‫هوارد، چی شده؟

02:43.751 --> 02:46.504
‫ممنون که پرسیدی، میبل

02:46.588 --> 02:49.549
‫سولین و گریوی اونقدر مشغول لاو ترکوندن هستن
‫که اصلاً به من توجه نمی‌کنن

02:49.632 --> 02:51.676
‫جاناتان هم هنوز با سریال "میلی کاملا مدرن"
‫توی تور هستن

02:51.759 --> 02:54.721
‫که امیدوارم اونجا با یه پسر گروه کُر
‫یه داستان کاملاً میلی بین‌شون پیش نیاد

02:54.804 --> 02:56.139
‫که اصلاً نمی‌دونم اینی که گفتم یعنی چی

02:56.222 --> 02:58.141
‫واسه همین خونه تنها موندم
‫اونم به یه جفت حیوون خونگی

02:58.224 --> 03:00.935
‫که انتظار دارن فقط بهشون سرویس بدم

03:01.978 --> 03:04.355
‫وایسا ببین. چقدر دیگه میگو مونده؟

03:04.439 --> 03:06.983
‫- یه ظرف دیگه‌ام تو یخچالـه
‫- می‌تونم عشق‌شون رو بخرم

03:08.902 --> 03:12.405
‫خب، به نظرم باید ادامه بدیم

03:12.906 --> 03:17.035
‫این درخواست لستر که خواسته مراسمـش
‫توی لابی برگزار بشه خیلی عجیبه

03:17.118 --> 03:21.080
‫یکم پیش رفتم پایین تا یه چرخی بزنم
‫و ببینم شایعات چیا میگن

03:21.164 --> 03:23.625
‫همه دارن درمورد فیلم‌های دوربین امنیتی حرف می‌زنن

03:23.708 --> 03:25.668
‫بذار حدس بزنم.
‫پس مرگ لستر

03:25.752 --> 03:27.795
‫اصلاً یه حادثه غمناک نبوده

03:27.879 --> 03:29.589
‫آخه آرکونیا و حادثه‌ی اتفاقی؟

03:29.672 --> 03:33.593
‫وقتی که پیداش کردیم اصلاً
‫به نظر نمی‌اومد که حادثه بوده باشه

03:33.676 --> 03:35.303
‫یواش‌تر، شرلوک هولمزِ پرستار

03:35.386 --> 03:36.930
‫چه خوب گفتی، هوارد

03:37.013 --> 03:40.183
‫متاسفانه فیلم دوربین‌ها تایید می‌کنن که
‫مرگ لستر یک حادثه غم‌انگیز بوده

03:41.142 --> 03:43.978
‫کلاً بحث درمورد اینه که دربان جدید
‫جذاب هست یا نه

03:44.062 --> 03:46.689
‫تا اینجا که من رای‌ها رو شمردم
‫15 تا موافق بودن، دوتا مخالف

03:46.773 --> 03:48.650
‫و "اومای بی‌مزه" هم یک رای ممتنع داده

03:48.733 --> 03:51.736
‫بگذریم، طبقه پایین می‌بینم‌تون.
‫الان باید برم به عشاق در خانه غذا بدم.

03:52.820 --> 03:54.864
‫پس یه حادثه غم‌انگیز بوده؟

03:54.948 --> 03:57.367
‫نمی‌دونم

03:57.450 --> 03:58.868
‫بازم به نظرم یخورده..

03:59.786 --> 04:01.329
‫مشکوک میاد

04:01.412 --> 04:03.331
‫احتمالاً اینطوری بهتره

04:03.414 --> 04:05.541
‫وقتی قتلی در کار نباشه
‫یعنی پادکستی هم در کار نیست

04:05.625 --> 04:08.962
‫وقتی هم پادکستی در کار نباشه
‫یعنی می‌تونم حال تازه‌داماد بودنم رو ببرم

04:09.045 --> 04:12.799
‫توام می‌تونی توی شهر بچرخی
‫و سی و چند سالگی کنی، و توام..

04:14.092 --> 04:15.426
‫‌نمی‌دونم تو چیکار می‌کنی

04:15.510 --> 04:18.388
‫چی؟ من کلی کار دارم

04:18.471 --> 04:20.556
‫واقعاً نمی‌دونم چی در جواب بگم

04:20.640 --> 04:21.975
‫- الیور
‫- نه، نه، میبل

04:22.058 --> 04:24.436
‫راستشو بخوای من کاراشو دیدم،
‫چیزی نیست که بخواد باهاش پز بده

04:24.519 --> 04:26.896
‫- الیور
‫- اوه، از خط قرمزت رد شدم، چارلز؟

04:26.980 --> 04:28.690
‫الیور؟

04:28.773 --> 04:31.192
‫- چیه؟
‫- چرا میگویی که توی دستته

04:31.276 --> 04:32.777
‫ناخن داره؟

04:34.000 --> 04:45.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

05:20.000 --> 05:27.000
آوامووی در شبکه های اجتماعی
@AvaMovie_in

05:28.000 --> 05:31.000
‫« ترجمه از حسین فلاح»

05:32.045 --> 05:34.047
‫یه انگشته، درسته؟

05:34.130 --> 05:36.007
‫فکر نکنم انگشت پا باشه

05:36.090 --> 05:38.760
‫انگشت زنه یا مرد؟

05:38.843 --> 05:40.428
‫من که حتی نژادشم نمی‌تونم تشخیص بدم

05:40.511 --> 05:43.097
‫به نظرم اصلی‌ترین ویژگیـش اینه که مُرده

05:43.181 --> 05:46.976
‫یه جور قارچ سبز روش نیست؟

05:47.060 --> 05:48.311
‫برندارش!

05:48.394 --> 05:50.271
‫- برداشتش
‫- می‌دونستم برمی‌داره!

05:50.355 --> 05:53.107
‫خب الیور، کسی توی عروسیـت

05:53.191 --> 05:55.526
‫به یه حادثه توی آشپزخونه اشاره‌ای نکرد؟

05:56.361 --> 05:59.113
‫آره میبل، اما پیش خودم نگهش داشتم

05:59.197 --> 06:00.281
‫عقلت رو به کار بنداز

06:00.907 --> 06:03.618
‫بیخیال، آخه کی میاد اتفاقی
‫انگشتـش رو قطع کنه

06:03.701 --> 06:07.121
‫بعدم تصادفی بذارتش توی یک
‫ظرف سرو میگوی قدیمی

06:07.205 --> 06:09.332
‫درست میگه. باید بیخیال
‫کلمه‌ی "تصادف" بشیم

06:09.415 --> 06:11.667
‫این یه پیامـه

06:11.751 --> 06:14.045
‫چقدر ترسناک

06:14.128 --> 06:15.922
‫مثل سر اون اسبِ توی پدرخوانده می‌مونه

06:16.005 --> 06:17.215
‫خیلی مافیاییـه

06:18.674 --> 06:19.759
‫هی

06:24.597 --> 06:26.140
‫سوفیا کاچیمیلیو

06:26.224 --> 06:27.558
‫اون دیگه کیه؟ داستانش چیه؟

06:27.642 --> 06:31.187
‫توی شب عروسیـت،
‫همون شبی که لستر مُرد

06:31.270 --> 06:35.191
‫- یه زن مرموز...
‫- زنه واقعاً خطری بود

06:36.192 --> 06:40.696
‫ازمون درخواست کرد که همسر
‫مافیاش یعنی نیکی رو پیدا بکنیم

06:40.780 --> 06:43.074
‫زن یه مافیا؟!
‫و شما چی گفتید؟

06:43.157 --> 06:45.076
‫گفتیم که آژانس کاراگاهی نیستیم

06:45.159 --> 06:46.953
‫زن یه مافیا رو رد کردید؟

06:47.036 --> 06:48.579
‫وای خدای من

06:48.663 --> 06:52.542
‫یه عکس از سوفیا کاچیمیلیو نشونم بده

06:55.086 --> 06:57.713
‫نگاهشون کن.
‫یه زوج کلاسیک مافیایی.

06:57.797 --> 07:00.508
‫هیچ مرد درستکاری همچین گل گنده‌ای
‫نمی‌زنه روی لباسـش

07:00.591 --> 07:03.428
‫اونا توی شب عروسی من اومدن سراغ شما

07:03.511 --> 07:06.556
‫و شما هم بدون در نظر گرفتن
‫عواقبی که داره اونا رو رد کردید

07:06.639 --> 07:08.266
‫از پدرخوانده.
‫این یکی رو بلدم.

07:08.349 --> 07:10.268
‫عالیه. آموزشـم داره اثر می‌کنه

07:10.476 --> 07:11.978
‫- خوب ادای براندو رو در آوردی
‫- آره خوب براندو شدی

07:12.061 --> 07:13.813
‫- ممنون
‫- اما باید یخورده چونه‌ات رو بدی جلو

07:13.896 --> 07:16.024
‫و با پشت انگشت‌هات صورتت رو بخارونی

07:16.107 --> 07:18.234
‫رفیق باید یخورده صدات رو کلفت‌تر بکنی

07:18.317 --> 07:19.861
‫- فهمیدم، صدای من یخورده نازکه
‫- من اومدم پیش تو..

07:19.944 --> 07:22.947
‫آره، یه پیشنهادی بهش دادم
‫که نتونه ردش کنه

07:23.030 --> 07:25.366
‫خیلی خب، می‌دونید چیه؟
‫شرمنده که این بازی رو شروع کردم

07:25.450 --> 07:27.994
‫میشه لطفاً برگردیم سراغ انگشت مشکوک؟

07:29.704 --> 07:31.122
‫ممکنه مال کی باشه؟

07:35.668 --> 07:39.297
‫کسی توی آب‌نما نگاه کرد ببینه همه‌ی
‫ انگشت‌های لستر سر جاش هست یا نه؟

07:41.883 --> 07:44.051
‫خیلی خب، فقط باید یه نگاه سریع
‫به انگشت‌هاش بندازیم

07:44.135 --> 07:46.220
‫- سریع میریم و میاییم
‫- نباید خیلی سخت باشه

07:46.304 --> 07:48.223
‫من عاشق این مرد بودم، اما اونقد معروف نبود

07:48.306 --> 07:50.057
‫که همه بخوان بخاطرش جمع بشن و شلوغش کنن

07:54.770 --> 07:58.608
‫مگه رئیس جمهور مُرده که انقد شلوغه؟

07:58.691 --> 08:00.776
‫من حتی یک هشتم این آدم‌ها رو هم نمی‌شناسم

08:01.611 --> 08:03.196
‫شهردار تیلمن اینجا چیکار می‌کنه؟

08:04.238 --> 08:05.531
‫- وای خدای من
‫- سلام

08:10.161 --> 08:12.205
‫عذر می‌خوام

08:12.288 --> 08:14.790
‫اگه امکانـش هست یک لحظه
‫همه به اینجا توجه کنن

08:14.874 --> 08:15.875
‫ممنون

08:15.958 --> 08:19.003
‫دوستان و خانواده

08:19.086 --> 08:20.838
‫و... و البته

08:20.922 --> 08:23.591
‫لورین عزیز، من امروز اینجا هستم

08:23.674 --> 08:26.135
‫چون من عاشق لستر هستم

08:27.678 --> 08:29.180
‫کسی که نمی‌شناختمـش

08:30.348 --> 08:34.268
‫اما معلومه که یک دربان معرکه
‫برام دوست داشتی هست

08:34.352 --> 08:36.813
‫و حتی بهتر از اون،
‫همه دربان‌ها رو دوست دارم

08:36.896 --> 08:40.566
‫یه گروه رأی‌دهندهٔ مهم هستن.
‫اتحادیه‌شون قویه.

08:40.650 --> 08:43.528
‫این ساختمان اخیراً درد زیادی رو تحمل کرده

08:43.611 --> 08:45.988
‫و فقط می‌خواستم بیام و بگم

08:46.072 --> 08:48.241
‫منم مثل شما به

08:48.324 --> 08:51.661
‫نگهبان‌های پیر مثل لستر احترام می‌ذارم

08:52.662 --> 08:56.332
‫کار اونا محافظت هست
‫و همچنین روح تازه‌ای

08:56.415 --> 08:58.626
‫به یک نیویورک جدید می‌دمن

08:59.252 --> 09:00.836
‫دوستت داریم رفیق

09:00.920 --> 09:02.547
‫در قدرت بخواب، آقای...

09:03.965 --> 09:06.759
‫کلوکا. برکت بر تو.

09:06.842 --> 09:09.762
‫همچنین بیایید فراموش نکنیم که انتخابات نزدیکه

09:09.845 --> 09:13.683
‫پس لطفاً برید و رای بدید

09:13.766 --> 09:15.101
‫خیلی ممنون

09:15.184 --> 09:16.769
‫ممنون

09:18.563 --> 09:20.439
‫اون یارو خیلی کاریزما داره

09:20.523 --> 09:22.275
‫- الیور!
‫- چیه؟ خودت کلمه "کاریزما" رو یادم دادی

09:22.358 --> 09:25.361
‫- نفرستادی؟
‫- چطور تونستی؟

09:25.444 --> 09:27.071
‫نفرستادم؟ نمی‌دونستم باید چیزی بفرستم

09:27.154 --> 09:30.366
‫ازمون خواستن یه عکس از خودمون
‫و لستر بفرستیم

09:30.449 --> 09:31.784
‫به همه ایمیل دادن بودن

09:31.867 --> 09:33.911
‫از بس هوارد فن فیکشن  از دوا لیپا

09:33.995 --> 09:37.081
‫واسه‌مون می‌فرستاد که همه‌ی
‫ساکنین آرکونیا رو بلاک کردم

09:38.207 --> 09:39.625
‫آه، لستر

09:40.334 --> 09:41.919
‫دلمون برات تنگ میشه، رفیق

09:42.920 --> 09:44.046
‫واقعاً همینطوره

09:50.553 --> 09:51.804
‫وایسا

09:51.887 --> 09:54.140
‫مثل بقیه مُرده‌ها دستش رو
‫نذاشتن روی سینه‌اش

09:54.223 --> 09:57.435
‫وقتی دست‌هاش مثه بقیه مُرده‌ها روی
‫سینه‌اش نباشه چطوری انگشت‌هاش رو بشمرم؟

09:57.518 --> 10:00.229
‫شاید واسه این نذاشتن چون مافیا
‫انگشتـش رو قطع کرده؟

10:00.313 --> 10:02.648
‫خیلی خب، برنامه عوض شد

10:02.732 --> 10:05.192
‫تو برو با همسر لستر صحبت کن

10:05.276 --> 10:07.236
‫و تسلیت و اینا بگو

10:07.320 --> 10:09.697
‫- اوه، لیلیان عاشق منه
‫- اسمـش لورینـه

10:09.780 --> 10:11.198
‫لورین هم عاشق منه

10:11.282 --> 10:13.284
‫و بعد آروم ازش بپرس

10:13.367 --> 10:15.870
‫ببین وقتی لستر مُرده همه انگشت‌هاش
‫سر جاش بودن یا نه

10:15.953 --> 10:17.705
‫آروم بپرسه؟

10:17.788 --> 10:20.499
‫یجوری میگی انگار اگه ما
‫می‌خواستیم داد بزنیم و بپرسیم

10:20.583 --> 10:21.834
‫خودت می‌خوای چیکار کنی؟

10:23.294 --> 10:25.254
‫من می‌خوام کم کم برم سمت تابوت

10:25.338 --> 10:27.423
‫بهتره خودمون رو ازش دور نگه داریم

10:30.009 --> 10:31.802
‫دفتر ثبت ساختمون لستر؟

10:31.886 --> 10:34.930
‫خانم کلوکا، خواهش می‌کنم. من...

10:35.014 --> 10:37.308
‫مطمئنم خودشم دوست داره دست تو باشه

10:37.391 --> 10:41.729
‫و تازه به نظرم ممکنه اطلاعات جالبی داخلش پیدا بکنی

10:41.812 --> 10:44.440
‫شوهرم هرچی بود، بی دقت نبود

10:44.523 --> 10:45.691
‫سلام، عذر می‌خوام

10:45.775 --> 10:46.817
‫- سلام
‫- سلام

10:46.901 --> 10:49.362
‫فقط می‌خواستیم بگیم که
‫واقعاً متاسف هستیم

10:49.445 --> 10:51.989
‫میبل مورا، قبلاً توی واحد 12ای بوده
‫الان توی ساختمان غربیه

10:52.073 --> 10:55.951
‫اوه میبل، ممنون. ساکنین برای اون
‫مثل خانواده بودن.

10:56.035 --> 10:59.497
‫آره، و از اونجایی که همه خانواده هستیم
‫امیدوارم بودیم بتونید بهمون بگید

10:59.580 --> 11:01.791
‫آخرین باری که اونو دیدید

11:01.874 --> 11:05.920
‫احیاناً کاملاً کامل بود دیگه؟

11:07.296 --> 11:08.881
‫کاملاً کامل بود؟

11:22.520 --> 11:25.040
‫خیلی خب، یدونه هم یجوری بگیر
‫که خیلی جدی به نظر بیام

11:27.358 --> 11:29.777
‫چارلز هیدن ساوج؟

11:29.860 --> 11:31.987
‫خب، شهردارِ طرفدار برازوز

11:32.988 --> 11:34.115
‫برا چی؟

11:34.198 --> 11:37.034
‫نه، من بدجور طرفدار پادکست‌تون هستم

11:37.118 --> 11:38.119
‫صحیح

11:38.202 --> 11:40.329
‫می‌دونی چی خیلی خوب میشه؟

11:40.413 --> 11:41.747
‫یه حمایت رسمی

11:41.956 --> 11:43.874
‫شما سه‌تا همه نوع مخاطب رو پوشش میدید

11:43.958 --> 11:45.710
‫تو گِی هستی، درسته؟

11:45.793 --> 11:47.002
‫آره، یکم

11:47.086 --> 11:48.838
‫- خب فهمیدم، همین کافیه.
‫- آره

11:48.921 --> 11:50.506
‫می‌تونیم بیام توی برنامه‌تون؟

11:50.589 --> 11:53.467
‫اوه خب، شرمنده، اما ما اهل سیاست نیستیم

11:53.551 --> 11:54.927
‫- آره
‫- آره

11:55.010 --> 11:56.512
‫- لعنتی
‫- آره

11:56.595 --> 12:00.015
‫خب، اگه نظرتون عوض شد
‫این کارت منه

12:00.099 --> 12:01.350
‫رومی

12:02.768 --> 12:04.311
‫- ممنون
‫- ممنون، آره

12:06.981 --> 12:11.068
‫وای خدای من، لستر

12:11.152 --> 12:15.114
‫یعنی چی؟

12:17.742 --> 12:19.410
‫لستر

12:24.540 --> 12:26.751
‫اوه چه ادای احترام قشنگی، رینی

12:26.834 --> 12:30.546
‫کاش فرصت شده بود اول کلاهش رو تمیز می‌کردم

12:30.629 --> 12:33.841
‫داخل اون آب‌نشان لکه خون روش افتاده

12:33.924 --> 12:37.720
‫اون خیلی به ظاهرش اهمیت می‌داد

12:37.803 --> 12:40.264
‫مطمئنم اگه بود دلش نمی‌خواست
‫اینطوری اینجا گذاشته بشه

12:40.347 --> 12:43.726
‫درسته، درسته. در تمام سال‌هایی که می‌شناختمش

12:43.809 --> 12:46.353
‫حتی یک دفعه هم ندیدم
‫حتی آستینـش چروک باشه

12:46.437 --> 12:48.564
‫بله. شرمنده، اسم شما چیه؟

12:48.647 --> 12:50.941
‫- آه...
‫- الیور پاتنام، 10دی

12:51.901 --> 12:53.778
‫اوه، توی ساختمان 10دی هستید؟

12:53.861 --> 12:56.614
‫نه، نه، نه، نه، ساختمان 10سی هستم

12:56.697 --> 12:57.823
‫- اوه
‫- آره

12:57.907 --> 12:59.825
‫شرمنده، شما توی ساختمان 10دی هستید

12:59.909 --> 13:01.869
‫همین تازگی براتون دستمال دود وایپز
‫و یک مجله‌ی پلی‌بیل

13:01.952 --> 13:03.121
‫با یک گزارش ویژه درمورد ویکتور گاربر آوردم

13:03.204 --> 13:04.747
‫عذر می‌خوام، شما؟

13:04.830 --> 13:08.751
‫الیور، ایشون رندال هستن، کارآموز لستر،
‫و دربان جدید

13:08.834 --> 13:10.669
‫همچنین توی عروسی‌تون کنترباس هم زدم

13:11.295 --> 13:13.047
‫- اوه
‫- پاتنام

13:14.048 --> 13:15.674
‫تو جوجه کوکو هستی!

13:15.758 --> 13:17.635
‫شرمنده، من کوکو چی هستم؟

13:17.718 --> 13:19.386
‫جوجه کوکو!

13:21.180 --> 13:24.809
‫لستر همه‌ی پرنده‌ها رو به پرنده تشبیه می‌کرد،
‫سرگرمی مورد علاقه‌اش بود

13:24.892 --> 13:27.728
‫و تو جوجه کوکو بودی!

13:27.812 --> 13:29.855
‫نیازمند‌ترین پرنده، پرنده‌ی گیرنده

13:29.939 --> 13:32.983
‫گیرنده؟ من ساکن مورد علاقه شوهرت بودم

13:33.067 --> 13:34.193
‫من گیرنده نیستم

13:34.276 --> 13:35.862
‫خب واضح هست که تو حتی

13:35.945 --> 13:37.613
‫یک عکس هم با لستر نگرفتی

13:44.286 --> 13:45.538
‫یا مسیح

13:46.539 --> 13:49.333
‫سلام همگی.
‫سلام، من میبل هستم.

13:49.416 --> 13:51.752
‫قبلاً وقتی یه بچه‌ی کوچیک بودم

13:51.836 --> 13:54.505
‫برای دیدن خاله‌ام می‌اومدم به اینجا

13:54.588 --> 13:57.716
‫می‌دونید، به نظرم کلمه‌ "دربان" خیلی

13:57.800 --> 14:00.511
‫ناعادلانه بود، چون کاری که لستر می‌کرد

14:00.594 --> 14:01.888
‫خیلی فراتر از در باز کردن بود

14:01.971 --> 14:05.558
‫یک دفعه، مادرم تولدم رو فراموش کرده بود

14:05.641 --> 14:07.685
‫واسه همین هر ساعت می‌رفتم پیش لستر

14:07.768 --> 14:09.937
‫تا ببینم مامانم چیزی فرستاده یا نه،
‫اما نفرستاده بود

14:10.020 --> 14:12.648
‫و بعدش یهو سر و کله‌ی لستر با یه جعبه پیدا شد

14:12.731 --> 14:15.651
‫و گفت که پشت ساختمان پیداش کرده

14:15.734 --> 14:18.529
‫یه دفتر طراحی بود، من...
‫اون می‌دونست من نقاشی کشیدن رو دوست دارم

14:20.114 --> 14:22.492
‫- یک، دو...
‫- لستر یک آدم خیلی مهربون

14:22.575 --> 14:23.951
‫- و به فکری بود
‫- سه...

14:24.034 --> 14:25.035
‫همم؟

14:25.119 --> 14:26.871
‫- فکر نمی‌کنم اگه خودش بود بهش اعتراف می‌کرد
‫- سه، چهار...

14:26.954 --> 14:29.999
‫اما اون از کاری که داشت فراتر رفت
‫تا تولد یه دختر کوچولو خراب نشه

14:30.082 --> 14:31.709
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

14:35.629 --> 14:38.799
‫وای خدای من، اون داره
‫همسرم رو دستمالی می‌کنه؟

14:38.883 --> 14:41.844
‫داره بخاطر خود لستر انجامش میده

14:45.681 --> 14:47.224
‫همه‌مون می‌ریم جهنم

14:48.142 --> 14:51.061
‫یعنی با اینکه انقدر دست‌مالیـش کردی
‫بازم نتونستی انگشت‌هاش رو بشمری؟

14:51.145 --> 14:53.772
‫یا هشت‌تا بود یا یازده‌تا.
‫دستکش دستش بود.

14:53.856 --> 14:56.066
‫یازده؟ چطور ممکنه یازده بوده باشه؟

14:56.150 --> 14:57.610
‫دلت نمی‌خواد بدونی

14:58.611 --> 14:59.737
‫این رو ببینید بچه‌ها!

14:59.820 --> 15:02.990
‫10دی مدرکی بر علاقه‌اش به اون مرد پیدا کرد

15:03.073 --> 15:04.533
‫یه عکس از ما دوتا توی عروسیم

15:05.659 --> 15:07.661
‫قبول دارم که بهترین عکس نیست

15:07.745 --> 15:10.706
‫اما لستر اون عقب عقب‌ها سرشار از لذته

15:10.789 --> 15:13.834
‫در کنار صورتم که یخورده تار شده
‫و دستم که کاملاً تار شده

15:14.376 --> 15:16.462
‫آره، خیلی چیز زیباییه

15:16.545 --> 15:19.089
‫خیلی خب، باشه. بی نقص نیست اما...

15:19.173 --> 15:21.008
‫یه صندلی گردون جدیده؟

15:21.091 --> 15:24.094
‫از کاغذدیواری‌ها خوشم میاد.
‫انگار خیلی سرت شلوغ بوده.

15:24.178 --> 15:26.597
‫- داره بهتر میشه
‫- داره لول‌آپ می‌کنه

15:26.680 --> 15:29.308
‫جداً؟ بعدش دوباره یه انگشت میگویی پیدا کردم

15:29.391 --> 15:31.310
‫و با سر و صدا از مراسم ختم انداختنم بیرون

15:33.646 --> 15:35.064
‫این...

15:37.900 --> 15:39.360
‫وایسا. بچه‌ها، بیایید اینجا

15:42.947 --> 15:45.950
‫- اون نیکی کاچیمیلیو هست؟
‫- خودشه

15:46.033 --> 15:49.453
‫مافیای گم شده توی عروسی تو بوده؟
‫کل شهر داره دنبالش می‌گرده

15:49.536 --> 15:52.665
‫- و داره با لستر صحبت می‌کنه
‫- و داره بهش یه پاکت نامه میده

15:52.748 --> 15:55.626
‫پس لستر در شبی که تصادفاً کشته شده

15:55.709 --> 15:58.754
‫با گانگستر ناپدید شده رو به رو شده؟
‫من که باورم نمیشه.

15:58.837 --> 16:00.756
‫اگه نیکی لیستر رو کشته باشه چی؟

16:00.839 --> 16:03.467
‫خب، خب، خب، خب،
‫نه،، نه، نه. بیایید نبریمـش سمت...

16:03.550 --> 16:05.678
‫لستر توی یک سو قصد مافیایی کشته شده؟

16:05.761 --> 16:07.304
‫همینه، الان به هوارد پیام میدم

16:07.388 --> 16:09.473
‫باید اون فیلم دوربین آرکونیا

16:09.556 --> 16:12.601
‫که ثابت می‌کنه مرگ لستر
‫تصادفی بوده رو ببینیم

16:12.685 --> 16:13.769
‫خوبه

16:13.852 --> 16:16.605
‫اما باید با همسر نیکی صحبت کنیم، سوفیا

16:16.689 --> 16:18.691
‫باید بریم به استتن آیلند

16:19.608 --> 16:21.735
‫باید بریم با مافیا رو در رو بشیم

16:21.819 --> 16:24.029
‫خب، دوتایی بهتون خوش بگذره

16:24.113 --> 16:26.657
‫- بهم خبر بدید چطور پیش رفته
‫- جانم؟

16:26.740 --> 16:28.325
‫نه، من درگیر مافیا نمیشم

16:28.409 --> 16:30.035
‫خیلی کم پیش میاد کاری باشه که انجام ندم

16:30.119 --> 16:32.871
‫مثلاً یه کار موزیکال درمورد 11 سپتامبر؟
‫اون کار رو قبول کردم.

16:32.955 --> 16:35.332
‫اما مافیا؟ نخیر.
‫من کار مافیایی نمی‌کنم.

16:35.416 --> 16:38.752
‫الیور، ما قبلاً با کلی آدم خطرناک سر و کله زدیم

16:38.836 --> 16:40.504
‫واسه چی این یکی برات فرق می‌کنه؟

16:42.381 --> 16:43.799
‫در سال 82...

16:45.592 --> 16:49.013
‫نمایشی به نام "نیوارک، نیوارک" نوشتم

16:49.096 --> 16:51.098
‫فهمیدم صرفاً اینکه بتونی نمایش بنویسی

16:51.181 --> 16:52.558
‫معنیش این نیست که

16:52.641 --> 16:54.321
‫دیگه قراره همه‌جا موفق بشی

16:55.477 --> 16:58.981
‫بهرحال، با وجود یک موسیقی درخشان

16:59.064 --> 17:01.859
‫و اشاره‌های قابل درک به ترافیک فرودگاه...

17:03.152 --> 17:05.612
‫توی پیدا کردن سرمایه‌گذار مشکل داشتم

17:07.740 --> 17:09.616
‫واسه همین از مافیا پول قرض کردم

17:09.700 --> 17:11.076
‫چقدر؟

17:11.160 --> 17:14.705
‫چهارصد دلار

17:15.497 --> 17:18.709
‫آره، می‌دونم. می‌دونم دارید به چی فکر می‌کنید

17:18.792 --> 17:21.378
‫فکر می‌کنید معجزه‌ست که الان
‫کف رودخانه ایست نیستم

17:22.546 --> 17:26.633
‫اما حالا من یک تازه داماد هستم
‫با انگشتری که باید ازش محافظت کنم

17:26.717 --> 17:29.094
‫پس، الیور پاتنام همین‌جا می‌مونه و جایی نمی‌ره

17:29.636 --> 17:31.555
‫خیلی خب. باشه.

17:31.638 --> 17:34.183
‫اما به نظر می‌رسه بدجوری

17:34.266 --> 17:37.561
‫این برات مهمه که مردم رابطه‌ات
‫با لستر رو درست بردادشت کنن

17:37.644 --> 17:40.564
‫اگه بهت بگم این کار بهترین راه برای اینه

17:40.647 --> 17:43.067
‫که به همه ثابت کنی که چقدر
‫بهش اهمیت می‌دادی چی؟

17:43.150 --> 17:45.694
‫- من هیچی رو نمی‌خوام ثابت کنم
‫- باشه

17:45.778 --> 17:48.405
‫من و چارلز پادکست جدیدمون رو شروع می‌کنیم

17:48.489 --> 17:52.117
‫قتل لستر رو حل می‌کنیم و کل شکوه
‫و افتخارش برای خودمون میشه

17:52.201 --> 17:53.911
‫براتون آرزوی موفقیت دارم

17:53.994 --> 17:55.162
‫- خدافظ
‫- خدافظ

17:55.245 --> 17:56.246
‫خدافظ

18:05.297 --> 18:07.758
‫چه سکوت کر کننده‌ای.
‫دارم میام!

18:10.469 --> 18:12.679
‫- خیلی طولـش دادی. بیا دیگه.
‫- ای خدا

18:23.000 --> 18:30.000
آوا‌مــووی

18:40.874 --> 18:43.627
‫هنوزم باورم نمیشه با خونسردی اون
‫انگشت انسانِ سرگردون رو

18:43.710 --> 18:45.462
‫گذاشتی توی اون کاپ شیک

18:45.546 --> 18:47.339
‫قابل شستشوئه

18:47.422 --> 18:49.175
‫اما مرسی که یادم انداختی

18:49.258 --> 18:51.176
‫هی میام یه قلپ ازش بخورم

18:51.260 --> 18:54.930
‫خب اگه داریم کاری میکنیم،
‫باید ضبطـش هم بکنیم

18:55.013 --> 18:56.598
‫خب خیلی سریع یکی از شما پیرمردا

18:56.682 --> 18:57.975
‫درمورد مافیا صحبت بکنه

18:58.058 --> 19:01.770
‫اوه خب، پس می‌خوای درمورد مافیا بدونی؟

19:01.854 --> 19:05.274
‫قدرتمند‌ترین و خطرناک‌ترین خانواده‌ی نیویورک
‫[خانواده به ایتالیایی]

19:05.357 --> 19:08.068
‫عجب اشتباهی کردم که گفتم

19:08.152 --> 19:11.864
‫نمی‌تونیم به خرافات توهین آمیز به
‫ایتالیایی‌ها دامن بزنیم

19:12.906 --> 19:14.575
‫توی خونه‌ی پدرخونده زندگی می‌کنن

19:14.658 --> 19:16.451
‫دقیقاً منظورم همین بود

19:17.077 --> 19:18.787
‫نه، نه، میبل.
‫نه، نه...

19:18.871 --> 19:21.165
‫واقعاً توی همون خونه‌ی
‫فیلم پدرخونده زندگی می‌کنن

19:26.253 --> 19:29.047
‫- هی، چطوری باید مدیریتـش کنیم؟
‫- زیرکانه

19:29.131 --> 19:30.841
‫یبار قبلاً یک دفعه دست رد به سینه‌اش زدید

19:30.924 --> 19:33.010
‫خب پس بذارید من صحبت بکنم

19:33.093 --> 19:34.094
‫خیلی خب

19:47.107 --> 19:49.735
‫- بونجورنو، سینیوره!
‫- اوه، پس اینطوری میمیرم

19:49.818 --> 19:52.905
‫من چارلز هستم و اینا دوستانم هستن...

19:52.988 --> 19:54.990
‫می‌دونم کی هستید، خب؟

19:56.241 --> 19:57.868
‫بیایید داخل.
‫بیایید بریم.

20:06.501 --> 20:08.420
‫کاش این دیوارها می‌تونستن
‫چیزایی که دیدن رو فاش کنن

20:08.503 --> 20:10.422
‫چه خونه قشنگی دارید

20:10.505 --> 20:12.925
‫حتماً این کچ بری اصیله

20:13.508 --> 20:14.968
‫و همینطور مادربزرگه

20:15.971 --> 20:19.139
‫مجبورم نکنید چرخ‌تون کنم!

20:20.974 --> 20:23.852
‫تو اینو نگی کی بگه

20:23.936 --> 20:25.855
‫- هی، بیایید بریم
‫- آره

20:30.734 --> 20:32.736
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، از این طرف

20:32.819 --> 20:34.571
‫- ممنون.
‫- برید، برید

20:34.655 --> 20:36.575
‫- درسته، آره
‫- لطفاً لطفاً، ممنون

20:38.367 --> 20:41.078
‫آقایون، مهمان داریم

20:43.247 --> 20:44.331
‫اوه

20:44.414 --> 20:45.708
‫یا خدا، چند نفر اونجان؟

20:45.791 --> 20:48.669
‫عین یک تست بازیگری برای نمایش "گریس" میمونه

20:48.752 --> 20:51.213
‫من جانی هستم.
‫اینا هم برادرانم هستن.

20:51.296 --> 20:53.048
‫تونی، میکی، وینی

20:53.131 --> 20:54.591
‫و بریدن

20:54.675 --> 20:56.385
‫بریدن. درسته.

20:58.428 --> 21:00.514
‫- بهت میاد
‫- از آشنایی‌تون خوشحالم

21:00.597 --> 21:02.432
‫شما همون پادکست‌سازها هستید، درسته؟

21:02.516 --> 21:04.601
‫یعنی داستان تعریف می‌کند؟
‫که خیلی خوبه

21:04.685 --> 21:07.896
‫چون من و برادرهام یه داستان
‫براتون داریم

21:07.980 --> 21:09.481
‫- بشینید
‫- اوه، نه، ما درواقع...

21:09.564 --> 21:11.984
‫ایستاده راحتیم چون خیلی توی ماشین نشستیم...

21:12.067 --> 21:13.193
‫هی!

21:14.486 --> 21:15.570
‫بشینید!

21:15.654 --> 21:17.447
‫- آره، خیلی خب
‫- داریم می‌شینیم

21:17.531 --> 21:18.657
‫اینم از این

21:18.740 --> 21:21.410
‫اینطوری بهتره

21:21.493 --> 21:25.163
‫سال، 1970

21:25.372 --> 21:28.417
‫آنتونی "تونی پلیت" یه رستوران
‫توی محله‌ی لیتل ایتلی داشت

21:29.501 --> 21:31.086
‫جای محبوبی بود

21:31.169 --> 21:32.171
‫تا حدی بخاطر

21:32.254 --> 21:33.964
‫تورتیلینی‌ خیلی خوبی که داشتن

21:34.047 --> 21:36.591
‫اما بیشتر بخاطر مشتری‌های وفادارشون

21:36.675 --> 21:39.344
‫مثل پل گامبینو، رئیس خانواده
‫جتایتکار گامبینو

21:39.428 --> 21:41.096
‫شنیدی، الیور؟

21:41.179 --> 21:44.141
‫من؟ آره، چطور؟ به نظر میاد
‫گوش نمی‌کنم؟

21:44.224 --> 21:46.476
‫یه شب، گامبینوها برای یک پیشنهاد کاری

21:46.560 --> 21:49.855
‫رفتن پیش تونی، همونطور که
‫سوفیا اومد سراغ شما

21:51.398 --> 21:52.733
‫اما تونی ردش کرد

21:52.816 --> 21:57.696
‫طبیعتاً گامبینو‌ها این رو تا حدودی
‫یک بی احترامی برداشت کردن

21:57.779 --> 22:01.658
‫می‌دونید که، برای مافیا احترام خیلی مهمه

22:01.742 --> 22:03.076
‫درسته، الیور؟

22:03.952 --> 22:05.704
‫گفتم که، گوش می‌کنم

22:06.913 --> 22:10.042
‫از چشام چیزی معلومه؟
‫شاید بخاطر تنبلی چشم اینطوری به نظر میاد.

22:11.084 --> 22:13.462
‫چند روز بعد، رستورانِ تونی به آتش کشیده شد

22:14.546 --> 22:16.006
‫عین یک فریتو میستو خارج از منو

22:16.089 --> 22:17.466
‫سرخـش کردن

22:17.549 --> 22:19.259
‫چرا؟

22:20.802 --> 22:23.138
‫چون وقتی مافیا بهتون یک فرصت میده

22:23.221 --> 22:25.015
‫باید بگی...

22:27.100 --> 22:28.101
‫بله

22:28.769 --> 22:29.770
‫یا خیلی زود...

22:29.853 --> 22:31.480
‫دیگه هیچی نمی‌تونی بگی

22:31.563 --> 22:33.023
‫وای، نه!
‫اون لازم نیست!

22:33.106 --> 22:35.746
‫- وای خدایا. خدا نه. این کار رو نکن
‫- چرا همیشه یه اسلحه هست؟

22:35.942 --> 22:37.611
‫♪ نا نا نا نا ♪

22:37.694 --> 22:38.945
‫♪ نا نا نا نا ♪

22:41.281 --> 22:43.992
‫♪ نا نا نا نا ♪

22:49.206 --> 22:53.126
‫♪ نا نا ♪

22:53.210 --> 22:54.753
‫- ♪ نا ♪
‫- ♪ نـــا ♪

22:55.253 --> 22:56.588
‫چیزی نیست

22:57.631 --> 22:59.674
‫ببینید، با نهایت احترام میگم

22:59.758 --> 23:01.760
‫اما اینجا چه خبره؟!

23:01.843 --> 23:02.969
‫این آهنگ تیتراژمونـه

23:03.053 --> 23:04.971
‫آهنگ تیتراژتون برای کشتن ما؟

23:07.140 --> 23:09.267
‫نه، نه، نه. نه...
‫برای پادکست‌مون هست.

23:09.351 --> 23:12.479
‫اسمـش هست "هی، من دارم صحبت می‌کنم!"

23:12.562 --> 23:14.523
‫توش ما داستان‌های تاریخی مافیا رو تعریف می‌کنیم

23:14.606 --> 23:17.234
‫آره، آره، این رو ببینید،
‫کالای جدید

23:17.317 --> 23:18.944
‫یه اسپیکر بلوتوثی هست!

23:19.027 --> 23:20.867
‫وایسا، فکر کردید یه اسلحه واقعیـه؟

23:21.696 --> 23:23.532
‫وای خدای من... وایسا
‫شاید مادربزرگ اشتباه می‌کرد

23:23.615 --> 23:24.867
‫شاید ما به اندازه کافی رعب‌انگیز هستیم

23:24.950 --> 23:26.118
‫که گانگسترهای واقعی بشیم

23:26.201 --> 23:28.620
‫بنگ، بنگ، بنگ،
‫بنگ، بنگ، بنگ!

23:30.789 --> 23:32.207
‫اون یه انگشتـه؟

23:34.918 --> 23:37.087
‫نه، نه، نه. لطفاً، لطفاً
‫خواهش می‌کنم به ما صدمه نزنید

23:37.170 --> 23:39.256
‫ما فقط فکر می‌کردیم برای همکاری
‫برای پادکست‌مون اومدید اینجا

23:39.339 --> 23:40.883
‫چون دوست مادرمون هستید

23:40.966 --> 23:43.510
‫شرمنده. مامان‌تون؟

23:43.593 --> 23:45.929
‫پسرا، توی فروشگاه گفتن که

23:46.012 --> 23:48.432
‫چیپس‌های دوریتوس سه بعدی اصلاً
‫دیگه تولید نمیشن

23:48.515 --> 23:50.809
‫- مامان؟
‫- چرا اینجا انقد تاریکه؟

23:57.399 --> 23:59.401
‫می‌بینم که با پسرام آشنا شدید

24:05.323 --> 24:07.868
‫وای به حالتون از انگشت‌تون
‫بخوره به غذام

24:14.875 --> 24:19.004
‫پس شما درخواست من برای پیدا کردن
‫نیکی رو رد کردید

24:19.087 --> 24:22.090
‫و بعد اومدید به خونه‌ام و متهمم می‌کنید
‫که براتون یه انگشت فرستادم؟

24:22.174 --> 24:24.759
‫باشه، پس شما انگشت رو نفرستادید

24:24.843 --> 24:27.804
‫اما میشه توضیح بدید که منظورتون چی بود

24:27.888 --> 24:31.641
‫وقتی گفتید که همسر گمشده‌تون
‫خیلی به ساختمان ما مربوطه؟

24:31.725 --> 24:33.894
‫چون حالا دربان ما مُرده

24:33.977 --> 24:36.855
‫و اون شب نیکی اصلاً گم نشده بوده

24:37.397 --> 24:39.900
‫داخل آرکونیا بوده.
‫اثباتش رو داریم.

24:39.983 --> 24:41.568
‫اوه آره

24:42.569 --> 24:44.237
‫خیلی خب...

24:44.321 --> 24:45.864
‫خب،  اینجا

24:45.947 --> 24:47.115
‫این رو ببین

24:48.366 --> 24:51.077
‫اوه، باید می‌دونستم.
‫اون حروم‌زاده

24:51.161 --> 24:52.329
‫- کیه؟ کیه؟
‫- کیه؟

24:52.412 --> 24:54.581
‫اوه، پدره

24:54.664 --> 24:55.957
‫خیلی خب، خیلی خب پسرا

24:56.041 --> 24:58.126
‫یالا، یالا، از اینجا برید بیرون!

24:58.210 --> 25:00.462
‫- آدم بزرگا نیاز به فضا دارن. برید
‫- آره

25:00.545 --> 25:02.172
‫- بچه‌ها، میخواد دوباره پرتش کنه
‫- برید دیگه

25:04.341 --> 25:05.884
‫بریدن، اون توپ منـه!

25:05.967 --> 25:09.971
‫پس واضحاً، درمورد ارتباط خانواده‌ام با فعالیت‌های

25:10.055 --> 25:12.098
‫جنایتکارانه شنیدید

25:12.182 --> 25:15.018
‫اما حقیقت اینه که مافیا تموم شده

25:15.101 --> 25:18.480
‫خب، پس می‌گید که مافیا از بین رفته

25:18.563 --> 25:20.232
‫چرا باید حرفتون رو باور کنیم؟

25:20.815 --> 25:23.610
‫اولاً اگه مافیا هنوز وجود داشت

25:23.693 --> 25:28.198
‫پس چرا باید پسرهای من درمورد فعالیت‌های
‫مافیا توی دهه 70 پادکست درست می‌کردن؟

25:28.281 --> 25:31.201
‫چون اون آخرین زمانی بود که هنوز
‫داستانی برای تعریف کردن وجود داشته

25:31.284 --> 25:34.037
‫اسکورسیزی هم الان داره یه سری فیلم

25:34.120 --> 25:37.499
‫درمورد سرخپوست‌های آمریکا
‫و ایرلندی‌ها درست می‌کنه

25:38.083 --> 25:39.668
‫آخه اینجا رو نگاه کن

25:39.751 --> 25:42.128
‫همسرم کل سرمایه زندگی‌مون رو داد

25:42.212 --> 25:45.215
‫تا بیاییم توی خونه پدرخوانده

25:45.298 --> 25:47.509
‫که حتی اتاق نشیمن هم نداره

25:47.592 --> 25:49.719
‫- جداً؟
‫- این بازم توضیح نمیده

25:49.803 --> 25:51.846
‫که نیکی داشته با لستر چیکار می‌کرده

25:51.930 --> 25:55.684
‫ما صاحب "کلین‌آپز" هستیم،
‫خشکشویی داخل آرکونیا

25:56.309 --> 26:00.397
‫واضحاً نیکی به خودش زحمت نداده که
‫به خانواده‌اش بگه که زنده‌ست

26:00.480 --> 26:04.526
‫اما بازم زمان داشته که رسیدها رو
‫بده به پذیرش شما

26:04.609 --> 26:07.821
‫رسیدها؟ وقتی که اومدید پیش‌مون
‫خیلی فوری به نظر می‌رسید

26:08.321 --> 26:11.491
‫نیکی کلاً زیاد ناپدید میشه

26:11.575 --> 26:14.077
‫توی کار مواد و قمار و زن‌ بازیه

26:14.160 --> 26:16.454
‫اما وقتی که گم شد

26:16.538 --> 26:19.082
‫ امیدوارم بودم شما بتونید پیداش کنید

26:19.165 --> 26:23.795
‫قبل از اینکه کل دنیا بفهمه که اون
‫یه گانگستر شکست خورده‌ست

26:23.878 --> 26:26.381
‫با فیتیش به گل یاسمن

26:26.464 --> 26:29.301
‫اما امکانش وجود داره که این انگشت همسر شما باشه؟

26:31.052 --> 26:33.263
‫- باز ازش ندارید؟
‫- فقط همین یکی هست

26:33.346 --> 26:35.599
‫والا تا کلشون نباشه فهمیدنش سخته

26:35.682 --> 26:37.434
‫خب، شاید این کمک کنه

26:37.517 --> 26:40.186
‫هی عزیزم، اون پریگو رو بده!

26:40.729 --> 26:42.439
‫این کارت به شدت توهین آمیز بود

26:43.315 --> 26:45.400
‫- عذر می‌خوام
‫- نه، این مال اون نیست

26:45.483 --> 26:47.527
‫شوهر من دست‌های پر از مویی داره

26:48.695 --> 26:50.280
‫یک دفعه فر دائم‌شون کرده بود

26:51.781 --> 26:53.617
‫عالی شد، حالا دارم احساساتی میشم.
‫باید برید.

26:55.160 --> 26:56.786
‫شرمنده

26:56.870 --> 26:59.456
‫- ممنون
‫- اینو بذار داخل کاپ

27:02.250 --> 27:03.585
‫چقدر شرم آور بود

27:03.668 --> 27:07.047
‫آره، برای من توی استیتن آیلند همیشه شرم آور میشه

27:10.467 --> 27:12.427
‫وایسید! آقای ساوج!

27:14.846 --> 27:16.264
‫- ممنون
‫- آقای ساوج...

27:17.307 --> 27:20.352
‫حتماً فکر می‌کنید من روانی هستم
‫که می‌خوام مردی رو پیدا بکنم

27:20.435 --> 27:22.145
‫که واضحاً نمی‌خواد بیاد خونه

27:22.729 --> 27:25.815
‫تو اصلاً شبیه کسی نیستی که با یه زن‌باز بسازه

27:25.899 --> 27:28.109
‫به نظر شبیه کسی هستی که...

27:29.486 --> 27:30.654
‫می‌دونه چه خبره

27:33.073 --> 27:35.575
‫تاحالا دیدی اینطوری وایسه؟

27:35.659 --> 27:38.453
‫فکر کنم به این کارش میگه استایل ساوج

27:38.536 --> 27:39.537
‫چارلز...

27:40.872 --> 27:42.666
‫ازدواج من دیگه تمومه

27:42.749 --> 27:45.877
‫و کسب و کار خانوادگی هم در معرض نابود شدنه

27:45.960 --> 27:48.797
‫نگرانـم که خونه رو از دست بدیم

27:49.589 --> 27:50.799
‫بذار ببینم چیکار می‌تونم بکنم

27:50.882 --> 27:54.010
‫اما اگه مشخص بشه که اون لستر رو کشته،
‫معامله‌مون فسخـه

27:54.094 --> 27:55.720
‫قبولـه

27:55.804 --> 27:57.555
‫اوه، یاد یه چیزی افتادم

27:58.556 --> 28:01.518
‫نیکی هرجا که می‌رفت این دست‌کارت‌ها رو می‌برد

28:01.601 --> 28:05.355
‫اما اون شبی که گم شد،
‫روی پاتختی من جاشون گذاشت

28:05.438 --> 28:08.024
‫نمی‌دونم والا، گفتم شاید
‫سرنخی چیزی باشه

28:09.150 --> 28:10.735
‫توی کار با کارت‌ها مهارت دارم

28:11.194 --> 28:12.195
‫اوه

28:12.946 --> 28:14.114
‫در کنار چیزای دیگه

28:25.458 --> 28:27.127
‫ممنون

28:27.210 --> 28:29.587
‫باید دست از این کار بردارم

28:29.671 --> 28:31.840
‫من دیگه توی این ساختمان زندگی نمی‌کنم

28:38.221 --> 28:41.850
‫باید به لورتا زنگ بزنم.
‫هنوز به اختلاف ساعت‌ها عادت نکردم.

28:41.933 --> 28:43.560
‫الان اونجا خیلی دیروقته

28:43.643 --> 28:45.228
‫نظرش درمورد زندگی توی نیوزیلند چیه؟

28:45.311 --> 28:46.980
‫عاشقشـه، آره

28:47.063 --> 28:50.066
‫می‌دونستی سیفون توالت‌ها‌شون اونطرفی می‌چرخه؟

28:50.150 --> 28:51.151
‫آه

28:51.234 --> 28:52.736
‫ببین چیا سر ذوق میارتش تو رو خدا

28:52.819 --> 28:53.820
‫آره

28:57.115 --> 28:59.951
‫- خوبی؟
‫- اوه، آره

29:00.034 --> 29:03.163
‫نه، فقط چیزه...
‫تو الان متاهلی

29:03.246 --> 29:04.956
‫و این آغاز یک فصل کاملاً جدیده

29:05.039 --> 29:08.334
‫و میبل هم حدود یک میلیون فصل جدید
‫توی زندگیـش باز شده

29:09.544 --> 29:12.338
‫فقط نمی‌دونم فصل بعدی برای من چیه

29:13.339 --> 29:15.133
‫بحران وجودی کوچیک؟

29:15.216 --> 29:16.968
‫اوه، نه، نه

29:17.051 --> 29:21.222
‫اما می‌دونی، دیدی چه حسی داره
‫وقتی یه بندری دو نون می‌خوری

29:21.306 --> 29:24.684
‫و سوزش معده نمیگیری، اما می‌دونی بلاخره
‫میاد سراغـت؟

29:30.231 --> 29:32.358
‫بذار یه چیزی بهت بگم

29:32.442 --> 29:34.319
‫می‌دونی چی همه‌چی رو حل می‌کنه؟

29:35.320 --> 29:37.989
‫پپسید، بعدش دوتا تامز بخور
‫[قرص‌های معده]

29:40.492 --> 29:42.160
‫صبح می‌بینمت

29:42.243 --> 29:43.828
‫اوه

29:44.704 --> 29:47.540
‫خانم دورکین-پاتنام، چه سعادتی

29:47.624 --> 29:49.042
‫آره، گفتی

29:49.125 --> 29:50.835
‫درمورد توالت بهم گفتی

30:58.820 --> 31:00.572
‫این یه نقشه‌ست؟

31:13.293 --> 31:14.544
‫هوارد؟

31:16.296 --> 31:18.131
‫این هیچی رو ثابت نمی‌کنه

31:20.842 --> 31:23.344
‫فیلم‌های حیاط کجان؟

31:26.514 --> 31:28.182
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

31:31.185 --> 31:32.437
‫یعنی چی؟

31:41.738 --> 31:42.739
‫اهمم

31:43.323 --> 31:45.366
‫می‌دونی که بهت اهمیت می‌دادم، رفیق

31:48.036 --> 31:50.204
‫اما بد نبود که ساختمان‌ هم این رو می‌دونست

32:27.200 --> 32:29.118
‫وای خدا، داری حمله عصبی می‌گیری؟

32:29.202 --> 32:30.787
‫مامان بزرگـم همیشه اینطوری میشه

32:30.870 --> 32:33.414
‫یه نقشه پشت کارت‌های نیکی هست

32:33.498 --> 32:35.083
‫فقط اگه از طریق یه چیز قرمز نگاهش کنی می‌بینیش

32:35.166 --> 32:36.626
‫یه ترفند قدیمی جاسوسی هست، نگاه کن

32:37.752 --> 32:39.545
‫وای خدا. واو.

32:39.629 --> 32:41.339
‫- یالا
‫- وایسا...

32:45.551 --> 32:47.679
‫احمقانه‌ست

32:47.762 --> 32:49.931
‫وایسا، داره دائم ما رو از مسیری می‌بره

32:50.014 --> 32:51.641
‫که توی نقطه کور دوربین‌هاست

32:51.724 --> 32:54.060
‫داشتم نقشه‌شون در می‌آوردم،
‫خب بعدش کجا میره؟

32:56.604 --> 32:59.273
‫نقشه رو خوردم

33:02.652 --> 33:03.653
‫وایسا

33:04.445 --> 33:05.697
‫یه ایده دارم

33:11.953 --> 33:12.954
‫الان چی؟

33:15.206 --> 33:16.457
‫- بزن بریم
‫- آره!

33:27.844 --> 33:28.845
‫یه لحظه وایسا

33:29.929 --> 33:31.305
‫من این کمد رو می‌شناسم

33:40.982 --> 33:42.275
‫هی! ببین

33:53.411 --> 33:54.871
‫اما، این جدیده

34:02.003 --> 34:03.171
‫بسته‌ست؟

34:05.089 --> 34:08.176
‫یالا باز کن. آهای؟
‫یه مورد کلاه اورژانسی داریم!

34:14.932 --> 34:16.100
‫آهای؟

34:28.279 --> 34:30.698
‫قفل شده

34:41.334 --> 34:43.669
‫آهای؟ کسی هست؟

34:45.046 --> 34:47.965
‫می‌خوام یه کلاه تحویل بدم

34:51.969 --> 34:53.763
‫یونیفرمـش

34:54.847 --> 34:56.349
‫الان نجاتـت میدم

35:11.739 --> 35:13.866
‫وای مادر

35:29.215 --> 35:30.967
‫این میز شاهد خیلی چیزا بوده

35:33.469 --> 35:35.471
‫فکر می‌کنی اینجا چه اتفاقی افتاده؟

35:36.222 --> 35:38.766
‫وقتی یک فرد فوت می‌کنه

35:38.850 --> 35:41.894
‫سعی می‌کنیم دقیقاً همونطوری که بودن
‫به خاطر بیاریم‌شون

35:42.603 --> 35:44.939
‫با این حال وقتی به میراث خودمون فکر می‌کنیم

35:45.022 --> 35:48.609
‫امیدی داریم که با بهترین چیزامون
‫به یاد آورده بشیم

35:48.693 --> 35:51.779
‫نه اشتباهاتمون، یا شکست‌هامون،
‫یا حتی بدتر از اون‌ها

35:51.863 --> 35:52.864
‫اوه

35:52.947 --> 35:55.032
‫رازهایی که سعی کردیم خاک‌شون کنیم

35:56.450 --> 35:57.827
‫اوه!

35:59.328 --> 36:00.955
‫اینجا چی داریم؟

36:01.497 --> 36:03.833
‫پایین این کارت اعدادی نوشته

36:03.916 --> 36:07.461
‫شش، 24، صفر، صفر

36:07.545 --> 36:10.506
‫یه شماره تلفنـه؟ آدرسه؟
‫چیه؟

36:12.258 --> 36:13.384
‫شماره‌ها

36:14.927 --> 36:17.305
‫اوه، اون فقط یه چرخ رولتِ، که هیچ...

36:17.388 --> 36:18.723
‫وایسا، چیه؟

36:21.517 --> 36:23.519
‫- دوباره شماره‌ها رو بهم بگو
‫- شش

36:25.313 --> 36:27.315
‫24

36:29.358 --> 36:31.569
‫صفر، صفر

36:36.741 --> 36:38.743
‫به پیراهن سفید نیاز دارم.
‫این رو ببین.

36:40.369 --> 36:41.913
‫وای خدا. درسته.

36:48.169 --> 36:50.671
‫چارلز، این همون پاکت نامه‌ای هست

36:50.755 --> 36:52.757
‫که نیکی توی عروسی داد به لستر

36:57.303 --> 36:58.721
‫لستر شبی که مُرده اینجا بوده

37:00.389 --> 37:02.225
‫اون یک تصادف غم‌انگیز نبوده

37:03.517 --> 37:05.436
‫ما باید نیکی کاچیمیلیو رو پیدا کنیم

37:05.519 --> 37:06.562
‫گرفتمت!

37:07.480 --> 37:09.482
‫قسمتی که بیشتر از همه
‫سعی در پنهان کردنـش داریم..

37:10.942 --> 37:13.861
‫خب، اونا گاهی از دست‌مون در میرن

37:15.029 --> 37:16.280
‫و آشکار میشن

37:22.662 --> 37:24.705
‫وای خدا. وای خدا.
‫وای خدا.

37:26.662 --> 37:46.662
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

37:54.944 --> 37:56.696
‫♪ نــــا ♪

37:56.779 --> 37:59.115
‫♪ نــــــــا ♪

38:02.702 --> 38:04.203
‫♪ هی، هی، هی! ♪

38:12.378 --> 38:14.714
‫♪ نا، نا، نا، نا ♪

38:16.257 --> 38:18.676
‫♪ نا، نا، نا، نا ♪

38:20.011 --> 38:22.013
‫♪ نــــا ♪

38:22.096 --> 38:23.597
‫♪ نــــــــا ♪
