WEBVTT

00:15.024 --> 00:16.262
‫آنچه گذشت...

00:16.287 --> 00:17.727
‫رابیش روآ مک‌گرگور

00:17.893 --> 00:19.228
‫راب رویِ بدنام

00:19.395 --> 00:20.855
‫راب روی یه یعقوبیِ معروفـه

00:21.021 --> 00:22.148
‫و خائن به تاج و تختـه

00:22.273 --> 00:23.357
‫ولی خاندان گرنت تا این لحظه

00:23.524 --> 00:26.152
‫از هر ارتباطی با یعقوبی‌ها اجتناب کردن

00:26.318 --> 00:28.487
‫بهتره مکنزی‌ها هم همین کار رو بکنن

00:28.654 --> 00:29.822
‫دوستت دارم جولیا

00:29.989 --> 00:30.823
‫چی شده؟

00:30.990 --> 00:32.700
‫هیچی

00:32.867 --> 00:34.160
‫باورم نمیشه تویی

00:35.911 --> 00:37.388
‫قول میدم دوباره همدیگه رو پیدا می‌کنیم

00:37.413 --> 00:38.122
‫ازدواج کردید؟

00:38.289 --> 00:39.081
‫آره

00:39.248 --> 00:40.558
‫با به دام انداختن اون دخترک مکنزی،

00:40.583 --> 00:42.126
‫لطف بزرگی در حقم کردی

00:42.501 --> 00:44.044
‫یه راهی برای به‌هم‌زدن
‫این نامزدی پیدا می‌کنم

00:44.069 --> 00:44.879
‫به جون خودم قسم

00:45.045 --> 00:46.088
‫با هم پیدا می‌کنیم

00:46.213 --> 00:48.883
‫باید آزمایشی صورت بگیره تا

00:49.049 --> 00:51.761
‫مشخص بشه بکارت شما دست‌نخورده‌ست یا نه

00:51.886 --> 00:53.554
‫بکارت دست‌نخورده‌ست

00:53.721 --> 00:54.805
پاکدامنیش ثابت شد

00:54.972 --> 00:56.198
‫فکر نکنید قدردانِ کاری که

00:56.223 --> 00:57.683
‫امروز برای بانو الن کردید، نیستم

00:57.708 --> 01:00.034
‫ولی اگه واقعاً عاشقشی،
‫دست از سرش بردار

01:01.000 --> 01:11.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

02:21.130 --> 02:24.958
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

02:30.000 --> 02:37.000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ @AvaMovie_in ]

02:38.000 --> 02:41.000
« ترجمه از سحـر و نهـال »

02:45.833 --> 02:46.876
‫بیایید تو

02:46.901 --> 02:48.069
‫منتظر چی هستید؟

02:50.671 --> 02:51.714
‫ما رو احضار کرده بودید؟

02:51.881 --> 02:54.925
‫آره ولی نگفتم بچه رو هم بیاری

02:55.341 --> 02:56.886
‫داشتم بهش شیر می‌دادم

02:57.052 --> 02:59.013
‫خب مگه قرار نشد این وظیفه رو
‫به دایه محول کنی؟

02:59.597 --> 03:01.515
‫به زودی دوباره سرحال میشم

03:01.540 --> 03:03.625
‫و می‌تونیم اتحادمون رو جشن بگیریم

03:05.394 --> 03:06.312
‫همونطور که خدا خواسته بود

03:06.437 --> 03:07.980
‫چیکارمون داشتید؟

03:09.189 --> 03:11.275
‫برایان، به این خاطر احضارت کردم چون می‌خوام

03:11.300 --> 03:14.762
‫همراهم بیای مراسم شکار ارل مار در برائمار

03:15.654 --> 03:17.281
‫کدوم قبیله‌ها امسال شرکت می‌کنن؟

03:17.448 --> 03:20.075
‫گمونم تقریباً همه‌شون

03:21.327 --> 03:22.323
‫گرنت‌ها چی؟

03:22.348 --> 03:23.599
‫مگه میشه نیان؟

03:24.121 --> 03:26.790
‫البته به جز آیزاک

03:28.500 --> 03:30.169
‫خدا رحمتش کنه

03:31.128 --> 03:33.297
‫بدون شک گرنت‌ها در برابرم سر خم می‌کنن

03:33.714 --> 03:36.133
‫الان که اون فاحشه‌ی مکنزی رسوا شده

03:36.300 --> 03:37.551
‫از شرِ

03:37.718 --> 03:39.303
‫بچه‌های جیکوب سرخ‌مو راحت میشم

03:39.845 --> 03:41.722
‫برایان، آماده‌ی سفر شو

03:41.889 --> 03:43.349
‫همین امروز راه می‌افتیم

03:43.515 --> 03:45.809
‫و اما شما، بانوی من

03:45.976 --> 03:48.145
‫شما باید به قلعه رسیدگی کنید

03:48.562 --> 03:50.272
‫هر چی شما امر بفرمایید، سرورم

03:50.439 --> 03:51.440
‫خب چون همسرمی

03:51.607 --> 03:53.776
‫این وظیفه به شما محول میشه

03:53.942 --> 03:54.652
‫مگه نه؟

03:54.817 --> 03:55.819
‫آره...

03:56.570 --> 03:58.113
‫ولی گفتم شاید بخواید

03:58.280 --> 04:00.157
‫سایمون رو هم همراهِ خودتون ببرید

04:00.574 --> 04:01.951
‫این طفل معصوم رو؟

04:02.368 --> 04:03.494
‫واسه چی؟

04:03.661 --> 04:05.204
‫به خاطر پیشگویی

04:06.288 --> 04:08.207
‫پسرت یه روزی پادشاه میشه

04:08.582 --> 04:10.417
‫این باعث نمیشه نفوذتون بین قبایل

04:10.584 --> 04:11.794
‫بیشتر بشه؟

04:12.211 --> 04:14.129
‫خب این‌جوری تنها نوزادِ اونجا میشه

04:14.296 --> 04:15.839
‫جولیا، می‌دونم تو انگلیسی هستی

04:15.965 --> 04:18.175
‫و با همه‌ی رسم و رسوم‌هامون
‫آشنایی نداری

04:18.341 --> 04:20.010
‫ولی ببین، مراسم شکار ارل مار...

04:20.177 --> 04:21.637
‫درسته ولی پدر،

04:22.763 --> 04:25.557
‫الان یه بچه‌ی حلال‌زاده دارید

04:29.853 --> 04:31.146
‫آره

04:33.273 --> 04:35.526
‫البته باید زیرک و مراقب باشی

04:35.551 --> 04:37.721
‫که به کی بگی...

04:37.746 --> 04:38.663
‫کافیه

04:39.154 --> 04:41.824
‫فکر کردی من تشخیص نمیدم کی قابل اعتماده؟

04:42.658 --> 04:44.784
‫شاید حماقت کردم که این پیشنهاد رو دادم

04:44.952 --> 04:47.162
‫فقط به فکرِ آینده‌ی وارثتون بودم

04:49.331 --> 04:52.835
‫آره خب، نگاهش کن

04:54.128 --> 04:56.547
‫چه پسر بانمکیه

04:57.047 --> 04:58.132
‫مگه نه کوچولو؟

04:59.466 --> 05:01.385
‫به پدرش رفته

05:06.890 --> 05:09.101
‫پس دایه رو با خودمون می‌بریم

05:10.894 --> 05:13.522
بهتر نیست جولیا رو هم ببریم؟

05:14.523 --> 05:16.734
‫تمام لردهای محترم و سرشناس

05:16.900 --> 05:18.402
‫با همسرشون میان

05:22.531 --> 05:23.824
‫بسیارخب

05:24.908 --> 05:27.786
‫فوراً آماده‌ی سفر به برائمار بشید

06:12.122 --> 06:13.499
‫کالسکه رو نگه دارید

06:19.922 --> 06:21.840
‫عمو، یهو از کجا پیدات شد؟

06:22.007 --> 06:24.218
‫لندن بودم و به نمایندگی از پدرت

06:24.384 --> 06:25.803
‫مشغول رسیدگی به یه سری کارها بودم

06:26.386 --> 06:27.805
‫وقتی خبر فوتش رو شنیدم

06:28.222 --> 06:30.182
‫فوراً حرکت کردم تا بیام پیشت

06:30.933 --> 06:32.601
‫جات توی مراسم خاکسپاری خالی بود

06:34.478 --> 06:36.188
‫برادرزاده، تأسف‌باره که چنین پدری رو

06:36.522 --> 06:37.856
‫از دست دادی

06:37.981 --> 06:40.442
‫اونم وقتی که تازه وارد دنیای مردانگی شدی

06:41.652 --> 06:42.694
‫ممنون از لطفت

06:42.861 --> 06:44.279
‫اومدم کارهای آیزاک رو پیش ببرم

06:44.446 --> 06:46.031
‫و از یادگارش که تویی

06:47.157 --> 06:48.283
‫محافظت کنم

06:49.409 --> 06:52.121
‫می‌بینم اونقدری عاقل هستی که با خودت
‫محافظ بیاری

06:52.287 --> 06:53.831
‫هرچند اونقدر سرعت عمل
‫نداشتن که در صورت

06:53.997 --> 06:55.666
‫تهدید از جانب من، به کارت بیان

06:55.832 --> 06:57.835
‫خب خدمتکار مخصوص پدر رو که یادته،

06:58.001 --> 06:59.378
‫- آقای آرچ باگ
‫- آره

06:59.545 --> 07:02.881
‫و ایشونم جناب هنری گرنت، مشاورمون هستن

07:03.799 --> 07:05.592
‫هنری بیچامپ گرنت هستم، قربان

07:06.927 --> 07:08.595
‫- انگلیسی هستی؟
‫- اوهوم

07:08.762 --> 07:11.265
‫و از لحنت مشخصه که مرد نجیبی هستی

07:11.932 --> 07:13.475
چطور این اتفاق افتاد، پسرجان؟

07:13.892 --> 07:15.853
‫خب پدر هنری رو به خاطر توانایی‌هاش
‫انتخاب کرد

07:16.436 --> 07:19.148
‫منم نگهش داشتم چون بهم وفادار بوده

07:20.440 --> 07:22.568
‫البته هنوز مطمئن نیستیم، آقای گرانت

07:23.318 --> 07:24.736
‫«ارباب»

07:24.862 --> 07:26.822
‫منو درخور شأن و مقامم خطاب کن، آقای باگ

07:28.782 --> 07:30.826
‫عذر می‌خوام ارباب

07:32.202 --> 07:34.037
‫عمو، بیا همراهِ ما.
‫توی کالسکه جا هست.

07:34.621 --> 07:36.248
‫نزدیک لیوخ هستیم، اونجا با نامزدم

07:36.273 --> 07:37.791
‫و برادرهاش ملاقات می‌کنیم

07:38.125 --> 07:39.251
‫مطمئناً بدت نمیاد قبل از

07:39.418 --> 07:40.460
‫راهی شدن سمتِ برائمار،
‫کمی استراحت کنی

07:40.627 --> 07:43.005
‫خب همونجا می‌بینمت

07:43.714 --> 07:45.340
‫مشتاقم هر چه زودتر

07:45.465 --> 07:46.842
‫نامزدت رو ببینم

07:47.384 --> 07:48.635
‫دلم می‌خواد چهره‌ی دختری رو که

07:48.760 --> 07:50.179
‫توی نامه‌هات ازش گفتی، ببینم

07:50.637 --> 07:52.181
‫به زودی داماد میشی، پسرجان

07:52.514 --> 07:53.390
‫آره

07:53.557 --> 07:55.308
‫مطمئنم شیفته‌اش میشی

07:55.976 --> 07:57.227
‫شک ندارم

08:07.029 --> 08:09.031
‫پس توافق کردیم دیگه؟

08:09.156 --> 08:12.409
‫آره کالوم. چند بار باید بگم؟

08:12.993 --> 08:14.828
‫هر چند بار که من صلاح بدونم

08:15.787 --> 08:18.457
‫آینده و رفاه قبیله در گرو این موضوعـه

08:19.457 --> 08:21.335
‫بارِ بزرگی روی دوش‌مونه

08:21.501 --> 08:23.212
‫خب من که تاب و توانش رو دارم

08:23.545 --> 08:24.713
‫تو چی؟

08:24.880 --> 08:26.715
‫دوگل، هر چقدر می‌خوای جلوی من لاف بزن

08:27.382 --> 08:29.593
‫ولی نگرانیت رو حس می‌کنم

08:29.760 --> 08:31.094
‫و اگه من بتونم حسش کنم...

08:31.220 --> 08:33.054
‫پس شامه‌ی خوبی برای تشخیص
‫نگرانی داری، درست میگم؟

08:33.222 --> 08:35.515
‫بحثِ مراسم شکار سالانه‌ی ارل مار وسطه

08:35.640 --> 08:37.534
‫خودتم می‌دونی که همه چشم‌ها
‫به ما دوخته میشه

08:37.559 --> 08:38.602
‫آره

08:38.727 --> 08:40.979
‫چشم پیرمردهایی که منتظرن
‫پاچه‌خواری‌شون رو بکنیم

08:41.145 --> 08:44.483
‫اون پیرمردها نفوذ و ثروت دارن

08:44.900 --> 08:46.068
‫و می‌تونن تخم‌هات رو ببرن

08:46.235 --> 08:47.569
‫و توی سینی تقدیمت کنن

08:47.736 --> 08:50.197
‫پس بهتره حد و حدودت رو فراموش نکنی

08:50.530 --> 08:52.491
‫کوچیک‌ترین اشتباهی، برامون گرون تموم میشه

08:52.658 --> 08:55.661
‫پس باید قبل از اینکه ریسک
‫کنیم، هر چند بار که صلاح دونستم

08:56.328 --> 08:57.788
‫بهم اطمینان خاطر بدی

08:58.288 --> 08:59.957
‫می‌خواید برید برائمار قمار کنید

09:00.123 --> 09:01.625
‫و شانس‌تون رو امتحان کنید؟

09:01.792 --> 09:04.253
‫بحثِ ما راجع به مسائل قبیله‌ست
‫که به تو ربطی نداره الن

09:04.419 --> 09:05.671
‫گمونم حق با تو باشه

09:06.255 --> 09:08.048
‫من صرفاً یه مهره‌ام برای تضمین

09:08.215 --> 09:10.300
‫اتحاد محکم و سودمند با گرنت‌ها

09:10.467 --> 09:11.593
‫الن مکنزی

09:11.760 --> 09:14.012
‫بالاخره سرنوشتت رو قبول کردی

09:14.179 --> 09:17.140
‫خب همه‌مون نمی‌تونیم
‫به عقایدمون پایبند بمونیم،

09:17.516 --> 09:18.642
‫مگه نه، دوگل؟

09:20.102 --> 09:21.603
‫عذر می‌خوام، ارباب

09:21.770 --> 09:23.647
‫آقا صبر نکردن تا معرفی بشن

09:23.939 --> 09:25.774
‫و آقا کی باشن؟

09:25.941 --> 09:27.776
‫مالکوم مک‌کینن گرنت

09:32.114 --> 09:33.532
‫از دیدنتون خوشحالم

09:33.699 --> 09:34.992
‫الن مکنزی

09:36.118 --> 09:38.453
‫از آشنایی با شما خوشحالم آقای گرنت

09:39.037 --> 09:40.497
‫منو عمو صدا کن

09:40.664 --> 09:42.040
‫به‌زودی فامیل میشیم

09:43.458 --> 09:44.584
‫هر چی شما بگید

09:46.545 --> 09:47.796
‫تنهامون بذارید

09:48.797 --> 09:50.215
‫ما تنهاتون بذاریم؟

09:52.092 --> 09:53.343
‫هدفم از اومدن

09:53.510 --> 09:54.469
‫آشنایی با شما نبوده

09:55.053 --> 09:56.805
‫مایلم با خواهرتون صحبت کنم

10:00.183 --> 10:01.852
‫حواستون باشه کسی مزاحممون نشه

10:22.664 --> 10:25.500
‫به لیوخ خوش اومدید... عمو

10:26.877 --> 10:29.171
‫حب برادرزاده

10:30.839 --> 10:33.592
‫بیایید با هم آشنا بشیم و طوری صحبت کنیم

10:33.759 --> 10:35.802
‫که انگار یه عمره همدیگه رو می‌شناسیم

10:37.346 --> 10:39.056
‫هر طور شما راضی باشید

10:39.222 --> 10:41.658
‫چیزی که راضیم می‌کنه
همسری بی‌همتا

10:41.683 --> 10:42.893
‫برای برادرزاده‌امـه

10:43.643 --> 10:47.356
‫آوازه‌ی زیبایی و هوش سرشارت به گوشم رسیده

10:47.773 --> 10:51.193
‫در واقع مالکوم به ندرت از چیزِ دیگه‌ای
‫می‌نویسه

10:52.569 --> 10:54.661
‫حسن نظرشون باعث افتخار بنده‌ست، جناب

10:55.686 --> 10:59.326
‫زمزمه‌هایی راجع به
پاکدامن بودن یا نبودنت هم

10:59.351 --> 11:01.519
‫به گوشم رسیده

11:04.539 --> 11:06.750
‫اگه منظورتون شایعاتیه که
‫راجع‌به من پخش شده...

11:06.875 --> 11:09.169
‫می‌خوام خودت بهم بگی که

11:09.194 --> 11:12.197
‫چرا پاکدامنیت زیر سوال رفته

11:13.799 --> 11:17.552
‫این‌ها همه‌ش شایعات و یاوه‌گویی‌های
‫مرد بدنامی بود

11:17.677 --> 11:19.012
‫که هدفش فقط لکه‌دار کردنِ

11:19.037 --> 11:20.569
‫نامِ نیک خانواده‌امـه

11:21.848 --> 11:23.433
‫پاکدامنیم هم ثابت شد

11:24.726 --> 11:26.770
‫به نفعته که با مردی مثل
‫من روراست باشی، دخترجان

11:27.521 --> 11:29.314
‫چون بلدم حقیقت هرچیزی رو کشف کنم

11:32.484 --> 11:35.487
‫خیلی برام باارزشه که می‌خواید منو
‫براساس شایستگی‌هام قضاوت کنید، نه شایعات

11:35.654 --> 11:38.407
‫پدرِ خودمم بهم یاد داد برای قضاوتِ صحیح

11:38.824 --> 11:40.909
‫تمام جنبه‌ها و شواهد رو در نظر بگیرم

11:43.453 --> 11:46.665
‫اینم از اون هوش سرشاری
‫که تعریفش رو شنیده بودم

11:47.915 --> 11:52.462
‫خوب می‌دونم که مالکوم برای هوشت
‫ارزش قائلـه

11:53.380 --> 11:58.051
‫ولی وفاداری برای خاندان گرنت
‫از همه‌چیز باارزش‌تره

11:58.176 --> 11:59.970
‫الان برادرزاده‌ام فکر می‌کنه

12:00.137 --> 12:02.389
‫دنیا دور تو می‌چرخه

12:03.557 --> 12:06.309
‫آیا براش همسری خوب

12:06.893 --> 12:10.021
‫و وفادار میشی؟

12:10.480 --> 12:12.732
‫شاید ما مکنزی‌ها جسور
‫و پرشور باشیم

12:13.733 --> 12:16.570
‫- و البته کنجکاو
‫- اوهوم

12:16.695 --> 12:20.407
‫گاهی هم بیش از حد یه دنده میشیم

12:21.825 --> 12:26.663
‫ولی وقتی پیوند زناشویی ببندیم،
‫تا ابد وفادار می‌مونیم

12:28.665 --> 12:30.167
‫می‌دونی، من پدرت رو می‌شناختم

12:31.042 --> 12:33.753
‫مردی که می‌تونست زیر بارونِ سیل‌آسا

12:33.920 --> 12:36.256
‫قانعت کنه خورشید داره می‌درخشه

12:36.423 --> 12:37.299
‫آره

12:37.632 --> 12:40.010
‫پدرم توانایی عجیبی در متقاعدکردن آدم‌ها داشت

12:41.011 --> 12:43.221
‫ولی خب لابد مادرم رو هم می‌شناختید

12:43.763 --> 12:45.515
‫همسرِ خوبی برای پدرم بود

12:46.558 --> 12:47.767
‫اوهوم

12:49.978 --> 12:51.646
‫اگه برای مالکوم همسر خوبی باشی

12:51.813 --> 12:54.399
‫هیچ کدورتی بین‌مون پیش نمیاد

12:56.359 --> 12:58.278
‫ولی حواست رو جمع کن بانو الن

12:58.445 --> 13:00.405
‫اگه قلبِ برادرزاده‌ام رو بشکنی

13:01.490 --> 13:03.575
‫قلبت رو از توی سینه‌ات بیرون می‌کِشم

13:24.137 --> 13:25.388
‫ببریدش آشپزخونه

13:25.555 --> 13:26.765
‫چشم خانم، الساعه

13:26.932 --> 13:28.058
‫برید دیگه. یالا

13:29.309 --> 13:30.727
‫گرنت‌ها اومدن

13:30.852 --> 13:32.062
‫باید بری استقبال

13:33.396 --> 13:34.564
‫دست‌هات یخ کرده

13:34.731 --> 13:36.566
‫- حالت خوبه؟
‫- نه

13:36.691 --> 13:38.235
‫چی شده؟
‫نکنه تب و لرز لتیشیا به تو هم سرایت کرده؟

13:38.360 --> 13:38.956
‫نه

13:38.981 --> 13:40.278
‫پس چی شده؟

13:41.196 --> 13:42.948
‫عموی مالکوم تهدیدم کرد

13:43.073 --> 13:45.283
‫که اگه قلبِ برادرزاده‌اش رو بشکنم،

13:45.408 --> 13:47.035
‫قلبم رو از سینه‌ام بیرون می‌کِشه

13:47.869 --> 13:50.455
‫همچین کاری از اون اهریمن پیر بعید نیست

13:51.289 --> 13:53.833
‫حواست باشه توی برائمار
‫نگاهت به مردِ دیگه‌ای نیفته

13:54.000 --> 13:55.043
‫اگه برایان بیاد چی؟

13:55.210 --> 13:56.920
‫محض رضای خدا تمومش کن دخترجان

13:57.712 --> 14:01.049
‫چیزی نمونده بود که سرافکنده
‫از اون آزمایش بیرون بیای

14:01.174 --> 14:02.884
‫دفعه‌ی بعدی دیگه اونقدرها
‫شانس نمیاری

14:03.760 --> 14:05.262
‫با این اوصاف باید هفت‌خط و مکار باشیم

14:05.428 --> 14:06.763
‫تا شب زفافت مشکلی پیش نیاد

14:06.930 --> 14:08.848
‫و مطمئن بشیم سر زمان مقرر خونریزی کنی

14:09.015 --> 14:10.433
‫وای پناه بر خدا

14:11.142 --> 14:12.269
‫به اینش فکر نکرده بودم

14:12.435 --> 14:13.853
نگران نباش، عزیزم

14:14.312 --> 14:15.939
‫به وقتش یه فکری به حالش می‌کنیم

14:16.648 --> 14:18.108
‫زن‌ها از وقتی حوا اون سیب رو خورد،

14:18.275 --> 14:19.526
‫این حقه رو به مردها می‌زنن

14:20.277 --> 14:22.654
‫ولی مبادا کوچیک‌ترین نگاهی

14:22.821 --> 14:26.408
‫به مردی جز مالکوم گرنت کنی

14:27.158 --> 14:29.119
‫وگرنه حداقل جونِ یکی‌تون رو می‌گیرن

15:01.438 --> 15:05.664
‫« قلعه‌ی برائمار »

15:13.872 --> 15:16.249
‫بابت فوت پدرت متأسفم

15:17.000 --> 15:18.460
‫ممنونم

15:18.835 --> 15:20.170
‫حضور خانواده‌ات توی مراسم خاکسپاریش

15:20.195 --> 15:21.362
‫یه دنیا برام ارزش داشت

15:22.881 --> 15:24.883
‫حتماً خیلی دلت براش تنگ شده

15:25.925 --> 15:27.010
‫آره

15:27.427 --> 15:30.805
‫دلتنگشم. همونطور که تو
‫دلتنگِ پدرتی

15:31.514 --> 15:32.724
‫آره

15:33.767 --> 15:36.227
‫هنوزم منتظرم بیاد سر میز صبحونه

15:37.437 --> 15:40.440
‫وقتی جای خالیش رو می‌بینم،
‫دلم می‌شکنه

15:42.567 --> 15:44.319
‫می‌فهمم چی میگی

15:45.403 --> 15:48.281
‫برای من بیشتر اون جزئیات کوچیک اهمیت داشت

15:49.616 --> 15:54.037
‫قبل از اینکه زبون باز کنم،
‫یه چیزهایی براش می‌بردم تا نشونش بدم

15:58.583 --> 15:59.459
‫یه سنگ‌ریزه زیبا

16:00.877 --> 16:02.212
‫چوبی که تهش دو شاخه شده

16:02.379 --> 16:05.006
‫یا حتی تخم یه پرنده

16:05.924 --> 16:07.425
‫همیشه براش جالب بود

16:08.551 --> 16:11.179
‫از چیزهایی که پیدا می‌کردم،
‫تعریف می‌کرد و راجع بهشون گپ می‌زدیم

16:12.681 --> 16:14.849
‫خوشحالم فرصت داشتم تو رو بهش نشون بدم

16:19.312 --> 16:21.481
‫رابطه‌ی من و بابام هم همینطور بود

16:22.857 --> 16:26.361
‫البته بیشتر چیزهایی بود که
‫توی کتاب‌ها می‌خوندم،

16:27.028 --> 16:29.364
‫چند بیت شعر و این‌جور چیزها

16:32.659 --> 16:34.994
‫مرگ پدرم باعث شد ذهنم بازتر بشه

16:36.329 --> 16:37.831
‫زندگی کوتاهـه

16:38.790 --> 16:40.667
‫و ما باید نهایت تلاش‌مون رو بکنیم

16:42.001 --> 16:44.295
‫نمی‌خوام بیش از این وقت رو تلف کنم

16:46.214 --> 16:47.424
‫الان که ارباب شدم

16:48.007 --> 16:50.677
‫تنها خواسته‌ام اینه که
‫همسرم بشی

16:53.638 --> 16:54.931
‫بریم؟

17:03.148 --> 17:05.400
‫حضورت همیشه نعمتـه

17:17.036 --> 17:18.496
‫اون مک‌مورتریـه

17:19.247 --> 17:20.498
‫یا خودِ خدا

17:20.665 --> 17:22.083
‫- از دارودسته‌ی گالوگلاس‌ها؟
‫- آره

17:22.250 --> 17:23.752
‫کی این آدم‌کُش‌ها رو دعوت کرده؟

17:23.917 --> 17:26.253
‫هر کی که توانایی پرداخت دستمزدشون رو داشته

17:27.172 --> 17:29.674
‫وقتشه یه چرخی توی خیمه بزنید

17:30.091 --> 17:31.676
‫و قبل از اینکه ارل مار بهمون خوشامد بگه

17:31.801 --> 17:33.928
‫یه بار دیگه افراد حاضر رو به خاطر بسپارید

17:35.930 --> 17:38.683
‫وقت برای دختربازی زیاده

17:57.869 --> 17:59.204
‫الن اینجاست

18:00.789 --> 18:02.290
‫با مالکوم گرنت

18:05.960 --> 18:07.837
‫دردناکه، نه؟

18:08.922 --> 18:10.190
‫تماشای معشوقت

18:10.215 --> 18:11.800
‫در کنارِ یه مرد دیگه

18:12.467 --> 18:13.927
‫- آره
‫- آره

18:14.093 --> 18:16.012
‫خب اون دختر از کفت رفت

18:17.055 --> 18:18.723
‫اگه نظر منو بخوای، به نفعشم هست

18:18.890 --> 18:20.809
‫یادم نمیاد نظرت رو پرسیده باشم

18:20.975 --> 18:22.185
‫البته که نپرسیدی

18:22.352 --> 18:23.561
‫عادت داری بدون فکر کردن به عواقب کارت،

18:23.728 --> 18:25.855
‫به خواسته‌هات برسی

18:26.523 --> 18:28.983
‫تازه خبر دارم به خاطر تو

18:29.150 --> 18:31.694
‫مجبور شد چه مصیبتی رو تحمل کنه

18:34.113 --> 18:35.740
‫زنداییم همه‌چیز رو بهم گفته

18:37.116 --> 18:39.661
‫حداقل کنار مالکوم، خطری تهدیدش نمی‌کنه

18:47.252 --> 18:48.628
‫- حالتون چطوره؟
‫- روز بخیر

18:48.795 --> 18:50.380
‫- از دیدنتون خوشحالم
‫- منم از دیدنتون خوشحالم

18:50.880 --> 18:52.173
‫مورتا

18:57.720 --> 19:00.390
‫بیا بگو چی دیدی و چی شنیدی

19:01.140 --> 19:03.184
‫میگن امسال یه مهمون ویژه توی مراسم هست،

19:03.351 --> 19:04.936
‫از دوستانِ خاص ارل

19:05.436 --> 19:07.856
‫قراره خود ارل شخصاً معرفیش کنه

19:09.941 --> 19:11.776
‫می‌خوان برای استوارت‌ها پول جمع کنن؟

19:12.277 --> 19:13.403
‫نمی‌دونم

19:13.820 --> 19:15.613
‫ولی روسای قبایل ثروتمند و بانفوذ اسکاتلند

19:15.780 --> 19:17.782
‫همه توی مراسم هستن

19:17.949 --> 19:20.535
‫آره، بهترین جاهای نزدیک قلعه رو

19:20.660 --> 19:22.871
‫برای خودشون گرفتن

19:23.037 --> 19:25.748
‫و بقیه‌مون باید کنار آغل اسب‌ها
‫چادر بزنیم

19:28.710 --> 19:31.337
‫برو یه دور دیگه بزن و خبر بیار

20:10.209 --> 20:11.210
‫جولیا

20:11.377 --> 20:12.378
‫هنری

20:14.047 --> 20:15.590
‫این...

20:24.432 --> 20:26.517
‫جنابعالی کی باشن؟

20:28.102 --> 20:30.021
‫یکی که شیفته‌ی پسرمون شده

20:30.605 --> 20:34.400
‫ایشون هم پیشگویی رو شنیدن، درسته؟

20:35.068 --> 20:37.946
‫بله، گمونم همینطوره

20:38.363 --> 20:40.490
‫یه حامیِ انگلیسی

20:40.657 --> 20:43.576
‫واقعاً دنیا پر از شگفتی‌های کوچیکه

20:43.743 --> 20:45.954
‫من و همسرم غریبه‌بودنت رو

20:45.979 --> 20:47.231
‫پای عیب‌هات نمی‌ذاریم

20:47.538 --> 20:49.082
‫مگه نه، عزیزم؟

20:49.874 --> 20:51.334
‫درسته

20:55.088 --> 20:56.381
‫همسرتون؟

20:56.547 --> 20:58.758
‫بله، یه گل رز انگلیسی‌تبار،

20:58.925 --> 21:00.969
‫دلبری فریبنده که وارد زندگیم شد

21:01.094 --> 21:04.931
‫و با ظرافت و جذابیت بی‌اندازه‌اش دلم رو برد

21:05.431 --> 21:07.684
‫بانمک‌ترین پسربچه‌ی دنیا رو
‫نصیبش کردم

21:08.226 --> 21:09.644
‫مگه نه عزیزم؟

21:10.103 --> 21:11.771
‫بله سرورم

21:13.189 --> 21:14.399
‫ما رو ببخشید

21:14.816 --> 21:16.859
‫آدم‌های سرشناس زیادی
‫اینجا هستن که بانو فریزر

21:17.026 --> 21:18.486
‫و وارثم باید باهاشون آشنا بشن

21:30.248 --> 21:32.375
‫بهتون گفتم که استعدادِ خاصی توی جیم‌شدن داره

21:32.542 --> 21:34.335
‫نقطه ضعفش فاحشه‌هان

21:34.836 --> 21:36.462
‫اگه باز جیم شد، شک نکنید که

21:36.487 --> 21:38.239
‫کنار خیمه‌ی روسپی‌ها پیداش می‌کنید

21:38.506 --> 21:40.675
‫من می‌تونم بین ظاهرِ حرفه‌ای یک مرد

21:40.842 --> 21:43.469
‫و تمایلات شخصیش تفاوت قائل شم

21:43.636 --> 21:44.679
‫آقای باگ

21:45.346 --> 21:48.141
‫ارل روسای قبایل رو به جلسه فراخونده

21:48.266 --> 21:52.145
‫فوراً با من و برادرزاده‌ام همراه بشید

22:30.808 --> 22:32.560
‫اونا پسرهای مرحوم جیکوب هستن؟

22:33.686 --> 22:36.230
‫آره، اون کالومه، ارباب قبیله

22:36.397 --> 22:37.482
‫و اون یکی هم برادرش دوگله

22:37.648 --> 22:39.400
‫که فرمانده جنگِ قبیله‌ست

22:39.567 --> 22:41.760
‫شنیدم وقتی جیکوب سرخ‌مو
‫بدون تعیین جانشین از دنیا رفت،

22:41.785 --> 22:44.447
‫چه جنگ و جدلی توی قبیله‌ی مکنزی درگرفت

22:45.239 --> 22:48.076
‫ولی چرا رهبری قبیله رو بین

22:48.242 --> 22:51.621
‫ارباب و فرمانده جنگ تقسیم کردن؟

22:51.746 --> 22:53.498
‫خب دوگل جنگجوی ماهریه

22:53.956 --> 22:56.209
‫و می‌تونه افرادش رو به هر کاری ترغیب کنه

22:56.834 --> 22:59.754
‫ولی خلق و خوی درخورِ یه ارباب رو نداره

23:00.505 --> 23:02.148
‫باید اونا رو دو جزء اساسی بدونیم

23:02.173 --> 23:05.593
‫که در کنار هم یه کلیت قدرتمند رو تشکیل میدن

23:06.094 --> 23:07.804
‫دوگل زور بازوی قبلیه‌ی مکنزیه

23:08.429 --> 23:10.473
‫و کالوم مغز متفکرش

23:11.015 --> 23:13.017
‫پس باید باور کنیم
‫برادرزاده‌ات که تازه ارباب شده،

23:13.042 --> 23:17.296
‫هم زور بازو داره هم مغز متفکره؟

23:17.939 --> 23:21.359
‫زیر سوال بردن توانایی‌های اربابم
‫به ضررت تموم میشه، مک‌فیرسون

23:22.443 --> 23:25.029
‫خب حالا که با خواهرشون نامزد کردی،

23:25.571 --> 23:27.723
‫گمونم تکلیف خودت رو با این
‫رهبری دوپاره‌ی مکنزی‌ها

23:27.748 --> 23:30.285
‫روشن کردی

23:31.452 --> 23:32.453
‫همینطوره

23:42.296 --> 23:43.756
‫خوش آمدید آقایون

23:43.923 --> 23:45.383
‫همگی خوش آمدید

23:46.968 --> 23:50.138
‫مراسم شکار، رویداد سالانه‌ی محبوبِ منـه

23:50.263 --> 23:53.307
‫و خوشحالم که اینقدر ازش استقبال شده

23:53.975 --> 23:56.018
‫امیدوارم منو همراهی کنید

23:56.185 --> 24:00.148
‫تا از یه مهمون ویژه استقبال کنیم

24:09.866 --> 24:11.367
‫فکر نکنم نیاز به معرفی داشته باشم

24:11.534 --> 24:13.035
‫درسته، نیازی نیست

24:13.202 --> 24:15.288
‫ممنون از ارل مار

24:15.413 --> 24:16.664
‫این اینجا چیکار می‌کنه؟

24:16.831 --> 24:19.333
‫ممنون از بزرگوارانِ حاضر در این جمع

24:19.876 --> 24:21.377
‫خیلی‌هاتون منو می‌شناسید

24:22.170 --> 24:24.130
‫و هدف و مقصودم رو می‌دونید

24:25.423 --> 24:26.799
‫انگلیسی‌ها...

24:28.217 --> 24:30.178
‫انگلیسی‌ها قرن‌هاست

24:30.344 --> 24:32.805
‫که بدون هیچ دلیلی جز طمع

24:33.306 --> 24:35.766
‫به خانواده و قبیله‌ی من ظلم کردن

24:35.933 --> 24:36.851
‫آره

24:37.435 --> 24:39.020
‫و یه آلمانی متجاوز

24:39.187 --> 24:42.607
‫با استبدادش خیلی‌ها رو به ستوه آورده

24:43.983 --> 24:45.735
‫خیلی از شماها الان

24:45.902 --> 24:48.029
‫فقیرتر از سال‌های قبل شدین

24:49.614 --> 24:52.742
‫و بقیه‌تون هم

24:52.909 --> 24:55.161
‫با زر و سیم انگلیسی‌ها

24:55.912 --> 24:57.788
‫به خواب غفلت فرو رفتید

24:58.873 --> 25:02.043
‫بله، شاید سلطنت دستِ نوازش به سرتون بکشه

25:02.210 --> 25:04.378
‫منتها با اون یکی دست ازتون می‌چاپه

25:04.879 --> 25:06.339
‫دیر یا زود

25:06.505 --> 25:09.550
‫انگلیسی‌ها هم میفتن به جون‌تون

25:10.009 --> 25:13.971
‫گله‌هاتون رو چپاول می‌کنن،
‫زمین‌هاتون رو از چنگ‌تون درمیارن و

25:14.555 --> 25:16.182
‫یهتون انگِ یاغی‌گری می‌زنن

25:17.099 --> 25:19.352
‫یحتمل بعضی‌هاتون
‫پیش خودتون می‌گید:

25:20.144 --> 25:21.812
‫«این بلا سر من نمیاد

25:22.355 --> 25:24.232
‫من که همیشه به سلطنت وفادار بودم»

25:24.357 --> 25:27.693
‫خب، عزیزان، یه دورانی

25:28.361 --> 25:30.404
‫من هم اونقدر ابله بودم که
‫همین فکر رو می‌کردم

25:31.072 --> 25:33.491
‫ولی الان روبه‌روی خودم ابله نمی‌بینم

25:33.658 --> 25:34.784
‫آری

25:36.369 --> 25:38.537
‫تو چشم‌هاتون همون شوری رو می‌بینم که
‫تو وجودِ منه

25:39.330 --> 25:42.959
‫شورِ رقم‌زدنِ سرنوشت با دست‌های خودمون

25:43.125 --> 25:44.460
‫- آری
‫- بلی

25:44.627 --> 25:47.129
‫برای همینه که میگم
‫دیگه تعلل جایز نیست

25:47.255 --> 25:50.299
‫باید پادشاه برحق‌مون رو
‫به تاج‌وتختش برگردونیم

25:50.466 --> 25:52.134
‫آری!

25:52.260 --> 25:55.638
‫تا عدل‌وعدالت رو به مُلک اسکاتلند برگردونیم!

25:55.805 --> 25:58.099
‫من، راب روی،

25:59.183 --> 26:02.645
‫به نام آرمان استوارت
‫شمشیر از نیام خود می‌کشم و

26:03.396 --> 26:06.941
‫جانم رو هم فدای پادشاه برحق‌مون

26:07.483 --> 26:08.734
‫می‌کنم!

26:08.901 --> 26:10.861
‫آری!

26:10.987 --> 26:14.532
‫تا یه فرمانروای اسکاتلندی
‫از نسل فریزرها به سلطنت برسه و

26:15.116 --> 26:17.994
‫برای قرن‌ها قبایل رو زیر یه پرچم متحد کنه

26:18.494 --> 26:20.162
‫چه خطبه‌ی شورانگیزی از مک‌گرگور

26:20.579 --> 26:23.165
‫رک و پوست‌کَنده با صراحتی بی‌پرده

26:23.916 --> 26:26.627
‫بعدِ ماه‌ها که توی پارلمان غرقِ تعارفات و

26:26.794 --> 26:29.130
‫حرف‌های دوپهلو بودم،

26:29.255 --> 26:31.382
‫شنیدنش روحم رو جلا داد

26:32.341 --> 26:35.928
‫حالا دلیلِ اصلی این گردهمایی رو
‫خدمت‌تون عرض می‌کنم

26:36.429 --> 26:38.055
‫خواستم حرف‌های مک‌گرگور رو
‫مستقیم از خودش بشنوید و

26:38.180 --> 26:41.058
‫در نتیجه، این جمع از بزرگواران،

26:41.225 --> 26:42.768
‫جسارتاً،

26:44.312 --> 26:46.897
‫بتونن تکلیف‌شون رو با این آرمان مشخص کنن و

26:47.023 --> 26:48.774
‫پیمان ببندن

26:56.699 --> 26:58.826
‫بیاید امروز از بازی‌ها و فردا از

26:59.201 --> 27:00.828
‫شکار لذت ببریم

27:01.245 --> 27:03.331
‫بعدش هم دوباره گرد هم میایم و

27:03.789 --> 27:05.541
‫هر اربابی،
‫رأی موافق یا مخالف خودش رو

27:05.708 --> 27:08.377
‫در خصوص این آرمان اعلام می‌کنه

27:08.544 --> 27:10.796
‫خیال‌تون راحت،
‫فردا هر چه که رأی‌تون باشه،

27:10.921 --> 27:13.174
‫برای ترکِ اینجا هیچ‌گونه مانعی

27:13.341 --> 27:14.967
‫وجود نخواهد داشت

27:25.895 --> 27:28.397
‫من هم با شما هم‌عقیده‌ام، سرورم

27:28.564 --> 27:31.192
‫خب، خوشحالم که این رو می‌شنوم، لرد...

27:31.650 --> 27:32.360
‫لووات

27:32.526 --> 27:34.904
‫لرد سایمون لووات

27:35.654 --> 27:37.323
‫فردا با وارثم برمی‌گردم،

27:37.490 --> 27:40.159
‫مُسَلح به اطلاعاتی که بدون شک
‫برای این آرمان

27:40.326 --> 27:41.494
‫ارزشمند خواهد بود

27:42.995 --> 27:44.830
‫هرچند، مردانی اینجا هستن که
‫رسوای دوعالم هستن و

27:44.997 --> 27:46.999
‫لایق شنیدنش نیستن

27:47.917 --> 27:50.294
‫البته به‌جز شما

27:50.461 --> 27:52.421
‫ای فریزرِ دروغگویِ

27:52.588 --> 27:55.925
‫شارلاتان پست‌فطرت

27:58.677 --> 28:00.262
‫من که به شما لطف کردم

28:00.971 --> 28:03.557
‫در مورد اون فاحشه‌ی مکنزی بهتون هشدار دادم

28:03.724 --> 28:05.935
‫پاکدامنی اون دختر ثابت شد

28:06.102 --> 28:09.063
‫نه، نه، نه، محال ممکنه

28:09.230 --> 28:11.315
‫حتماً به گوشم می‌رسوندن

28:11.482 --> 28:13.275
‫از این خبرها نیست، فریزر

28:13.609 --> 28:14.944
‫می‌دونی چرا؟

28:15.111 --> 28:18.406
‫چون بیخود و بی‌جهت آتیش به پا می‌کنی

28:18.572 --> 28:21.575
‫تو برای پیش‌بردن نقشه‌های شومت،
‫در مورد نامزد برادرزاده‌ام،

28:21.742 --> 28:22.993
‫من‌باب وعده‌ی دروغین وارثت،

28:23.160 --> 28:25.413
‫یاوه‌گویی می‌کنی

28:25.579 --> 28:27.873
‫انگار که تخم‌وترکه‌ی گندیده‌ی تو

28:28.040 --> 28:29.250
‫به چشم ما چیزی جز

28:29.375 --> 28:30.793
‫- لکه‌ی ننگـه
‫- آری

28:30.918 --> 28:33.421
‫تو ابله منفوری بیش نیستی، فریزر

28:33.796 --> 28:35.673
‫هر کی هم که دروغ‌های مزخرفت رو باور می‌کنه،

28:35.840 --> 28:37.967
‫یکیه عین خودت

28:42.096 --> 28:44.974
‫متأسفانه دیگه بحثی بین من و شما نمی‌مونه

28:52.000 --> 28:59.000
آوا‌مــووی

29:06.495 --> 29:08.164
‫خدا آقای گرنت رو حفظ کنه

29:08.330 --> 29:10.499
‫لووات یه ثانیه بیشتر چرند می‌گفت،
‫ممکن بود دوتایی

29:10.624 --> 29:12.668
‫خونش رو بریزید کفِ تالار

29:12.835 --> 29:14.420
‫هنوز امروز تموم نشده

29:15.588 --> 29:18.257
‫اگه ارل خیال کرده
‫من قبیله‌مون رو به خاطر آرمان اونها

29:18.424 --> 29:20.759
‫به جنگ می‌فرستم، کور خونده

29:20.885 --> 29:22.845
‫شما دوگل مکنزی هستید، درست میگم؟

29:24.597 --> 29:25.306
‫من رو می‌شناسید؟

29:25.473 --> 29:26.432
‫آره

29:26.599 --> 29:28.017
‫هر مردی رو که حاضر باشه
‫یه صندوقچه سکه به آرمان ما ببخشه رو

29:28.184 --> 29:30.019
‫به خاطر می‌سپارم

29:31.020 --> 29:32.313
‫با خودت آوردیش؟

29:32.980 --> 29:34.023
‫نه

29:34.857 --> 29:36.233
‫موقع حمله‌ی نظامی‌ها به مزایده‌ی دام

29:36.400 --> 29:38.652
‫توی عمارت نیرن، غیبش زد، نه؟

29:39.987 --> 29:41.363
‫خب، شاید بعداً

29:41.530 --> 29:42.823
‫سر یه پیک مشروب بهم بگی

29:42.990 --> 29:44.408
‫کجا می‌تونم پیداش کنم

29:45.201 --> 29:46.994
‫آره، شاید

29:49.580 --> 29:52.625
‫آقایون، حال شما چطوره؟

29:57.630 --> 29:59.798
‫مک‌گرگور از کدوم‌ سکه‌ها حرف می‌زد؟

29:59.965 --> 30:01.550
‫شوخی می‌کرد. مک‌گرگور رو که می‌شناسی

30:01.717 --> 30:03.719
‫نه، نمی‌شناسم

30:04.261 --> 30:06.055
‫من با یاغی‌جماعت دم‌خور نمیشم

30:07.097 --> 30:08.891
‫وعده‌ی سکه به یعقوبی‌خواه‌ها دادی؟

30:09.058 --> 30:12.436
‫یه مقدار ناچیز از پول جهیزیه‌ی الن

30:12.561 --> 30:14.897
‫بدون اینکه حتی یه کلمه به من بگی؟

30:15.397 --> 30:16.857
‫با خودت چه فکری کردی؟

30:17.024 --> 30:18.442
‫مگه من ارباب این قبیله نیستم؟

30:18.609 --> 30:21.695
‫مگه نامزدِ خواهر ما
‫وفادار دوآتیشه‌ی سلطنت نیست؟

30:21.862 --> 30:23.239
‫اینجوری با من حرف نزن!

30:23.697 --> 30:25.366
‫من فرمانده‌ی جنگم، نه یه بچه!

30:25.533 --> 30:27.284
‫ولی مثل بچه‌ها رفتار می‌کنی!

30:27.451 --> 30:29.703
‫خودتون رو کنترل کنید

30:33.916 --> 30:37.336
‫ما اینجا جمع شدیم تا
‫درباره‌ی مسئله‌ی جنگ صحبت کنیم

30:37.795 --> 30:39.255
‫هنوز جنگی راه نیفتاده

30:39.672 --> 30:40.923
‫اول باید رأی‌گیری بشه

30:41.090 --> 30:42.341
‫حتی اگه بشه...

30:42.508 --> 30:44.593
‫این پولِ گرنت‌هاست که
‫تو داری باهاش قمار می‌کنی!

30:44.760 --> 30:47.972
‫حتی یه ذره هم به صلاح قبیله‌مون اهمیت نمیدی

30:48.889 --> 30:52.810
‫خودخواهی و کوته‌بین

30:53.686 --> 30:56.772
‫منو جوری گول زدی که
‫فکر می‌کردم تنها دغدغه‌ات

30:56.939 --> 30:59.525
‫خوش‌گذرونی با دخترهاست

30:59.692 --> 31:00.734
‫ولی نه!

31:05.906 --> 31:09.159
‫می‌دونستی ارل قصد داره
‫به بهونه‌ی این شکار روی مقاصدِ

31:09.326 --> 31:11.579
‫یعقوبی‌خواهانه‌اش سرپوش بذاره؟

31:12.288 --> 31:13.747
‫کار درستی می‌کنه

31:14.456 --> 31:16.083
‫قابل اعتماد نیستی

31:16.250 --> 31:17.668
‫آرمانِ من برحقه

31:18.085 --> 31:20.129
‫تو به قبیله‌مون اهمیت میدی، آره

31:21.130 --> 31:22.798
‫منتها دغدغه‌ی من، کل اسکاتلنده

31:22.923 --> 31:25.092
‫تو جلوی من زانو زدی

31:28.721 --> 31:30.306
‫یک بار دیگه بهم دروغ بگی،

31:31.390 --> 31:33.183
‫گالوگلاس‌ها رو اجیر می‌کنم تا

31:33.350 --> 31:35.686
‫زبونت رو از حلقومت بکشن بیرون

31:37.187 --> 31:38.480
‫حالا بگو ببینم،

31:39.148 --> 31:43.068
‫دیگه چه کوفتی رو داری ازم پنهون می‌کنی؟

33:36.682 --> 33:38.767
‫آبیه چشمم رو گرفته

33:38.934 --> 33:40.978
‫شرط می‌بندم اون پسر قرمزه می‌بره

33:46.900 --> 33:49.111
‫واقعاً شرمنده بابت وضعیتی که متحمل شدی

33:51.405 --> 33:52.823
‫از نگرانی داشتم دیوونه می‌شدم

33:54.908 --> 33:57.035
‫فکروخیال‌مون دست خودمونه،

33:57.745 --> 33:59.496
‫نه اتفاقاتِ زندگی

34:24.938 --> 34:27.024
‫اینجا برای جفت‌مون خطرناکه

34:28.984 --> 34:30.610
‫باید خیلی مراقب باشیم

34:36.909 --> 34:37.951
‫دوستت دارم

34:51.422 --> 34:54.092
‫دارم می‌بینم آقای گاون دنبالمه

34:55.010 --> 34:56.219
‫باید برم

34:56.386 --> 34:58.013
‫محفل خیاطی کنتس مار

35:00.724 --> 35:01.975
‫قرارمون

35:02.976 --> 35:05.062
‫بعداً تو کلیسای قدیمیِ توی محوطه‌ی قلعه

35:22.371 --> 35:24.456
‫دیر رسیدن به محفل خیاطی کنتس

35:24.623 --> 35:26.291
‫وجهه‌ی خوبی نداره

35:27.960 --> 35:29.795
‫کنتس منتظر می‌مونه

35:37.135 --> 35:38.136
‫چی شده؟

35:38.303 --> 35:39.346
‫ند

35:39.471 --> 35:40.556
‫دوگل

35:40.973 --> 35:42.057
‫تنهامون بذارید

35:51.900 --> 35:54.027
‫چی بهش گفتی، دوگل؟

35:58.490 --> 35:59.658
‫دوگل

36:00.033 --> 36:04.371
‫سَر و سِرت با حرومزاده‌ی فریزر

36:06.415 --> 36:08.083
‫پس بهم خیانت کردی

36:08.625 --> 36:11.336
‫من به تو جواب پس نمیدم، الن مکنزی

36:13.213 --> 36:15.007
‫ارباب من، کالومه

36:23.473 --> 36:26.226
‫چه فکری پیش خودت کردی، الن؟

36:28.353 --> 36:30.355
‫برایان فریزر

36:32.316 --> 36:33.483
‫بابا بود چی می‌گفت؟

36:33.609 --> 36:37.321
‫پای بابا رو وسط نکش

36:37.738 --> 36:41.116
‫چطور می‌تونی اینقدر بی‌فکر و بی‌عقل باشی؟!

36:41.658 --> 36:43.327
‫دشمن قسم‌خورده‌ی بابا!

36:44.411 --> 36:45.954
‫وای، حتی دوگل هم حاضر نمیشه
‫به فریزرها دست بزنه

36:46.121 --> 36:48.123
‫توقع ندارم منو بفهمی

36:48.248 --> 36:49.750
‫پس اینو بفهم:

36:49.875 --> 36:52.753
‫اگه لازم باشه میگم

36:53.170 --> 36:54.713
‫اون حرومزاده رو بکشن تا دست از سرت برداره

36:54.838 --> 36:58.300
‫اگه یه تار مو از سر برایان فریزر کم بشه،

36:58.842 --> 37:00.135
‫دیگه نه من، نه تو

37:01.219 --> 37:02.346
‫جدی میگم

37:02.888 --> 37:04.806
‫می‌دونی که مالکوم به حرفم گوش میده

37:05.641 --> 37:07.684
‫من عروسشم، می‌تونم قانعش کنم

37:07.809 --> 37:09.603
‫اتحاد و پول گرنت‌ها رو

37:09.770 --> 37:12.272
‫از قبیله‌ی مکنزی دریغ کنه

37:13.440 --> 37:15.275
‫اون‌وقت می‌خوای چیکار کنی، برادر؟

37:21.698 --> 37:24.576
‫باید بهم قول بدی
‫دیگه نزدیک اون فریزرِ حرومزاده نمیشی

37:24.743 --> 37:26.328
‫تو هم باید همین قول رو بهم بدی

37:26.954 --> 37:28.163
‫قبوله

37:29.665 --> 37:30.791
‫کاری به کارش ندارم

37:30.958 --> 37:32.459
‫نباید بذاری آسیبی بهش برسه

37:32.626 --> 37:34.503
‫بله، من فکرت رو می‌خونم، کالم

37:34.670 --> 37:37.422
‫چه به دستِ تو،
‫چه به دست هر کس دیگه‌ای،

37:37.589 --> 37:39.591
‫اتفاقی برای برایان بیفته...

37:39.758 --> 37:41.802
‫نمیذارم آسیبی بهش برسه

37:44.054 --> 37:45.889
‫از همین لحظه به بعد

37:48.433 --> 37:49.518
‫بهت قول میدم

37:51.478 --> 37:55.065
‫حالا نوبت توئه قول بدی سراغش نمیری

37:58.151 --> 38:02.197
‫باید برای همیشه ازش جدا بشی

38:08.453 --> 38:09.746
‫قول میدم

38:30.308 --> 38:31.518
‫آقای گرنت

38:33.061 --> 38:34.354
‫برایان بودی، درسته؟

38:34.646 --> 38:35.981
‫من خانمت رو می‌شناسم

38:36.481 --> 38:37.441
‫بله

38:38.233 --> 38:39.651
‫شرمنده باعث شدم

38:39.776 --> 38:41.194
‫دوباره از جولیا جدا بشی

38:41.695 --> 38:43.864
‫منتها اینو بدون که حتی یه لحظه هم

38:44.031 --> 38:45.282
‫از تلاش برای برگشتن پیش تو دست نکِشید

38:45.699 --> 38:48.201
‫ازدواجش با پدرم
‫اون چیزی نیست که به نظر میاد

38:49.244 --> 38:51.079
‫پس ماجرا چیه؟

39:07.679 --> 39:09.014
‫خانم بیچامپ

39:11.058 --> 39:14.061
‫متأسفانه حالا دیگه باید
‫بانو فریزر لووات صدام کنید

39:16.146 --> 39:18.065
‫با سایمون فریزر ازدواج کردی؟

39:18.231 --> 39:20.609
‫وصلتی بود که بهم تحمیل شد

39:22.194 --> 39:24.780
‫آخرین باری که دیدمت،
‫فرصت نشد حرف بزنیم

39:25.614 --> 39:27.657
‫درگیر مسئله‌ی مهم‌تری بودیم

39:28.909 --> 39:30.869
‫می‌خواستم دوباره ازت تشکر کنم

39:31.745 --> 39:34.247
‫تو و برایان جونم رو نجات دادید

39:35.040 --> 39:36.875
‫تا عمر دارم مدیون‌تونم

39:37.667 --> 39:39.169
‫خوشحالم کاری از دستم براومده

39:40.128 --> 39:42.297
‫برایان جونش رو هم برات میده

39:42.714 --> 39:44.758
‫عشقی که بین شماست، منو یادِ...

39:47.469 --> 39:48.595
‫یادِ چی؟

39:56.311 --> 39:58.230
‫تو رازهای منو می‌دونی،

39:59.022 --> 40:01.858
‫رازهایی که فاش‌شدن‌شون مساویه با تباهیِ من

40:03.276 --> 40:05.570
‫تو هم می‌تونی به من اعتماد کنی و
‫راز دلت رو بگی

40:07.531 --> 40:09.074
‫تو و برایان...

40:10.325 --> 40:12.994
‫من رو یادِ عشقِ خودم و هنری میندازید

40:13.161 --> 40:14.871
‫هنری معشوقته؟

40:15.956 --> 40:19.709
‫شوهرمه، عشق زندگیم

40:20.585 --> 40:22.921
‫با این حال، مجبورت کردن با لووات ازدواج کنی

40:23.088 --> 40:25.048
‫از سر ناچاری بود

40:26.216 --> 40:28.343
‫من و هنری همدیگه رو گم کردیم و

40:30.137 --> 40:31.930
‫چند وقتی از هم دور بودیم

40:34.141 --> 40:36.268
‫چطور می‌تونی با این حسی که به هنری داری،

40:36.893 --> 40:38.687
‫بودن با لووات رو تحمل کنی؟

40:41.189 --> 40:42.566
‫عذاب‌آوره

40:47.821 --> 40:52.075
‫اختیار خودم رو هم ندارم.
‫نه می‌تونم جایی برم یا حرفی بزنم

40:53.118 --> 40:55.078
‫نمی‌تونم به هنری بگم چی بهم گذشته

40:55.787 --> 40:57.289
‫اینکه واقعاً چه حسی دارم

40:58.999 --> 41:01.710
‫بهش بگم برای محافظت از بچه‌مون،

41:01.877 --> 41:05.130
‫دست به خیانتی زدم که

41:05.297 --> 41:07.007
‫هرگز بخشیده نمیشه

41:09.050 --> 41:10.594
‫ازخودگذشتگیِ بزرگیه

41:12.804 --> 41:16.349
‫هر کسی به خاطر عزیزش این کارو می‌کنه، نه؟

41:17.225 --> 41:19.686
‫به قیمت تیکه‌تیکه‌شدنِ خودمون...

41:21.021 --> 41:25.942
‫هر طوری که شده، سپر بلای اونها میشیم

41:28.862 --> 41:33.283
‫چون داغِ از دست دادن‌شون،
‫بهاییه که نمیشه پرداخت

41:37.204 --> 41:38.246
‫آره

42:21.414 --> 42:23.375
‫وای که چقدر دلم برات تنگ شده بود

42:26.336 --> 42:28.505
‫بیا بریم تو که کسی ما رو نبینه

42:29.089 --> 42:29.881
‫نه، نه

42:30.048 --> 42:31.091
‫نمیشه

42:33.009 --> 42:33.969
‫آره

42:34.427 --> 42:35.762
‫آره، راست میگی

42:36.263 --> 42:38.640
‫بعدِ اون بلایی که سرت اومد،
‫نباید بی‌احتیاطی کنیم

42:41.268 --> 42:42.310
‫چیه؟

42:43.478 --> 42:44.604
‫چیزی شده؟

42:45.981 --> 42:47.190
‫الن، چی شده؟

42:47.357 --> 42:49.442
‫ما نمی‌تونیم با همدیگه باشیم، برایان

42:51.528 --> 42:52.529
‫یه راهی پیدا می‌کنیم

42:52.696 --> 42:53.613
‫نه

42:55.031 --> 42:57.951
‫من لجباز و خودسر بودم

42:59.077 --> 43:00.245
‫تو هیچی نداری

43:00.412 --> 43:02.622
‫نه تنها یه وجب خاک هم به نامت نیست

43:03.957 --> 43:06.167
‫بلکه پسر نامشروع یکی از پست‌ترین و

43:06.334 --> 43:08.586
‫بی‌اخلاق‌ترین ارباب‌های ارتفاعاتی

43:09.337 --> 43:11.464
‫چند وقتی دلم رو بهت باختم

43:11.881 --> 43:13.508
‫اما دیگه دلم باهات نیست

43:13.675 --> 43:14.968
‫ما با هم عهد بستیم

43:15.135 --> 43:17.470
‫من به مالکوم گرنت قول دادم

43:21.308 --> 43:24.477
‫قلب من فقط برای تو می‌تپه

43:24.644 --> 43:26.396
‫خودت بهتر از هر کسی می‌دونی

43:27.147 --> 43:28.565
‫قلب تو هم...

43:29.607 --> 43:31.401
‫قلب تو هم برای من می‌تپه

43:36.573 --> 43:37.782
‫دیگه چیزی بین ما نیست

43:37.949 --> 43:40.327
‫من دوستت دارم، الن مکنزی

43:41.536 --> 43:43.079
‫می‌دونم تو هم منو دوست داری

43:43.246 --> 43:44.581
‫جذبت شده بودم

43:44.873 --> 43:46.249
‫ولی مطمئن نیستم عشق بوده باشه

43:46.374 --> 43:47.208
‫معلومه که عشقه

43:47.375 --> 43:48.918
‫نه، حرف تو دهن من نذار

43:49.377 --> 43:50.628
‫من خودم عاقل و بالغم

43:51.046 --> 43:54.049
‫عاشق تو هم نیستم، برایان فریزر

43:54.215 --> 43:55.717
‫شاید هیچوقت نبودم

45:18.508 --> 45:20.218
‫اون مردکِ جانمازآبکشِ بدبخت کیه که

45:20.343 --> 45:22.929
‫شرافت منو زیر سؤال می‌بره؟

45:24.472 --> 45:26.850
‫تو! کدوم گوری بودی وقتی

45:27.016 --> 45:28.143
‫بازخواستم کردن و نادیده‌ام گرفتن و

45:28.268 --> 45:30.437
‫عین یه تیکه آشغال باهام رفتار کردن؟

45:30.603 --> 45:31.479
‫به تو ربطی نداره

45:31.646 --> 45:33.189
‫آره، پسره‌ی گستاخ

45:33.314 --> 45:34.899
‫تو که ازم نخواستی بیام پیشت و

45:35.442 --> 45:36.985
‫حتی اگه هم می‌خواستی،
‫بودونبودِ من

45:37.152 --> 45:38.736
‫- چه فرقی به حالت داشت؟
‫- دقیقاً

45:38.903 --> 45:40.655
‫هیچ فرقی نداشت، چون...

45:40.822 --> 45:42.991
‫یه بزدل بی‌بخاری

45:43.324 --> 45:44.492
‫رقت‌انگیزی

45:44.659 --> 45:47.036
‫با یه نسیم هم از پا درمیای

45:48.455 --> 45:50.623
‫انگار حتی عرضه نداری
‫دست‌وحسابی یه زن رو بکنی

45:50.790 --> 45:52.542
‫اگه نیمچه‌مرد هم بودی،
‫اون دختره‌ی

45:52.667 --> 45:54.419
‫مکنزی الان باکره نبود

45:54.586 --> 45:55.962
‫اون‌وقت جلوی کل خانواده‌اش و

45:56.129 --> 45:59.257
‫همه‌ی قبایل رسوا می‌شد!

45:59.424 --> 46:01.759
‫منتها هیچ کاری ازت برنیومد

46:01.926 --> 46:03.803
‫اون هم وقتی که
‫لقمه رو حاضر و آماده انداختن جلوت!

46:03.928 --> 46:06.097
‫بسه، مرتیکه‌ی خبیث!

46:06.264 --> 46:07.599
‫ولم کن!

46:14.147 --> 46:16.399
‫هنوز درس عبرت نشد برات، پسر؟

46:18.026 --> 46:19.986
‫نمی‌دونی تهِ این کارها به کجا ختم میشه؟

46:25.867 --> 46:28.703
‫تو جز رسوایی و ننگ چیزی برای من نداشتی!

46:29.120 --> 46:31.789
‫دیگه نماینده‌ی من برای شکار نیستی

46:32.916 --> 46:34.959
‫مورتا جات میاد

46:35.126 --> 46:37.378
‫جنابعالی برو هیزم بشکن

46:37.545 --> 46:38.880
‫تو...

46:41.007 --> 46:42.884
‫تو پسر من نیستی

46:43.510 --> 46:45.678
‫چه بهتر! از شرّت خلاص شدم

47:08.201 --> 47:09.619
‫آقای گرنت

47:09.786 --> 47:11.162
‫آقای گاون

47:12.163 --> 47:13.790
‫سلامت باشید

47:14.916 --> 47:17.669
‫امیدوار بودم زودتر از اینها
‫توی قلعه‌ی گرنت ببینمت

47:17.835 --> 47:20.547
‫اما با فوتِ آیزاک...

47:21.005 --> 47:25.093
‫اگه خودش نمی‌مُرد، من می‌کشتمش

47:25.593 --> 47:26.844
‫دروغ تحویلم دادن، ند

47:27.011 --> 47:29.389
‫کاری کردن که باور کنم زن و

47:29.556 --> 47:31.933
‫بچه‌ام مُردن

47:32.475 --> 47:35.144
‫ولی اینجان، توی برائمار

47:35.520 --> 47:37.564
‫زنده‌ان، منتها اصلاً حال‌وروزِ خوشی ندارن

47:37.730 --> 47:39.148
‫زنده‌ان؟

47:39.816 --> 47:41.568
‫اینجان؟

47:42.527 --> 47:44.737
‫چقدر سنگدلن که همچین دروغی گفتن

47:44.904 --> 47:46.948
‫ناراحت شدم

47:47.532 --> 47:51.369
‫من نمی‌تونم بدون جولیا و پسرم از اینجا برم

47:52.161 --> 47:55.790
‫قطعاً دیگه هم نمی‌تونم برگردم و
‫به گرنت‌ها خدمت کنم

47:55.957 --> 47:58.459
‫باید فرار کنم

48:01.129 --> 48:03.381
‫اگه خدایی‌نکرده کسی بفهمه
‫من کمکت کردم...

48:03.548 --> 48:04.507
‫می‌دونم

48:05.383 --> 48:07.093
‫می‌دونم خواسته‌ی بزرگیه

48:07.844 --> 48:10.471
‫اگه کس دیگه‌ای رو داشتم که
‫می‌تونستم بهش اعتماد کنم

48:10.597 --> 48:12.223
‫یا راهِ دیگه‌ای جلو پام بود...

48:13.433 --> 48:16.185
‫من نمی‌خوام اتفاقی برات بیفته، ند

48:17.437 --> 48:19.397
‫من هم زمانی توی یه شرایطی بودم که

48:19.522 --> 48:21.524
‫باید هر چه زودتر فرار می‌کردم

48:22.942 --> 48:24.193
‫انگار برای سه نفر

48:24.319 --> 48:26.279
‫کالسکه لازم داری

48:26.696 --> 48:27.822
‫درسته

48:29.824 --> 48:32.577
‫فردا تموم دارودسته‌ی گرنت‌ها،
‫من‌جمله آقای باگ،

48:32.744 --> 48:36.331
‫سرگرم شکار بزرگن

48:36.497 --> 48:38.416
‫تو اون چند ساعت،

48:38.916 --> 48:41.669
‫کسی دنبال تو نیست که
‫کجا میری یا چیکار می‌کنی

48:46.841 --> 48:48.176
‫خب، ممنون

48:48.718 --> 48:50.428
‫هیچوقت این لطفت رو فراموش نمی‌کنم

48:51.846 --> 48:53.806
‫پس دوست به چه دردی می‌خوره؟

48:59.646 --> 49:02.815
‫میشه یه لطف دیگه هم در حقم بکنی؟

49:03.232 --> 49:04.776
‫در مقایسه با لطفی که الان

49:04.942 --> 49:06.653
‫در حقم کردی، خیلی کوچیکه

49:14.202 --> 49:15.328
‫بانوی من؟

49:16.037 --> 49:17.080
‫روزتون بخیر

49:17.246 --> 49:18.831
‫آقای گاون، من دوست هنری هستم

49:19.374 --> 49:22.543
‫این از طرف ایشونه

50:29.902 --> 50:31.654
‫بانو الن

50:31.821 --> 50:34.323
‫کالم. کدبانو فیتز

50:35.074 --> 50:37.493
‫خوشحالم که می‌بینم شکار رو
‫از دست ندادید، بانو الن

50:37.660 --> 50:39.787
البته اگه زیبایی شما بذاره
روی هدفم تمرکز کنم

50:39.954 --> 50:41.956
مطمئنم تیرتون خطا نمیره

50:42.123 --> 50:43.708
‫اگه یه سیاه‌خروس سر راهم سبز بشه،

50:43.875 --> 50:45.585
‫بال‌هاش رو تقدیم شما می‌کنم که
‫کلاه‌تون رو باهاش تزئین کنید

50:47.253 --> 50:49.213
‫چه هدیه‌ی قشنگی

50:53.718 --> 50:55.553
‫الحق که آقاست

50:55.720 --> 50:58.264
‫ارباب خاندان گرنت هم هست

50:58.431 --> 51:00.808
‫خوش به‌حالت همچین آقایی نصیبت شده

51:01.309 --> 51:04.061
‫آره، خوش به حالم

52:09.669 --> 52:10.503
‫مورتا

52:13.214 --> 52:15.258
‫برو

52:27.270 --> 52:28.521
‫مگه نگفتی دیگه باهام کاری نداری؟

52:28.688 --> 52:32.024
‫اگه قرار باشه کسی تو رو بکشه،
‫اون یه نفر منم

53:04.974 --> 53:06.100
‫جولیا

53:06.267 --> 53:07.643
‫وای، هنری

53:08.477 --> 53:09.896
‫عزیزدلم، تو رو خدا منو ببخش

53:10.062 --> 53:11.564
‫دیگه نمی‌دونستم چطوری
‫جونِ پسرمون رو نجات بدم

53:11.731 --> 53:14.942
‫می‌خواستن بکشنش،
‫شاید هم از من می‌گرفتنش

53:15.860 --> 53:17.653
‫تنها یادگارم از تو بود، واسه همین...

53:19.238 --> 53:21.574
‫حتی فکر کردن بهش هم حالم رو بد می‌کنه

53:22.658 --> 53:24.994
‫الان فقط این مهمه که
‫تو و ویلیام رو پیدا کردم

53:25.411 --> 53:26.746
‫منو می‌بخشی؟

53:26.913 --> 53:28.414
‫برایان سیر تا پیاز همه‌چی رو برام گفت

53:28.831 --> 53:30.374
‫چیزی برای بخشیدن وجود نداره

53:33.085 --> 53:34.128
‫پسرمون کو؟

53:34.545 --> 53:36.088
‫پیش دایه‌ست

53:36.631 --> 53:38.132
‫بانو فریزر

53:38.883 --> 53:40.593
‫دایه داره با محافظِ لووات،

53:40.718 --> 53:42.345
‫یعنی بالاک میاد

53:42.762 --> 53:43.930
‫بیا لدرز

53:44.096 --> 53:45.306
‫یه نشونه دم درختِ کنارِ

53:45.473 --> 53:46.891
‫دیوارِ خراب‌شده میذارم

53:49.435 --> 53:51.646
‫نشونه رو پیدا می‌کنم میام پیشت

53:55.232 --> 53:57.485
‫قبلاً اومده بود از سایمون تعریف کرده بود

53:57.652 --> 53:59.570
‫انگار خبر پیشگویی فریزرها

53:59.695 --> 54:00.988
‫داره پخش میشه

54:14.460 --> 54:17.463
‫وقتش رسیده رأی خودتون رو
‫در خصوص این جنبش اعلام کنید

54:19.632 --> 54:21.175
‫موافق‌ها؟

54:21.342 --> 54:22.677
‫آری!

54:22.843 --> 54:25.429
‫بیاید پادشاه استوارت رو برگردونیم!

54:27.598 --> 54:31.310
‫بله، قبیله‌ی گرنت هم در کنار شماست

54:44.991 --> 54:48.953
‫ما جیمز ادوارد استوارت رو

54:49.078 --> 54:51.580
‫جیمز هشتم اسکاتلند و

54:51.706 --> 54:55.960
‫سوم انگلستان، ولز و ایرلند اعلام می‌کنیم

55:19.400 --> 55:20.860
‫چرا این کارو کردی؟

55:21.444 --> 55:22.528
‫چرا خودت و قبیله رو

55:22.695 --> 55:23.696
‫یهو قاتی آرمان استوارت کردی؟

55:23.863 --> 55:24.822
‫باید یه تصمیمی‌ می‌گرفتیم، پسر

55:24.947 --> 55:26.032
‫داری پاتو از گلیمت درازتر می‌‌کنی، عمو

55:26.198 --> 55:27.241
‫ارباب‌جماعت تعلل نمی‌شناسه

55:27.408 --> 55:29.076
‫با قاطعیت عمل می‌کنه

55:30.036 --> 55:31.620
‫افرادش، قبیله، اونهایی که
‫چشم به ما دوختن تا

55:31.787 --> 55:34.582
‫ببینن بعد از مرگ پدرت دووم میاریم یا نه،

55:34.749 --> 55:37.043
‫باید می‌دیدن که ما اهل عملیم،

55:37.209 --> 55:39.503
‫هنوز هم سرِ پاییم

55:40.546 --> 55:42.089
‫به عنوان اربابت،

55:43.174 --> 55:45.051
‫بابت مشورت حکیمانه‌ات ممنونم

56:06.238 --> 56:08.657
‫مشتاقم روز عروسی‌مون ببینم‌تون

56:09.500 --> 56:29.500
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
