﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:08,042
‫<font color="lime">« نگهبانان »</font>

2
00:00:08,066 --> 00:00:17,066
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

3
00:00:18,572 --> 00:00:20,904
‫متشکریم. تا لحظاتی دیگر شما را به

4
00:00:20,906 --> 00:00:23,009
‫سری مدار ماهواره‌ی ترو وصل خواهیم کرد

5
00:00:23,012 --> 00:00:25,570
‫اتصال به آنتن مریخ

6
00:00:25,572 --> 00:00:30,404
‫در ۵... ۴... ۳... ۲...

7
00:00:30,406 --> 00:00:33,279
‫اتصال بالایی کامل شد.
‫هم‌‌اکنون در حال انتقال هستید

8
00:00:33,281 --> 00:00:36,446
‫گیرنده را برداشته و صحبت کنید

9
00:00:36,448 --> 00:00:38,572
‫دکتر منهتن به شما گوش میده

10
00:00:41,406 --> 00:00:44,198
‫سلام. باز منم

11
00:00:45,864 --> 00:00:47,488
‫می‌خوام یه جوک برات تعریف کنم

12
00:00:47,490 --> 00:00:49,614
‫اگه قبلاً شنیدی حرفم رو قطع کن

13
00:00:53,490 --> 00:00:56,448
‫یه آجرچینی هست

14
00:00:57,198 --> 00:00:58,904
‫کارش حرف نداره

15
00:00:58,906 --> 00:01:01,154
‫تو کارش استاده

16
00:01:01,156 --> 00:01:03,071
‫چون دقیقـه

17
00:01:03,073 --> 00:01:05,532
‫هر آجری جای خودش رو داره
‫«داستان قهرمان آمریکایی؛ مینت‌من»

18
00:01:10,572 --> 00:01:12,154
‫بگذریم، این طرف یه دختر داره

19
00:01:12,156 --> 00:01:13,682
‫و قراره بهش آجرچینی رو یاد بده،

20
00:01:13,684 --> 00:01:17,114
‫چون هر چی نباشه،
‫مَرده و میراثش

21
00:01:18,365 --> 00:01:20,987
‫پس بابایی تصمیم می‌گیره
‫توی حیاط پشتیش یه باربکیو بسازه

22
00:01:20,989 --> 00:01:24,904
‫حساب کتاب می‌کنه،
‫می‌فهمه دقیقاً چی لازم داره،

23
00:01:24,907 --> 00:01:27,546
‫و به دخترش همه چیزو یاد میده

24
00:01:27,548 --> 00:01:29,920
‫قدم به قدم

25
00:01:29,922 --> 00:01:32,546
‫کارش که تموم میشه،
‫یه شاهکار میشه

26
00:01:32,548 --> 00:01:34,171
‫باربکیوی محشری میشه،

27
00:01:34,173 --> 00:01:36,964
‫میشه عین نقشه‌های ساختش

28
00:01:37,631 --> 00:01:39,423
‫فقط اینکه...

29
00:01:41,048 --> 00:01:43,881
‫یه آجز زیاد اومده بوده

30
00:01:44,631 --> 00:01:48,421
‫فقط... یه دونه... آجر

31
00:01:48,423 --> 00:01:50,254
‫طرف وحشت می‌کنه

32
00:01:50,256 --> 00:01:52,171
‫حتماً یه جا اشتباه کرده

33
00:01:52,173 --> 00:01:54,754
‫باید از نو شروع کنه

34
00:01:54,756 --> 00:01:57,254
‫واسه همین پُتکش رو برمیداره
‫تا همه چیزو خُرد کنه

35
00:01:57,256 --> 00:02:01,837
‫یهو دخترش میگه:
‫«بابا، وایسا. یه فکری دارم.»

36
00:02:01,839 --> 00:02:04,379
‫اون آجرِ باقیمونده رو برمیداره

37
00:02:04,381 --> 00:02:07,004
‫و با تمام توانش...

38
00:02:07,006 --> 00:02:09,214
‫میندازتش هوا

39
00:02:10,422 --> 00:02:11,878
‫و... و...

40
00:02:11,881 --> 00:02:14,129
‫صبح بخیر. چه کمکی ازم برمیاد؟

41
00:02:14,131 --> 00:02:16,504
‫و... بعدش...

42
00:02:16,506 --> 00:02:17,756
‫لعنتی!

43
00:02:18,548 --> 00:02:20,631
‫گند زدم. چیزه...

44
00:02:21,964 --> 00:02:23,629
‫خیلی‌خب...

45
00:02:23,631 --> 00:02:26,296
‫بیخیال این جوکه.
‫یه دونه دیگه برات تعریف کنم؟

46
00:02:28,214 --> 00:02:31,046
‫کشوهای تخمی رو خالی کن! یالا!

47
00:02:31,048 --> 00:02:33,254
‫همه بخوابن زمین!

48
00:02:34,964 --> 00:02:36,922
‫پول‌ها، جون بکَن!

49
00:02:56,497 --> 00:02:58,330
‫گمشو عقب!

50
00:02:59,340 --> 00:03:01,754
‫گروگان رو آزاد کن. تموم شده

51
00:03:01,756 --> 00:03:04,214
‫از کجا می‌دونستی میایم اینجا؟

52
00:03:05,173 --> 00:03:07,879
‫یعنی، یه آدم ناشناس بهت خبر داد؟

53
00:03:07,881 --> 00:03:09,046
‫چی؟

54
00:03:09,048 --> 00:03:12,670
‫لعنتی! اگه کار اف‌بی‌آی باشه چی؟

55
00:03:12,672 --> 00:03:16,046
‫چون به این کارت میگن،
‫اجراى خودسرانه‌ى قانون‌، درسته؟

56
00:03:16,048 --> 00:03:17,629
‫آخه کارت غیرقانونیه

57
00:03:17,631 --> 00:03:19,129
‫به عقل جن هم خطور نمی‌کنه

58
00:03:19,131 --> 00:03:21,504
‫که مأمورهای اف‌بی‌آی بهت خبر داده باشن

59
00:03:21,506 --> 00:03:24,171
‫که قراره از این بانک دزدی بشه

60
00:03:24,173 --> 00:03:26,506
‫امکان نداشت بتونی بفهمی
‫دارن برات پاپوش درست می‌کنن

61
00:03:27,381 --> 00:03:30,797
‫واِلا دم به تله‌شون نمی‌دادی، مگه نه؟

62
00:03:35,214 --> 00:03:36,714
‫لعنتی

63
00:03:54,360 --> 00:03:55,818
‫چیه؟

64
00:04:03,381 --> 00:04:06,046
‫به بچه‌هاتون هم گفتم، جناب،
‫پشت راه‌بندها بایستین!

65
00:04:06,048 --> 00:04:09,212
‫خانم‌ها و آقایون،
‫لطفاً جلو نیاید

66
00:04:09,214 --> 00:04:11,340
‫اینجا یه صحنه‌ی جرمه

67
00:04:12,006 --> 00:04:14,171
‫- کارتون عالی بود
‫- دستبندهات رو بده

68
00:04:17,343 --> 00:04:18,757
‫هِی، بلیک

69
00:04:18,760 --> 00:04:20,919
‫از کجا می‌دونستی
‫زره‌ش جلوی گلوله‌ها رو می‌گیره؟

70
00:04:20,922 --> 00:04:22,588
‫به‌منظور امنیت خودتان و

71
00:04:22,590 --> 00:04:24,795
‫حفظ یکپارچگی صحنه‌ی جرم...

72
00:04:24,797 --> 00:04:27,962
‫- چرنده! چرنده!
‫- عقب بایستید!

73
00:04:31,256 --> 00:04:33,920
‫آهای! چرا دارین بازداشتش می‌کنید؟
‫اون یه قهرمانه!

74
00:04:33,922 --> 00:04:36,504
‫لطفاً! جلو نیاید!

75
00:04:36,506 --> 00:04:39,421
‫اون یه قهرمان نیست!

76
00:04:39,423 --> 00:04:41,296
‫اون مضحکه‌ی همه‌ست

77
00:04:41,298 --> 00:04:42,964
‫پلیس دیوث!

78
00:04:48,941 --> 00:04:52,503
‫«یه زباله‌ی فضایی اون رو کُشت»

79
00:04:52,506 --> 00:04:54,048
‫دیوو رو بخش کن

80
00:04:59,005 --> 00:05:02,005
‫♪ آهنگ: Space Junk ♪
‫♪ از: Devo ♪

81
00:05:02,029 --> 00:05:09,029
‫(در این آهنگ، زنی به نام سالی توسط زباله‌های فضایی کُشته می‌شود
‫سالی نام مادر لوری و اولین شبح ابریشمی در کمیک‌ها بوده است
‫که به عنوان این قسمت نیز ارتباط پیدا می‌کند)

82
00:05:34,797 --> 00:05:36,129
‫دیوو رو قطع کن

83
00:05:40,298 --> 00:05:42,672
‫- سناتور کین
‫- مأمور بلیک

84
00:05:43,784 --> 00:05:45,615
‫ببخشید که توی خونه مزاحمتون میشم

85
00:05:45,618 --> 00:05:47,353
‫۳ تا پیام برای دفترتون گذاشتم

86
00:05:47,356 --> 00:05:50,129
‫- توی دفترم نبودم
‫- مشخصه

87
00:05:50,131 --> 00:05:52,171
‫شنیدم که اون انتقام‌جوی معروف رو گرفتین

88
00:05:52,173 --> 00:05:55,046
‫- تبریک میگم
‫- انتقام‌جوی خالی. معروف نبود

89
00:05:55,048 --> 00:05:58,212
‫اونو که ماه پیش گرفتم.
‫امروز آقای سایه رو گرفتیم

90
00:05:58,214 --> 00:05:59,421
‫خب، ایول، بلیک

91
00:05:59,423 --> 00:06:01,504
‫از طرف مالیات‌دهنده‌های آمریکایی،

92
00:06:01,506 --> 00:06:03,171
‫ممنون که نمیذاری این مرفه‌های عوضی

93
00:06:03,173 --> 00:06:05,546
‫که لباس قهرمان‌ها رو می‌پوشن،
‫خیابون‌هامون رو ناامن کنن

94
00:06:05,548 --> 00:06:07,214
‫خواهش می‌کنم

95
00:06:10,340 --> 00:06:12,839
‫- میشه بیام داخل؟
‫- بله

96
00:06:21,359 --> 00:06:24,556
‫- میشه یه نگاهی بندازم؟
‫- مراقب انگشتات باش

97
00:06:32,131 --> 00:06:34,423
‫- اسمش چیه؟
‫- هو (=کی؟)

98
00:06:35,089 --> 00:06:36,340
‫جغده رو میگم

99
00:06:37,214 --> 00:06:39,962
‫اسمش «هو»ـه. خودت ازش بپرس
(یادآور جغد شب دوم)

100
00:06:45,797 --> 00:06:48,712
‫وقت‌هایی که توی شهر نیستی می‌تونی
‫بدی یکی ازش مراقبت کنه؟

101
00:06:48,714 --> 00:06:50,546
‫قراره از شهر خارج بشم، جو؟

102
00:06:50,548 --> 00:06:53,504
‫فردا، قائم‌مقام قراره تو رو بفرسته

103
00:06:53,506 --> 00:06:56,254
‫تالسا تا مسئولیت یه تحقیقات رو به‌عهده بگیری

104
00:06:56,256 --> 00:06:59,548
‫- چرا در جریان این قضیه‌ای؟
‫- چون خودم ازش اینو خواستم

105
00:07:00,340 --> 00:07:02,920
‫آها. قراره راجع به تحقیق کنم؟

106
00:07:02,922 --> 00:07:07,421
‫- رئیس‌پلیس رو گلاویز کردن
‫- حلق‌آویز. می‌شناختیش؟

107
00:07:07,423 --> 00:07:10,004
‫یکم. آدم خوبی بود

108
00:07:10,006 --> 00:07:12,463
‫زنش رئیس ستاد انتخاباتی سنای من بود

109
00:07:12,465 --> 00:07:14,879
‫ملت فکر می‌کنن سوارنظام اونو کُشته

110
00:07:14,881 --> 00:07:16,588
‫ولی نظر تو این نیست

111
00:07:16,590 --> 00:07:18,837
‫سوارنظام همیشه مسئولیت قتل
‫پلیس‌هایی که می‌کُشه رو به‌عهده می‌گیره،

112
00:07:18,839 --> 00:07:20,797
‫منتها این بار جیک‌شون هم در نیومده

113
00:07:21,590 --> 00:07:22,962
‫فکر می‌کنی کار یه خودخوانده بوده؟

114
00:07:22,964 --> 00:07:25,712
‫- لابد
‫- چرا؟

115
00:07:25,714 --> 00:07:27,588
‫اسمش رو بذار حسادت حرفه‌ای

116
00:07:27,590 --> 00:07:29,611
‫خودخوانده‌ها الانش هم به پلیس‌ها
‫به دید دشمن‌شون نگاه می‌کنن

117
00:07:29,614 --> 00:07:31,153
‫حالا چون نقاب می‌زنن
‫بهشون حسادت هم می‌کنن

118
00:07:31,156 --> 00:07:34,212
‫خب، جو، احتمالاً نباید به پلیس‌ها
‫اجازه‌ی نقاب زدن می‌دادین

119
00:07:34,214 --> 00:07:35,590
‫جواب میده

120
00:07:36,334 --> 00:07:39,207
‫از زمان تصویب ق‌د‌ا‌پ، جرم و جنایت
‫توی تالسا ۸۰٪ کم شده

121
00:07:39,210 --> 00:07:41,754
‫- و همینطور توی سایر شهرها
‫- اسمش رو گذاشتین ‌ق‌د‌ا‌پ؟

122
00:07:41,756 --> 00:07:43,795
‫قانون دفاع از پلیس

123
00:07:43,797 --> 00:07:45,879
‫اونقدر سرواژه‌ی خوبیه که بقیه‌ی شهرها هم می‌خوان،

124
00:07:45,881 --> 00:07:47,463
‫بهمون ملحق بشن و توی شهرهاشون مصوبش کنن

125
00:07:47,465 --> 00:07:50,588
‫آتلانتا، نیواورلئانز،
‫حتی دنور

126
00:07:50,590 --> 00:07:52,504
‫نقاب جان آدم‌ها رو نجات میده

127
00:07:52,506 --> 00:07:56,296
‫اسم و رسم من بر اساس همین ایده‌ست

128
00:07:56,298 --> 00:07:59,171
‫پلیس‌ها ۳ سال صلح رو
‫اونجا پابرجا نگه داشتن

129
00:07:59,173 --> 00:08:01,129
‫حالا یکی می‌خواد جنگ راه بندازه

130
00:08:01,131 --> 00:08:04,423
‫اگه موفق بشه، همه چیز به باد میره

131
00:08:05,048 --> 00:08:07,672
‫اونوقت تو رئیس‌جمهور نمیشی

132
00:08:10,964 --> 00:08:12,962
‫لوری، می‌دونی...

133
00:08:12,964 --> 00:08:15,171
‫رئیس‌جمهور می‌تونه برای هر کس
‫که بخواد، حکم عفو صادر کنه

134
00:08:15,173 --> 00:08:16,670
‫هر کس

135
00:08:16,672 --> 00:08:21,265
‫حتی می‌تونه جغدت رو هم از قفسش آزاد کنه
ایهام به آزاد کردن دَن درایبرگ یا همان)
(جغد شب دوم با عفو ریاست‌جمهوری

136
00:08:21,289 --> 00:08:24,289
:افراد در تابلوی پشت)
(شبح ابریشمی، جغد شب، دکتر منهتن و آزیمندیس

137
00:08:25,465 --> 00:08:28,631
‫اکلاهمای خراب‌شده

138
00:08:40,506 --> 00:08:44,048
‫خیلی‌خب. بیخیال اون آجره.
‫یه جوک جدید میگم

139
00:08:45,214 --> 00:08:48,712
‫۳ تا قهرمان می‌میرن، و همه‌شون
‫جلوی دروازه‌‌های بهشت ظاهر میشن

140
00:08:48,714 --> 00:08:51,712
‫خداوند باید سرنوشت ابدی‌شون رو تعیین کنه

141
00:08:51,714 --> 00:08:54,795
‫برن بهشت... یا جهنم

142
00:08:54,797 --> 00:08:57,629
‫قهرمان شماره‌ی یک شبیه یه جغد گنده لباس پوشیده
(باز هم اشاره به جغد شب دوم)

143
00:08:57,631 --> 00:08:59,879
‫خدا بهش میگه: «من به تو استعداد

144
00:08:59,881 --> 00:09:02,171
‫اختراع چیزهای حفن رو دادم

145
00:09:02,173 --> 00:09:05,379
‫با این استعداد فوق‌العاده چیکار کردی؟

146
00:09:05,381 --> 00:09:09,962
‫آقا جغده میگه: «من از این
‫کشتی‌های پرنده‌ی خفن

147
00:09:09,964 --> 00:09:12,546
‫و کلی پوشش باحال و سلاح ساختم،

148
00:09:12,548 --> 00:09:14,964
‫تا بتونم صلح رو برای مردم شهر
‫به ارمغان بیارم»

149
00:09:15,714 --> 00:09:19,214
‫خدا ازش می‌پرسه: «خب، چند نفر رو کُشتی؟»

150
00:09:20,714 --> 00:09:22,379
‫انگار به آقا جغده برمی‌خوره

151
00:09:22,381 --> 00:09:26,048
‫میگه: «حتی یه نفر رو هم نکُشتم»

152
00:09:27,131 --> 00:09:31,087
‫خدا اخم می‌کنه. میگه: «شرمنده، آقا جغده

153
00:09:31,089 --> 00:09:33,004
‫«تو قساوت قلب نداری،

154
00:09:33,006 --> 00:09:35,381
‫فقط زیادی دل‌رحمی»

155
00:09:36,881 --> 00:09:38,922
‫بعد خدا یه بشکن می‌زنه

156
00:09:41,672 --> 00:09:43,881
‫و قهرمانه میره جهنم

157
00:09:47,839 --> 00:09:49,588
‫هنگ هفتم سوارنظام

158
00:09:49,590 --> 00:09:53,046
‫از قرار معلوم این اسم مربوط به
‫آخرین‌ پایدارى کاستره، ولی چه اهمیتی داره؟

159
00:09:53,048 --> 00:09:55,920
‫اینها همون کوکلاکس‌ کلانن،
‫فقط نقاب‌هاشون فرق می‌کنه

160
00:09:55,922 --> 00:10:00,962
‫اولین بار، بعد از تصویب شدن قانونِ
‫قربانیان خشونت نژادی پیداشون شد

161
00:10:00,964 --> 00:10:04,004
‫سیاه‌پوست‌ها اومدن تالسا
‫تا حق و حقوقشون رو بگیرن،

162
00:10:04,006 --> 00:10:06,588
‫زمین خریدن، کسب و کار شروع کردن

163
00:10:06,590 --> 00:10:09,004
‫بر کسی پوشیده نیست که وقتی قرار باشه
‫زندگی رنگین‌پوست‌ها سر و سامون بگیره،

164
00:10:09,006 --> 00:10:12,004
‫سفیدپوست‌ها چقدر خوش‌برخورد و مددکارن

165
00:10:12,006 --> 00:10:14,504
‫ولی توی آمریکای رابی ردفورد،

166
00:10:14,506 --> 00:10:18,212
‫پلیس‌ها از همه محافظت می‌کنن،
‫واسه همین سفیدپوست‌ها مقاومت کردن

167
00:10:18,214 --> 00:10:22,254
‫توی تالسا هر کسی رو که فکر می‌کردن
‫با برترپندارها مرتبطه شناسایی کردن،

168
00:10:22,256 --> 00:10:24,920
‫خونه‌شونو می‌گردن، تفنگاشون رو می‌گیرن...

169
00:10:24,922 --> 00:10:27,212
‫حتی بابابزرگ‌ها

170
00:10:27,214 --> 00:10:29,256
‫اما مشخصاً، یه عده رو از قلم...

171
00:10:31,672 --> 00:10:33,129
‫این دیگه چه کوفتیه؟

172
00:10:33,131 --> 00:10:37,629
‫چیزه... بخشی از دفترچه‌ى خاطرات‌ رورشاکـه

173
00:10:37,631 --> 00:10:40,129
‫سوارنظام نقاب اون رو می‌زنه، قربان

174
00:10:40,131 --> 00:10:43,795
‫با خودم گفتم شاید به‌خاطر زمینه‌ی روانشناسی،

175
00:10:43,797 --> 00:10:46,504
‫- شاید بخواین...
‫- الان سال ۱۹۸۰ ئه، پیتی؟

176
00:10:46,506 --> 00:10:49,629
‫نه، قربان

177
00:10:49,631 --> 00:10:51,754
‫پس کی به رورشاک اهمیت میده؟

178
00:10:51,756 --> 00:10:53,131
‫اسلاید بعد

179
00:10:54,381 --> 00:10:57,920
‫حملات هماهنگِ همزمان
‫به خونه‌‌های نیروی پلیس تالسا

180
00:10:57,922 --> 00:10:59,920
‫حتی به خانواده‌ی پلیس‌ها هم حمله کردن

181
00:10:59,922 --> 00:11:04,631
‫فقط چند نفر زنده موندن، از جمله جاد کرافورد

182
00:11:05,631 --> 00:11:07,670
‫به جز چند نفر که تیر خوردن و استعفا ندادن،

183
00:11:07,672 --> 00:11:09,504
‫بقیه‌ی پلیس‌ها کنار کِشیدن

184
00:11:09,506 --> 00:11:11,504
‫امکان استخدام نیروی پلیس جدید هم نبود،

185
00:11:11,506 --> 00:11:15,212
‫چون تضمینی نبود که سوارنظام
‫دوباره چنین کاری نکنه

186
00:11:15,214 --> 00:11:17,465
‫حالا سناتور گاوچرون وارد میشه
(اشاره به کین)

187
00:11:18,173 --> 00:11:19,962
‫«اگه جواب آتش، آتشـه،

188
00:11:19,964 --> 00:11:22,754
‫پاسخ نقاب هم نقابـه!»

189
00:11:22,756 --> 00:11:25,338
‫نقاب‌های زرد بیارید

190
00:11:25,340 --> 00:11:27,754
‫خب، پس پلیس‌ها چهره‌شون رو مخفی کردن،

191
00:11:27,756 --> 00:11:29,797
‫و آدم بدها از محل زندگی‌شون اطلاع نداشتن

192
00:11:30,590 --> 00:11:34,465
‫کیه که هویت مخفی نخواد. مگه نه، بلیک؟

193
00:11:35,173 --> 00:11:36,423
‫درسته، رئیس

194
00:11:37,172 --> 00:11:41,086
‫صلح به تالسا برگشت، تا هفته‌ی پیش

195
00:11:41,089 --> 00:11:45,338
‫که جاد کرافورد از یه درخت آویزون شده بود

196
00:11:45,340 --> 00:11:49,340
‫ح-ل-ق-آ-و-ی-ز

197
00:11:51,340 --> 00:11:52,506
‫چراغ‌ها رو روشن کن

198
00:11:53,631 --> 00:11:56,421
‫بلیک مسئول تحقیقاته.
‫جت توی باند فرودگاهه

199
00:11:56,423 --> 00:11:58,046
‫دو ساعت دیگه پرواز می‌کنین،

200
00:11:58,048 --> 00:11:59,588
‫- پس...
‫- نه. فقط من

201
00:11:59,590 --> 00:12:00,546
‫بله؟

202
00:12:00,548 --> 00:12:01,879
‫اگه یه لشکر از مأموران فدرال بریزن تالسا

203
00:12:01,881 --> 00:12:03,754
‫اداره‌ی پلیس‌شون همکاری نمی‌کنه

204
00:12:03,756 --> 00:12:05,795
‫می‌تونم تنهایی تحقیقات رو پیش ببرم

205
00:12:05,797 --> 00:12:09,212
‫لوری، نباید تنهایی بری اونجا

206
00:12:09,214 --> 00:12:12,340
‫باشه. با خودم...

207
00:12:14,256 --> 00:12:15,839
‫اینم می‌برم

208
00:12:38,590 --> 00:12:40,837
‫فرودمون در خاک تالسا رو شروع می‌کنیم

209
00:12:40,839 --> 00:12:42,881
‫مأمورین، لطفاً کمربند خود را ببندید

210
00:12:49,964 --> 00:12:51,590
‫منم یکی آوردم

211
00:12:55,590 --> 00:12:59,129
‫- سوراخ داره
‫- واسه خوابیدن نیست

212
00:12:59,131 --> 00:13:01,423
‫سرپرست فرگت توی جلسه‌ی توجیهی گفت...

213
00:13:02,340 --> 00:13:06,212
‫با خودم گفتم اگه پلیس‌ها اینو می‌پوشن...

214
00:13:06,214 --> 00:13:08,795
‫پس باید همرنگ جماعت بشم، مگه نه؟

215
00:13:08,797 --> 00:13:10,298
‫این ضرب‌المثل برای تالسا صادق نیست

216
00:13:10,922 --> 00:13:14,714
‫تو یه مأمور فدرالی،
‫نه رنجر تنهای لعنتی

217
00:13:17,631 --> 00:13:19,962
‫درسته. فهمیدم

218
00:13:19,964 --> 00:13:23,463
‫اگه می‌خواین از پنجره
‫بیرون رو نگاه کنید،

219
00:13:23,465 --> 00:13:27,131
‫به «ساعت هزاره» دید داریم

220
00:13:40,423 --> 00:13:44,254
‫«به دستاوردهای من نگاه کن و حسرت بخور»

221
00:13:44,256 --> 00:13:45,506
‫چی؟

222
00:13:46,340 --> 00:13:47,629
‫بانو ترو توی مراسم کلنگ‌زنیِ

223
00:13:47,631 --> 00:13:50,129
‫ساعت هزاره این رو گفت

224
00:13:50,131 --> 00:13:55,631
‫بعد از اینکه بانو ترو شرکت آدرین واید
‫رو خرید، اینو بلند خطاب به اون گفت

225
00:13:57,131 --> 00:13:59,338
‫بالأخره مرگش رو اعلام کردن،

226
00:13:59,340 --> 00:14:02,129
‫یه رفیق توی سفارت آرژانتین دارم

227
00:14:02,131 --> 00:14:04,129
‫که میگه واید جراحی پلاستیک کرده،

228
00:14:04,131 --> 00:14:06,506
‫و الان به صورت ناشناس اونجا زندگی می‌کنه

229
00:14:07,714 --> 00:14:10,004
‫شما قدیم‌ها می‌شناختینش، مگه نه؟

230
00:14:10,006 --> 00:14:12,504
‫وقتی که آزیمندیس بود؟

231
00:14:14,006 --> 00:14:17,004
‫- امضای من رو می‌خوای؟
‫- جان؟

232
00:14:17,006 --> 00:14:19,504
‫خب، به‌وضوح خیلی دوست داری
‫از گذشته سر در بیاری،

233
00:14:19,506 --> 00:14:22,006
‫پس، می‌خوای امضا کنم؟

234
00:14:23,214 --> 00:14:27,962
‫پایان‌نامه‌ی من راجع به
‫اعتصاب پلیس توی سال ۱۹۷۷ بود،

235
00:14:27,964 --> 00:14:30,588
‫وقتی که شما و دوست پسر سابقتون
‫توی واشنگتن بودین

236
00:14:30,590 --> 00:14:34,048
‫منظورم از دوست پسر سابق،
‫دکتر منتهتنـه

237
00:14:34,839 --> 00:14:38,588
‫قوی‌ترین موجود هستی

238
00:14:38,590 --> 00:14:41,087
‫شرمنده که تظاهر به نشاختن‌تون نمی‌کنم

239
00:14:41,089 --> 00:14:44,629
‫آخه باید آدم‌های «معروف» رو
‫به حال خودشون بذاریم، منتها...

240
00:14:44,631 --> 00:14:48,212
‫شما منو آوردین اینجا، مأمور بلیک

241
00:14:48,214 --> 00:14:50,463
‫قبل از اینکه استخدام اف‌بی‌آی بشم

242
00:14:50,465 --> 00:14:52,463
‫و با اسلاید پروژکتور کار کنم،

243
00:14:52,465 --> 00:14:54,381
‫دکتری تاریخ گرفتم

244
00:14:55,173 --> 00:14:56,548
‫پس...

245
00:14:57,548 --> 00:15:00,214
‫پس جوری باهام برخورد نکنین که انگار...

246
00:15:01,590 --> 00:15:03,340
‫یه طرفدارام

247
00:15:09,214 --> 00:15:11,340
‫بله. آدرین واید رو می‌شناختم

248
00:15:14,340 --> 00:15:16,548
‫منم طرفدار نیستم

249
00:15:24,214 --> 00:15:26,129
‫چی می‌گفتم؟

250
00:15:26,131 --> 00:15:28,590
‫آره، درسته

251
00:15:30,922 --> 00:15:36,754
‫دروازه‌های بهشت منتظرن تا خدا
‫تکلیف قهرمان دوم‌مون رو مشخص کنه

252
00:15:36,756 --> 00:15:39,254
‫قهرمان شماره‌ی دو خاطرجمعـه که
‫جواز بهشت رفتنش رو جور می‌کنه،

253
00:15:39,256 --> 00:15:44,087
‫چون این استعداد خدادادیشـه... هوش

254
00:15:44,089 --> 00:15:48,254
‫بعضی‌ها می‌گفتن اون
‫باهوش‌ترین آدم دنیاست

255
00:15:48,256 --> 00:15:51,421
‫خدا ازش پرسید:
‫«با مغز بزرگی که بهت دادم چیکار کردی؟»

256
00:15:51,423 --> 00:15:53,087
‫آقای پرمدعا میگه: «خب،

257
00:15:53,089 --> 00:15:56,546
‫در واقع من انسانیت رو نجات دادم»

258
00:15:56,548 --> 00:15:59,920
‫خدا می‌پرسه:‌ «خب، چه‌جوری؟»

259
00:15:59,922 --> 00:16:05,463
‫اونم میگه: «من یه ماهی‌مرکب فضایی گنده انداختم تو نیویورک
‫(اشاره به آزیمندیس و اقدام وی)

260
00:16:05,465 --> 00:16:07,171
‫همه اونقدر ازش وحشت کردن

261
00:16:07,173 --> 00:16:09,256
‫که دیگه از هم‌نوع‌هاشون نترسیدن»

262
00:16:11,048 --> 00:16:15,173
‫خدا میگه: «خیلی‌خب...

263
00:16:16,381 --> 00:16:18,463
‫چند نفر رو کُشتی؟»

264
00:16:18,465 --> 00:16:20,754
‫آقای پرمدعا لبخند می‌زنه

265
00:16:20,756 --> 00:16:23,087
‫میگه: «کم و بیش ۳ میلیون.

266
00:16:23,089 --> 00:16:27,107
‫اگه بخوای املت درست کنی، باید چند تا تخم‌مرغ بشکونی»
‫(تضمین از دیالوگ تایلر دردن در فیلم باشگاه مبارزه)

267
00:16:27,131 --> 00:16:29,004
‫خدا میگه: «یا پیغمبر،

268
00:16:29,006 --> 00:16:32,089
‫تو یه هیولایی»

269
00:16:32,797 --> 00:16:35,173
‫آقای پرمدعا میگه: «نیستم!»

270
00:16:36,672 --> 00:16:38,006
‫خدا یه بشکن می‌زنه

271
00:16:39,131 --> 00:16:41,629
‫قهرمان‌مون میره جهنم

272
00:16:51,756 --> 00:16:54,421
‫شاید این انبار نیست

273
00:16:54,423 --> 00:16:56,296
‫واقعاً؟

274
00:16:56,298 --> 00:16:58,631
‫دکتری تاریخت اینو بهت میگه؟

275
00:17:03,214 --> 00:17:05,006
‫بیا. نخورشون

276
00:17:06,506 --> 00:17:07,670
‫همینجا صبر کن

277
00:17:07,672 --> 00:17:10,006
‫صحیح. نمی‌خواد... ؟

278
00:17:30,714 --> 00:17:32,173
‫سلام!

279
00:17:34,214 --> 00:17:36,379
‫شماها چیکار می‌کنید؟

280
00:17:36,381 --> 00:17:38,338
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

281
00:17:38,340 --> 00:17:40,670
‫مأمور ویژه لوری بلیک

282
00:17:40,672 --> 00:17:42,048
‫خودتون کدوم خری هستین؟

283
00:17:44,214 --> 00:17:45,381
‫جنی دزددریایی

284
00:17:46,214 --> 00:17:47,670
‫رد اسکر

285
00:17:47,672 --> 00:17:50,048
‫عجب. چه باحال

286
00:17:50,839 --> 00:17:52,504
‫جناب، من مأمور اف‌بی‌آیم

287
00:17:52,506 --> 00:17:54,254
‫حقوق شهروندی شما نقض شده؟

288
00:17:54,256 --> 00:17:55,879
‫بله، خانم

289
00:17:55,881 --> 00:17:58,844
‫اینها اومدن توی محل کسب و کارم
‫و همینطوری منو گرفتن

290
00:17:58,847 --> 00:18:00,004
‫نه حقوقم رو برام خوندن، نه...

291
00:18:00,006 --> 00:18:02,463
‫باشه. شرمنده، داشتم شوخی می‌کردم.
‫برام مهم نیست

292
00:18:02,465 --> 00:18:05,340
‫دنبال یکی می‌گردم
‫به اسم «لوکینگ گلس» (=آینه)

293
00:18:06,381 --> 00:18:08,048
‫اون داخله؟

294
00:18:20,714 --> 00:18:23,214
‫ببند دهنتو، لاشی! خفه!

295
00:18:48,381 --> 00:18:49,797
‫دهنتو باز کن

296
00:18:53,131 --> 00:18:56,298
‫لوکینگ گلس توی محفطه‌ست. منتظرتـه؟

297
00:18:57,173 --> 00:18:58,756
‫امیدوارم نباشه

298
00:19:05,797 --> 00:19:07,795
‫به‌خاطر امنیت افسرانمون،

299
00:19:07,797 --> 00:19:10,171
‫قبل از برگردوندن‌‌تون، باید دوباره

300
00:19:10,173 --> 00:19:11,797
‫چشم‌هاتون رو ببندیم

301
00:19:14,006 --> 00:19:16,964
‫اون گناهکار نیست. از اینجا ببریدش

302
00:19:19,797 --> 00:19:21,131
‫آهای

303
00:19:22,131 --> 00:19:25,298
‫مـ... می‌دونم باید تو صف وایسیم،
‫اما میشه نفر بعدی من باشم؟

304
00:19:32,839 --> 00:19:35,629
‫- لطفاً دست نزنین به...
‫- این ماسماسک چیکار می‌کنه؟

305
00:19:35,631 --> 00:19:37,831
‫پیچیده‌ست

306
00:19:39,214 --> 00:19:40,629
‫بگو ببین می‌فهمم یا نه

307
00:19:40,631 --> 00:19:44,546
‫گرایشات فرهنگی منفی‌ای که ممکنه مظنون

308
00:19:44,548 --> 00:19:47,129
‫قبولشون نکنه رو مشخص و برملا می‌کنه

309
00:19:47,131 --> 00:19:50,881
‫- پس یه نژادپرست‌یابـه
‫- زیادی ساده‌ش کردین

310
00:19:52,173 --> 00:19:54,171
‫خب، گمونم این زن و مردهایی که بهشون

311
00:19:54,173 --> 00:19:56,670
‫چشم‌بند زدین، مشکوک به
‫عضویت در سوارنظام هفتمن؟

312
00:19:56,672 --> 00:19:59,504
‫کسی اعتراف به قتل رئیس‌تون نکرده؟

313
00:19:59,506 --> 00:20:02,214
‫تا حالا که نه، خیر

314
00:20:07,797 --> 00:20:11,588
‫ببخشید، دونه‌ای چیزی اینجا گیر کرده

315
00:20:11,590 --> 00:20:14,548
‫می‌دونی، نقاب آیینه‌ایت به درد ملت می‌خوره

316
00:20:15,214 --> 00:20:18,881
‫می‌تونی این نقاب مسخره‌تو برداری، وید

317
00:20:21,922 --> 00:20:24,214
‫ترجیح میدی بهت بگم کاراگاه تیلمن؟

318
00:20:26,672 --> 00:20:28,590
‫وید خوبه

319
00:20:31,797 --> 00:20:34,881
‫بی‌زحمت میشه کنترل رو بهم پس بدین؟

320
00:20:43,548 --> 00:20:45,672
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم، مأمور بلیک؟

321
00:20:46,465 --> 00:20:48,795
‫راجع به کالبد شکافى‌ رئیست برام بگو

322
00:20:48,797 --> 00:20:51,379
‫جای رگ‌بند،
‫خونریزی در اثر انعقاد خون‌،

323
00:20:51,381 --> 00:20:54,046
‫خفه‌شدگی و گرفتگی سیاهرگ

324
00:20:54,048 --> 00:20:56,920
‫صد درصد مطمئنیم که حلق‌آویز شده

325
00:20:56,922 --> 00:20:58,421
‫تست مواد انجام نشده؟

326
00:20:58,423 --> 00:21:02,171
‫گمونم گزارش رو خونده باشین،
‫پس می‌دونین انجام نشده

327
00:21:02,173 --> 00:21:03,920
‫چرا انجام نشده؟

328
00:21:03,922 --> 00:21:07,089
‫لزومی نداشته. علت مرگ مشخصه

329
00:21:07,714 --> 00:21:10,004
‫درست میگی. کاملاً مشخصه

330
00:21:10,006 --> 00:21:12,831
‫یورش اون شب توی مزرعه‌ى دامدارى چطور؟

331
00:21:12,977 --> 00:21:14,990
من اونجا نبودم -
آره، می‌دونم -

332
00:21:15,077 --> 00:21:17,657
ولی توی گزارش نوشته که تو موقعیت رو

333
00:21:17,747 --> 00:21:19,997
از یه مظنون توی نژادپرست‌یاب گرفتی

334
00:21:20,077 --> 00:21:21,417
...این نژادپرسـ

335
00:21:24,037 --> 00:21:26,667
،اگه گزارش رو خوندی
نوارها رو هم دیدی

336
00:21:26,757 --> 00:21:30,007
،و اگه نوارها رو دیده باشی
می‌دونی که حرفی نزد

337
00:21:30,087 --> 00:21:32,087
اوه، خیلی باهوشی، وید

338
00:21:32,177 --> 00:21:34,007
باشه، پس موقعیت رو به کی داد؟

339
00:21:34,097 --> 00:21:38,477
سیستر نایت (= خواهر شب) اطلاعات رو توی
یه بازجویی ثانویه به دست آورد

340
00:21:38,557 --> 00:21:40,363
«توی تالسا به جای «مرگوندن
این رو به‌کار می‌برن؟

341
00:21:40,387 --> 00:21:42,057
من شخصاً هیچگونه خشونتی رو

342
00:21:42,147 --> 00:21:44,357
علیه مظنون مشاهده نکردم

343
00:21:44,437 --> 00:21:47,027
...خب، این سیستر نایت

344
00:21:47,107 --> 00:21:49,027
همون انجلا ایباره؟

345
00:22:02,327 --> 00:22:03,667
آره، خودشـه

346
00:22:05,127 --> 00:22:06,917
اینجاست؟

347
00:22:08,087 --> 00:22:09,837
،یه روز مرخصی گرفت

348
00:22:09,917 --> 00:22:13,177
تا روی سخنرانیش برای
مراسم ختم رئیس کار کنه

349
00:22:13,257 --> 00:22:15,297
خدای من، مراسم کِیـه؟

350
00:22:18,267 --> 00:22:20,137
چند ساعت دیگه

351
00:22:22,187 --> 00:22:23,557
...خب

352
00:22:23,647 --> 00:22:26,437
گمونم بهتره یه لباس مشکی بپوشم

353
00:22:36,067 --> 00:22:38,237
خیلی خب

354
00:22:38,327 --> 00:22:40,497
الان رسیدیم به اصل کاری

355
00:22:41,327 --> 00:22:42,827
یه قهرمان مونده

356
00:22:43,577 --> 00:22:44,787
،خدا خودشو حاضر می‌کنه

357
00:22:44,877 --> 00:22:49,377
آماده میشه حکم نفر آخر رو هم بده

358
00:22:49,457 --> 00:22:53,257
قهرمان سوم خودش هم تقریباً
یه خدا محسوب میشه

359
00:22:53,337 --> 00:22:56,087
،پس برای اینکه با هم فرق داشته باشن

360
00:22:56,177 --> 00:22:57,887
...رنگش آبیـه و

361
00:22:57,967 --> 00:23:01,267
دوست داره کیرشو بندازه بیرون و
اینور اونور بره

362
00:23:01,347 --> 00:23:05,937
.می‌تونه تغییر مکان بده
.می‌تونه آینده رو ببینه

363
00:23:06,017 --> 00:23:09,647
.می‌تونه همه چی رو منفجر کنه
.ابرقدرت‌های واقعی داره

364
00:23:09,727 --> 00:23:11,647
:پس خدای معمولی از خدای آبی می‌پرسه

365
00:23:11,737 --> 00:23:14,197
«با این موهبت‌ها چیکار کردی؟»
:خدای آبی هم میگه

366
00:23:14,277 --> 00:23:19,737
،عاشق یه زنی شدم»
،روی خورشید راه رفتم

367
00:23:19,827 --> 00:23:22,407
،و بعد عاشق یه زن دیگه شدم

368
00:23:22,497 --> 00:23:25,207
جنگ ویتنام رو پیروز شدم

369
00:23:27,037 --> 00:23:30,837
«و در کل فقط بشریت رو به تخمم گرفتم

370
00:23:33,587 --> 00:23:36,127
:خدا آه می‌کشه و میگه

371
00:23:36,217 --> 00:23:39,887
«اصلاً لازمـه بپرسم چند نفر رو کُشتی؟»

372
00:23:41,717 --> 00:23:43,977
:خدای آبی شونه بالا میندازه و میگه

373
00:23:44,057 --> 00:23:47,147
اجزای بدن یه فرد زنده و مُرده»
،فرقی نمی‌کنن

374
00:23:47,227 --> 00:23:49,647
...پس اهمیتی نداره و

375
00:23:49,727 --> 00:23:51,753
،مهم نیست چه جوابی به سؤالت میدم

376
00:23:51,777 --> 00:23:54,607
«چون می‌دونم منو می‌فرستی جهنم

377
00:23:54,697 --> 00:23:57,817
:خدا می‌پرسه
«از کجا می‌دونی؟»

378
00:23:57,907 --> 00:24:01,487
بعد خدای آبی با غم و اندوه

379
00:24:01,577 --> 00:24:03,537
:با صدای آروم میگه

380
00:24:03,617 --> 00:24:06,077
«چون الانش هم توی جهنمم»

381
00:24:08,037 --> 00:24:09,997
،و خب، طبق معمول

382
00:24:10,087 --> 00:24:12,417
،توی روند اجتناب ناپذیر فضا و زمان

383
00:24:12,497 --> 00:24:15,297
خدا هیچ‌وقت سنت‌شکنی نکرده و نمی‌کنه

384
00:24:15,967 --> 00:24:18,797
...بشکن می‌زنه و

385
00:24:20,677 --> 00:24:23,267
قهرمان میره جهنم

386
00:24:32,767 --> 00:24:34,687
باید سلاح‌هاتون رو تحویل بدید

387
00:24:34,777 --> 00:24:38,237
...ما...مأمور فدرال -
تفنگت رو بده بهش، پیتی -

388
00:24:38,317 --> 00:24:40,407
یکم احترام قائل باش

389
00:25:26,997 --> 00:25:29,117
...انجلا ایبار

390
00:25:29,707 --> 00:25:31,497
لوری بلیک هستم از اف‌بی‌آی

391
00:25:31,577 --> 00:25:33,287
بهتون تسلیت میگم

392
00:25:33,377 --> 00:25:35,047
کال. سلام

393
00:25:36,297 --> 00:25:37,957
شما رو می‌شناسم؟ -
نه، نه، نه -

394
00:25:38,047 --> 00:25:40,127
.نمی‌شناسی. ببخشید
.با هم آشنا نشدیم

395
00:25:40,217 --> 00:25:42,757
ولی شنیدم شما به خانواده‌ی
کرافورد نزدیک بودید و

396
00:25:42,837 --> 00:25:45,097
من برای کمک اومدم

397
00:25:45,177 --> 00:25:48,887
و امیدوارم بتونیم با هم
قهوه بخوریم و صحبت کنیم

398
00:25:49,557 --> 00:25:54,227
.من دیگه پلیس نیستم
.سه سال پیش بازنشست شدم

399
00:25:54,307 --> 00:25:56,607
اوه، می‌دونم. کاملاً هم درک می‌کنم

400
00:25:56,687 --> 00:25:59,857
یه خانواده داری و خیلی خطرناکـه

401
00:26:02,317 --> 00:26:05,907
بیا، بذار کارتم رو بدم بهت

402
00:26:05,987 --> 00:26:07,737
پیجرم رو هم نوشته

403
00:26:07,827 --> 00:26:09,907
پس هر وقت خواستی خبرم کن

404
00:26:10,827 --> 00:26:13,327
«گروه ضربت مقابله با خودخوانده‌ها»

405
00:26:14,207 --> 00:26:18,047
می‌دونی از کجا فرق بین یه پلیس نقاب‌دار و
یه خودخوانده رو تشخیص میدم؟

406
00:26:19,257 --> 00:26:20,717
نه

407
00:26:21,087 --> 00:26:22,717
خودمم نمی‌دونم

408
00:26:24,387 --> 00:26:28,007
دوباره، از صمیم قلب تسلیت میگم

409
00:26:28,097 --> 00:26:29,217
خداحافظ

410
00:26:32,017 --> 00:26:35,267
!آماده! هدف! شلیک

411
00:26:35,357 --> 00:26:38,607
!آماده! هدف! شلیک

412
00:26:38,687 --> 00:26:41,397
!آماده! هدف! شلیک

413
00:26:47,277 --> 00:26:49,367
...خب

414
00:26:49,447 --> 00:26:51,827
از همتون ممنونم که اومدید

415
00:26:51,907 --> 00:26:53,787
...و

416
00:26:55,077 --> 00:26:57,587
بابت بزرگداشت شوهرم ممنونم

417
00:26:58,587 --> 00:27:00,547
اون عاشق این کار بود

418
00:27:01,717 --> 00:27:06,467
و بیشتر از این کار، عاشق شماها بود

419
00:27:08,427 --> 00:27:09,757
...انجلا

420
00:27:10,427 --> 00:27:14,137
به‌نظرم بهترین کسی که
می‌تونه قبل از تدفین جاد

421
00:27:14,227 --> 00:27:16,807
درموردش صحبت کنه، تویی

422
00:27:27,777 --> 00:27:31,997
...بیشترتون می‌دونید که من و رئیس

423
00:27:32,077 --> 00:27:33,707
...و من

424
00:27:33,787 --> 00:27:37,497
توی یه شب تیر خوردیم

425
00:27:37,577 --> 00:27:39,997
خیلی‌های دیگه مُردن

426
00:27:41,457 --> 00:27:43,207
ما خوش‌شانس بودیم

427
00:27:43,297 --> 00:27:46,927
می‌دونستیم ممکنه همیشه
...بخت باهامون یار نباشه و

428
00:27:47,967 --> 00:27:50,007
باید آماده باشیم

429
00:27:51,807 --> 00:27:53,217
پس یه عهدی بستیم

430
00:27:53,307 --> 00:27:57,307
،من بهش گفتم که می‌خوام
چی توی مراسم ختمم بگه و

431
00:27:57,397 --> 00:28:00,477
اون هم گفت چی توی مراسمش بگم

432
00:29:18,847 --> 00:29:21,147
!هیچکس تکون نخوره

433
00:29:21,227 --> 00:29:22,663
،این دستگاه به قلبم وصلـه

434
00:29:22,687 --> 00:29:24,817
!پس اگه از حرکت وایسه، کار همتون تمومـه

435
00:29:27,527 --> 00:29:29,567
،سناتور جوزف کین جونیور

436
00:29:29,647 --> 00:29:31,697
تو به نژاد خودت خیانت کردی و

437
00:29:31,777 --> 00:29:34,407
به هنگ هفتم سوارنظام علناً
اعلان جنگ کردی

438
00:29:34,487 --> 00:29:37,787
!خودت رو تسلیم کن وگرنه همه می‌میرن

439
00:29:37,867 --> 00:29:39,997
هی! الان چی گفتم؟

440
00:29:40,077 --> 00:29:42,287
هی. فقط آروم باشید

441
00:29:43,127 --> 00:29:44,917
هر کاری بخوای می‌کنم

442
00:29:46,957 --> 00:29:48,547
باشه؟ آروم باش

443
00:29:49,377 --> 00:29:50,967
من اینجام

444
00:29:57,767 --> 00:29:59,427
...دنبال من

445
00:30:08,607 --> 00:30:11,237
!فرار کنید

446
00:30:11,317 --> 00:30:13,657
!برید! برید! برید! برید

447
00:32:31,417 --> 00:32:34,707
این دفعه... دیگه خودشـه

448
00:32:36,927 --> 00:32:39,637
از ته دل حسش می‌کنم

449
00:32:39,717 --> 00:32:42,057
من هیچوقت بهتون شک نداشتم، ارباب

450
00:32:42,137 --> 00:32:43,347
،آقای فیلیپس

451
00:32:43,427 --> 00:32:46,767
به خاطر اینه که نمی‌تونید شک کنید

452
00:32:50,187 --> 00:32:53,267
با این حال، از این احساس‌تون ممنونم

453
00:32:55,647 --> 00:32:57,147
اوه

454
00:32:58,277 --> 00:32:59,657
درسته

455
00:33:03,737 --> 00:33:06,867
آماده‌ی ماجراجویی توی دنیای دیگه هستی؟

456
00:33:06,957 --> 00:33:09,827
بله، هستم، قربان

457
00:33:53,377 --> 00:33:56,707
لعنتی

458
00:34:01,217 --> 00:34:04,097
!لعنتی. لعنتی

459
00:34:04,177 --> 00:34:06,717
!آشغال! لعنتی! آشغال

460
00:34:06,807 --> 00:34:10,387
!لعنتی و لعنتی و آشغال

461
00:34:10,477 --> 00:34:12,767
!آشغال مادرسگ

462
00:34:12,847 --> 00:34:16,977
!لعنت بهت
!آشغال مادرسگ

463
00:34:21,027 --> 00:34:23,067
مشکل چی بود، ارباب؟

464
00:34:25,737 --> 00:34:28,537
فکر کنم یه پوست قوی‌تر می‌خوایم

465
00:36:17,807 --> 00:36:22,317
ببخشید مزاحم میشم، ارباب

466
00:36:23,477 --> 00:36:25,147
ولی یه نامه اومده

467
00:36:26,567 --> 00:36:28,157
از طرف شکاربان

468
00:36:30,197 --> 00:36:31,657
واسم بخونش

469
00:36:33,237 --> 00:36:37,117
ببینیم دشمن‌مون چه حرفی
برای گفتن داره

470
00:36:41,787 --> 00:36:46,297
...ارباب عزیز -
خوش و بش‌های پرتصنع رو ول کن و برو سر اصل مطلب -

471
00:36:46,377 --> 00:36:49,927
،عذر می‌خوام، قربان»
،ولی اول که رسیدید اینجا

472
00:36:50,007 --> 00:36:53,137
درباره‌ی شرایط اسارت‌تون توافق کردیم

473
00:36:53,217 --> 00:36:54,717
رفتار اخیرتون بیانگر اینه که

474
00:36:54,807 --> 00:36:56,847
«قصد نقض اون شرایط رو دارید

475
00:36:56,927 --> 00:36:58,847
،بنابراین

476
00:36:58,937 --> 00:37:00,437
،اگه این رفتار ادامه پیدا کنه

477
00:37:00,517 --> 00:37:03,517
«با عواقب جدی مواجه میشید

478
00:37:06,987 --> 00:37:08,947
زیر کلمه‌ی عواقب خط کشیده

479
00:37:09,027 --> 00:37:11,277
...حواستان باشد که»

480
00:37:11,367 --> 00:37:14,287
،تیر بعدی‌ای که شلیک خواهم کرد
به سمت پای‌تان نخواهد بود

481
00:37:14,367 --> 00:37:17,617
این را اولین و تنها اخطارتان بدانید

482
00:37:17,707 --> 00:37:20,787
باز هم بابت گوجه‌های خوشمزه ممنونم

483
00:37:20,877 --> 00:37:24,207
«خدمتگذار شما، شکاربان

484
00:37:27,047 --> 00:37:29,467
!بریم سر ماشین تحریر، کروکشنکز

485
00:37:34,097 --> 00:37:38,267
ببینیم ذات این مردک پستِ حقه‌باز چیه، خب؟

486
00:37:38,347 --> 00:37:41,017
!بله، حتماً، ارباب

487
00:37:41,807 --> 00:37:43,607
،جناب شکاربانِ گرانقدر

488
00:37:43,687 --> 00:37:45,777
،من عذر می‌خوام، قربان

489
00:37:45,857 --> 00:37:49,067
اما به‌نظر طوری به‌خاطر
فعالیت‌های مجرمانه به من مشکوک شدید که

490
00:37:49,147 --> 00:37:52,947
انگار یه راهزن جنگلی بی‌رحمم

491
00:37:53,027 --> 00:37:58,247
یا بدتر، یکجور تبه‌کارِ سریالی جمهوری

492
00:37:58,957 --> 00:37:59,957
،من هیچکدوم نیستم، جناب

493
00:38:00,037 --> 00:38:04,417
و بهتون اطمینان میدم که
،فعالیت‌های بنده

494
00:38:04,497 --> 00:38:09,087
صرفاً جنبه‌ی تفریحی دارن

495
00:38:09,967 --> 00:38:12,677
ناگفته نماند که هرگز در خیالم نمی‌گنجد که

496
00:38:12,757 --> 00:38:15,847
شرایطی را که با آن‌ها موافقت
کرده‌ایم، زیر پا بگذارم

497
00:38:16,677 --> 00:38:21,347
،من هر وقت بخواهید در خدمت هستم

498
00:38:21,437 --> 00:38:25,057
تا در صورتی که می‌خواهید اتهامات مسخره‌تان را

499
00:38:25,147 --> 00:38:28,067
تکرار کنید، شخصاً با هم حرف بزنیم

500
00:38:29,777 --> 00:38:32,407
بعلاوه خوشحالم از گوجه‌ها لذت بردید

501
00:38:32,487 --> 00:38:37,487
،با آرزوی بهترین‌ها

502
00:38:38,787 --> 00:38:41,497
آدرین واید

503
00:38:43,117 --> 00:38:45,457
نظرتون چیه، خانم کروکشنکز؟

504
00:38:46,587 --> 00:38:49,757
این حسابی می‌ترسونتش، ارباب

505
00:38:51,047 --> 00:38:52,677
سریعاً می‌فرستمش

506
00:38:54,137 --> 00:38:56,297
به آقای فیلیپس بگو بند کمانم رو آماده کنه و

507
00:38:56,387 --> 00:38:58,507
بوکفالوس رو زین کنه

508
00:38:59,057 --> 00:39:01,347
!نیمه‌شب دوباره شکار می‌کنم

509
00:39:32,127 --> 00:39:34,427
اینجا من قهرمان نیستم

510
00:39:34,507 --> 00:39:38,137
من الان فقط و فقط به خاطر اعمال
،سریع و شجاعانه‌ی پلیس

511
00:39:38,217 --> 00:39:42,387
اینجا ایستادم و دارم با شما صحبت می‌کنم

512
00:39:42,477 --> 00:39:45,477
.اون‌ها قهرمان هستن
.اون‌ها امنیت من رو تأمین کردن

513
00:39:45,557 --> 00:39:48,437
و لعنت به من اگه برای تأمین امنیتشون مبارزه نکنم

514
00:39:48,517 --> 00:39:49,817
...سناتور کین

515
00:39:49,897 --> 00:39:52,647
به نظرتون چرا شما هدف سوارنظام بودید؟

516
00:39:52,737 --> 00:39:55,067
به نظرم چون هیچی یه تروریست رو بیشتر از

517
00:39:55,147 --> 00:39:56,777
کسی که نمی‌تونن بترسونن، نمی‌ترسونه

518
00:39:56,857 --> 00:39:59,777
نظرتون درباره‌ی ساخت یه مولدِ
میدان محض توسط روس‌ها چیه؟

519
00:39:59,867 --> 00:40:00,987
...بچه‌ها

520
00:40:01,077 --> 00:40:03,117
موقع تنفیذم، قول دادم در برابر تمامیِ

521
00:40:03,197 --> 00:40:05,617
دشمنان داخلی و خارجی از خودمون دفاع می‌کنم

522
00:40:05,707 --> 00:40:09,787
ولی من نماینده‌ی مردم ایالت بزرگ اکلاهما هستم و

523
00:40:09,877 --> 00:40:12,127
روس‌ها مشکل من نیستن

524
00:40:12,207 --> 00:40:14,507
مشکل من سوارنظام لعنتیـه

525
00:40:15,167 --> 00:40:17,677
در حال حاضر، جنگ اینجاست

526
00:40:17,757 --> 00:40:20,257
و تا پیروز نشیم جایی نمیرم

527
00:40:20,967 --> 00:40:23,097
شب بخیر و خدا به همراهتون

528
00:40:29,437 --> 00:40:31,477
خب، من که بهش رأی میدم

529
00:40:31,567 --> 00:40:33,857
اصلاً به سن قانونی رسیدی؟

530
00:40:35,357 --> 00:40:38,407
حالا میشه امضا رو بگیرم یا...؟

531
00:40:39,617 --> 00:40:41,947
خیلی بامزه بود، پیتی

532
00:40:42,577 --> 00:40:45,447
به اون لب زدی؟ -
نه. چطور؟ -

533
00:41:31,037 --> 00:41:33,087
چطوره الان اون قهوه رو بخوریم؟

534
00:41:36,457 --> 00:41:38,257
اون به کجا ختم میشه؟

535
00:41:39,007 --> 00:41:41,797
همین بیرون حصار

536
00:41:41,887 --> 00:41:44,137
باید یه 300 متری باشه

537
00:41:44,217 --> 00:41:46,887
حتماً از یه دستگاه حفر استفاده کردن که
انقدر سریع تموم شده

538
00:41:46,967 --> 00:41:49,307
شایدم کار موش‌کورهای افراطی بوده

539
00:41:54,227 --> 00:41:55,777
حال بچه‌هات چطوره؟

540
00:41:57,067 --> 00:41:58,317
جاشون امنـه

541
00:41:59,527 --> 00:42:01,567
فکر می‌کردم داره خالی می‌بنده

542
00:42:02,317 --> 00:42:04,633
عوضیا همیشه میگن بمب
به قلبشون وصله و

543
00:42:04,657 --> 00:42:06,947
هیچکدوم وقت نمی‌ذارن اینکارو بکنن

544
00:42:08,287 --> 00:42:10,327
تو نجات‌مون دادی. ممنون

545
00:42:10,957 --> 00:42:12,577
کرافورد پرید روی بمب

546
00:42:12,667 --> 00:42:15,667
من فقط یکم هُلش دادم

547
00:42:17,047 --> 00:42:18,917
...آره، خب

548
00:42:19,007 --> 00:42:21,217
الان دیگه مطمئناً نمی‌تونم نبش قبرش کنم

549
00:42:22,127 --> 00:42:23,547
بامزه نبود

550
00:42:24,347 --> 00:42:26,347
ببخشید. شوخی نمی‌کردم

551
00:42:26,427 --> 00:42:28,597
شما خیلی سریع این مراسم ختم رو برگزار کردید

552
00:42:28,677 --> 00:42:29,977
ضمناً از اونجایی که

553
00:42:30,057 --> 00:42:32,387
،یه تحقیقات قتلِ در جریانـه، کار عجیبیـه

554
00:42:32,477 --> 00:42:33,767
...ولی

555
00:42:33,847 --> 00:42:36,187
ما می‌خواستیم فردا نبش قبرش کنیم

556
00:42:36,267 --> 00:42:38,227
البته بی‌سر و صدا

557
00:42:39,357 --> 00:42:40,647
برای چی؟

558
00:42:43,317 --> 00:42:45,777
سوارنظام رئیس‌تون رو کُشت

559
00:42:45,867 --> 00:42:48,407
درک می‌کنم، یه سابقه‌ای هست

560
00:42:48,487 --> 00:42:49,787
...ولی

561
00:42:49,867 --> 00:42:52,827
هنوزم باید احتمالات دیگه رو
در نظر بگیرید، درسته؟

562
00:42:53,367 --> 00:42:55,263
برای مثال، من چند ساعت پیش توی
صحنه‌ی جرم بودم و

563
00:42:55,287 --> 00:42:56,997
می‌دونی چی دیدم؟
،درست پای درخت

564
00:42:57,087 --> 00:42:58,917
رد لاستیک دیدم

565
00:43:00,377 --> 00:43:01,627
چجور ماشینی؟

566
00:43:01,717 --> 00:43:03,757
ببخشید. گفتم ماشین؟
نه، نه، نه

567
00:43:03,837 --> 00:43:06,547
نه... مال یه ویلچر بود

568
00:43:09,177 --> 00:43:10,887
و می‌فهمم چطور متوجهش نشدید

569
00:43:10,977 --> 00:43:14,017
می‌دونی، اون رئیس و دوستتون بود

570
00:43:14,097 --> 00:43:15,727
،وقتی انقدر به طرف نزدیکی

571
00:43:15,807 --> 00:43:17,607
انجام کارت خیلی سخت میشه

572
00:43:17,687 --> 00:43:19,527
واسه همین من اینجام

573
00:43:19,607 --> 00:43:20,817
هی، می‌دونستی که

574
00:43:20,897 --> 00:43:23,487
یه بخش پنهانی توی کمدش داشته؟

575
00:43:23,567 --> 00:43:26,157
چی؟ -
،آره، رفته بودم با زنش صحبت کنم -

576
00:43:26,237 --> 00:43:28,737
اونجا که بودم یه بخش مخفی پیدا کردم

577
00:43:28,827 --> 00:43:30,327
دیوونگی نیست؟

578
00:43:30,407 --> 00:43:31,947
چرا توی کمدش رو می‌گشتی؟

579
00:43:32,037 --> 00:43:34,827
،خب، وقتی پدرم به قتل رسید

580
00:43:34,917 --> 00:43:38,167
یه بخش مخفی توی کمدش پیدا کردن

581
00:43:38,247 --> 00:43:39,707
...پس، می‌دونی

582
00:43:40,587 --> 00:43:41,877
همیشه چک می‌کنم

583
00:43:42,547 --> 00:43:44,717
هر از گاهی نتیجه میده

584
00:43:48,347 --> 00:43:50,217
چی توش بود؟

585
00:43:52,387 --> 00:43:55,097
تو بهم بگو. چی بود؟

586
00:43:56,267 --> 00:43:58,397
من از کجا باید بدونم؟

587
00:43:58,477 --> 00:43:59,687
...خب

588
00:43:59,767 --> 00:44:02,147
،زنش بهم گفت بعد مرگ شوهرش

589
00:44:02,227 --> 00:44:03,987
فقط تو توی اون اتاق خواب بودی

590
00:44:05,067 --> 00:44:08,567
...و انجلا، راستش

591
00:44:09,237 --> 00:44:12,117
بهت نمی‌خوره از اونایی باشی که
غش و ضعف می‌کنن

592
00:44:16,867 --> 00:44:19,287
باشه، بهت میگم

593
00:44:20,127 --> 00:44:22,957
یه تندیس بالا تنه‌ی بدون لباس بود

594
00:44:23,047 --> 00:44:25,167
...فقط همین. گرچه

595
00:44:25,927 --> 00:44:27,483
به نظرم یه چیزی روش بوده

596
00:44:27,507 --> 00:44:29,887
نمی‌دونم. شاید رفیقت جاد، ازت خواسته که

597
00:44:29,967 --> 00:44:31,653
،اگه اتفاقی افتاد، از شرش خلاص بشی

598
00:44:31,677 --> 00:44:33,943
یا، می‌دونی، شاید شما دوتا
رابطه نامشروع داشتید که

599
00:44:33,967 --> 00:44:37,517
،اصلاً با عقل جور در نمیاد
چون شوهرت مثل چی جذابـه

600
00:44:38,397 --> 00:44:41,437
...ولی هر چی که هست، اینو می‌دونم

601
00:44:43,647 --> 00:44:45,567
مردایی که از درخت حلق‌آویز میشن و

602
00:44:45,647 --> 00:44:48,067
،توی کمدشون بخش‌های مخفی هست

603
00:44:48,157 --> 00:44:50,657
معمولاً فکر می‌کنن آدمای خوبی هستن

604
00:44:51,827 --> 00:44:56,497
...و اونایی که ازشون حفاظت می‌کنن هم
فکر می‌کنن آدمای خوبی‌ان

605
00:44:57,407 --> 00:45:00,377
...«ولی مسئله اینجاست، «سیستر نایت

606
00:45:02,837 --> 00:45:05,167
کار من اینه که ترتیب آدم خوبا رو بدم

607
00:45:40,997 --> 00:45:43,497
پس روز درازی توی دروازه‌های بهشت بوده

608
00:45:43,587 --> 00:45:45,957
تمام قهرمان‌ها رفتن جهنم

609
00:45:46,047 --> 00:45:49,717
کار خدا تموم شده و
داره جمع می‌کنه بره خونه

610
00:45:49,797 --> 00:45:52,177
و بعد متوجه میشه یه نفر منتظره

611
00:45:53,637 --> 00:45:56,847
.ولی یه قهرمان نیست
.فقط یه زنـه

612
00:45:56,927 --> 00:45:59,637
:خدا می‌پرسه
«از کجا اومدی؟»

613
00:45:59,727 --> 00:46:03,267
میگه: «اوه، من تمام مدت
،پشت اونای دیگه بودم

614
00:46:03,269 --> 00:46:04,177
« منهتن در آغوش شبح ابریشمی »

615
00:46:04,187 --> 00:46:06,107
«فقط منو ندیدی

616
00:46:09,187 --> 00:46:12,237
:خدا می‌پرسه
«من استعدادی بهت دادم؟»

617
00:46:13,317 --> 00:46:15,367
،میگه:
«نه

618
00:46:15,447 --> 00:46:17,867
«استعداد خاصی ندادی

619
00:46:20,367 --> 00:46:22,957
:خدا خیلی خوب نگاهش می‌کنه و میگه

620
00:46:26,707 --> 00:46:31,837
.خیلی متأسفم. خجالت‌زده شدم»

621
00:46:31,927 --> 00:46:36,597
...این معمولاً پیش نمیاد ولی

622
00:46:37,717 --> 00:46:39,767
«من نمی‌دونم کی هستی

623
00:46:40,927 --> 00:46:45,647
:و زن به خدا نگاه می‌کنه و آروم میگه

624
00:46:50,647 --> 00:46:53,947
«من همون دختربچه‌ایم که اون آجره رو انداخت هوا»

625
00:46:57,827 --> 00:47:01,707
،بعد یه صدایی از بالا میاد
صدای افتادن یه چیزی

626
00:47:01,787 --> 00:47:03,577
اون آجر

627
00:47:03,667 --> 00:47:08,207
.خدا بالا رو نگاه کرد ولی خیلی دیر شده بود
انتظارش رو نداشت

628
00:47:08,297 --> 00:47:12,127
انقدر محکم خورد توی سرش که
مغزش از دماغش اومد بیرون

629
00:47:13,177 --> 00:47:16,257
بازی تمومـه. اون مُرده

630
00:47:18,257 --> 00:47:21,097
و وقتی خدا بمیره، کجا میره؟

631
00:47:21,727 --> 00:47:23,687
میره به جهنم

632
00:47:25,557 --> 00:47:27,437
طبل‌ها نواخته میشه

633
00:47:28,397 --> 00:47:29,857
پرده‌ها

634
00:47:32,567 --> 00:47:34,737
جوک خوبی بود

635
00:47:34,817 --> 00:47:37,277
ببخشید. وقت شما تقریباً تمومـه

636
00:47:37,367 --> 00:47:41,037
55ثانیه برای اتمام پیامتون وقت دارید

637
00:47:45,327 --> 00:47:48,247
نمی‌دونم برای چی همش میام به این
اتاقک‌های تلفن احمقانه و

638
00:47:48,337 --> 00:47:50,337
برات جوک تعریف می‌کنم

639
00:47:52,457 --> 00:47:55,127
به هر حال تو که هیچوقت
حس شوخ‌طبعی نداشتی

640
00:47:57,967 --> 00:48:00,847
احتمالاً هیچوقت هم اینو نمی‌شنوی

641
00:48:02,347 --> 00:48:05,227
...ولی می‌دونی، گاهی

642
00:48:08,647 --> 00:48:10,817
گاهی وقت‌ها وانمود کردن هم خوبه

643
00:48:13,187 --> 00:48:16,197
عوضیای اینجا هنوز فکر می‌کنن به تخمتـه

644
00:48:17,907 --> 00:48:20,827
با اینکه ۳۰ سالـه داری
...روی یه سیاره‌ی دیگه

645
00:48:20,907 --> 00:48:23,157
زندگی می‌کنی

646
00:48:33,007 --> 00:48:35,797
ولی به هر حال ارزش نداریم که
کسی ما رو به تخمش بگیره، نه؟

647
00:48:35,877 --> 00:48:37,337
پیام تکمیل شد

648
00:48:37,427 --> 00:48:40,007
ممنون که کاربر ویژه‌ی شبکه‌ی
اتاقک آبی هستید

649
00:48:40,097 --> 00:48:43,717
پیام شما تقریباً بعد از 40 ثانیه
به مریخ می‌رسد

650
00:48:43,807 --> 00:48:47,227
شب بخیر، و ممنون بابت تماس با دکتر منهتن

651
00:48:47,307 --> 00:48:48,847
شب بخیر، جان

652
00:48:58,199 --> 00:49:10,199
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

653
00:49:37,277 --> 00:49:38,897
یعنی چی...؟

654
00:52:32,157 --> 00:52:34,367
سلام -
تو بانو ترو هستی -

655
00:52:34,617 --> 00:52:35,747
خودمم

656
00:52:36,127 --> 00:52:38,132
<font color="lime">«آنچه در قسمت‌های بعد خواهید دید»</font>

657
00:52:38,287 --> 00:52:39,837
اومدم یه میراثی بهت بدم

658
00:52:42,047 --> 00:52:43,417
یه میراث خونی

659
00:52:44,627 --> 00:52:46,007
اون چیه؟

660
00:52:47,797 --> 00:52:50,467
اولین مورد از عجایب دنیای جدید

661
00:52:51,467 --> 00:52:52,783
چیکار می‌تونم برات بکنم؟

662
00:52:52,807 --> 00:52:54,057
توی کمدش قایمش کرده بود

663
00:52:54,557 --> 00:52:57,187
انگار یه روز قیامت واسه خودمون داریم

664
00:52:58,517 --> 00:53:00,517
حاضریم، آقای فیلیپس؟ -
بله، قربان -

665
00:53:00,607 --> 00:53:02,477
با علامت من، خانم کروکشنکز

666
00:53:03,527 --> 00:53:05,937
...سه، دو، یک

667
00:53:06,357 --> 00:53:07,487
!پرتاب

668
00:53:09,487 --> 00:53:10,817
!عالیـه

