WEBVTT

00:02.000 --> 00:08.042
‫« نگهبانان »

00:08.066 --> 00:17.066
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

00:18.572 --> 00:20.904
‫متشکریم. تا لحظاتی دیگر شما را به

00:20.906 --> 00:23.009
‫سری مدار ماهواره‌ی ترو وصل خواهیم کرد

00:23.012 --> 00:25.570
‫اتصال به آنتن مریخ

00:25.572 --> 00:30.404
‫در ۵... ۴... ۳... ۲...

00:30.406 --> 00:33.279
‫اتصال بالایی کامل شد.
‫هم‌‌اکنون در حال انتقال هستید

00:33.281 --> 00:36.446
‫گیرنده را برداشته و صحبت کنید

00:36.448 --> 00:38.572
‫دکتر منهتن به شما گوش میده

00:41.406 --> 00:44.198
‫سلام. باز منم

00:45.864 --> 00:47.488
‫می‌خوام یه جوک برات تعریف کنم

00:47.490 --> 00:49.614
‫اگه قبلاً شنیدی حرفم رو قطع کن

00:53.490 --> 00:56.448
‫یه آجرچینی هست

00:57.198 --> 00:58.904
‫کارش حرف نداره

00:58.906 --> 01:01.154
‫تو کارش استاده

01:01.156 --> 01:03.071
‫چون دقیقـه

01:03.073 --> 01:05.532
‫هر آجری جای خودش رو داره
‫«داستان قهرمان آمریکایی؛ مینت‌من»

01:10.572 --> 01:12.154
‫بگذریم، این طرف یه دختر داره

01:12.156 --> 01:13.682
‫و قراره بهش آجرچینی رو یاد بده،

01:13.684 --> 01:17.114
‫چون هر چی نباشه،
‫مَرده و میراثش

01:18.365 --> 01:20.987
‫پس بابایی تصمیم می‌گیره
‫توی حیاط پشتیش یه باربکیو بسازه

01:20.989 --> 01:24.904
‫حساب کتاب می‌کنه،
‫می‌فهمه دقیقاً چی لازم داره،

01:24.907 --> 01:27.546
‫و به دخترش همه چیزو یاد میده

01:27.548 --> 01:29.920
‫قدم به قدم

01:29.922 --> 01:32.546
‫کارش که تموم میشه،
‫یه شاهکار میشه

01:32.548 --> 01:34.171
‫باربکیوی محشری میشه،

01:34.173 --> 01:36.964
‫میشه عین نقشه‌های ساختش

01:37.631 --> 01:39.423
‫فقط اینکه...

01:41.048 --> 01:43.881
‫یه آجز زیاد اومده بوده

01:44.631 --> 01:48.421
‫فقط... یه دونه... آجر

01:48.423 --> 01:50.254
‫طرف وحشت می‌کنه

01:50.256 --> 01:52.171
‫حتماً یه جا اشتباه کرده

01:52.173 --> 01:54.754
‫باید از نو شروع کنه

01:54.756 --> 01:57.254
‫واسه همین پُتکش رو برمیداره
‫تا همه چیزو خُرد کنه

01:57.256 --> 02:01.837
‫یهو دخترش میگه:
‫«بابا، وایسا. یه فکری دارم.»

02:01.839 --> 02:04.379
‫اون آجرِ باقیمونده رو برمیداره

02:04.381 --> 02:07.004
‫و با تمام توانش...

02:07.006 --> 02:09.214
‫میندازتش هوا

02:10.422 --> 02:11.878
‫و... و...

02:11.881 --> 02:14.129
‫صبح بخیر. چه کمکی ازم برمیاد؟

02:14.131 --> 02:16.504
‫و... بعدش...

02:16.506 --> 02:17.756
‫لعنتی!

02:18.548 --> 02:20.631
‫گند زدم. چیزه...

02:21.964 --> 02:23.629
‫خیلی‌خب...

02:23.631 --> 02:26.296
‫بیخیال این جوکه.
‫یه دونه دیگه برات تعریف کنم؟

02:28.214 --> 02:31.046
‫کشوهای تخمی رو خالی کن! یالا!

02:31.048 --> 02:33.254
‫همه بخوابن زمین!

02:34.964 --> 02:36.922
‫پول‌ها، جون بکَن!

02:56.497 --> 02:58.330
‫گمشو عقب!

02:59.340 --> 03:01.754
‫گروگان رو آزاد کن. تموم شده

03:01.756 --> 03:04.214
‫از کجا می‌دونستی میایم اینجا؟

03:05.173 --> 03:07.879
‫یعنی، یه آدم ناشناس بهت خبر داد؟

03:07.881 --> 03:09.046
‫چی؟

03:09.048 --> 03:12.670
‫لعنتی! اگه کار اف‌بی‌آی باشه چی؟

03:12.672 --> 03:16.046
‫چون به این کارت میگن،
‫اجراى خودسرانه‌ى قانون‌، درسته؟

03:16.048 --> 03:17.629
‫آخه کارت غیرقانونیه

03:17.631 --> 03:19.129
‫به عقل جن هم خطور نمی‌کنه

03:19.131 --> 03:21.504
‫که مأمورهای اف‌بی‌آی بهت خبر داده باشن

03:21.506 --> 03:24.171
‫که قراره از این بانک دزدی بشه

03:24.173 --> 03:26.506
‫امکان نداشت بتونی بفهمی
‫دارن برات پاپوش درست می‌کنن

03:27.381 --> 03:30.797
‫واِلا دم به تله‌شون نمی‌دادی، مگه نه؟

03:35.214 --> 03:36.714
‫لعنتی

03:54.360 --> 03:55.818
‫چیه؟

04:03.381 --> 04:06.046
‫به بچه‌هاتون هم گفتم، جناب،
‫پشت راه‌بندها بایستین!

04:06.048 --> 04:09.212
‫خانم‌ها و آقایون،
‫لطفاً جلو نیاید

04:09.214 --> 04:11.340
‫اینجا یه صحنه‌ی جرمه

04:12.006 --> 04:14.171
‫- کارتون عالی بود
‫- دستبندهات رو بده

04:17.343 --> 04:18.757
‫هِی، بلیک

04:18.760 --> 04:20.919
‫از کجا می‌دونستی
‫زره‌ش جلوی گلوله‌ها رو می‌گیره؟

04:20.922 --> 04:22.588
‫به‌منظور امنیت خودتان و

04:22.590 --> 04:24.795
‫حفظ یکپارچگی صحنه‌ی جرم...

04:24.797 --> 04:27.962
‫- چرنده! چرنده!
‫- عقب بایستید!

04:31.256 --> 04:33.920
‫آهای! چرا دارین بازداشتش می‌کنید؟
‫اون یه قهرمانه!

04:33.922 --> 04:36.504
‫لطفاً! جلو نیاید!

04:36.506 --> 04:39.421
‫اون یه قهرمان نیست!

04:39.423 --> 04:41.296
‫اون مضحکه‌ی همه‌ست

04:41.298 --> 04:42.964
‫پلیس دیوث!

04:48.941 --> 04:52.503
‫«یه زباله‌ی فضایی اون رو کُشت»

04:52.506 --> 04:54.048
‫دیوو رو بخش کن

04:59.005 --> 05:02.005
‫♪ آهنگ: Space Junk ♪
‫♪ از: Devo ♪

05:02.029 --> 05:09.029
‫(در این آهنگ، زنی به نام سالی توسط زباله‌های فضایی کُشته می‌شود
‫سالی نام مادر لوری و اولین شبح ابریشمی در کمیک‌ها بوده است
‫که به عنوان این قسمت نیز ارتباط پیدا می‌کند)

05:34.797 --> 05:36.129
‫دیوو رو قطع کن

05:40.298 --> 05:42.672
‫- سناتور کین
‫- مأمور بلیک

05:43.784 --> 05:45.615
‫ببخشید که توی خونه مزاحمتون میشم

05:45.618 --> 05:47.353
‫۳ تا پیام برای دفترتون گذاشتم

05:47.356 --> 05:50.129
‫- توی دفترم نبودم
‫- مشخصه

05:50.131 --> 05:52.171
‫شنیدم که اون انتقام‌جوی معروف رو گرفتین

05:52.173 --> 05:55.046
‫- تبریک میگم
‫- انتقام‌جوی خالی. معروف نبود

05:55.048 --> 05:58.212
‫اونو که ماه پیش گرفتم.
‫امروز آقای سایه رو گرفتیم

05:58.214 --> 05:59.421
‫خب، ایول، بلیک

05:59.423 --> 06:01.504
‫از طرف مالیات‌دهنده‌های آمریکایی،

06:01.506 --> 06:03.171
‫ممنون که نمیذاری این مرفه‌های عوضی

06:03.173 --> 06:05.546
‫که لباس قهرمان‌ها رو می‌پوشن،
‫خیابون‌هامون رو ناامن کنن

06:05.548 --> 06:07.214
‫خواهش می‌کنم

06:10.340 --> 06:12.839
‫- میشه بیام داخل؟
‫- بله

06:21.359 --> 06:24.556
‫- میشه یه نگاهی بندازم؟
‫- مراقب انگشتات باش

06:32.131 --> 06:34.423
‫- اسمش چیه؟
‫- هو (=کی؟)

06:35.089 --> 06:36.340
‫جغده رو میگم

06:37.214 --> 06:39.962
‫اسمش «هو»ـه. خودت ازش بپرس
(یادآور جغد شب دوم)

06:45.797 --> 06:48.712
‫وقت‌هایی که توی شهر نیستی می‌تونی
‫بدی یکی ازش مراقبت کنه؟

06:48.714 --> 06:50.546
‫قراره از شهر خارج بشم، جو؟

06:50.548 --> 06:53.504
‫فردا، قائم‌مقام قراره تو رو بفرسته

06:53.506 --> 06:56.254
‫تالسا تا مسئولیت یه تحقیقات رو به‌عهده بگیری

06:56.256 --> 06:59.548
‫- چرا در جریان این قضیه‌ای؟
‫- چون خودم ازش اینو خواستم

07:00.340 --> 07:02.920
‫آها. قراره راجع به تحقیق کنم؟

07:02.922 --> 07:07.421
‫- رئیس‌پلیس رو گلاویز کردن
‫- حلق‌آویز. می‌شناختیش؟

07:07.423 --> 07:10.004
‫یکم. آدم خوبی بود

07:10.006 --> 07:12.463
‫زنش رئیس ستاد انتخاباتی سنای من بود

07:12.465 --> 07:14.879
‫ملت فکر می‌کنن سوارنظام اونو کُشته

07:14.881 --> 07:16.588
‫ولی نظر تو این نیست

07:16.590 --> 07:18.837
‫سوارنظام همیشه مسئولیت قتل
‫پلیس‌هایی که می‌کُشه رو به‌عهده می‌گیره،

07:18.839 --> 07:20.797
‫منتها این بار جیک‌شون هم در نیومده

07:21.590 --> 07:22.962
‫فکر می‌کنی کار یه خودخوانده بوده؟

07:22.964 --> 07:25.712
‫- لابد
‫- چرا؟

07:25.714 --> 07:27.588
‫اسمش رو بذار حسادت حرفه‌ای

07:27.590 --> 07:29.611
‫خودخوانده‌ها الانش هم به پلیس‌ها
‫به دید دشمن‌شون نگاه می‌کنن

07:29.614 --> 07:31.153
‫حالا چون نقاب می‌زنن
‫بهشون حسادت هم می‌کنن

07:31.156 --> 07:34.212
‫خب، جو، احتمالاً نباید به پلیس‌ها
‫اجازه‌ی نقاب زدن می‌دادین

07:34.214 --> 07:35.590
‫جواب میده

07:36.334 --> 07:39.207
‫از زمان تصویب ق‌د‌ا‌پ، جرم و جنایت
‫توی تالسا ۸۰٪ کم شده

07:39.210 --> 07:41.754
‫- و همینطور توی سایر شهرها
‫- اسمش رو گذاشتین ‌ق‌د‌ا‌پ؟

07:41.756 --> 07:43.795
‫قانون دفاع از پلیس

07:43.797 --> 07:45.879
‫اونقدر سرواژه‌ی خوبیه که بقیه‌ی شهرها هم می‌خوان،

07:45.881 --> 07:47.463
‫بهمون ملحق بشن و توی شهرهاشون مصوبش کنن

07:47.465 --> 07:50.588
‫آتلانتا، نیواورلئانز،
‫حتی دنور

07:50.590 --> 07:52.504
‫نقاب جان آدم‌ها رو نجات میده

07:52.506 --> 07:56.296
‫اسم و رسم من بر اساس همین ایده‌ست

07:56.298 --> 07:59.171
‫پلیس‌ها ۳ سال صلح رو
‫اونجا پابرجا نگه داشتن

07:59.173 --> 08:01.129
‫حالا یکی می‌خواد جنگ راه بندازه

08:01.131 --> 08:04.423
‫اگه موفق بشه، همه چیز به باد میره

08:05.048 --> 08:07.672
‫اونوقت تو رئیس‌جمهور نمیشی

08:10.964 --> 08:12.962
‫لوری، می‌دونی...

08:12.964 --> 08:15.171
‫رئیس‌جمهور می‌تونه برای هر کس
‫که بخواد، حکم عفو صادر کنه

08:15.173 --> 08:16.670
‫هر کس

08:16.672 --> 08:21.265
‫حتی می‌تونه جغدت رو هم از قفسش آزاد کنه
ایهام به آزاد کردن دَن درایبرگ یا همان)
(جغد شب دوم با عفو ریاست‌جمهوری

08:21.289 --> 08:24.289
:افراد در تابلوی پشت)
(شبح ابریشمی، جغد شب، دکتر منهتن و آزیمندیس

08:25.465 --> 08:28.631
‫اکلاهمای خراب‌شده

08:40.506 --> 08:44.048
‫خیلی‌خب. بیخیال اون آجره.
‫یه جوک جدید میگم

08:45.214 --> 08:48.712
‫۳ تا قهرمان می‌میرن، و همه‌شون
‫جلوی دروازه‌‌های بهشت ظاهر میشن

08:48.714 --> 08:51.712
‫خداوند باید سرنوشت ابدی‌شون رو تعیین کنه

08:51.714 --> 08:54.795
‫برن بهشت... یا جهنم

08:54.797 --> 08:57.629
‫قهرمان شماره‌ی یک شبیه یه جغد گنده لباس پوشیده
(باز هم اشاره به جغد شب دوم)

08:57.631 --> 08:59.879
‫خدا بهش میگه: «من به تو استعداد

08:59.881 --> 09:02.171
‫اختراع چیزهای حفن رو دادم

09:02.173 --> 09:05.379
‫با این استعداد فوق‌العاده چیکار کردی؟

09:05.381 --> 09:09.962
‫آقا جغده میگه: «من از این
‫کشتی‌های پرنده‌ی خفن

09:09.964 --> 09:12.546
‫و کلی پوشش باحال و سلاح ساختم،

09:12.548 --> 09:14.964
‫تا بتونم صلح رو برای مردم شهر
‫به ارمغان بیارم»

09:15.714 --> 09:19.214
‫خدا ازش می‌پرسه: «خب، چند نفر رو کُشتی؟»

09:20.714 --> 09:22.379
‫انگار به آقا جغده برمی‌خوره

09:22.381 --> 09:26.048
‫میگه: «حتی یه نفر رو هم نکُشتم»

09:27.131 --> 09:31.087
‫خدا اخم می‌کنه. میگه: «شرمنده، آقا جغده

09:31.089 --> 09:33.004
‫«تو قساوت قلب نداری،

09:33.006 --> 09:35.381
‫فقط زیادی دل‌رحمی»

09:36.881 --> 09:38.922
‫بعد خدا یه بشکن می‌زنه

09:41.672 --> 09:43.881
‫و قهرمانه میره جهنم

09:47.839 --> 09:49.588
‫هنگ هفتم سوارنظام

09:49.590 --> 09:53.046
‫از قرار معلوم این اسم مربوط به
‫آخرین‌ پایدارى کاستره، ولی چه اهمیتی داره؟

09:53.048 --> 09:55.920
‫اینها همون کوکلاکس‌ کلانن،
‫فقط نقاب‌هاشون فرق می‌کنه

09:55.922 --> 10:00.962
‫اولین بار، بعد از تصویب شدن قانونِ
‫قربانیان خشونت نژادی پیداشون شد

10:00.964 --> 10:04.004
‫سیاه‌پوست‌ها اومدن تالسا
‫تا حق و حقوقشون رو بگیرن،

10:04.006 --> 10:06.588
‫زمین خریدن، کسب و کار شروع کردن

10:06.590 --> 10:09.004
‫بر کسی پوشیده نیست که وقتی قرار باشه
‫زندگی رنگین‌پوست‌ها سر و سامون بگیره،

10:09.006 --> 10:12.004
‫سفیدپوست‌ها چقدر خوش‌برخورد و مددکارن

10:12.006 --> 10:14.504
‫ولی توی آمریکای رابی ردفورد،

10:14.506 --> 10:18.212
‫پلیس‌ها از همه محافظت می‌کنن،
‫واسه همین سفیدپوست‌ها مقاومت کردن

10:18.214 --> 10:22.254
‫توی تالسا هر کسی رو که فکر می‌کردن
‫با برترپندارها مرتبطه شناسایی کردن،

10:22.256 --> 10:24.920
‫خونه‌شونو می‌گردن، تفنگاشون رو می‌گیرن...

10:24.922 --> 10:27.212
‫حتی بابابزرگ‌ها

10:27.214 --> 10:29.256
‫اما مشخصاً، یه عده رو از قلم...

10:31.672 --> 10:33.129
‫این دیگه چه کوفتیه؟

10:33.131 --> 10:37.629
‫چیزه... بخشی از دفترچه‌ى خاطرات‌ رورشاکـه

10:37.631 --> 10:40.129
‫سوارنظام نقاب اون رو می‌زنه، قربان

10:40.131 --> 10:43.795
‫با خودم گفتم شاید به‌خاطر زمینه‌ی روانشناسی،

10:43.797 --> 10:46.504
‫- شاید بخواین...
‫- الان سال ۱۹۸۰ ئه، پیتی؟

10:46.506 --> 10:49.629
‫نه، قربان

10:49.631 --> 10:51.754
‫پس کی به رورشاک اهمیت میده؟

10:51.756 --> 10:53.131
‫اسلاید بعد

10:54.381 --> 10:57.920
‫حملات هماهنگِ همزمان
‫به خونه‌‌های نیروی پلیس تالسا

10:57.922 --> 10:59.920
‫حتی به خانواده‌ی پلیس‌ها هم حمله کردن

10:59.922 --> 11:04.631
‫فقط چند نفر زنده موندن، از جمله جاد کرافورد

11:05.631 --> 11:07.670
‫به جز چند نفر که تیر خوردن و استعفا ندادن،

11:07.672 --> 11:09.504
‫بقیه‌ی پلیس‌ها کنار کِشیدن

11:09.506 --> 11:11.504
‫امکان استخدام نیروی پلیس جدید هم نبود،

11:11.506 --> 11:15.212
‫چون تضمینی نبود که سوارنظام
‫دوباره چنین کاری نکنه

11:15.214 --> 11:17.465
‫حالا سناتور گاوچرون وارد میشه
(اشاره به کین)

11:18.173 --> 11:19.962
‫«اگه جواب آتش، آتشـه،

11:19.964 --> 11:22.754
‫پاسخ نقاب هم نقابـه!»

11:22.756 --> 11:25.338
‫نقاب‌های زرد بیارید

11:25.340 --> 11:27.754
‫خب، پس پلیس‌ها چهره‌شون رو مخفی کردن،

11:27.756 --> 11:29.797
‫و آدم بدها از محل زندگی‌شون اطلاع نداشتن

11:30.590 --> 11:34.465
‫کیه که هویت مخفی نخواد. مگه نه، بلیک؟

11:35.173 --> 11:36.423
‫درسته، رئیس

11:37.172 --> 11:41.086
‫صلح به تالسا برگشت، تا هفته‌ی پیش

11:41.089 --> 11:45.338
‫که جاد کرافورد از یه درخت آویزون شده بود

11:45.340 --> 11:49.340
‫ح-ل-ق-آ-و-ی-ز

11:51.340 --> 11:52.506
‫چراغ‌ها رو روشن کن

11:53.631 --> 11:56.421
‫بلیک مسئول تحقیقاته.
‫جت توی باند فرودگاهه

11:56.423 --> 11:58.046
‫دو ساعت دیگه پرواز می‌کنین،

11:58.048 --> 11:59.588
‫- پس...
‫- نه. فقط من

11:59.590 --> 12:00.546
‫بله؟

12:00.548 --> 12:01.879
‫اگه یه لشکر از مأموران فدرال بریزن تالسا

12:01.881 --> 12:03.754
‫اداره‌ی پلیس‌شون همکاری نمی‌کنه

12:03.756 --> 12:05.795
‫می‌تونم تنهایی تحقیقات رو پیش ببرم

12:05.797 --> 12:09.212
‫لوری، نباید تنهایی بری اونجا

12:09.214 --> 12:12.340
‫باشه. با خودم...

12:14.256 --> 12:15.839
‫اینم می‌برم

12:38.590 --> 12:40.837
‫فرودمون در خاک تالسا رو شروع می‌کنیم

12:40.839 --> 12:42.881
‫مأمورین، لطفاً کمربند خود را ببندید

12:49.964 --> 12:51.590
‫منم یکی آوردم

12:55.590 --> 12:59.129
‫- سوراخ داره
‫- واسه خوابیدن نیست

12:59.131 --> 13:01.423
‫سرپرست فرگت توی جلسه‌ی توجیهی گفت...

13:02.340 --> 13:06.212
‫با خودم گفتم اگه پلیس‌ها اینو می‌پوشن...

13:06.214 --> 13:08.795
‫پس باید همرنگ جماعت بشم، مگه نه؟

13:08.797 --> 13:10.298
‫این ضرب‌المثل برای تالسا صادق نیست

13:10.922 --> 13:14.714
‫تو یه مأمور فدرالی،
‫نه رنجر تنهای لعنتی

13:17.631 --> 13:19.962
‫درسته. فهمیدم

13:19.964 --> 13:23.463
‫اگه می‌خواین از پنجره
‫بیرون رو نگاه کنید،

13:23.465 --> 13:27.131
‫به «ساعت هزاره» دید داریم

13:40.423 --> 13:44.254
‫«به دستاوردهای من نگاه کن و حسرت بخور»

13:44.256 --> 13:45.506
‫چی؟

13:46.340 --> 13:47.629
‫بانو ترو توی مراسم کلنگ‌زنیِ

13:47.631 --> 13:50.129
‫ساعت هزاره این رو گفت

13:50.131 --> 13:55.631
‫بعد از اینکه بانو ترو شرکت آدرین واید
‫رو خرید، اینو بلند خطاب به اون گفت

13:57.131 --> 13:59.338
‫بالأخره مرگش رو اعلام کردن،

13:59.340 --> 14:02.129
‫یه رفیق توی سفارت آرژانتین دارم

14:02.131 --> 14:04.129
‫که میگه واید جراحی پلاستیک کرده،

14:04.131 --> 14:06.506
‫و الان به صورت ناشناس اونجا زندگی می‌کنه

14:07.714 --> 14:10.004
‫شما قدیم‌ها می‌شناختینش، مگه نه؟

14:10.006 --> 14:12.504
‫وقتی که آزیمندیس بود؟

14:14.006 --> 14:17.004
‫- امضای من رو می‌خوای؟
‫- جان؟

14:17.006 --> 14:19.504
‫خب، به‌وضوح خیلی دوست داری
‫از گذشته سر در بیاری،

14:19.506 --> 14:22.006
‫پس، می‌خوای امضا کنم؟

14:23.214 --> 14:27.962
‫پایان‌نامه‌ی من راجع به
‫اعتصاب پلیس توی سال ۱۹۷۷ بود،

14:27.964 --> 14:30.588
‫وقتی که شما و دوست پسر سابقتون
‫توی واشنگتن بودین

14:30.590 --> 14:34.048
‫منظورم از دوست پسر سابق،
‫دکتر منتهتنـه

14:34.839 --> 14:38.588
‫قوی‌ترین موجود هستی

14:38.590 --> 14:41.087
‫شرمنده که تظاهر به نشاختن‌تون نمی‌کنم

14:41.089 --> 14:44.629
‫آخه باید آدم‌های «معروف» رو
‫به حال خودشون بذاریم، منتها...

14:44.631 --> 14:48.212
‫شما منو آوردین اینجا، مأمور بلیک

14:48.214 --> 14:50.463
‫قبل از اینکه استخدام اف‌بی‌آی بشم

14:50.465 --> 14:52.463
‫و با اسلاید پروژکتور کار کنم،

14:52.465 --> 14:54.381
‫دکتری تاریخ گرفتم

14:55.173 --> 14:56.548
‫پس...

14:57.548 --> 15:00.214
‫پس جوری باهام برخورد نکنین که انگار...

15:01.590 --> 15:03.340
‫یه طرفدارام

15:09.214 --> 15:11.340
‫بله. آدرین واید رو می‌شناختم

15:14.340 --> 15:16.548
‫منم طرفدار نیستم

15:24.214 --> 15:26.129
‫چی می‌گفتم؟

15:26.131 --> 15:28.590
‫آره، درسته

15:30.922 --> 15:36.754
‫دروازه‌های بهشت منتظرن تا خدا
‫تکلیف قهرمان دوم‌مون رو مشخص کنه

15:36.756 --> 15:39.254
‫قهرمان شماره‌ی دو خاطرجمعـه که
‫جواز بهشت رفتنش رو جور می‌کنه،

15:39.256 --> 15:44.087
‫چون این استعداد خدادادیشـه... هوش

15:44.089 --> 15:48.254
‫بعضی‌ها می‌گفتن اون
‫باهوش‌ترین آدم دنیاست

15:48.256 --> 15:51.421
‫خدا ازش پرسید:
‫«با مغز بزرگی که بهت دادم چیکار کردی؟»

15:51.423 --> 15:53.087
‫آقای پرمدعا میگه: «خب،

15:53.089 --> 15:56.546
‫در واقع من انسانیت رو نجات دادم»

15:56.548 --> 15:59.920
‫خدا می‌پرسه:‌ «خب، چه‌جوری؟»

15:59.922 --> 16:05.463
‫اونم میگه: «من یه ماهی‌مرکب فضایی گنده انداختم تو نیویورک
‫(اشاره به آزیمندیس و اقدام وی)

16:05.465 --> 16:07.171
‫همه اونقدر ازش وحشت کردن

16:07.173 --> 16:09.256
‫که دیگه از هم‌نوع‌هاشون نترسیدن»

16:11.048 --> 16:15.173
‫خدا میگه: «خیلی‌خب...

16:16.381 --> 16:18.463
‫چند نفر رو کُشتی؟»

16:18.465 --> 16:20.754
‫آقای پرمدعا لبخند می‌زنه

16:20.756 --> 16:23.087
‫میگه: «کم و بیش ۳ میلیون.

16:23.089 --> 16:27.107
‫اگه بخوای املت درست کنی، باید چند تا تخم‌مرغ بشکونی»
‫(تضمین از دیالوگ تایلر دردن در فیلم باشگاه مبارزه)

16:27.131 --> 16:29.004
‫خدا میگه: «یا پیغمبر،

16:29.006 --> 16:32.089
‫تو یه هیولایی»

16:32.797 --> 16:35.173
‫آقای پرمدعا میگه: «نیستم!»

16:36.672 --> 16:38.006
‫خدا یه بشکن می‌زنه

16:39.131 --> 16:41.629
‫قهرمان‌مون میره جهنم

16:51.756 --> 16:54.421
‫شاید این انبار نیست

16:54.423 --> 16:56.296
‫واقعاً؟

16:56.298 --> 16:58.631
‫دکتری تاریخت اینو بهت میگه؟

17:03.214 --> 17:05.006
‫بیا. نخورشون

17:06.506 --> 17:07.670
‫همینجا صبر کن

17:07.672 --> 17:10.006
‫صحیح. نمی‌خواد... ؟

17:30.714 --> 17:32.173
‫سلام!

17:34.214 --> 17:36.379
‫شماها چیکار می‌کنید؟

17:36.381 --> 17:38.338
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

17:38.340 --> 17:40.670
‫مأمور ویژه لوری بلیک

17:40.672 --> 17:42.048
‫خودتون کدوم خری هستین؟

17:44.214 --> 17:45.381
‫جنی دزددریایی

17:46.214 --> 17:47.670
‫رد اسکر

17:47.672 --> 17:50.048
‫عجب. چه باحال

17:50.839 --> 17:52.504
‫جناب، من مأمور اف‌بی‌آیم

17:52.506 --> 17:54.254
‫حقوق شهروندی شما نقض شده؟

17:54.256 --> 17:55.879
‫بله، خانم

17:55.881 --> 17:58.844
‫اینها اومدن توی محل کسب و کارم
‫و همینطوری منو گرفتن

17:58.847 --> 18:00.004
‫نه حقوقم رو برام خوندن، نه...

18:00.006 --> 18:02.463
‫باشه. شرمنده، داشتم شوخی می‌کردم.
‫برام مهم نیست

18:02.465 --> 18:05.340
‫دنبال یکی می‌گردم
‫به اسم «لوکینگ گلس» (=آینه)

18:06.381 --> 18:08.048
‫اون داخله؟

18:20.714 --> 18:23.214
‫ببند دهنتو، لاشی! خفه!

18:48.381 --> 18:49.797
‫دهنتو باز کن

18:53.131 --> 18:56.298
‫لوکینگ گلس توی محفطه‌ست. منتظرتـه؟

18:57.173 --> 18:58.756
‫امیدوارم نباشه

19:05.797 --> 19:07.795
‫به‌خاطر امنیت افسرانمون،

19:07.797 --> 19:10.171
‫قبل از برگردوندن‌‌تون، باید دوباره

19:10.173 --> 19:11.797
‫چشم‌هاتون رو ببندیم

19:14.006 --> 19:16.964
‫اون گناهکار نیست. از اینجا ببریدش

19:19.797 --> 19:21.131
‫آهای

19:22.131 --> 19:25.298
‫مـ... می‌دونم باید تو صف وایسیم،
‫اما میشه نفر بعدی من باشم؟

19:32.839 --> 19:35.629
‫- لطفاً دست نزنین به...
‫- این ماسماسک چیکار می‌کنه؟

19:35.631 --> 19:37.831
‫پیچیده‌ست

19:39.214 --> 19:40.629
‫بگو ببین می‌فهمم یا نه

19:40.631 --> 19:44.546
‫گرایشات فرهنگی منفی‌ای که ممکنه مظنون

19:44.548 --> 19:47.129
‫قبولشون نکنه رو مشخص و برملا می‌کنه

19:47.131 --> 19:50.881
‫- پس یه نژادپرست‌یابـه
‫- زیادی ساده‌ش کردین

19:52.173 --> 19:54.171
‫خب، گمونم این زن و مردهایی که بهشون

19:54.173 --> 19:56.670
‫چشم‌بند زدین، مشکوک به
‫عضویت در سوارنظام هفتمن؟

19:56.672 --> 19:59.504
‫کسی اعتراف به قتل رئیس‌تون نکرده؟

19:59.506 --> 20:02.214
‫تا حالا که نه، خیر

20:07.797 --> 20:11.588
‫ببخشید، دونه‌ای چیزی اینجا گیر کرده

20:11.590 --> 20:14.548
‫می‌دونی، نقاب آیینه‌ایت به درد ملت می‌خوره

20:15.214 --> 20:18.881
‫می‌تونی این نقاب مسخره‌تو برداری، وید

20:21.922 --> 20:24.214
‫ترجیح میدی بهت بگم کاراگاه تیلمن؟

20:26.672 --> 20:28.590
‫وید خوبه

20:31.797 --> 20:34.881
‫بی‌زحمت میشه کنترل رو بهم پس بدین؟

20:43.548 --> 20:45.672
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم، مأمور بلیک؟

20:46.465 --> 20:48.795
‫راجع به کالبد شکافى‌ رئیست برام بگو

20:48.797 --> 20:51.379
‫جای رگ‌بند،
‫خونریزی در اثر انعقاد خون‌،

20:51.381 --> 20:54.046
‫خفه‌شدگی و گرفتگی سیاهرگ

20:54.048 --> 20:56.920
‫صد درصد مطمئنیم که حلق‌آویز شده

20:56.922 --> 20:58.421
‫تست مواد انجام نشده؟

20:58.423 --> 21:02.171
‫گمونم گزارش رو خونده باشین،
‫پس می‌دونین انجام نشده

21:02.173 --> 21:03.920
‫چرا انجام نشده؟

21:03.922 --> 21:07.089
‫لزومی نداشته. علت مرگ مشخصه

21:07.714 --> 21:10.004
‫درست میگی. کاملاً مشخصه

21:10.006 --> 21:12.831
‫یورش اون شب توی مزرعه‌ى دامدارى چطور؟

21:12.977 --> 21:14.990
من اونجا نبودم -
آره، می‌دونم -

21:15.077 --> 21:17.657
ولی توی گزارش نوشته که تو موقعیت رو

21:17.747 --> 21:19.997
از یه مظنون توی نژادپرست‌یاب گرفتی

21:20.077 --> 21:21.417
...این نژادپرسـ

21:24.037 --> 21:26.667
،اگه گزارش رو خوندی
نوارها رو هم دیدی

21:26.757 --> 21:30.007
،و اگه نوارها رو دیده باشی
می‌دونی که حرفی نزد

21:30.087 --> 21:32.087
اوه، خیلی باهوشی، وید

21:32.177 --> 21:34.007
باشه، پس موقعیت رو به کی داد؟

21:34.097 --> 21:38.477
سیستر نایت (= خواهر شب) اطلاعات رو توی
یه بازجویی ثانویه به دست آورد

21:38.557 --> 21:40.363
«توی تالسا به جای «مرگوندن
این رو به‌کار می‌برن؟

21:40.387 --> 21:42.057
من شخصاً هیچگونه خشونتی رو

21:42.147 --> 21:44.357
علیه مظنون مشاهده نکردم

21:44.437 --> 21:47.027
...خب، این سیستر نایت

21:47.107 --> 21:49.027
همون انجلا ایباره؟

22:02.327 --> 22:03.667
آره، خودشـه

22:05.127 --> 22:06.917
اینجاست؟

22:08.087 --> 22:09.837
،یه روز مرخصی گرفت

22:09.917 --> 22:13.177
تا روی سخنرانیش برای
مراسم ختم رئیس کار کنه

22:13.257 --> 22:15.297
خدای من، مراسم کِیـه؟

22:18.267 --> 22:20.137
چند ساعت دیگه

22:22.187 --> 22:23.557
...خب

22:23.647 --> 22:26.437
گمونم بهتره یه لباس مشکی بپوشم

22:36.067 --> 22:38.237
خیلی خب

22:38.327 --> 22:40.497
الان رسیدیم به اصل کاری

22:41.327 --> 22:42.827
یه قهرمان مونده

22:43.577 --> 22:44.787
،خدا خودشو حاضر می‌کنه

22:44.877 --> 22:49.377
آماده میشه حکم نفر آخر رو هم بده

22:49.457 --> 22:53.257
قهرمان سوم خودش هم تقریباً
یه خدا محسوب میشه

22:53.337 --> 22:56.087
،پس برای اینکه با هم فرق داشته باشن

22:56.177 --> 22:57.887
...رنگش آبیـه و

22:57.967 --> 23:01.267
دوست داره کیرشو بندازه بیرون و
اینور اونور بره

23:01.347 --> 23:05.937
.می‌تونه تغییر مکان بده
.می‌تونه آینده رو ببینه

23:06.017 --> 23:09.647
.می‌تونه همه چی رو منفجر کنه
.ابرقدرت‌های واقعی داره

23:09.727 --> 23:11.647
:پس خدای معمولی از خدای آبی می‌پرسه

23:11.737 --> 23:14.197
«با این موهبت‌ها چیکار کردی؟»
:خدای آبی هم میگه

23:14.277 --> 23:19.737
،عاشق یه زنی شدم»
،روی خورشید راه رفتم

23:19.827 --> 23:22.407
،و بعد عاشق یه زن دیگه شدم

23:22.497 --> 23:25.207
جنگ ویتنام رو پیروز شدم

23:27.037 --> 23:30.837
«و در کل فقط بشریت رو به تخمم گرفتم

23:33.587 --> 23:36.127
:خدا آه می‌کشه و میگه

23:36.217 --> 23:39.887
«اصلاً لازمـه بپرسم چند نفر رو کُشتی؟»

23:41.717 --> 23:43.977
:خدای آبی شونه بالا میندازه و میگه

23:44.057 --> 23:47.147
اجزای بدن یه فرد زنده و مُرده»
،فرقی نمی‌کنن

23:47.227 --> 23:49.647
...پس اهمیتی نداره و

23:49.727 --> 23:51.753
،مهم نیست چه جوابی به سؤالت میدم

23:51.777 --> 23:54.607
«چون می‌دونم منو می‌فرستی جهنم

23:54.697 --> 23:57.817
:خدا می‌پرسه
«از کجا می‌دونی؟»

23:57.907 --> 24:01.487
بعد خدای آبی با غم و اندوه

24:01.577 --> 24:03.537
:با صدای آروم میگه

24:03.617 --> 24:06.077
«چون الانش هم توی جهنمم»

24:08.037 --> 24:09.997
،و خب، طبق معمول

24:10.087 --> 24:12.417
،توی روند اجتناب ناپذیر فضا و زمان

24:12.497 --> 24:15.297
خدا هیچ‌وقت سنت‌شکنی نکرده و نمی‌کنه

24:15.967 --> 24:18.797
...بشکن می‌زنه و

24:20.677 --> 24:23.267
قهرمان میره جهنم

24:32.767 --> 24:34.687
باید سلاح‌هاتون رو تحویل بدید

24:34.777 --> 24:38.237
...ما...مأمور فدرال -
تفنگت رو بده بهش، پیتی -

24:38.317 --> 24:40.407
یکم احترام قائل باش

25:26.997 --> 25:29.117
...انجلا ایبار

25:29.707 --> 25:31.497
لوری بلیک هستم از اف‌بی‌آی

25:31.577 --> 25:33.287
بهتون تسلیت میگم

25:33.377 --> 25:35.047
کال. سلام

25:36.297 --> 25:37.957
شما رو می‌شناسم؟ -
نه، نه، نه -

25:38.047 --> 25:40.127
.نمی‌شناسی. ببخشید
.با هم آشنا نشدیم

25:40.217 --> 25:42.757
ولی شنیدم شما به خانواده‌ی
کرافورد نزدیک بودید و

25:42.837 --> 25:45.097
من برای کمک اومدم

25:45.177 --> 25:48.887
و امیدوارم بتونیم با هم
قهوه بخوریم و صحبت کنیم

25:49.557 --> 25:54.227
.من دیگه پلیس نیستم
.سه سال پیش بازنشست شدم

25:54.307 --> 25:56.607
اوه، می‌دونم. کاملاً هم درک می‌کنم

25:56.687 --> 25:59.857
یه خانواده داری و خیلی خطرناکـه

26:02.317 --> 26:05.907
بیا، بذار کارتم رو بدم بهت

26:05.987 --> 26:07.737
پیجرم رو هم نوشته

26:07.827 --> 26:09.907
پس هر وقت خواستی خبرم کن

26:10.827 --> 26:13.327
«گروه ضربت مقابله با خودخوانده‌ها»

26:14.207 --> 26:18.047
می‌دونی از کجا فرق بین یه پلیس نقاب‌دار و
یه خودخوانده رو تشخیص میدم؟

26:19.257 --> 26:20.717
نه

26:21.087 --> 26:22.717
خودمم نمی‌دونم

26:24.387 --> 26:28.007
دوباره، از صمیم قلب تسلیت میگم

26:28.097 --> 26:29.217
خداحافظ

26:32.017 --> 26:35.267
!آماده! هدف! شلیک

26:35.357 --> 26:38.607
!آماده! هدف! شلیک

26:38.687 --> 26:41.397
!آماده! هدف! شلیک

26:47.277 --> 26:49.367
...خب

26:49.447 --> 26:51.827
از همتون ممنونم که اومدید

26:51.907 --> 26:53.787
...و

26:55.077 --> 26:57.587
بابت بزرگداشت شوهرم ممنونم

26:58.587 --> 27:00.547
اون عاشق این کار بود

27:01.717 --> 27:06.467
و بیشتر از این کار، عاشق شماها بود

27:08.427 --> 27:09.757
...انجلا

27:10.427 --> 27:14.137
به‌نظرم بهترین کسی که
می‌تونه قبل از تدفین جاد

27:14.227 --> 27:16.807
درموردش صحبت کنه، تویی

27:27.777 --> 27:31.997
...بیشترتون می‌دونید که من و رئیس

27:32.077 --> 27:33.707
...و من

27:33.787 --> 27:37.497
توی یه شب تیر خوردیم

27:37.577 --> 27:39.997
خیلی‌های دیگه مُردن

27:41.457 --> 27:43.207
ما خوش‌شانس بودیم

27:43.297 --> 27:46.927
می‌دونستیم ممکنه همیشه
...بخت باهامون یار نباشه و

27:47.967 --> 27:50.007
باید آماده باشیم

27:51.807 --> 27:53.217
پس یه عهدی بستیم

27:53.307 --> 27:57.307
،من بهش گفتم که می‌خوام
چی توی مراسم ختمم بگه و

27:57.397 --> 28:00.477
اون هم گفت چی توی مراسمش بگم

29:18.847 --> 29:21.147
!هیچکس تکون نخوره

29:21.227 --> 29:22.663
،این دستگاه به قلبم وصلـه

29:22.687 --> 29:24.817
!پس اگه از حرکت وایسه، کار همتون تمومـه

29:27.527 --> 29:29.567
،سناتور جوزف کین جونیور

29:29.647 --> 29:31.697
تو به نژاد خودت خیانت کردی و

29:31.777 --> 29:34.407
به هنگ هفتم سوارنظام علناً
اعلان جنگ کردی

29:34.487 --> 29:37.787
!خودت رو تسلیم کن وگرنه همه می‌میرن

29:37.867 --> 29:39.997
هی! الان چی گفتم؟

29:40.077 --> 29:42.287
هی. فقط آروم باشید

29:43.127 --> 29:44.917
هر کاری بخوای می‌کنم

29:46.957 --> 29:48.547
باشه؟ آروم باش

29:49.377 --> 29:50.967
من اینجام

29:57.767 --> 29:59.427
...دنبال من

30:08.607 --> 30:11.237
!فرار کنید

30:11.317 --> 30:13.657
!برید! برید! برید! برید

32:31.417 --> 32:34.707
این دفعه... دیگه خودشـه

32:36.927 --> 32:39.637
از ته دل حسش می‌کنم

32:39.717 --> 32:42.057
من هیچوقت بهتون شک نداشتم، ارباب

32:42.137 --> 32:43.347
،آقای فیلیپس

32:43.427 --> 32:46.767
به خاطر اینه که نمی‌تونید شک کنید

32:50.187 --> 32:53.267
با این حال، از این احساس‌تون ممنونم

32:55.647 --> 32:57.147
اوه

32:58.277 --> 32:59.657
درسته

33:03.737 --> 33:06.867
آماده‌ی ماجراجویی توی دنیای دیگه هستی؟

33:06.957 --> 33:09.827
بله، هستم، قربان

33:53.377 --> 33:56.707
لعنتی

34:01.217 --> 34:04.097
!لعنتی. لعنتی

34:04.177 --> 34:06.717
!آشغال! لعنتی! آشغال

34:06.807 --> 34:10.387
!لعنتی و لعنتی و آشغال

34:10.477 --> 34:12.767
!آشغال مادرسگ

34:12.847 --> 34:16.977
!لعنت بهت
!آشغال مادرسگ

34:21.027 --> 34:23.067
مشکل چی بود، ارباب؟

34:25.737 --> 34:28.537
فکر کنم یه پوست قوی‌تر می‌خوایم

36:17.807 --> 36:22.317
ببخشید مزاحم میشم، ارباب

36:23.477 --> 36:25.147
ولی یه نامه اومده

36:26.567 --> 36:28.157
از طرف شکاربان

36:30.197 --> 36:31.657
واسم بخونش

36:33.237 --> 36:37.117
ببینیم دشمن‌مون چه حرفی
برای گفتن داره

36:41.787 --> 36:46.297
...ارباب عزیز -
خوش و بش‌های پرتصنع رو ول کن و برو سر اصل مطلب -

36:46.377 --> 36:49.927
،عذر می‌خوام، قربان»
،ولی اول که رسیدید اینجا

36:50.007 --> 36:53.137
درباره‌ی شرایط اسارت‌تون توافق کردیم

36:53.217 --> 36:54.717
رفتار اخیرتون بیانگر اینه که

36:54.807 --> 36:56.847
«قصد نقض اون شرایط رو دارید

36:56.927 --> 36:58.847
،بنابراین

36:58.937 --> 37:00.437
،اگه این رفتار ادامه پیدا کنه

37:00.517 --> 37:03.517
«با عواقب جدی مواجه میشید

37:06.987 --> 37:08.947
زیر کلمه‌ی عواقب خط کشیده

37:09.027 --> 37:11.277
...حواستان باشد که»

37:11.367 --> 37:14.287
،تیر بعدی‌ای که شلیک خواهم کرد
به سمت پای‌تان نخواهد بود

37:14.367 --> 37:17.617
این را اولین و تنها اخطارتان بدانید

37:17.707 --> 37:20.787
باز هم بابت گوجه‌های خوشمزه ممنونم

37:20.877 --> 37:24.207
«خدمتگذار شما، شکاربان

37:27.047 --> 37:29.467
!بریم سر ماشین تحریر، کروکشنکز

37:34.097 --> 37:38.267
ببینیم ذات این مردک پستِ حقه‌باز چیه، خب؟

37:38.347 --> 37:41.017
!بله، حتماً، ارباب

37:41.807 --> 37:43.607
،جناب شکاربانِ گرانقدر

37:43.687 --> 37:45.777
،من عذر می‌خوام، قربان

37:45.857 --> 37:49.067
اما به‌نظر طوری به‌خاطر
فعالیت‌های مجرمانه به من مشکوک شدید که

37:49.147 --> 37:52.947
انگار یه راهزن جنگلی بی‌رحمم

37:53.027 --> 37:58.247
یا بدتر، یکجور تبه‌کارِ سریالی جمهوری

37:58.957 --> 37:59.957
،من هیچکدوم نیستم، جناب

38:00.037 --> 38:04.417
و بهتون اطمینان میدم که
،فعالیت‌های بنده

38:04.497 --> 38:09.087
صرفاً جنبه‌ی تفریحی دارن

38:09.967 --> 38:12.677
ناگفته نماند که هرگز در خیالم نمی‌گنجد که

38:12.757 --> 38:15.847
شرایطی را که با آن‌ها موافقت
کرده‌ایم، زیر پا بگذارم

38:16.677 --> 38:21.347
،من هر وقت بخواهید در خدمت هستم

38:21.437 --> 38:25.057
تا در صورتی که می‌خواهید اتهامات مسخره‌تان را

38:25.147 --> 38:28.067
تکرار کنید، شخصاً با هم حرف بزنیم

38:29.777 --> 38:32.407
بعلاوه خوشحالم از گوجه‌ها لذت بردید

38:32.487 --> 38:37.487
،با آرزوی بهترین‌ها

38:38.787 --> 38:41.497
آدرین واید

38:43.117 --> 38:45.457
نظرتون چیه، خانم کروکشنکز؟

38:46.587 --> 38:49.757
این حسابی می‌ترسونتش، ارباب

38:51.047 --> 38:52.677
سریعاً می‌فرستمش

38:54.137 --> 38:56.297
به آقای فیلیپس بگو بند کمانم رو آماده کنه و

38:56.387 --> 38:58.507
بوکفالوس رو زین کنه

38:59.057 --> 39:01.347
!نیمه‌شب دوباره شکار می‌کنم

39:32.127 --> 39:34.427
اینجا من قهرمان نیستم

39:34.507 --> 39:38.137
من الان فقط و فقط به خاطر اعمال
،سریع و شجاعانه‌ی پلیس

39:38.217 --> 39:42.387
اینجا ایستادم و دارم با شما صحبت می‌کنم

39:42.477 --> 39:45.477
.اون‌ها قهرمان هستن
.اون‌ها امنیت من رو تأمین کردن

39:45.557 --> 39:48.437
و لعنت به من اگه برای تأمین امنیتشون مبارزه نکنم

39:48.517 --> 39:49.817
...سناتور کین

39:49.897 --> 39:52.647
به نظرتون چرا شما هدف سوارنظام بودید؟

39:52.737 --> 39:55.067
به نظرم چون هیچی یه تروریست رو بیشتر از

39:55.147 --> 39:56.777
کسی که نمی‌تونن بترسونن، نمی‌ترسونه

39:56.857 --> 39:59.777
نظرتون درباره‌ی ساخت یه مولدِ
میدان محض توسط روس‌ها چیه؟

39:59.867 --> 40:00.987
...بچه‌ها

40:01.077 --> 40:03.117
موقع تنفیذم، قول دادم در برابر تمامیِ

40:03.197 --> 40:05.617
دشمنان داخلی و خارجی از خودمون دفاع می‌کنم

40:05.707 --> 40:09.787
ولی من نماینده‌ی مردم ایالت بزرگ اکلاهما هستم و

40:09.877 --> 40:12.127
روس‌ها مشکل من نیستن

40:12.207 --> 40:14.507
مشکل من سوارنظام لعنتیـه

40:15.167 --> 40:17.677
در حال حاضر، جنگ اینجاست

40:17.757 --> 40:20.257
و تا پیروز نشیم جایی نمیرم

40:20.967 --> 40:23.097
شب بخیر و خدا به همراهتون

40:29.437 --> 40:31.477
خب، من که بهش رأی میدم

40:31.567 --> 40:33.857
اصلاً به سن قانونی رسیدی؟

40:35.357 --> 40:38.407
حالا میشه امضا رو بگیرم یا...؟

40:39.617 --> 40:41.947
خیلی بامزه بود، پیتی

40:42.577 --> 40:45.447
به اون لب زدی؟ -
نه. چطور؟ -

41:31.037 --> 41:33.087
چطوره الان اون قهوه رو بخوریم؟

41:36.457 --> 41:38.257
اون به کجا ختم میشه؟

41:39.007 --> 41:41.797
همین بیرون حصار

41:41.887 --> 41:44.137
باید یه 300 متری باشه

41:44.217 --> 41:46.887
حتماً از یه دستگاه حفر استفاده کردن که
انقدر سریع تموم شده

41:46.967 --> 41:49.307
شایدم کار موش‌کورهای افراطی بوده

41:54.227 --> 41:55.777
حال بچه‌هات چطوره؟

41:57.067 --> 41:58.317
جاشون امنـه

41:59.527 --> 42:01.567
فکر می‌کردم داره خالی می‌بنده

42:02.317 --> 42:04.633
عوضیا همیشه میگن بمب
به قلبشون وصله و

42:04.657 --> 42:06.947
هیچکدوم وقت نمی‌ذارن اینکارو بکنن

42:08.287 --> 42:10.327
تو نجات‌مون دادی. ممنون

42:10.957 --> 42:12.577
کرافورد پرید روی بمب

42:12.667 --> 42:15.667
من فقط یکم هُلش دادم

42:17.047 --> 42:18.917
...آره، خب

42:19.007 --> 42:21.217
الان دیگه مطمئناً نمی‌تونم نبش قبرش کنم

42:22.127 --> 42:23.547
بامزه نبود

42:24.347 --> 42:26.347
ببخشید. شوخی نمی‌کردم

42:26.427 --> 42:28.597
شما خیلی سریع این مراسم ختم رو برگزار کردید

42:28.677 --> 42:29.977
ضمناً از اونجایی که

42:30.057 --> 42:32.387
،یه تحقیقات قتلِ در جریانـه، کار عجیبیـه

42:32.477 --> 42:33.767
...ولی

42:33.847 --> 42:36.187
ما می‌خواستیم فردا نبش قبرش کنیم

42:36.267 --> 42:38.227
البته بی‌سر و صدا

42:39.357 --> 42:40.647
برای چی؟

42:43.317 --> 42:45.777
سوارنظام رئیس‌تون رو کُشت

42:45.867 --> 42:48.407
درک می‌کنم، یه سابقه‌ای هست

42:48.487 --> 42:49.787
...ولی

42:49.867 --> 42:52.827
هنوزم باید احتمالات دیگه رو
در نظر بگیرید، درسته؟

42:53.367 --> 42:55.263
برای مثال، من چند ساعت پیش توی
صحنه‌ی جرم بودم و

42:55.287 --> 42:56.997
می‌دونی چی دیدم؟
،درست پای درخت

42:57.087 --> 42:58.917
رد لاستیک دیدم

43:00.377 --> 43:01.627
چجور ماشینی؟

43:01.717 --> 43:03.757
ببخشید. گفتم ماشین؟
نه، نه، نه

43:03.837 --> 43:06.547
نه... مال یه ویلچر بود

43:09.177 --> 43:10.887
و می‌فهمم چطور متوجهش نشدید

43:10.977 --> 43:14.017
می‌دونی، اون رئیس و دوستتون بود

43:14.097 --> 43:15.727
،وقتی انقدر به طرف نزدیکی

43:15.807 --> 43:17.607
انجام کارت خیلی سخت میشه

43:17.687 --> 43:19.527
واسه همین من اینجام

43:19.607 --> 43:20.817
هی، می‌دونستی که

43:20.897 --> 43:23.487
یه بخش پنهانی توی کمدش داشته؟

43:23.567 --> 43:26.157
چی؟ -
،آره، رفته بودم با زنش صحبت کنم -

43:26.237 --> 43:28.737
اونجا که بودم یه بخش مخفی پیدا کردم

43:28.827 --> 43:30.327
دیوونگی نیست؟

43:30.407 --> 43:31.947
چرا توی کمدش رو می‌گشتی؟

43:32.037 --> 43:34.827
،خب، وقتی پدرم به قتل رسید

43:34.917 --> 43:38.167
یه بخش مخفی توی کمدش پیدا کردن

43:38.247 --> 43:39.707
...پس، می‌دونی

43:40.587 --> 43:41.877
همیشه چک می‌کنم

43:42.547 --> 43:44.717
هر از گاهی نتیجه میده

43:48.347 --> 43:50.217
چی توش بود؟

43:52.387 --> 43:55.097
تو بهم بگو. چی بود؟

43:56.267 --> 43:58.397
من از کجا باید بدونم؟

43:58.477 --> 43:59.687
...خب

43:59.767 --> 44:02.147
،زنش بهم گفت بعد مرگ شوهرش

44:02.227 --> 44:03.987
فقط تو توی اون اتاق خواب بودی

44:05.067 --> 44:08.567
...و انجلا، راستش

44:09.237 --> 44:12.117
بهت نمی‌خوره از اونایی باشی که
غش و ضعف می‌کنن

44:16.867 --> 44:19.287
باشه، بهت میگم

44:20.127 --> 44:22.957
یه تندیس بالا تنه‌ی بدون لباس بود

44:23.047 --> 44:25.167
...فقط همین. گرچه

44:25.927 --> 44:27.483
به نظرم یه چیزی روش بوده

44:27.507 --> 44:29.887
نمی‌دونم. شاید رفیقت جاد، ازت خواسته که

44:29.967 --> 44:31.653
،اگه اتفاقی افتاد، از شرش خلاص بشی

44:31.677 --> 44:33.943
یا، می‌دونی، شاید شما دوتا
رابطه نامشروع داشتید که

44:33.967 --> 44:37.517
،اصلاً با عقل جور در نمیاد
چون شوهرت مثل چی جذابـه

44:38.397 --> 44:41.437
...ولی هر چی که هست، اینو می‌دونم

44:43.647 --> 44:45.567
مردایی که از درخت حلق‌آویز میشن و

44:45.647 --> 44:48.067
،توی کمدشون بخش‌های مخفی هست

44:48.157 --> 44:50.657
معمولاً فکر می‌کنن آدمای خوبی هستن

44:51.827 --> 44:56.497
...و اونایی که ازشون حفاظت می‌کنن هم
فکر می‌کنن آدمای خوبی‌ان

44:57.407 --> 45:00.377
...«ولی مسئله اینجاست، «سیستر نایت

45:02.837 --> 45:05.167
کار من اینه که ترتیب آدم خوبا رو بدم

45:40.997 --> 45:43.497
پس روز درازی توی دروازه‌های بهشت بوده

45:43.587 --> 45:45.957
تمام قهرمان‌ها رفتن جهنم

45:46.047 --> 45:49.717
کار خدا تموم شده و
داره جمع می‌کنه بره خونه

45:49.797 --> 45:52.177
و بعد متوجه میشه یه نفر منتظره

45:53.637 --> 45:56.847
.ولی یه قهرمان نیست
.فقط یه زنـه

45:56.927 --> 45:59.637
:خدا می‌پرسه
«از کجا اومدی؟»

45:59.727 --> 46:03.267
میگه: «اوه، من تمام مدت
،پشت اونای دیگه بودم

46:03.269 --> 46:04.177
« منهتن در آغوش شبح ابریشمی »

46:04.187 --> 46:06.107
«فقط منو ندیدی

46:09.187 --> 46:12.237
:خدا می‌پرسه
«من استعدادی بهت دادم؟»

46:13.317 --> 46:15.367
،میگه:
«نه

46:15.447 --> 46:17.867
«استعداد خاصی ندادی

46:20.367 --> 46:22.957
:خدا خیلی خوب نگاهش می‌کنه و میگه

46:26.707 --> 46:31.837
.خیلی متأسفم. خجالت‌زده شدم»

46:31.927 --> 46:36.597
...این معمولاً پیش نمیاد ولی

46:37.717 --> 46:39.767
«من نمی‌دونم کی هستی

46:40.927 --> 46:45.647
:و زن به خدا نگاه می‌کنه و آروم میگه

46:50.647 --> 46:53.947
«من همون دختربچه‌ایم که اون آجره رو انداخت هوا»

46:57.827 --> 47:01.707
،بعد یه صدایی از بالا میاد
صدای افتادن یه چیزی

47:01.787 --> 47:03.577
اون آجر

47:03.667 --> 47:08.207
.خدا بالا رو نگاه کرد ولی خیلی دیر شده بود
انتظارش رو نداشت

47:08.297 --> 47:12.127
انقدر محکم خورد توی سرش که
مغزش از دماغش اومد بیرون

47:13.177 --> 47:16.257
بازی تمومـه. اون مُرده

47:18.257 --> 47:21.097
و وقتی خدا بمیره، کجا میره؟

47:21.727 --> 47:23.687
میره به جهنم

47:25.557 --> 47:27.437
طبل‌ها نواخته میشه

47:28.397 --> 47:29.857
پرده‌ها

47:32.567 --> 47:34.737
جوک خوبی بود

47:34.817 --> 47:37.277
ببخشید. وقت شما تقریباً تمومـه

47:37.367 --> 47:41.037
55ثانیه برای اتمام پیامتون وقت دارید

47:45.327 --> 47:48.247
نمی‌دونم برای چی همش میام به این
اتاقک‌های تلفن احمقانه و

47:48.337 --> 47:50.337
برات جوک تعریف می‌کنم

47:52.457 --> 47:55.127
به هر حال تو که هیچوقت
حس شوخ‌طبعی نداشتی

47:57.967 --> 48:00.847
احتمالاً هیچوقت هم اینو نمی‌شنوی

48:02.347 --> 48:05.227
...ولی می‌دونی، گاهی

48:08.647 --> 48:10.817
گاهی وقت‌ها وانمود کردن هم خوبه

48:13.187 --> 48:16.197
عوضیای اینجا هنوز فکر می‌کنن به تخمتـه

48:17.907 --> 48:20.827
با اینکه ۳۰ سالـه داری
...روی یه سیاره‌ی دیگه

48:20.907 --> 48:23.157
زندگی می‌کنی

48:33.007 --> 48:35.797
ولی به هر حال ارزش نداریم که
کسی ما رو به تخمش بگیره، نه؟

48:35.877 --> 48:37.337
پیام تکمیل شد

48:37.427 --> 48:40.007
ممنون که کاربر ویژه‌ی شبکه‌ی
اتاقک آبی هستید

48:40.097 --> 48:43.717
پیام شما تقریباً بعد از 40 ثانیه
به مریخ می‌رسد

48:43.807 --> 48:47.227
شب بخیر، و ممنون بابت تماس با دکتر منهتن

48:47.307 --> 48:48.847
شب بخیر، جان

48:58.199 --> 49:10.199
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

49:37.277 --> 49:38.897
یعنی چی...؟

52:32.157 --> 52:34.367
سلام -
تو بانو ترو هستی -

52:34.617 --> 52:35.747
خودمم

52:36.127 --> 52:38.132
«آنچه در قسمت‌های بعد خواهید دید»

52:38.287 --> 52:39.837
اومدم یه میراثی بهت بدم

52:42.047 --> 52:43.417
یه میراث خونی

52:44.627 --> 52:46.007
اون چیه؟

52:47.797 --> 52:50.467
اولین مورد از عجایب دنیای جدید

52:51.467 --> 52:52.783
چیکار می‌تونم برات بکنم؟

52:52.807 --> 52:54.057
توی کمدش قایمش کرده بود

52:54.557 --> 52:57.187
انگار یه روز قیامت واسه خودمون داریم

52:58.517 --> 53:00.517
حاضریم، آقای فیلیپس؟ -
بله، قربان -

53:00.607 --> 53:02.477
با علامت من، خانم کروکشنکز

53:03.527 --> 53:05.937
...سه، دو، یک

53:06.357 --> 53:07.487
!پرتاب

53:09.487 --> 53:10.817
!عالیـه
